379
مجموعهای از تستهای طبقهبندیشده نظریههای جامعهشناسی برای آمادگی کنکور، آزمونهای دانشگاهی و مرور مفاهیم.
🧩 نظام شخصیتی چیست؟
نظام شخصیتی در نظریه پارسونز، بخشی از ساختار کنش انسان است که:
- تحت نظارت نظام اجتماعی و فرهنگی قرار دارد.
- از طریق اجتماعی شدن و تجربههای فردی شکل میگیرد.
- بهتدریج به یک نظام مستقل تبدیل میشود، اما همچنان وابسته به زمینههای اجتماعی و فرهنگی است.
پارسونز برای توضیح انگیزههای فردی، از مفهوم «تمایلات نیازی» استفاده میکند:
- این تمایلات برخلاف «کششها» که فطری و زیستیاند، در بستر اجتماعی شکل میگیرند.
- سه نوع اصلی دارند:
۱. تمایل به عشق و تأیید در روابط اجتماعی
۲. رعایت ارزشهای فرهنگی درونیشده
۳. پاسخگویی به نقشهای اجتماعی و انتظارات دیگران
با این تعریف، تصویر کنشگر در نظریه پارسونز کمی منفعل است؛ یعنی فرد بیشتر تحت تأثیر فرهنگ و ساختارها عمل میکند تا اینکه خودش ابتکار عمل داشته باشد.
@t_nazarieh
🌐نظام کنش پارسونز
1. ارگانیسم رفتاری
پارسونز ارگانیسم رفتاری را به عنوان یکی از چهار نظام کنش خود مطرح کرد. این ارگانیسم منبع انرژی برای نظامهای دیگرش بود. این ارگانیسم بر ساختمان ژنتیک استوار است و سازمان آن متأثر از فراگردهای مشروط کننده و یادگیری است که در دورۀ زندگی فردی رخ میدهد. ارگانیسم رفتاری در کار پارسونز یک نظام تهنشستی است و زمینه را برای تجدید حیات زیست شناسی اجتماعی در جامعه شناسی فراهم کرده است.
📌منبع: ریتزر، صفحۀ 141
2. ارگانیسم شخصیتی
نظام شخصیتی به وسیلۀ نظام اجتماعی و نظام فرهنگی نظارت میشود. او میگوید: گرچه مواد اصلی ساختار شخصیت از طریق اجتماعی شدن، نظامهای اجتماعی و فرهنگی استخراج میشود، اما شخصیت از طریق پیوندهایش با ارگانیسم خود و تجربۀ زندگی شخصی، به نظام مستقلی تبدیل میشود.
نظام شخصیتی در نظام نظری پارسونز منزلتی وابسته و فرعی دارد. پارسونز نظام شخصیت را نظام سازمان یافتهای از جهتگیری و انگیزش کنش کنشگر فردی می انگارد.
عنصر سازندۀ بنیادی شخصیت، تمایل نیازی است. پارسونز و شیلز تمایلات نیازی را مهمترین واحدهای انگیزش کنش به شمار آوردند. آنها تمایلات نیازی را از کششها متمایز کردند.
به نظر آنها کششها همان گرایشهای فطری و انرژی جسمانی که کنش را امکانپذیر میسازد، میباشد. به عبارت دیگر کششها بخشی از ارگانیسم زیستشناختی است اما تمایلات نیازی، گرایش فطری نیستند و طی فراگرد کنش بهدست میآیند.
تمایلات نیازی کششهایی هستند که به وسیلۀ زمینۀ اجتماعی شکل میگیرند. تمایلات نیازی کنشگران را وامیدارند تا چیزهایی را که در محیط عرضه میشوند، پذیرفته یا رد کنند.
پارسونز میان سه گونه تمایلات نیازی بنیادی تمایز قایل میشود:
1. نخستین گونه، کنشگران را وامیدارند تا در روابط اجتماعی شان بهدنبال عشق، تأیید و نظایر آن بروند.
2. دومین گونه،ارزشهای ملکۀ ذهن شدهای را دربر میگیرد که کنشگران را به رعایت معیارهای گوناگون فرهنگی وا میدارد.
3. گونه سوم، چشمداشتهای نقشی کنشگران را به دادن و ستاندن پاسخهای متناسب سوق میدهد.
این برداشت از شخصیت تصویر منفعلی را از کنشگران بهدست میدهد. کنشگران از طریق کششهای تحت سلطۀ فرهنگ و یا تحت تأثیر ترکیبی از کششها و فرهنگ یعنی از طریق تمایلات نیازی به کنش وادار میشوند. نظام شخصیتی انفعالی نقطۀ ضعف آشکار نظریه پارسونز بهشمار میآید.
پارسونز از جهات گوناگون شخصیت را به نظام اجتماعی پیوند داده بود. نخست آنکه کنشگران باید یاد بگیرند که خودشان را بهفراخور جایگاهی که در جامعه اشغال میکنند، در نظر بگیرند. دوم آنکه، مُهر چشمداشتهای نقش بر هریک از نقشهاییکه کنشگران فردی بهعهده میگیرند، خورده است. دیگر آنکه انظباط شخصی، ملکۀ ذهنکردن جهتگیریهای ارزشی، یکسان هویتی و نظایر آن، به اشخاص آموخته میشود. همۀ این نیروها در جهت یکپارچگی نظام شخصیتی و نظام اجتماعی عمل میکنند.
جنبۀ دیگری از کار پارسونز که حالت انفعالی نظام شخصیتی او را بازتاب میکند علاقۀ او به ملکۀ ذهن ساختن، به عنوان بعد اجتماعی شدن است.
📌منبع: ریتزر، صفحۀ 139و140و141
@t_nazarieh
🌐 کارکردگرایی ساختاری پارسونز
بحث دربارۀ کارکردگرایی ساختاری پارسونز را با صحبت از چهار تکلیف کارکردی مشهورش که برای همۀ نظامهای کنشی تعیین کرده است، آغاز میکنیم.
یک کارکرد، مجموعۀ فعالیتهایی است که در جهت برآوردن یک نیاز یا نیازهای نظام انجام میگیرد.
پارسونز با توجه به این تعریف، معتقد است که چهارتکلیف است که برای همۀ نظامها ضرورت دارند: 1.تطبیق، 2.دستیابی به هدف، 3.یکپارچگی، 4.سکون یا نگهداشت.
هر نظامی برای زنده ماندن باید این چهار کارکرد را انجام دهد:
1- تطبیق: هر نظامی باید خودش را با محیطش تطبیق دهد و محیط را نیز با نیازهایش سازگار سازد.
2- دستیابی به هدف: یک نظام باید اهدافهای اصلیاش را تعیین کند و به آنها دست یابد.
3- یکپارچگی: هر نظامی باید روابط متقابل اجزای سازندهاش را تنظیم کند و به رابطۀ میان چهار تکلیف کارکردیاش سرو صورتی بدهد.
4- سکون یا نگهداشت الگو: هر نظامی باید انگیزشهای افراد و الگوهای فرهنگی آفریننده و نگهدارندۀ این انگیزشها را ایجاد، تجدید و نگهداری کند.
این چهار تکلیف با چهار نظام کنش پیوند دارند:
1- ارگانیسم زیستشناختی، نوعی نظام کنش است که کارکرد تطبیقیاش را از طریق سازگاری و تغییر شکل جهان خارجی انجام میدهد.
2- نظام شخصیتی، کارکرد دستیابی به هدف را از طریق تعیین هدفهای نظام و بسیج منابع برای دستیابی به آنها، انجام میدهد.
3- نظام اجتماعی، با تحت نظارت درآوردن اجزای سازندهاش، کارکرد یکپارچگی را انجام میدهد.
4- نظام فرهنگی، کارکرد سکون را با تجهیز کنشگران به هنجارها و ارزشهایی که آنها را به کنش بر میانگیزند، انجام میدهد.
منبع: ریتزر، صفحات131 و 132
@t_nazarieh
💢پست موقت
دوستان این مطالب را جهت استفاده عموم دانشجویان و علاقمندان به یادگیری در کانال قرار میدهم.
متاسفانه در سالهای گذشته برخی اعضا مطالب کانال را در قالب جزوه در اختیار سایرین قرارداده بودند و از ایشان مبالغی دریافت کرده بودند.
این نوع رفتارها ضمن اینکه باعث از بین رفتن انگیزه تولید محتوا برای من میشود از نظر اخلاقی هم کار درستی نیست.
علت توقف در تولید محتوا در این چند سال هم همین رفتار برخی از این دوستان بود.
لطفا در صورت مشاهده چنین رفتاری لینک کانال را به مخاطبان تان بدهید که بدون پرداخت هزینه از مطالب استفاده کنند.
🙍♂جورج هومنز (۱۹۱۰)
🔸جورج هومنز تحت تاثیر افکار پارتو بود.
🔸این تاثیر پذیری منجر به نگارش کتابی با عنوان درآمدی به پارتو توسط هومنز و با همکاری چارلز کرتیس شد.
🔸هومنز در هاروارد کار می کرد. جایی که پارسونز گروه روابط اجتماعی را تشکیل داده بود. هومنز تبادل فکری دراز مدتی با پارسونز داشت که در کتابها و مجلات نتایج آن منتشر شد.
🔸هومنز معتقد بود که نظریه پارسونز نظریه نیست بلکه نظام گسترده ای از مقولات فکری است که بیشتر جنبه های جهان اجتماعی در آن می گنجد.
🔸هومنز معتقد بود که نظریه باید مبتنی بر مشاهدات دقیق زندگی اجتماعی باشد اما نظریه پارسونز از سطح کلی به سطح تجربی حرکت می کرد.
🔸هومنز انبوهی از مشاهدات تجربی اش را روی هم انباشته کرده بود و بدنبال رهیافت نظری برای تحلیل این داده ها بود.
🔸او تحت تاثیر نظریه رفتارگرایی روانشناختی بی اف اسکینر نظریه تبادل خود را ساخته و پرداخته کرد.
@t_nazarieh
🙍♂پیتریم سوروکین(۱۹۶۸_۱۸۸۹)
🔸پیتریم سوروکین کتاب چهارجلدی با عنوان پویایی اجتماعی و فرهنگی نوشت.
🔸او در این کتاب به بیان نظریه اش پرداخت که از جهت پهنه و پیچیدگی برکار پارسونز برتری دارد.
🔸او در این اثر نظریه عامی درباره دگرگونی اجتماعی و فرهنگی را بیان کرد.
🔸برخلاف کسانی که درصدد ساختن نظریه تکاملی درباره دگرگونی اجتماعی بودند، او نظریه ای چرخه ای را ارائه کرد.
🔸به عقیده او جوامع بشری میان سه گونه ذهنیت در نوسان است. ذهنیت حسی، ذهنیت مفهوم پردازانه و ذهنیت آرمانگرایانه.
🔸جوامع مبتنی بر ذهنیت حسی برنقش حواس در درک واقعیت تاکید دارد.
🔸جوامعی که تحت سلطه شیوه های متعالی تر و مذهبی تر فهم واقعیت قرار دارند ذهنیت مفهوم پردازانه دارند.
🔸جوامع مبتنی بر ذهنیت آرمانگرایانه از نوع گذاری اند و تعادل میان دوگونه دیگر را برقرار می سازند.
🔸محرک دگرگونی اجتماعی را باید در منطق درونی هریک از این جوامع جستجو کرد.
🔸جوامع بشری تحت فشار داخلی برای بسط شیوه تفکرشان به آخرین حد منطقی اش قرار دارند.
🔸یک جامعه حسی سرانجام آنقدر حسی می شود که زمینه برای سقوطش فراهم می شود. وقتی ذهنیت حسی به آخرین حد منطقی اش می رسد مردم به نظام های مفهوم پردازانه پناه می برند.
🔸نظام مفهوم پردازانه باز دوباره به آخرین حد منطقی اش می رسد و جامعه بیش از حد مذهبی می شود. در این زمان زمینه برای پدیدارشدن یک فرهنگ آرمانگریانه آماده می شود و این چرخه در جامعه تداوم می یابد.
🔸سوروکین نظریه ای تکاملی را در مورد دگرگونی اجتماعی ساخته و پرداخته کرد و برای اثبات نظریه اش شواهدی از هنر، فلسفه، سیاست و نظایر آن ارایه کرد که کار بزرگی بود.
🔸سوروکین یک کتاب دیگر هم با عنوان "غرایب و کاستی های جامعه شناسی نوین و علوم وابسته" نوشته است.
@t_nazarieh
👨⚕چارلز هورتن کولی (۱۹۲۹-۱۸۶۴)
🔸کولی به خاطر بینشهایی که در زمینه جنبه های روانشناسی اجتماعی حیات اجتماعی داشت شناخته می شود.
🔸کولی به موضوع آگاهی علاقمند بود ولی از جداکردن آگاهی از زمینه اجتماعی خودداری می کرد.
🔸مفهوم خود آینه سان او که تا امروز اعتبار دارد این معنا را دربر دارد که انسانها آگاهی کسب می کنند و این آگاهی در کنش متقابل و مداوم اجتماعی شکل می گیرد.
🔸مفهوم دیگری که علایق روانشناسی اجتماعی کولی را نمایان می سازد مفهوم گروه نخستین است.
🔸گروه نخستین گروهی رو در رو است که در پیوند دادن کنشگر به جامعه گسترده تر نقشی اساسی دارد.
🔸گروههای نخستین جوانان که بیشتر گروه خانوادگی و گروه همگنان اند نقشی حیاتی دارند. در میان همین گروهها است که افراد به عنوان یک موجود اجتماعی رشد می کنند.
🔸اساسا در چهارچوب گروه نخستین است که خوداینه سان پدیدار می شود و کودک خودمحور یاد می گیرد که دیگران را به حساب اورد و از این طریق به یک عضو سهیم در جامعه تبدیل می شود.
🔸براساس دیدگاه رفتارگرایان انسانها کورکورانه و ناآگاهانه در برابر محرک های خارجی واکنش نشان می دهند اما کولی معتقد بود که انسانها آگاهی و خود دارند و جامعه شناسان باید این جنبه از واقعیت اجتماعی را بررسی کنند.
🔸کولی از جامعه شناسان می خواست که خودشان را جای کنشگران مورد بررسی شان بگذارند و روش درون نگری همدلانه را برای تحلیل آگاهی به کار برند.
🔸جامعه شناسان با بررسی آنچه کنشگران در موقعیتهای گوناگون انجام می دهند می توانند به معناها و انگیزه هایی که در این رفتار اجتماعی نهفته اند آگاهی یابند.
🔸او معتقد بود که جامعه شناسی باید برپدیده های روانشناختی اجتماعی همچون آگاهی ، کنش و کنش متقابل تاکید ورزد.
@t_nazarieh
🧠 ارگانیسم رفتاری چیست؟
پارسونز این بخش را به عنوان یکی از چهار نظام اصلی کنش معرفی میکند.
- این ارگانیسم مثل موتور انرژیدهنده به بقیه نظامها عمل میکند.
- پایهاش ژنتیکی است، اما در طول زندگی فرد، تحت تأثیر یادگیری و تجربه شکل میگیرد.
- پارسونز آن را «تهنشستی» میداند، یعنی پایهای و زیربنایی، و معتقد است که میتواند جامعهشناسی را دوباره به زیستشناسی اجتماعی پیوند دهد.
@t_nazarieh
🌐نظام کنش پارسونز
چهار نظام کنش، از اجزای اصلی سازندۀ نظریۀ کنش پارسونز است. این چهار نظام عبارتست از:
1- ارگانیسم رفتاری
2- نظام شخصیتی
3- نظام اجتماعی
4- نظام فرهنگی
پارسونز از سطوح واقعیت اجتماعی و روابط شان برداشت سلسله مراتبی داشت. در نظام پارسونز سطوح پایین تر انرژی مورد نیاز سطوح بالاتر را فراهم میکند و سطوح بالاتر، سطوح زیرین خود را در این سلسله مراتب، تحت نظارت دارد.
در این سلسله مراتب، سطح جسمانی یا ارگانیک بالاترین سطح انرژی و پایین ترین سطح نظارت را دارد و بالعکس نظام فرهنگی پایین ترین سطح انرژی و بالاترین سطح نظارت را دارد.
منبع: ریتزر، صفحات 132 و 133
@t_nazarieh
انواع کارکردگرایی ساختاری
مارک آبراهامسون(1978) استدلال میکند که کارکردگرایی ساختاری ماهیت یکپارچه ندارد. او سه نوع کارکردگرایی ساختاری را برمیشمرد: کارکردگرایی فردگرایانه، کارکردگرایی فیمابینی، کارکردگرایی اجتماعی.
🔻کارکردگرایی فردگرایانه: در این گونه کارکردگرایی، بر نیازهای کنشگران و انواع ساختارهای بزرگی مانند نهادهای اجتماعی و ارزشهای فرهنگی که به عنوان پاسخهای کارکردی به این نیازها پدیدار میشوند، تاکید دارد.
🔻کارکردگرایی فیمابینی: در این گونه کارکردگرایی بر روابط اجتماعی، به ویژه مکانیسمهایی که برای سازگاری با فشارهای موجود در این روابط بهکار برده میشوند، تأکید میشود.
🔻کارکردگرایی اجتماعی: رهیافت غالب را در میان جامعه شناسان هوادار کارکردگرایی ساختاری تشکیل میدهد. کارکردگرایی اجتماعی بیشتر به ساختارهای اجتماعی و نهادهای پهندامنه جامعه، روابط داخلی میان آنها و نیز تأثیر مقیدکنندۀ آنها روی کنشگران توجه دارد.
▪️برانیسلاو مالینوفسکی انسان شناس از هواداران عمدۀ کارکردگرایی فردگرایانه بود.
▪️کارکردگرایی فیمابینی سرمشق انسان شناس دیگر، ای بی ردکلیف براون است.
▪️«مهمترین نمایندۀ کارکردگرایی اجتماعی تالکوت پارسونز است.» (به نقل از خالد جاذبی1400)
منبع: ریتز، صفحۀ 120
@t_nazarieh
اروین گافمن (1922- 1982)
گافمن وابسته به مکتب شیکاگو است. معلم او هربرت بلومر است. گافمن و بلومر دانشگاه برکلی را به کانون نظریه کنش متقابل نمادین تبدیل کردند.
گافمن با وجود افول نظریه کنش متقابل نمادین جای استوار و مشخصی در نظریه جامعه شناسی معاصر دارد. او در فاصله دهه 1950 تا 1970 رشته کتابها و رسالاتی منتشر کرد که به زایش تحلیل نمایشی به عنوان صورت دیگر کنش متقابل نمادین انجامید.
💥گافمن به خاطر نظریه نمایشیاش شهرت دارد.
💥بهترین اثر گافمن در زمینه نظریه نمایشی «نمود خود در زندگی روزانه» است که در سال 1959 منتشر شد.
به عقیده گافمن میان اجراهای تئاتری و انواع کنشهایی که در اعمال روزمره و کنشهای متقابل مان انجام میدهیم، وجوه مشترک وجود دارد.
به نظر او کنش اجتماعی با اجرای اجتماعی حفظ میشود. به نظر او در هر کنش متقابلی یک جلوی صحنه وجود دارد که با پیش صحنه اجرای تئاتر قرینه است.
بازیگران صحنه تئاتر و نیز زندگی اجتماعی، هردو به حفظ ظاهر و وسایل صحنه آرایی علاقمند هستند.
در هر دو اجرا یک عقب صحنه وجود دارد که بازیگران میتوانند به آنجا برگردند و خودشان را برای اجرا آماده کنند. در پشت صحنه بازیگران نقشهای خود را رها میکنند و به خودشان برمیگردند.
گافمن یک شخصیت برجسته در جامعه شناسی خرد بود.
منبع: ریتزر، صفحات93 و 94
@t_nazarieh
🙍♂سی رایت میلز(۱۹۱۶_۱۹۶۲)
🔸سی رایت میلز مارکسیست نبود اما آثار نظری او در زنده نگهداشتن یک سنت مارکسیستی در آمریکا نقش داشت.
🔸نخستین اثرش یقه سفیدان و دومین اثرش نخبگان قدرت که دو اثر عمده او بودند سیاست رادیکالش را بازتاب می کند.
🔸در کتاب یقه سفیدان از منزلت یک رده شغلی روبه رشد یعنی کارکنان یقه سفید انتقاد می کند.
🔸در کتاب نخبگات قدرت سعی می کند نشان بدهد که آمریکا چگونه تحت سلطه گروه کوچکی از سوداگران ، سیاستمداران و سران نظامی درآمده است.
🔸کتاب منش و ساختار اجتماعی را با همکاری هانس گرت نوشت که بیشتر از نظریه وبری و فرویدی متاثر است تا نظریه مارکسیستی.
🔸در دهه ۱۹۵۰ به مارکسیسم و مسائل جهان سوم علاقمند شد که باعث نوشتن دو کتاب دیگر شد. کتاب "یانکی گوش کن، انقلاب کوبا" و کتاب "مارکسیستها".
🔸کتاب "یانکی گوش کن؛ انقلاب کوبا" ، درباره انقلاب کمونیستی در کوبا بود.
🔸رویکرد انتقادی میلز در کتاب تخیل جامعه شناختی او به اوج خود رسید.✅
🔸میلز در کتاب تخیل جامعه شناختی به پارسونز و نظریه اش انتقاد شدیدی کرده است.
🔸پخته ترین کار نظری میلز منش و ساختار اجتماعی بود که با همکاری هانس گرت نوشته است. ✅
@t_nazarieh
🙍♂تالکت پارسونز ( ۱۹۷۹_۱۹۰۲)
🔸پارسونز دانشجویان برجسته ای را به جامعه شناسی تحویل داد از جمله رابرت مرتون، کینزلی دیویس ، ویلبرت مور.
🔸او در سال ۱۹۳۷ کتاب ساختار کنش اجتماعی را نوشت. او در این کتاب نظریه پردازی جامعه شناختی را به عنوان یک فعالیت مشروع و علم در جامعه شناسی مطرح ساخت.
🔸در آغاز به عنوان نظریه پرداز کنش تصور شده بود. به نظر می رسید که بر کنشگران و اندیشه ها و کنش های شان تاکید دارد.
🔸پس از نشر کتابش در سال ۱۹۳۷ و آثار بعدی به یک نظریه پرداز ساختاری _کارکردی شباهت بیشتری داشت که برنظام های اجتماعی و فرهنگی پهن دامنه تاکید داشت.
🔸در سال ۱۹۵۱ کتاب نظام اجتماعی را منتشر کرد که در این کتاب بر ساختارهای جامعه و روابط شان با همدیگر تاکید داشت.
🔸به عقیده پارسونز ساختارهای جامعه از یکدیگر پشتیبانی می کنند و گرایش به حرکت به سوی یک توازن پویا دارند.
🔸تاکید او بیشتر بر چگونگی حفظ نظم در میان عناصر گوناگون جامعه بود.
🔸 به عقیده او دگرگونی یک فراگرد سامانمند است. او یک نوع نظر نو تکاملی درباره دگرگونی اجتماعی را پذیرفت.
🔸پارسونز معتقد بود که روابط بین نظام های اجتماعی و روابط درون نظام اجتماعی دارای انسجام، توافق و نظم هستند.
🔸به نظر او ساختارهای گوناگون اجتماعی کارکردهای مثبت متعددی برای یکدیگر انجام می دهند.
@t_nazarieh
👨⚕جورج هربرت مید(۱۸۶۳-۱۹۳۱)
🔸مید مهمترین اندیشمند وابسته به مکتب شیکاگو و نظریه کنش متقابل نمادین بود.
🔸او دررگروه فلسفه روانشناسی اجتماعی درس می داد که بسیاری از دانشجویان جامعه شناسی آن را گرفته بودند.
🔸هنوز نظریه ای به نام کنش متقابل نمادین شناخته نشده بود اما دانشجویان آن را از ترکیب منابع گوناگون ساخته بودند و به این ترتیب مید تاثیر عمیقی بر کسانی داشت که در آینده نظریه کنش متقابل نمادین را ساخته و پرداخته کردند.
🔸دانشجویانش یادداشتهایی از درس های او را در قالب یک کتاب بنام خود او منتشر کردند. کتاب ذهن، خود و جامعه.
🔸این اثر شاهستون فکری نظریه کنش متقابل نمادین به شمار می آید.
🔸مید تحت تاثیر رفتارگرایی روانشناسی بود و بسیاری از گرایش های آن را پذیرفته بود. تاکید این جهتگیری را بر کنشگر و رفتارش اقتباس کرده بود.
🔸مید تعلق رفتارگرایان روانشناختی به پاداشها و خسارتهای مندرج در رفتار گنشکران را معقول می دانست.
🔸مید معتقد بود رفتارگرایان آگاهی را از شمول بررسی خود خارج ساخته اند و سعی کرد با بسط اصول و روشهای بسیار علمی رفتارگرایی روانشناختی، مفهوم علمی تری از آگاهی را بدست دهد.
🔸نظریه کنش متقابل نمادین برپایه تعلق زبمل به کنش و کنش متقابل و علاقه مید به آگاهی ساخته و پرداخته شد.
@t_nazarieh