snhelmi | Unsorted

Telegram-канал snhelmi - 🔥سرای حلمی🔥

453

رمزی و کلیدی به در و منزل ماست بر هر که بخواند این خط راز سلام انتشار مطالب بدون ذکر نام و منبع نقض قانون مالکیت مادی و معنوی‌ست و پیگرد به همراه دارد. snhelmi.blog.ir instagram.com/snhelmi youtube.com/@navidhelmi دونیت hamibash.com/helmi

Subscribe to a channel

🔥سرای حلمی🔥

: نه این همچون آن روح است؟

: چرا! این همان روح است.

: تلخ و سخت و گزاف و گزنده!

: آری، امّا شیرین است.‌ برکت است. بزم نور و نواست. آسمان است، اینک که زمین به خون غلتیده.

: و چه عاشقانه‌ است این بی مزد و منّت زیستن. این به تنهایی والاترین سرود زندگانی را خواندن، آنگاه که مردمان و یاران خواب ترکت می‌دارند و تو خورشید آسمان‌های اعماقی.

: آری عاشقانه است.
عاشقانه‌ای از اعماق دل اشک و گدازه‌ی روح.

: حقیقت جز این نتواند بود.


حلمی * افسانه‌ی هیوتاژ



#عاشقانه
#از_اعماق_دل_اشک
#گدازه‌ی_روح





🌅 @snhelmi 🌠

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

عاشقان مجرای عشق‌اند ای عزیز
عشق اینجا اصل و عاشق ریزریز

عشق را جویید بر روی زمین
ماورای هفت راه و هفت دین

با زبان می‌زده گفتند خوش
آن سلاطین پر از گفتِ خمش:

سوی ما تا بی‌نهایت راه دور
بر زمین جوییده باید این عبور

گرد پای سالکان سخت‌جان
سرمه‌ی چشمان حق‌مردان جان

سالکی از مال و نخوت باخت سر
واصلی با کبر و شهوت ساخت در

زان درِ آتش‌زن بیهوده‌سوز
عاقبت سوزید این بیراه‌دوز

ساز عاشق خارج از این سازهاست
آنچه عاشق می‌زند از رازهاست

رازها از مردم عامی نهان
با عوام همچون عوام ای جانِ جان

خاص را دیدی ولی لنگر بزن
خاص را از دل بگو و سر بزن

گاه مهدیسی خر یک گاو شد
گاه ناچیزی بری از داو شد

داو دل چون شد دگر بی اختیار
عقل باز و آب زن جان بی گدار

سر به قبله این تو و آن قبله پوچ
خواه تو مکّه نشینی یا که یوچ

عارفِ ملحد بداند این رموز
آنکه روزش شب شد و شبهاش روز

سالک دانا که عقلش سوخته
مشعلش از جام دل افروخته

**

داستان دل بخوان و رام شو
با سپاه عاشقان همگام شو

کیسه‌ی اندوخته خوش پارپار
دور باد از خانه‌ات این هشت و چار

موعد رمضان و وقت این ملات
باده‌ی عشق و خماران ماتِ مات

دست جام و لب تر و هنگامه خوش
گفت سلطان: نقطه و وقت خمش

حلمی
#مثنوی_داو_دل




❤️‍🔥 @SNHELMI 🦅

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

از آنجا که دور است
و دست روح نیز نمی‌رسد
چه برسد به آدمی،
بایست ایستاد و دید
بی‌تن - این جامه‌ی زار -
و از آن‌ سوی روح
آن‌ سوی آفتاب
آن‌ سوی شب
و آن سوی هر چه سوست
بایست دید پوچی این همه را
برگ را که در باد می‌رقصد
آن‌ را که بر خاک می‌افتد
و به دمی برمی‌خیزد
- که دم اینجاست
و پاداش و بادافره آدم اینجاست -
مگر او که از چگالی جرم
به هیکل مسخ افتاده است
- این رهبران تاریکی -

و راه را بایست دید
و سپس در هیبت راه درغلتید
ماه را باید دید
که از درون می‌تابد
و انعکاس ماه را در آب چشمه‌ساران ابدی
که تویی
و کلمه را
- این موسیقی فرّار -
بایست شکر گفت
و از کلمه
- این رقص مجسّم -
بایست برکت یافت.

من بر دروازه‌های بلند ایستاده‌ام
به دربانی -
و منتظرم.


*

: هیوتاژ بیدار شو!
هیوتاژ!
بیدار شو
که بار بس سنگین است
و راه بس طولانی!

: باده بیار!
بی مستی جان نتوانم برد
از این رسالت شانه‌شکن!
موسیقی بیار!
موسیقی بنواز!

: آه! موسیقی!
از یاد برده‌ای؟
این رسالت توست!




حلمی * افسانه‌ی هیوتاژ


#از_آنجا_که_دور_است
#بر_دروازه‌های_بلند




🌅 @snhelmi 🌠

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

عزیزان سه چهار سال پیش این کتاب را منتشر کردم که ببینم آیا مخاطب ارزشی برای کلام قائل است که بهایی بپردازد و یا موجودی مفت‌خوان‌ و مفت‌خور و به درد نخور است.
از ۵۰ نسخه هنوز ۱۰، ۱۲ نسخه باقی مانده است.
اینها را بخرید تا تمام شود که ناشر با من به قیمت هفت کیلو بادمجان تسویه حساب کند.
قیمت ۱۰۰ هزار تومن.

ارادتمند
سید نوید حلمی

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

رمز گشودی سر دل، ساعت دل، ساحت دل
خواب نمودی و مرا بار زدی بابت دل

سخت و خوش و شرّ و نکو، این همه را کوی به کو
کار کن و هیچ مگو، هیچ مجو راحت دل

غمزدگان را بهل و سوی خوشان هلهله کن
گام نخستین بزن و دم مزن از غایت دل

این سفر خامشی و از همه عالم زدگی
بُر زدن بی‌همگی تا به سر قامت دل

آه که خامی مکنی، حسن‌ختامی مکنی
بر تو که عامی مکنی، جان تو و طاعت دل

نوقدمی دوش مرا خطبه‌ی پیرانه سرود
ساعت می بود و مرا آینگی عادت دل

حلمی از این باد گران هیچ نماند به جز آن
جام دلیرانه کِش و ساده کن این غارت دل



❤️‍🔥 @SNHELMI 🦅

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

https://youtube.com/shorts/l4aq2HUj_ZY?si=2rL22Yc1dwaoqpNK

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

ما کم‌شماریم! ما کوچک‌ایم! کم‌ایم و بی‌ادّعا! ما را با انبوهی هیچ صنمی نیست. ما با خلق بیگانه‌ایم، اگرچه درون خلق‌ایم و معنای خلقت‌ایم.

چو خلق سر به قبله‌ای کند، آن قبله خطاست.
جمعیت به هر جا که رود، بیجاست.

زمین‌ایم، ردای آسمان بر دوش انداخته.
آسمان‌ایم، جام عشق نوشیده، به زمین باخته.

خیر می‌رقصد و شر می‌خندد.
شاه می‌تازد و شیخ می‌بندد.
از این گمشدگی‌ها بیرون‌ایم.
از این بازی‌ها بالاییم.


حلمی * افسانه‌ی هیوتاژ


#بیرون‌ایم
#بالاییم



🌅 @snhelmi 🌠

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

https://youtube.com/shorts/bo_zxKmereA?feature=share

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

دل بر آن بندیم کو دُردانه است
بر چنان چیزی که جاویدانه است

مشتِ خود وا کرد دنیا، جفت پوچ!
گفتمش پس چیست این‌ها؟ گفت: پوچ!

وا کنیم این پوست از خود یک دمی
وا رهیم از غصّه‌ی بیش و کمی

ذکر حق گوییم و نجوای ابد
ره بریم آن‌سو ورای نیک و بد

خانه‌ی روحانیانِ بی‌نقاب
نوشخوارانِ خوشِ میخانه‌خواب

آن‌سو که دل با دلارا یکسر است
خانه‌ی روح است، خانِ آخر است

سربه‌سر باید گسست از این جهان
در جهان هم کارِ ما کار خوشان

رقص و موسیقی و مِی‌نوشی خوشا
یا به دل در هر چه می‌کوشی خوشا

گفت با من رمزِ نیکِ لامکان
آن صنم در معبدی، شوریده‌جان

چون شنیدی رمز ما، پس نیک باش
رهروی راه خوش باریک باش

صبر کن تا قرص ماه تابناک
بشکفد بر آب‌های خوابناک

روح چون سر زد دگر هستی یکی‌ست
مرگ را بینی دکان زندگی‌ست

نیستی یعنی تو جای دیگری
آنچه را اینجا نه، آنجا گستری

زندگان مرده‌ را اینجا رهان!
زندگان‌ زنده را با ما بخوان!


*


آن پری زنده‌ی بی‌ادّعا
خواب بودم، گفت برخیز و بیا

آمدی جانم به قربانت، به‌جا!
آفرین بر جان خواب مبتلا

آفرین بر ما که بی‌ما زیستیم
در زند آنگه که در ما نیستیم

آفرین بر عشق و این جام رَزی
مه‌روانا! مه‌رویا! خوش می‌وزی


حلمی



#مثنوی
#دردانه
#جام_رزی




❤️‍🔥 @SNHELMI 🦅

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

https://youtube.com/shorts/POvUSvTZ4UE?si=tMsFVN5ymZ0OeFn3

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

https://youtube.com/shorts/Sb-9KYUDMFY?si=NbmqpnFxRuSsinau

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

کلمات در آستانه ایستاده‌اند و منتظرند. من امّا هنوز مرددم. ای شگفت از پس این همه سال‌ها همچنان مرددم. به این بار سترگ از هر سوی و زاویه می‌نگرم. این سترگ‌ترین سترگ را چگونه بر دوش فکنم؟

کبیران در آستانه ایستاده‌اند و منتظرند.
من امّا هنوز مرددم.

مُلک در آتش سوخته از جنازه و خشم. مرگ در مرگ غلتیده و خون از خون جوشیده. بی‌خردان از هر سو به جدال‌، چون این کودنانِ خون‌آلوده بر منبرهای پوسیده.

من‌، برخیزیده
جام کهنه از چرخ قاپیده
- به جستجوی راه گریز؛
این سترگ‌ترین سترگ را چگونه توانم؟
نه، نمی‌توانم! -

پیران در آستانه ایستاده‌اند و منتظرند.
من امّا..


حلمی * افسانه‌ی هیوتاژ


#بار_سترگ




🌅 @snhelmi 🌠

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

ناگهان چیزی درخشیدن گرفت
تا که در دل عشق بخشیدن گرفت

ناگهان‌ دیو سیاه‌ خواب‌ها
از خروش نور لرزیدن گرفت

شهد بیداری که بخت کس نبود
از دهان روح باریدن گرفت

رمز را گفتند‌ و در وقت سحر
بی‌امان‌ صد لرزه کوبیدن گرفت

عاشقی بوسید قلب کوچه را
قلعه‌ی ضحّاک پاشیدن گرفت

در شبی از سوز و سازِ رازها
شاهدی این قصّه را گردن‌ گرفت

عزم حلمی خانه‌ی آرام بود
خاکِ آتش خوش بُد و دامن گرفت




❤️‍🔥 @SNHELMI 🦅

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

: ای بلندآوازه‌ی بی‌نام! ای آفتاب خاموش در دل تاریکی‌ها! نفس مقدّس هستی چگونه بیش از این توان خوار داشت؟ بر چنین پلیدی چه رواست و بر چنین پلید حکم چیست؟ بگو تا برانم!

: مسخ.


*

کوبیده شد‌.



حلمی * افسانه‌ی هیوتاژ




🌅 @snhelmi 🌠

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

او که آنجا با نقاب نشسته است و حکم می‌راند
نقش بازی می‌کند.
او معتقد اعمال خود، و حتی معتقد به اعتقاد خود نیست
او حتی عامل اعمال خود نیست
تنها مفلوکی‌ست دست‌نشانده.

او از خود بیزار است
با خود بیگانه است
و مزدور و فرمانبر نفس تباه خویش است
زین رو مزدوران و تباهان گرداگرد خویش آورده.

او که آنجا با چهره‌‌ای درهم،
با قلبی خشکیده و سرشار از کینه
در عذاب نشسته است
و حکم می‌راند؟
نه، او تنها حکم می‌خواند.
و دانایان می‌دانند که او تنها مفلوکی دست‌نشانده است.

پیر بی‌نام چنین گفت
حال که چشمانش چون دو زغال افروخته می‌گدازید
خرقه‌ی اتشین در سرمای کوهستان گرد خود پیچید
و در هوهوی باد شمال ناپیدا شد.
راه چون اقیانوسی بی‌کرانه برگزیده را به خویش می‌خواند.
این‌بار در خطوط تقدیرش، نشان از هیچ نه نبود.


حلمی * افسانه‌ی هیوتاژ



#راه_برگزیده





🌅 @snhelmi 🌠

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

https://youtube.com/shorts/KORtmEmRWb4?si=26sx77vwYnsr2XVX

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

https://youtube.com/shorts/P7jdt-xIB0Q?si=UxRP1r4A1GonzOsu

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

https://youtube.com/shorts/eKC1n1hDzjU?si=jhcf3eSnvdtlfPb0

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

کتاب صد غزل | انتشارات کتاب متخصصان
https://www.motekhassesan.com/product/sad-ghazal/

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

: کار چیست؟

: هنوز آن بزرگان - به پندار خویش - به درگاه نیامده‌اند و کقش حقیقت نبوسیده‌اند. آن شاهان و آن شیخان - هر دو از یک گِل - هنوز هیچ کدامشان به این اردوگاه در نیامده‌اند.
هنوز هیچ خطی عذرخواه به نزد ماه نرسیده است.

: پس همچنان بیچارگی برجاست!

: آری.



حلمی * افسانه‌ی هیوتاژ



#خط_عذرخواه
#شاه_و_شیخ


🌅 @snhelmi 🌠

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

نور تو زد،‌ عالم و آدم خوش است
این دم و آن صورت بی‌غم خوش‌است

موسیقی عشق میان من است
هر چه که می‌گویم و گفتم خوش است

از نفس توست همه این سخن
زخم بسوزاند و مرهم خوش است

این قلم روح که جان من است
هر چه برقصانی و رقصم خوش است

هر چه بگردانی و تابم دهی
هر چه بپیچانی و پیچم خوش است

هر که بگوید که چه است این سخن
گویم از آن راحله‌ی دم خوش است

هر که به حرف تو بگیرد خطا
گویم از آن رایحه مستم، خوش است

صوت تو زیر و بمش آرامش است
هو بزند هی بزند هم خوش است

ای دل من صورت ظاهر مبین
نکته‌ی پنهان که بیارم است

من چو از آن قافله فرمان برم
هر چه بگویند و پذیرم خوش است

حلمی از آن روز که آزاد شد
طبل خدا گشت و به عالم خوش است




❤️‍🔥 @SNHELMI 🦅

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

@YtbAudioBot

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

https://youtube.com/shorts/IJarX9Prfes?si=DPFI2tElmvIVHSqQ

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

: در جمهوری میان دو چشمانت چه می‌گذرد به جز آتش و خون و شکست؟

: حقیقت را دژبانانی مسلّح می‌بایست.

: به وصل نو..

: خانه و کاشانه قمار کن. از مرزها بگذر!
آن‌سویت منتظرم.

: چنان ساده نیست.

: چنین حقیقت است.


حلمی * افسانه‌ی هیوتاژ


#چنین_حقیقت




🌅 @snhelmi 🌠

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

: در افراشتن هیچ چیز نیست. در پیروزی هیچ چیز نیست. تنها در شکستن است که چیزهاست. بایست حقیقی، عمیق و بزرگ شکست، و‌ بایست آنچنان سخت باخت که از کاخ امید و آرزو جز ویرانه‌ای به جا نماند.

: چنین که امروز است.
پس این است حکم خدایان!

: آری. نه پس!
که آدمی احمقی کند، بی‌خردی و بی‌هنری پیشه کند به پندار کج و گفتار کج و کردار کج، و چو بار این همه ناراستی‌ها تلنبار شد و کجاوه‌ی او به خاک و خون نشاند، منجی از آسمان نازل شود و بر او عقد نجات خواند؟

: زهی خیال باطل!

: آری. شکست، پر و بال فروتنی‌ست.


حلمی * افسانه‌ی هیوتاژ


#شکست
#فروتنی




🌅 @snhelmi 🌠

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

: تنها نادیدگی، پیروزیست.
آن‌که بتواند از امواج متلاطم جهان بالا بنشیند و یا درون آتش دمی آسوده دارد.

: پس این نیز برگی سوخته شد از خشم و انتقام، در این دیار که مُلک مِهر می‌خوانندش. لیک چه سود که خوانده و ناخوانده را از مِهر هیچ نشانی نیست.

: هر که هنر کند با خود بجنگد.
جنگ با هیولا من از جنگ با هزار دشمن دشوارتر است.
هر که هنر کند فاتح مُلک خویشتن شود.

: آری، این راستین نبردی،
و لیک نه آخرین نبرد است.


حلمی * کتاب هیوتاژ


#راستین_نبرد
#با_هیولا_من




🌅 @snhelmi 🌠

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

: ای شوریدگان راه آزادی! ای واصلان مقامات نادیده‌ی بی‌نام! بایست بدانید رنج شما بی قدر و قیمت خواهد ماند. کوشش بالابلند شما، بی پاسخ خواهد ماند از سوی هم‌کیشان و هم‌خونانتان، و این تنها خدمتی بی‌مزد و منت، محض آفریدگار بی‌همتاست. بدانید چون عشق ورزیدید، پاسخ دشنام است و چهره‌های درهم‌کشیده‌ی کودن بی‌معنا.

عشق بورزید،
تنها بهر خداوند بی‌همتا عشق بورزید
و چو هر در و دروازه‌‌ی نو به جهانی بالاتر می‌گشایید
امید هیچ آغوش گرم و درود در دل مدارید.


حلمی * افسانه‌ی هیوتاژ


#عشق_بورزید
#بی_مزد_و_منت
#بهر_خداوند



🌅 @snhelmi 🌠

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

: چو برزگران، عارف در روز با آگاهی روز و در شب با آگاهی شب کار می‌کند. حال آنکه برزگر، شب به آگاهی روز خفته است و عارف، شب به آگاهی شب، بیدار.

: سخن تراز گفتی. امّا رمز کار چیست؟

: رمز کار، رمز شب است.
شب، سرزمینی اشغال‌شده است.
- چون این‌ مرز و بوم -
و تو رمزش باید بخوانی،
بهر گشوده شدنش.
و این فتح، نزد هیچ بیگانه نیست.


حلمی * افسانه‌ی هیوتاز


#رمز_شب




🌅 @snhelmi 🌠

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

از جهان کناره می‌گیرم، سوی راه خانه می‌گیرم
زان سخن که یار می‌گوید در دلش زبانه می‌گیرم

آتشی به فرق مُلکم زد از دهان شیخ فوّاره
هر چه جان ز خلق بستانده بر سرش روانه می‌گیرم

جادویی که نامِ تقوا بود، مهر و ذکرش از هیولا بود
هو به خَلق و خُلق از لا بود، مسندش شبانه می‌گیرم

کُشت و گفت کار دشمن بود، زر ستاند و گفت آهن بود
رستخیز، حال امروز است: گردنش کشانه می‌گیرم

چرخ چون به کام شر چرخد، شیر رُسته گِرد خر گردد‌
آسیاب هرز گردیده فرق خر نشانه می‌گیرم

هی مخور تو نان مزدوری از دمش، سپاه خون‌آلود!
با بهانه داد و حلمی گفت: وقت، بی‌بهانه می‌گیرم




❤️‍🔥 @SNHELMI 🦅

Читать полностью…

🔥سرای حلمی🔥

او که می‌گوید می‌دانم، می‌شناسم
به شناخت او درنمی‌آید
او را در برمی‌گیرد
و در او می‌نشیند
که می‌گوید: نمی‌شناسم!
نمی‌دانمش!


حلمی * افسانه‌ی هیوتاژ




🌅 @snhelmi 🌠

Читать полностью…
Subscribe to a channel