15002
دریافت تعرفه تبلیغات: @simooorghAD ارتباط با ادمین تبلیغات @nsimooorgh ✅ ارسال متن و شعر @mshpa2 🚫بدون تبادل ❌درخواست نامعقول پاسخ داده نمیشود Born : 18-09-2011
🌹🌷تصادفی داستانِ ضحاک را میخواندم…
نه برای سیاست، نه برای امروز، نه حتی با نیتِ مقایسه. فقط یک ورق از شاهنامه، برای دل خودم.
اما هرچه جلوتر رفتم، حس عجیبی افتاد به جانم؛
انگار این قصه را نه هزار سال پیش، که همین دیروز نوشتهاند.
ضحاک، پادشاهی است بیگانه؛
نه از تبار این خاک، نه از جنس این فرهنگ.
میگویند عرب است و پایتختش بیتالمقدس؛
شهری که خودش در طول تاریخ، همیشه بوی نزاع و سلطه و خون داده.
او با شمشیر نمیآید، با فریب میآید.
با «ترفند».
و عجبا که ایرانِ اسطورهای، دقیقاً از همینجا زمین میخورد.
ضحاک در آغاز، پرهیزگار است.
نمازخوان است.
زاهد است.
اما درست همانجا که باید، شیطان وارد میشود؛
نه با شاخ و دم،
بلکه در هیأت یک آشپز خوشذوق.
برای اولین بار، گوشت را وارد سفرهی شاه میکند.
پرندگان بریان، خوشبو و وسوسهانگیز.
و ضحاک، طعم را که میچشد، دیگر همان آدم سابق نیست.
قدرت هم همینطور است؛
اول فقط «طعمش» را میچشانی،
بعد دیگر نمیشود نگهش داشت.
ضحاک ذوقزده، آشپز را صدا میزند:
«چه میخواهی در برابر این هنر؟ زر؟ مقام؟»
و آشپز—که حالا میدانیم شیطان است—لبخند میزند و میگوید:
«فقط اجازه بده شانههایت را ببوسم.»
چه پاداش ارزانی…
و چه بهای گرانی.
فردای آن روز، شانهها زخم میشوند.
زخمها دهان باز میکنند
و از دلِ بدنِ شاه،
دو مار سیاه بیرون میخزند.
تاریک، گرسنه، بیرحم.
نماد ارتجاع، ظلم، و سیریناپذیری.
مارها آرام نمیگیرند.
میل دارند به مغز.
نه هر گوشتی؛
مغز.
جای فکر.
جای فهم.
جای اعتراض.
باز هم شیطان میآید، اینبار در لباس «حکیم»:
«نگران نباش شاه!
راهش ساده است.
هر روز، دو جوان ایرانی.
مغزشان را بده به مارها،
تا مغز خودت سالم بماند.»
و از همان روز، عدالتِ ضحاک برقرار میشود:
قرعه میکشند.
بیطرفانه.
منصفانه.
امروز نوبتِ کیست؟
هر خانواده خوشحال است که «فعلاً» نوبتِ ما نشد.
همه میگویند:
«از این ستون به آن ستون فرج است…»
اما ستونها زیاد نیستند.
و زمان، بیرحمانه سریع میگذرد.
سالانه بیش از هفتصد مغز جوان
خرجِ حفظِ مغز شاه میشود.
در آشپزخانهی دربار،
دو نفر به نام ارمایل و گرمایل
وجدانشان قلقلک میگیرد.
نه آنقدر که همهچیز را بههم بزنند،
نه آنقدر که ساکت بمانند.
تصمیمی «میاندارانه» میگیرند:
هر روز، فقط یک جوان قربانی شود.
مغزش را با مغز گوسفند قاطی کنند.
مارها متوجه نشوند.
و سالی ۳۶۵ جوان نجات پیدا کنند.
اصلاحات موفق است!
مارها راضیاند.
آشپزها خوشحالاند.
و کسی نمیپرسد آن ۳۶۵ نفر دیگر چه شدند…
جوانهای نجاتیافته را شبانه روانهی بیابان میکنند:
«فرار کن.
برنگرد.
آفتابی نشو.»
و اینگونه است که
فرارِ مغزها
در شاهنامه ثبت میشود.
تا اینکه نوبت میرسد به کاوه.
کاوه آهنگر.
مردی که هفده پسرش
خوراکِ همان مارها شدهاند.
دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد.
ضحاک تصمیم میگیرد
از مردم امضا بگیرد
که «من پادشاهی دادگرم».
صفها تشکیل میشود.
امضا پشت امضا.
سالها تکرار.
اما کاوه
نه صف میایستد
نه امضا میکند.
طومار را پاره میکند.
فریاد میزند:
«تو بیدادگری!»
و همین فریاد،
حکومت را میلرزاند.
کاوه پیشبند چرمیاش را
بر سر نیزه میکند.
درفشی از دل کار و رنج.
درفش کاویانی.
جوانها یکییکی میپیوندند.
قیام آغاز میشود.
و من،
کتاب را میبندم
و با خودم میگویم:
فردوسی فقط شاعر نبود.
او حافظهی تاریخی ما بود.
و اسطوره،
وقتی زنده است
که هنوز «جواب بدهد».
نداریم چاره مگر کاوگی
نخواهیم جان جز به آزادگی
تشخیص با خودت است…
اما این قصه،
ارزش پخش شدن دارد
#اندیشه
@simoorgh
هرگز خودتو گول نزن و برای کسی که سراغتو نمیگیره، حضورتو یاداوری نکن!
موافقی؟
لطفا برای دوستات بفرست😘
@simooorgh
فارغ از اینکه بعضی از کارها یا بعضی از چیزها برای زندگی آدم ضروری هستن(مثل پول، ثروت یا رسیدن به جایگاه یا طبقه اجتماعی) اما اینکه مدام خودتو با بقیه مقایسه کنی و درگیر این باشی که بقیه کجان و تو چرا…
ویدیو رو ببین تا بیشتر بهت توضیح بدم 🫶
@simooorgh
همیشه نمیتونی آدم ها رو نجات بدی چون اونا خودشون باید خودشون رو نجات بدن و این در حالیه که اونا باید خودشون این تغییر و بخوان و ما فقط میتونیم کنارشون باشیم
درسته؟
@simooorgh
میدونین رابطه ها چطور از بین میرن؟
اگه نمیدونین این ویدیو برای شماس
💝
@simooorgh
میدونین گام های عملی برای دوست داشتن خودتون چیه؟
@simooorgh
تصور کن منو به خونت دعوت کردی و من شربت میریزم روی مبلت
مگه من مبلت و لک نکردم
پس به نظرت من باید مبل رو تمیز کنم؟
@simooorgh
یه دقه به این ویدیو گوش بده
چون کمترین محبتیه که به خودت میکنی تا به اصل خودت نزدیکتر بشی
😍
@simooorgh
بهترین رفیق، این ترانه تقدیم تو🥰
توام میتونی اینو تقدیم به بهترین رفیقت کنی✋🏻 پس همین الان براش بفرست
@simooorgh
بعضی راه ها طولانیه و صبر بیشتری میخواد عزیز دلم
🥰 صبور باش و به خودت سخت نگیر ، رسیدن به مقصد همیشه ارزشش رو داره 😘
@simooorgh
من از پس هر کاری برمیام
فقط قبلش باید … 🥲
شمام مثل من هستین؟
یعنی چند بار تا حالا پشیمون شدن؟
@simooorgh
لطفا سی مرغ رو به دوستان خود معرفی کنید 🫶
این کلیپ به درد وقتایی میخوره که حس میکنی داری از پا می افتی✋🏻
@simooorgh
هیچ کس درباره این موضوع بهت نمیگه✋🏻 ولی تو این ویدیو ما بهت میگیم 🙃😉
دوستان جان، من اغلب ویدیوهای استوریهای اینستاگرام رو اینجا برای دانلود شما اپدیت میکنم ☺️
فقط ازتون خواهش میکنم حالا که بی چشم داشت اینکار و انجام میدم، شما هم حواستون به پیج سی مرغ باشه😘 چطوری؟
لطفا لایک کنید یا کامنت بفرستید😍
اینجوری پیج نمیمیره و حالا که هیچ تبلیغی هم نداریم، لذت محتواهای قشنگ رو میبرید 😙
آدمایی که از احساساتشوت دوری می کنن ، نمیتونن ازش فرار کنن
مگه نه؟
ویدیو رو حتما ببینید ✋🏻
و حتما با دوستانتون به اشتراک بگذارید
@simooorgh
خاموشی احساسی
وقتی گرفتار خاموشی احساسی میشی ، نمی تونی از چیزهایی که قبلا دوست داشتی لذت ببری✋🏻
یه سری نشونه ها داره که تو ویدیو بهش اشاره کردیم
@simooorgh
چرا منو همینطوری که هستم
قبول نمی کنی؟؟
جوابش قابل تامله
گوش بدید ✋🏻
@simooorgh
پیدا کردن راههای گفتگو برای کنترل اجتناب یا اضطراب کار اسونی نیست ولی شدنیه 😍
فقط باید بدونی کدوم سبک وابستگی رو داری تا بتونی راه مکالمه رو یاد بگیری✋🏻 راه ارتباط، پیدا کردن گفتگوی سالمه
بیایین با این ویدیو کمی تمرین کنیم🥰 @simooorgh
این صحبتها ، ارزش بارها دیدن و داره
پس توصیه میکنم هم خودتون ببینید و هم برای دوستانتون بفرستید🥰
@simooorgh
اگه یه پارتنر اجتنابی داری
این ویدیو برای توست🥲
خوب گوش بده چون اگه از پسش برنمیایی ، باید رابطه تون رو کنار بذاری
@simooorgh
ببین عزیز من☺️
بعضی چیزا رو تو اولویت بذار چون جلوی طرز فکر، شخصیت و رفتارت رو که کسی نمیتونه بگیره🥰
@simooorgh
من میتونم خودمو بیشتر دوس داشته باشم 😍
تو میتونی؟
@simooorgh