sherroghazal | Unsorted

Telegram-канал sherroghazal - شعروغزل

-

Subscribe to a channel

شعروغزل

تنها به کوچه می‌روم

از عابران ساعت وقوع خوشبختی را می‌پرسم

عابران‌؛ اخمو، کج‌خیال و عبوس

جواب مرا نمی‌دهند...



#احمدرضا_احمدی
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

اگر به دامن وصل تو دست ما نرسد

کشیده‌ایم در آغوش، آرزوی تو را

#حزین_لاهیجی
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

#فریدون_مشیری
(زاده ۳۰ شهریور ۱۳۰۵ تهران
درگذشته ۳ آبان ۱۳۷۹ تهران)

به خارزار جهان ، گل به دامنم ، با عشق
صفای روی تو ، تقدیم میکنم ، با عشق

میان این همه ظلمت، بسان آتشگاه
همیشه گرمم همواره روشنم با عشق

همین نه جان به ره دوست می فشانم شاد
به جان دوست ، که غمخوار دشمنم ، باعشق

به دست بسته ام ای مهربان ، نگاه  مکن
که بیستون را از پا درافکنم ، با عشق

دوای درد بشر یک کلام باشد و بس
که من برای تو فریاد میزنم : با عشق



#فریدون_مشیری
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

‌‌

‌
#دلتنگی_به_وقت_نیمه_شب
‌


ای غم!
نمی‌دانم روز ِرسیدن، روزی ِگام ِکه خواهد بود
اما درین کابوس ِخون‌آلود
در پیچ و تاب ِاین شب ِبن‌بست
بنگر چه جان‌های گرامی رفته‌اند از دست!
دردی‌ست چون خنجر
یا خنجری چون درد
این من که در من
پیوسته می‌گرید
در من کسی آهسته می‌گرید

#هوشنگ_ابتهاج

‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

آدمی به مرور آرام می‌گیرد ..
بزرگ می‌شود .. بالغ می‌شود ..
و پای اشتباهاتش می‌ایستد .....

آنها را به گردن دیگران نمی‌اندازد ..
و دنبال مقصر نمی‌گردد ...

گذشته‌اش را قبول می‌کند ..
نادیده‌اش نمی‌گیرد، و اجازه می‌دهد
هرچیزی که بوده در همان گذشته بماند ...

آدمی از یک‌جایی به‌بعد می‌فهمد
که از حالا باید آینده‌‌اش را از نو بسازد ..!

اما به نوعی دیگر می‌فهمد ..
که زندگی یک موهبت است ...
یک غنیمت است ..یک نعمت است ..
و نباید آن را فدای آدم‌های بی‌مقدار کرد !


اصلا از یک جایی به بعد ..
حال آدم خودش خوب می‌شود ...



✍🏼#محمود_دولت‌آبادی
📕#جای_خالی_سلوچ
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

گر قسمت ما باده و گر خون جگر بود

ما نوبت خود را گذراندیم و گذشتیم



#صائب
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

▪️صحبت‌های علامه جلال‌الدین همایی درباره ویژگی‌های کتاب تاریخ بیهقی

▫️بخش نخست
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

.
روز بزرگداشت بیهقی و روز نثر فارسی
محمدعلی_اسلامی_ندوشن از تاریخ بیهقی می‌گوید.
اثر یگانه‌ی ابوالفضل بیهقی، پدر تاریخ‌نویسی نوین و نثر فارسی
.
ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی
زاده‌ی ۳۸۵ ه‍.ق / ۹۹۵ م/ ۳۷۴ ه‍.ش در حارث‌آباد بیهق (سبزوار امروزی)
درگذشته‌ی ۴۷۰ ه‍.ق / ۱۰۷۷ م. در غزنین
تاریخ‌نگار و نویسنده‌ی ایرانی در دربار غزنوی است.
شهرت او برای نگارش کتاب معروفِ تاریخ_بیهقی است که مهم‌ترین منبع تاریخی در مورد دوران غزنوی به‌شمار می‌رود. بسیاری ابوالفضل بیهقی را «پدر تاریخ‌نویسی نوین» می‌دانند.
در گاهشمار رسمی ایران، روز اول آبان‌ماه به یاد این نویسنده و تاریخ‌نگار بزرگ ایرانی، با عنوان «روز بزرگداشت ابوالفضل بیهقی» و «روز نثر پارسی» به ثبت رسیده است.

‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

چه سخت است
برای آدمی
كه دلش می خواهد
به اندازه
تمام خداحافظی های دنيا
برود
و جايی برای
رفتن نداشته باشد ...



#امير_وجود
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

چنان در آغوشم بگیر که گویی فردا دیگر
زنده نخواهم بود؛
و فردا نیز در آغوشم بگیر،
گویی از مرگ بازگشته ام!


#نزار_قبانی
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

من این راه دراز را آمده ام که تو را ببینم
زمین شخم زده را دیده ام
پاره خشت و ماه بریده را دیده ام
شگفت کودکان و پایمال علفها را دیده ام
سایه بانی خاک و شعله ی آه را دیده ام
باد را دیده ام
و تو را
ندیدم

#شمس_لنگرودی
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

«سپیده داشت می‌زد‌. تبر برداشت که صداها را بخواباند. زد زد زد، یک شاخه را پرپر کرد، و گوش خواباند؛ صدای ضربه‌های تبرش در جان تمام درخت‌ها می‌پیچید. چرا وقتی این یکی قطع می‌شد آن یکی ناله می‌کرد؟ چرا جواب صدا فرق داشت با خود صدا؟ چرا جان‌ها به هم سنجاق شده بودند؟ همه پیوسته یکجا به هستی الصاق شده بودند؟ چرا به وقت جان دادن این، آن درد می‌کشید؟ چرا هر ضربه‌ی تبر به یک درخت، صدای تمام درخت‌ها را در می‌آورد؟
جنگل بیدار شده بود.»



- نام تمام مردگان یحیاست

#عباس_معروفی
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

صبح است و گاه شادی و هنگام خرمی

شب از چمن گذشته و گلبرگ شبنمی

آوازخوان چکاو خوش آهنگ در هوا

گیسوکشان بنفشه ی سرمست برزمی

ریزد نسیم گل ز دهان سپیده دم

بر کوهسار شادی و بر دشت خرمی

#حمیدی_شیرازی

‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

نه باده نه جــام باده ماند باقی
نه ساده نه نام ساده ماند باقی
ما زادهٔ مام روزگاریــــم ولــــی
نه زاده نه مام‌زاده مانـــد باقی


#قاآنی_شیرازی
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

‌
‌
#دلتنگی_به_وقت_نیمه_شب
‌
خوانده‌ام دفتر پیمان وفا حرف به حرف

نام خوبان همه ثبت است همین نام تو نیست

#نظیری_نیشابوری
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

پولادپاره‌هاییم آهن رباست عشقت...
اصل همه طلب تو در تو طلب ندیدم

#مولانا
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

‌
🌱

ای عشق غم تو سوخت بسیار مرا

آویخت مسیح وار، بر دار مرا

چندان که دلت خواست بیازار مرا

مگذار مرا ز دست، مگذار مرا

#فریدون_مشیری
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

پاییز سرد زرد
با سبز و سرخ باغ چه گویم چه ها نکرد
با یک لهیب شعله برافروخت در چنار
با یک نهیب رنگ ربود از رخ چمن

گیسوی بید را
کند و به خاک ریخت
یاقوت ناربن را
بر سنگ زد گریخت
پیچید تازیانه بر اندام نارون

توفان سهمناک
پاشید خاک بر رخ خورشیدهای تاک
ماند از سیاهکاری او باغ بی چراغ
شب ها دگر نتابید
مهتاب نسترن
یغماگران باد
درهای گنج خانه گشودند
هر جا که لطف و ناز
هر جا که رنگ و بوی ربودند
مرغان نغمه خوان را
خار و خسی به جا ننهادند
از لانه از وطن
پاییز سرد زرد
با سبز و سرخ باغ چه گویم چه ها نکرد
با یک لهیب شعله برافروخت در چنار
با یک نهیب رنگ ربود از رخ چمن
تا کی دوباره جلوه کند چهره بهار
در آشیان من


#فریدون_مشیری
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

‌

Читать полностью…

شعروغزل

به جاده‌ها نمی‌اندیشی، به کشتی‌ها نمی‌اندیشی
به فکرِ استخوان‌هایت در خاکی
استخوان‌هایی که بی‌شک آرام نخواهند شد
من از سکوتِ تو بیرون می‌آیم
و می‌دانم آدم‌های زیادی در تو زجر می‌کشند
و می‌دانم که رفته‌رفته
در این فرشِ کهنه
در این دودکشِ روبه‌رو
در این درختِ باغ چه ریشه می‌کنی
و می‌دانم که تو سال‌هاست در من
حرف نمی‌زنی
حرف نمی‌زنی
حرف نمی‌زنی.

#شهرام‌شیدایی
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

‌
كجاست گوشه آسوده‌ای که چون نعلین

خیالِ پوچِ دو عالم برونِ در ماند

#صائب
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

▪️صحبت‌های علامه جلال‌الدین همایی درباره ویژگی‌های کتاب تاریخ بیهقی

▫️بخش دوم
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

دقایقی چند دربارهٔ تاریخ بیهقی

از متن کتاب:
«غرض من آن است که تاریخ پایه‌ ای بنویسم و بنایی بزرگ افراشته گردانم ، چنان‌ که ذکر آن تا آخر روزگار باقی ماند.»

«هیچ چیز نیست که به خواندن نیرزد که آخر هیچ حکایت از نکته‌ ای که به کار آید، خالی نباشد.»


#تاریخ_بیهقی
#ابوالفضل_بیهقی
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

برقص
پیش از آن که پروانه ها
خاطره گل های پیراهنت را
برای شکوفه های پلاسیده
تعریف کنند و
حریر نازک دامنت را
دست های زبر زندگی نخ کش کند!....



#لیلا_کردبچه
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

عشق ورزیدن..
دست‌وپنجه نرم کردن است..!
ورای تنهایی، با هرچیزی که می‌تواند
در این دنیا به هستی حیات بخشد...

این جهان جایی‌ست ؛
که من به چشم خودم می‌بینم
که چشمه‌ی خوشبختی وجودم
با کسی دیگر شکل می‌گیرد..!

"عاشق تو هستم" یعنی:
در این جهان تو سرچشمه‌ی من
در زندگی هستی...

در_مدح_عشق
#آلن_بدیو
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

نه اعراب به یاری تو می‌آیند،
نه مسلمین را
ملالِ عطسه‌ای حتی.
اینجا... سیاره‌ی ستمگران
جایی برای تو و تنهایی آدمی
ندارد.
یا خنکایِ آرامِ آب،
یا عطرِ گرسنه‌ی نان،
دعایِ دخترانِ دریا آیا
رو به مزارگاهِ گمنامان
مستجاب خواهد شد!؟

نه اندوهِ مردمِ بی‌قیام وُ
نه قولِ ناممکنِ ملائک،
خودت... تنها خودت،
و تنها خودت برخیز.

#سیدعلی_صالحی
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

‌

تو
به انار شکفته می‌مانی
گوشواره‌ی پاییز !
من
به خواهش دست کودکی
که می‌خواهد
اما نمی‌رسد...

#رضا_کاظمی
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

‌
اشتباه آمده‌اید برگردید
صور اسرافیل ندمیده جهنم‌تان را برپا کرده‌اید
تمنا داریم برگردید.

پلک می‌زنید و غبار مژه‌های‌تان
دل‌مان را تاریک می‌کند.


چه نصیب می‌برید
از این‌همه اندوه که نصیب‌مان می‌کنید
تمنا داریم که به غارهای‌تان برگردید
به همزیستی با ماموت‌ها
و کشتی ارواح و میهمانی شبانه‌شان
تمنا داریم که به جنگل استخوان‌ها برگردید
و به عکس‌های یادگاری‌تان با شب‌پره‌ها خیره باشید.

بمب اتم بازیچهٔ بچه‌ها نیست!
با اسب‌های بنزینی‌تان
با قاطرهای برقی تِسلا
به کنسول‌های سنگی‌تان برگردید
و هر از چندگاهی بیائید
از دور روشنایی شهر را ببیند
که چگونه بی‌حضور شما چون پلنگی آرام خواب رفته است.

اشتباه آمده‌اید
برگردید
پیش از آن
که در آتش شهرها خاکستر شوید!


#شمس_لنگرودی
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

کمترین تحریری از یک آرزو این است
آدمی را آب و نانی باید و آنگاه آوازی
در قناری‌ها نگه کن در قفس، تا نیک دریابی
کزچه در آن تنگناشان باز، شادی‌های شیرین است
کمترین تصویری از یک زندگانی:
آب،
نان،
آواز،
ور فزون‌تر خواهی از آن، گاهگه پرواز
ور فزون‌تر خواهی از آن، شادیِ آغاز
ور فزون‌تر، باز هم خواهی، بگویم باز
آنچنان بر ما به نان و آب، اینجا تنگ‌سالی شد
که کسی در فکر آوازی نخواهد بود
وقتی آوازی نباشد،
شوق پروازی نخواهد بود

#شفیعی_کدکنی
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

‌‌
صبح چشمانت
موسیقی دل انگیزی است
که ملودی
هزاران عاشقی را در خود دارد
بلندشو
خورشید رابه دامن بگیر
واز ترانه خوش مهربانی
همین ملودی در رقص
هزاران بوسه بچین
برای صبح دلمان

#احمد_طاهری
‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…

شعروغزل

ترانه‌ی «نمیاد»
خواننده: گوگوش
ترانه‌سرا: آرش سزاوار
آهنگساز: حسن شماعی‌زاده
اجرا در شوی تلویزیونی «چشمک»، دهه‌ی پنجاه خورشیدی
آسمون ابری اما
دیگه بارون نمیاد
صدای گریه بارون
توی ناودون نمیاد
اون که من دوسش دارم
از خونه بیرون نمیاد

‌
@sherroghazal🌸🍃
‌

Читать полностью…
Subscribe to a channel