هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند، نه، که فردات بخواند؟
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا
ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند
نه که قصّاب به خنجر چو سر میش ببُرّد
نهلد کشتهٔ خود را، کُشد آن گاه کشاند؟
چو دم میش نمانَد ز دم خود کُنَدش پُر
تو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند
به مثَل گفتهام این را و اگر نه کرَم او
نکُشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند
همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد
بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند
دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش
به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟
هله خاموش که بیگفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند
#مولانا
@sherroghazal🌸🍃
اگر آن طاير قدسي ز درم بازآيد
عمر بگذشته به پيرانه سرم بازآيد
دارم اميد بر اين اشک چو باران که دگر
برق دولت که برفت از نظرم بازآيد
آن که تاج سر من خاک کف پايش بود
از خدا مي طلبم تا به سرم بازآيد
خواهم اندر عقبش رفت به ياران عزيز
شخصم ار بازنيايد خبرم بازآيد
گر نثار قدم يار گرامي نکنم
گوهر جان به چه کار دگرم بازآيد
کوس نودولتي از بام سعادت بزنم
گر ببينم که مه نوسفرم بازآيد
مانعش غلغل چنگ است و شکرخواب صبوح
ور نه گر بشنود آه سحرم بازآيد
آرزومند رخ شاه چو ماهم حافظ
همتي تا به سلامت ز درم بازآيد
#حافظ
@sherroghazal🌸🍃
خدا چه حوصلهای داشت روزِ خلقت تو
كه هیچ نقص ندارد، تراش قامت تو
نشسته شبنم حرفی لطیف و روشن وپاک
به روی غنچهی لبهای پر طراوت تو
از این جهنمِ سوزان دگر چه باک مرا
كه آرمیده دلم، در بهشت صحبت تو
درون سینهی من اعتقاد معجزه را
دوباره زنده كند دست پر محبت تو
فدای این دل تنگم كه بیاشارهی تو
غبار ره شد و راضی نشد به زحمت تو
#عمران_صلاحی
@sherroghazal🌸🍃
در کوچه باغها
به دنبال خرمالوها میگردم
که از چینه دیوارها آویزانند
و دستِ خواهش من آنها را میچیند
سینی مسی و سبد نانم پر از خرمالو میشود
کلاه حصیری را به ناچار از سر برمیدارم
و باز از خرمالوها پر میشود
من به اندازهی یک شعر پاییزی
و این چند عکس پیشکشی
خرمالو میچینم ....
روزهای تابستان در انتظار
همین پاییز رنگارنگ نشسته بودم ..
در روزگاری که چشمانم رنگها را از یاد برده بود!
پاییز آمد
این را از پچپچ شاخهها شنیدم
از صدای کلاغها بر فراز کاجهای خسته
باید به نارنجها و ترنجها هم سر بزنم
پاییز که میشود
ابرها جان میگیرند
بیشتر دلم برایت تنگ میشود
باید به دنبال باغهای انار بگردم
انارها که سرختر میشوند ..
دوباره عاشقت میشوم
آری پاییز ...
همان بهارِ عاشق است
و من به اندازه رنجِ زمستان
تو را دوست دارم .....
#بهزاد_خداویسی
@sherroghazal🌸🍃
مرا ببوس
بگذار پاییز سردرگم شود
که عشق از او آغاز شد
یا از بوسههای تو...
#عادل_دانتیسم
@sherroghazal🌸🍃
#دلتنگی_به_وقت_نیمه_شب
تو درمورد دلتنگی واقعی
چیزی نمیدونی ...
چون این تنها زمانی اتفاق میفته
که کسی را بیشتر از خودت
دوست داشته باشی...
آنا گاوالدا
@sherroghazal🌸🍃
«مرا در قلبت بپذیر، به دور از تمام
هیاهوها، مرا پناه بده، حتی اندکی.»
#آلبر_کامو نامه به ماریا.
جادهای که انسان
برای خروج از غم و اندوه
در آن سفر میکند
هرگز مستقیم نیست ...
روزهای خوب و روزهای بد وجود دارند
اگر امروز یک روز بد است،
مثل پیچ جاده، باید از آن عبور کرد
و به سلامت به مقصد رسید.
#جوجو_مویز
@sherroghazal🌸🍃
#سیف_فرعانی
هرکس از عشق می زند نفسی
عاشق تو به جز تو نیست کسی
@sherroghazal🌸🍃
به مناسبت ۷ مهر زادروز #حسین_دهلوی
🎶 «باغ تفرج»
اجرای ارکستر بزرگ مضرابی به رهبری #حسین_دهلوی
آواز: #جمالالدین_منبری
شعر: #سعدی
@sherroghazal🌸🍃
که البته فراق پخته میکند و مهذّب ..
#مقالات_شمس
مقبره #شمس_تبریزی
مدفن اسطوره عشق و عرفان
هفتم مهرماه، روز بزرگداشت #شمس_تبریزی
۷ مهر، در ایران به عنوان روز #بزرگداشت_شمس_تبریزی و همچنین روز جهانی #عرفان نامگذاری شده است و به همین مناسبت هر ساله در مراکز علمی و فرهنگی سراسر ایران بخصوص شهرستان خوی (محل وفات شمس تبریزی) نشستها و بزرگداشتهایی برگزار میشود.
روز بزرگداشت قلّۀ عرفان و ادب پارسی، مرید و مراد مولانا، صاحب اعجاز کلام، خورشید تابان منظومه عاشقان، گرمی و سُرور دل عارفان، شمس تبریزی، بر همۀ دوستداران شمس و مولانا مبارک باد
شمس تبریز که مشهورتر از خورشید است
من که همسایهٔ شمسم چو قمر مشهورم
#مولانا
@sherroghazal🌸🍃
📆 ٧ #مهر ، روز بزرگداشت #شمس_تبریزی
🔹محمد بن علی بن ملکداد تبریزی، ملقب به شمسالدین، یا شمس تبریزی حدود سال ۵۸۲ هجری قمری از صوفیانِ مسلمان مشهور سدهٔ هفتم هجری است.
🔸شمس بسیار اهل #سفر بود.
🔹او در ۲۶ جمادیالثانی ۶۴۲ (معادل ۶ دسامبر ۱۲۴۴ میلادی و ۱۶ آذر ۶۲۳ هجری خورشیدی) به #قونیه رسید و با جلالالدین محمد بلخی معروف به #مولانا، شاعر بزرگ ایرانی، #ملاقات کرد و با شخصیت نیرومند و نفس گرمی که داشت مولانا را #دگرگون کرد.
🔸حسادت اطرافیان باعث میشود که #شمس، قونیه را چندین بار ترک کند و سرانجام در سال ۶۴۵ شمس تبریزی بی آنکه کسی آگاه شود قونیه را رها کرد و راه سفر در پیش گرفت؛ و دیگر کسی نشانی از او نیافت.
🔹سخنان شمس تبریزی را که در #مجالس مختلف بر زبان آورده، #مریدان وی گردآوری کردهاند که به نام «مقالات شمس تبریزی» معروف است.
@sherroghazal🌸🍃
#دلتنگی_به_وقت_نیمه_شب
تو خوابیدی جهان خوابه
زمین دور تو میگرده
زمان دست تو افتاده
تماشا کن سکوتِ تو
عجب عمقی به شب داده
#روزبه_بمانی
@sherroghazal🌸🍃
ما همیشه یک نفر را پشت صورتمان داریم؛
که بریده از دنیا !
می خواهد برود
فرار کند
اما
لباسش هر بار گیر می کند به پوست و لبمان!
طوری
که آدم ها
خیال می کنند داریم می خندیم...
#رسول_ادهمی
@sherroghazal🌸🍃
امروز که پاییز به من تاخته
و پنجرههایم را گرفته
نیاز دارم که نامات را بر زبان بیاورم
نیاز دارم که آتش کوچکی برافروزم
به لباس نیاز دارم
به بارانی
و به تو
ای ردای بافتهشده از
شکوفهی پرتقال و گلهای شببو...
#نزار_قبانی
@sherroghazal🌸🍃
"شاید کسی را که با او خندیدهای
فراموش کنی؛
اما هرگز کسی را که با او گریستهای
از یاد نخواهی برد"
#جبران_خلیل_جبران
@sherroghazal🌸🍃
پرسیدم: دیگر چه چیزی برایمان باقی مانده؟
پاسخ داد: سیبهای روی درختان،
پاییز طلایی و رویاهایمان
شب در لیسبون
#اریش_ماریا_رمارک
@sherroghazal🌸🍃
۱۱ مهر سالروز درگذشت عمران صلاحی
(زاده ۱ اسفند ۱۳۲۵ تهران – درگذشته ۱۱ مهر ۱۳۸۵ تهران) شاعر، نویسنده، مترجم و طنزپرداز
#عمران_صلاحی
@sherroghazal🌸🍃
بوسهها آوارهترین مخلوقات پروردگارند
بر باد
بر در
بر خود
بر حسرت
و گاهی بر لب
كسی باور نمیكند
لبخندش می توانست
پلی باشد
كه جمعه را
به همهی روزهای هفته
پيوند بزند ...
#احمدرضا_احمدی
@sherroghazal🌸🍃
دل زنده میشود به امید وفای یار
جان رقص میکند به سماع کلام دوست
رنجور عشق به نشود جز به بوی یار
ور رفتنیست جان ندهد جز به نام دوست
#سعدی
@sherroghazal🌸🍃
و در دنیا چه نیرویی میتواند در مغز زنی اطمینان مسلمی ایجاد کند. مگر ارادهی درونی خودش.
زنها، مخصوصاً زنهایی که زیاد سختی کشیدهاند، حرف هیچکس را باور نمیکنند. حتی چیزهایی را که با چشم خودشان میبینند، تمامش را باور نمیکنند. فقط وقتی غریزهی درونی آنها چیزی به آنها بگوید، قبول دارند. فقط به آهن آبدیدهی درون سخت و دیرباور خودشان اعتماد دارند.
شراب خام
#اسماعیل_فصیح
@sherroghazal🌸🍃
به خاطر توست که قلبم را برمیدارم
سر راهم به گرسنگان میبخشم
تو قلبم را بیپایان کردهئی
معنای روز، و افق های هلهله را بیپایان کردهئی
ای چراغ تماشائی
دستت را به من ده
دستم دارد تمام میشود
تو تمامی دستهائی
که به عمرم دیدهام...
#شمس_لنگرودی
@sherroghazal🌸🍃
زندگی زیباتر میشود به شرطی که به اندازه
تمام برگهای پاییز ، برای یکدیگر آرزوی خوب داشته باشیم ...
@sherroghazal🌸🍃
از بادهٔ لعل ناب شد گوهر ما
آمد به فغان ز دست ما ساغر ما
از بسکه همی خوریم می بر سر می
ما در سر می شدیم و می در سر ما
#مولانا
@sherroghazal🌸🍃
۷ مهر زادروز زنده یاد استاد #حسین_دهلوی موسیقیدان،آهنگساز و رهبر ارکستر گرامیباد.
عکس: بوسۀ استاد #حسین_علیزاده بر دستان استاد #حسین_دهلوی
@sherroghazal🌸🍃
📚 روز بزرگداشت شمس تبریزی گرامی باد
شمس تبریزی از چهرههای برجسته عرفان و فرهنگ ایرانی است؛ اندیشمندی که نام او بیش از هر چیز با مولانا و تحولی عمیق در اندیشه و شعر او پیوند خورده است.
شمس، انسان را به جستوجوی حقیقت، شناخت خویشتن و نگاهی عمیقتر به عشق و زندگی دعوت میکرد.
اندیشه، معرفت و عشق؛ سه واژه برای یاد کردن از شمس تبریزی.
#شمس_تبریزی
@sherroghazal🌸🍃
از تو محرومم
آنگونه که دهکده از پزشک
کویر از آب
لاک پشت از پرواز
اندوه ها در من شعله ور است و
ابر ها در من در حال بارش
نیمی آتشم
نیمی باران
اما بارانم، آتشم را خاموش
نمی کند!
#رسول_یونان
@sherroghazal🌸🍃
معلوم نيست هنوز
هنوز معلوم نيست اين پرنده از کجا آمده است
چرا آمده است
اينجا کنار اين بوتهی بادنشين بیريشه چه میکند
يا دارد آهسته با دیماه بیدانه چه میگويد؟
هيچ!
هيچ حرف خاصی از خوابِ آسمان با او نيست،
فقط دارد به هایوهوی باد میگويد:
من هم آشيانهام را دوست میدارم.
معلوم نيست هنوز
هنوز معلوم نيست اين قاصدک خسته از کجا آمده است
چرا آمده است
اينجا ميان سرانگشت اين خار بیخيال چه میکند
يا دارد آهسته با باد نابلد چه میگويد؟
« هيچ!
هيچ حرف خاصی از خواب خاطره با او نيست
فقط دارد آهسته به بيابان بیسوال میگويد:
من هم اين خار مانده از پاييز مرده را دوست میدارم.»
#سید_علی_صالحی
@sherroghazal🌸🍃
حَسبِ حالی ننوشتی و شد ایّامی چند
مَحرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند؟
ما بدان مقصدِ عالی نتوانیم رسید
هم مگر پیش نَهَد لطفِ شما گامی چند
چون مِی از خُم به سبو رفت و گُل افکند نقاب
فرصتِ عیش نگه دار و بزن جامی چند
قندِ آمیخته با گُل نه علاجِ دلِ ماست
بوسهای چند برآمیز به دشنامی چند
زاهد از کوچهی رندان به سلامت بگذر
تا خرابت نکند صحبتِ بدنامی چند
عیبِ مِی جمله چو گفتی ، هنرش نیز بگو
نفیِ حکمت مکن از بهرِ دلِ عامی چند
ای گدایانِ خرابات خدا یارِ شماست
چشمِ اِنعام مدارید ز اَنعامی چند
پیرِ میخانه چه خوش گفت به دُردیکشِ خویش
که مگو حالِ دلِ سوخته با خامی چند
حافظ از شوقِ رخِ مِهرِ فروغِ تو بسوخت
کامگارا نظری کن سویِ ناکامی چند
#حافظ
@sherroghazal🌸🍃