پیش منی که هستی ام از دست رفته است
شنبه غروب جمعه ترین روز هفته است..!
#عباس_جواهری_رفیع
ناله جانسوزم از بس دلنشین افتاده است
هیچ کوهی برنمی گرداند این فریاد را..
#تاثیر_تبریزی
تو نباشی و ببافم دو سه رج خاطره را
جمعه یعنی سرِ من گرم شود با یادت...
#رضا_وطن_دوست
خسته از شش روز جان دادن برای زندگی
آه "جمعه " ای بداخلاق اساطیری،سلام...!
#یاسان_رمضانی
فقط می گیرد اما هیچ بارانی نمی آید
دلم چون آسمان عصرهای جمعه غمگین است..
#فرامرز_عرب_عامری
خسته برگشت به خانه، زن هرجایی باز
تا شود هم نفس ساکت تنهایی باز
باز هم رو به روی آینه ی کهنه نشست
تا کند پاک ز رخ، رنگ خود آرایی باز
قطره ای اشک به سیمای سپیدش غلتید
خنده زد تلخ که هان گمشده! این جایی باز
باز کبریت به فانوس دل آشوبی زد
بلکه سرگرم شود با دل سودایی باز
خسته از شهوت دیوی که تنش را کاوید
مانده با بغض و شب و گریه و شیدایی باز
زار در بستر همواره ی هق هق ها خفت
در دلش حسرت یک نغمه ی لالایی باز..
#علی_محمد_مؤدب
تنهایی من رنگ غمگين خودش را داشت
يک جور ديگر بود، آيين خودش را داشت
تنهایی من بوی رفتن، طعم مُردن بود
تنهایی ام ردّ طنابی دور گردن بود
بعضی زمانها پا زمين ميکوفت، لج ميکرد
وقت نوشتن دست هايم را فلج ميکرد
بعضی زمان ها دردسر ميشد، زيادی بود
بعضی مواقع يک سکوت غيرعادی بود
در سينه مثل نامه ای تاخورده می خوابيد
تنهايی من با زنانی مُرده می خوابيد!
تنهاتر از تنهايی يک شهر سنگی بود
غمگين تر از اعدام يک مجروح جنگی بود
گاهی شبيه تُنگِ بي ماهی کدر ميشد
گاهی مواقع در خيابان منفجر ميشد
گاهی شبيه مرگ يک سرباز عاصی بود
گاهی فقط آرامش تير خلاصی بود
گاهی شبيه برّه ی ترسيده ای می شد
يا خاطرات گرگ باران ديده ای می شد
هربار یک آیینه می شد، روبرويم بود
هربار مثل استخوانی در گلويم بود
گاهی مواقع داخل يخچال می خوابيد!
بعضی زمانها پشت هم يک سال میخوابيد!
با زخمهايم بحث می کرد و نظر می داد
از مکث صاحبخانه پشت در خبر می داد!
گاهی مواقع بچّه می شد، کار بد می کرد!
هی فحش می داد و دهانم را لگد میکرد
گاهی فقط يک سايه ی بی رنگ و لرزان بود
مانند دود تلخ يک سيگار ارزان بود
بعضی مواقع يک سلاح آتشين می شد
بعضی زمانها در دلم ميدان مين می شد
مانند مويی داخل ليوان آبم بود
مانند نعشی زنده روی تختخوابم بود
هردفعه در حمام چشمم را کفی می کرد!
ديوانه می شد، بحثهای فلسفی می کرد!
بعضی زمان ها زير تختم سايه ای ميشد
يا بی اجازه عاشق همسايه ای می شد!
بعضی مواقع مثل يک کبريتِ روشن بود
مانند يک چاقوی ضامن دار در من بود
در گوش من از گريه ی افسرده ای می گفت
از غصه های جنّ مادر مرده ای می گفت!
هربار در خاکستر سيگار من پُر بود
چون سکه توی جيب کت شلوار من پُر بود!
بعضی مواقع مست می شد، بد دهن می شد
توی صف نان، عاشق يک پيرزن می شد!
به عابران هی ناسزا می گفت و چک می خورد
از بچه های کوچه ی پشتی کتک می خورد ...
.
گاهی اميدی، شانه ای، سنگ صبوری بود
گاهی سکوتِ خودکشی بوف کوری بود
تنهايی من تيغ سرخی توی حمام است
تنهايی من زخمِ شعری بی سرانجام است
تنهایی ام در های و هوی کوچه ها گم نيست
تنهایی من مثل تنهایی مردم نيست..
#حامد_ابراهیم_پور
یک عمر میانِ شور و شر در نوَسان
جز "فاصله"چیزی"نگرفتم" ز کسان...
بر ضدِ خودم چه شورشی کردم باز ؛
خود را چو پلیسِ ضدِ شورش برسان...
امیرحسین دیبایی
گفته بودی هر کسی را بهر کاری ساختند
سینه ی ما را محل بیقراری ساختند
قلب عاشق یک ورودی داشت آن هم تنگ بود
دردل تو چند «درب اضطراری» ساختند؟
#حسن_اسحاقی
💕ناب ترین های خاص امروز💕
✨ @mehrabany_tab ✨
💕استـوری اینسـتا تو بـردار
https://t.me/joinchat/AAAAAEHnmhq2f3wL8hWwsw
💕سخنان ده ریشتری//شریعتی ،نیچه ،پناهی
https://t.me/joinchat/AAAAAEB4cqTuaedp_gXM9Q
✨دیــــوانگی هــــاے مــــن و عشقـم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEB0SNtfZ1_4vYp4WQ
💕 زندگی کردن بی عشق،ادا اطوار است!
https://t.me/joinchat/AAAAAEK_j8sc7nCsqFCjOg
✨لیـلی بی مجنـون
https://t.me/joinchat/AAAAAEHaDXmIhITE-c4tlw
💕اگــر مــانــده بــودی
https://t.me/joinchat/AAAAAEQ7VQlSZ7Sb5_tNRQ
✨شاخه طوبی
https://t.me/joinchat/AAAAAEI5l22ZTjEl_rLnlQ
💕 عاشقانه های کوچولو
https://t.me/joinchat/AAAAAD_3IvmffKHAWZUHNw
✨شعر و عکس عاشقانه
https://t.me/joinchat/AAAAADzWyjrmRSX8Vo6lww
💕 اشعاری که آرررووومت میکنه !!!!!
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEz3UKEdykSf3Om3Vw
✨هفت شهر عشق
https://t.me/joinchat/AAAAADvnWzfVt7U1HVqWfg
💕 کمی تلخه ولی آرومت میکنه
https://t.me/joinchat/AAAAAD-VcKyH3GkfoYZGnQ
✨من پر از شـعر بــَدم
https://t.me/joinchat/AAAAAEEHRcIvgp5xEk7MLg
💕"ســوپـــر دوبــیـــتـــــــے"
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEJPlf1pP7FfME87Fg
✨بیو عاشقانه انگلیسی با ترجمه
https://t.me/joinchat/AAAAAEAZSP08vQ4ntmkLkg
💕 بوی باران
https://t.me/joinchat/AAAAAECGiLwetvd8HTW8_w
✨ قشنگترین دلنوشته ها
https://t.me/joinchat/AAAAAEII35XcZCXXPjgVTQ
💕 از عَطـرتَنت هوایـــِ زندگیـم پُرِ
https://t.me/joinchat/AAAAAEISZsUCQYOPSeh1qA
✨ڪوبنده ترین شعر ها ونوشته های خاص
https://t.me/joinchat/AAAAAENFHg2X32sDmVes5A
💕مخصوص گروه شششعر ومتن
https://t.me/joinchat/AAAAAEBGM0VzYRd30AokHg
✨"متن" "زیبا" "کوتاه" "خاص"!
https://t.me/joinchat/AAAAAELvqYBsVl8AzDzb4Q
می خواستم از عاشقی چیزی....
با دست خود بستند دهانم را
من مردِ شب هایت نخواهم شد
از بسترت کم کن جهانم را
#علیرضا_آذر
هر دوسرخیم ولی فاصله ی ما از هم...
پرده هایی ست که در قلب انار افتاده..
#سید_سعید_صاحب_علم
چشمک بزنی ستاره هم می خواهم
یک فرصت استعاره هم می خواهم
گفتی که سه هفته پیش کامت دادم!
آری، دادی، دوباره هم می خواهم...
#مهدی_صادقی_مود
گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید
آمدیّ و همـه ی فرضیه ها ریخت به هم..
#امید_صباغ_نو
کاش آن شب برسد باشی و باشم بعدش
غزلی تازه بروی تو بپاشم بعدش
در حریم نفس گرم تو بی تاب شوم
صورت پنجره ها را بخراشم بعدش
شاه بانوی غزل..زل بزنی در چشمم
طرحی از آینه در آن بتراشم بعدش
پر پرواز مرا....وسعت آغوش تو را
باز کن تا که ازاین پیله رها شم بعدش....
حکمتی داشت حضورت که خدا خواسته است
آه یک روز اگر با تو نباشم....بعدش..
#بهرام_مژدهى
نسیم صبح صادق می وزد از گیسوی صادق
از آن مضمون پیچیده جناس تام بردارید
به فرزندان، به اهل خانه جز ایشان که می گوید
غلام خسته ام خفته، قدم آرام بردارید..
#سید_حمیدرضا_برقعی
در مطلع شعر تو نچرخانده زبان را
لطف تو گرفت از من بیچاره امان را
شد دشمن تو معترف، انگار خداوند،
در گوش تو گفته همه اسرار جهان را
با رایحهٔ خِطّهٔ سرسبز عبایت
کوتاه کن از باغ دلم دست خزان را
با امر تو هر چند در آتش ندویدم
هر چند فدای تو نکردم سر و جان را
هر چند مرید تو شدن شأن زرارهست
ای کاش که این عاشق بینام و نشان را...
بگذار که تا ظل بنیساعده یکبار
من جای تو بر دوش کشم کیسهٔ نان را
ماندم که در خانهات آن روز چرا سوخت
آتش که نسوزاند تن خادمتان را
::
با لحن حجازی شبی از حضرت موعود
خواهیم شنید از حرمت صوت اذان را..
#حسین_عباسپور
زدهام زیر غزل، حال و هوایم ابریست
هیچکس مانع این بغض نباید بشود..
#علی_قهرمانی
بعضیارو اِنقد که فضایِ مجآزی بزرگـ کرد شیرْ ''مادر'' بزرگـ نکرد
Читать полностью…
پری رویی، نه زیباتر، سر زیبایی ات بحث است
به طرزی که کم آوردند توضیحُ المسائل ها..
#مرتضی_عابدپور
هر قماری را که شرطی نیست، ذوقی نیز نیست
از لبِ تو بوسهای، از ما گریبان باختن..
#نظیری_نیشابوری
چه فرقی می کند در هر زمان در شادی و غم هم
خدای من تویی هرجا که باشم در جهنم هم..
#اعظم_سعادتمند
سردم از دوری ِ تو، مثل کسی در باران
چه قشنگ است که روزی برَسی در باران
باز آلوچه ی نوبر بشود لبهایت
ترش وشیرین...چه طعم ملسی در باران
صورتت از وسط میله ی مو ها زیباست
ماهِ زیبای ِدرون ِقفسی، در باران
اوج یک روز قشنگ است بدون شک اگر
خنده بر لب برسد هم نفسی در باران
(با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر)*
و گرفتست دهان طعم گسی در باران...
لحظه ها می گذرد با غم و اندوهی تلخ
در دلم شور ِتو،در دل هوسی،در باران...
تو نمی آیی و یک شهر به من می خندد
مانده ام با چه خیالِ عبثی در باران..
#مهدی_مهدی_زاده
آسمان وقت قرار من و تو ابری بود
تازه با رفتن تو وضع هوا بدتر شد..
#شادی_صندوقی
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم
به تو آری ، به تو یعنی به همان منظر دور
به همان سبز صمیمی ، به همبن باغ بلور
به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری
که سراغش ز غزلهای خودم می گیری
به همان زل زدن از فاصله دور به هم
یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم
به تبسم ، به تکلم ، به دلارایی تو
به خموشی ، به تماشا ، به شکیبایی تو
به نفس های تو در سایه سنگین سکوت
به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت
شبحی چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است
#بهروز_یاسمی
مثل خاراندن یک زخم پس از خوب شدن
یاد یک عشق، عذابیست که لذت دارد..!
#مقداد_ایثاری
اشک یک برگ، روی یک گلدان
اشک یک قطره روی یک کاشی
گریه ی بی صدای یک گنجشک
وسط خون حوض نقاشی
گربه ی ایستاده بر دیوار
گرم آوازهای زیر لبی
گوشه ی حوضِ خشک می رقصند
چند تا بچّه ماهیِ عصبی!
آن طرف لای درز آجرها
میهمانی هرشب دو سه موش
لشگر سوگوار مورچه ها
نعش یک سوسک را گرفته به دوش!
مادرم باز قصه می گوید
قصه ی سرزمین دیو و پری
از صداهای گُنگ می ترسم
گرچه خالی ست خانه ی پدری...
در اتاق و حیاط می چرخند
کودکی های باد بُرده ی من
گوشه ی حوض رخت می شوید
باز مادربزرگ مُرده ی من
زندگی هست،زندگی جاری ست
زندگی باز مهربان شده است
پدر از کارخانه برگشته ست
پدرم سال ها جوان شده است...
تا دویدم به سمت شان ،هریک
مثل یک پرده ی سپید شدند
گریه کردم ،تکان شان دادم
گوشه ی خانه ناپدید شدند...
هی صدا می زنم...ولی انگار
هیچ کس نیست یا نمی شنود
هی صدا می زنم...کسی انگار
حرف های مرا نمی شنود
هی صدا می کنم: کجا رفتید
خانه ی ما چقدر سرد شده
از صداهای گنگ می ترسد
پسر کوچکی که مرد شده!
مثل یک برّه ،برهّ گی کردم
دست آخر نصیب گرگ شدم
گریه کردند مُرده هایی که
روی پاهایشان بزرگ شدم
می روم...کوچه تنگ تر شده است
نیمی از روز سرد شد سپری
سایه ها پشت شیشه منتظرند
گرچه خالی ست خانه ی پدری..
#حامد_ابراهیم_پور
تقدیر وقتی دشمنی سرسخت باشد
پیروز ِ در میدان شدن با بخت باشد
می خواستم آغوشِ من دور تن ِتو
مثل لباس ِ روی بند رخت باشد
هر باد هم یاد تو را در خویش دارد
محبوب ِمن موهات وقتی لخت باشد...
شاید کنار ِ آدمی دیگر بجز من
باید بمانی تا که او خوشبخت باشد
می خواستی تا من بسوزم سخت بانو؟؟
میخواستی تا من بسوزم سخت؟باشد
تو سمت دنیای خودت برگرد بانو
از بابت ِعکست خیالت تخت باشد..
#مهدی_مهدی_زاده
وَ خجالت زده ام لطفِ تو آبم کرده ست
ای که بخشندگی ات سخت عذابم کرده ست
باید اقرار کنم وقتِ خطاهام فقط
عیب پوشیت به انجام مجابم کرده ست
گفتم آدم شدم و سیب به دستم دادی
مهربانیِ تو بدجور خرابم کرده ست
بارها وقت مناجات مرا خواب گرفت
بارها گرمیِ آغوشِ تو خوابم کرده ست
رفت از یاد من این لطف که تنها خورشید
لایقِ این که چنان ماه بتابم کرده ست
جز در خانه ی تو من که ندارم جایی
هرکسی همدم من بود جوابم کرده ست
نردبان کرد مرا ، رفت و سپس دشمن شد
آن که غیرازتو مرا دوست خطابم کرده ست
نکند خسته شدی از منِ بدقول بگو
نکند دوست ، خطاکار حسابم کرده ست
به خطاکاری خود معترفم ، آه ولی
بِعَلي ٍّ بِعَليٍّ بِعَليٍّ بِعَلی..
#محسن_کاویانی
روز و شب پيش همه روى لبم لبخند است
تا حواس احدى جمع به بغضم نشود..
#نفيسه_سادات_موسوى