7129
بس که دلتنگم اگر گریه کنم میگویند قطرهای قصد نشان دادن دریا دارد #فاضل_نظری کانال اصلی ما 👇👇 @seda_tanha
▫️
ز تاثیر سحرخیزیست روی صبح نورانی
مده از دست در ایّام پیری ، دامنِ شب را
#صائب_تبریزی
#ز
▫️
با خموشی هستی از نیکان عالم بی سخن
چون گشودی لب به گفتن، نیک یا بد می شوی
#صائب_تبریزی
#ب
▫️
در بسته نیست دل را بر روی دشمن و دوست
از هر طرف که آیی سوی خرابه، راه است
#سلیم_تهرانی
#د
▫️
روز بر من چار چیز از عشق میآرد هجوم
صبحْ محنت ظهرْ ماتم عصرْ غم شامْ اضطراب!
#قصاب_کاشانی
#ر
▫️
به بالین یار و از دیوار و در اغیار میآید
چو عمر آید به سر، مرگ از درودیوار میآید
#وحشی_بافقی
#ب
▫️
بی خموشی نیست ممکن جان روشن یافتن
کوزه ی سربسته می باید شراب ناب را
#صائب_تبریزی
#ب
▫️
روی تو غنچه ساخت گُلِ آفتاب را
درهم شکست کوکبه ی ماهتاب را
#صائب_تبریزی
#ر
▫️
اگر چه گریه ی من کوه را بیابان کرد
نمود کوهِ غمم کوهسار صحرا را
#صائب_تبریزی
#الف
▫️
گر از خلوت ز ناز و سرکشی بیرون نمی آیی
به سنگی یاد کن ای سنگدل ، دیوانه ی ما را
#صائب_تبریزی
#گ
▫️
از آینه و آب شود حُسن دو چندان
در چهره ی خوبان بنگر صُنعِ خدا را
#صائب_تبریزی
#الف
▫️
از خویش برآورد تمنّایِ تو ما را
سر داد به فردوس تماشای تو ما را
#صائب_تبریزی
#الف
▫️
حالِ ما را غم آینده مشوّش نکند
در بهاران نبُوَد فکر زمستان ما را
#صائب_تبریزی
#ح
▫️
در تماشای تو افتاد کلاه از سرِ چرخ
خبر از خویش نداری چقدر رعنایی
#صائب_تبریزی
#د
▫️
خراب حالی ما لشکری نمی خواهد
بس است آمدن و رفتنِ نفس ما را
#صائب_تبریزی
#خ
▫️
تنگیِّ روزیِ ما بود از گشودنِ لب
تا بسته گشت این در ، صد در گشود ما را
#صائب_تبریزی
#ت
▫️
خواب در عهدِ تو در چشم من آید؟ هیهات
عاشقی کارِ سری نیست که بر بالین است...
#سعدی
#خ
▫️
به عریانی نگردد از لطافت آن بدن پیدا
مگر در پیرهن گردد تنِ آن سیمتن پیدا
#صائب_تبریزی
#ب
▫️
عریانترم ز شیشه و مطلوبِ سنگسار
این شهر، بینقاب قبولم نمیکند...
#محمدعلی_بهمنی
#ع
▫️
اینکه گویند بوَد چارهٔ عاشق به سفر
این سفر نیست عزیزان، سفرِ آخرت است
#والهی_قمی
#الف
▫️
از صحبتِ بادِ سحر ای غنچهی بیدل
در دست بهجز سینهی صدچاک چه داری
#صائب_تبریزی
#الف
▫️
از تنگیِ دل است که کم گریه میکنم
مینای غنچه زود نریزد گلاب را
#صائب_تبریزی
#الف
▫️
به هر نوعی که میخواهد دلت، بشکن دل ما را
که از مستان نمی گیرند خون جام و مینا را
#صائب_تبریزی
#ب
▫️
دهن بستن ز آفتها نگهبان است دلها را
لب خاموش دیوار گلستان است دلها را
#صائب_تبریزی
#د
▫️
با نار چه حاجت بُوَد آنجا که بُوَد نور
از شمع مکن تیره مزار شهدا را
#صائب_تبریزی
#ب
▫️
ما را نتوان از تو جدا کرد ، که دادند
دلبستگی خاص به هر جای تو ما را
#صائب_تبریزی
#م
▫️
خوش تر ز تماشای خیابان بهشت است
هر جلوه ای از قامت رعنای تو ما را
#صائب_تبریزی
#خ
▫️
در چشم داغ من که به ماتم نشسته است
هر ناخنی اشاره به ماه محرّم است
#صائب_تبریزی
#د
▫️
به گِردِ خاطر ما آرزو نمی گردید
لبِ تو ریخت به دل رنگِ صد هوس ما را
#صائب_تبریزی
#ب
▫️
تمام روز از آن همچو شمع خاموشیم
که خرجِ آهِ سحر می شود نَفَس ما را
#صائب_تبریزی
#ت
▫️
فکنده ایم به امروز کار فردا را
ازین حیات چه آسودگی بُوَد ما را
#صائب_تبریزی
#ف