-
آنکس که نداند و نخواهد که بداند حیف است چنین جانوری زنده بماند #حضرت_مولانا
منت چرا نهیم که بر خاک پای یار
جانی نثار کردم و ناقابل است این
اشک مرا بدید و بخندید مدعی
عیبش مکن که از دل ما غافل است این
#هوشنگ_ابتهاج☕️📚
#میم
وای ازین عمر که با میگذرد، میگذرد.
#آرامش_قرین_لحظـــه_هــاتــــان_
#محمد_نصیریان☕️📚
#واو
خوشا! دلی که گرفتار زلف دلبند است
دلی است فارغ و آزاد، کو درین بند است
به تیر غمزه، مرا صید کرد و میدانم
که هیچ صید بدین لاغری، نیفکندست
#سلمان_ساوجی☕️📚
#خ
بیدیده اگر راه روی عین خطاست
بر دیده اگر تکیه زدی تیر بلاست
در صومعه و مدرسه از راه مجاز
آنرا که نه جا است تو چه دانی که کجاست
#مــولانـــا☕️📚
#ب
اشکم ولی به پای عزیزان چکیدهام
خارم ولی به سایهٔ گل آرمیدهام
من جلوهٔ شباب ندیدم به عمر خویش
از دیگران حدیث جوانی شنیدهام
#رهی_معیری☕️📚
#الف
بیهُده بهر زندگی رنجه مدار جان وتَن
با همه بی خدایگان ،باش!مباش روبه رو
گرچه امید بسته ای دل به وفای مَهوشی
لیک در این خیال خوش .بیش مَبند دل به او
#وحید_فرجی_شیشوان☕️📚
#ب
بد ذات اگر چه گاه خوشرفتار است
از پشت نقاب در پی آزار است
صدبار اگر پوست بیندازد مار
در باطن خود هنوز هم یک مار است
#مهدی_جوینی☕️📚
#ب
گفتیم که تشنه ایم ، آبی نرسید
در مانده ی راهیم جوابی نرسید
دل گفت که بیهوده نشستید اینجا
دیدید از این خلق ثوابی نرسید
#آوای_سیاوش ☕️📚
#گاف
برو ای زاهد و بر دُرد کِشان خُرده مگیر
که ندادند جز این تحفه به ما روز اَلَست
#حضرت_حافظ☕️📚
#ب
دست طمع چو پیش کسان کرده ای دراز
پل بستهای که بگذری از آبروی خویش
#نظیر_نیشابوری☕️📚
#دال
ای که بیزار از منی، مَن دوستت دارم، ولی
هیچ اقراری به این اندازه ذِلَّتبار نیست!
#حسینزحمتکش☕️📚
#الف
هرچند که عمری دَمِ دنیا دیدیم
از مزرعه اش غوره ی نارس چیدیم
یک بار نشد ، به سازِ ما ، رقص کند
بسیار به سبک سازِ او رقصیدیم
#سیدفضلالله
#طباطبایی_ندوشن_امید☕️📚
#ه
زنی در من به ساز باد رقصد
چو شیرین در غمش فرهاد رقصد
چنان مرغی پراز پرواز ،ناگاه
قفس بگشاده و آزاد رقصد
#علی_حیاتی☕️📚
#ز
من ار چه عاشقم و رند و مست و نامه سیاه
هزار شکر که یاران شهر بیگنهند
جفا نه پیشه درویشیست و راهروی
بیار باده که این سالکان نه مرد رهند
#حـافـظ☕️📚
#میم
سر به فرمان من ای دل نیستی
دشمنی یا دوست، آخر کیستی؟
پشت بر من میکنی، یاغی شدی؟
من ندانم در خیال کیستی
#آوای_سیاوش☕️📚
#سین
خام بودم که دلِ خویش بنامش کردم
زشت خو بود ولی عشق خطابش کردم
#آوای_سیاوش☕️📚
#خ
چوپان دشت عشقمٖ و نای غــزل به لب
دارم غـــزال چشـــم سیه میچرانمت
لبخــند کن معــاوضه با جان شهــریار
تا من به شــوق این دهم و آن ستانمت
#شهریار☕️📚
#چ
شعر را صرف همین عشق پریشان کردی
همه ی زندگی ات را سپر ِ آن کردی
دوستش داری و پیداست که پنهان کردی
دل من،هر چه غلط بود فراوان کردی
#یاسر_قنبرلو☕️📚
#شین
من فرو ریخته بودم که به امداد رسید
آنقدر ذوق زدم تا که به فریاد رسید
سست بودند رفیقان همه در لحظهِ درد
عشق تا دید مرا سرزده چون باد رسید
#آوای_سیاوش☕️📚
#میم
ای دل فلک از دیرزمان نابیناست
نیکی و بدی درنظرش بی معناست
از جورِ زمانه این همه شِکوِه نکن
در گوشِ کسی که از ازل ناشنواست
#حسن_قربانی_گل_باغدشتی ☕️📚
#الف
آن شب که گیسوی شما را شانه می کردم
احساس ناب یک تـب مستانه می کردم
بر شانه هایت شاخه های بیـد می رقصید
در دل هـوای بوسـه ی دزدانـه می کـردم
#محمد_پازوکی☕️📚
#آ
همین بس که با عشق بیپرده باشی
#لحظه_هاتون_سرشار_از_حس_خوب
شهر خالیست ز عُشّاق بُوَد کز طَرَفی
مردی از خویش برون آید و کاری بکند
کو کریمی که ز بزمِ طربش غمزدهای
جرعهای دَرکشد و دفعِ خُماری بکند
#حضرت_حافظ☕️📚
#شین
تا چشم تو بر آینه ے جان من افتاد
سلول به سلول تنم در سخن افتاد
یک لحظه تورا مردم این شهر ڪه دیدند
زيبايى تو نُقل شد و در دهن افتاد
#مسعود_اردلان☕️📚
#ت
نه از تبرِ خشمِ کسی ذله شدم
نه هیزم سرمای شب چله شدم
میترسیدم دار بسازند ازمن
با همت نجارِ محل، پله شدم!
#رحیمی_رامهرمزی☕️📚
#نون
چرا باران نمی باری، تمام دشت خشکیده است
نمی بینی همه گلها به دست باد برچیده است
#آوای_سیاوش☕️📚
#چ
ما را نتوان پُخت که ما سوخته ایم
آتش نتوان زد که برافروخته ایم
ما را نتوان شکست آسان ای دوست
هرجا که دلی شکست ما دوخته ایم
#بیدل_دهلوی☕️📚
#میم
تا سقف اتاق باغبان محکم شد
هر روز از این باغ درختی کم شد
عطار که بر عطر خودش می بالید
افسوس دلیل مرگ صد مریم شد
#منصور_پیکانپور☕️📚
#ت
ما را به چه تقصیر، فلک در به در انداخت!
#لحظه_هاتون_سرشار_از_حس_خوب
#حزینلاهیجی
رقاصه ى غم مقابلم مى رقصد
با بغض كنار مشكلم مى رقصد
هر بار كه دل شكسته و ناكوكم
همراه من و ساز دلم مى رقصد
#طاهره_داورى☕️📚
#ر