-
درود و وقت بخیر✋ بودن شما خوبان در کنار ما باعث افتخاره. موضوع: خودشناسی،انگیزشی، شعر ،چالش و ...
هزار بار پیاده طواف کعبه کنی
قبول حق نشود گر دلی بیازاری
بده تو ملکت و مال و دلی به دست آور
که دل ضیا دهدت در لحد شب تاری
#مولانای_جانЧитать полностью…
رسید مژده که ایامِ غم نخواهد ماند
چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند
حافظ
زمانی بود که با همنشینی که همکیش من نبود، مخالفت میورزیدم.
اما امروز، دل من پذیرای همهٔ صورتها شده است؛ چراگاه آهوان است و بتکدهٔ بتان و صومعهٔ راهبان و کعبۀ طائفان است. دین من اینک عشق است و هرکجا که کاروان عشق برود، دین و ایمان من هم به دنبالش روان است.
#ابن_عربیЧитать полностью…
شما نیروی آفرینش دارید، نیروی شما آنقدر قوی است که هرآنچه باورش کنید به واقعیت تبدیل میشود.
شما خودتان را به همان صورتی که باور دارید هستید، خلق میکنید.
شما همانی هستید که در مورد خودتان اعتقاد دارید. تمام واقعیت شما تمام آنچه باور دارید، مخلوق شماست.
شما به اندازهٔ تمام انسانهای این دنیا نیرو دارید. تفاوت اصلی میان شما و دیگری در چگونگی استفاده از نیرویتان است و آنچه با آن نیرو خلق میکنید.
ممکن است از بسیاری جهت شبیه دیگران باشید اما در تمام این دنیا کسی به روش شما زندگی نمیکند.
📖 استادی در عشقЧитать полностью…
#دون_میگوئل_روئیز
خدا ندای باطن توست.
تو به هيچ راهنما و به هيچ آموزشی در مورد زندگی خود احتياج نداری.
اما بايد يک كار را انجام دهی.
بايد به درون خويش روی آوری تا بتوانی آن ندای آرام و آهسته را بشنوی.
زمانی كه آن صدا را شنيدی و دانستی چگونه می توانی آنرا شنيد، زندگی ات كاملا دگرگون می شود.
آنگاه هركاری انجام دهی درست و شايسته خواهد بود.
انسانی كه ندای باطن می داند و می تواند آن را بشنود ناگزير از فضيلت و پاكدامنی است.
وقتی آن ندا را بشنوی نمی توانی در خلاف جهت آن گام برداری، زيرا هيچكس تا به آن حد احمق نيست.
چنين حماقتی در تصور نمی گنجد.
تو فقط بايد به درونت گوش دهی و از قلبت پيروی كنی.
اين كار فضيلت واقعی،
اخلاق و خوش اخلاقی واقعی است كه از عمق باطن تو برمی خيزد و چيزی نيست كه از بيرون بر تو تحميل شود.
اشوЧитать полностью…
مورچهای کوچک دید که، قلمی روی کاغذ حرکت میکند و نقشهای زیبا رسم میکند. به مور دیگری گفت این قلم نقشهای زیبا و عجیبی رسم میکند، نقشهایی که مانند گل یاسمن و سوسن است. آن مور گفت : این کار قلم نیست، فاعل اصلی انگشتان هستند که قلم را به نگارش وا میدارند. مور سوم گفت : نه فاعل اصلی انگشت نیست؛ بلکه بازو است، زیرا انگشت از نیروی بازو کمک میگیرد. مورچهها همچنان بحث و گفتگو میکردند و بحث به بالا و بالاتر کشیده شد.
هر مورچه نظر عالمانهتری میداد تا اینکه مساله به بزرگ مورچگان رسید، او که بسیار دانا و باهوش بود گفت : این هنر از عالم مادی صورت و ظاهر نیست، این کار عقل است. تنِ مادی انسان با آمدن خواب و مرگ بی هوش و بیخبر میشود، تن لباس است، این نقشها را عقل آن مرد رسم میکند
آن مورچه عاقل هم حقیقت را نمیدانست، عقل بدون خواست خداوند مثل سنگ است. اگر خدا یک لحظه عقل را به حال خود رها کند، همین عقل زیرک بزرگ، نادانیها و خطاهای دردناکی انجام میدهد !
#مولاناЧитать полностью…
📚 مثنوی معنوی
بعضی افراد در زندگی ما فقط «شریک رابطه» نیستند؛ آنها آینهی سایهی ما هستند. به همین دلیل اتصال با آنها معمولاً شدید، پیچیده و کارمایی است.
سایه چیست و چرا فعال میشود؟
از نگاه یونگ، «سایه» بخشهایی از وجود ماست که آنها را نپذیرفتهایم، سرکوب کردهایم یا از آنها شرم داریم.
این بخشها میتوانند منفی باشند (خشم، حسادت، نیازمندی)،
یا حتی مثبت باشند (قدرت، جذابیت، استقلال) که جرئت ابرازشان را نداشتهایم.
سایه تا وقتی نادیده گرفته شود، خاموش نمیشود؛ بلکه از طریق دیگران خود را نشان میدهد.
ما ناخودآگاه جذب کسانی میشویم که بخشهای سرکوبشدهی ما را فعال میکنند و همینجا اتصال کارمایی شکل میگیرد.
چرا این افراد بیشترین کشش یا بیشترین درد را ایجاد میکنند؟
چون آنها دقیقاً جایی را لمس میکنند که ما هنوز با خودمان آشتی نکردهایم.
مثلاً:
اگر در درونت ترس از طرد شدن داری، جذب فردی میشوی که ناپایدار است.
اگر قدرت خودت را سرکوب کردهای، جذب فردی میشوی که مسلط و قوی است.
اگر نیاز به دیده شدن داری، جذب فردی میشوی که توجه را قطره چکانی میدهد.
در سطح روح، این برخورد تصادفی نیست.
چرا اتصال با آینهی سایه کارمایی میشود؟
چون ما بهجای دیدن سایه در خود، با آن در دیگری میجنگیم.
بهجای اینکه بگوییم:
«این زخم در من فعال شد»
میگوییم:
«او باعث رنج من است»
و تا زمانی که این فرافکنی ادامه دارد، تار اتری تغذیه میشود.
کارما در اینجا یعنی:
تکرار تجربه تا زمانی که آگاهی حاصل شود.
نشانههای اینکه فردی آینهی سایهی توست
واکنش تو به او بیش از حد منطقی است یا بهشدت جذبش میشوی یا بهشدت از او بیزاری.
رابطه پر از چرخههای تکراری است.
احساس میکنی «چرا همیشه با چنین افرادی روبهرو میشوم؟»
در حضورش نسخهای از خودت فعال میشود که حتی خودت را غافلگیر میکند.
اینها نشانهی فعال شدن سایه است.
نقش این افراد در مسیر روح چیست؟
آنها دشمن نیستند.آنها آینهاند.
«هر روحی که بیشترین درد را در تو بیدار میکند، حامل درسی برای آزادی توست.»
وقتی بتوانی بهجای تمرکز بر رفتار او، به این نگاه کنی که:
«در من چه چیزی فعال شد؟»
در آن لحظه کارما شروع به حل شدن میکند.
چگونه اتصال کارمایی با آینهی سایه حل میشود؟
نه با دوری صرف.
نه با بریدن خشمآلود.
بلکه با سه تحول درونی:
اول، پذیرش اینکه آن ویژگی در من هم وجود دارد (حتی در شکل بالقوه).
دوم، بازپسگیری فرافکنی: او دیگر حامل سایهی من نیست.
سوم، یکپارچهسازی آن بخش در خودم.
وقتی سایه ادغام شود، جذابیت یا نفرت افراطی فرو میریزد.
و تار اتری خودبهخود ضعیف میشود.
یک حقیقت مهم
ما اغلب فکر میکنیم باید فرد مقابل تغییر کند تا آرام شویم.
اما در روابط کارماییِ سایه، آرامش زمانی میآید که ما تغییر کنیم.
وقتی سایه دیده شود،
آینه دیگر قدرت ندارد.
و اینجاست که اتصال یا تبدیل میشود به رابطهای سالم و آگاهانه،
یا بهطور طبیعی و بدون درگیری از هم میپاشد.
نه با جنگ.
نه با قطع خشن.
بلکه با پایان نیاز.
«شهامت»
به من بیاموز که به جای ترس، شهامتی مستحکم و محتاط داشته باشم. از هیچ چیز نمیترسم، مگر از خود، آنگاه که سعی در فریب وجدان خود داشته باشم.
پاراماهانسا یوگانانداЧитать полностью…
"مراقبههای متافیزیکی"
سیاره ما
دیگر نیازی به آدمهای موفق ندارد!
این سیاره به شدت نیازمند
افراد "صلح جو، درمانگر، ناجی، قصه گو و عاشق" است . . .
دالایلاماЧитать полностью…
هر حیوان كه از دور دیدی
و ندانستی سگ و گرگ است یا آهو،
ببین رو به سمت مرغزار و سبزینه است یا لاشه و استخوان؟!
آدمی را نیز چون نشناسی،
ببین به كدام سوی میرود؟!
📚 مجالس سبعهЧитать полностью…
مولانا
شما نمی توانید خداوند را فریب دهید، چرا که او از اندیشه هایتان آگاه است.او کاری ندارد که شما چه مدت در مسیر معنوی تلاش کرده اید؛ بلکه درجه و عمق تلاش شما برایش مهم است.
حتی اگر کارمای بدی از زندگی های بی شمار گذشته کسب کرده باشید، اگر عشق و صداقت شما به اندازه ای عمیق باشد که انوار الهی را به درون شما جذب کند، آن انوار، تاریکیِ همه آن تناسخ های زیان بار پیشین را سوزانده و از بین خواهد برد
شور عشق الهیЧитать полностью…
پاراماهانسا یوگاناندا
ترجمهی آرجونا سلحشور
کودکان ما آن گونه می شوند که ما هستیم
نه انگونه که ما دلمان میخواهد!
همه کس طالبِ یارند چه هشیار و چه مست
همه جا خانهٔ عشق است چه مسجد چه کِنِشت
سرِ تسلیمِ من و خشتِ درِ میکدهها
مدعی گر نکند فهمِ سخن، گو سر و خشت
#حضرت_حافظЧитать полностью…
الهی
آن ده که آن به
و آن نما که آن به
و مرا به خویشتن رها مکن که از خویش هیچ نیاید…
خواجه عبدالله انصاریЧитать полностью…
نگاهِ ناظر - این ویدئوی کوتاه، گزیدهای از قسمت اول سمینار «انرژیها و چاکراها»
Читать полностью…
با دين يا بدون دين؛ انسانهاى خوب كارهاى خوب ميكنند و انسانهاى بد، كارهاى بد...
اما براى اينكه انسان با ظاهر خوب،كارهاى بد كند، قطعاً به دين نياز دارد!
استيون واينبرگЧитать полностью…
قدیسان نمیتوانند با کسانی که آمادگی معنوی نیافتهاند ارتباط یابند
تا زمانی که قدرت گیرندگی معنوی در شما تکامل نیافته باشد، نمیتوانید با قدیسان والا هماهنگ گردید. شخصی که خواستار فراخواندن حضور یک شخصیت مقدس میباشد، اگر هنوز معنویت پذیرایی نداشته باشد، آن قدیس قادر به ارتباط با او نیست. تصور کنید که دلتان بخواهد با روح عیسی مسیح یا کریشنا یا بودا یا محمد ارتباط حاصل کنید. چنین قدیسانی تنها زمانی میتوانند به نزد شما آیند که هشیاریتان از طریق مراقبه پاکی و خلوص یافته باشد تا بتوانید پذیرای آنها گردید.
قدرت ارتعاشی حضور آنها آنقدر قوی است که جسم و مغزی را که با آنها هماهنگی نداشته باشد میسوزاند. من بسیاری از این آواتارها و قدیسان را دیدهام؛ شما نیز با قوی کردن ارتعاشات معنوی خود میتوانید آنها را ببینید. این روحهای متعالی همواره در فضا حضور دارند، چرا که هیچکس با ترک جسم از بین نمیرود. آنها به دعاهای شما پاسخ میگویند و به شما برکت میدهند. آنها یا در عالم سماوی هستند، یا به زمین بازگشتهاند و یا برای تکامل والاتر انسان به سیارههای بالاتر دیگری رفتهاند.
پاراماهانسا یوگانانداЧитать полностью…
عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش
خون انگوری نخورده باده شان هم خون خویش
هر کسی اندر جهان مجنون لیلیّی شدند
عارفان لیلیِّ خویش و دم به دم مجنون خویش
#مولانای_جانЧитать полностью…
ساعتی میزان آنی ساعتی موزون این
بعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویش
گر تو فرعون منی از مصر تن بیرون کنی
در درون حالی ببینی موسی و هارون خویش
#مولانای_جانЧитать полностью…
به تو یک راهنمایی ساده میدهم: خودت را مشاهده کن.
از ذهن و هویت شخصی خودت آگاه باش، اما خالی و مجزا بمان، مانند شاهدی بیفرم.
این راهنماییای است که ذهن به راحتی نمیپذیرد، اما وقتی آن را در درون قلبت پذیرفتی، سرانجام آزادت میکند.
#موجی
#یوان_میЧитать полностью…
ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ اند،
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﺒﯿﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﺸﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ...
📚 دونژوانЧитать полностью…
میلانکوندرا
#تیکه_کتاب
ما نه در سالها، نه در روزها و نه در ماهها زندگی میکنیم؛ ما در "لحظهها" زندگی میکنیم. یک لحظه که در آن حقیقتی را درک میکنی، یک لحظه که در آن زیباییِ عجیبی را میبینی، یک لحظه که در آن تنهاییات را میپذیری؛ اینها همان چیزهایی هستند که از کلِ زندگیِ ما واقعیترند...
ویرجینیا وولفЧитать полностью…
📚به سوی فانوس دریایی
ای دل به طریق عاشقی راه یکی است
در کشور عشق بنده و شاه یکیست
تا ترک دو رنگی نکنی در ره عشق
واقف نشوی که نعمت الله یکیست
#شاه_نعمت_الله_ولیЧитать полностью…
یک حس مدتی طول میکشد و بعد حس دیگری میآید.
مدیتیشن آگاه بودن از هر حس است.
#تیچ_نات_هانЧитать полностью…
#مدیتیشن
چو خدا بُوَد پناهت
چه خطر بُوَد زِ راهت؟
به فلک رَسَد کلاهت
که سَرِ همه سَرانی
چه نِکو طریق باشد
که خدا رفیق باشد
سفرِ درشت گَردد
چو بهشتِ جاودانی
#غزل_مولاناЧитать полностью…
تا هشیاری به طعم مستی نرسی
تا تن ندهی به جان پرستی نرسی
تا در غم عشق دوست چون آتش و آب
از خود نشوی نیست به هستی نرسی
#مولانای_جانЧитать полностью…
استاد میگفت، "در آن فرصتهای کوچکی که از مشغولیت به ضرورتهای زندگی رها هستید، وقت خود را با روشن کردن رادیو یا تلویزیون، یا تلفن (تا با دوستی به غیبتگویی بپردازید) هدر ندهید. بجایش از آن فرصتها برای خداوند استفاده کنید. حتی اگر آنها یک یا سه دقیقه باشند، بنشینید و مراقبه کنید، یا فقط هشیاری خود را به درون ببرید و اجازه دهید افکارتان با تمرکز بر خداوند آرام و قرار گیرند.
در آن چند لحظه، عشق و ارادت به خداوند، مهر و طلب برای او را چنان احساس کنید که تمامی دنیا از ذهنتان کنار برود و شما او را که تنها واقعیت است دریابید."
پاراماهانسا یوگانانداЧитать полностью…
در خراباتِ مُغان نورِ خدا میبینم
این عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم
جلوه بر من مفروش ای مَلِکُالْحاج که تو
خانه میبینی و من خانهخدا میبینم
#حضرت_حافظ
امید همچون پرندهای است که بال و پر دارد،
در روح ما لانه میگزیند،
بدون گفتن هیچ کلمهای،
آواز میخواند و هرگز متوقف نمیشود…
امیلی دیکنسونЧитать полностью…
روزی میرسد که دیگر به دنبال پاسخِ همهٔ سؤالها نیستی.
نه چون حقیقت را یافتهای، بلکه چون از جنگیدن با ابهام خسته شدهای.
آن روز میفهمی بسیاری از رنجهایت از اتفاقات زندگی نبودند؛
از تقلا برای تغییر دادنِ آنها بودند.
و شاید رهایی، همین لحظهٔ ساده باشد:
لحظهای که دستت را باز میکنی و میگذاری جهان، راه خودش را برود...