19439
وبسایت no-atheism.net اینستاگرام instagram.com/no_atheism فیسبوک fb.com/islamway1434 آپارات aparat.com/asteira ربات کانال(برای ارسال شبهات و دریافت پست تصادفی) @NoAtheism_bot ⚠توجه: سؤالات فقهی و مباحث مربوط به اختلاف فرق اسلامی پاسخ داده نمیشود.
فضل الهی و ناتوانی اسباب
سِنَّم از پنجاه فراتر رفته است. هرچقدر بیشتر پا به سال میگذارم، این باور در من عمیقتر میشود که تنها با فضل الهی بوده که -باتوجه به لطفی که خداوند به من داشته- به این نقطه رسیدهام. در همین حین، شدت این پرسش انکاری در من شعلهورتر شده است: در تمامی این سالیان، من کیستم تا به وارسی دقیق مسیرهایی مشغول شوم که مرا به این نقطه رسانده است؟
هرچقدر سالیان واپسین جلو میرفت، این باور در درونم روشنتر و ریشهدارتر میگشت و طرز فکر انجام کارها از راه اسباب -یا همان گرفتن اسباب- برایم پیچیدهتر میشد و هرچه تلاش میکردم تا چگونگی کارکرد این اسباب -با این درهمتنیدگی، ارتباط عمیق با یکدیگر و اثرگذاریاش- در رساندن من به این جایگاه را بفهمم، حقیقت آن برایم گنگتر میشد و بیش از پیش در هالهای از ابهام قرار میگرفت.
اما در نقطۀ مقابل، گذشت روزها و تجربههای پیدرپی، به شفافیت، قوت و ضرورت این باور که «هرچیزی به فضل خداست» افزوده است. این باور، اندیشهای اجتنابناپذیر است که خودش خود را اثبات میکند؛ لیک ما چه بسیار از آن رویگردان بودهایم، یا از آن غفلت ورزیدهایم!
آنچه اینجا از آن پرده برداشتم به معنای نادیدهانگاری اسباب نیست، بلکه مشخصکردن مرزهای آن است. اسباب اینگونه است که هرگاه به جهان بپردازیم، برایمان نمایان میگردد؛ اما هرگاه هستی را تنها به اسباب برگردانیم، معنای خود را از دست میدهد. اسباب کارآمد است، ولی خودش را نمیتواند توضیح دهد و آن را یارای بیان راز تأثیرش نیست و از ضمانت نتایجش برنمیآید. هنگامی که توجه به اسباب شدت یابد، شمار اسباب بهگونهای افزایش مییابد که -نسبت به ما آفریدگان ناتوان- به فضایی مهآلود تبدیل میشود.
همچنین نسبتدادن نعمت به خداوند نتیجۀ کمفهمی ما نیست، بلکه نتیجۀ بلوغی وصفناپذیر است. چه اینکه در گذر تجربهها آشکار میشود که خود اسباب، در تقابل با فضل الهی نبوده، بلکه نمایانگر آثار تدبیر الهی است و اینکه این اسباب تنها با اذن او داده میشود و جز با تسخیر او تاثیرگذار نیست و استمرار آن تنها در صورتی است که خداوند از نابودی آن جلوگیری کند.
هر اندازه که عقل به پختگی رسد و توهم خودبسندگی از هم بپاشد، توحید هم زلالتر میشود و اقرار به اینکه «همه چیز از جانب خداست» دیگر تنها شعار فرمانبرداری نخواهد بود، بلکه این شعار عصارۀ شناخت خواهد شد. رسیدن به این فهم بهخودیخود نعمتی الهیست، بهنحویکه نمیتوان چنین فضلی را جبران کرد. سپاس خدای را، همیشه و پیوسته، به اندازۀ آسمانها و زمین و به پری میان آن دو و آنچه او پس از این خواهد؛ سپاس از آن خداوندِ گوینده این گفته، که گفتهاش نیز حق است: ﴿وما بكم من نعمة فمن الله﴾.
✍️ د. عبدالله الشهری
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
📚عنوان مقاله: اصلیترین مشکلات امت
✍️نویسنده: احمد سید
📝مترجم: خداداد مطاعیپور
📄تعداد صفحات: 9
🗂ناشر: رد شبهات ملحدین
bit.ly/4aUcmmO
#معرفی_مقاله
استاد احمد سید (حفظه الله) در این مقالهی کوتاه از بزرگترین مشکلات کنونی امت و عواملی که در پدید آمدن آنها نقش دارند سخن گفته است.
ایشان عصر کنونی را برههی مهمی در تاریخ امت میداند که کنش یا انفعال آن میتواند در رقم زدن قرنهای آیندهی مسلمانان نقش بسزایی ایفا کند.
از همین روی راهکارهایی را برای برونرفت از این بزنگاه دشوار مطرح میکند که میتواند راهگشای مسلمین در این مسیر خطرناک باشد.
این مقاله به تمام کسانی که دغدغهی عزت اسلام و تمکین مسلمانان را دارند پیشنهاد میشود.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
📚عنوان مقاله: آیا الحاد منشأ پوچگرایی در جهان است؟
✍️نویسنده: هیثم طلعت
📝ترجمه و نشر: رد شبهات ملحدین
📄تعداد صفحات: 11
bit.ly/4qDzDzb
#معرفی_مقاله
نوشتار تقدیمی به بررسی رابطه بین الحاد و پوچگرایی میپردازد. نویسنده در این اثر به انتقاد از جهانبینی الحادی و مادیگرایی میپردازد و به مفهوم کلی انسان در دیدگاههای مادی و تأثیرات آن بر اخلاق و ارزشها اشاره میکند. این نوشتار به طور خاص به مسائلی مانند مادیگرایی، جدایی از ارزشهای متافیزیکی و عبور از مرزهای اخلاقی میپردازد. همچنین در بعضی بخشها، نویسنده نگرشهای تاریخی و اجتماعی مرتبط با تفکر الحادی را مورد بررسی قرار میدهد.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
🌙 اطلاعیه ویژه فرارسیدن ماه مبارک رمضان 🌙
«شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقان» (بقره: ۱۸۵)
یعنی: «ماه رمضان، همان ماهی است که در آن قرآن فروفرستاده شد؛ کتابی برای هدایت مردم و نشانههایی آشکار از راه حق و معیار تشخیص حق از باطل.»
با حلول ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن، رحمت، مغفرت، بندگی و تقوا، فرا رسیدن این ایام مبارک را به تمامی مسلمانان جهان صمیمانه تبریک و تهنیت عرض مینماییم.
نظر به اینکه جمعی از مسلمانان، امروز (چهارشنبه) را نخستین روز ماه مبارک رمضان دانسته و روزهدار شدهاند، و گروهی دیگر فردا (پنجشنبه) را آغاز این ماه شریف میدانند، مجموعۀ «رد شبهات ملحدین» ضمن احترام به هر دو دیدگاه، آغاز ماه ضیافت الهی را به همۀ مسلمانان در سراسر جهان شادباش میگوید.
امید است این ماه، فرصت تقرب، ایمان و همدلی بیشتر میان امت اسلامی باشد و همۀ قلوب، به نور هدایت قرآن و رحمت پروردگار روشن گردد.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
انسان اسیر حرکت یونهای سدیم و پتاسیم نیست؛ انسان، آنگونه که ملحدان میپندارند، اسیر طبیعت و فیزیک نیست. این که انسان به سوی حقیقت، خیر، عدالت و ارزش[ها] گرایش دارد، نتیجهٔ حرکت یونها بر دیوارههای سلول عصبی نیست؛ و این تعاملات فیزیکی و شیمیایی، آنگونه که در دیدگاه الحادی تصور میشود، آگاهی را به وجود نمیآورند. از اینرو هیثم طلعت در کتاب «مناظره با ملحدین» میگوید: «برای انسان، معنایی فراتر از این وجود هستی است، که معنا و ارزش خود را از آن میگیرد، و از طریق آن، حق، خیر و عدالت را میشناسد...»✍️ دکتر شيرين حامد فهمی
📚 عنوان مقاله: چگونه مظلومین غزه را یاری کنیم؟
✍️ نویسنده: Ummah of Muhammad
📝 ترجمه و تعلیق : وزیر احمد عظیمی
📁 تعداد صفحات: 12
#️⃣ بازبینی و نشر: رد شبهات ملحدین
bit.ly/4rNuMg3
#معرفی_مقاله
نوشتار مذکور بر پایۀ آیات قرآن و احادیث، راههای یاری مؤمنان مظلوم در سرزمین غزه را تشریح میکند. نویسنده با زبانی معنوی و مستند به منابع اسلامی، اهمیت اتحاد مسلمانان، ترک اختلاف و تقویت همبستگی امت اسلامی را در برابر دشمنان یادآور میشود. این اثر به صورت خلاصه و کاربردی، جلوههای مختلف یاری مانند حمایت معنوی، سیاسی، مالی و فرهنگی را مطرح کرده و نشان میدهد که نصرت مؤمنان، نه صرفاً تکلیف انسانی بلکه فریضهای الهی است. افزون بر تبیین مبانی اعتقادی، متن مخاطب را به بازنگری در مسئولیت اجتماعی خویش دعوت میکند تا هر مسلمان در حد توان، سهمی در دفاع از مظلومان جهان اسلام داشته باشد.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین
🔴 اپستین و افشای چهره واقعی قدرت جهانی
حتی اگر جزئیات تهمتهای ثابتشده در مستندات جفری اپستین را نادیده بگیریم با این وجود، چیزی که حجم بسیار زیاد عکسها، فیلمها و گواهی افراد، آشکار میکند این است که تعدادی از بزرگترین سیاستمداران و سران سرمایهداری در جهان، در فجیعترین جنایتهای اخلاقی در حق پسربچهها و دختربچهها دست دارند.
بنابراین نباید با این رویداد فقط به عنوان یک رسوایی اخلاقی از این جمع پستفطرت برخورد کرد بلکه باید تصریح کنیم که یک رسوایی برای نظام پلید بینالملل است که تعدادی از قهرمانانش از این وحشیهای درندهخوی هستند.
همچنین رسوایی برای افراد زیاد دیگری در پُستهای حساس حکومتی است که از جنایتهای جفری اپستین و نخبگان سیاسی! جهان آگاهی داشتند و با این وجود، سالهای طولانی بر آن سرپوش گذاشتند.
و نیز رسوایی برای موشصفتهایی است که در برابر ما، دَم از اخلاق و انسانیت و حقوق زن و توانمندسازی زنان و حقوق کودکان میزنند و به احکامی شرعی همچون جهاد و بردگی و حدود شرعی و چندهمسری حمله میکنند و به سیرت شریفترین انسان ﷺ بیادبی میکنند، فرقی هم نمیکند که از هموطنان ما باشند یا از دار و دستهی بیشرفی همچون جفری اپستین!
همچنین رسوایی برای دموکراسی است که سبب شده است بدترین زبالههای تاریخ بشر در بالاترین مقامهای حکومتی و دولتی جای بگیرند تنها به این دلیل که ثروت و رسانه در دستشان است!
و نیز رسوایی برای منافقانِ موجود در بین ما است که بُت غرب را تمجید و ستایش میکنند و به ترویج افکارش میپردازند!
شاید بسیاری ندانند که تاد بلانش، معاون دادستان کل آمریکا و وکیل سابق ترامپ باور ندارد که مستندات لورفته میتواند دلیل محکومیت و بازخواست کسی شود چنانکه به یادداشتی مشترک اشاره کرده است که وزارت دادگستری و دفتر تحقیقات فدرال (FBI) منتشر کردهاند و نتیجه گرفته که دلایل تازهای در قضیهی اپستین وجود ندارد که انتشار مستنداتی اضافی یا پیگرد افراد دیگری را توجیه کند!!
البته نامهای دیگری هنوز هستند که پنهان ماندهاند و تعداد زیادی از قربانیان اپستین هم اظهار داشتهاند که از حذف نام مرتکبان آن تجاوزات خشمگین هستند و گفتهاند که: "یک بار دیگر، نام قربانیان و جزئیات آنان آشکار میشود در حالی که نام مردانی که از ما سوءاستفاده کردهاند پنهان مانده است و حتی محافظت میشود و این امری وحشتناک است (به نقل از خبرگزاری آناتولی).
پیش از اینکه کسی خوشحالی کند و بگوید "زنده باد عدالت" باید بلند فریاد زد که:
صدای سقوط ارزشهای غربی به گوش جهانیان رسید و حقیقت نظام بینالملل هویدا شد که گروهکی از اراذل و اوباش است و این بیبندوباری اخلاقی با بیبندوباری و بیشرمی سیاسیِ آشکار بر ضد غزه و سایر مستضعفان در زمین همراه شده است.
تمام اینها باید این احساس را در ما برانگیزاند که جهان بخاطر نبودن رهبری مسلمانان و رهبر بودن یک مشت شیطانصفت به چه هرج و مرج و ظلم و فلاکتی درافتاده است و همچنین باید به حجم مسئولیت خود پی ببریم و برای دستیابی به رهبری دوبارهی جهان تلاش کنیم.
✍️ پروفسور ایاد قنیبی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
همچنین واژۀ «مؤمن» برای کسی که به کمال ایمان واجب رسیده و مستحق بهشت باشد استفاده میشود. در بعضی آیات قرآنی، مؤمنبودن بهطور مستقیم بهشتیبودن را میرساند و از صحابی عبدالله بن مسعود (رضی الله عنه) رسیده است که میگفت «هرکس به مؤمنبودن خویش شهادت داد، باید شهادت دهد که بهشتی است!». [۷] از این رو میبینیم که از چنین شهادتی که تزکیۀ نفس است، خودداری میکردند و اگر کسی از آن نیکان میپرسید که آیا مؤمنید، با «امیدوارم» و «انشاءالله» پاسخ میدادند و میگفتند که نمیدانیم احوالمان نزد الله چگونه است و معلوم نیست که اعمالمان پذیرفته یا رد شده باشد. [۸]
با توجه به این دو مفهوم ایمان، هر کسی که از خداناباوری (Atheism) دست کشیده و به نوعی خداباوری (Theism) رسیده باشد، به اصطلاح اسلامی «مؤمن» نامیده نمیشود. زیرا بر اساس مفهوم نخست، مؤمن همان مُسلم است و بدون شهادتین نمیشود مسلمان بود. بر اساس مفهوم دوم نیز دایرۀ مؤمنان تنگتر از دایرۀ مسلمانان است؛ هر مؤمنی مسلمان است ولی هر مسلمانی مؤمن نیست. با این حال تکلیف فرد غیر مسلمان معلوم است.
البته آنچه گذشت دربارۀ اطلاقِ واژۀ «ایمان» و «مؤمن» است و اگر این دو واژه را به «وجود خداوند» مقید کنیم و بگوییم «رضا به وجود خدا ایمان دارد» و «او مؤمن به وجود خداست» دیگر مشکلی نخواهد ماند و عمرو شریف نیز در جاهایی از کتابش ایمان را بهطور مقید بهکار میبرد. [۹] بنابراین تعبیر درست این است که بگویم «فلو به وجود خدا ایمان آورد»، نه این که «فلو ایمان آورده است». حتی گفتن «فلو به خدا ایمان آورد» هم از دقت بهدور است، زیرا چنانکه در کتابهای اعتقادی شرح میدهند، در «الإیمان بالله» تنها ایمان به وجود یا وحدانیت او کافی نیست بلکه توحید الوهیت و اسماء و صفات را هم در بر میگیرد.
«بسیاری از متکلمان قدیم و نیز بسیاری از کسانی که در امور اعتقادی دست به تألیف زدهاند، مجرد اثبات صانع را ایمان مینامند که اشتباهی آشکار است». [۱۰] «[مجرد] اقرار به وجود الله متعال امری ستودنی نیست؛ زیرا هیچ ایمان دنیوی یا نجات اخروی بر این اقرار مترتب نمیشود. ایمان و نجات در التزام به مقتضای این اقرار فطری با تحقیق توحید و اخلاص از شرک است، لذا مناسب آن است که به چیزی مشغول شد که رستگاری دنیا و آخرت را بهدنبال دارد. خصوصاً اینکه این مطلب، ایمان به وجود خدا را هم در بر میگیرد اما ایمان به وجود خدا به تنهایی نجاتآور نیست و شامل توحید و اخلاص نمیشود» و از اینجا روشن میشود که چرا آیات قرآنی غالباً به تقریر توحید عبادت و معاد و نبوت میرسند و بهندرت تنها بر اثبات ربوبیت خداوند دلالت میکنند. [۱۱]
از آنچه گذشت به این پاسخ میرسیم که ایمان در اسلام، نقیض خداناباوری نیست که غیر مؤمن خداناباور و غیر خداناباور مؤمن باشد. بلکه خداناباوری و ایمان ضد هم هستند و ممکن است کسی نه خداناباور باشد و نه صاحب ایمان، چنانکه بیشتر مخاطبان رسولان چنین بودهاند.
محمد عمر خسرو
ناشر: «رد شبهات ملحدین»
📚 پینوشتها:
[۱] عمرو شريف، رحلة عقل (مصر: مكتبة الشروق الدولية، ۱۴۳۲)، ۶۳.
[2] Antony Flew and Roy Abraham Varghese, There Is a God (New York: HarperCollins, 2007), 1.
[3] Antony Flew and Roy Abraham Varghese, There Is a God, 2.
[4] Jan Bremmer, "Atheism in Antiquity," in The Cambridge Companion to Atheism, ed. Michael Martin (Cambridge: Cambridge University Press, 2007), 11.
[۵] مسلم، صحيح مسلم، ج۱ (بيروت: دار إحياء التراث العربي، ۱۳۷۴)، ۳۸۲.
[۶] ابن بطة، الإبانة الكبرى، ج۲ (الرياض: دار الراية، ۱۴۱۵)، ۸۷۶.
[۷] ابن أبي شيبة، المصنف، ج۱۷ (الرياض: دار كنوز إشبيليا، ۱۴۳۶)، ۶۰.
[۸] بنگرید به: ابن بطة، الإبانة الكبرى، ج۲، ۸۶۲-۷۶؛ القاسم بن سلّام، كتاب الإيمان (الرياض: مكتبة المعارف، ۱۴۲۱)، ۳۵-۴۴؛ ابن تيمية، مجموع الفتاوى، ج۷ (المدينة المنورة: جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية، ۱۴۱۱)، ۴۲۹-۴۴۱.
[۹] عمرو شريف، رحلة عقل، ۲۶۹.
[۱۰] سعود العريفي، الأدلة العقلية النقلية على أصول الاعتقاد (مكة: دار عالم الفوائد، ۱۴۱۹)، ۲۳۰.
[۱۱] سعود العريفي، الأدلة العقلية النقلية على أصول الاعتقاد، ۱۹۶.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
فریاد کودک یتیم
🔴 حقیقتی که جهان نمیخواهد ببیند 🔴
امروز با یکی درباره جنگ حماس و رژیم صهیونسیتی بحث مینمودم، به اینجا رسیدیم که شخص مقابل گفت مقصر حماس بود، چون به رژیم صهیونسیتی ضربه زد!!! و جنگ را شروع نمود!!! من هم با تعجب گفتم جنگ را شروع نمود؟!!! و به این فکر کودکانه خندیدم ...
گفتم: بگذارید تصویری ساده اما تکاندهنده برایتان ترسیم کنم تا متوجه عمق فاجعه شوید: مردی ظالم، فاسد و جنایتکار را تصور کنید. مردی که هفتاد و پنج سال است هر روز به خانهی کودکی یتیم میرود:
- هر روز ده سیلی به صورتش میزند
- هر روز ده لگد به پهلویش میکوبد
- هر روز تکهای از زمینش را میگیرد
- هر روز بخشی از خانهاش را ویران میکند
- هر روز عزیزانش را به خاک و خون میکشد
🔻 و جهان؟
جهان به ظاهر متمدن و در باطن شیطان صفت غرب چه میکند؟
- مینشیند و تماشا میکند
- گاهی تشویق میکند
- گاهی سلاح میفرستد... برای آن مرد جنایتکار!
- گاهی میگوید: «حق دفاع از خود»... برای آن ظالم!
🔻 حال یک روز آن کودک خواست قبل از کتک خوردن، از خود دفاع کند و ضربهای پیشدستانه به آن جنایتکار بزند، تا شاید آن جنایتکار کمی عقبنشینی کند...
روزی که غیرت این کودک به جوش آمده بود.
روزی که گفت: بس است!
روزی که با دستهای کوچکش، یک سیلی کودکانه به صورت آن جنایتکار زد.
🔻 اما چه شد؟
جهان جنایتکار غرب از خواب پرید!
جهان جنایتکار غرب فریاد زد!
جهان جنایتکار غرب گفت: «تروریسم!»
همان جهانی که هفتاد و پنج سال سکوت کرده بود، یکباره صدایش درآمد!!!
🔴 همان رسانههایی که هزاران کودک شهید فلسطینی را ندیده بودند، یکباره بینا شدند!!!
🔻 سؤال از وجدان بشریت و تمام انسانهای با شرف و باغیرت و با ناموس و در کل انسان شریف:
🟢 اگر کودکی که هفتاد و پنج سال کتک خورده، یک بار دستش را بالا بیاورد، مجرم است؟
🟢 اگر مظلومی که همه چیزش را گرفتهاند، فریاد بزند، تروریست است؟
🟢 اگر قومی که از سرزمینشان رانده شدهاند، بخواهند برگردند، جنایتکار هستند؟
این است عدالت، شرافت، غیرت و ... غربیتان؟!!!
🔴 براستی، جدا از مسلمان بودن حماس، کدام انسان بیغیرت یا کدام ناسیونالیست بیغیرت است که در مقابل چنین ظلم و جنایتی هیچ سخن و دفاعی از خود نگوید و بنشیند تا هر روز ده سیلی و ده اردنگی بخورد؟ اگر چنین حقارتی را پذیرفتهاند، پس مکتب فکریشان حقیرترین، فاسدترین، بیغیرتترین و دارای تمام صفات منفی اخلاقی و انسانی است و هیچ بویی از انسانیت و حتی حیوانیت نبردهاند؛ زیرا حیوان نیز از خود دفاع میکند…
✅ کلام آخر:
این کودک یتیم، نامش فلسطین است.
این مرد جنایتکار، نامش رژیم صهیونیستی است.
و این جهان ساکت، نامش نظام بینالملل و تمام نوکران شیطان صفتش است که دفاع یک کودک را آنقدر وارونه جلوه میدهند که انگار این کودک میتواند با یک ضربه تمام غرب را نابود کند و اگر نابود نشود تمام هستی نابود میشود و این همان مکر و حیله شیاطین است که ظلم و جنایت را عدل و انسانیت و دفاع از خود معرفی میکند و هزاران کودک و زن و افراد بیدفاع را با آن حربه به خاک و خون و نابودی میکشاند و مورد تایید و تشویق شیاطین دیگر قرار میگیرد!!!
🔴 به یاد داشته باشید:
مظلوم اگر سنگی پرتاب کند، نامش «خشونت» است.
ظالم اگر شهری را بمباران کند، نامش «دفاع از خود» است.
این است منطق دنیای امروز.
این است عدالتی که بوی خون و فساد و شیطنت میدهد.
ولی همگان بدانند:
«وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ» (سوره ابراهیم، آیه ۴۲)
«و هرگز گمان مبر که اللّه سبحانه و تعالی از آنچه ظالمان انجام میدهند غافل است.»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
اندیشهات را با لذّتهای زودگذر، خرافات رنگین، و هیاهوی بیپایانِ رسانهها سرگرم میکنند؛ و تو در خیال، خود را انسانی آزاد و مستقل میپنداری.
اما آزادیای که این جهان به تو مینمایاند، چیزی نیست جز نقابی بر چهرهٔ بندگی. در حقیقت، انسان امروز بیش از هر زمانِ دیگر در بند است نه به زنجیرِ آهنین، بلکه به زنجیرِ اندیشههای دستکاریشده.
اینگونه باید اندیشه کرد که تداوم کارهای بیهوده و مشغلههای پوچ، ریشه در ترسِ پنهانِ صاحبان قدرت دارد. آنان میدانند مردمی که فراغتی برای اندیشیدن بیابند، دیر یا زود فرمانبرداری را وا خواهند نهاد. از همینرو، جهان را چنان آرایش میکنند که انسان همیشه در تکاپو باشد؛ بیآنکه بداند برای چه و بهسویِ کجا حرکت میکند.
نظامی خاموش در پسِ روزمرّگیها اجرا میشود؛ مردمان را چنان درگیر کار، مصرف، و تماشای نمایشهای پایانناپذیر میکنند که فرصتی برای تأمل باقی نماند. ذهنها پُر میشوند از تصویر و خبر و لذّتِ لحظهای، تا پرسش جوهریِ انسان: «من کیستم، و به چه میاندیشم؟» هرگز در سکوتِ درون طنین نیابد.
آزادی، در رهایی از قیدِ بیرونی نیست؛
در توانِ دیدنِ بندهای نادیدنیِ درون است.
آدمی هنگامی آزاد میشود که بتواند از میانِ هیاهو، صدای اندیشهٔ خویش را بشنود و حقیقت را -هرچند تلخ- به آرامی دریابد.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
یلدا را پاس نداریم!
شب یلدا، فارغ از اهمیت تاریخی یا فرهنگی که ممکن است نزد برخی افراد داشته باشد، به خودی خود فاقد هرگونه مبنای شرعی در دین مبین اسلام است. نکتهای که باید قویاً مورد توجه قرار گیرد، آن است که گرامیداشت این شب، در عمل، به رفتارهایی منجر میشود که تضاد آشکاری با اصول ایمانی و اخلاقی اسلام دارد. زیرا:
نخست: بزرگداشت این شب با اصرار و اعتقاد قلبی، مصداق تشبه به فرهنگها و رسوم غیر اسلامی است. آموزههای اسلامی به شدت بر حفظ هویت دینی و اجتناب از تقلید کورکورانه از فرهنگهایی که ریشه در مبانی اعتقادی مغایر با توحید دارند، تأکید دارند.
دوم: به عنوان یک مسلمان، وظیفه اصلی، دوری جستن فعالانه از اهتمام ورزیدن به رسومی است که اصالت آنها به اسلام و مسلمین تعلق ندارد. بزرگداشت شب یلدا، به دلیل تقارن غالب آن با مظاهر اسراف و غفلت، و همچنین ماهیت غیردینی آن، باید به عنوان یک سنت مردود از سوی مؤمنین مورد بیاعتنایی قرار گیرد.
سوم: مسلمانان باید اوقات خود را، به ویژه در شبهای طولانی زمستان، صرف اموری کنند که موجب رضایت خداوند و بهرهمندی معنوی شود، نه مشغولیتهایی که ریشه در جاهلیت قدیم دارد و با روح توحیدی اسلام در تضاد است.
چهارم: غالب مراسم سنتی شب یلدا با تمرکز بر مصرف بیرویه غذاها، میوهها و تنقلات همراه است که در تعالیم اسلامی، مصداق بارز اسراف تلقی شده و نهی گردیده است. این هدر دادن نعمتهای الهی، در حالی که بسیاری از مسلمانان نیازمندند، توجیه شرعی ندارد.
پنجم: این تجمعات اغلب به مجالس لهو، غیبت، سخنان بیفایده و گاهی حتی دور از شأن یک مسلمان تبدیل میشود. شب مسلمان باید صرف ذکر، عبادت خالصانه، تلاوت قرآن، و مجالس علم و حکمت گردد؛ نه فضاهایی که در آنها گناهان اخلاقی رایج میشوند.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
فراخوان اضطراری👆
هر سهم یک جان 🌱
🇵🇸 حدود یک میلیون نفر مردم مسلمان #غزه در شرایط سخت جنگ نابرابر با بیماری و گرسنگی و شرایط بد اقتصادی و نداشتن سرپناه و...
هم چنان به زندگی خود و ایستادگی و ایمان خود پایبند هستند
🌨️امروز شرایط زمستان و بارندگی های پی در پی باعث افزایش این درد و رنج شده است
🌱 فقط تا یکم دی ماه فرصت باقیست
📌 شماره کارت شیخ ایوب انصاری (مدیر مدرسۀ دینی امام شافعی شهرستان اوز):
6037997297539471
شبا:
730170000000307027609009
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
انجام مسابقات زیباترین زنان جهان و افزایش زنان مدل، این حقیقت را نشان میدهد که زنان شخصیت و انسانیتشان را از دست داده و بیشتر به یک حیوان زیبا تبدیل شدهاند.✍🏻 علی عزت بگوویچ
اسلام آدمی را همانگونه که هست یعنی به عنوان یک انسان میپذیرد و سعی در تبدیل کردن انسان به فرشتگان را ندارد... چرا که چنین چیزی غیر ممکن است. اگر چه اسلام به زهد و قناعت دعوت میکند ولی هرگز سعی در نابودی زندگی دنیایی و سلامت جسمانی و عقل و آرزوی سعادت و شادمانی را نمیکند. میزانی از رهبانیت و زهد در اسلام پذیرفته است که به وسیله آن بتوان غرایز را تعدیل کرد و بین امیالهای حیوانی و اخلاقی تعادل ایجاد کرد.✍🏻 علی عزت بگوویچ
فمینیسم نمیتواند تصویری از شخصیت زن داشته باشد، مگر اینکه شخصیت مرد را تقلید کند. ما حتی اغراق نخواهیم کرد اگر بگوییم: ادعاهای فمینیسم باعث ایجاد بیاعتمادی اساسی در میان زنان جدید نسبت به خودشان شدهاست، همانطور که مانع از آن شده همانند یک زن احساس قدر و ارزش کند، نه همانند یک مرد.📚 Julius Evola, Revolt Against the Modern World, Part II, chap. 6, 158–59.
مجموعۀ «رد شبهات ملحدین» عید سعید فطر را به همه مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض مینماید.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین
در وبسایت Haaretz نوشتهای از ایهود اولمرت (نخستوزیر پیشین رژیم اسرائیل) منتشر شده است که بر صهیونیستهای خردباختۀ ایرانی و غیر ایرانی که بدون دریافت حتی یک پاپاسی، با ادعای حقوق بشر و آزادی، از این رژیم خونخوار و جنایتکار حمایت میکنند، حجت را تمام میکند:
تلاشی خشونتآمیز و مجرمانه برای پاکسازی قومی در بخشهایی از کرانه باختری در جریان است. گروههای مسلح شهرکنشین، فلسطینیان ساکن آنجا را آزار میدهند، آسیب میرسانند، زخمی میکنند و حتی میکشند. این یورشها شامل آتش زدن باغهای زیتون، خانهها و خودروها، ورود به منازل و حملۀ فیزیکی به افراد است.
آنها به گلههای گوسفند نیز آسیب میرسانند، پراکندهشان میکنند و اقدام به دزدیدنشان میکنند. این آشوبگران -تروریستهای یهودی- با نفرت و خشونت به فلسطینیان هجوم میبرند و هدف واحدی دارند: وادار کردن آنها به فرار از خانههایشان. همۀ این اقدامات با این امید انجام میشود که زمین پس از آن، در مسیر تحقق رویای الحاق کامل تمام سرزمینها، برای سکونتدادن یهودیان آماده شود.
مأموران پلیس و سربازان بر تمام این موارد چشم میبندند. کسانی که سعی میکنند از آشوبگران دفاع کنند، ادعا میکنند مخالف خشونتاند و اینکه این آشوبگران اقلیت کوچکی از چند ده نوجوان شرور هستند و شهرکنشینان را نمایندگی نمیکنند. اما در واقع ما با صدها جوان خشونتطلب روبهرو هستیم که بدون مسلح شدن به ابتکار و الهامبخشی وزیر امنیت ملی، ایتامار بنگویر، نمیتوانستند چنین آشوبی بهپا کنند. به عبارت دیگر، در کرانۀ باختری یک شبهنظامی (ملیشیا) در حال فعالیت است که با حمایت، پشتیبانی و کمک -مستقیم و غیرمستقیم- مقامات دولتی اسرائیل عمل میکند.
سلطنتطلبان و اسلامستیزی
جریان سلطنتطلب متمرکز پیرامون رضا پهلوی، در سالهای اخیر به سمت ترویج گفتمانی رفته است که فراتر از نقد سیاسی، ماهیت آن هجمهای سازمانیافته علیه مبانی اعتقادی اسلام است. این رویکرد که با استفاده ابزاری از مفاهیمی چون «مدرنیته» و «سکولاریسم»، مشروعیتزدایی از دین را هدف قرار میدهد، در میان بخش قابل توجهی از هوادارانش، آشکارا به توهین به قرآن کریم و سایر مقدسات اسلامی متوسل میشود. این تاکتیک، که نوعی افراط در سکولاریسم است، در تضاد کامل با بافت فرهنگی و اعتقادی اکثریت جامعه ایران، از جمله جوامع بزرگ اهل سنت، قرار دارد و تلاش دارد تا بنیانهای هویت دینی را هدف قرار دهد.
نکته محوری برای تبیین وضعیت اهل سنت، تمایز میان انتقاد به عملکرد یک حکومت و دشمنی بنیادین با اسلام است. رفتار این گروه نه یک نقد سازنده بر عملکرد حکومتی است، بلکه یک موضعگیری ایدئولوژیک بر پایه نفی کامل اسلام به عنوان یک عامل اجتماعی و فرهنگی است. آنان با القای این دیدگاه که هرگونه تعلق دینی مانعی بر سر راه توسعه است، عمداً، در پی ایجاد شکاف عمیق میان دینداران و مطالبات سیاسیشان هستند. این رویکرد، فاقد احترام حداقلی به باورهای اکثریت مسلمان کشور، به ویژه اهل سنت که خود حافظ سنتهای اصیل اسلامی هستند، میباشد.
از منظر استراتژیک، این اسلامستیزی آشکار، نقاب «آزادیخواهی» را از چهره این جریان برمیدارد و هدف واقعی آنها را هویدا میسازد؛ ایجاد جامعهای که در آن، نهاد دین از فضای عمومی رخت بربندد. اهل سنت، که در طول تاریخ نشان دادهاند پیوندی مستحکم با آموزههای دینی خود دارند و در برابر مداخلات فکری بیگانه مقاومت کردهاند، باید این حقیقت را درک کنند که دلسوزی این جریان برای حقوق اقلیتهای مذهبی، صرفاً یک ابزار تاکتیکی است. زمانی که ابزار کارآمد نباشد، همانگونه که در سوابق گذشته دیده شده، دشمنی با اصل دین به نمایش درخواهد آمد.
بنابراین، سکوت در برابر این نوع تهاجم فکری، به مثابه رضایت تلقی میشود؛ امری که با رسالت روشنگری و حفظ وحدت جامعه اسلامی در تعارض است. لازم است اهل سنت، با اتکا به بصیرت تاریخی و منطقی خود، میان مطالبات مشروع مردم (مانند عدالت و آزادی) و تهاجم فرهنگی و اعتقادی تفکیک قائل شوند. دفاع از عزت اسلامی، چه در برابر افراطهای ناروا و چه در برابر اسلامستیزی آشکار، یک اصل غیرقابل مذاکره است. این جریان با هدف قرار دادن ریشهها، در حقیقت به تخریب پایههای همزیستی مسالمتآمیز میان مذاهب کمک میکند.
باید توجه داشت که این اسلامستیزی جدید، تداوم رویکرد حکومتی است که پیش از انقلاب نیز سعی در جداسازی طبقه تحصیلکرده از بدنه مذهبی جامعه داشت. تفاوت اصلی این است که در گذشته، این رویکرد عمدتاً از بالا به پایین و با اهرمهای رسمی اعمال میشد، اما امروز، این هجمه توسط عناصر خودخواندهای هدایت میشود که برای جلب توجه جهانی، دست به رفتارهای افراطی و توهینآمیز میزنند. این تاکتیکها نه تنها مورد پذیرش اکثریت ایرانیان نیست، بلکه در میان علمای اهل سنت که همواره بر احترام متقابل تأکید داشتهاند، موجبات بیزاری را فراهم میآورد.
مهمتر از همه، مواضع این گروه نسبت به مسائل جهان اسلام و مسائل جاری اهل سنت در منطقه، مملو از تناقضات است. آنان در حالی که دم از حقوق بشر میزنند، از گروههایی حمایت میکنند که سابقه تفرقهافکنی مذهبی دارند، یا سکوت معناداری در قبال مظلومیتهای مسلمانان غزه اتخاذ میکنند. این تضاد رفتاری ثابت میکند که ایدئولوژی اصلی این جریان، نه مردم ایران و حفظ وحدت ملی، بلکه بازگشت به ساختاری است که ارزشهای دینی را ثانویه و تابع مطامع سیاسی تعریف میکند. این امر یک ریسک بسیار بزرگ و هلاک کننده برای انسجام جامعه اهل سنت ایران محسوب میشود.
بنابراین، جامعه اهل سنت به ویژه نخبگان آن، باید هوشیار باشند و از فریب و مکر این جماعت هتاک سلطلنتطلب دوری جویند و موضع روشنی در برابر آنها اتخاذ کنند.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
ویژگیهای رسانهای الحاد
چهار تاکتیک کلیدی در نحوه ارائه و ترویج الحاد در فضای رسانهای اشاره دارد که در این نوشتار به طور کوتاه این موضوع تبیین میشود، که البته به جهت امانت علمی، بُنمایه این مطلب از یک مقاله عربی اقتباس و ترجمه گردیده است.
تحریف معرفی خدا و بیگانهسازی مخاطب
نخستین و بنیادیترین ویژگی رسانهای الحاد معاصر، عملیات هدفمند بر روی مفهوم متافیزیکی خداوند است که ادیان به ویژه اسلام بر آن تأکید دارند. این رویکرد، خدای ادیان را نه آنگونه که متون بنیادین معرفی میکنند، بلکه به شکلی تنزلیافته و غالباً موهن به تصویر میکشد؛ این تحریف شامل استفاده از کاریکاتورها یا نسبت دادن صفات غیرمنطقی و کوچک به مبدأ هستی است تا مخاطب ناخودآگاه دچار احساس انزجار و بیزاری شود. هدف اصلی این است که باورمندان احساس کنند به موجودی سستبنیان و خندهدار اعتقاد دارند، و این تصویرسازی معیوب، به جای نقد استدلالهای الهیاتی، مستقیماً بر عواطف تکیه میکند. این شیوه، به دلیل سادگی در اجرا و قدرت تأثیرگذاری سریع بر اذهان عمومی، یک تاکتیک ارزان و متأسفانه کارآمد در فضای رسانهای به شمار میآید که از اصول یک پژوهش منصفانه و جویای حقیقت فاصله فراوانی دارد و مسیر گفتگو را مسدود میسازد.
برچسبزنی عقبماندگی و القای تضاد مدرنیته و دین
دومین شگرد کلیدی، تلاش برای متقابلسازی کاذب میان مدرنیته و دینداری است؛ جایی که پیروان ادیان به صورت یکپارچه به عنوان صاحبان اندیشههای کهن، ارتجاعی و مخالف با پیشرفتهای عصر جدید طبقهبندی میشوند. این دستهبندی، بهویژه زمانی که توسط گویندگان کاریزماتیک و با نفوذ بیان شود، اثر روانی بسیار مهلکی بر مخاطب متدین میگذارد، چرا که او را در موضع ضعف قرار داده و القا میکند که باورهایش مانعی بر سر راه توسعه شخصی و اجتماعی است. با این حال، این برچسبزنی تاریخی، از منظر تحلیلی سست است؛ زیرا مبارزه میان جبهه الحاد و خداباوری پدیدهای مربوط به همین لحظه نیست و اگر قرار باشد یکی متهم به رجوع به گذشته شود، این اتهام به طور متقارن متوجه هر دو جبهه است؛ ماهیت مسئله بیش از آنکه ابعاد زمانی داشته باشد، در گرو قناعت وجودی و چگونگی ارائه براهین اثباتی است.
نقد تقلیلگرا بر اساس خارج کردن متون از بافت خود
سومین روش رایج در رسانههای منتقد دین، متمرکز شدن بر نمونههای پراکنده و مجزا از متون دینی است که کاملاً از بافت تاریخی، ادبی و سیاق نزول خود جدا شدهاند؛ سپس، این قطعات کوچک و اغلب سوءتفسیر شده، به عنوان مبنایی برای نقد کل دین یا حتی تمامی ادیان خاصتاً اسلام به کار گرفته میشوند. این شگرد، به وضوح نوعی تقلیلگرایی را به نمایش میگذارد که توان درک پیچیدگیهای یک سیستم اعتقادی هزاران ساله را ندارد. علاوه بر این، این رویکرد اغلب به تلاش برای تخریب دین از طریق نمایش رفتارهای نامطلوب برخی از متدینین نیز گسترش مییابد، به گونهای که این اعمال فردی، حتی اگر ریشه در عادات محلی، قومی یا رسومی باشند که دین به صراحت آنها را تأیید نکرده است، به عنوان بازتاب مستقیم و جوهره اصلی تعالیم دینی معرفی میگردند.
ادعای تناقض بنیادین بین علم و دین
یکی دیگر از ویژگیهای مکرر و برجسته در رسانههای الحادی، اصرار بر وجود تناقض ذاتی و غیرقابل حل میان یافتههای علمی و آموزههای دینی است که به طور سیستماتیک تکرار میشود. این گروه اغلب برای اثبات این ادعای خود، به اشکالات تفسیری و تاریخی موجود در حوزه الهیات مسیحیت استناد میکنند و سپس، بدون ارائه براهین محکم یا در نظر گرفتن تفاوتهای بنیادین در الهیات، این تناقض را به سایر ادیان، از جمله اسلام، تعمیم میدهند؛ این تعمیم صرفاً بر این فرض سست استوار است که «همه ادیان در یک مسیر واحد و همسان قرار دارند». این ادعای تناقض، چه در مورد مسیحیت و چه سایر ادیان، غالباً بر پایه سوءتفاهم عمیق نسبت به ماهیت متن دینی و دریافت ناقص از سطوح معنایی آن بنا شده و نه بر رویارویی با هسته اصلی آموزهها.
در نهایت، مجموع این شیوهها نشان میدهد که رویکرد رسانهای مطرح شده، به جای تعامل فکری سازنده، بیشتر متکی بر فن بیان، مهندسی احساسات و مغالطات منطقی است تا مباحث عمیق فلسفی یا الهیاتی. ویژگیهای برشمرده شده -تحریف، برچسبزنی اجتماعی، نقد تقلیلگرایانه خارج از بافت، و اصرار بر تعارض علم و دین- همگی ابزارهایی هستند برای تسهیل فاصله گرفتن مخاطب از باورهای سنتی، بدون نیاز به پرداختن به چالشهای اساسی مطرح شده توسط متفکران دینی. یک محقق منصف و جویای حقیقت، باید از این شیوههای سطحی دوری کرده و با مفهوم واقعی و قویترین صورت ممکن وارد بحث شود تا بتواند تصویری دقیقتر از واقعیت ارائه دهد.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
إنا لله وإنا إليه راجعون
با نهایت تأسف و اندوه اطلاع یافتیم که یکی از برادران دیرین و مخلص، از پیشگامان و مؤسسان مجموعۀ «رد شبهات ملحدین» و از نخستین و فعالان این عرصه در فضای مجازی، پس از مدتی رنج و ابتلا به بیماری، دار فانی را وداع گفت و به جوار رحمت حق شتافت.
از درگاه الله متعال مسئلت داریم روح آن برادر مؤمن و داعی را در رحمت و مغفرت بیپایان خویش غریق سازد و او را در جوار صالحان، شهدا و صدیقین مأوا دهد.
همچنین برای خانوادۀ گرامی و بازماندگان محترم ایشان، صبر جمیل مسألت مینماییم.
از تمام همراهان و مخاطبان عزیز صمیمانه درخواست میشود در این ایام، روح آن داعی صادق را از دعای خیر و خالصانه خویش بینصیب نگذارند.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
🔸 بار کج به مقصد نمیرسد!
چند سال پیش، پیامی دریافت کردم که در آن پیشنهاد همکاری برای پاسخ به «ملحدان جدید» بود. وارد حسابش شدم و دیدم مردی است شیفتۀ ضبطکردن و انتشاردادن. چند پستش را دیدم، از نظر علمی بسیار فقیر بود. بدون اینکه زمانی را برای مطالعه و جستوجوی معرفت در چنین مسائل دشواری صرف کرده باشد، خود را در جایگاه پاسخگویی قرار داده بود. هرچه به ذهنش رسیده بود را منتشر کرده بود و اثری از مطالعۀ تاریخ دیدگاهها -مثلاً مسألۀ تقدیر خداوند میان فرقههای اسلامی- در کارهایش به چشم نمیخورد و تنها بر اساس تصورات شخصی که داشت دربارۀ اشکالات سخن میگفت.✍️ یوسف سمرین (با اندکی تصرف)
پیامش را پاسخ ندادم، زیرا پیشنهاد همکاری بود؛ یعنی کاملاً به آنچه ارائه میکرد باور داشت. نه اینکه در پی فهم مسألهای باشد، بخواهد از من برای تصحیح برداشت خود استفاده کند یا حتی نظرم را دربارۀ کارهایش بخواهد، بلکه تنها از من همکاری میخواست. بههرحال آن مرد بعدها از اسلام بیرون رفت و بیدین شد، ولی آنچه در اینجا برایم اهمیت دارد، این نکته است که وقتی به کسی که عمرش را صرف جلب توجه و جمعکردن لایک کرده بگویی «اشتباه میکنی»، فوراً منفجر میشود؛ گویی مسأله فروش سبزی است و کافی است همه مثل خودش فریاد بزنند. فریادزدن هم که کاری ندارد. نباید در درستی کارش شک کنیم، زیرا توانایی این را دارد که صدایش را بلند کند و حرف بزند!
مسأله، مسألۀ پژوهش و اندیشه و معرفت است. بهجای آنکه هر بار فقر علمی خود را پشت این جمله پنهان کنی که «من با نیچه و فویرباخ و مارکس کاری ندارم و به ملحدان جدید پاسخ میدهم که سطحشان پایین است»، باید بپرسی: مگر خودم در چه سطحی از علم هستم؟! آن فرد را بهعنوان مثال آوردم، زیرا در فضایی که سرمست از پیروزیهای خیالی است، مثالِ کسی که دیگر مسلمان نباشد آسانتر پذیرفته میشود. وقتی بپرسی «آیا دربارهی فِرَق چیزی خواندهای؟»، پاسخ همان است که دوستی تشبیه میکرد: «بیابانی بیریگ!». «در اصول فقه، علم حدیث، فقه، فلسفۀ اسلامی یا فلسفۀ عمومی چه خواندهای؟»؛ نه، او فقط فلان شخص را فالو کرده، یا چند پست از دیگری خوانده، یا حتی از پاسخ جان لنکس بهره گرفته است! شاید هم بگوید: «من عقل دارم!»، اما آیا همین برای پژوهش در مسائل نظری کافی است؟!
باید مطالعاتت از سخنرانیکردن و فتوادادنت بیشتر باشد. باید بیشتر از اینکه در هیاهوی مناظرات غرق شوی، تحقیق کنی و بیاندیشی. باید بیشتر از اینکه به همکاری دعوت کنی، سوال بپرسی و هرگاه کسی معلومات اشتباهت را تصحیح کرد یا نقدش را به تو گفت، به او گوش دهی. نه اینکه بگویی «یا همکاری کن و یا رهایم کن هرگونه خواستم فتوا دهم!». امروز برای بسیاری راحت است که بگویند آن فرد از فقر علمی رنج میبرد، زیرا دیگر مسلمان نیست! اما پرسش این است که این حالت -اگرچه با معیارهای کمی سختتر- تا کجا بر دیگران نیز صدق میکند؟! به راستی که رد الحاد، پیشۀ کسانی گشته است که پیشهای ندارند!
یکی از بزرگترین آفات عصر ما، حذف نگاه اخلاقیِ زشتانگار نسبتبه کفر و شرک است. این اصل در گذشته چنان روشن بود که فخر رازی گفته بود:
«اینکه کفر از همۀ چیزها قبیحتر باشد امری بدیهی است!»
آیا خداناباوری نقیض ایمان است؟
دکتر عمرو شریف، نویسنده و متفکر مصری، فصل سوم کتاب «رِحْلَةُ عقل» را «مِن الإلحادِ إلى الشكِ إلى الإيمان» [۱] مینامد تا مراحل فکری آنتونی فلو (Antony Flew) فیلسوف انگلیسی قرن بیستم را توصیف کند؛ مردی که عمری را در دفاع از خداناباوری میگذراند، آنگاه در اواخر عمر به شک میافتد و خداباور میشود. اما آیا میتوانیم نهایت مسیر او را «ایمان» بنامیم؟
فلو در مقدمۀ کتاب There Is a God میگوید: «همانطور که عنوان [کتاب] میگوید، من در حال حاضر باور دارم که خدایی هست» [۲]، و در ادامه برای پاسخ به کسانی که میگفتند او در سنین پیری دچار ترس از آخرت شده و از این جهت تغییر عقیده داده است، میگوید: «روشن است که این افراد نه با نوشتههای من دربارهٔ نبود زندگی پس از مرگ آشنایی دارند و نه با دیدگاههایی که اکنون دارم. بیش از پنجاه سال است که من نهتنها وجود خدا، بلکه وجود زندگی پس از مرگ را نیز انکار کردهام... بنابراین برای ثبت در تاریخ میخواهم به تمامی آن شایعات پایان دهم که مرا در حال بستن شرطبندیهای پاسکالی نشان میدهند!». [۳]
به پرسش خود بازگردیم: آیا میتوانیم نهایت مسیر او را «ایمان» بنامیم؟ اگر کسی از ما بخواهد افرادی کافر نام ببریم، شاید شیطان یا ابولهب اولین کسانی باشند که به ذهنمان میرسند. اما قرآن از ابلیس هم ﴿قَالَ رَبِّ﴾ [ص: ۷۹] و ﴿قَالَ فَبِعِزَّتِكَ﴾ [ص: ۸۲] را حکایت میکند، پس او به ربوبیت و عزت خداوند اقرار دارد! غالب مشرکان عرب نیز به این مطلب اقرار داشتهاند، چنانکه در قرآن میخوانیم: ﴿وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ...﴾ [الزمر: ۳۸] «و اگر از آنان بپرسی که چه کسی آسمانها و زمین را آفرید، خواهند گفت الله!». اگر از ما دربارۀ گروههایی که کافر باشند بپرسند، احتمالاً یهودیان و مسیحیان را اسم خواهیم برد، با اینکه این کافران هم خداباورند و اساساً خداناباوری در قدیم «هرگز به یک ایدئولوژی مردمی با پیروان قابلشناسایی تبدیل نشد». [۴] پس اگر اینان را مؤمن نشماریم، به طریق اولی، صرف خداباوری را نمیشود ایمان به شمار آورد.
در ادبیات اسلامی، گاهی واژۀ «مؤمن» را برای کسی که اسلام ظاهری را دارد بهکار بردهاند. مثلاً در روایت مشهوری هست که پیغمبر ﷺ کنیزی را «مؤمنة» نامیدند و فرمودند که مالکش او را آزاد کند. [۵] از سفیان ثوری (۱۶۱ هـ)، فقیه و محدث بزرگ نیز نقل شده است که میگفت: «مردم نزد ما در احکام و مواریث مؤمناند و نمیدانیم نزد خدا چگونه باشند!». [۶]
ادامه دارد...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
🎞 #سلسله_کلیپهای_سفر_یقین | قسمت 51
آیا اثبات وجود خدا به صورت علمی ممکن است⁉️
آیا علم، بی طرف است⁉️
آیا از رهگذر علم نمیتوان وجود خداوند را اثبات یا رد کرد⁉️
یکی از مهمترین اقداماتی که در این بخش مشاهده میشود، بازتعریف بنیادین مفهوم «علم» است؛ بازتعریفی که نشان میدهد گسترهی علم، بسیار فراختر و ژرفتر از آن محدودهی محدود و تنگنظری است که جریانهای مادیگرا و ملحدان کوشیدهاند بر فضای علمی معاصر تحمیل کنند. در این بازنگری، علم نه صرفاً مجموعهای از دادهها و آزمونهای تجربی، بلکه فرآیندی پویا، انسانی و خدامحور تلقی میشود که با حقیقت و معنا پیوندی ناگسستنی دارد. به مخاطب نشان داده میشود که بشریت در دوران جدید، با هجمهای گسترده و سهمناک در تحریف مفاهیم والای معرفتی روبهروست؛ هجمهای که مرز میان شناخت راستین و برداشتهای مغرضانه را مخدوش کرده است.
📹 پروفسور ایاد قنیبی
📝 ترجمه و زیرنویس: «رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
تقابل اعیاد پاک اسلامی با غیر اسلامی
اسلام دینی است که برای تمام لحظات زندگی برنامه دارد؛ برنامهای که محور آن «توحید»، «نوعدوستی» و «اعتدال» است. در تقابل با این نظام ربانی، آداب و رسومی از دوران جاهلیت و ادیان دیگر مانند مجوس باقی ماندهاند که اگرچه گاهی رنگ و لعاب فرهنگی به خود میگیرند، اما در بطن خود حامل پیامهایی متضاد با روح اسلام هستند. «شب یلدا» یکی از این موارد است که بررسی تطبیقی آن با آموزههای اسلامی، تفاوت میان «شادی مؤمنانه» و «غفلت جاهلانه» را آشکار میسازد.
🔹 اسلام؛ تجلیگاه صداقت و نوعدوستی واقعی
اسلام شادی و جشن را زمانی ارزشمند میداند که بر پایه حقیقت استوار باشد و نفعی به جامعه برساند.
در اسلام، خوشحالی واقعی گرهخورده با شاد کردن دیگران است. پیامبر اکرمﷺ میفرمایند:
▪️ أَحَبُّ النَّاسِ إِلَى اللَّهِ أَنْفَعُهُمْ لِلنَّاسِ،
▫️ «محبوبترین مردم نزد اللّه سبحانه و تعالی، سودمندترینِ آنان برای مردم است،
▪️ وَأَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ سُرُورٌ تُدْخِلُهُ عَلَى مُسْلِمٍ،
▫️ و محبوبترین اعمال نزد اللّه سبحانه و تعالی، سرور و شادمانیای است که در دلِ یک مسلمان وارد میکنی،
▪️ أَوْ تَكْشِفُ عَنْهُ كُرْبَةً، أَوْ تَقْضِي عَنْهُ دَيْنًا، أَوْ تَطْرُدُ عَنْهُ جُوعًا،
▫️ یا (آنکه) اندوه و مصیبتی را از او برطرف سازی، یا بدهیِ او را ادا کنی، یا گرسنگی را از او دور نمایی.
لذا در اعیاد فطر و قربان، پیش از آنکه مسلمان اجازه یابد جشن بگیرد، «واجب» است که زکات فطر [مربوط به عید فطر] بپردازد یا گوشت قربانی را توزیع کند. این یعنی شادی اسلامی، شادیِ «توزیعکننده» است.
اعیاد اسلامی (فطر و قربان) ریشه در وحی دارند و یادآور وقایع توحیدی هستند (پایان روزه یا یادبود قربانی ابراهیم علیهالسلام). این جشنها بر پایه «صداقت» بنا شدهاند؛ یعنی مسلمان حقیقتاً برای اللّه جشن میگیرد، نه برای احیای سنتهای پوسیده باستانی.
🔸 یلدا؛ بستر اسراف و تبذیر
در مقابلِ اعتدال اسلامی، مراسم یلدا امروزه به نمادی از مصرفگرایی افراطی تبدیل شده است که با نصوص صریح قرآن کریم در تضاد است.
اسراف آشکار: اللّه سبحانه و تعالی میفرماید:
▪️ «وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ» [اعراف: ۳۱]
▫️ «بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نکنید؛ همانا او اسرافکاران را دوست ندارد.»
در شب یلدا، هزینههای گزافی صرف خرید آجیل، میوههای خارج از فصل و تجملات میشود. این در حالی است که بسیاری از همسایگان و فقرا در تأمین مایحتاج اولیه ناتواناند. این حجم از خرید و انباشت خوراکی برای یک شب، مصداق بارز «تبذیر» (ریخت و پاش) است که قرآن فاعلین آن را «برادران شیاطین» میخواند {إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ}
شادیِ انحصاری: در فرهنگ یلدا، سفره رنگین برای «اهل خانه» و مهمانان خاص است. فقیر در این معادله جایی ندارد؛ زیرا فلسفه یلدا «دور هم جمع شدن» است، نه «دستگیری کردن».
🔹 خطر شرک و خرافات در یلدا
فراتر از بحث اقتصادی، یلدا ریشههای اعتقادی خطرناکی دارد که با توحید خالص در تضاد است.
ریشههای مجوسی و مهرپرستی: یلدا در اصل «میلاد خورشید» (میترا) در آیین بتپرستی بوده است. مجوسیان معتقد بودند در طولانیترین شب سال، نبرد نور و تاریکی رخ میدهد و باید با روشن نگه داشتن آتش و بیداری، به خورشید کمک کنند تا متولد شود. احیای این شب به نیت پاسداشت این آیینها، نوعی زنده کردن شعائر کفر است.
▪️ «مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ» [سنن ابیداود]
▫️ «هر کس خود را شبیه قومی سازد، از آنان است.»
تفال و خرافات: یکی دیگر از منکرات رایج در این شب، تفال زدن به کتاب اشعار (مانند حافظ) برای پیشبینی آینده است. در اسلام، علم غیب مخصوص اللّه سبحانه و تعالی است و تلاش برای دانستن آینده از طریق فال، عملی باطل و منهیعنه است.
▪️ {قُل لَّا يَعْلَمُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ} [نمل: ۶۵]
▫️ «بگو: هر که در آسمانها و زمین است، جز اللّه غیب نمیداند.»
مؤمن زیرک، کسی است که شادی و مال خود را در مسیری سرمایهگذاری میکند که رضایت اللّه سبحانه و تعالی در آن باشد. اسلام راه «احسان» و «دستگیری از فقرا» را به عنوان جایگزینی برای جشنهای پرهزینه و بیریشه پیشنهاد میکند.
ترک یلدا و جایگزین کردن آن با صدقه به نیازمندان در شبهای سرد زمستان، نهتنها دوری از اسراف و خرافات است، بلکه تجلی عملی محبت و برادری اسلامی است که قلبها را به هم نزدیک و پرونده اعمال را نورانی میسازد.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
گزارش «دیدهبان حقوق بشر» از سانسور سیستماتیک متا
سیاستها و سیستمهای نظارت بر محتوا در متا به طور فزایندهای صداهای حامی فلسطین را در اینستاگرام و فیسبوک پس از درگیریها بین نیروهای اسرائیلی و گروههای مسلح فلسطینی که از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، خاموش کردهاند.
بین اکتبر و نوامبر ۲۰۲۳، سازمان دیدهبان حقوق بشر بیش از ۱۰۵۰ مورد حذف یا سرکوب دیگر محتوا در اینستاگرام و فیسبوک را که توسط فلسطینیها و حامیان آنها منتشر شده بود، از جمله محتوایی درباره نقض حقوق بشر، مستند کرد. دیدهبان حقوق بشر بهطور عمومی از مردم درخواست کرد تا موارد هر نوع سانسور آنلاین و هر نوع دیدگاه مرتبط با اسرائیل و فلسطین را گزارش دهند. از میان ۱۰۵۰ مورد بررسیشده برای این گزارش، ۱۰۴۹ مورد شامل محتوای صلحآمیز در حمایت از فلسطین بود که سانسور یا بهطور ناعادلانه سرکوب شده بود، در حالی که تنها یک مورد شامل حذف محتوای حمایت از اسرائیل بود. موارد مستند شامل محتوایی از بیش از ۶۰ کشور جهان میشوند که عمدتاً به زبان انگلیسی بوده و همگی حمایت صلحآمیز از فلسطین را به شکلهای متنوع ابراز میکردند.
بسیاری از کاربران شواهدی از محتوای ضد فلسطینی و اسلامهراسانه که حتی پس از گزارش آن به اینستاگرام و فیسبوک همچنان آنلاین بود، ثبت کردند. به عنوان مثال، یک کاربر کامنتی در پست خود گزارش کرد که در آن آمده بود: «غزه را به پارکینگ تبدیل کنید!». پس از بررسی شکایت توسط اینستاگرام، این پلتفرم به کاربر اطلاع داد که این کامنت حذف نشده زیرا «خطمشیها را نقض نکرده است!».
📚عنوان مقاله: چرا خدا از مکه دفاع نکرد؟
✍️تهیه و نشر در: رد شبهات ملحدین
📄تعداد صفحات: 12
bit.ly/4j2IAQz
#معرفی_مقاله
این نوشتار با هدف پاسخگویی مستند و مستدل به این شبهه رایج که چرا خداوند متعال در برابر تهاجم قرمطیان به مکه مداخله مستقیم نکرد، تدوین شده است. با استفاده از منابع مستند، تفاوت زمینههای تاریخی حمله اصحاب فیل و حمله قرمطیان را تبیین گردیده و توضیح میدهد که پس از جهانی شدن اسلام، وظیفه دفاع از مقدسات بر عهده خود مسلمانان بوده است. همچنین، این متن به این نکته اشاره دارد که برخلاف تصور معترضان، قرمطیان قادر به تخریب کامل کعبه نبودند و تلاش آنها بیشتر بر ربودن حجرالاسود و انحراف حج متمرکز بود. در نهایت، با تأکید بر اینکه شکست اخلاقی و اعتقادی مهاجمان خود نوعی دفاع الهی است، این استدلال تقویت میشود که نبود معجزه، دال بر عدم تدبیر الهی نیست، بلکه بخشی از امتحان ایمان امت اسلامی محسوب میشود.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
به دلیل شرایط نامساعد جوی، پروازم تأخیر داشت و ناچار شدم حدود شش ساعت در فرودگاه جده بمانم. بخشی از این زمان را فرصتی برای دعوت به سوی خدا قرار دادم. با تعدادی از مسافران هندو، مسیحی و بودایی، و همچنین با برخی از کارکنان نظافت و کارکنان رستورانها گفتوگو کردم و کتابهایی معرفیکنندهٔ اسلام را میانشان توزیع نمودم. به فضل و توفیق الهی، در همان چند ساعت یک جوان هندو، یک جوان بودایی، یک جوان کاتولیک و دو نفر دیگر از مسیحیان اسلام آوردند.
📚عنوان مقاله: واقعاً در بارۀ محمدﷺ چه میدانیم؟
✍️نویسنده: پاتریشیا کرون
📝ترجمه، حاشیهنویسی و نشر: رد شبهات ملحدین
📄تعداد صفحات: 28
bit.ly/44cHjjL
#معرفی_مقاله
این پژوهش با محوریت نقد دیدگاههای خانم پاتریشیا کرون، خاورشناس شهیر دانمارکی در مقالهاش با عنوان «واقعاً در بارۀ محمدﷺ چه میدانیم؟» تنظیم شده است. هسته اصلی مقاله بر این نکته استوار است که کرون، وجود تاریخی و حقیقی پیامبر اکرمﷺ را پذیرفته است، اما همزمان برای تضعیف ابعاد رسالت ایشان، شبهاتی را پیرامون منابع اولیه و چگونگی شکلگیری آموزههای اسلامی مطرح میکند. متن حاضر، پس از نقل دقیق ادعاهای کرون، به نقد و بررسی روششناختی و محتوایی این شبهات میپردازد؛ این نقدها با استناد به کهنترین منابع تاریخی، روایات معتبر اسلامی، و همچنین نظرات سایر مستشرقانی که رویکردی منصفانهتر داشتهاند، انجام شده تا ضمن آشکارسازی تعصبات احتمالی کرون، تصویری مستند و متعادل از شخصیت و تاریخ پیامبرﷺ ارائه گردد.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
داروینیسم و تفسیرهای زیستشناسانهی آن موفق شد که اخلاق را به عقبنشینی وادارد و بستر علمی را برای هیتلر و پیروانش فراهم کرد تا خودشان و همفکرانشان را به این باور برسانند که فجیعترین جنایتهای بینالمللی در حقیقت، فضیلت اخلاقی ستودنی میباشد!Richard Weikart, From Darwin to Hitler, p215.