730
مست یک دلبر شدم دیوانه گشتم عاقبت گرد شمعش سوختم پروانه گشتم عاقبت رفتم از دستش بگیرم تا گرفتم پر کشید آشنا گفتم شوم بیگانه گشتم عاقبت تاسیس کانال (۱۴۰۲/۱۰/۱۴)
پیر اگر باشم چه غم، عشقم جوان است ای پری
وین جوانی هم هنوزش عنفوان است ای پری
هرچه عاشق پیرتر، عشقش جوانتر، ای عجب!
دل دهد تاوان، اگر تن ناتوان است ای پری
پیل ماه و سال را پهلو نمی کردم تُهی
با غمت پهلو زدم، غم پهلوان است ای پری
هر کتاب تازه ای کز ناز داری، خود بخوان
من حریفی کهنه ام، درسم روان است ای پری
از شماتت کم کن و تیغی فرود آر و برو
آمدی وقتی که حُر بی بازوان است ای پری
شاخساران را حمایت می کند برگ و نوا
چون کند شاخی که بی برگ و نوان است ای پری
روح سُهراب جوان از آسمانها هم گذشت
نوشدارویش هنوز از پی دوان است ای پری
جای شکرش باقی اَر واپَس بچرخد دوکِ عمر
با که دیگر آنهمه تاب و توان است ای پری
یاد ایّامی که دلها بود لبریزِ امید
آن اَوان هم عمر بود، این هم اوان است ای پری
با نواهای جرس گاهی به فریادم برس
کاین از راه افتاده هم از کاروان است ای پری
گر به یاقوت روان، دیگر نیاری لب زدن
باز شعر دلنشین، قوتِ روان است ای پری
گو جهانِ تن جهنّم شو، جهان ما دل است
کو بهشت ارغنون و ارغوان است ای پری
کام درویشان نداده خدمت پیران، چه سود
پیر را گو شهریار از شبروان است ای پری
#شهریار
گاهی مرا
به اسم بخوان،
و گاهی به جان
چه فرق میکند
به کدامیک بخوانی مرا
مهم دوست داشتنِ توست
پشتِ غبارِ دلتنگیِ من
.
نمیدانم دارم احساساتم را میکُشم یا احساساتم دارند مرا میکُشند.
در هر صورت، جنایتی در حال وقوع
است...
.
عِیْبِ رِنْدان مَکُن ای زاهِدِ پاکیزهسِرِشْت!
که گُناهِ دِگَران بَر تو نَخواهَنْد نِوِشْت
مَن اَگَر نیکَم و گَر بَد، تو بُرو خود را باش!
هَر کَسْی آن دِرَوَد عاقِبَتِ کار، که کِشْت
هَمِهکَس، طالِبِ یارند؛ چه هُشْیار و چه مَسْت
هَمِهجا، خانِهٔ عِشْق است؛ چه مَسْجِد چه کِنِشْت
سَرِ تَسْلیمِ من و خِشْتِ دَرِ مِیْکَدهها
مُدَّعی گَر نَکُنَد فَهْمِ سُخَن، گو سَر و خِشْت!
نااُمیدَم مَکُن از سابِقِهٔ لُطْفِ اَزَل!
تو پَسِ پَرْدِه چه دانی که که خوب است و که زِشْت؟
نَه مَن از پَرْدِهٔ تَقْوا به دَراُفتادَم و بَس
پِدَرَم نیز بِهِشْتِ اَبَد از دَسْت، بِهِشْت
حافِظا! روزِ اَجَل گَر به کَف آری جامی
یک سَر از کویِ خَرابات بَرَنْدَت به بِهِشْت
#حافظ
@shernab90
دردک بی درمانی دلو🥲
"خالیام، اما لبریز از حرفهای نگفته.🥲❤️🩹
به امید روزهای خوب برای تمام ملت ایران🙏🏻🥺🌹
#کرمانجی
@shernab90
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نباشد حال دوران، غم مخور
• آواز: محمدرضاشجریان
@shernab90
ما را زمانه گر چه به ظاهر خراب کرد
دلداده ای برای غزل انتخاب کرد
دارُالْاَمان من بُوَد آغوش او ولی
آن هم حوالتش به فراسوی خواب کرد
رنگین کمان، تَوهّم رویای زندگیست
بیچاره عاشقی که سفر در سراب کرد
حاصل چه بوده است، به غیر از نگاه سرد
شوریده ای که خاطره اش را کتاب کرد
آهنگ دیگری مگر آید ز نای نی
این مویه ها، دل از همه عالم کباب کرد
ممنون طالعم که درین قحط خوش دلی
انگور باغ عاطفه ام را شراب کرد
آسوده گشتم از غم بی همرهی،ولی
احساس تازه ای ز درونم شتاب کرد
واسع، چه کرده ای که دعای تو را سحر
لطف نهان حضرت حق مستجاب کرد ...
@shernab90
جسمی
در
اینجا،
قلبی
در
آنجا
و
خیالی
بسیار
دور..!
@shernab90
هــــر دو دلتنـگیــم، امّــــا مــــن بـــــرایـت بیشتــر
مـیزنــم هــوهـــو، ولیکـن در هــوایـت بیشتــر
تا که در نِـی میدَمَد گالش، دلم پَــر میکشد
مـیرود تــا عــــرشِ اعلــــی، از نــوایـت بیشتــر
بلبـلــی تـا مـینـــوازد، ســــازِ خـــود را در بهـــار
مـیشــــوم دیـــوانـه، امّـــا از صـــدایـت بیشتــر
گـــر بمـــانـــی، شعــــــر میـــارم بــرایـت تازه دَم
هر چه خواهی،از غـزل جانم فدایت بیشتــر
بـوسه بـاران مینمایم، مـاهٔ رخسارت مُـــدام
میکشم بر روی چشمم خاکِ پایت بیشتــر
قــافیــه در قــافیــه، شـد تــارِ زلفـــانت ردیـف
مـیپسنــدم گفتـهام،گیســـو طـلایـت بیشتــر
حــرمتـم بردی، زمـانی کردهای تَـرکـم، عــزیــز
هـــر دو دلتنگیــــم، امّـــا مــن بـرایـت بیشتــر
#محمدرضا_فتحی
@shernab90
گرچه عمریست که دل از غم عشقت ریش است
لیک چندیست که این غائله بیش از پیش است
بهرۀ من همه زان نخل شکر بر زهر است
قسمت من همه زان چشمۀ نوشین نیش است
هر که شد طرۀ هندوی ترا حلقه بگوش
گر بگویند عجب نیست که کافر کیش است
عاشق اندیشه ندارد ز بدو نیک جهان
آری اندیشه گری پیشۀ دور اندیش است
هر که در حلقۀ آن زلف پریشان زده دست
پای او بر سر هر تفرقه و تشویش است
کامرانیّ دو گیتی طمع خام بود
همت عاشق دلسوخته از آن بیش است
روی در خلوت دل کن که تو بیگانه نئی
آنچه سالک طلبد گر نگرد در خویش است
مفتقر همت پاکان ز قلندر مطلب
هر که در فقر و فنا زد قدمی درویش است
تو همان شهد و شرابی که دلم میخواهد
تو همان باده ی نابی که دلم میخواهد
تو نگاری، تو قراری، تو پر از احساسی
دلبر پر تب و تابی که دلم میخواهد
لب یک چشمه به شادی بسرایم شعری
تو همان چشمه ی ابی که دلم میخواهد
همچو موسیقی ارام و پر از احساسی
تو به شیرینی ی خوابی که دلم میخواهد
منم ان برکه ی خالی و تو آی زیبا رو
گل نیلوفر آبی که دلم میخواهد
به نگاهی بدهی پاسخ هر خواهش را
تو همان حرف حسابی که دلم میخواهد
قد رعنا، لب زیبا و دوچشمی شهلا
یار خوش رنگ و لعابی که دلم میخواهد
چو بپرسم که مرا با دل و جان میخواهی؟
بدهی باز جوابی که دلم میخواهد
شده ام عاشق و این عشق پر از دلتنگی است
شده ای رنج و عذابی که دلم میخواهد
#اسماعیل_حاج_علیان
دو غزل نذر دو تا دیدہ زیبا ڪردم
عاشق شعر شدم شور تماشا ڪردم
بیت دوم ڪہ زدم دست بہ اندام قلم
جلوہ دیگرے از چشم تو پیدا ڪردم
هر چہ مضمون نڪو بود در آن چشم سیاہ
همہ را مثل خودت بین غزل جا ڪردم
طرح چشم تو چنان در غزلم جا خوش ڪرد
ڪہ در این شهر دو صد ولولہ بر پا ڪردم
شعر من شور گرفت و غزلم اوج گرفت
همہ گفتند ڪہ من میل بہ رویا ڪردم
زار و بیمار نشستم سر دیوار غمت
دو سہ تا بیت دگر از تو تمنا ڪردم
تا ڪہ آگاہ شد این شهر غزل مال تو بود
شورشے ڪرد بہ پا آنچہ هویدا ڪردم
همہ شهر رقیبم شد از این طبع خراب
قافیہ باختم و وصف تو حاشا ڪردم...
سلام و عرض ادب خدمت تک تک شما عزیزان🌷
امیدوارم سالم و سلامت باشید، حال دلتون کوک و غم ازتون دور باشه
ان شاءالله اگر نت یاری کنه به فعالیت خودمون ادامه می دهیم
به امید روزهای خوب برای تمام مردم عزیز کشورمون ایران جان❤️
دوباره گم شدم باید به دنبال خودم باشم
بگردم ده به ده جویای احوال خودم باشم
توهرجوری که عشقت می کشد بگذار تامن هم
همان جوری که عشقم می کشد مال خودم باشم
بگیرم دامن تنهایی ام دور ازهمه محکم
بنالم یک دل سیر و کمک حال خودم باشم
چه می دانی چه کرد م باخودم شب های دلتنگی
به غارت رفته ام بگذار پامال خودم باشم
منم یک خواهش عریان وشبگردی که حق دارم
شبی آسوده باید کنج پاچال خودم باشم
شبیخونم زدی اشغالگر بودی نفهمیدم
اجازه می دهی یک شب در اشغال خودم باشم
اگر در شاعری وبنده گی مال ومنالی هست
همان بهتر که بنده جز اموال خودم باشم
زبان روستایی لهجه ها دارد نمی فهمی
ولم کن تا به فکر بخت واقبال خودم باشم
@shernab90
تا دیدمت هر غصه ای انگار یادم رفت
حتی سلام ساده هم اینبار یادم رفت
می خواستم ساده بگویم دوستت دارم
لکنت گرفتم ناگهان گفتار یادم رفت
در جاده تا تو پیچ و خم های فراوان بود
اما مسیر و مانع بسیار یادم رفت
ای صبح روشن عطر پاشیدی به یک لبخند
شب های وحشت زا وتلخ و تار یادم رفت
تا پلک خود را باز کردی شاعری گل کرد
اما چه بد شد دفتر و خودکار یادم رفت
از بس حواسم پرت شد چیزی نفهمیدم
گفتی کجا آن وعده ی دیدار یادم رفت
#صابر_فتحی
@shernab90
مثل یک پنجره که زل زده تا ماهش را..
عاشقی قسمت ما کرده فقط آهش را
حسرت دیدنت از دور برایم کافیست
کم نکن از دل من لذت کوتاهش را
من که خوشبختی از این عمر ندیدم، ای کاش
شانه های تو نشانم بدهد راهش را
جرم من باش در این شب که خودش می بخشد
پیش از مدعیان، بنده گمراهش را
مهربان است خدایی که مقدر کرده
عشق کافر بکند مومن درگاهش را
این سکوتی که قسم خورده زمینم بزند
کاش پنهان بکند ناله جانکاهش را
همه گفتتد دعا وقت سحر می گیرد
آه از این شب که "ندیدیم سحرگاهش" را
سهمم از دیدن عکس تو فقط حسرت شد
مثل یک پنجره که زل زده تا ماهش را..
#علی_صفری
دلی که عاشق و صابر بوَد، مگر سنگ است
ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است
برادران طریقت نصیحتم مکنید
که توبه در ره عشق، آبگینه بر سنگ است
دگر به خفیه نمیبایدم شراب و سَماع
که نیکنامی در دین عاشقان ننگ است
چه تربیت شنوم یا چه مصلحت بینم
مرا که چشم به ساقی و گوش بر چنگ است
به یادگار کسی دامن نسیم صبا
گرفتهایم و دریغا که باد در چنگ است
به خشم رفتهٔ ما را که میبرد پیغام؟
بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگ است
بکش چنان که توانی که بی مشاهدهات
فراخنای جهان بر وجود ما تنگ است
ملامت از دل سعدی فرونشوید عشق
سیاهی از حبشی چون رود؟ که خودرنگ است
#سعدی
@shernab90
در نمازم فکر میکردم چه کاری داشتم؟
یادم آمد با دل سنگت قراری داشتم
بر همین سجاده در مستی دلم را باختم
در همین میخانه با هستی قماری داشتم
شیشهی مِی را اگر نشکسته بودم دستِکم
با خود از لبهای سرخت یادگاری داشتم
آنچه ما آموختیم از عمر، درسِ رنج بود
ای فلک من سنگدل آموزگاری داشتم
چون صدف بر خاک ساحل ماندم اما مثل موج
باز میگشتم اگر چشمانتظاری داشتم
در دلت یادی هم از من نیست میدانم ولی
من زمانی در دلِ سنگت مزاری داشتم
#فاضل_نظری
@shernab90