11635
محمدرضا روحی دوره دکتری روانشناسی تربیتی؛ مدرس دانشگاه ، پروانه فعالیت شماره 25572سازمان نظام روانشناسی مدیرمسئول موسسه تفکر بارآور مجری برگزاری دوره های: شیوه های نوین تربیت فرزند،پیشگیری از اعتیاد،مهارتهای زندگی ، و ... https://t.me/Mohammadrezaroohi
ما از لحاظ بیولوژیکی، شناختی، جسمی و معنوی برای دوست داشتن، دوست داشته شدن و تعلق داشتن برنامهریزی شدهایم. در صورت برآورده نشدن این نیازها، عملکردی را که باید داشته باشیم نداریم. درهم میشکنیم، متلاشی میشویم، بیحس میشویم، درد میکشیم، دیگران را می رنجانیم.
👤برنه براون
چهلم عزیز اصلا ساده نیست.آدم ها توقع دارن که کم کم به زندگی عادیت برگردی. فکر میکنن که عزاداری کافیه. عزیزان کنارت کم کم پراکنده میشن و میرن سر خونه ی زندگی خودشون و تو باقی میمونی با یه جای خالی وسط قلبت و تظاهر می کنی که به زندگی برگشتی.
Читать полностью…
گفت: برای تاهل من یه شرط دارم
گفتم: چی؟
گفت: اون خانوم به این درک رسیده باشه که همه این ناکامیها، تقصیر من نیست!
گفتم: چه ناکامیهایی؟
گفت: خونه نداشتن، سرمایه بالا نداشتن، ماشین خارجی خوب و ...
👌هر موفقیتی یه قیمتی داره
قیمت تغییر و تحول: تنهایی
قیمت خواستههای بزرگ: استرس و اضطراب
قیمت رشد: کنار گذاشتن حس حقارت
قیمت عشق: درد از دست دادن
قیمت یه نتیجه طولانی مدت: روزمرگی و خستگی
قیمت یه رابطه عمیق: گفتگوهای سخت
بعد از پانیک یا حمله عصبی باید چیکار کنیم؟
۱ به کسی که بهش اعتماد داری بگو،نشونه هاشم بگو که اگه دوباره برات اتفاق افتاد بتونه بهت کمک کنه
۲ خود مراقبتی رو فراموش نکن مثلا اگه نیاز داری چیزی بخوری حتما انجامش بده
۳ به اطرافت نگاه کن و این چیزا رو نام ببر:چیزی که میبینی،چیزی که لمس میکنی،چیزی که میشنوی،چیزی که بو میکنی، چیزی که مزه میکنی.
۴ تکنیک های آرام سازی خیلی بهت کمک میکنه و مدیتیشن و ریلکسیشن خیلی بهت کمک میکنه
۵ حواستو کامل به کار بگیر مثلا یه آبنبات نعنایی بزار دهنت یا یخ بگیر توی دستت
۶ روی کنترل تنفست تمرکز کن و از یک تا پنج بشمار
قوانین رسیدن به آرامش
قوانین پذیرش:
یعنی بدانیم قدم و مرحله اول هوشیاری ، تسلیم و پذیرش است. یعنی پذیرش اتفاق لحظه حال و موازی شدن با آن بدون قید و شرط قبل از قضاوت و بدون ستیزه و مقاومت.
قانون صبر:
این قانون به معنای ستیزه نکردن و مقاومت نکردن و نداشتن واکنش است و به معنای تحمل یا تاخیر نیست.
یعنی اجازه دهیم «صبر کنیم» تا خرد هستی که بر اثر تسلیم از ما عبور می کند بجای دخالت واکنش شرطی عمل کند.
توصیه می کنم وقتی به یک نفر
یک موردی رو بارها گفتید
ولی توجه نکرده، دیگه نگید.
اون اگه می خواست توجه کنه و انجام بده، بعد از اولین یا دومین تذکر تغییر میکرد.
اون، همون اول که گفتید متوجه حرفتون شده.
اگه توجه نکرده یعنی نخواسته؛
تمام!
ذهن ما میدانی است که در آن همه نوع بذری کاشته میشود. بذر شفقت، لذت و امید؛ بذر اندوه، ترس و مشکلات.
هر روزه، افکار، کلمات و اعمال ما بذرهای جدیدی را در میدان آگاهی ما میکارند
و آنچه این بذرها به بار میدهند، جوهره زندگی ما میشود.
🔺️بعد از خواندن این مطلب دیگر در تاریکی با گوشی خود کار نمیکنید
🔹️هنگام استفاده از گوشی در تاریکی، چشمهای کاربران بیشتر از حالت عادی آسیب خواهند دید. صفحه نمایش به شدت روشن بوده و این در حالی است که همه موارد سیاه و سفید باقی میماند.
🔹️نکتهای که باید بدانید، این است که کنتراست شدید، تمرکز را به شدت دچار اختلال میکند. در صورتی که این مسئله ادامه یابد، باعث سوزش چشم، خشکی شدید چشم و بروز درد در بالای ابروها میشود.
🔹️زمانی که به صفحه نمایش خیره شوید، چشمان شما کمتر پلک خواهد شد و این باعث خشکی چشم یا احساس خستگی میشود. در تاریکی باید بدانید که شرایط به مراتب، بدتر خواهد شد.
۸ موردی که هرگز نباید در جمع درمورد آنها حرف بزنید
اگر تا به حال در یک موقعیت اجتماعی قرار گرفته اید و ناگهان احساس کردهاید حرفی زدهاید که نمیخواستید دیگران بفهمند، بدانید که شما تنها نیستید. همه ما این تجربه را داشتهایم که چیزی را در جمع به اشتراک گذاشتهایم که احتمالاً باید خصوصی باقی میماند.
این مطلب راهنمای شما برای ۸ موردی است که هرگز نباید در مورد آنها در جمع صحبت کنید.
🌼۱) زندگی شخصی
🌱۲) دستاوردهایتان
🤍۳) موضوعات بحث برانگیز
🌼۴) انتقاد از دیگران
🌱۵) مسائل مالی
🤍۶) سلامتی
🌼۷) حرف زدن پشت سر دیگران
🌱۸) خودگویی منفی
حرف بزن
تلنبار کردن کلمات، شمارش معکوس یک بمب ساعتی است.
راستی، چرا حرف نمیزنی؟ چرا هی سکوت و سکوت تا انجماد زمستان تا لغزندگی راهها و رابطهها؟
وقتی حرفها را توی دلت تلنبار میکنی، داری چاشنی بمبی را میسازی که زمان انفجارش دست توست.
حرفهایی که نمیتوانی هضمشان کنی، نمیتوانی بپذیری یا برایت آنقدر سنگین بودهاند که باید دربارهشان حرف میزدی را پیش خودت نگهندار چون زمان انفجار که برسد، تلفات شدیدتر از آن لحظهای است که تصمیم گرفتی سکوت کنی.
آن سکوتِ دلپذیر، خاموشی مقدس، لبهای بسته و چشمهایی سرشار از سخنان ناگفته، برای لحظههایی است که نه فاصلهای هست و نه درهای.
سکوتِ حاصل از آزردگی، نطفهی اژدهایی را میبندد که اگر از سینهات بیرونش نریزی هر روز بزرگتر و ترسناکتر میشود و میدانی که برای اژدهاکشی باید چقدر قهرمان بود؟
در هر کلمهای یک ساعت شنی هست که اگر وقتش سر برسد، فاسد میشود و کپک میزند.
کلمات دیرهنگام دیگر چه کاری ازشان برمیآید؟
ناامید از گفتن نباش، هر کلمه، چراغی را روشن میکند، آجری برمیدارد، حرف بزن، در این گفتگو، حقیقت ما نهفته است. حقیقت تو و حقیقت من.
از کتاب انسان در جستجوی معنا؛
«در اردوگاهی که فردا معلوم نبود وجود دارد یا نه،
آنهایی دوام آوردند که دلیلی برای زنده ماندن داشتند، نه شرایطی بهتر»
به چه کسی میگویند"امن"؟
کسی که وقتی جای زخمهایت را به او نشان میدهی،از آن پس همه تلاشش را میکند که از آن سمت به تو آسیبی نرسد.
به چه کسی میگویند"همدرد"؟
کسانی که وقتی از دردهایشان به هم میگویند،از آن پس همه تلاششان درک متقابل، برای عبور از زخم و دردها باشد نه انکار درد همدیگر...
امشب که لامپ اتاقت رو خاموش میکنی و میخوای بخوابی؛
به این فکر کن اونایی که بهترین خبر زندگیشونو امروز شنیدن و زندگیشون عوض شده؛
دیشب هیچ خبری از امروز نداشتن!
خدای امروز اون آدمها خدای فردای ماهم هست..
شاید فردا اون آدم تو باشی🎋
گاهی مسیر درست، اون مسیری نیست که هیچ ترسی توش نباشه؛
مسیر درست جاییه که با وجود ترس، خودت رو تنها نمیذاری،
فهمیدهتر تصمیم میگیری
و به جای فرار کردن، به خودت فرصت رشد میدی.🌱
آرامش واقعی از شجاعت شروع میشه؛
شجاعتِ روبهرو شدن با خودت💚
این استدلال بسیار غلط و خطرناک که: «فرد فحاش، جنایتکار بالقوه است»، از فرط تکرار داره یک واقعیت تلقی میشه. من در اینجا سعی کردم شواهد و نظراتی علیه این گزاره رو ذکر کنم:
۱) پرخاشگری فیزیکی کشنده، اغلب با اختلال در عملکرد prefrontal cortex و amygdala مرتبط است. اما پرخاشگری کلامی بیشتر با فعالیت مدارهای زبانی و تنظیم هیجانی سطحیتر ارتباط دارد، یعنی دو مسیر متفاوت عصبی.
۲) طبق مدل GAM و نردبان پرخاشگری، از خشم تا پرخاش فیزیکی، چندین مرحلهی ارزیابی شناختی، بازداری و تصمیمگیری وجود دارد. فحش دادن معمولا در مراحل اولیهی این مدل قرار میگیرد
و بیشتر افراد هرگز از این مرحله به سطوح بعدی خشونت کلامی یا پرخاش منفعل هم نمیرسند، چه برسه به خشونت فیزیکی.
۳) بخشی از پژوهشها نشان میدهند که پرخاشگری کلامی در بسیاری از موارد نه پلهای به سمت خشونت فیزیکی، بلکه جایگزین آن است. یعنی برخی افراد دقیقاً به این دلیل فحش میدهند که نمیخواهند یا به لحاظ شخصیتی اصلا نمیتوانند به خشونت فیزیکی دست بزنند.
۴) هیچ شواهد آماری از همبستگی نرخ قتل با نرخ فحاشی در جوامع وجود ندارد. کشورهایی مثل استرالیا یا بریتانیا فرهنگ زبانی بسیار رکیکی دارند اما نرخ قتل پایینی دارند و برعکس، بسیاری از جوامع که فرهنگ کلامی محافظهکارانهتری دارند، خشونت فیزیکی بالاتری دارند. دوستانی که با گروههای بنیادگرای ایدئولوژیک در ارتباط بودند، میتوانند گواهی دهند که بددهنی، یکی از اصول اخلاقی نکوهیده در بسیاری از این گروههاست، در حالیکه افراد در این گروهها به راحتی دست به جنایت میزنند.
۵) پرخاشگری کلامی، معمولا خشونت واکنشی است، یعنی فرد در مواجهه با ناکامی، از فحاشی به عنوان راهبردی ناپخته برای تنظیم هیجان استفاده میکند، در حالیکه انجام جنایت، معمولا یک کنش برنامهریزی شده است.
۶) پرخاشگری کلامی مجازی، حتی لزوما پرخاشگری کلامی در محیط واقعی را هم پیشبینی نمیکند. احتمالا افراد زیادی را دیدهاید که در فضای مجازی، شخصیتی پرخاشگر و خشن دارند، اما در واقعیت، معمولا رفتار محرمانهتری دارند. فاصلهی از سوژه در فضای مجازی، خود عامل تسهیلکننده در خشونت کلامی است، عاملی که در واقعیت وجود ندارد و خشونت کلامی را کاهش می دهد.
خلاصه که این استدلال بسیار اشتباه و خطرناکه. شخصا اصلا آدم فحاشی نیستم، ابدا توصیه به فحاشی نمیکنم و طبق شواهد علمی، فحاشی راهبرد تنظیم هیجانی ناپختهای است، اما این گزاره که: کسی که فحش میده، اگه اسلحه داشت من رو می کشت، فوقالعاده اشتباه و سطحی و خطرناکه.
سعید پایدارفرد، پژوهشگر روانشناسی اجتماعی
وقتی مادر در کودکی از قهر و سکوت بهعنوان تنبیه استفاده میکند، کودک دچار ناامنی عاطفی و ترس از طردشدن میشود.
این تجربه میتواند بهصورت زخم دلبستگی در ذهن باقی بماند و در بزرگسالی فعال شود.
به همین دلیل، نادیدهگرفتهشدن یا سکوت عمدی دیگران میتواند واکنشهایی شدید مانند اضطراب، فروپاشی هیجانی یا احساس بیارزشی ایجاد کند.
پژوهشها نشان میدهند این الگو با افسردگی، اضطراب و مشکلات رابطهای در بزرگسالی مرتبط است.
در واقع، سکوت تنبیهی نوعی غفلت عاطفی است که اثرات بلندمدت روانشناختی دارد.
افسردگی (Depression):
_غم عمیق
_ناامیدی
_بیحسی
_احساس پوچی
_خستگی شدید
_ بیانگیزگی
_ کندی حرکت
_مشکل تمرکز
فراموشی
_افکار منفی درباره خود
-خواب زیاد یا بیخوابی
_بیانگیزگی رفتار
_انزوا و کنارهگیری
_بیعلاقگی به همه چیز
دردی که به اشتراک گذاشته شود، نصف میشود؛ و شادیای که به اشتراک گذاشته شود، دو برابر میشود!
گویا با هم بودن در سختیها و شادیها، حال دل آدم را بهتر می کند...
✍حمید خاکباز
هیچوقت تابآوریتون رو با کسی مقایسه نکنید؛
نه برای تحقیر و نه برای تمجید.
چون شما نمیدونید پشت هر آدم
چند تا "آغوش امن" هست.
اونکه از دور قویه، شاید تنهایی با مشکلاتش روبهرو نمیشه
و اون که خیلی حساس به نظر میاد، شاید هیچکس رو نداره که توی سختیها محکم بغلش کنه.
شما یادتون نمیاد قبلا یه چی بود به نام خریددرمانی یعنی وقتی ناراحتی میری خرید میکنی که حالت خوب شه..
اما الان بعد خرید ناراحت که هیچ روانی میشی…
.
نمونش امرور رفتم یه خرید ریز کردم کارتو کشیدم اومدم بیرون پامو میکوبیدم زمین، نشستم تو ماشین فقط جیغ میزدم…
از نگاه روانشناسی تکاملی، خوشحالی و ناراحتی ما هیچوقت فقط مال خودمون نبوده
انسان برای بقا مجبور بوده توی گروه زندگی کنه، برای همین مغزمون طوری تکامل پیدا کرده که به حال جمع حساس باشه.
وقتی بقیه خوشحالن، مغز پیام میگیره که محیط امنه، خطری نیست! و آرامش و لذت بالا میاد، و وقتی ناراحتی یا ترس جمعی به وجود میاد، مغز هشدار میده که یه تهدیدی هست پس حواستو جمع کن
و اضطراب و غم فعال میشه. به همین دلیل غم جمعی انگار که واگیر داره! و شادی جمعی حال آدمو بدون دلیل شخصی خوب میکنه.
این یک مکانیسم بقاست! واسه همین وقتی حال یک قبیله که حالا شده یک کشور خوب نباشه، حال هیچکس اون لحظه خوب نیست!
و ما توی دنیای امروز، هنوز با مغز قبیلهای داریم زندگی میکنیم.
موقعیت خانواده
پدر نسبت به بچهی خود تندی می کند مثلاً می گوید: چرا این کار را کردی؟
اما مادر می گوید: اتفاقاً کار بچه درست بوده و خوب کاری هم کرده است
شاید یکی بچه را بزند و دیگری او را نوازش کند
▫️پیامد عمل والدین
در اینگونه مواقع احتمالا بچه شکایت پدر را به مادر و شکایت مادر را به پدر می برد و بین آنها دعوا راه می اندازد
از طرف دیگر بچه نسبت به پدر و مادرش بی اعتنا می شود
▫️نتیجه گیری
یادمان باشد که هماهنگی بین پدر و مادر عاملی مهم در تربیّت فرزند محسوب می شود
«فرزندپروری»
به زبان عامیانه
موقعیت های فرضی:
▫️دو مادر از کودکان خود میخواهند اتاقشان را مرتب کنند. کودکان پس از مرتبکردن اتاق به مادر خود اطلاع میدهند که اتاق تمیز شده است. واکنشهای دو مادر فرضی را ببینید...
❗واکنش مادر فرضی اول
مادر پس از دیدن اتاق، این موارد را به کودک گوشزد میکند:
- اون خرس که هنوز اونجاست...!
- لباسها را هم که از اون زیر برنداشتی...!
- کفشهات هم که توی جاکفشی نگذاشتی....!
- این چه وضع اتاق تمیز کردنه...؟
✔️واکنش مادر فرضی دوم.
مادر پس از دیدن اتاق، این موارد را به کودک گوشزد میکند:
- میبینم اتاقت را مرتب کردی! آفرین
- چه جالب اون کتابها را گذاشتی توی طبقه...!
- اِ... میبینم این کفشها را هم کنار هم جفتشون کردی...!
- وای خدای من! چقدر خوب تونستی ملحفه تختت را صاف کنی...!
- خب...! من هم این خرس و میذارم سر جاش...
- بیا به کمک هم این کفشها را هم بذاریم توی جاکفشی...
- چه افتخاری میکنم به داشتن تو.....!
- مرسی که اتاقت را مرتب کردی....!
سوال!؟
به نظر شما کدام مادر واکنش مناسبی داشته است؟ کدامیک اعتمادبهنفس کودک را تقویت کرده است؟
پاسخ واضح است......
« رک بودن »
یعنی من در مورد مسائل مربوط به خودم با صراحت جواب بدم.
مثلا این غذارو دوس ندارم، مهمونی نمیام، حوصله ندارم و ..
« گستاخ بودن »
یعنی من درمورد مسائل شخصی دیگران
مثل رنگ مو، چاق و لاغر بودن، سایز بینی یا نوع پوشش اظهار نظر کنم.
در قالب رک بودن به دیگران توهین نکنیم
《افسردگی، یک خشم علیه خوده.》
انتقامی ست که آدم به جای زندگی، از خودش میگیره.
وقتی حس میکنی دنیا، خدا، سرنوشت بهت ظلم کرده و بهجای مبارزه یا پذیرش خودت، با پوچی بیمعنایی خودتو مجازات می کنی.
Dr.mohammad.garavand nia
🌱 وقتی یک کودک از همون کسی که براش مهم و امنه آسیب میبینه، اغلب بهجای فاصله گرفتن، سعی میکنه رفتارش رو بهتر کنه.
چون برای ذهن کودک، از دست دادنِ رابطه خیلی ترسناکتر از تحمل خودِ آسیبه.
این واکنش ریشه در تروما و نیاز عمیق به امنیت داره؛ چون:
• کودک به محبت، دیدهشدن و احساس امنیت وابستهست و حتی در شرایط دردناک هم نمیتونه راحت دل بکنه.
• سعی میکنه رابطه رو حفظ کنه و اوضاع رو بهتر کنه تا آسیب کمتر بشه.
• ذهن کودک ممکنه باور کنه اگر «بهتر» یا «بیدردسرتر» باشه، کمتر آسیب میبینه.
🔵 در بزرگسالی، نقطهی مهم اینه که فرد بفهمه چرا هنوز در روابط نقش «نجاتدهنده» یا «ترمیمکننده» رو میگیره.
با شناخت ریشههای گذشته، کمکم فضا برای دریافت حمایت واقعی از آدمهای امن و قابل اعتماد باز میشه.
🔵 بعد از این آگاهی، یاد گرفتنِ مرزگذاری خیلی مهم میشه؛
اینکه فرد بدونه احساساتش مهمه، نیازهاش اولویته و حق داره از سلامت روانش محافظت کنه.
در نهایت، ساختن رابطههای امن، محترمانه و مبتنی بر اعتماد میتونه حس امنیت درونی رو دوباره بسازه.
این مسیر زمانبره، اما با آگاهی و صبوری کاملاً شدنیه. 🤍✨
خودداری از پاسخ دادن به توهین
یکی از موثرترین پاسخهای ممکن است
پاسخ ندادن نشان میدهد
که بود و نبود او در نظرمان یکسان است
و عدم تمایلِ ما به پاسخدهی
احساس تحقیرشدگی را در او برمیانگیزد
۱۰ گفتوگویی که به گفتهی درمانگرها بهتره با پیامک انجام بدی یا ندی
پیامک میتونه راه خوبی برای در ارتباط موندن باشه، اما برای هر موقعیتی مناسب نیست.
چرا پیامک همیشه انتخاب خوبی نیست؟
هرچی سن پایینتر باشه، احتمال اینکه بیشتر با پیامک ارتباط بگیری بالاتره.
«خیلی چیزها طی نسلها تغییر کرده و امروز آدمها بیشتر از همیشه به پیامک تکیه میکنند. اینقدر این موضوع عادی شده که بعضیها وقتی از کسی تماس دریافت میکنند، تعجب میکنند
یا حتی جا میخورند.»
این را گابریل سندرسون (رواندرمانگر) میگوید.
با توجه به اینکه بخش بزرگی از نسل Z با اضطراب درگیر است، طبیعی است که تماس تلفنی برایشان استرسزا باشد.
اما تماس هم جای خودش را داردو مهم است بدانیم کِی پیامک مناسب است و کِی باید تلفن را برداشت.
به طور کلی، پیامک برای موقعیتهای سبکتر و کماحساستر بهتر از موقعیتهای سنگین و احساسی است.
ایون اینیانگ (درمانگر زوج) میگوید:
پیامک برای کارهای هماهنگی، احوالپرسی کوتاه، و دادنِ فرصت پردازش قبل از گفتگوهای سنگین مفید است.
حتی میتواند مثل یک «پل» عمل کند:
یک پیام ساده مثل «به یادت بودم» یا «امشب میتونیم حرف بزنیم؟»
در را به روی یک گفتوگو باز میکند بدون اینکه طرف را مجبور به آسیبپذیری فوری کند.
بهخصوص برای کسانی که سریع از نظر احساسی overwhelmed میشوند، پیامک میتواند قدم اولِ ورود به گفتوگوهای دشوار باشد.
اما مشکل اینجاست:
پیامک فقط کلمات است و لحن صدا ندارد، و همین باعث سوءبرداشت میشود.
اینیانگ میگوید: «لحن همهچیز است و اشتباه گرفتنش در پیامک خیلی راحت است. حتی جملههای خنثی هم بدون لحن، زبان بدن یا حالت چهره ممکن است سرد یا بیاعتنا برداشت شوند.»
سندرسون هم میگوید: «لحن و احساس در پیامک حذف میشود»
و بدون این نشانهها، «برداشت اشتباه بر اساس تعصبها و ذهنیتهای خودمان آسانتر میشود.»
نتیجه میتواند سوءتفاهم، رنجش، گیجی، مبهم شدن پیام ودر گفتگوهای مهم از دست رفتن فرصت یک ارتباط عمیقتر باشد.
خیلیها تلاش میکنند با ایموجی و نقطه و علامت تعجب، لحن را منتقل کنند؛ ولی این هم تضمینی نیست.
اینیانگ اضافه میکند که او زوجهایی را دیده که سر یک کلمه یا حتی یک علامت نگارشی، وارد دعواهای چندروزه شدهاند.
همچنین پیامک میتواند «سلاح» شود:
بعضیها از آن برای عقب انداختن، کنار کشیدن، یا انداختن بمب احساسی استفاده میکنند بدون اینکه واکنش طرف مقابل را ببینند.
موضوعهایی که پیامک برایشان مناسب است
برای بعضی افراد (مثلاً کسانی با سیستم عصبی حساستر یا افراد اوتیستیک)، پیامک میتواند حس امنیت و کنترل بدهد، چون اجازه میدهد با سرعت خودشان پردازش کنند.
نویسنده هم میگوید خودش (به عنوان فرد اوتیستیک) ترجیح میدهد مسائل را نوشتاری حل کند و برای روابط نزدیکش هم این روش جواب داده.
موقعیتهای مناسب برای پیامک:
هماهنگ کردن قرار و برنامهها
خبرهای معمولی و بدون بار احساسی
یک سلام ساده و خودمونی
چک کردن حال کسی که مریض است
فرستادن عکس/ویدیو/موزیک و…
پیامک همچنین وقتی مفید است که وسط یک گفتوگوی سخت نیاز به مکث دارید:
میتواند در لحظه جلوی تشدید درگیری را بگیرد و فرصت بدهد طرفین تنظیم شوند.
اینیانگ میگوید به زوجها کمک کرده پیامهایی مثل این بفرستند:
«میخوام حرف بزنیم، ولی زمان لازم دارم.» یا «دوستت دارم، ولی باید یه کم فکر کنم.»
یک پیام خوب و فکرشده میتواند حالت دفاعی را کم کند و جلوی انفجار را بگیرد
چه وقت بهتر است تلفن کنید؟
اگر موضوع قرار است مهم و حساس باشد، بهتر است به تماس فکر کنید.
سندرسون میگوید تماس تلفنی برای حرفهایی که نیاز به ظرافت، جزئیات، حساسیت، و صمیمیت احساسی دارند مناسبتر است.
همچنین حل تعارض به صورت حضوری یا تلفنی احتمال سوءتفاهم را کمتر میکند، چون شنیدن صدا و داشتن توجه کامل طرف مقابل، ارتباط را عمیقتر میکند.
موضوعهایی که برای پیامک مناسب نیستند
گفتگوهای احساسی
دعوا و تعارض
عذرخواهی
تغییر وضعیت رابطه یا مرزبندیها (مثلاً «دیگه نمیخوام ادامه بدیم»، «این خط قرمز منه»)
خبرهای غمانگیز/تراژیک
نکتههایی برای پیامکزدن درست
اگر تا حالا از یک پیام «باشه.» دلتان خالی شده، یعنی پیامک هم قواعد خودش را دارد.
اینیانگ میگوید پیامکِ خوب یعنی «با ملاحظه بودن».در پیامک باید بین کوتاهنویسی و زیادینویسی تعادل پیدا کنید:
سندرسون میگوید خیلی کوتاه و تککلمهای جواب ندهید
ایموجیها هم مهماند: میتوانند لحن را نرم کنند یا روشنتر کنند، اما نباید ابزار فرار از حرف سخت باشند.
اینیانگ میگوید یک ایموجی درست میتواند حقیقت تلخ را قابلهضمتر کند.
قانون ساده: اگر حرفتان میتواند زخم بزند یا درمان کند، تماس بگیرید یا حضوری بگویید.
Ariane Resnick
افشاگریهای پرونده اپستین ثابت کرد که قدرت، ثروت، شهرت و حتی دانش و اعتبار علمی هیچ تضمینی برای حفاظت از کودکان در برابر عقدهها و تمایلات ناهشیار و بیمارگونه بزرگسالان نیست!
Dr.Mohammad.gravand nia