39017
من کسی در ناکسی دریافتم پس کسی در ناکسی دربافتم مولانای جان @TARASHIRKHAN تماس با ادمین تعرفهتبلیغات: @tarefehmolanayeshams کانال محصولات سماع @samamolana پیج اینستاگرامی ما Instagram.com/molanaye_shams
هر خوشی که فوت شد
از تو مباش اندوهگین
کو به نقشی دیگر آید سوی تو،
میدان یقین
#مولانای_جان
@Molanaye_shams
این جفای خلق با تو در جهان
گر بدانی گنج زر آمد نهان
خلق را با تو چنین بدخو کنند
تا تو را ناچار رو آن سو کنند
#مولانای_جان
@Molanaye_shams
ما را به جز خیالت،
فکری دگر نباشد
در هیچ سر خیالی،
زین خوبتر نباشد
سلمان ساوَجی
#سماع
@M9you
خواه گو لاحول خواهی خود مگو
چون شُهُب لاحول شیطانت کنم
چند می باشی اسیر این و آن
گر برون آیی از این آنت کنم
ای صدف چون آمدی در بحر ما
چون صدفها گوهرافشانت کنم
بر گلویت تیغها را دست نیست
گر چو اسماعیل قربانت کنم
#مولانای_جان
@Molanaye_shams
ور تو افلاطون و لقمانی به علم
من به یک دیدار نادانت کنم
تو به دست من چو مرغی مردهای
من صیادم دام مرغانت کنم
#مولانای_جان
@Molanaye_shams
عاشقی بر من پریشانت کنم
کم عمارت کن که ویرانت کنم
گر دو صد خانه کنی زنبوروار
چون مگس بیخان و بیمانت کنم
#مولانای_جان
@Molanaye_shams
ابلهان تعظیمِ مسجد میکنند
در جفای اهلِ دل، جِد میکنند
آن مجاز است، این حقیقت ای خَران
نیست مسجد جز درون سروران
مولانا
@Molanaye_shams
به نظر من بهترین و شیرینترین روز، روزی نیست که همهٔ اتفاقهایش باشکوه، شگفتانگیز یا هیجانآور باشند، بلکه روزی پر از شادیهای کوچک و ساده است که یکی پس از دیگری مثل دانههای مروارید از گردنبند پایین میریزند.
📖 آنی شرلی در اونلی
🌱🦋
@Molanaye_shams
خوبان این زمانه زکس دل نمیبرند
حسن ارچه در کمال بود با حیا خوش است
از دلیران وفا نکند فیض کس طمع
الحق زخوبرویان رسم جفا خوش است
#فیض_کاشانی
@Molanaye_shams
غمخوار گومباش غمین از بلای ما
ما عاشقان غمزده را در بلا خوشست
با آب چشم و آتش دل گشته ام مقیم
برخاک کوی دوست که آب وهوا خوش است
#فیض_کاشانی
@Molanaye_shams
از دهان گل شنيدم بر سر بازار گفت
هر که با ناکس نشيند عاقبت رسوا شود
گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلی
صبر کن پیدا شود گوهر شناس قابلی
#صائبتبریزی
@Molanaye_shams
"عقل، بندِ رَهروان و عاشقانست، ای پسر
بند بشکن، رَه عیان اندر عیانست، ای پسر
عقل، بند و دل، فریب و تن، غرور و جان، حجاب
راه ازین جمله گرانیها نهانست، ای پسر
چون ز عقل و جان و دل برخاستی بیرون شدی
این یقین و این عیان هم در گمانست، ای پسر
مرد کو از خود نرفتست او نه مردست، ای پسر
عشق کان از جان نباشد آفسانست، ای پسر
سینهٔ خود را هدف کن پیش تیر حکم او
هین، که تیر حکم او اندر کمانست، ای پسر
سینهای کز زخم تیر جذبهٔ او خسته شد
بر جبین و چهرهٔ او صد نشانست، ای پسر
گر رَوی بر آسمان هفتمین ادریسوار
عشق جانان سخت نیکو نردبانست، ای پسر
هر طرف که کاروانی ناز نازان میرود
عشق را بنگر که قبلهٔ کاروانست، ای پسر
سایه افکندست عشقش همچو دامی بر زمین
عشقِ چون صیّاد او بر آسمانست، ای پسر
عشق را از من مپرس، از کس مپرس، از عشق پرس
عشق در گفتن چو ابر درفشانست، ای پسر
ترجمانیْ من و صد چون منش محتاج نیست
در حقایق عشقْ خود را ترجمانست، ای پسر
عشق کار خفتگان و نازکان نرم نیست
عشق کار پُردلان و پهلوانست، ای پسر
هر کی او مر عاشقان و صادقان را بنده شد
خسرو و شاهنشه و صاحبقرانست، ای پسر
این جهان پرفسون از عشق تا نفریبدت
کین جهان بیوفا از تو جهانست، ای پسر"
#مولانای_جان
@Molanaye_shams
من بیخود و تو، بیخود؛ ما را کِه بَرَد خانِه؟
من چَند تو را گفتم: «کم خور، دو سه پیمانه!»؟
در شهر یکی کس را، هشیار نمیبینم
هر یک بَتَر از دیگر، شوریده و دیوانه
جانا! به خرابات آ تا لَذَّتِ جان بینی
جان را چِه خوشی باشد، بیصحبتِ جانانه؟
هر گوشه یکی مستی، دستی زِ بَرِ دستی
وان ساقیِ هر هستی، با ساغرِ شاهانه
تو، وقفِ خراباتی، دخلت مِی و خرجت مِی
زین وقف به هُشیاران، مَسپار یکی دانه
ای لولیِ بَربَطزن! تو مستتری یا من؟
ای پیشِ چو تو مستی، افسونِ من، افسانه
از خانه بُرون رفتم، مَستیم به پیش آمد
در هر نظرش مُضمَر، صد گلشن و کاشانه
چون کشتیِ بیلَنگر، کَژ میشد و مَژ میشد
وز حَسرتِ او مُرده، صد عاقل و فرزانه
گفتم: «ز کجایی تو؟»، تَسخَر زد و گفت: «ای جان!
نیمیم ز تُرکستان، نیمیم ز فَرغانه
نیمیم ز آب و گِل، نیمیم ز جان و دل
نیمیم لبِ دریا، نیمی همه دُردانه»
گفتم، که: «رفیقی کن با من که مَنَت خویشم»
گفتا، که: «بِنَشناسم، من، خویش ز بیگانه»
من، بیدل و دَستارم، در خانهٔ خَمّارم
یک سینِه سخن دارم، هین شرح دهم یا نِه؟
در حلقهٔ لَنگانی، میبایدْت لنگیدن
این پند ننوشیدی، از خواجهٔ عُلیانه؟
سَرمستِ چنان خوبی، کی کم بُوَد از چوبی؟
برخاست فَغان آخر، از اُستُنِ حَنّانه
شمسالحقِ تبریزی! از خلق، چه پرهیزی؟
اکنون که درافکندی، صد فتنهٔ فَتّانه
#مولانای_جان
@Molanaye_shams
بسم الله الرحمن الرحیم
أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ ۖ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ ۚ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ
آیا خدا برای بنده اش [در همه امور] کافی نیست؟ و مشرکان [به پندار خود] تو را از کسانی که غیر خدا هستند، می ترسانند و هر که را خدا به کیفر [کفر و عناد] ش گمراه کند، او را هیچ هدایت کننده ای نخواهد بود؛
سوره زمر آیه ۳۶_ ۳۹
@Molanaye_shams
این زمین و سختیان
پردهست و بس
اصل روزی از خدا
دان هر نفس
#مولانای_جان
@Molanaye_shams
کو خر من کو خر من پار بمرد آن خر من
شکر خدا را که خرم برد صداع از سر من
گاو اگر نیز رود تا برود غم نخورم
نیست ز گاو و شکمش بوی خوش عنبر من
گاو و خری گر برود باد ابد در دو جهان
دلبر من دلبر من دلبر من دلبر من
حلقه به گوش است خرم گوش خر و حلقه زر
حیف نگر حیف نگر وازر من وازر من
سر کشد و ره نرود ناز کند جو نخورد
جز تل سرگین نبود خدمت او بر در من
گاو بر این چرخ بر این گاو دگر زیر زمین
زین دو اگر من بجهم بخت بود چنبر من
رفتم بازار خران این سو و آن سو نگران
از خر و از بنده خر سیر شد این منظر من
گفت کسی چون خر تو مرد خری هست بخر
گفتم خاموش که خر بود به ره لنگر من
#مولانای_جان
@Molanaye_shams
چون خلیلی هیچ از آتش مترس
من ز آتش صد گلستانت کنم
دامن ما گیر اگر تردامنی
تا چو مه از نور دامانت کنم
من همایم سایه کردم بر سرت
تا که افریدون و سلطانت کنم
هین قرائت کم کن و خاموش باش
تا بخوانم عین قرآنت کنم
#مولانای_جان
@Molanaye_shams
بر سر گنجی چو ماری خفتهای
من چو مار خسته پیچانت کنم
خواه دلیلی گو و خواهی خود مگو
در دلالت عین برهانت کنم
#مولانای_جان
@Molanaye_shams
تو بر آنک خلق را حیران کنی
من بر آنک مست و حیرانت کنم
گر کُهِ قافی تو را چون آسیا
آرم اندر چرخ و گردانت کنم
#مولانای_جان
@Molanaye_shams
دعای نادعلی
«نَادِ عَلِيّاً مَظْهَرَ الْعَجَائِبِ،
تَجِدْهُ عَوْناً لَكَ فِي النَّوَائِبِ.
كُلُّ هَمٍّ وَ غَمٍّ سَيَنْجَلِي؛
بِعَظَمَتِکَ یا اللهُ،
بِنُبُوَّتِکَ یا مُحَمَّد،
بِوَلايَتِكَ يَا عَلِيُّ»
علی را که مظهرِ عجایب است
صدا بزن. او را در گرفتاریها،
یاورِ خود خواهی یافت.
هر غم و اندوهی برطرف میشود؛
به بزرگی تو ای خدا،
به نبوت تو ای محمد،
به ولایت تو ای علی...¹²¹
@M9you
بیا، بگوی که پرویز از زمانه چه خورد؟
برو، بپرس که خسرو از این میانه چه بُرد؟
گر او گرفت خزاین، به دیگران بگذاشت؛
ور این گرفت ممالک، به دیگران بسپرد.
سعدی
@Molanaye_shams
✨
این یک سرود صوفی عمیقا احساسی و غم انگیز است که داستان دیدار
" منصور حلاج"
با استادش
" شیخ جنید بغدادی"
را در شبی آرام از شبهای بغداد روایت میکند .
@Molanaye_shams
مقصود مازدیدن خوبان لقای تست
زاهد ترا بقا خوش و ما را لقا خوش است
خوبست دلبری و جفا و ستمگری
گه گه زمهوشان و گهی هم وفا خوش است
#فیض_کاشانی
@Molanaye_shams
صحرا وباغ و خانه ندانم کجا خوش است
هرجا خیال روی تو باشد مرا خوش است
در دوزخ ار خیال توام همنشین بود
یاد بهشت می نکنم بس که جا خوشست
#فیض_کاشانی
@Molanaye_shams
در محضر #علامه_مروجی_سبزواری
بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید
کز این خاک برآیید سماوات بگیرید
بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید
که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید
بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا
بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید
بمیرید بمیرید و زین ابر برآیید
چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید
#فایل_صوتی_کوتاه
🆔 @moravej_tohid
برگرفته از جلسه بیست و یکم مبحث محبت
گر بدهی می بچشم ور ندهی نیز خوشم
سر بنهم پا بکشم بیسر و پا مینگرم
#مولانای_جان
@Molanaye_shams