802
کانالی شاد و متفاوت برا ی همه همراهان عزیز. اشعار و عکسنوشته های طنزو عاشقانه.لفت نده🔕 کن👌
یک بوسه بس است از لب سوزان تو ما را
تا آب کند این دل یخ بسته ما را
من سردم و سردم، تو شرر باش و بسوزان
من دردم و دردم، تو دوا باش خدا را
💞💞
تو اگر باشے و من باشم و باران باشد
به بغل میڪشمت گر چه خیابان باشد
هوس بوسه به لبهاے تو وقتے آید
مشڪلےنیست درآن کوچه نگهبان باشد
لب تو باشد و من باشم و اے واے خدا
گنه بوسه زدن گردن شیطان باشد
گونه ات معدن و من در پے استخراجش
نمڪش حیف که در حصر نمکدان باشد
باز باران به دلم شور جوانے بخشید
"نم باران و تو" ایڪاش ، فراوان باشد
راستےهرچه که شدبین من وتو رازست
راز دارے صفت فرد مسلمان باشد
من فقط عاشقم و هیچ ندارم ایمان
از خدا نیست نهان ،از تو چه پنهان باشد
💞💞
.
امشب شده پنجاه و سه نبض و ضربانم
باید چه کنم من تو بگو جان و جهانم!
دلتنگم و دور از تو مرا حال خوشی نیست
‹ باور بکن از دوری تو رو به خزانم . . ›
تب کرده به یادت دل دیوانه دوباره،
اسمت شده ای جان و دلم ورد زبانم،
هر خاطره ای از تو به جانم زده دردی
اینبار مرا می کشد این غم به گمانم:)
باید چه کنم با غم و دلتنگی و حسرت؟
ای کاش خودم را به تو امشب برسانم!
گفتم بشوم در سفر از فکر تو غافل
دیوانه ترم کرد سفر... در فورانم،
باور بکن آن قدر که در فکر تو هستم
بوی تو گرفته ست تمام چمدانم،
هر جا بروم بوی تو را می دهد انگار
هر گوشهی این خاطره ها را بتکانم!
دلتنگم و در فکر توام، لحظه به لحظه
سخت است... چه باشی چه نباشی نگرانم...
.
تمام کوچه را رفتم شبی بازو به بازویت
دلم میخواست خان باشی و من پهلو به پهلویت...
تصور کن کنار حوض بعد از ظهر، ماهیها...
تو صحبت میکنی من سرنهادم روی زانویت
بهشت آغوش امن توست وقتی غصههایم را
بغل وامیکنی و میسپارم دل به جادویت
پر از آرامشم وقتی که انگشتات در موهام
مرا هی میبرد تا چشمه های زیر ابرویت
حسادت میکنم حتی به گلهای متکایی
که چون پیچ امینالدوله میپیچند در مویت
تنت را مرمر از جنس خداوندی تراشیدند
که خود هم مانده در اعجاز چشمان پری خویت
برایم زندگی چیزی بجز این با تو بودن نیست
قدم بردار دنیا را بیام بازو به بازویت!!
❤️❤️❤️
شـوق دیـدار تو صـد گـونه دوا بـود دوا
عشـق تـو در دل ما عـین شـفا بود شـفا
هر چـه از سوی تو آمد ز کـرم بـود کـرم
انچـه از جانب مـا بـ،ود جفـا بـود جفـا
دل به نخجیرکشیدن چه گران بودگران
سـر بـه پای تو نهـادن به رضا بـود رضا
دل بغیر تو سپردن به هـوس بود هوس
پا ز کوی تو کشیدن به خـطا بــود خطا
جان فدای تو نکردن به غلـط بــود غلط
در ره غـیر تـو رفـتن چـه بــلا بــود بـلا
در پی یـار دویـدن بـــه ادب بـــود ادب
جـــان مــا در طلب یـار فــدا بــود فـدا
بی تو احوال دلم عین فغـان بـود فـغان
با وجـود تو دلـم غـرق صـفـا بـود صـفا
هرچه دروصف توگفتیم بحق بود بحـق
شــاهـد حـال دل مـا که خـدا بـود خـدا
ذوق " ناصح" که برای تو غزل بود غزل
واژه ی وصـف نگاهش چه بجا بود بجا
بـه هـوای سر کـوی تو مقیم است مقیـم
بی وفایی ز تو این گـونه چرا بـود چرا
تو در جان منی...دردت به جانم، مهربانم
شدی با شعرهایت هم زبانم ، مهربانم
ندارم همدمی جز خلوت دنج خیالت
که در رؤیا شده هم آشیانم، مهربانم
مرا جز وسعت آغوش تو دنیا نباشد
تمام باورم ! هستی جهانم ، مهربانم
زده آتش تب طوفان چشمت بر وجودم
قرار ساحلم ،عشق نهانم، مهربانم
شرار شور شیرینم اسیر چنگ بیداد
تویی فرهاد و تنها قهرمانم ،مهربانم
اگر حتی نبینم تا ابد برق نگاهت
خیالت گشته تنها کهکشانم، مهربانم
دل "زیبا" همیشه تنگ چشمان تو باشد
تو ای خورشید عزت، سایبانم ،مهربانم
.
فقط یک بـارِ دیگر با نگاهت مبتلایم کن
کمی با طعمِ نابِ بوسه هایت آشنایم کن
گرفتـارم میـانِ کوچه های بی سرانجامی
از این بن بستِ پُرتکرارِ هر روزه رهایم کن
گـرفتــارم میـانِ حجمـی از آوارِ دلتنـگی
بیـا از قعـرِ گـردابِ فـراموشی صدایم کن
به دورِخاطراتِ تو دخیلی بسته ام هر شب
کمی لبخنـدو آرامش نثـارِ غصه هایم کن
من آن فریادِخاموشم اسیرِ بغض و تنهایی
به دردِ دوری وحسرت دگر کمتر جزایم کن
ندارد بی تو تعبیری تمـامِ خواب های من
از این رویای بی فرجام یک باره جدایم کن
نباشد ذکرِ شبهایم براین سرگشتگی مرهم
بـرای آنکـه از یـادت جدا گردم دعایم کن
چشم مستش عین ناز ، ابروی مشکین ناز محض
این چه توفان است یارب ، ناز بر بالای ناز
شبتون به عشققققق❤️❤️❤️❤️
غروب سرد بعد از تو
چه دلگیر است اے عابر
براے هر قدم
یک دم
نگاهے ڪن عقبها را
غروبتون
بدونه دلواپسے
.
ظهرت بخیر ای غزل ناب دفترم
ای اولین سروده و ای شعر آخرم
روزیی که یاد تو در آن شکفته شد
گویا تلنگری زده بر ظهر
محشرم..
ظهرت بخیر عشق خاصم❤️
مواظبِ خودت باش،
یک تارِ مویِ تــــــو
شاهرگِ من است...
چای میچسبد به سرما، با تو حتی بیشتر!
زندگی زیباست اما، با تو حتی بیشتر!
بیگمان عادت شده در شعرهایم بودنت
شعر و دیوان گرچه زیبا، با تو حتی بیشتر!
من خوش و شادان نبودم تا که عشق آمد پدید
گرچه پُر بودم ز رویا، با تو حتی بیشتر!
شاعری دیدی که شعرش را فقط نذر تو کرد؟
عاشق دلتنگ و تنها، با تو حتی بیشتر!
دل سپردم تا بمانی تا ابد در قلب من
به بلندیهای یلدا، با تو حتی بیشتر!
گرچه مشهورم به این دیوانگیهایم ولی
باتوام مجنون و شیدا، با تو حتی بیشتر!
/channel/molanaeliinaser
🍁💫🍁
غيرت يك مرد محدود كردن زن نيست
مواظب بودن از احساسات و قلب پاكشہ
به زیرِ نم نمِ باران، دوتایی آی می چسبد
هوایت باشد و من هم هوایی آی می چسبد
قدم برداشتن بی چتر زیرِ نم نمِ باران
تو با من تا تهِ دنیا بیایی آی می چسبد
پیاده رویِ خیس از شعر و خش خش هایِ برگ و تو
بدونِ بال و پر، شوقِ رهایی آی می چسبد
سلامی شرمگینانه به یادِ اولین دیدار
مرورِ خاطراتِ آشنایی آی می چسبد
تپش هایِ دلم کوکِ مژه برهم زدن هایت
به سازِ عاشقانه همصدایی آی می چسبد
بزن یکسو شلالِ گیسوان از شانه یِ مرمر
که در تاریکیِ شب روشنایی آی می چسبد
بغل وا کن، مرا جا کن که سهمِ من از این دنیا
همین محدوده یِ جغرافیایی آی می چسبد
مرا از گرمیِ بوسه لبالب کن که با هر پیک
شرابِ میوه هایِ استوایی آی می چسبد
لبت را چاپ کن مجموعه شعری رویِ لبهایم
به طرحِ جلدِ بوسه، رونمایی آی می چسبد
چه زیبا میشود با عشق، دنیایی که ما داریم
دل از من، از تو عمری دلربایی آی می چسبد
غزل آماده و در باز و رقصان پرده در مهتاب
اگر امشب به خوابِ من بیایی آی می چسبد
💞💞
دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست
که شنیدی که در این بزم دمی خوش بنشست
که نه در آخر صحبت به ندامت برخاست
شمع اگر زان لب خندان به زبان لافی زد
پیش عشاق تو شبها به غرامت برخاست
در چمن باد بهاری ز کنار گل و سرو
به هواداری آن عارض و قامت برخاست
مست بگذشتی و از خلوتیان ملکوت
به تماشای تو آشوب قیامت برخاست
پیش رفتار تو پا بر نگرفت از خجلت
سرو سرکش که به ناز از قد و قامت برخاست
حافظ این خرقه بینداز مگر جان ببری
کاتش از خرقه سالوس و کرامت برخاست
💞💞
سردم شـــــده بدجـــــــــــور عزیزم بغلم کن
یـــــــخ کـــــردم از این سوز دمادم بغلم کن
تا باد مــرا با خــــــــود از این کوچــــه نبرده
بی دغــــــدغه با دغدغه محکــــــم بغلم کن
دنیــــا همه مشتــــــــاق تو هستند ولی تو
با وسعت شوق همـــــــــه عالــــم بغلم کن
شدشایعه غم خورده دراین کوچـه یکی را
تا آن کـــــــــه نبلعیــــــــده مرا هم بغلم کن
این شهر همه در پـــــــی حرفند و حسودند
آهستـه و پیوسته و کــــــم کــــــم بغلم کن
از لطف تو هــــــر بی سـر و پایی شده آدم
امیـــــد که من هـــــــــم شوم آدم بغلم کن
من داوطلب آمـــــــده ام تا که بمیــــــــــــرم
اینجـــــــــاست همان خط مقـــــدم بغلم کن
گیریـــم که پیش از همه با این عمل زشت
رفتیـــــم جهنــــم ... به جهنــم !!! بغلم کن
حتی بشود محشر عظمـــــــــی همـه دنیا
ای رهبـــــــــر دل های معظـــــــم بغلم کن
انکحــــت و زوجت دلــــــــم عاقـــد و شاهد
ای عشق شدم من به تومحرم بغلم کن...!
💞💞
.‹.🍓♥️.› .'⤸.⬚.متولدین ماهها چه چیز قشنگی دارن؟!
𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒
#فروردین:قشنگترین لباسهارو داره👕
#اردیبهشت:قشنگترین چشارو داره👀
#خرداد:قشنگترین موهارو داره👱🏽♀
#تیر:قشنگترین لبهارو داره👄
#مرداد:قشنگترین بینی رو داره👃🏻
#شهریور:قشنگترین شکم رو داره🤰🏻
#مهر:قشنگترین صدارو داره🗣
#آبان:قشنگترین لبخند رو داره😂
#آذر:قشنگترین اخلاق رو داره✨
#دی:قشنگترین حسهارو داره🌿
#بهمن:قشنگترین حرکات رو داره🌬
#اسفند:قشنگترین هیکل رو داره🍓
⋅ ─ ─ ─ ─ ⋅ ❀ ⋅ ─ ─ ─ ─ ⋅
🌸.🩷
یڪ ظهر قشنگ
یڪ دل آرام ،
ےڪ شادے بے پایان...
ےڪ نور ازجنس امید،
ےڪ لب خندون
یڪ زندگے عاشقانه،
و هزار آرزوے زیبا
ازخداوندبرایتان خواهانم
ظهرزیباتون بخیر
ناز چشمان تو را باید به هرقیمت خرید
بس خـدا چشمان زیبای تـو را ناز آفرید
شاعرانه در غزل وصف تورا باید نوشت
باقفس حتی به سویت عاشقانه پرکشید
بیخیال از هر غروری پیش تو زانو زد و
بوسه را پیوسته از لبهای تو منت کشید
مثل سایه هـر کجا باید به دنبال تو بود
پـا بـه پـای تـو زمان شادی و غمها دوید
بیکسی و لشگر غمها به سویم حمله ور
حال دل بد بود و عشق تو به فریادم رسید
عاشق چشمان زیبای تو شد سنگ صبور
دل تو را دید و پسندید و به قلبم برگزید
صبحی که با صدات شروع بشه رو
به هرچیزی ترجیح میدم 🥺♥️
"صبح بخیر عشقم"💋🌞
شببخیر زیباترین مهتاب شببیدار من
شببخیر شیرینی ایندل گل زیبای من
شب بخیر نیلوفر مردابی فردای عشق
شب بخیر ای آتش افتاده در دنیای من
شب بخیر اینازنین اُفتاده یادت در دلم
شببخیر روشنترین مهتابدرشبهایمن
شببخیر بارانِ یادتکردهدلرامست خود
شببخیرغرقنگاهتکردهاینچشمان من
شب بخیر عشقم😘❤️
غروب
"استادمعین "
لحظاتتون بدورازدلتنگی ....🌹❤️❤️❤️
❣❣❣
امروز يادمان باشد
کنار اجاق زندگی
استکان استکان دوستی بریزیم
با کمی قند محبت
و از کنار هم بودن هایمان
لذت ببریم...
💞💞
عمو زنجیر باف
عمــو زنجیـر بــاف بـه زنجیرت دیگـه ننـاز
دیگـه از خــاطـره هـای بچـگی قصه نسـاز
تلخیــای روزگـار به دردامـون اضـــافـه کرد
مـا که بـاختیم تو بساز با زنجیرت عمری دراز
هـر چـه بـافتی برامـون حلقهِ دارمون شده
روز مــا رنگ همین شبهــای تـارمـون شده
گرم زنجیـر تـو بودیم که هـوا طــوفـان شد
چش وا کردیم و دیدیم تنهـایی یارمون شده
هر چه دستامون و محکم گـره کردیم وا نشیم
هر چه چرخیدیم نشستیم پا شدیم که تانشیم
زورِ دستـامـون به حلقه هـای زنجیــر نرسید
روی دستــامـون زدن تـا که بیفتیم پـا نشیم
دونـه دونـه حلقه هاش از همدیگه بـاز شدن
دور شـدن و هـر کدوم نغمه ی یک ساز شدن
چَنتا عاشق چنَتا رسوا ،چنتا هم بی خـونِمون
حلقـه هــای زنجیــرت حکـایت و راز شـدن
دیگه هیشکی واسمون ،سخــاوت سایه نشد
یــا اقلا دو سـه روزی مثــل همســایه نشد
آغــوشا فقط واسه گـرفتن جـون بـود و بس
هیچ خمیــری بیخـودی فتیـر بی مـایه نشد
چشمامون از همدیگه دور شد و رفت تا آسمون
قلبامون از تنهـایی شد جنس بـرگـای خــزون
کارامــون درهـم و بـرهم زندگیمـون پُـر درد
بـاهم و بی هم شدیم بی همدم و نام و نشون
جــای خنده رو لبـامـون گـریه هـا بـار میشد
جــای آشتی کینه ها رو قلبامون هـوار میشد
تـوی دستـامون و رو زبـونـامون به جـای گل
درد و نفـرت می نشست و زخمیِ خـار میشد
سنگ دشمنی سـرامـون و بـه آسـونی شکوند
دیو و دد شدیم با هم کسی روحرفش نمیموند
خیلـی راحت زیــر حــرفـا زیـر قـولا میـزدیم
دیگه هیشکی بعد اون قصه ی زنجیـرو نخوند
زنجیـرت پـوسیده بود یا دلامون تـرسیده بود
شــاید از بخت بد اون دیوِ سیـاه رسیـده بود
زنجیـرو بافتی و پشت کـوهت انداختی عمـو
رنگ و رومـون تـو سیـاهیِ شبـا پــریده بود
عمـو زنجیــر بــاف زنجیـرت از هـم پاره شد
زنجیـرت پــوسیـد و چرخ و فلکت آواره شد
حلقه هاش زنگ زده بود یکی یکی پرت شدیم
دیـو قصه دروغـاش پشت هم و دوبـاره شد
کاش میشد یه زنجیـر دیگه ببافی عمو جـون
زنجیـری که همه رو بیــاری تـوی خــونمون
قلبـا زخمی دستامــون خـالـی از آرزو شـده
کاش میشد یه دنیای دیگه بسـازی عمو جون
« من زخم تو را به هیچ مرهم ندهم؛
یک موی تو را به هر دو عالم ندهم.»🌱
#مولانا🤍
بی تو و عشق، جهانمْ چو حُبابست، نرو
بخدا حالِ دلم، بی تو خرابست، نرو
عاقبتْ دوریِ تو، میکُشدم، میشنوی؟
دیده، بی رؤیتِ تو، فاقدِ خوابست، نرو
تا تو هستی، نَفسی هست و جنونی و شبی
شبِ تنهاییِ من، عینِ عذابست، نرو
جگری سوخته دارم، چه کسی میخرَدش؟
لعنتی! بعدِ تو، این سینه کبابست، نرو
نارفیقان و رقیبان، همگی تیغْ به دست
روزِ مرگِ گل و تشییعِ گُلابست، نرو
نامسلمانی و این، رسمِ جوانمردی نیست
میروی پشتِ سرت، دیده پُر آبَست، بُرو
تورج_حیدری
/channel/molanaeliinaser
فکر کن باران شبی نم نم بیاید، وای نه......
یار ِ مو خرمایی ات از بم بیاید، وای نه......
بعد ِ عمری دست دور ِ گردنت جای ِ سلام
بوسه با هر "دوستت دارم" بیاید، وای نه.....
تو بپرسی: عاشقم هستی چه اندازه؟ و من
هرچه بشمارم ستاره کم بیاید، وای نه.......
از قلم موی ِ اجاق و مینیاتورهای ِ دود
چایی ِ قوری ِ چینی، دم بیاید، وای نه.....
عطر ِ قلیان ِ دو سیبت رشک ِ حوای ِ بهشت
من کنارت، غبطه بر آدم بیاید، وای نه.....
در دهانش بسته باشد، پرده ها پوشیده چشم
پلکهای ِ پنجره برهم بیاید، وای نه.....
چشم در چشمم بریزی تا شوم مست از شراب
درصد ِ گیرایی ات کم کم بیاید، وای نه.......
من همان پروانه ی ِ بدپیله ی ِ آغوش ِ تو
نوبت ِ زندان ِ ابریشم بیاید، وای نه......
کاشکی از خواب ِ شعرم برنخیزم تا ابد
طعم ِ لبهایت مگر دستم بیاید، وای نه!