802
کانالی شاد و متفاوت برا ی همه همراهان عزیز. اشعار و عکسنوشته های طنزو عاشقانه.لفت نده🔕 کن👌
غروب هاے جمعه دلتنــگم میڪند،
یا بــا دلتنـگیهاے من ...
غروب جمعه دلگــیر میشود؟
فرقی هم میڪند ؟...
وقتی حرف از
غروب میشود ؟!!...
🌹😔
انـــدازه ی تـــمام جــــــــهان دوست دارمت
هم آشــکار و هم ز نـــهان دوست دارمت
دنیـــا هــــزار مــــــرتبه هـــم زیــر و رو شود
من عاشقانه از دل و جان دوست دارمت
مانندتشــنه ای که پر است از ســراب ها
ای عــشق مـــثل آب روان دوست دارمت
حتــی اگـــر تمـــــام الفـــبای عشــــــق را
هــرگز نیــــــاوری به زبـــان دوست دارمت
در بیـــن مــــردمی که پراند از خــــــیال بـد
پنهان ، بدون ظن و گمان دوست دارمت
دراین زمانه ای که به کس اعتماد نیست
دور از نــــــگاه رهگــــــــذران دوست دارمت
در دلِ ثانیه ها صحبت پنهان منـی
هم هیاهوی من هم تپش جان منـی✌️♥️
لمسِ آغوشِ تو گر باشد و من باشم و دل
دیگر از هـر دو جـهان، هیچ نخواهم ز خدا
آمدم شعر وداع با تو بخوانم بروم
بی وفایی و وفا نیست نمانم بروم
نامه هایی که نوشته بودم همه را سوزاندم
آخرین نامه به دستت برسانم بروم
سهمم از عشق تو جز غصه نبود هیچ زمان
آمدم غصه ز جانم بتکانم بروم
روح من خسته از این درد و غم تکراری
آمدم جسم از این روح سِتانم بروم
برو خوش باش به پا بند هرآنکس بودی
من از این حادثه گر قد کمانم بروم
چمدان بسته ام از شهر تو راهی شده ام
مقصدم هست کجا هیچ ندانم بروم
آخرین لحظه نگاهت چه جگرسوز شده
قطره ای اشک به حالت بفشانم بروم
ترسم این است گرفتار شوی بر آهم
گل حسرت به تو و سینه نشانم بروم
نشدی سنگ صبوری به من سنگ صبور
آمدم شعر وداع با تو بخوانم بروم•
💔💔
محبوبم...!
دست های تو
معمارِ آرامشِ جانِ من است
و استشمامِ عطرِ حضورت
قلبم را
به تکاپو وا می دارد
تا عشق را
با تمامِ وجود در آغوش بگیرم
💞💞
ای قلم حوصله کن،دردِ فراوان دارم
گله از بخت بد و بازیِ دوران دارم
محرمی نیست که گویم غمِ اسرارِ نهان
نکته ها با قلم و دفتر و دیوان دارم
نیمه شب تا به سحر در غمِ جانسوزِ فراق
خون دل میخورم و دیده ی گریان دارم
نوبهارم ولی از سردیِ ایامِ خزان
دلِ من یخ زده و سوزِ زمستان دارم
خنده بر لب زده تا اشکِ خود انکار کنم
در دلِ غمزدا ام گریه ی پنهان دارم
گرچه در خلوت دل نیست مرا همنفسی
مونسی چون قلم و دفتر و دیوان دارم ...
💞💞
جُمعه را باید
جور دیگر رَقم زَد مَثلا
کمی تَب کرد و
مقداری جان داد
بَرای حضرتِ جانَت...
#سارا_صحرا
🥰🥰🥰🥰
گفتم که بخواهمت به هر اصراری
شاید که خودت هم قدمی برداری
گفتی که بخاطر من از من بگذر
دیدم که تو لعنتی تر از هر باری
عشق بعضی وقتها از درد دوری بهتر است
بی قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است
توی قرآن خوانده ام... یعقوب یادم داده است:
دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتر است
نامه هایم چشمهایت را اذیت می کند
درد دل کردن برای تو حضوری بهتر است
چای دم کن... خسته ام از تلخی نسکافه ها
چای با عطر هل و گلهای قوری بهتر است
من سرم بر شانه ات ؟..... یا تو سرت بر شانه ام؟.....
فکر کن بانو اگر باشم چه جوری بهتر است ....؟ .
بازهم جمعه و معشوقه من در سفر است
بازهم وسوسه دارم نکند پشت در است
بازهم جمعه و دلتنگی و یک بغض عجیب
بازهم همدم تنهایی من چشم تر است
جمعه زیباست اگر...
غصه خرابش نکند
فکر هجران کسی نقش برآبش نکند
جمعه زیباست و این جمله حقیقت دارد
اگر اندوه دلت همچو سرابش نکند.
بیگمان روز قشنگی بشود امروزم
چون سر صبح ،
سلامم به تو خیلی چسبید
صبح بخیر عزیزم😘❤️
در انتظار تو فهمیدم فاصله عشق رو کم نمیکند، بلکه قویتر میسازد... 💘
Читать полностью…
💕🌱💕🌱💕🌱💕🌱
*اسم ترا که میبرم،دل زتو مست میشود*
*شعرو ترانه و غزل،دست بدست میشود*
*درشب بزم حوریان،باده فتاده از میان*
*براثر نگاه تو،میکده مست میشود*
*گر،یه نسیم بهم زند،زلف پریشان تو را*
*زاهدوعابدو فقیه،باده پرست میشود*
*ساقی اگر تو باشی و ساغر می،لبان تـو*
*زاهدصومعه نشین،نخورده مست میشود*
*غزل به روی دفترم،میچکد از نوک قلم*
*سروده ها زشوق تو،باده بدست میـشود*
*گر بِچِشَم یه جرعه ای ازلب نازگونه ات*
*آنچه زمن شده نهان یکشبه هست میشود*
*این دل بیقرار من،شهره شهر غم شده*
*دل به سراب عشق تو؛جام الست میشود*
🌷🌱🌷🌱🌷🌱
در این عصر قشنگ🌸
در قورے دوستی
چاے محبت دم ڪنید.
با شیرینیِ مهربانی
نوش جان ڪنید
و با عشق با هم
بودن را جشن بگیرید🌹🍃
عصر آدینتون _بخیـــــــــــــــر ☕️🌸
امشب بیا، کـه سیر تماشا کنم تـو را
در سینه ام به جای همه جا کنم تو را
در چشمهایمن بنشین ساعتی به ناز
تا با نگاهِ مستِ خود اِغـوا کنم تـو را
تـو ثـریـای منی من شهریـارت در غزل
مینشینم سالها چشم انتظارت در غزل
خواستم عشق تو را ازسینه ام بیرون کنم
ناز چشمانت مرا کرده دچارت در غزل
عاجزم تا شرح حالم با قلم عنوان کنم
بیـقرارم ، بیـقرارم ، بیـقرارت در غزل
بـا خیالت در خیـالم عشق بـازی میکنم
مینشینم تا سحر هرشب کنارت در غزل
نم نم باران و من در کوچـه ها با یاد تو
نیمه شبها تا سحر من اشکبارت در غزل
فال ما باهم نیامد وصل ما ممکن نشد
میـروم ای نازنیـن از روزگارت در غزل
میوه ی ممنوعه هستی بر من ِسنگِ صبور
تا ابد من عاشقانه ، دوست دارمت در غزل
❤️ شوشترپایتخت سازه های ابی جهان است ❤️
💥
پروانه ام پر می زنم دورت بگردم
بر شعله ات سَر می زنم دورت بگردم
من آمدم دل را کنم تقدیم یارم
وا کن مکرر می زنم دورت بگردم
من عاشقم بر چشم نازت نازنینم
در کوچه با سر می زنم دورت بگردم
خیلی خمارم ساقی میخانه ام باش
لب روی ساغر می زنم دورت بگردم
دیوانه گشتم عاقبت از عشوه هایت
دور تو پرپر می زنم دورت بگردم
ای جان جانانم بیا جانم فدایت
این را چه محشر می زنم دورت بگردم
کردم تقاضا از خدای عاشقان که
حرفم به داور می زنم دورت بگردم
ڪَاهی
بیتو آنقدࢪ بیتوأم
ڪہ بیتــــــو
هࢪچہ میڪَࢪدم دنیا نیست
💜❤️💛.
بپای لبم بیا...
و زیر گوشم بگو لبم تشنه ی لب توست
شرمنده ام...
اگر نفست تنگ شود
از بوسه های
پشتِ همِ بی هوای من..
💞💞
💚🌹
مرا سرمہ ڪن
بہ چشمهایت
بگذار ببینمت نگاهت ڪنم
بوسہ باران
بنوشمت....!
باور ڪن من عشق را
همان اندازہ ڪہ تویی
میخواهم...
امید_آذر
❤️❤️❤️
گوش کُن، دارم صدایَت میکنم
باز دارم دل را فدایَت میکنم
باز داری بوسهباران میکنی
صبر کن، دارم دعایَت میکنم
خواهم از آن خالقِ هفت آسمان
خواب باشی تا صدایَت میکنم
پر زدم در کویِ عشقت بیهوا
شب که تنهایم، هوایَت میکنم
در خیالِ خندههایت ماندهام
با نگاهت آشنایَت میکنم
ای تمامِ آرزوهای دلم
جان خود را هم فدایَت میکنم
گرچه دوری از منِ دلخستهای
باز هم دل را برایت میکنم
هر کجا باشی دعایم با تو است
تا ابد دل مبتلایَت میکنم
مرا ببوس
جورے ڪہ شڪوہ بڪرِ ابرهاے
ڪوهستان را توے دستانم لمس ڪنم
چشمانم را ببندم
گم شوم
و خودم را در سڪوتِ ڪویر
میانِ گرمایِ آغوشِ تو پیدا ڪنم
مرا ببوس
آنقدر عمیق ، ڪہ تمامِ جانم مست شود
اشڪ شوق از چشمانم بریزد
و گونہ هایم از شدت عشق تو
تب ڪند ...
مرا جورے ببوس
ڪہ زمان
میانِ التهابِ لب هایت متوقف شود
و من تا ابدِ همین ثانیہ
متعلق بہ تو باشم ...
مےخواهم در انقلابِ بوسہ ات ، منهدم شوم
پیڪرِ بےجانم را میانِ امنیتِ بازوانت رها ڪنم
تو مالڪِ تمامِ جانم باشے
و من سهمِ مطلقِ لب هاے تو
من برایِ حل شدن در تو آمادہ ام
مرا میانِ استحڪامِ بازوانت بپیچ
و بدونِ هیچ مراعات و بهانہ اے
بہ اندازہ ے تمامِ ثانیہ هاے نبودنت
مرا ببوس ...
مرا چه حاجت اسپند و آیت الکرسی ،
فقط همین که تو باشی بلا ز من دور است .
جمعہ را با تو بہ یڪ
ڪوچہ ے بن بست ببرم !!بغلـت
غرق شَوم، جامــہ ے تن رابِدَرَم!!!
"جمعه"ها طعم هل دارد
عمیق و خاص و تک
فقط باید یک لیوان بزرگ
سرامیکی چای هلدار دم کنی
سردوشی نازکی برداری
روی صندلی راک بنشینی
از محبوب جانت بخواهی آرام
و دلبرانه پنجه در میان موهایت
بکشد و از سکون و آرامش
شهرخاکستری همیشه خسته
لذت ببری
"جمعه" باید فقط صدای
خستهی بنان "الهه ناز" بخواند و
با هر جرعه چای هلدار آرامش
ذره ذره در بند بند وجودت شود
چه کسی میگوید
با یک فنجان چای نمیشود
آرام شد؟!
یک صبح و سلام تازه و خنده ی تو
لبخند بزن که هست زیبنده ی تو
گرمای نگاهم به نگاه تو خوش است
چشم تو و آفتاب تابنده ی تو
سلام صبحتون به مهر❤️❤️❤️
بهتریـن جا در دنیـا
هـر جایـی میتواند باشـد
بشرطی كه در کنار یار باشد
آقایون تو باشگاه، پا زیاد کار کنید
خیلی مهمه پاهاتون قوی باشه
برای اینکه بتونید
پای حرفتون...
پای قولتون...
پای عشقتون وایسید.. ✌️
میانِ ایـن شلوغـی ها دلم یک بوسه می خواهـد
تمـارض کن به غش کردن ، نفس مصنوعیت با من