2151
یارب بنما مرا رهی سوی نجات محتاج توام چ در حیات و چ در ممات از جرم گناه من سراسر بگذر شرمنده مکن مرا ب روز عرضات خواجه عبالله انصاری https://t.me/joinchat/AAAAAEarSJE9_wKSpHZqQQ
❤️❤️فقط ده نفر دیگه میتونن عضو لینک VIP زیر بشند چون قراره به مناسبت تولد ادمین چند پروژه خصوصی و غیرحضوری با حقوق 23 میلیونی اعلام کنم که کارفرماش عجله داره برای استخدام ادمین پاسخگو و تعامل 💲0️⃣0️⃣0️⃣0️⃣0️⃣0️⃣0️⃣1️⃣➕
با پیش پرداخت ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
/channel/addlist/C4ZUggeq9-U5MjZk
/channel/addlist/C4ZUggeq9-U5MjZk
درڪوچهے
لیلا ڪَذر #خاروخسان نیست!!
مجنون نشود،
هــرڪه نــدارد #جگر عشق!!
#سجاداحمدیان➫
🍃🤍🍃
آرزو دارم که چون پروانه جان سازم نثار
بار دیگر چون به بینم شمع رخسار ترا
#زیب_النساء_بیگم
🍃🤍🍃
بازکن پنجر ه را
من توراخواهم برد
به سررودخروشان حیات
اب این رود
به سرچشمه نمیگردد باز
بهترآن است
که غفلت نکنیم ازآغاز
بازکن پنجره را
صبح دمید
#حمید_مصدق
🍃🤍🍃
شناسنامهام صادره از
اقلیم سپیدهدم است،
محل تولدم حلول ترانه در توفانهاست
از مادر به ماه می رسم
از پدر به پروانههای پاییزی
من از این جهان چاره ناپذیر
هیچ بهرهای نبردهام
جز کلمات روشنی
که عشق را دوست میدارند...🥀
#سیدعلی_صالحی
🍃🤍🍃
به رویاۍ شبانه ام پا گذار
و خطِ مرزۍ فاصله را بشڪن
اینجا
در سرزمینِ دلم
محتاجِ محبتم از جنسِ تو
معذب نڪن حرفهاۍ عاشقانه را
بگذار واژه ۍ عشق ببارد
از سقفِ دهانت
بر تنِ این خوابزده
🖊#مژگان_بهتیس
🍃🤍🍃
.
مثل سایه در کنارت هستم و خوشبخت تر
گر برانی عاشقت هستم، بخوانی، بیشتر
با شما، تنگِ غروب ساحل رود ارس
چای می چسبد ولیکن شعرخوانی بیشتر
#ابراهیم_قبله_آرباطان
🍃🤍🍃
ڪاش عصرِ
پاریـنہ سنگے بـود #دلم را ڪہ مے ســــوزاندے
با دودش خبرت میــــڪـردم؟دوســـتت دارم
#راحله_جمالیان
🍃🤍🍃
من همصدا با همه پرندهها
به خوشبختی لبخند خواهم زد.
آغوشم را از آرامش صبح پر میکنم
تا آغاز شوم مانند روزهای آفتابی...
فروغ_فرخزاد
🍃🤍🍃
باز آی که تا فرش کنم دیده به راهت
حیف است که بر خاک نهی آن کف پا را
#وحدت_کرمانشاهی
🍃🤍🍃
غروب ڪه می شود
دلم بهانه می ڪند
بسان ڪبوتری ڪه
خیال آشیانه می ڪند
غروب ڪه میشود
منو خیال باطلم
حتی بدون بودنت
خیال شاعرانه می ڪند
#زینب_موسوی_
🍃🤍🍃
هوا گنجشک می بارد در این
غوغای بی برگی
نمی آید به گوش دل مگر
آوای دلتنگی
#اڪرم_نورانی
🍃🤍🍃
.
جمعه را باید
به اهل دل سپرد
؏شـق را برداشٺ
با معشـوق برد......
ڪوله بار ؏شـق
را لبریز ڪــرد
دزدڪی در راه
ڪَاهی بوسه خورد.....
#حسام
🍃🤍🍃
کودک زیبای زرین موی صبح،
شیر می نوشد ز پستان سحر،
تا نگین ماه را آرد به چنگ
می کشد از سینهء گهواره سر،
شعله رنگین کمان آفتاب
در غبار ابرها افتاده است
کودک بازی پرست زندگی،
دل بدین رویای رنگین داده است
#فریدون_مشیری
🍃🤍🍃
سوتِ شهریور
سکوتِ مرداد را شکست،
و صدای پاییز
آرامآرام
بر تنِ شاخههای تاک نشست؛
یاقوتیها
سرخ شدند
و پیچوتاب خوردند
در آغوشِ آفتابِ واپسینِ تابستان؛
دانهدانه
قند در دلشان آب میشد
و باغ
از عطرِ شیرینِ انگور
پُر بود؛
بویِ رفتنِ تابستان
در کوچههای باغ
پیچیده بود،
و باد
خبر از پاییز میداد.
#مینو_پناهپور
🍃🤍🍃
#امشب_اۍدلدار
#مهمان_تــღــوايمـــــ
#شب_چھ_باشد
#روزوشب_آن_تــღــوايمـــــ
#__مولانا
🍃🤍🍃
بی تٌــــ✰ـــو یعنی در همیݩ
ساعاٺ تلخ قهوه خیز ....
میز و فنجان هسٺ و مݩ
همراه را گم ڪرده ام....❈➻
#فرشته_خدابنده
🍃🤍🍃
ازادب دوراست رفتن بی طلب دركوی دوست
ورنه پای شوق را مانع در و ديوار نيست
#قلیچ_محمد_خان
🍃🤍🍃
باز باران با ترانه
با گهرهای فراوان
میخورد بر بام خانه
یادم آرد روز باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگلهای گیلان
کودکی ده ساله بودم
شاد و خرم
نرم و نازک
چست و چابک
با دو پای کودکانه
میدویدم همچو آهو
میپریدم ازلب جوی
دور میگشتم ز خانه
میشنیدم از پرنده
داستانهای نهانی
از لب باد وزنده
رازهای زندگانی
بس گوارا بود باران
وه چه زیبا بود باران
میشنیدم اندر این گوهر فشانی
رازهای جاودانی, پندهای آسمانی
بشنو از من کودک من
پیش چشم مرد فردا
زندگانی خواه تیره خواه روشن
هست زیبا هست زیبا هست زیبا
#گلچین گیلانی
🍃🤍🍃
.
صبحِ آسمانِ امروز شما،
پر از قاصدکهای خوشخبر باشد..
🍃🤍🍃
آهم از چرخ برین می گذرد در غم او
آه ازین غم که ز حال دل من بی خبر است
#فضولیبغدادی
🍃🤍🍃
#خـاڪ_قــدمتــــ
#ســعادتـــ_جان_مـღـن_استـــ
#__مولانا
🍃🤍🍃
.
در حوالی نیمروز
خوش تر می دارم
شته های شفاف نور،
بنوشندم،
تا در آستان غروب
به آب های هرز بپیوندم،
یا شبانه
بر پنجره های چرکین
ستاره ی کدری باشم.
#عباس_صفاری
🍃🤍🍃
اے سپیدهے آغاز خوشبختی #مـღـنღ
از دریچہے سالها تنهاییام ღ
بر ڪَوشہ ڪَوشہهاےღ
این خلوت چشم انتظارღ
#بتاب ღ
#بتابღ
و این صبح را دیڪَر ღ
ڪنار شڪوفایی این باور بمانღ
مرا بہ آرزویم برسان ღ
#سعادت_فـریبا
🍃🤍🍃
.
ماه من در ظلمت شب رفت و تنهایم گذاشت
هر شبم را تا سحر در اوج غم ها سوختم
آمد و با دستهای گل در کنار من نشست
پیش چشمشش ذرهای گشتم به دنیا سوختم
#بیژن_عظیمی
🍃🤍🍃
...
وقتش شده دیوانه کنی بادِ خزان را
با مویِ پریشانِ طلایی و بیایی
یک نیمکتِ چوبی و یک چتر و دلی تنگ
آماده که شعری بسرایی و بیایی
پاییز رسیده ست و منم منتظرت باز
شاید به سرِ مهر بیایی و بیایی
#شهراد_میدری
🍃🤍🍃
نہ رنگے از گلت دیدم
نہ بوے سنبلت آمد
گلستانے،
ولیڪن قفلها
بر رنگ و بو داری
#طغرای_مشهدے
🍃🤍🍃
بر دستان خورشید بوسه زدم
که شانه زد ،
حریر گیسوانم را
" پنجره مرا گشود "
و نگاهم را به دشت برد
گلبرگ اقاقیا، تن باد را لمس میکرد
و بابونه برای قاصدک دلبری
من سلام سپیده به سپیدارهای بلند را شنیدم
امروز ، روز دیگریست ...
#مژگان_بهتیس
🍃🤍🍃
نسیمِ صبحِ شهریور، خبر آورد از آن دلبر
که گل کردهست در جانم ، گل زیبای نیلوفر
زِ پشتِ ابرِ شهریور، طلوعی کرد ماهِ من
زمین شد فرشِ گلگون و فلک شد آینهگستر
#محسن_شکراللهی
🍃🤍🍃
تو مثل ماه برکهای و من غریق مستِ شب!
#سهراب_سپهری
🍃🤍🍃