2151
یارب بنما مرا رهی سوی نجات محتاج توام چ در حیات و چ در ممات از جرم گناه من سراسر بگذر شرمنده مکن مرا ب روز عرضات خواجه عبالله انصاری https://t.me/joinchat/AAAAAEarSJE9_wKSpHZqQQ
در حــال رزمــه گـیـری بـرای ادمـیـن پـاسـخـگـویـی بـزن رو مـتـن✍🏽
Читать полностью…
با چشم تو تفسیر کنم کل جهان را
ترمیم کند عشق تو هر زخم نهان را
سرمستم از اسرار شب دلشدگی ها
معنی کند احساس تو آرامش جان را
#محمد_بابایی
🍃🤍🍃
#قفلے زدہ ام بر #دلم
و وا #شدنے نیسٺ
#بعد از #ٺو ڪسے در #دل
من #جا شدنے #نیسٺ
#عمرے اسٺ ڪہ #آواره
و #بیچارہ ے ؏شـقم
#گـشٺیم نڪَردید،
ڪہ #پیدا شدنے #نیسٺ.
#اسماعیل_ساسانے
🍃🤍🍃
جمعه
کوچههای خالی را
به زین دوچرخه بسته است
و کسی نمیداند
چرخ تنهایی
بر مدار کدام پیچ محال
میچرخد
و من
در پچپچ خیس برگها
به دنبال مسافری میگردم
که شاید
زنگ زنگزدهی خانهای
انگشتش را
با حلقهی طلاییاش
در یاد داشته باشد
✍️#مرضیه_بازرگانی
🍃🤍🍃
جمعه شد اما تو آن دلدار عـاشق سر بمان
هر چـه بـودی از ازل در عشق تا آخر بمان
فارغ از دلتنگی و دلشوره های جمعه باش
گرچه شیدا بودی و سرگشته شیداتر بمان
#پديده_احمدی
🍃🤍🍃
شهریور، آهسته در گوش زمین میگوید:
من آخرین نفسهای تابستانم
با سبدی از انگور
و سایهای از ابرهای خسته.
آفتاب،
هنوز مغرور است
اما نگاهش نرمتر شده
مثل چشمانی که میدانند
پاییز پشت در ایستاده است.
ای شهریور،
در لابهلای برگهایت
حرفی برای عاشقی بگذار
شاید کسی، با صدای تو
به مهر برسد
🍃🤍🍃
.
پاییز
در راه است
اگر بدانی
چه کلماتی
برای زوال برگها
وخیابانهای زرد و خیس
برای نیمکتهای منتظر
و آفتاب مورب
برای حزنِ تو و تنهایی کوچکت
و اشتیاقت برای دیدنِ اولین باران
کنار گذاشتهام
اگر بدانی
خزان که پشت پنجرهات بایستد
انارها که ترک بخورند
یلدا که دستش به گیسوی بلندِ تو برسد
برایت چه شعرها خواهمگفت
چه شعرها خواهمگفت
چرا که
من در پاییز شاعرترم
تو در پاییز زیباتری...🕊🍂
#عزیز_حاجی_علیاری➫
🍃🤍🍃
چشم بگشا دلبرِ جان ؛ صبح را شرمنده کن
با طلوعِ چشمهایت ؛ خانه را زیبنده کن
صبحِ زیبایِ تو روشن ای شمیمِ قلبِ من
با تبسم ؛ دلخوشی هایِ مرا پاینده کن
#مژگان_بهتیس
🍃🤍🍃
میوزم، میبارم، میتابم.
آسمانام
ستاره گان و زمین،
و گندمِ عطرآگینی که دانه میبندد
رقصان
در جانِ سبزِ خویش
از تو عبور میکنم
چنان که تُندری از شب
میدرخشم
و فرو میریزم.
👤احمد شاملو
🍃🤍🍃
برگ پاییزیام و خسته دل از باد خزان
باغبان نیز نیامد پی دلداری من
من و دیوانگی و مهر و وفا یار شدیم
تا تو باشی و من و عشق و وفاداری من
#لیلا_کسری
🍃🤍🍃
سر به شانهی خدا بگذار
تا قصهی عشق را چنان زیبا بخواند...
که نه از دوزخ بترسی
و نه از بهشت به رقص درآیی...
قصه عشق ،
همین انسان بودن ماست ...
👤احمد شاملو
🍃🤍🍃
نیستــــ ڪند #هستـــ ڪند بـی #دل و بــی #دست ڪنـد
#بــاده دهــد #مستـــ #ڪــند #ســاقــی #خمــار مــــــرا
#مولانا
🍃🤍🍃
.
ببین ؏ـاشق شدم ایچشم
و این شد از ڪَناهِ ٺو
شده روزم به رنڪَِ
مردمان دل سیاهِ ٺو...
#م_شیرانی
🍃🤍🍃
#پرستوها
#اگرعاشق
#بودند
#کوچ_نمیکردند
#عشق
#پروازت_میدهد
#نھ_کوچ
🍃🤍🍃
گوشیم 13میلیونه ماهی ۷۰ میلیون ازش درمیارم 🙂↔️ ضربه بزنین :)
Читать полностью…
# استخدام فوری و معتبر
سال نصف شد و پاییز رسید هنوز دنبال کار ادمینی هستی؟
لیستی از چندین کانال معتبر تلگرام و براتون آوردم که برای آنلاین شاپ ها نیازمند ادمین پستگذاری و پاسخگویی هستیم و برای کانال های کاریابی نیازمند ادیتور و ادمین تبادل هستن☑☑
دنبال شغل بدون دردسر و بدون پیش پرداخت هستی با حقوق بالای 5⃣ میلیون هفتگی حتما جوین شو تا حذف نشده که بهترین فرصت برای کسب درآمده✔🔻🔻🔻
☆
شب
آرامشیست که در آن
ستارهها، بی هیچ کلامی
دلتنگیِ خاک را
به آغوشِ دورِ آسمان میبخشند.
و
زمان در تلاقیِ سایهها
به خوابِ بیخوابی میرود.
اینجا سکوت،
تنها صداییست
که در امتدادِ کوچه، به گوش میرسد.
#معصومه_نقیلو
🍃🤍🍃
آفتابی يكدست.
سارها آمده اند.
تازه لادن ها پيدا شده اند.
من اناري را، می كنم دانه، به دل
می گويم:
خوب بود اين مردم، دانه های دلشان پيدا بود.
#سهراب
🍃🤍🍃
عقیق رنگ چشمان توست
ترانہ اے روشن ڪہ جارے ست
روے گندمزار
و دستانت شعرے شورانگیز
روے بساط ظهر
ڪہ سرریز مے ڪند لبخند را
روے شانہ هایم
#لیلا_ادبے
🍃🤍🍃
در خیال زادگاه من،
صبح ،،
مصداق تلاقی دو چشم وُ
یک سلام ساده،،
از عاشق ترین دلهاست...
#گویا_فیروزکوهی
🍃🤍🍃
صباح الخير زد بلبل کجايی ساقيا برخيز...
#حافظ
🍃🤍🍃
پاییز که بیاید
باران که ببارد
فصلِ چیدنِ خرمالو
و صدای خِش خِشِ برگها
سراغت را
از گلهای باغچه خواهم گرفت
تا برای چندمین بار
عاشقت شوم
من خودم را خوب میشناسم...
#میرمحمد_شهیدی🌱
🍃🤍🍃
چون غنچه اگر بند دهان بگشایم
اسرار زمانه در زمان بگشایم
وانگه که چو خورشید کشم تیغ زبان
چون صبح به یک نفس جهان بگشایم
(مجیرالدین بیلقانی)
🍃🤍🍃
شب همه بی تو کار من، شکوه به ماه کردنست
روز ستاره تا سحر، تیره به آه کردنست
نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی
لطف بهار عارفان، در تو نگاه کردنست
خود برسان به شهریار ای که در این محیط غم
بی تو نفس کشیدنم، عمر تباه کردنست
#شهریار
🍃🤍🍃
حــــــوالـےِ غــــــروب
جامِ دوست داشتنم ، تنگ مــےشود !
انگـــــار واژه ها بلعیده شدن
و
سلولهاےِ خاڪستـرےِ مغزم
در اغمـاےِ قـبیله ے ڪلمات ..
وقتـــے نیستــے
مشهـــــود است ، برهنگــےِ احساسم !!
لباسِ لذت ، آویزاݧ بنـدِ فراق
و
چنگالهـاےِ زُمُختِ زمین
در ڪمینِ شڪـار !!
✍️#مژگان_بهتیس
🍃🤍🍃
نه ...!
هرڪَز شب را باور نڪردم
چرا ڪه در فراسوهاے دهلیزش
به امید دریچهاے دلبسته بودم…!!
👤احمد شاملو
🍃🤍🍃
مهتاب
از شانههای شب
پایین میآید؛
از لای پنجره
سُر میخورد
و همدوشِ شمعِ اتاقم
به رقصِ واژهها میپیوندد.
بر برگِ نامهی فردا
زل میزنند
و مست میشوند
از عطرِ مستانهی واژهای
که آرام
بر تنِ ظریفِ کاغذ
میچکد.
مهرِ بوسه میزنم
بر پیراهنِ سفیدِ نامه
#فاطمه_دودانگه_
🍃🤍🍃
دامنکشان همیشد در شرب زرکشیده
صد ماهرو ز رشکش جیب قصب دریده
از تاب آتش می بر گرد عارضش خوی
چون قطرههای شبنم بر برگ گل چکیده
#حافظ
🍃🤍🍃
فرود آمد از جنسِ نورِ ملایم
بر شانههایِ تبزدهٔ ظهر
سایۀ ابر، چترِ رهایی شد
آرامشِ من، دیگر طاقتِ “شاید” نداشت
فرشتگانِ بیقرار
بر پلکهایِ نمناکِ خواب بال میزدند
اما تبسمِ تو از لای سطرهای سپید
نرم و گوارا، پیکرِ اندوه مرا میشکافت
..
✍️ #افسانه_ط