1375
🌱 (کانالمون💕) این تاربرگ، نسخهٔ دوم تاربرگ «تاریخ روایی ایران» است. حوزه فعالیت این صفحه، شامل مطالب عمومیتر تاریخ، تاریخ ایران دوره اسلامی و برخی مسائل اجتماعی و فرهنگی روز خواهد بود. تماس با مدیر: @mehrdad1166
🌱
فرانسویها نمیتوانند تا صد بشمارند
یکی از عجیبترین بخشهای زبان فرانسه، ساختن برخی از اعداد است.
مثلاً عدد ۷۲ در فرانسه مثل فارسی ساده گفته نمیشود و از یک منطق متفاوت پیروی میکند. آنها میگویند ۶۰ و ۱۲.
این را مقایسه کنید با خوانش یکسان «صد و پنجاه و هفت» در پهلوی اشکانی و فارسی.
@midhistor
حرف راست را از روباه و زمانی که دارد اعتراف میکند، بشنوید.
مگر نمیدانید که به استاندار خود فرمود:
و کونوا للمصادیقهم من المومنین صدقوا...
#مسعود_البلاغه
ایرانِ تجزیه نشده
بر اساس جدیدترین دادههای سازمان اوپک، سهم فعلی ایران و سرزمینهای جدا شدهاش، از منابع سوختی به شرح زیر است:
ذخایر نفت خام
· ایران امروز: حدود ۱۲٪ (رتبۀ سوم جهان)
· عراق: حدود ۸.۲٪
. عربستان (احساء): ۱۷٪
· کویت، قطر و امارات: مجموعاً حدود ۱۳.۶٪
· جمع نفت: بیش از ۵۵ درصد از کل ذخایر جهان
ذخایر گاز طبیعی
· ایران امروز: حدود ۱۷٪ (رتبۀ دوم)
· قطر: حدود ۱۲.۵٪
· ترکمنستان و عراق: مجموعاً حدود ۵.۴٪
· جمع گاز: حدود ۳۵ درصد از کل ذخایر گاز جهان
تمرکز منابع سوختی در منطقۀ خلیج فارس و حوضۀ دریای کاسپی، ریشه در فرآیندهای زمینشناسیِ منحصر به فرد چند میلیون ساله دارد. (نیمی از کل ذخایر نفت و گاز جهان)
تحولات تاریخیِ دوران استعمار، با عهدنامههایی چون گلستان و ترکمنچای و آخال با روسیه و همچنین معاهداتی با بریتانیا، منجر به جدایی سرزمینهایی شد که امروزه بخشهایی از عراق، قفقاز، افغانستان، ترکمنستان و کشورهای جنوب خلیج فارس را تشکیل میدهد.
اگر این سرزمینها در قلمرو ایران باقی مانده بود، جمع منابع در اختیار ایران به ۵۰ درصد از کل ذخایر جهان (بدون احتساب مواد معدنی) میرسید.🌱 Читать полностью…
هزینۀ شعار آزادی قدس
پرداخت از جیب ملت ایرانЧитать полностью…
(نه آخوند و آقازادههایش)
خب بله دیگه
متوجه شدید؟
گرانیها ناشی از فشار اقتصادی است!
جواد ظریف:
ایران هیچ سهمی در خزر نداشت!
این ادعا، از منظر تاریخی، جغرافیای سیاسی و راهبردی، روایتی ناقص و گمراهکننده است.
۱. معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ عددی برای سهم کشورها تعیین نکرده است. اما «عدم ذکر عدد»، مساوی با «نبود حق تاریخی» نیست. ایران قرنها در بخش عمدهای از کرانههای خزر (کاسپی) حضور داشته و این پشتوانه، میتوانست مبنای چانهزنی حداکثری (مثلاً ۵۰ درصد) باشد، نه نقطۀ صفر.
۲. مسکو با تفسیر خط ساحلی و استفاده از همان خلاء در متن دو قرارداد، سود برد و با پیشنهاد خط منصّف و انعقاد قراردادهای دوجانبه با قزاقستان و ترکمنستان، عملاً قاعدۀ بازی را به نفع خود تغییر داده و ایران را در موضع انفعالی نشاند. در حالی که تهران راهبرد و چارچوبی ملی برای تحدید حدود و اهرم فشار عملی (مانند قراردادهای اکتشافی موازی) ارائه نداد.
۳. مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی نه تنها سهم ۲۰ درصدی را محقق نکردند، بلکه به ۱۱ درصد و سپس ۷ درصد هم رضایت داده و مهمتر از آن، پروندۀ بستر و زیربستر را نیز به معاهدات دوجانبه موکول کردند که تا امروز حل نشده و روسیه عملاً بهرهبرداری یکجانبه از میادین مشترک را آغاز کرده است.
🌱
🌱
سعید لیلاز:
حکومت پهلوی یه بشکه گوه است که روی آن دو سانت عسل دارد، به لحاظ اقتصادی.
اما دادههای بانک مرکزی و صندوق بینالمللی پول، تصویر متفاوتی ترسیم میکند.
در بازهٔ ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵، اقتصاد ایران بهطور میانگین ۹.۸ درصد در سال رشد کرد که یکی از سریعترین نرخهای رشد در جهان بود.
در همین ۲۰ سال، درآمد سرانهٔ واقعی از حدود ۲,۵۷۷ دلار به ۱۳,۳۳۰ دلار جهش کرد، یعنی ۵.۲ برابر افزایش.
چشمگیرتر آنکه، در همین دوره، جمعیت ایران با ۷۴ درصد رشد، از ۱۹.۳ میلیون به ۳۳.۶ میلیون نفر رسید. بنابراین اقتصاد توانست هم جمعیتِ به سرعت در حال افزایش را تغذیه کند، هم سهم هر ایرانی را چند برابر کرد.
آمارها میگویند رشد بخش غیرنفتی ۱۰.۱ درصد و رشد صنایع و معادن حدود ۱۴ درصد در سال بود. این ارقام نشاندهندهٔ فرآیندی واقعی از صنعتیشدن و توسعهٔ زیرساختهاست، نه صرفاً حباب نفتی.
امروز اما آن درآمد سرانهٔ ۱۳۳۳۰ دلاری به حدود ۳۹۰۰ دلار رسیده است، یعنی کمتر از یکسوم گذشته.
اقتصاد پیش از ۵۷، نه بشکهای گندیده، که پیشرانی پرشتاب بود و ایران را به پیش میراند. اما امروز آن پیشرانه خاموش شده و ما در حسرت ذرهای از قدرت گذشتهاش هستیم.Читать полностью…
🌱
قوم فارس، برساختی استعماری
گفتمان رایج، گاه سهوی و غالب و به شکلی هدفمند، جمعی از مردم ایران را ذیل عنوان «قوم فارس» طبقهبندی میکند.
در اینجا با اتخاذ رویکردی منطقی استدلال میشود که «قوم فارس» در قامت یک گروه تباری-زبانیِ متمایز و در تقابل با دیگر ایرانیان، پدیدهای واقعی و تاریخی نیست، بلکه برساختی متأخر و عمیقاً سیاسی میباشد.
بر خلاف تصور رایج که این برساخت را به ملیگرایی مرکزگرا نسبت میدهد، اما یک پژوهش ساده نشان میدهد که اتفاقاً مروجان و ذینفعان نهایی این تفکر، «بازوهای رسانهای استعمار و تجزیهطلبان» میباشند.
هدف رسانههای تجزیهطلب از خلق تصنعیِ «قوم فارس» در مقابل اقوام به اصطلاح غیرفارس، ایجاد دوگانهای کاذب و قطبیسازیِ جامعۀ ایرانی است تا بتوانند در دلِ آن، طراحی انشقاق و فروپاشی ملی را پیش ببرند.
تحلیل گفتمان و تکیه بر شواهد زبانشناسی تاریخی از زبان کهن خوزی و آذری پهلوی تا گویشهای گیلکی، کردی و بلوچی نشان میدهد که همۀ این زبانها و گویشها به همراه فارسی، شاخههایی از یک تمدن کهن هستند و «فارسی» صرفاً نقش یک زبان ملی و میانجی را ایفا میکند، نه پرچم یک قوم خیالی.
@midhistor
🌱
چرا ایران تجزیه شد؟
از میان چهار تمدن کهن، استعمار غرب صرفاً ایران را قربانی تجزیۀ سرزمینی کرد. هند مستعمره شد، مصر تحتالحمایه ماند و چین تحقیر شد، اما هیچکدام نپاشیدند.
در این میان، ایران نه مستعمره شد و نه یکپارچه ماند، بلکه با قراردادهای گلستان، ترکمنچای، آخال، پاریس، گلداسمیت، جدایی بحرین و...، قطعهقطعه گردید.
در اینجا، به یک کینۀ تاریخی اشاره میشود. فتح آتن توسط خشیارشا، زخمی کهنه در حافظۀ غرب است. اروپای معاصر از قرن هفدهم خود را وارث یونان شناساند، که البته باید دانست یونان در اصل غربیترین نقطه در شرق باستان بوده است.
به هر روی، غرب تجزیۀ سرزمینی ایران را به انتقامی تاریخی و عقدهگشایی برای خود بدل کرد.
علل حساسیت بر ایران
موقعیت راهبردی آن به عنوان شاهراه هند، برخورداری از مرکزیتی تاریخی و هویتی منسجم که فقط با تجزیه مهار میشد، نقش سپر در برابر روسیه، و کشف نفت.
امروزه اقتصاد تکمحصولی، توسعۀ نامتوازن و فقدان انباشت سرمایه در ایران، همگی میراث مستقیم آن دوران شوم است که نشان میدهد چگونه یک تمدن سرآمد جهانی را با تجزیه و غارت به این وضعیت فروکاستند.
@midhistor
پزشکیان، رئیس جمهوری اسلامی:
ما به دنبال «ایران بزرگ» نیستیم!
۱۶ امرداد ۱۴۰۵Читать полностью…
🌱
آیا کاربردِ «میباشد» درست نمیباشد!
این ادعا که «میباشد» غلط است، دیدگاهی تازه است. فعل «میباشد» به لحاظ دستوری غلط نیست، اما کاربرد بیرویۀ آن، خلاف شیوایی کلام تلقی میشود.
· «میباشد» از ریشۀ «باش» (ماندن، قرار گرفتن) است و حالتی دعایی دارد (ریشۀ «بادا»). در مقابل، «است» صرفاً برای بیان یک ویژگی یا نسبت به کار میرود.
· کاربرد «میباشد» در متون رسمی، لحنی دور از زبان روزمره ایجاد میکند. هیچ کس در گفتار روزمره نمیگوید «غذا روی میز میباشد».
· بیشتر از «است» استفاده شود و تنها برای پرهیز از تکرار آن در یک متن، به «میباشد» روی آورند.
استادان ادبیات معتقدند، «میباشد» یک فعل دستوری و کهن است که در آثار بزرگان ادب فارسی یافت میشود. بنابراین ریشهای تاریخی دارد و نمیتوان آن را اشتباه قلمداد کرد.
مولوی: «چرا تازه نمیباشی ز الطافِ ربیعِ دل؟»
سعدی: «روز و شب میباشد آن ساعت که همچون آفتاب...»
اسرارالتوحید: «شیخ گفت ما را اندیشۀ زیارت میباشد».
کوتاه آنکه، هر جایی «است» مفهوم را میرساند، از همان استفاده کنیم، و «میباشد» را برای تنوع در کلام، با خود داشته باشیم.
@midhistor
شماها یادتون نمیاد...
از اوایل انقلاب تا اواسط دهه ۶۰، اینکه گشتهای ثارالله یکی رو سر محل، جلوی مغازش و یا مخصوصا جلوی پمپ بنزینها روی یک نیمکت چوبی بسته باشند و یک ریشو با ادعاهایی چون گرانفروشی و آزار نوامیس و...، با شلاق به جان او افتاده باشد، امری کاملا طبیعی و روزمره بود.
#شرع
🌱
حقوق بانوان از نگاه فروغی
محمدعلی فروغی (ذُکاءالمُلک) در دورۀ قاجار معلم خصوصی احمدشاه، رییس مجلس و وزیر خارجه بود و در دورۀ پهلوی در وزارت مالی و جنگ مشغول بود و سه نوبت به نخستوزیری رسید.
فروغی بر این باور بود که،
«رعایت حقوق بانوان موجب ترقیات مملکت است و ایران را نمیتوان درست کرد، مگر با ورود بانوان به عرصۀ اجتماع. برای همین باید در مدارس، دختران ایرانی نیز حضور داشته باشند تا تعلیم ببینند و آیندۀ ایران را بسازند.»
-فروغی، محمدعلی، سیر حکمت در اروپا
@midhistor
@uttweet
🌱
دشمنی با دشمن فرضی
فرعونها فرمانروایان تمدنی باشکوه و باستانی با دستاوردهایی چشمگیر بودند، نه صرفاً حاکمانی ظالم. اما متون دینی، این مفهوم غنی تاریخی را به یک فرعون فرضی تقلیل داده و به عنوان نماد خودکامگی و ظلم مطلق معرفی میکند.
این تحریف، حقیقت تمدنی مصر را پنهان میکند و فرعون را از نهادی تاریخی به برچسبی صرفاً اخلاقی فرو میکاهد.
همچنین بیشتر اسلامگرایان، برای گریز از پاسخگویی به ضعفها، تاریخ کهن ایران را «۲۵۰۰ سال ستمشاهی» خوانده و پادشاهان آن را یکسره فاسد و ظالم تصویر میکنند. این تحریف هدفمند نیز سه مقصود را دنبال میکند:
-منحرف کردن نگاهها از ناکارآمدی اردوگاه خودی
-مشروعیتزدایی از هویت ملی ایرانی
-فروکاستن تمدنی شکوهمند با کمک برچسبی غیرمنصفانه
ماجرای فرعون نشان میدهد که چگونه یک مفهوم تاریخی، به دستمایهای دینی تقلیل مییابد؛ ماجرای ایران نیز نشان میدهد که چگونه همان ساز و کار تقلیلگرایانه، برای اهداف سیاسی روزمره به کار گرفته میشود.
@midhistor
🌱
ادعای شفاهیمحوری در ایران باستان
مهرداد ایرانمهر
ادعای «فقدان کتابت در فرهنگ ایرانی» یک ادعای غیرعلمی و تقلیلگرایانه است که با شواهد تاریخی در تضاد قرار میگیرد.
۱. دیوانسالاری:
همانطور که پییر بریان اشاره دارد، حضور کاتبان در سپاه خشیارشا (جهت ثبت وقایع) و فعالیت آنها بر روی الواح و پارشمن (چرم/پوست) در تختجمشید، اثباتکنندۀ وجود یک نظام اداری و تاریخنگاری متمرکز در آن دوران است.
۲. فسادپذیری:
استفاده از پوست و چرم (برای ثبت خط کتابی) باعث نابودی بخش عظیمی از اسناد در طول تاریخ شده است. نابودی اسناد به معنای عدم وجود آنها نیست.
۳. ادامۀ سنت مکتوب:
نقل منابع ایران دورۀ اسلامی (ثعالبی و طبری) از اینکه خسرو انوشیروان «اعمال اردشیر را مطالعه میکرد»، نشاندهندۀ وجود سنت مطالعۀ متون تاریخی است که ریشه در نظام اداری ایلام، ماد، هخامنشی و اشکانی دارد.
نادیده گرفتن اسناد دیوانی، ناشی از نگاهی سطحی به اقلیم، تخریبهای تاریخی و تنوع خطوط در ایران است.
ایران کهن دارای دیوانسالاری مکتوب، بایگانیهای منظم و سنت مطالعاتی مستمر بوده و نظام شفاهی تنها بخشی از پیکرۀ فرهنگی آن را تشکیل میداده است.
@midhistor
🌱
شوهر دادنِ عروس خلیج فارس
نقش اصلی ماجرای واگذاری بحرین، بر عهدۀ امیرخسرو افشار قاسملو بود. وی شاه را که از موضوع نگران بود، در دهلی به اعلام این کار ترغیب کرد.
او که در طی دوران مقارن با پاییز ۱۳۵۷ و پس از عباسعلی خلعتبری به مقام وزارت خارجه در دولت شریف امامی رسید، در زمان بحران بحرین، سفیر ایران در بریتانیا بود.
بریتانیا که تهدید به حملۀ نظامی به ایران بابت مسئله بحرین کرده بود، مهرۀ خود یعنی افشار را مامور ترغیب شاه برای ارجاع مسئله به سازمان ملل و انجام همهپرسی کرد. از این موضوع در دربار استقبال شد تا نتیجه به عنوان نظر مردم بحرین تلقی شده و این تصمیم با ظاهری آبرومندانه عملی گردد.
مسئولیت هدایت مذاکرات و فرآیند رسمی واگذاری بحرین را نیز خود امیرخسرو افشار بر عهده داشت. وی از قول شاه نقل کرده بود که بحرین را از نظر اقتصادی «سربار» و از نظر راهبردی بیارزش میداند.
سرانجام به جای همهپرسی، یک نظرسنجی توسط نماینده ایتالیا انجام و استان چهاردهم ایران از کف رفت.
برای آگاهی از چگونگی جدایی بحرین، آثار دکتر احمد اقتداری و دکتر هوشنگ طالع را ببینید.Читать полностью…
🌱
نقد روایتِ انحصار آموزش در دورۀ ساسانی
بر اساس شواهد تاریخی، از جمله بیت
به هر برزن اندر دبستان بُدی... (شاهنامه)
منجیگرایی
در روزگار باستان، هنگامی که مرز دینهای رسمی در هم ریخت، جریانهایی پدید آمد که برای نخستین بار، چهرهای کهن مانند زرتشت را از هویت اصلیاش جدا کرده و او را به مقام «منجی نوع بشر» رسانید.
این جریانهای باطنی (گنوستیکی) فراتر از یک آیین قومی، ادعایی بزرگ داشتند. آنها خود را وارث حقیقتِ یگانه میدانستند و باور داشتند که تمام ادیان دیگر، تنها پارههایی ناقص و تحریف شده از حقیقت را نزد خود دارند.
در طول تاریخ، از این جریان فکری شاخههای بیشماری رویید که میگوید «ما حقیقت مطلق را داریم و دیگران فقط شبحِ آن را».
فرقههایی که هر یک مدعیاند منتظر منجیِ خاص خود هستند و راه نجات، تنها در انحصار آنهاست. ایشان این انحصار را بهانهای برای طرد و تکفیر دیگران و مسلط کردن نگاه خود بر جهان کردهاند.
اینکه امروز و هزاران سال پس از آن دوران کهن، هنوز گروههایی با همان لحن و ادعا سخن میگویند، نشان میدهد که آن روحیۀ انحصارطلب، نه آنکه در گذشتهای دور مدفون باشد؛ بلکه به شکلی نو، همچنان در گوشه و کنار جهان، به نامِ دین و معنویت، به حیات خود ادامه میدهد.
🌱
تنهایی یک انتخاب نیست؛ تنهایی، تنبیه کسانی است که زیاد میفهمند.
آلبر کاموЧитать полностью…
🌱
تحلیل اجتماعی رفتارها
چند لایه عمیقتر از نادانی یا بیاخلاقی
۱. فردگرایی افراطی در پوستهٔ جمعگرایی:
متاسفانه برخی هنوز یاد نگرفتهاند که «آزادی من» دقیقاً جایی تمام میشود که «آزادی دیگری» آغاز میشود. در عوض، هر کس «خانهٔ خود» را قلمرویی مستقل از هر قاعدهٔ جمعی میداند (فرزندم، کف خانهام، عرف مغازهام). این نگاه، روح «همسایگی» را نفی کرده و زیستِ شهری را به مجموعهای از کانونهای منزوی تقلیل میدهد.
۲. فرار از عقلانیت قانونی به دامان عرف و شرطِ قبلی:
وقتی پای منافع شخصی در میان است، سریعترین مسیر، استناد به «عرفِ ساختگی» یا «رضایتِ ضمنیِ پیشین» (ما به شما گفتیم) است. این توجیهات، ابزاری برای خلاصی از گفتگوی منطقی میباشد؛ چون عرفِ واقعی و قانونی، برای مثال نه ابداع سوختنِ دینامِ کولر به عهدۀ مستأجر است را شامل میشود و نه بچههای ما دلشان میخواهد در آپارتمان فوتبال بازی کنند.
۳. ضعف نهادهای میانجی و بیکیفریِ رفتاری:
در نبودِ مراجع محلی (شورای همسایگی، مدیریت ساختمانِ کارآمد)، افراد به این نتیجه رسیدهاند که «قویترین منطق، منطقِ من است». این خلأ، باعث میشود که حتی بدیهیترین اصول (حق سکوت، حق تعیینکنندگیِ هزینهٔ تعمیر) به چانهزنیِ بیپایان بدل شود.
۴. بازتولیدِ چارچوب «تحمیلِ هزینه به دیگری»:
در این طرز فکر، هزینهٔ آرامشِ شما، دغدغهٔ من نیست؛ هزینهٔ کولرِ مستاجر، مسئولیتِ من نیست. این دقیقاً نقطهٔ مقابلِ «همبستگیِ اجتماعی» است، جایی که هر کس هزینهٔ رفتارش را میپذیرد.
راهحلِ کوتاهِ اجتماعیЧитать полностью…
نه با قانون، بلکه با بازتعریفِ «همسایگی» به عنوان یک «پیمانِ نانوشتهٔ احترامِ متقابل». تا وقتی این پیمان، ارزشِ ترازِ اولِ زیستیِ ما نشود، هر کس با یک توجیهِ به ظاهر معقول، حقِ دیگری را زیر پا میگذارد، و جامعه به جنگلِ قوانینِ شخصی تبدیل میشود.
پزشکیان هنوز داره میگه:
ما اومدیم که معیشت مردم رو درست کنیم
دعوا نکنید
وحدت داشته باشیم
۲ ساله کلا همینا رو میگه
الان هم گفته چه اشکالی داره برق نداشته باشیم! من که جوون بودم، پنکه هم نداشتیم.
😐
مقایسۀ قدرت خرید،
ستوان دوم ۱۳۵۶ در برابر کارشناس ۱۴۰۵
· حقوق مبنا در ۱۳۵۶: ۹,۰۰۰ تومان (ستوان دوم).
· حقوق مبنا در ۱۴۰۵: ~۴۰ میلیون تومان (میانگین برای یک کارشناس معمولی).
این مقایسه، تصویری از افت لگامگسیختۀ رفاه است که خود را در قیمت داراییها و کالاها نشان میدهد، در حالی که دستمزدها با چسبندگی روبروست.
· گوشت (کالای مصرفی):
· ۱۳۵۶: ۶۰۰ کیلو
· ۱۴۰۵: ۲۷ کیلو (معادل ۴.۵٪ قدرت خرید آن زمان)
· طلا (دارایی امن):
· ۱۳۵۶: ۳۵۱ گرم
· ۱۴۰۵: ۲.۳ گرم (معادل ۰.۶۵٪ قدرت خرید آن زمان)
.برای خرید همان ۶۰۰ کیلو گوشت سال ۱۳۵۶، ماهانه مبلغ ۹۰۰ میلیون تومان حقوق لازم است.
·برای خرید همان ۳۵۱ گرم طلا، حدود ۶ میلیارد تومان در ماه نیاز است.
.میانگین حقوق برای خرید سبد کالای مشابه، حدود ۱.۵ میلیارد تومان در ماه است.
تورم پدیدهای پولی است. حاصل آن، میل طبقۀ متوسط از سبد مصرفی عادی به سبد بقاست.
یک ستوان دوم ساده در سال ۱۳۵۶ با ۹,۰۰۰ تومان حقوق، زندگی بسیار مرفهی داشت. امروزه یک کارشناس با حقوق متوسط، حدود ۴ درصد ستوان دوم سال ۱۳۵۶ توان خرید دارد.
یعنی زندگی ایرانی در این ۴۸ سال، بیش از ۹۵ درصد کوچک شده است.
🌱
🌱
پیمان دوستی ایران و روسیه (۱۹۲۱)
معاهدۀ مودّت و بحرپیمایی (۱۹۴۰)
بر اساس عهدنامههای گلستان (۱۸۱۳) و ترکمنچای (۱۸۲۸) حق داشتن نیروی دریایی در دریای خزر به طور انحصاری به روسیه تعلق داشت. این وضعیت تا انقلاب بلشویکی روسیه ادامه یافت.
۲۶ فوریه ۱۹۲۱:
این پیمان تمام معاهدات یکطرفهٔ قبلی را ملغی کرد و به ایران و روسیه «حقوق مساوی» برای کشتیرانی آزاد در دریای خزر داد.
۲۵ مارس ۱۹۴۰:
این معاهده در تهران امضاء شد و نسخهٔ تکمیلشدهای از توافق مشابه در سال ۱۹۳۵ بود. صراحتاً توافق شد که تنها کشتیهای متعلق به ایران و شوروی اجازهٔ حضور و تردد در دریای خزر را دارند. همچنین منطقهای به پهنای ۱۰ مایل در امتداد سواحل، به عنوان منطقهٔ انحصاری ماهیگیری برای دو کشور تعیین شد.
در دنباله نیز، تأکید مجدد بر «برابری حقوق» دو کشور در استفاده از دریا و ناوبری گردید.
رجب صفروف مذاکرهکنندۀ روسیه:Читать полностью…
همۀ ما انتظار داشتیم ایران طبق قرادادهای ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰، بر سهم ۵۰ درصدی از کاسپین پافشاری کند. اما نمایندگان جمهوری اسلامی چنین نکردند. برایمان خیلی عجیب و غریب بود، نمایندگان باکو، قزاقستان و ترکمنستان نمیدانستند از خوشحالی چه کنند.
🌱
نگارش استوار فارسی
نوشتار علمی و فاخر فارسی، عرصۀ خودنماییِ شخصیت نویسنده نیست، بلکه صحنۀ درخششِ «اندیشه» است.
برای آنکه متن از گزندِ فرسودگی در امان بماند و بر دل و ذهن مخاطب بنشیند، سه اصل بنیادین را باید پاس داشت:
نخست، کنار نهادنِ «من» و «ما»ی روایتگر، و نشاندنِ «مسئله» به جای فاعل انسانی، تا گزارههای علمی از گمان شخصی به حقیقتی بیطرفانه بدل شوند.
دوم، گزینش آگاهانۀ واژگان، نه سرهگرایی افراطی که زبان را غریبه میسازد و نه وامگیری بیرویه از زبانهای بیگانه؛ بلکه کاربست برابرهای روان فارسی تا آنجا که بر شیوایی جمله آسیب نزند.
سوم، پایبندی به ویرایش فاخر و دقتهای نامرئی؛ جایی که نیمفاصلهها و نشانههای سجاوندی، همچون تراشی ظریف بر پیکر الماس واژگان، درخشش معنا را از گزند فرسودگی نگاه میدارند.
چنان بنویسید که گویی در حال تراشیدن یک الماس هستید. هر «من» و «ما»ی نابجا، هر واژه بیگانۀ تنبلکننده و هر نیمفاصلۀ از قلم افتاده، تراشی است که از درخشش اثر میکاهد.
هدف، نوشتن متنی است که خواننده، نه شیفتۀ لفاظی شما، که مقهور دانش و صلابت سخن شما گردد.
@midhistor
مدیریت هوشمند واژگان
فشار در سرهنویسی فارسی، باید بر واژگان نوآمدۀ فرنگی باشد، نه کلمات کهنهتر عربی. زیرا دیگر واژۀ جدید عربی از آن رود خشکیده وارد نمیشود و این جنگ فرسایشی، بینتیجه است. بر خلاف مبارزه با هجوم روزانۀ فرنگیها که اینک نبرد با آن امری حیاتی برای بقای هویت زبانی میباشد.
۱. از واژگانی با ریشۀ کهن که هنوز زندهاند (پژوهش به جای تحقیق) بهره ببریم.
۲. با بنهای سادۀ فارسی (پرونده به جای دوسیه) و واژگان فهمپذیر برای غیرمتخصص (خودرو به جای اتومبیل) واژهسازی کنیم.
۳. واژگان معرب و عربی مثل کتاب، قلم و وقت...، جزو زبان فارسی شدهاند. تغییر اجباری آنها پرهزینه است.
۴. برای واژگان لاتین که هنوز تثبیت نشده (پروتکل یا استراتژی)، جایگزینی فوری و روان (تارنما برای وبسایت) زبان را غنی میکند.
. پرهیز از واژهسازی خودسرانه و توجه به آهنگ کلمات.
· هر جا معادل فارسی روان و کوتاه هست، استفاده کنیم (پایاننامه).
· هر جا معادلی جا نیفتاده است، فعلا واژۀ لاتین آن را با پانوشت فارسی به کار بریم و از ظرفیت واژهسازی فارسی (رایانه و پرتونگاری) غافل نشویم.
· به واژگان عربی موجود در متون کهن فارسی، دست نزنیم.
🌱
🌱
کاربرد «ۀ» و پرهیز از نگارش «هی»
نگارش کسرهٔ اضافه در زبان فارسی به شکل «هٔ»، برترین گزینه و مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی است.
زیبایی و رسمیت:
یکپارچگی خط را حفظ میکند و در متون چاپی و کتابهای نفیس، ظریفترین و خوشنویسترین گزینه است. چشم اصلاً وجود علامت را حس نمیکند.
اقتصاد در حروفچینی:
با فقط ۲ کلید (Shift + ل) نوشته میشود که سریعتر از «هی» با ۵ کلید (Ctrl + Shift + 2) و با خطر خطای کمتر است.
یکنواختی فنی:
یک نگارۀ مستقل در یونیکد (U+06C0) است که جستجو و ویرایش خودکار آن آسانتر است.
نکتهٔ کلیدی:
این علامت، همزه نیست؛ بلکه کوتاه شدهٔ حرف «ی» است و فرهنگستان صراحتاً آن را به عنوان شکل رسمی تأیید کرده است.
از سویی، شکل نگارش «هی» خشنتر است و در چاپ کتابهای نفیس، یکنواختی بصری را به هم میزند.
بدتر از همه، نگارش این یاء بدون نیمفاصله است (ه ی)، که تعداد زیادی «ی» را سرگردان میان کلمات رها میکند.
حذف کامل علامت («خانه من» به جای «خانۀ من»)، برای پیامهای غیررسمی، کاربرد در گپ، پیام کوتاه و فضای مجازی که سرعت اصل است، مرسوم است. اما به هیچ وجه برای متون رسمی، علمی و ادبی توصیه نمیشود.
نکتهٔ کاربردی
اگر یک نویسنده، ویراستار یا ناشر حرفهای هستید، «هٔ» را به عنوان گزینهٔ اول و برتر انتخاب کنید؛ هم از نظر زیبایی و رسمیت، هم از نظر سرعت نگارش و هم از نظر تطابق با شیوهنامۀ فرهنگستان، بهترین است.
@midhistor
🌱
ستایشی بر نظم هخامنشی
پاپیروس ۴۱۱ پ.م، روایتی ستودنی از کارآمدی شگفتانگیز یک فرمانروایی است. آنچه میبینیم، نه یک دستور ساده، که شبکهای ظریف از پاسخگویی میباشد:
از ناوسالار پارسی تا رئیس درودگران مصری، از حسابداران خزانه تا کارگران کارگاه، همگی در زنجیرهای شفاف به هم متصلاند. هر میخ مفرغی (۴۲۵ عدد!) و هر تخته کاج مستعمل، ثبت و تفتیش میشود. حتی ارسنیک و گوگرد، با واحدهای وزن پارسی، دقیقاً محاسبه میگردد.
این دقت وسواسگونه برای هزینۀ کمتر از ۳۵ کیلو نقره، نشان از فرهنگ حسابرسی دارد که در آن، هیچ چیز (حتی یک میخ کهنه) بیحساب نیست. نظمی که اعتماد به ساختار را، فراتر از ملیتها (پارسی و مصری)، ممکن میسازد.
شگفتآورتر اینکه، این نظم در دورترین نقطۀ شاهنشاهی (جنوب مصر) و برای تعمیر یک کشتی اجارهای، با همان دقت اجرا میشود که در تختگاه فرمانروایی یعنی دهیوی پارس انجام میشده است. هخامنشیان، به راستی، سرآمدان دفاتر و حسابرسی و حسابها بودهاند.
@midhistor
🌱
واژههایی در فارسی هست که اصالت عربی دارد، اما در عربی امروز به آن معنا به کار نمیرود.
۱. تصادف
در فارسی: به معنای برخورد دو وسیلۀ نقلیه یا حادثۀ رانندگی است.
در عربی: «تَصَادُف» صرفاً به معنای «اتفاقی ملاقات کردن» یا «تصادفی بودن» یک رویداد است و هرگز برای سانحه رانندگی به کار نمیرود. برای آن میگویند: «حَادِث سَیْر» (حادثه رانندگی) یا «صِدَام» (برخورد).
۲. مغازه
در فارسی: دکان، فروشگاه.
در عربی: به معنای «میدان جنگ» یا «محل غزوه» است. آنها برای فروشگاه از «مَحَلّ» یا «دُکّان» استفاده میکنند.
۳. لوازم التحریر
· در فارسی: نوشتافزار، وسایل مدرسه.
· در عربی: مفهومی ندارد. «تحریر» در عربی معاصر بیشتر به معنای «آزادسازی» است. عربها به نوشتافزار «قِرْطَاسِیَّة» میگویند.
۴· طیّاره
در فارسی: یعنی هواپیما.
در عربی: یعنی «خلبان» یا «آن که پرواز میکند». عربها به هواپیما «طَائِرَة» میگویند.
۵· نمره
در فارسی: عدد، نمرۀ امتحان.
در عربی: «نُمْرَة» یعنی شمارۀ تماس، یا عدد، اما برای نمرۀ امتحانی از «عَلَامَة» یا «دَرَجَة» استفاده میکنند.
@midhistor