1004
ادبیات و موسیقی یاری ام می کنند تا زندگی کنم. دنياى ادبيات و موسیقی، زيباترين قسمت زندگيه و وقتى واردش بشى، لذتى مى برى كه هرگز نمى تونى تركش کنی 🌹 لینک ابتدای کانال: 6 Dec 2016 https://t.me/literatur0/2 @literatur0 ══🍃🌸🍃🌸🍃═
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
#ارسالی
من به دنیا که اومدم بابام یه درخت خرمالو کاشت، این درخت نماد رابطه من و بابا بود و وقتی فوت کرد، درخت پر بار ما تا ۲ سال میوه نمیداد تا من باهاش رفیق شدم و بهش میرسیدم تو ۱۵ سالگیم که دوباره پروار شد. بعد از فروختن خونه پدری، متاسفانه اون پیمانکار بساز بفروش درخت رو کند و انداخت دور و تا سالها بعد من خوابشو میدیدم!
اون درخت من و بابام بود! عزیز بود، وجودش و حضورش معنی داشت...
جدای از میوه که دوستش دارید یا نه، بدونید که درختا پیوند عمیقی ایجاد میکنن…
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
#راز_دل
#طاهر_قریشی
[ای بی وفا راز دل بشنو از خموشی من
این سکوت مرا ناشنیده مگیر
ای آشنا چشم دل بگشا حال من بنگر
سوز و ساز دلم را ندیده مگیر]
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
عزیز من، از امیدوار شدن میترسم!
حقیقت این است که از امیدواریهایم بیش از ناامیدیها رنج کشیدم...
• امیر عبدالهی
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
چیزی که خیلی از ماهایی که در کودکی اضطراب رو تجربه کردهایم، متوجهش نیستیم، اینه که:
چون ساکت بودیم، دردسر درست نمیکردیم، جلب توجه نمیکردیم و احساساتمون رو بروز نمیدادیم، اطرافیانمون ما رو «بسیار پختهتر از سنمون» میدونستن.
ما هم بهمرور باور میکردیم که این ویژگی، نقطهقوت ماست؛ اما خیلی وقتها، این اصلاً پختگی نبوده، بلکه شیوهای برای بقا بوده که اضطراب در ما ایجاد کرده!
احساساتمون رو سرکوب میکردیم، خودمون رو ابراز نمیکردیم و از اشتباه کردن میترسیدیم.
سالها بعد، ممکنه متوجه بشیم که در بعضی زمینههای اجتماعی و عاطفی، رشدمون از همسنوسالهامون عقبتره، چون پخته به نظر رسیدن با رشد عاطفی سالم، یکی نیست.
گاهی کودکانی که بهخاطر «بیش از حد سربهراه بودن» تحسین میشن، در واقع فقط کودکانی هستن که بیش از حد اضطراب دارن.
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
هیچ جای دنیا نمی تونید چنین معماری فاخری ببینید:
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
اشارات نظر
شعر #هوشنگ_ابتهاج (سایه)
آواز: #محمدرضا_شجریان
سهتار: #احمد_عبادی
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامهرسان من و توست
گوش کن با لب خاموش سخن میگویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همهجا زمزمۀ عشق نهان من و توست
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
وضوح و جزییات خیره کننده در ایننقاشی را ببینید!
+ تابلوی نقاشی #تالار_آینه
اثر: #کمال_الملک
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
بعضی از آدمها با وجود اینکه با مشکلات جدی روانی دستوپنجه نرم میکنن، مجبورن هر روز صبح از خواب بیدار بشن و برن سر کار.
ممکنه توی اسنپ، کافه، رستوران، فروشگاه، بانک یا یه اداره کار کنن. رانندهای که بخاطر کمحوصلگی تحقیرش میکنی، پیشخدمتی که سرش داد میزنی، کارمندی که باهاش تند برخورد میکنی یا حتی همکارت، ممکنه درگیر سختیهایی باشن که تو حتی از وجودشون خبر نداری و تازه، با وجود تمام این مشکلات، همچنان دارن به کارشون ادامه میدن.
رنج روانی همیشه از بیرون قابل مشاهده نیست و عملکرد روزمره هم لزوماً نشوندهندهی سلامت روان نیست.
پس بیاین با آدمها کمی مهربونتر و باملاحظهتر باشیم، چون ما نمیدونیم هر کسی تو زندگیش داره با چه چیزهایی دستوپنجه نرم میکنه.
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
سه گروه را هرگز فراموش نكن :
آنها كه در شرایط دشوار كمكت كردند،
آنها كه در شرایط دشوار رهایت كردند،
آنها كه در شرایط دشوار قرارت دادند...
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
چرا نباید به جای واژه «دروود »از واژه« سلام» استفاده کنیم؟ استاد فریدون جنیدی به خوبی به این پرسش پاسخ داده اند
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
#موسیقی_بیکلام
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
#ارسالی
آخرین باری که پدربزرگم اومد یه هفته خونمون موند، من یه نوجوان تازه به بلوغ رسیده و یکم قُد بودم، ولی به کسی بی احترامی نمی کردم.
ی بار به ترکی بهم گفت بهزاد پاشو باهم بریم بیرون یه دور بزنیم.
گفتم من یه کم کار دارم نمی تونم بیام
بنده خدا یه کوچولو ناراحت شد، ولی دیگه چیزی نگفت آخر هفته هم رفت شهرستان خونش و دو روز بعد باخبر شدیم از دنیا رفته...
می خوام بگم ما آدما هیچ وقت نمی دونیم کی آخرین باره، پس سعی کنیم همیشه آخرین تصویری که از خودمون به جا می زاریم تصویر خوبی باشه.
الان من ۱۴ ساله حسرت اون لحظه رو می خورم! کاش زمان برمی گشت دستشو می گرفتم می رفتیم بیرون...
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
سلام بر آنها که عجیب و غریب شدند،
مضحکه ی این و آن شدند،
منزوی و تنها شدند،
خسته و بیرمق شدند،
مضطرب و ناآرام شدند،
گرفتار و دلشکسته شدند؛
ولی بیرحم نشدند..!
امیرعلی بنی اسدی
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
بسیاری از واژگان پارسی که پس از فردوسی دیگر هرگز به کار نرفتن و مُرده به شمار میرفتن، در دوران معاصر به کمک شاهنامه زنده شدن و به زبان پارسی برگشتن.
نمونههاش:
آرامگاه، آزمایش، آموزش، آیین، پژوهش، بدرود، پزشک، گزارش، نیرو، ویژه، دستگاه و ...
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
عاشقانهترین اتفاق پاییز، درخت خرمالوعه...🤗
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
کار کردن در ایران دیگه توجیه نداره و بی معنی شده
عباس کاظمی، جامعهشناس و دانشیار مؤسسه مطالعات فرهنگی اجتماعی
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
دونوازی #تار و #پیانو
#دکلمه: محمد صالح علا
تار: پیمان خازنی
پیانو: فرشاد حسامی
شعر: حافظ
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
چیز زیادی از تو نمیخواهند؛ فقط میخواهند از هر آنچه عاشقش هستی متنفر باشی و به هر آنچه که از آن متنفری عشق بورزی..!
- بوریس پاسترناک
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
#ارسالی
یه مکانیکی اشنا دارم تو کرج، دوتا برادرن، چند سال پیش یه مدت مغازه رو کردن بنگاه، یه سال بعدش دوباره مکانیکی.
بهش گفتم آقا مهدی چی شد؟
گفت: یه پیرزنی بود یه خونه ۷۰ متری داشت با پسر و عروسش زندگی میکرد، براش گشتیم یه ۱۰۰ متری قدیمی تر پیدا کردیم که جاشون بزرگ شه، خونه خودش هم مشتری داشت، قرار شد بره قولنامه کنه پول بگیره فردا بیاد اینو قولنامه کنیم. فردا اومد بنگاه، هرچی به یارو زنگ زدیم جواب نداد، تا عصر بالاخره جواب داد، ۲۰ درصد گذاشت رو قیمت، نگو یه بنگاه دیگه رای شو زده بود که نفروش بیا برات ۲۰ درصد بالاتر میفروشم.
پیرزن بیچاره مجبور شد چندین میلیون ضرر و زیان بده قولنامه خونه خودشو کنسل کنه. میگفت بیچاره خون گریه میکرد و نفرین میکرد. به داداشم گفتم این کار ما نیست، همین که نونمون از تو روغن سوخته و گریس در بیاد راحت تریم...
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
Speak Softly Love
قطعهی بسیار زیبا و روح نواز
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
چه کسی به ما یاد داده است در مسافرت های شبانه، از کنار روستاهای کنار جاده که میگذریم، با دیدن تک چراغی روشن، اغلب غمگین شویم؟!
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
#خانه_بر_دوش
مهدی تفکری
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
آن یار نکوی من، بگرفت گلوی من
گفتا که چه می خواهی؟ گفتم که همین خواهم!
#حضرت_مولانا
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
بازگشت فقط رسیدن به خانه نیست!
آدم پس از سالها دوری، به همان در و همان اتاق برمیگردد، اما دیگر همان کسی نیست که رفته بود!!
خانه میتواند ثابت بماند؛ مسافر نه..!
- هومر
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
تمام مردم جهان داشتند زندگی می کردند، و ما فقط داشتیم زنده می ماندیم..!
👤 عباس معروفی
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
به تو فکر می کنم؛
به حرف های تو، به چشمان تو،
به خنده های تو، به مسخرگی های تو،
به گردش هایی که با تو رفته ام، به لحظاتی که با تو گذرانده ام،
به شب ها به صبح ها به نصف شب ها به بوسه ها به اشک ها به دعواها به قهر ها به آشتی ها به خانهمان...
• از نامه های فروغ فرخزاد به پرویز شاپور
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
-مرا میشناسی تو ای عشق،
من از آشنایان احساس آبم!
#پادکست
#خسروشکیبایی
@literatur0
══🍃🍁🍃🍁🍃═
یه روزایی فقط از خودم مچکرم
که زنده موندم...🤍