280
[با چشم های خیس خندیدن] باید یاد بگیری که محکم باشی مثلِ یه لبخندِ پُرِ از بُغض..
نه میشود نشست، نه خوابید، نه کار کرد.
هیچ. هیچ...
باید عرق ریخت، سر درد داشت و شب هم نمیشود خوابید چون ماه رمضان امسال مثل سالهای دیگر نیست!
عسل و خربزه با هم ساختند که ما را از میان ببرند.
«صادق هدایت»
میخواستی همه چیز را فردا بسازی، اما نمیدانستی در خاورمیانه کسی برای فرداهایش نمیتواند با قاطعیت تصمیمی بگیرد.
Читать полностью…
نشد به وقت رفتنت مرا هم از نبودنت خبر کنی
#Music
مرگ خیلی ترسناکه
یعنی اون ادم قهر نکرده
کات نکرده
مهاجرت نکرده خونش یه شهر دیگه نیست
لانگ دیستنس نیست
دیگه وجود نداره اون مرده و هرکاری هر آرزویی هم کنی برنمیگرده..
تقدیم به
روح هایی که انتخاب کردن
به بهای بیداری روح جمعی ایران جونشون فدا کنند. 🇮🇷♥️
چهلم جوانانیست
که زودتر از رویاهایشان خاموش شدن
یادشان همیشه در دلهایمان زنده خواهد ماند
و قلب هایمان با یادشان پر از غم است🙂🖤
میگن مرگ حقه، ولی مرگ هیچکدومشون حق نبود، ظلم بود.
Читать полностью…
صحبت از پژمردن یک برگ نیست؛
وای! جنگل را بیابان میکنند!
دست خونآلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند!
هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند...
#فریدون_مشیری
به ياد آنان كه جسارت بيشترى از ما داشتند، حرف مارا بلندتر فرياد زدند و امروز در كنار ما نيستند🖤
Читать полностью…
سندروم Survivor's Guilt:
حالت روانیای که فرد پس از زنده موندن از یه فاجعه یا تجربه مرگبار با وجود بی تقصیر بودن، دچار احساس گناه از زنده موندن میشه، به ویژه وقتی دیگران آسیب دیده یا جان باختن.
بدنم غمی رو احساس میکنه که ذهنم قادر به بیانش نیست
Читать полностью…
میری با آدمای جدید آشنا شی بعدش میای خونه واسه اینکه چرا با اون نشد و نتونستی گریه میکنی...
Читать полностью…
پشت گاز وایسادی پیازا سرخ شه یهو همه چی دوباره یادت میاد.
Читать полностью…
مغز من نمیتونه بفهمه همه این اتفاقات تقصیر من نیست و روزی هزار باید باهاش صحبت کنم قانعش کنم که تو تمام تلاشت رو کردی بس کن سرزنش کردن خودت رو.
Читать полностью…
لیوان مارو زدن شکوندن شما از نیمه ی پرش حرف میزنی؟!
Читать полностью…
زنده ام و غمگین،
کاش هیچکدام نبودم...
ونگوک در آخرین نامه اش نوشته بود:
غم برای همیشه باقی خواهد ماند...
بچه که بودم مامانم گفت تو قبرستون پا رو قبر کسی نذار به نشانه احترام شخصی که اونجا خوابیده، این عادت برای من موند، حالا تو این خیابونا چجوری قدم بزنیم؟💔
Читать полностью…
با تمام وجود و احساسم برای عزیزان از دست رفتمون گریه کردم😔🥺
خدا به بازماندگان صبر بده
یه بشقاب از سر میز کم کردید
یه چراغ رو توی هر خونه خاموش کردید
یه جفت کفش سفید رو قرمز پس دادید
یه گوشی پر از خاطره رو برای همیشه خاموش کردید
یه نونآور، کارآفرین کم کردید
یه آدم رو توی ولنتاین تنها کردید
یه خواهر رو بیبرادر کردید
یه برادر رو بیخواهر کردید
یه بابا رو بیبچه کردید
یه مادر رو بیپناه کردید
یه سلام صبح بخیر از هر خانواده ای کم کردید
یه موی بافته شده قیچی کردید
یه دنیا آرزو رو خاک کردید.
امروز چهلمین روزه.
اینجا گلها دیگر شکوفه نمی دهند
اینجا پرنده ها دیگر اوج نمیگیرند
و پرواز نمی کنند...
اینجا ستارهها دیگر نمیدرخشند
روزها نمیگذرند،
اینجا دیگر روزها نمیگذرند...
خیلی از مفاهیم ارزششون رو برای همیشه از دست دادن...
روزهایی را گذراندیم که اگر کتاب شود آدمهای بسیاری را به گریه می اندازد💔
هیچ نخی ازم به زندگی وصل نیست. با بحرانِ بعدی میتونم بزنم زیر تمامِ میزهای جهان و جلوی بازشدن هیچ گرهای رو نگیرم. گرههایی که تا قبل از این با دندون نگهشون داشته بودم.
Читать полностью…
من دوستت نداشتم؟؟؟؟
من میشِستم چند ساعت درباره اختلالات روانی تو
پادکست گوش میدادم و مقاله میخوندم…
مامان ببخشید اینقد بد اخلاقم واقعا هیچی خوب پیش نمیره واقعا هیچی درست نیست
واقعا سخته مامان
یه جوری هیچکس به دلم نمیشینه ک انگار تو هنوز دوسم داری:)
Читать полностью…