klidar | Неотсортированное

Telegram-канал klidar - کلیدر

1702

کتاب و کتابخوانی admin: t.me/klidarbook instagram.com/instaklidar website: www.klidar.ir

Подписаться на канал

کلیدر

نورا در #کتابخانه_نیمه‌شب، فهرستی از حسرت‌هاشو ردیف می‌کنه. بیاین بعضیاشو با هم بخونیم شاید با ما هم مشترک باشه:

پشیمونم که ورزش نکردم،
پشیمونم که تلاش بیشتری برای نجات محیط زیست نکردم،
پشیمونم که نرفتم استرالیا،
پشیمونم که وقتی جوون‌تر بودم بیشتر خوش نگذروندم،
پشیمونم که توی دانشگاه به جای فلسفه، زمین‌شناسی خوندم،
پشیمونم که یاد نگرفتم چطور آدم شادتری باشم،
پشیمونم که این‌قدر احساس گناهکاری کردم،
پشیمونم که ازدواج نکردم،
پشیمونم که کارشناسی ارشد نخوندم،
پشیمونم که به لندن اسباب‌کشی کردم،
پشیمونم که نوشتن رمانی رو که توی دانشگاه شروع کردم به پایان نرسوندم،
پشیمونم که وارد شغلی بدون آینده شدم،
پشیمونم که خواهر بهتری نبودم،
پشیمونم که بعد از دانشگاه، یک سال رو صرف تفریح نکردم،
پشیمونم که اون‌قدر با بابا بحث و دعوا کردم،
پشیمونم که قبل از مرگ‌ پدرم بهش نگفتم دوستش دارم،
پشیمونم که سرمایه مالی‌م رو درست مدیریت نکردم،
پشیمونم که توی روستا زندگی نکردم...
ص۵۲

Читать полностью…

کلیدر

#کتاب_ماه_دی #کلبه‌کتاب‌کلیدر
📗 #آقادار
✅ انتخاب: #مصطفی_بیان
instagram.com/mostafa_bayan_63

🔹 داستانِ «آقادار»، داستانِ دِهی است دور افتاده به اندازه‌ی یک کفِ دست. در این دِه امامزاده‌ای وجود دارد و پیرمردی اهلِ خدا و پیغمبر؛ که نماز و احکامش همیشه پابرجاست. او را مُلاسلیمان صدا می‌کنند. نه آن سلیمان نبی که خَدم و حشم و یا قالی و قصر داشت؛ سلیمانِ قصه‌ی آقادار فقط، زنی زیبا و جوان به نام جواهر داشت.

🔸 گویا مُلا، یک روز از خواب بیدار می‌شود و می‌بیند که جواهر در خانه نیست. هیچ‌کس نمی‌داند جواهر کجاست؟ حرف و حدیث پشت سرِ جواهر درمی‌آورند. شایعات عجیب و غریب. یکی می‌گفت بچه‌ی شهر بود، عادت نکرد به زندگی در دِه، فرار کرد. یکی دیگر می‌گفت مُلا از خانه بیرونش کرده بود. و برخی می‌گفتند مُلا بهش شک کرده بود و آخر کُشتش. خدا می‌داند کدام حرف درست است. اما همه‌ی اهالی دِه می‌دانند که جواهر و مُلا، عاشق همدیگر بودند.

🔹 این دختر زیبا و با اصالت و بزرگ شده‌ی شهر، یک دل نه صددل عاشق مردی خیلی بزرگ‌تر از خودش شد. به بهانه دیدنِ مُلا، درخواست کرد قرآن بیاموزد. مُلا پذیرفت. اما جواهر نمی‌خواست قرآن بیاموزد. او عاشقِ مرد باخدا شده بود.

🔸 جواهر، زلیخای قصه‌ی یوسفِ نبی نبود. او از شهر آمده بود و نزد عمویش، شاپورخان، بزرگِ دِه زندگی می‌کرد. شاپورخان، آدمِ افتاده و با خدایی بود و به سلیمان ارادت خاصی داشت. بالاخره جواهرِ نوجوان با سلیمانِ چهل‌وهفت ساله ازدواج می‌کند.

🔹 سلیمان به دلیل اختلاف سن زیاد، بلد نبود چگونه با همسرِ نوجوانش برخورد کند. طوری برخورد می‌کرد که جواهر تصور می‌کرد در کلاسِ درس سلیمان است و او درس احکام و اصول‌دین می‌دهد. جواهر از جملات همسرش سر در نمی‌آورد. به رفتار سلیمان معترض بود و سلیمان از پاسخ دادن به سوالات جواهر طفره می‌رفت.

🔸 حالا چرا عنوانِ رمان «آقادار» است؟ #دار به زبان محلی یعنی درخت. این درخت ازبین‌برنده گناهان است. به آن دخیل می‌بندند و نذر می‌کنند. بعضی‌ها قفل و زنجیر و بعضی‌ها میخ و بعضی‌ها روبانی سبز از شاخه‌اش آویزان می‌کنند. نزدیکی این درخت به امامزاده باعث تقدسش شده بود. خیلی‌ها از این درخت حاجت گرفته بودند. گویا با مرور زمان، امامزاده در نزد اهالی دِه فراموش شده و برعکس درخت مایه برکت روستا شده بود!
اما انگشت‌شماری مانند استوار محسنی به آقادار اعتقاد نداشتند. می‌گفتند: بت پرستی است! به همین دلیل مردم دِه از افرادی مانند استوار محسنی بیزار می‌شدند و از او دوری می‌جُستند. می‌گفتند: «دیدنِ استوار کفاره دارد. روزِ آدم را خراب می کند.»

🔹 داستانِ «آقادار» داستان #جهل و #خرافه‌_پرستی است. خیلی‌ها از حضرت درخت حاجت می‌گرفتند و خیلی‌ها هم نه. اما این از احترام آقادار در میان مردمِ دِه کم نمی‌کرد.

🔹 «آقادار» دومین کتابی است که از #مریم_سمیع‌زادگان می‌خوانم. تابستان امسال، چاپ دوم این کتاب توسط #کتابسرای_تندیس منتشر شد. کتاب ۱۹۹ صفحه است. شاید نیمه اول رمان برای خواننده کسل کننده باشد اما توصیه می‌کنم رمان را رها نکنید. داستان از زمانی شروع می‌شود که داستانِ گُم شدنِ جواهر برای خواننده معما می‌شود. از گفت‌وگوهای اهالی دِه متوجه می‌شوید که رازی در قصه‌ی زندگی مُلاسلیمان نهفته است و این باعث می‌شود داستان را نیمه رها نکنید. پایان داستان، آنگونه‌ای که تصور می‌کنید؛ رُخ نمی‌دهد. نویسنده، خواننده را غافلگیر می‌کند. رازی که می‌تواند به مضمون داستان کمک کند.

🔸آقادار، #مریم_سمیع‌زادگان، #نشر_تندیس

www.klidar.ir
t.me/klidarnews
instagram.com/instaklidar
ا📗📙📘
یک معرفی از بهترین کتابی که در این ماه خوانده‌اید برای ما بفرستید و در قرعه‎کشی ماهانه کلیدر شرکت کنید.
🔻ارسال مطلب:
دایرکت اینستاگرام: instaklidar
تلگرام: t.me/klidarbook
واتساپ: 09157070380

Читать полностью…

کلیدر

https://instagram.com/bahman_banihashemi

Читать полностью…

کلیدر

⁉️سطرهای آغازین چند تا کتاب رو انتخاب کردیم. حدس می‌زنین مربوط به کدوم کتابه؟!
اگه می‌خواین جواب بدین و جوابای درست رو بدونین سری به استوری‌های صفحه اینستاگرام ما بزنین👇👇👇

https://instagram.com/instaklidar

Читать полностью…

کلیدر

📙رنگ خاموشی
#نشاط_داودی
391صفحه، رقعی، شومیز
چاپ چهارم 1400
قیمت: 84000تومان

📘بازگشت
#نشاط_داودی
510صفحه، رقعی شومیز
قیمت: 105000تومان

📒بهار زرد
#نشاط_داودی
387صفحه، رقعی شومیز
قیمت: 85000تومان

✳️ هر سه کتاب بازنویسی شده و ویرایش جدید هستند.

www.klidar.ir
t.me/klidarNews
instagram.com/instaklidar

Читать полностью…

کلیدر

#کتاب_ماه_مهر #کلبه‌کتاب‌کلیدر
📘 #جزء_از_کل
✅ انتخاب: #مهناز_کمالیان

یک رمان بی نظیر؛ اگه مثل من از اون آدم‌هایی هستید که زیر جملات و پاراگراف‌های قشنگ کتابی که می‌خونید، خط می‌کشید، از همون ابتدا مدادتون رو بردارید و تا پایان کتاب دست تون باشه.

این کتاب یکی از موفق‌ترین آثار ادبیات استرالیا است که در مدت‌زمان کمی توانست به‌عنوان یکی از پرفروش‌ترین آثار نیویورک‌تایمز و آمازون شناخته شود. این کتاب روایت دو نسل از خانواده‌ی «دین» است که با کارهای عجیب‌وغریب و گاها جنایی و ترسناک در میان مردم کشور استرالیا شناخته شده‌اند. «مارتین دین»، «تری دین» و «جسپر دین» سه ضلع مثلث این کتاب محبوب و تأثیرگذار هستند که از زمان جنگ جهانی دوم تا اوایل قرن بیست و یکم در استرالیا، پاریس و تایلند زندگی می‌کنند.

✍️ چند پاراگراف معرکه از کتاب

🚴‍♂️ هیچ‌وقت نمی‌شنوید ورزشکاری در حادثه‌ای فجیع حس بویایی‌اش را از دست بدهد. اگر کائنات تصمیم بگیرد درسی دردناک به ما بدهد که البته این درس هم به هیچ درد زندگی آینده‌مان نخورد، مثل روز روشن است که ورزشکار باید پایش را از دست بدهد، فیلسوف عقلش، نقاش چشمش، آهنگساز گوشش و آشپز زبانش. درسِ من؟ من آزادی‌ام را از دست دادم.

📝 وقتی این همه تلاش می کنی یک نفر را فراموش کنی، خود این تلاش تبدیل به یک خاطره می شود. بعد باید فراموش کردن را فراموش کنی و خود این هم در خاطر می‌ماند.

😥 شروع کردم به فکر کردن در مورد اشک. چرا تکامل کاری با بدن انسان کرده که نتواند غمش را پنهان کند؟ آیا برای بقای گونه ما حیاتی بوده نتوانیم مالیخولیای مان را پنهان کنیم؟ چرا؟ فایده تکاملی گریستن چیست؟ برانگیختن همدلی؟...

🔹جزء از کل، #استیو_تولتز، #پیمان_خاکسار، #نشر_چشمه

www.klidar.ir
t.me/klidarNews
instagram.com/instaklidar
ا📗📙📘ا
یک معرفی از بهترین کتابی که در این ماه خوانده‌اید برای ما بفرستید و در قرعه‎کشی ماهانه کلیدر شرکت کنید.
🔻ارسال مطلب:
دایرکت اینستاگرام: instaklidar
تلگرام: t.me/klidarbook
واتساپ: 09157070380

Читать полностью…

کلیدر

#آزادی #اکتاویو_پاز

Читать полностью…

کلیدر

🔴 آن­جا هزار ققنوس آتش گرفته است
 
✍ سعید رضادوست

«خواستِ سرکوب شده­‌ی مردم» پس از چندی بدل می­‌شود به «رؤیای جمعی» و دیرگاهی که از این امر بگذرد، افراد در پیِ پیکربندیِ رؤیای خویش برمی­‌آیند و خواستار آن می­‌شوند تا رؤیای جمعی­‌شان را تجسم بخشند. ایشان روح زمانه را در کالبد یک فرد می­‌دمند و آن فرد بدل می­‌شود به استعاره­‌ی استعاره­‌ها. آن فرد می­‌شود نمودِ تمامِ آنچه باید باشد و اما در میانه نیست. به همین سبب است که مردم با لبخند او می­‌خندند و با گریستنش می­‌گریند. او می­‌شود «آیینه­‌ای برای صداها».

ایران و افغانستان همچون ظروفی مرتبطه به یکدیگر متصل­‌اند. اگر یکی تب کند، آن دیگری نیز نبضش نامنظم خواهد زد. همسایگیِ کهنِ جغرافیایی از یک­سو و همشانگیِ دیرینه­‌ی فرهنگی از دیگرسو موجب شده تا رشته­‌ی این ارتباط استوار و پایدار بماند. قاعده­‌ای در فیزیک می­‌گوید که: «آب در ظروفِ مرتبطه در یک سطح قرار می­‌گیرد.» بدین­‌ترتیب آبِ مسائل ایران و افغانستان نیز در یک سطح قرار گرفته است. ما از سردیِ آن­جا زردرو می­‌شویم و ایشان نیز از زردروییِ ما رنجور؛ «ما چون دو دریچه رو به رویِ هم».

پنجشیر و پیشوایِ جوانش؛ احمدمسعود امروز برای ما بدل شده­‌اند به استعاره­‌ی استعاره­‌ها. در روزگاری که دولت­‌ها دیگر نه «در هوای حق و عدالت» بلکه در فضای دود و دروغ نفس می­‌کشند و در پیِ تنظیم و موازنه­‌ی ارتباطات داخلی و خارجی خویش برآمده­‌اند، به پا خاستنِ یک نفر برای همه در تقابل با «تحمیلِ سبکی خاص از زندگی»، آبِ حیاتِ عشق را در رگِ زمانه روانه می­‌کند. احمدمسعود که  بقای «مقاومت» را به «بودن یا نبودنِ خویش» گره نزده است و پیامِ ایستادگیِ نمادینش در پنجشیر را این می­‌داند که «یک مردمی با دستان تهی، با شکم­‌های تهی و در انزوایی که ممکن است قرار گیرد، به خاطر ارزش­‌هایی که به آن­ها باور دارند ایستاده­‌اند» بدل شده است به تجسمِ «وجدانِ بیدار» در روزگاری که زمانه­‌ی عسرت است و حقیقت پایمالِ مصلحت.

احمدمسعود نمادِ امیدواری است. امیدِ او معطوف به نجات است حتی اگر در زمانه­‌ی زندگیِ خودش محقق نشود. او با تخیلی وسیع در این میدان گام برمی­‌دارد. احمدمسعود می­‌داند برای امیدوار ماندن باید فعالانه کوشید و نباید صرفاً چشم به آسمان دوخت «که کلیدِ رهایی­‌ات را باد / آرَد و افکنَد به دامانت.» احمدمسعود نیک می­‌داند نخستین گام برای داشتنِ امیدِ راستین همانا «مبارزه علیه وضع موجود» است و دست شستن از آرزواندیشی­‌های واهی. احمدمسعود به درستی درک کرده است که برای تداوم در این راه «صبرِ مردان و دلِ امّیدواران بایدَش.»

وجدانِ بیدارِ درّه­‌ی پنجشیر، نیک دریافته است که «تو یکی نِه­‌ای، هزاری، تو چراغِ خود برافروز» و با هر امکانی که فراهم است باید برای راستی و درستی به پا خاست. او «تازیانه زدن به پیکرِ ظلمات» را ترجیح داده است به «خیره شدن تمامِ عمر به تاریکی ارچه آبِ حیات.» او دریافته است که از بذرِ سکوت، جز میوه­‌ی مرگ به بار نخواهد آمد و چاره­‌ای جز قیام نیست. برای احمدمسعود همین بس و «اینَش هنر که یک سر و گردن / خود را / از آب­‌های مرده فراتر کشید او / هرچند / هرگز به آسمان نرسید او.»

احمدمسعود مقاومت و ایستادگی خویش و همراهانش را در جغرافیایِ استعاریِ پنجشیر دارای پیامی قوی و اخلاقی می­‌داند. او امیدوار است همه­‌ی آزادگان جهان و هرآن‌کس که کنار مردمش ایستاده است این پیام را دریابد. بسیاری از هم­‌افق­‌های احمدمسعود در همسایگی و همشانگیِ او دل­‌نگرانِ کمیت و کیفیت تجهیزاتِ او برای تداوم مبارزه­‌اش هستند. گمانِ من اما این است که جوانمردانِ دره­‌ی پنجشیر حتی به این نیز نمی­‌اندیشند. راهِ ایشان صرفاً معطوف به وقوعِ یک نتیجه­‌ی خاص نیست. آن­‌ها علیه تاریکی شوریده­‌اند و به صدق دم زده­‌اند و امیدوارند خورشید زاید از نفَس­‌شان. پیامِ دره­‌ی پنجشیر را می­‌توان در این فراز از شعر شفیعی­‌کدکنی بازجُست:

وقتی که با شکستنِ یک شیشه
مردابکِ صبوریِ یک شهر را
یک­‌باره می­‌توانی بر هم زد
ای دست­‌های خالی
از چیست حیرانی؟
 
اکنون باید زنجیره­‌ی وجدان­‌های بیدار را تدارک دید. امروز ماییم و شما.

@kaleme

Читать полностью…

کلیدر

#کتاب_ماه_مرداد #کلبه‌کتاب‌کلیدر
📘 #راز_بین_دو_نفر
✅ انتخاب: #حوریه_صادقی
instagram.com/i_am_h73

الری دختری است که به کتاب‌های جنایی علاقه شدیدی دارد و به همه چیز و همه‌کس مشکوک است به جز قل خود یعنی ارزا. آن‌ها مجبور می‌شوند برای مدتی به شهر مردرلند بروند و نزد مادربزرگ مادری خود زندگی کنند...
این شهر از آن شهرهای زیبایی است که نظیرش را می‌توان در کارت‌پستال‌ها دید و آرزو داری در آن زندگی کنی ولی در خود رازهای خطرناکی دارد؛ تنها چیزی که آن‌ها می‌دانند این است که قل مادرشان، خاله سارا در هفده سالگی گم شده و دیگر پیدا نشده است و پنج سال پیش دختری به نام لیسی به قتل رسیده است اما هنوز قاتل را پیدا نکرده اند.
ورود آن‌ها به این شهر زیبا هم‌زمان می‌شود با شروع به‌کار دوباره قاتل و ...

اگر به خواندن داستان های جنایی، معمایی علاقه‌مند هستین این کتاب زیبا را از ✋ ندهید.

◀️قسمتی از کتاب :
الری: می‌دانم دقیقا دارم به چه چیزی فکر می‌کنم. هرچند اتفاق دیشب واقعا ناگوار بود، من از اینکه دارم در بخشی از تحقیقات پلیس ایفای نقش می‌کنم، واقعا هیجان دارم. می‌شود گفت نصف عمرم را منتظر این لحظه بوده‌ام.

🔹راز بین دو نفر، #کارن_ام_مک_منس، #عاطفه_هاشمی، #نشر_کوله‌پشتی

www.klidar.ir
t.me/klidarnews
instagram.com/instaklidar
ا📗📙📘ا
یک معرفی از بهترین کتابی که در این ماه خوانده‌اید برای ما بفرستید و در قرعه‎کشی ماهانه کلیدر شرکت کنید.
🔻ارسال مطلب:
دایرکت اینستاگرام: instaklidar
تلگرام: t.me/klidarbook
واتساپ: 09157070380

Читать полностью…

کلیدر

روزهایِ آخرِ اسفند از راه رسید.

این کتاب که به "چیستیِ امید و واکاوی آن در شعر شفیعی‌کدکنی" پرداخته است با بهره‌گیری از نگاهی میان‌رشته‌ای کوشیده تا عناصر برسازنده‌ی امید را تبیین کند و آن را از مفاهیمی همچون "آرزواندیشی"، "خیال‌پردازی" و "امید واهی" متمایز سازد.

سعید رضادوست در این کتاب پس از تبیین نظریِ "چیستیِ امید"، کوشیده است تا با شیوه‌ای تحلیلی و موجز نشان دهد #دکتر_شفیعی‌_کدکنی چگونه مؤلفاتِ امید را عمیقاً به کار گرفته و در شعر خویش آنها را به نمایش گذاشته است. شعری که آیینه‌ای برای صداها به شمار می‌رود.

روزهایِ آخرِ اسفند توسط نشر آسیم به چاپ رسیده و به زودی در دسترس مخاطبان گرامی قرار خواهد گرفت.

در فرازی از این کتاب می‌خوانیم:

امید
به تخیل گره خورده است و می‌توان مدعی شد که افراد بی‌بهره از قدرتِ تخیل نمی‌توانند بهره‌مند از امید باشند. به نظر می‌رسد یکی از دلایلِ مقابله‌ی حکومت‌های تمامیت‌خواه با جریان آزادِ هنر نیز جلوگیری از رشدِ قوه‌ی تخیل در شهروندان است. تخیل در ذهن و دور از هرگونه سد و زندان می‌روید و آرمان‌آفرینی می‌کند و موجب حرکت شهروندانِ در بند به سمت مقصدی روشن می‌شود. همزمان با بالیدن تخیل در ذهن شهروندان، جان و قلب ایشان نیز آمیخته به امید خواهد شد و برای حکومت‌های تمامیت‌خواه چه خطری بزرگتر از شهروندانِ متخیلِ امیدوار؟

📘 #روزهای_آخر_اسفند، #سعید_رضادوست، #نشر_آسیم
چاپ نخست - تیر ۱۴۰۰

Читать полностью…

کلیدر

می‌می‌نی نه!
نقد دریافتی درباره مجموعه‌ کتاب‌های "می‌می‌نی"

instagram.com/ziba2198

مجموعه می‌می‌نی آوای دلنشینی داره ولی در برابر محتوا حرفی برای گفتن نداره. می‌می‌نی باید حتما کار اشتباهی بکنه تا متوجه بشه و یاد بگیره! مامانش "نه" همینطوری میگه؛ و توضیحی پشتش نداره. می‌می‌نی فقط با نه گفتن مامان یا عصبانی شدنش یا هرچی میگه دیگه اون کار رو انجام نمیدم یعنی هیچ فکر و تاملی پشت ماجراهاش نیست. می‌می‌نی بدون همدلی و هوش هیجانی بزرگ میشه.

پس به نظر من برای کسانی که به نکات روانشناسی اهمیت میدن این کتاب رو فاکتور بگیرن! آقای کشاورز شاعر این کتاب‌ها متاسفانه در کتاب‌های دیگه‌شونم نگاه جنسیتی دارن یا به نکات تربیتی اهمیت نمیدن.

🍀🍀🍀

نظر شما چیست؟
می‌توانید اینجا کامنت بگذارید:
https://www.instagram.com/p/CPnG49SJJgM/?utm_medium=copy_link

Читать полностью…

کلیدر

#کتاب_امروز
📗یک تکه زمین کوچک
🔺الیزابت لرد

✍️ کلبه‌کتاب‌کلیدر/ #مهرنوش_چمنی:

کریم دوزاده ساله در شهر رام الله زندگی می‌کنه و اولین مورد از لیست آرزوهاش اینه که یک فوتبالیست بزرگ بشه. رام الله مدتی طولانی تحت حکومت نظامی بوده و فقط ساعت‌های محدودی برای خرید اجازه بیرون رفتن داشتند. حالا که حکومت نظامی تموم شده، پدرش تصمیم می‌گیره به روستا برن تا اقلا از فروش زیتون‌های زمین پدریشون کمی درآمد داشته باشن. اما انگار دیگه روستا هم چندان آروم نیست...

سال‌های سال در مورد فلسطین توی اخبار شنیده بودم، اما خب راستش هیچ‌وقت سراغ جزییات نرفتم یا سرچ نکردم. تا این‌که چند وقت پیش، دوستی این کتاب رو معرفی کرد.

"یک تکه زمین کوچک" کتابیه که از زبان یک نوجوان فلسطینی روایت میشه و گاهی اوقات برام سوال پیش میومد که خب واقعا یعنی زندگی توی این کشور، این‌طوریه؟ با توجه به اینکه نویسنده یک انگلیسیه، آیا تونسته واقعیت‌ها رو به تصویر بکشه؟ اما وقتی سرچ کردم دیدم این کتاب یک نویسنده‌ی دیگه هم داره.
خانم سونیا نمر، نویسنده‌ی فلسطینی هم در نوشتن اون همکاری داشته.

⬇️#چند_سطر_کتاب:


جانی زیرچشمی به در فلزی نگاه کرد. کلید ظاهرا خیلی سنگین‌تر و قدیمی‌تر از آن بود که به این در بخورد.
پیرمرد گفت: «مال این خونه که نه! مال خونه‌مون تو رمله است.»
جانی تعجب کرد.
- ولی رمله که تو اسرائیله. فکر می‌کردم اجازه نمیدن کسی بره اونجا.
پدربزرگ با بدخلقی گفت:« می‌خوان اجازه بدن، می‌خوان ندن! هنوز که هنوزه یادم نرفته چه جوری ما رو از اونجا بیرون انداختن! بیشتر از پنجاه سال گذشته، اما واسه من انگار همین دیروزه. درد و رنج و ترس و وحشت و تیراندازی‌های بی‌هدف! ما شانس آوردیم که چیزیمون نشد. خیلی‌ها تیر خوردن. خونه رو که ترک می‌کردیم، مادرم درش رو قفل کرد، کلیدش رو بهم داد و گفت: "مواظبش باش. به زودی برمی‌گردیم. شاید تا چند هفته‌ی دیگه. وقتی آب‌ها از آسیاب بیفته."
ص 19

📘یک تکه زمین کوچک #الیزابت_لرد #مترجم: #پروین_علی_پور، #نشر_افق،293صفحه، چاپ دوم 1397، قیمت: 29000تومان

عنوان اصلی: A Little Piece of Ground
نویسنده: #Elizabeth_Laird


t.me/klidarnews / www.klidar.ir / instagram.com/instaklidar

Читать полностью…

کلیدر

#کتاب_امروز
📒 کلارا و خورشید
🔸 کازو ایشی گورو

✍️ کلبه‌کتاب‌کلیدر/ #مهرنوش_چمنی:

کلارا یک "آ.ف" هست که دنیا رو از پشت پنجره‌ی فروشگاه می‌بینه. آ.ف‌ها همیشه منتظرن تا یکی بیاد اون‌ها رو بخره و بتونن وارد دنیای بیرون بشن. اون‌ها به عنوان دوستان مصنوعی هوشمندی عمل می‌کنن که وظیفه همراهی انسان‌های کم سن و سال رو بر عهده دارن.

کلارا کمی با بقیه متفاوته. اون دقت زیادی به روابط دیگران داره و می‌تونه احساسات بیشتری رو متوجه بشه. اما زندگی کردن بین آدم‌ها خیلی هم راحت نیست.

هرچند زندگی بین آدم‌ها، برای خود آدم‌ها هم راحت نیست. درک احساسات آدم‌ها و اینکه با هر حرکت اشتباه، ممکنه باعث ناراحتی دیگران بشی یا بهشون آسیب بزنی چندان ساده نیست. دنیای پاد‌آرمان‌شهری‌*ای که ایشی گورو متخصص اونه، در عین سادگی، ترسناکه. این‌که چه کارهایی از عهده‌ی آدم‌ها برمیاد.

داستان کلارا و خورشید، ابتدا ممکنه کمی مبهم به نظر بیاد، ولی کافیه با ادبیات و انتخاب کلمات کلارا آشنا بشید تا وارد فضای ترسناک و بُرنده‌ی داستان بشید.

◀️ #چند_سطر_کتاب:
دفعه بعدی که مادر به حرف آمد، دیگر آشکار بود طرف صحبتش من هستم.
«بی احساس بودن باید خیلی خوب باشه. بهت حسودی می‌کنم.»
متوجه‌ی نکته‌ی حرفش شدم و گفتم: «من مطمئنم که احساسات زیادی دارم. هرچی بیشتر مشاهده می‌کنم، احساسات بیشتری هم توی من پیدا می‌شن.»
مادر به شکلی نامنتظره خندید، که باعث شد من هم بخندم. بعد گفت: «پس در این صورت، شاید بهتره که خیلی درگیر مشاهداتت نشی، متاسفم، نمی‌خواستم بی‌ادب باشم. مطمئنم تو همه جور احساسی داری.»
«همین امروز که جوسی نتونست همراه ما بیاد، احساس اندوه کردم.»
«باشه، تو احساس اندوه کردی.»
ص118

📕 کلارا و خورشید، #کازو_ایشی_گورو #مترجم: #شیوا_مقانلو، #نشر_نیماژ، 327صفحه، چاپ اول1400، قیمت: 69000 تومان

*پادآرمان‌شهر، تباه‌شهر، مدینهٔ‌فاسده، مدینهٔ ضاله (گرته‌برداری از Dystopia در انگلیسی)، یا ویران‌شهر (مصوب فرهنگستان زبان)؛ یک جامعه یا سکونت‌گاه خیالی در داستان‌های علمی–تخیلی است که در آن، ویژگی‌های منفی، برتری و چیرگی کامل دارند و زندگی در آن دلخواهِ هیچ انسانی نیست.

t.me/klidarnews / www.klidar.ir / instagram.com/instaklidar

Читать полностью…

کلیدر

پلَخمُوی نُگات

دیل مُو عُمریَه کی سَر بِ گریبُویِ تُویَه
عاشقت هر کی بَشه مورغ غزلخُویِ تُویَه

تُو با اُ چَشم سیات بُردی دیل مُور بُ کوجی
کی گُروفتارَه ایجُور چند شَوی مِیمُویِ تُویَه

بیا بِیشی یَرِه جان تُو یَک درینگی د بَرُم
کَسخَنَه‌ی دیل مُو دُ چوخت اَیووی تُویَه

مُشنووم زخم زُبو از حسودا تُو چیمدَنی
معرکه ور سر اُ زُولف پریشُوی تُویَه

«با پلخمُون نُگاهت چُغوک دیل مَه زَیی
بِزو بِزو ای چُغوک وقف پلخمون تُویَه»

عشق تو کوشته مُورَه وَرگُو چُو جُوری وَرتَووم
رد گودُل گودلا، جای کلوخ پُرویِ تُویَه

مَتِمی چیشملگی وَخِز بِرِم تا سَر آو
کی دیلُم توشنَه‌یِ عَنجو لَو خندوی تُویَه

🖌#عباسعلی_حشمتی
📘 #سالار
🔸نشر: #امید_مجد

#شعر_امروز #شعر_نیشابور #نیشابور #گویش_نیشابوری

t.me/klidarnews / www.klidar.ir / instagram.com/instaklidar

Читать полностью…

کلیدر

#کتاب_ماه_اردیبهشت #کلبه_کتاب_کلیدر
📕 تجدید حیات در مایکروسافت
✅ انتخاب: #نسرین_میرزایی
instagram.com/bibliophile_girl75

✍️من اومدم با معرفی یک کتاب انگیزشی-بیوگرافی برای بهبود اوضاع کسب و کار(و یا حتی فراتر از کسب و کار بلکه در ابعاد بهبود اوضاع جهانی) که اخیرا مطالعه کردم.
ساتیا نادلا(مدیر عامل اجرایی (SEO) فعلی مایکروسافت) در حیدرآباد هند به دنیا آمده و تحصیلات دانشگاهی خود را در آمریکا گذرانده‌ است. او بیش از ۲۲ سال در بخش‌های مختلف شرکت مایکروسافت کار کرده‌است. از بزرگترین موفقیت‌های وی در مایکروسافت می‌توان به راه‌اندازی بینگ، جستجوگر مایکروسافت، اشاره کرد.

در کتاب، اول از همه نادلا میگه دلیل رفتنش از حیدرآباد به ردموند(آمریکا) کارکنان مایکروسافت بودند که قصد داشتن در جهان تحول ایجاد کنن. و بعد از اون از تجربه‌های کودکیش در ورزش کریکت(ورزشی که در زمین چمن بیضی شکل بزرگ در تابستان انجام میشه) صحبت می‌کنه که چطور باعث شد که بتونه برای رهبری آماده بشه و تجربه داشته باشه. در این کتاب نادلا وجودشو برای این می‌دونست که محصولاتی بسازه که باعث بهبود شرایط دیگران بشه و این رسالتی بود که برای تلاش‌هاش معنی‌بخش بود.

🔸تجدید حیات در مایکروسافت، #ساتیا_نادلا، #علی_علی_پناهی، #نشر_بهارسبز

t.me/klidarnews / www.klidar.ir / instagram.com/instaklidar

Читать полностью…

کلیدر

"کتابخانه نیمه‌شب" از اون کتاباست که به‌مرور جای خودش رو باز کرد و یکی از پرفروش‌ها شد. "نورا"، قهرمان این داستان وارد کتابخونه‌ای میشه که با هر کتاب، می‌تونه برگرده و زندگی تازه‌ای رو تجربه کنه. او در آغاز، فهرستی از "حسرت‌ها"ی زندگیش رو پیش چشم میاره. حسرت‌هایی که شاید ما هم توی زندگی‌مون داریم. و از همین‌جاست که با قهرمان داستان احساس همدلی و همدردی می‌کنیم و می‌ریم که باهاش "کتابخانه نیمه‌شب" رو زندگی کنیم و شاید نگاهی تازه به زندگی، احساسات، رنج‌ها و حسرت‌های خودمون داشته باشیم.
"کلبه‌کتاب‌کلیدر"


در صفحه اینستاگرام ما، برامون کامنت بذارین و از این کتاب بگین. از قسمت‌های قشنگش و از حس و حالی که با خوندن این کتاب داشتین.

در طول این ماه، نظرات شما رو استوری می‌کنیم و توی وبسایت کلیدر منتشر می‌کنیم.
در پایان ماه هم‌ بعد از قرعه‌کشی، به تعدادی از کامنت‌های شما یک جلد کتاب دیگه از همین نویسنده هدیه می‌دیم.

با ما همراه باشین...🙏🙂

#کتابخانه_نیمه‌شب
#مت_هیگ
#محمدصالح_نورانی‌زاده
#نشر_کوله‌پشتی

https://www.instagram.com/instaklidar/p/CY_ve5AI4gG/

Читать полностью…

کلیدر

#کتاب_ماه_دی #کلبه‌کتاب‌کلیدر
📕#عصیان
✅ انتخاب: #فاطمه_سلیمانی

عصیان از دگرگونی ناگهانی باورها میگه...
اول کتاب کمی ساده و خطی شروع میشه ولی کم‌کم به اوج میرسه و حتی میشه تو یک روز بدون کنار گذاشتن تمومش کنی. داستان در مورد مردی هست که به تازگی از جنگ برگشته و یک پای خودش رو از دست داده، با یک مدال افتخار و آکاردئون و مجوزی از سمت دولت قراره در شهر بنوازه و از این طریق امرار معاش کنه...
آندریاس باوری مطلق به دولت، قانون و عدالت داره و تمام کسانی که بر خلاف اینها باشن رو کافر میدونه، تو این کتاب قراره شاهد چگونگی تغییر این باورها باشیم.
تمام ویژگی های کتاب رو دوست داشتم به جز پایانش، به نظرم خیلی کم به عصیان و دگرگونی آندریاس پرداخته شد اما خب باز هم می‌تونم بهش ۵ امتیاز کامل رو بدم چون هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بتونم در طول ۲۰۰ صفحه با شخصیتی که هیچ‌جوره تو دنیای واقعی نمی‌تونم باهاش کنار بیام اخت بشم و براش دل بسوزونم.
موضوع کتاب بین کتابهای جنگی برای من ناب و جالب بود. و در آخر باید بگم این کتاب به اونایی که شدیدا به بعضی چیزا معتقدن و به نوعی تعصب دارن پیشنهاد میشه.

▪️عصیان، #یوزف_روت، #سینا_درویش_عمران، #کیوان_غفاری، #نشربیدگل
#josephroth, #dierebellion

www.klidar.ir
t.me/klidarnews
instagram.com/instaklidar
ا📗📙📘
یک معرفی از بهترین کتابی که در این ماه خوانده‌اید برای ما بفرستید و در قرعه‎کشی ماهانه کلیدر شرکت کنید.
🔻ارسال مطلب:
دایرکت اینستاگرام: instaklidar
تلگرام: t.me/klidarbook
واتساپ: 09157070380

Читать полностью…

کلیدر

⚠️ الان دیگه گذاشتیمش توی هایلایت‌ها
با عنوان: تست کتاب‌شناسی

Читать полностью…

کلیدر

اگر هنوز به کانال کلیدر نیوز نپیوستین
آدرسش اینجاست:

/channel/klidarnews

Читать полностью…

کلیدر

#کتاب_ماه_مهر #کلبه‌کتاب‌کلیدر
📓 #جنگ_چهره‌ی_زنانه_ندارد
✅ انتخاب: #فاطمه_قدیریان
instagram.com/fatemeh.qadirian

من این ماه کتاب "جنگ چهره‌ی زنانه ندارد"، پرفروش‌ترین کتاب بلاروسی، رو خوندم.
شاهکار بود، فوق‌العاده زیبا نوشته شده بود و زیباترش این بود که کل کتاب متشکل از خاطرات تلخ و شیرین زنان شوروی توی جنگ جهانی بود. به عنوان یک زن توی جامعه‌ای که همیشه گفتن "زنان از وضعیتشون می‌نالن اما عوضش به جنگ نمیرن و کشته نمیشن! "، بعد از خوندن این کتاب همزمان احساس درد و قدرت کردم.
خاطراتی به شدت غم‌انگیز ولی جذاب و با روایتی هوشمندانه داشت طوری که به سختی می‌تونید کتاب رو رها کنید.

◀️ از متن کتاب:

«من تمام جنگ رو لبخند می‌زدم... فکر می‌کردم تا جایی که امکان داره باید لبخند بزنم، چون زن هرجا که هست باید بدرخشه. قبل از این‌که اعزام بشیم به جبهه، یه پروفسور پیر به‌مون گفت "شما باید به هر مجروحی بگید که دوستش دارید. قوی‌ترین دارویی که شما دارید، عشقه. عشقه که آدم رو حفظ می‌کنه و نیروی لازم رو برای زنده موندن به آدم می‌بخشه." حالا یه مجروحی افتاده رو زمین، درد شدیدی داره و از درد داره گریه می‌کنه، اما تو بهش می‌گی "چیزی نیست، عزیزم، چیزی نیست خوب من..." "تو منو دوست داری، خانم پرستار؟" (اونا همه‌ی ما پرستارهای جوون رو خواهر صدا می‌زدن) "البته که دوستت دارم. تو فقط زودتر خوب شو." اونا می‌تونستن از ما دلخور بشن، فحش بدن، اما ما هرگز. حتی اگه یه کلمه‌ی بد از دهنمون درمی‌اومد، به نگهبانی تو پاسدارخونه محکوم می‌شدیم.
سخت بود... البته که سخت بود... حتی سوار شدن به ماشینی که توش فقط مردها هستن و تو دامن پاته، سخت بود. کامیون‌ها شاسی بلند بودن، خب، ماشین‌های ویژه‌ی امداد پزشکی بودن. حالا ببین میتونی بپری پشت کامیون...»
ورا ولادیمیروونا شوالدیشوا، سروان، جراح

▪️جنگ چهره ی زنانه ندارد، #سوتلانا_آلکساندرونا_الکسیویچ، #عبدالمجید_احمدی، #نشر_چشمه

www.klidar.ir
t.me/klidarNews
instagram.com/instaklidar
ا📗📙📘ا
یک معرفی از بهترین کتابی که در این ماه خوانده‌اید برای ما بفرستید و در قرعه‎کشی ماهانه کلیدر شرکت کنید.
🔻ارسال مطلب:
دایرکت اینستاگرام: instaklidar
تلگرام: t.me/klidarbook
واتساپ: 09157070380

Читать полностью…

کلیدر

📗 #مسابقه 📕 📙 #جایزه 📘

🍂 #کتاب_ماه_مهر 🍂

لطفا متن زیر رو با دقت بخونین.
🔸برامون بنویسین بهترین کتابی که در این ماه مطالعه کردین چه کتابی بوده و چرا به‌عنوان بهترین کتاب، انتخابش می‌کنین.
یه معرفی کوتاه هم از این کتاب برامون بفرستین.

✅ معرفی باید به‌طور کامل از خودتون باشه و از جایی گرفته نشده باشه.
✅ بخش کوتاهی از معرفی می‌تونه سطرهای برگزیده‌ی شما از کتاب باشه.
✅ مشخصات کامل و تصویر کتاب رو هم برامون بفرستین. اگه خودتونم با کتاب عکس سلفی گرفتین که چه بهتر.🙂
✅معرفی باید یک متن کوتاه باشه که باحوصله نوشته باشین. اگه تنها برای شرکت در مسابقه و به قول معروف سرسری بنویسین توی مسابقه شرکت داده نمیشه! یه معرفی بنویسین که هم خودتون ازش راضی باشین و هم بقیه که می‌خونن لذت ببرن.
✅ متن رو ویرایش کنین. علائم نگارشی مثل نقطه و ویرگول به کلمه قبلی می‌چسبن و از کلمه بعدی فاصله دارن. نیم‌فاصله‌ها رو هم اگه درست کنین که عالی میشه!
✅ معرفی باید با «نام واقعی خودتون» باشه. از هر نفر هم فقط یک معرفی در هر ماه پذیرفته میشه. اگه مایل هستین نشانی صفحه اینستاگرام شما منتشر بشه حتما بعد از اسمتون بنویسین.
✅ اگه کتاب داستان معرفی می‌کنین حواستون باشه پایان کتاب لو نره!
✅می‌تونین به جای متن، یک فایل صوتی با صدای خودتون و یا یک ویدئوی کوتاه کمتر از سه دقیقه‌ برامون بفرستین. (حتما موقع ارسال، حجم فایل رو کم کنین.)

🔆بعد از قرعه‌کشی سه برنده داریم:
👈 نفر اول 100هزارتومان خرید کتاب از کلبه کتاب کلیدر و دو نفر بعد هرکدام 50هزارتومان.
تا پایان ماه فرصت دارین نوشته‌هاتون رو برامون بفرستین.
گروه سنی خاصی برای کتاب یا معرفی‌کننده نداریم.
تعدادی از نوشته‌های شما، به‌مرور در کانال، اینستاگرام و وبسایت کلیدر منتشر میشه.

🔻ارسال مطلب:
دایرکت اینستاگرام instaklidar
تلگرام: t.me/klidarbook
واتساپ: 09157070380

🎲قرعه‌کشی اول آبان 1400

🔹برای اینکه نفرات بیشتری شرکت کنن و کتاب‌های بیشتری معرفی بشه لطفا این مطلب رو به اشتراک بذارین.
سپاس🌹

t.me/klidarnews / www.klidar.ir / instagram.com/instaklidar

Читать полностью…

کلیدر

آقای رِکسَم عزیز،
لطفا کمکم کنید. من کسی را نکشته‌ام.

#کتاب_امروز
📙 چرخش کلید
#روث_ور

✍️کلبه‌کتاب‌کلیدر/ #مهرنوش_چمنی:
خانم "روث ور" نویسنده‌ی کتاب‌های جنایی، بیشتر برای کتاب "در یک جنگل تاریک تاریک" معروفه. البته اغلب کتاب‌های ایشون در ایران پرطرفدار بودن.
چرخش کلید هم یک رمان جناییه که در پس زمینه‌ای مدرن پیش میره.
روئن پرستار بچه‌ای هست که برای کار به یک خونه‌ی دور افتاده اما خیلی خفن و پیشرفته میره. از شغل قبلیش در مهد کودک خسته شده و جدی دلش یک تغییر می‌خواد. چی از کار برای یک خانواده‌ی ثروتمند در یک خونه‌ی دلنشین بهتر؟
اما انگار قرار نیست همه چیز خوب پیش بره. تازه اون‌ها در یک سال، چهار بار پرستار عوض کردن، ولی دلیلش چی می‌تونه باشه؟
روئن در حال حاضر به جرم قتل در زندانه. ولی اصرار داره که کسی رو نکشته. باید دید می‌تونه یک وکیل خوب گیر بیاره تا ازش دفاع کنه؟


◀️#چند_سطر_کتاب:
متاسفم. دارم بی‌هدف وراجی می‌کنم. شاید برای همین است که آقای گیتس همیشه سعی می‌کند ساکتم کند. چون من با کلمات برای خودم چاله‌ای می‌کنم و به جای این‌که بدانم چه زمانی تمامش کنم، همین‌طور به کندن ادامه می‌دهم. احتمالا، شما هم الان دارید دو دو تا چهارتا می‌کنید. به نظر نمی‌رسه بچه‌ها رو خیلی هم دوست داشته باشه. آزادانه، به خشمگین شدن حین انجام وظیفه اقرار می‌کنه. اگه قرار باشه با چهارتا بچه سروکله بزنه و هیچ بزرگ‌تری هم دور و برش نباشه که خودش رو پیشش خالی کنه، چه اتفاقی می‌افته؟
این درست همان کاری است که پلیس کرد.
ص 22

📙چرخش کلید، روث ور، مترجم: #شادی_حامدی_آزاد #نشر_نون، 360صفحه، رقعی، شومیز، چاپ سوم1400، قیمت: 89000تومان

http://www.klidar.ir
http://t.me/klidarnews
http://instagram.com/instaklidar

Читать полностью…

کلیدر

به یاد دارم روزی در کودکی یک نقطه بر روی یک صفحه‌ی کاغذ سفید گذاردم. آثارم به دنبال و در ادامه‌ی این نقطه هستند تا روزی که آخرین نقطه را بگذارم... و به خواب هیچ‌کس نبودن فرو روم...!
یک زندگی، چند اثر...، در فاصله‌ی دو نقطه...!

📕در فاصله‌ی دو نقطه، #ایران درودی، #نشر_نی
288 صفحه، چاپ سی‌ام 1400
قیمت: 48000 تومان
t.me/klidarnews

Читать полностью…

کلیدر

📗 #مسابقه 📕 📙 #جایزه 📘

🍀 #کتاب_ماه_مرداد 🍀

لطفا متن زیر رو با دقت بخونین.
🔸برامون بنویسین بهترین کتابی که در این ماه مطالعه کردین چه کتابی بوده و چرا به‌عنوان بهترین کتاب، انتخابش می‌کنین.
یه معرفی کوتاه هم از این کتاب برامون بفرستین.

✅ معرفی باید به‌طور کامل از خودتون باشه و از جایی گرفته نشده باشه.
✅ بخش کوتاهی از معرفی می‌تونه سطرهای برگزیده‌ی شما از کتاب باشه.
✅ مشخصات کامل و تصویر کتاب رو هم برامون بفرستین. اگه خودتونم با کتاب عکس گرفتین که چه بهتر.🙂
✅معرفی باید یک متن کوتاه باشه که باحوصله نوشته باشین. اگه تنها برای شرکت در مسابقه و به قول معروف سرسری بنویسین توی مسابقه شرکت داده نمیشه! یه معرفی بنویسین که هم خودتون ازش راضی باشین و هم بقیه که می‌خونن لذت ببرن.
✅ متن رو ویرایش کنین. علائم نگارشی مثل نقطه و ویرگول به کلمه قبلی می‌چسبن و از کلمه بعدی فاصله دارن. نیم‌فاصله‌ها رو هم اگه درست کنین که عالی میشه!
✅ معرفی باید با «نام واقعی خودتون» باشه. از هر نفر هم فقط یک معرفی در هر ماه پذیرفته میشه. اگه مایل هستین نشانی صفحه اینستاگرام شما منتشر بشه حتما بعد از اسمتون بنویسین.
✅ اگه کتاب داستان معرفی می‌کنین حواستون باشه پایان کتاب لو نره!
✅می‌تونین به جای متن، یک فایل صوتی با صدای خودتون و یا یک ویدئوی کوتاه کمتر از سه دقیقه‌ برامون بفرستین. (حتما موقع ارسال، حجم فایل رو کم کنین.)


🔻لطفا متن خودتون رو دقیقا مطابق الگوی زیر بفرستین:

#کتاب_ماه_مرداد #کلبه‌کتاب‌کلیدر
📗 #نام_کتاب
✅ انتخاب: #نام‌ونام‌خانوادگی/نشانی اینستاگرام(اختیاری)
...متن معرفی کتاب...
🔹نام کتاب، #نویسنده، #مترجم، #ناشر

🔆بعد از قرعه‌کشی سه برنده داریم:
👈 نفر اول 100هزارتومان خرید کتاب از کلبه کتاب کلیدر و دو نفر بعد هرکدام 50هزارتومان.
تا پایان ماه فرصت دارین نوشته‌هاتونو برامون بفرستین.
گروه سنی خاصی برای کتاب یا معرفی‌کننده نداریم.
نوشته‌های برگزیده، به‌مرور در کانال، اینستاگرام و وبسایت کلیدر منتشر میشه.

🔻ارسال مطلب:
دایرکت اینستاگرام instaklidar
تلگرام: t.me/klidarbook
واتساپ: 09157070380

🎲قرعه‌کشی اول شهریور 1400

🔹برای اینکه نفرات بیشتری شرکت کنن و کتاب‌های بیشتری معرفی بشه لطفا این مطلب رو به اشتراک بذارین.
سپاس🌹

t.me/klidarnews / www.klidar.ir / instagram.com/instaklidar

Читать полностью…

کلیدر

#کتاب_امروز
📕 راز بین دو نفر
🔸 کارن ام مک‌منس

✍️ کلبه‌کتاب‌کلیدر/ #مهرنوش_چمنی:
"الری" و "ازرا" خواهر و برادر دوقلویی هستند که به خاطر محکوم شدن مادرشان به بازپروری، مجبورند چند ماه پیش مادربزرگشان زندگی کنند.

ابتدای داستان همه چیز شبیه یک ماجرای عاشقانه‌ی بچه دبیرستانی‌ها به نظر می‌رسد. دختر و پسری تازه‌وارد در یک شهر کوچک که همه همدیگر را می‌شناسند.
اما این شهر کوچک رازهای زیادی در خود دارد که حل نشده‌اند. قتل‌هایی که هرگز قاتل پیدا نشده. با مرگ یک معلم، هشدارهایی در جاهای مختلف به نمایش گذاشته می‌شود که مشخص نیست کار چه کسی بوده. اما این هشدارها به وضوح از رخ دادن قتلی دیگر خبر می‌دهند.

آدم‌هایی که پیش از این شهر را ترک کرده بودند، دوباره به شهر برگشته‌اند. اما کدام یک از این افراد به این ماجرا مربوط می‌شوند؟!

◀️ #چند_سطر_کتاب:
بیرون ظلمات است. حتی بعد از این‌که چند بار چشم‌هایم را می‌مالم، جز سایه‌ی تاریک درخت‌ها چیز دیگری از پنجره نمی‌بینم. باز هم سعی می‌کنم. می‌خواهم ببینم آنجا چه جور جایی است که سادی آنقدر دلش می‌خواسته از آن بیرون بیاید. او همیشه می‌گفت: «زندگی تو اون شهر مثل زندگی تو کارت پستاله. خوشگل، درخشان اما محصور و بسته. آدم‌های اکوریج طوری رفتار می‌کنن انگار اگه پاشون رو بذارن بیرون شهر، نابود می‌شن.»
ص17

📕 راز بین دو نفر، #کارن_ام_مک_منس، #مترجم: #عاطفه_هاشمی، #نشر_کوله_پشتی، 352صفحه، چاپ دوم1399، قیمت: 55000 تومان

t.me/klidarnews / www.klidar.ir / instagram.com/instaklidar

Читать полностью…

کلیدر

به خاطر آور
گربه‌ای هست
در گوشه‌ای
که حلقه می‌زند گرد خود
با آرامش
و نرمشی جادویی.

#چارلز_بوکوفسکی



🔹قلندران چهارپا، #فریده_حسن_زاده، #نشر_فرهنگ_نشر_نو، قیمت: 84000تومان

🔺راهنما نگه‌داری از گربه، #دیوید_برونر، #سم_استال، #مترجم: #شایان_صولتی، #نشر_گوتنبرگ، قیمت: 67000تومان

🔸گربه راهنمای ما، #استفان_گارنیه، #مترجم: #مطهره_حیدری، #نشر_شمعدونی، قیمت: 33000تومان


t.me/klidarnews / www.klidar.ir / instagram.com/instaklidar

Читать полностью…

کلیدر

📚#چند_سطر_کتاب:

خرد فعال به هیچ وجه وابسته به مردم یا اشیای ویژه نیست. گذشته‌ای ندارد و آینده‌ای نمی‌شناسد. جاودانه در زمان حال قرار دارد و بسیار مهم است که بدانید مرکوبش را خودش به کمک اعمالی که انجام می‌دهد خلق می‌کند. اگر بخواهید حرکت او را به دلخواه خود تنظیم نمایید و اصرار ورزید که از طریق کانال مشخص عمل کند، به نیازمندی‎هایتان اعتنا نخواهد کرد.
اگر بدون اراده‌ای قوی هستید، که در غلبه بر هر پندار مخالف استوار باشد، یا فاقد صداقت در پیوند آسمانی خود با خداوند هستید، تجسد تصورات ذهنی را غیرممکن خواهید یافت. اعتماد شما به نیروی جاذبه مطلقا ضروری است.
ص63

📕معجزه‌گر خاموش، #رضا_حیات_الغیب #نشر_سخنوران، 292صفحه، چاپ دوازدهم 1400، قیمت: 149000تومان

t.me/klidarnews / www.klidar.ir / instagram.com/instaklidar

Читать полностью…

کلیدر

#شعر_امروز


ابر
با تمام وجودش حرف می‌زند
باد
با خط بریلش بر گل‌ها
ما با واژه سخن می‌گوییم
تا پنهان کنیم
حرف را
در سایه‌ی لبخندمان


📗#شعر_زمان_ما
✍️#شمس_لنگرودی
🔺نشر: #نگاه

t.me/klidarnews / www.klidar.ir / instagram.com/instaklidar

Читать полностью…

کلیدر

#کتاب_ماه_اردیبهشت #کلبه‌کتاب‌کلیدر
📗#قورباغه_را_بخور
✅انتخاب:#ستایش‌_معتمدی

شاید شما هم جزء دسته‌ی افرادی باشید که برای انجام دادن کارهای خود امروز و فردا می‌کنید و آن‌ها را به زمان‌های بعدی موکول می‌کنید و یا شاید از افرادی باشید که هدف‌های بسیار دارید و تمایل دارید راه‌کار‌هایی بیاموزید که برای رسیدن به این هدف برای شما کارآمد باشد و به شما کمک کند تا بتوانید کار بیشتری را در مدت زمان کمتری انجام دهید. کتاب "قورباغه را بخور" شما را با ٢١ روش و راه‌کار در ٢١ فصل به همراه خلاصه‌ای از هر فصل در انتهای کتاب آشنا می‌کند تا بتوانید کارهایتان را سامان‌دهی کنید و آن‌ها را بر اساس اولویت انجام دهید و برای هرروز خود برنامه‌ای داشته باشید.

در بخشی از این کتاب خواهیم خواند:
«برای انجام‌دادن همه‌ی کارها وقت کافی در اختیار ندارید و هرگز هم نخواهید داشت. انسان‌های موفق سعی نمی‌کنند که همه‌ی کارها را انجام بدهند. موفق‌ها می‌آموزند که مهم‌ترین کارها را انجام بدهند.»
و در پایان شما این مهارت‌ها را می‌آموزید و احساس خوشبختی، رضایت خاطر و موفقیت عظیم و انگیزه در شما بیش‌ از قبل پدیدار می‌شود.

🔹قورباغه را بخور #برایان‌_تریسی، #مهدی‌_قراچه‌_داغی، #ذهن‌_آویز

t.me/klidarnews / www.klidar.ir / instagram.com/instaklidar

Читать полностью…

کلیدر

#کتاب_ماه_اردیبهشت #کلبه‌کتاب‌کلیدر
📗 #کتاب_سیزده_دلیل_برای_این‌که
✅ انتخاب: #مهشید_مومنی



۱۳ دلیل برای چی؟
۱۳ دلیل برای این‌که زندگی کنم؟
۱۳ دلیل برای این‌که عشق بورزم؟
۱۳ دلیل برای این‌که عاشق باشم؟
یا شایدم...
۱۳ دلیل برای اینکه بمیرم!!!
این ما هستیم که تعیین می‌کنیم آدما کدوم دلایل رو برای خودشون انتخاب می‌کنن. صرفا این‌که دیگه نفس نکشیم و قلبمون نزنه اسمش مردن نیست و همه‌ی آدما یک بار نمی‌میرن. آدمایی هستن که روزی هزار بار می‌میرن
با حرفای ما...
قضاوت‌های ما...
تهمت‌های ما...
و یا حتی بی‌توجهی‌هامون...
این کتاب به ما می‌فهمونه که همه‌ی ما امکان داره یه قاتل باشیم!
اگه حواسمون به حرف‌هایی که می‌زنیم و کارهایی که می‌کنیم نباشه.

⚠️ ما با مسخره کردنمون می‌تونیم قاتل اعتماد به نفس یه نفر باشیم.

⚠️ ما با توهین کردنمون می‌تونیم قاتل غرور یک نفر باشیم.

⚠️ با دروغ گفتن قاتل اعتماد یک نفر باشیم.

⚠️ و تیر خلاص اونجاست که با بی‌تفاوتی قاتل احساسش میشیم!

پس باید خیلی بیشتر حواسمون به رفتارامون باشه!!
بعضی از آدما تظاهر به محکم بودن می‌کنن ولی در واقع با یک نگاه تلخ از درون فرو می‌ریزن و ما هیچ‌وقت متوجه این نمی‌شیم که باهاشون چیکار کردیم!!!

بخشی از متن کتاب :
چند خودکشی دیگه لازمه تا مردم بفهمن حرفایی که میزنن دردناکه؟!

📕سیزده دلیل برای اینکه...، #جی_اشر، #فرمهر_امیردوست، #نشر_میلکان

t.me/klidarnews / www.klidar.ir / instagram.com/instaklidar

Читать полностью…
Подписаться на канал