kateb_bashishear | Unsorted

Telegram-канал kateb_bashishear - شعرِ کاتب باشی

604

این جا شعرها،اتفاقی انتخاب و گذاشته می شوند اما دوستِ من، تو اتفاقی اینجا نیستی! ✨🕊️

Subscribe to a channel

شعرِ کاتب باشی

از بهرِ بوسه‌ای ز لبش جان همی‌دهم
اینم همی‌سِتانَد و آنم نمی‌دهد

مُردم در این فِراق و در آن پرده راه نیست
یا هست و پرده دار نشانم نمی‌دهد


#حافظ

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

این چنین زیر و زبر عالم نمی‌ماند مُدام

می‌نِشاند چرخ هر کس را به جای خویشتن

#صائب_تبریزی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

.
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد؛
۵۰ سال پیش در چنین شبی استاد #شجریان به همراه استاد محمدرضا #لطفی و ناصر #فرهنگفر در حافظیه‌ی شیراز، در حال اجرای اثری مهم و ماندگار بودند.
آن شب بود که شاگردان استاد برومند، کنسرت راست پنجگاه را اجرا کردند تا دستگاهی مهجور و فراموش شده، با هنرنمایی هنرمندان توانمند آن روزگار باز به گوش مردمان برسد.

#شجریان

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

امروز کسی محرم اسرار کسی نیست
ما تجربه کردیم، کسی یار کسی نیست

هر مرد شتر دار اویس قرنی نیست
هر شیشه ی گلرنگ عقیق یمنی نیست

هر سنگ و گلی گوهر نایاب نگردد
هر احمد و محمود رسول مدنی نیست

بر مرده دلان پند مده خویش نیازار
زیرا که ابوجهل مسلمان شدنی نیست

با مرد خدا پنجه میفکن چو نمرود
این جسم خلیل است که آتش زدنی نیست

خشنود نشو دشمن اگر کرد محبت
خندیدن جلاد ز شیرین سخنی نیست

#مولانا

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

زاهد زِ راهِ شرع کند منع ما زِ دوست

شرعی که رَہ به دوست ندارد ، ضلالت است

#وصال_شیرازی

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

پرده پرده آنقدر از هم دریدم خویش را
تا که تصویری ورای خویش دیدم خویش را

خویش،خویش من هم اینک از درصلح آمده است
بسکه گوش از خلق بستم تا شنیدم خویش را

برده داران زمانها چوب حراجم زدند
دست اول تا بر آمد خود خریدم خویش را

بزم سازان جهان مِی از سبوی پُر خورند
من تهی پیمانه بودم سر کشیدم خویش را

#معینی_کرمانشاهی

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

🟦نوزدهم امردادماه ۱۴۰۵

🟨درگذشت #هوشنگ_ابتهاج

💠#كانون_شاهنامه_فردوسي_توس‏
💠#بنیاد_فردوسی_توس


🆔 http://bonyadferdowsitous.ir/

🆔/channel/bonyadeferdowsitous

🆔https://www.instagram.com/bonyadeferdowsitous

🆔https://www.aparat.com/BonyadeFerdowsiMashad

🆔https://www.youtube.com/channel/UCP207h1pOJJQu4UTkUrUq1Q

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

.
✨غزل ۵۶۳

دلا نزد کسی بنشین، که او از دل، خبر دارد
به زیر آن درختی رو، که او، گل‌های تر دارد
درین بازار عطاران، مرو هرسو، چو بیکاران
به دکّانِ کسی بنشین، که در دکّان، شکر دارد
ترازو گر نداری پس تو را زو، ره زند هرکس
یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد
تو را بر در نشاند او به طراری که می‌آید
تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد
به هر دیگی که می‌جوشد میاوَر کاسه وُ منشین
که هر دیگی که می‌جوشد، درون چیزی دگر دارد
نه هر کلکی شکر دارد، نه هر زیری زبر دارد
نه هر چشمی نظر دارد، نه هر بحری گهر دارد
بنال ای بلبل دستان ازیرا نالهٔ مستان
میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد
بنه سر گر نمی‌گنجی که اندر چشمهٔ سوزن
اگر رشته نمی‌گنجد از آن باشد که سر دارد
چراغ است این دل بیدار به زیر دامنش می‌دار
از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد
چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمه‌ای گشتی
حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد
چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی
که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد

 


#مولانا
#غزلیات_شمس
#سروش_مولانا

@sorooshemewlana

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

قسمتی از آلبوم «در گلستانه»
آهنگساز: #هوشنگ_کامکار
آواز: #شهرام_ناظری
شعر: #سهراب_سپهری
دکلمه: #احمدرضا_احمدی

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

باز گردد عاقِبَت این دَر؟ بلی
رو نِمایَد یارِ سیمین بَر؟ بلی

ساقیِ ما یادِ این مَستان کُند
بارِ دیگر با میْ و ساغَر؟ بلی

نوبَهارِ حُسن آید سویِ باغ؟
بِشْکُفَد آن شاخه‌‌هایِ تَر؟ بلی

طاق‌‌هایِ سَبز چون بَندَد چَمَن
جُفت گَردد وَرْد و نیلوفر؟ بلی

دامَنِ پُر خاک و خاشاکِ زمین
پُر شود از مُشک و از عَنْبَر؟ بلی

آن بَرِ سیمین و این رویِ چو زَر
اَنْدَرآمیزند سیم و زَر؟ بلی

این سَرِ مَخْمورِ اندیشه پَرَست
مَست گَردد زان میِ اَحمَر؟ بلی

این دو چَشمِ اَشکْبارِ نوحه‌گَر
روشنی یابَد از آن مَنْظَر؟ بلی

گوش‌ها که حلقه در گوشِ وی است
حلقه‌ها یابند از آن زرگر؟ بلی

شاهدِ جان چون شهادت عرضه کرد
یابد ایمان این دلِ کافر؟ بلی

چون بُراق عشق از گردون رسید
وارهد عیسیِ جان زین خر؟ بلی

جملهٔ خلق جهان در یک کَس است
او بوَد از صد جهان بهتر؟ بلی

من خمش کردم و لیکن در دلم
تا ابد روید نی و شکّر؟ بلی

#مولانا

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

رو رو که نه‌ای عاشق ای زلفک و ای خالک
ای نازک و ای خشمک پابسته به خلخالک

با مرگ کجا پیچد آن زلفک و آن پیچک
بر چرخ کجا پرد آن پرک و آن بالک

ای نازک نازک‌دل دل جو که دلت ماند
روزی که جدا مانی از زرک و از مالک

اشکسته چرا باشی دلتنگ چرا گردی
دل همچو دل میمک قد همچو قد دالک

تو رستم دستانی از زال چه می‌ترسی
یا رب برهان او را از ننگ چنین زالک

من دوش تو را دیدم در خواب و چنان باشد
بر چرخ همی‌گشتی سرمستک و خوش حالک

می‌گشتی و می‌گفتی ای زهره به من بنگر
سرمستم و آزادم ز ادبارک و اقبالک

درویشی وانگه غم از مست نبیذی کم
رو خدمت آن مه کن مردانه یکی سالک

بر هفت فلک بگذر افسون زحل مشنو
بگذار منجم را در اختر و در فالک

من خرقه ز خور دارم چون لعل و گهر دارم
من خرقه کجا پوشم از صوفک و از شالک

با یار عرب گفتم در چشم ترم بنگر
می‌گفت به زیر لب لا تخدعنی والک

می‌گفتم و می‌پختم در سینه دو صد حیلت
می‌گفت مرا خندان کم تکتم احوالک

خامش کن و شه را بین چون باز سپیدی تو
نی بلبل قوالی درمانده در این قالک

#مولانا
دیوان شمس

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

دردِ ما را در جهان، درمان مبادا بی‌شما
مرگ بادا بی‌شما و جان مبادا بی‌شما


#مولانا

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

آنکه شمشیرِ ستم بر سر ما آخته است
خود گمان کرده که بُرده‌ست، ولی باخته است...

«واصف باختری»

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

فاتح شدم
خود را به ثبت رساندم
خود را به نامی، در یک شناسنامه ، مزین کردم
و هستی‌ام به یک شماره مشخص شد
پس زنده باد ۶۷۸ صادره از بخش ۵ ساکن تهران
دیگر خیالم از همه سو راحت است
آغوش مهربان مام وطن
پستانک سوابق پر افتخار تاریخی
لالایی تمدن و فرهنگ
و جق و جقِ جقجقه‌ی قانون....
آه
دیگر خیالم از همه سو راحتست
از فرط شادمانی
رفتم کنار پنجره،
با اشتیاق،
ششصد و هفتاد و هشت بار هوا را که از غبار پِهِن
و بوی خاکروبه و ادرار، منقبض شده بود درون سینه فرودادم
و زیر ششصد و هفتاد و هشت قبض بدهکاری
و روی ششصد و هفتاد و هشت تقاضای کار نوشتم:
فروغ فرخزاد

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

من
پری کوچک غمگینی را
می‌شناسم
که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نیلبک چوبین
می‌نوازد
آرام،
آرام

پری کوچک غمگینی
که شب از یک بوسه می‌میرد
و سحرگاه
    از یک بوسه به دنیا خواهد آمد!



#فروغ_فرخزاد

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

«چیست این سقف بلند سادهٔ بسیارنقش؟
زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست.»

#حافظ

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

ما زبان را ننگریم و قال را
ما درون را بنگریم و حال را

ناظر قلبیم اگر خاضع بوَد
گرچه گفت لفظ ناخاضع رود

«مثنوی معنوی»

#مولانا

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا درِ میکده شادان و غزل‌خوان بروم
به هواداری او ذَرِّه صفت، رقص‌کنان
تا لبِ چشمه‌ی خورشیدِ درخشان بروم
#حافظ

🎵رِنگ سه گاه
آهنگساز و نوازنده تار: استاد بیگجه خانی
نوازنده قاوال: استاد محمود فرنام
طراحی و اجرای رقص: شیدا دبیر

#رقص_ایرانی_کلاسیک#موسیقی_سنتی#نگارگری#معماری_ایرانی

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

 یا درین ره آيدم آن کام من
یا چو باز آیم ز ره سوی وطن

بوک موقوف‌ست کامم بر سفر
چون سفر کردم بیابم در حضر

یار را چندین بجویم جد و چست
که بدانم که نمی‌بایست جست


آن معیت کی رود در گوش من
تا نگردم گرد دوران زمن

کی کنم من از معیت فهم راز
جز که از بعد سفرهای دراز

#مثنوی

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

ما اگر قلاش و گر دیوانه ایم
مست آن ساقی و آن پیمانه ایم

بر خط و فرمان او سر می نهیم
جان شیرین را گروگان می دهیم

#مولانا

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

تا نیک ندانی که سخن عینِ صَواب است
باید که به گفتن، دهن از هم نگشایی

گر راست سخن گویی و در بند بمانی
بِه زآن که دروغت دهد از بند، رهایی

#سعدی

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ می دانی مسلمانی به چیست؟

صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت، هم کلید بندگیست

گفت زین معیار اندر شهر ما
یک مسلمان هست، آن هم ارمنیست!

#پروین_اعتصامی

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

این، تنها صدای به‌جامونده از سهراب سپهری است؛ شاعری که بیشتر با شعرهایش شناخته میشه تا صدایش...

اگر تا امروز صدای او را نشنیدید، این چند ثانیه را از دست ندید✨🌿.

به نظرتون، شنیدن صدای یک شاعر، چقدر نگاهتون رو به شعرهاش عوض میکنه؟

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

یا رب ز بادِ فتنه نگهدار خاک پارس✨️
چندان که خاک را بُوَد و باد را بقا✨️

دیباچه گلستان سعدی🌼

/channel/katebbashi_book

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

دشت‌هایی چه فراخ!
کوه‌هایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی می‌آمد!
من در این آبادی، پی چیزی می‌گشتم:
پی خوابی شاید،
پی نوری، ریگی، لبخندی.
پشت تبریزی‌ها
غفلت پاکی بود، که صدایم می‌زد.
پای نی‌زاری ماندم، باد می‌آمد، گوش دادم:
چه کسی با من، حرف می‌زند؟
سوسماری لغزید.
راه افتادم.
یونجه‌زاری سر راه.
بعد جالیز خیار، بوته‌های گل رنگ
و فراموشی خاک.
لب آبی
گیوه‌ها را کندم، و نشستم، پاها در آب:
من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشیار است!
نکند اندوهی،
سر رسد از پس کوه؟!
چه کسی پشت درختان است؟
هیچ، می‌چرخد گاوی در کرت
ظهر تابستان است.
سایه‌ها می‌دانند، که چه تابستانی است.
سایه‌هایی بی‌لک،
گوشه ای  روشن و پاک،
کودکان احساس!
جای بازی این‌جاست.
زندگی خالی نیست:
مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست.
آری
تا شقایق هست،
زندگی باید کرد.
در دلم  چیزی هست ،
مثل یک بیشه نور،
مثل خواب دم صبح
و چنان بی‌تابم،
که دلم می‌خواهد
بدوم تا ته دشت،
بروم تا سر کوه.

دورها آوایی است،
که مرا می‌خواند.

#سهراب_سپهری

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

واعظ مکن دراز حدیث عذاب را
این بس بوَد که بار دگر زنده می شویم

«وحید قزوینی»


@katebbashi_book

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

و در این درّه‌ی تنهایی، تو آب روان باش و زمزمه کن. من خواهم شنید.

#سهراب_سپهری

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

ای عشرت نزدیک ز ما دور مشو
وز مجلس ما ملول و مهجور مشو

انگور عدم بدی شرابت کردند
واپس مرو ای شراب انگور مشو

#مولانا

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

بگذار آفتاب من
پیراهن‌ام باشد و آسمان من
آن کهنه کرباس بی‌رنگ.

بگذار بر زمین خود بایستم
بر خاکی از براده‌ی الماس و رعشه‌ی درد
بگذار سرزمین‌ام را
زیر پای خود احساس کنم.

#شاملو

Читать полностью…

شعرِ کاتب باشی

*چو ضحاک شد بر جهان شهریار
بر او سالیان انجمن شد هزار
سراسر زمانه بدو گشت باز
برآمد بر این روزگار دراز
نهان گشت کردار فرزانگان
پراگنده شد کام دیوانگان
هنر خوار شد جادویی ارجمند
نهان راستی آشکارا گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز
به نیکی نرفتی سخن جز به راز*

۲۵ اردیبهشت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت #حکیم_ابوالقاسم_فردوسی

Читать полностью…
Subscribe to a channel