604
این جا شعرها،اتفاقی انتخاب و گذاشته می شوند اما دوستِ من، تو اتفاقی اینجا نیستی! ✨🕊️
..
چراغ است این دل بیدار،
به زیر دامنش می دار
از این باد و هوا بگذر،
هوایش شور و شر دارد
مولانا
می فرماید، باید نگهبان چراغ دلت باشی. بادها کم نیستند؛ باد خشم، باد نفرت، باد ترس، باد نخوت، باد شهوت، باد فریب ... بادها بسیارند، اما تو کارت باید حفاظت از نوری باشد که در دل داری. یاری بجو، همدل و همراه. یار خوب لاله آن چراغ را می ماند؛ یا باز به تعبیر مولانا پوستینی که تو را از سرما حفظ می کند.
چراغی که باید زنده نگهداری، امید است. امیدت را از دست مده که ابلیس می شوی. ابلیس یعنی ناامید. آن اندک گرما و نوری که داری را با هم نشین شدن با دوستان خوب نگهبان باش. یار خوب همان چشم انداز امید است؛ "او" هست، یعنی خوبی و پاکی و راستی و درستی هست. "او" هست، عطر هست، نور هست، شکَّر هست.
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گل های تر دارد
در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
مولانا
✍سودابه کریمی
#سروش_مولانا
@ghazaliatmowlana
@sorooshemewlana
..
فتادیم، فتادیم بدانسان که نخیزیم
ندانیم، ندانیم چه غوغاست خدایا
#مولانا
بر خود خیمه زنیم،
سایهبان آرامشِ ما،
ماییم
#سهراب_سپهری
ماییم و خزانی و دل بی بر و باری
گور پدر باغ و بهاری که تو داری!
ای بغض هزاران شبه! ای ابر سخنریز
یک وقت بر این خاک ترکخورده نباری
جوبار لهیب است غزلمرثیهی اشک
نگذار بسوزیم در این دوزخ جاری
گاهی قلمی هرزهقدم شو که دمادم
بیهودگی روز و شبم را بنگاری
بردار و ببر جای دگر هر چه قرار است
در خاک خیانتزدهی عشق، بکاری
از عرعر و عوعو بنویسید برایم
ما را چه به زیبایی آواز قناری
هرگز کسی از شاعر بنبست نپرسید:
غیر از غزلی تیره چه داری که بباری؟
بگذار تو را نیز به دشنام بگیریم
حالا که به کار دل ما کار نداری
#علی_اکبر_یاغی_تبار
تهدید مکن سینهی ما را به جهنم
دریا زده از خیسی باران نهراسد!
#صائب
در من بِدَمی ؛ من زنده شوم
یک جان چه بُوَد ؛ صد جانِ منی
#مولانا
اگر غم را چو آتش دود بودی
جهان تاریک بودی جاودانه
در این گیتی سراسر گر بگردی
خردمندی نیابی شادمانه
#شهید_بلخی
«چیست این سقف بلند سادهٔ بسیارنقش؟
زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست.»
#حافظ
ما زبان را ننگریم و قال را
ما درون را بنگریم و حال را
ناظر قلبیم اگر خاضع بوَد
گرچه گفت لفظ ناخاضع رود
«مثنوی معنوی»
#مولانا
نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا درِ میکده شادان و غزلخوان بروم
به هواداری او ذَرِّه صفت، رقصکنان
تا لبِ چشمهی خورشیدِ درخشان بروم
#حافظ
🎵رِنگ سه گاه
آهنگساز و نوازنده تار: استاد بیگجه خانی
نوازنده قاوال: استاد محمود فرنام
طراحی و اجرای رقص: شیدا دبیر
#رقص_ایرانی_کلاسیک#موسیقی_سنتی#نگارگری#معماری_ایرانی
یا درین ره آيدم آن کام من
یا چو باز آیم ز ره سوی وطن
بوک موقوفست کامم بر سفر
چون سفر کردم بیابم در حضر
یار را چندین بجویم جد و چست
که بدانم که نمیبایست جست
آن معیت کی رود در گوش من
تا نگردم گرد دوران زمن
کی کنم من از معیت فهم راز
جز که از بعد سفرهای دراز
#مثنوی
ما اگر قلاش و گر دیوانه ایم
مست آن ساقی و آن پیمانه ایم
بر خط و فرمان او سر می نهیم
جان شیرین را گروگان می دهیم
#مولانا
تا نیک ندانی که سخن عینِ صَواب است
باید که به گفتن، دهن از هم نگشایی
گر راست سخن گویی و در بند بمانی
بِه زآن که دروغت دهد از بند، رهایی
#سعدی
واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ می دانی مسلمانی به چیست؟
صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت، هم کلید بندگیست
گفت زین معیار اندر شهر ما
یک مسلمان هست، آن هم ارمنیست!
#پروین_اعتصامی
این، تنها صدای بهجامونده از سهراب سپهری است؛ شاعری که بیشتر با شعرهایش شناخته میشه تا صدایش...
اگر تا امروز صدای او را نشنیدید، این چند ثانیه را از دست ندید✨🌿.
به نظرتون، شنیدن صدای یک شاعر، چقدر نگاهتون رو به شعرهاش عوض میکنه؟
تو هیچ عهد نبستی که عاقبت نشکستی
مرا بر آتش سوزان نشاندی و ننشستی
بنای مهر نمودی که پایدار نمانَد
مرا به بند ببستی خود از کمند بجَستی
دلم شکستی و رفتی خلاف شرط مودّت
به احتیاط رو اکنون که آبگینه شکستی
چراغْ چون تو نباشد به هیچ خانه ولیکن
کس این سرای نبندد در این چنین که تو بستی
گرَم عذاب نمایی به داغ و درد جدایی
شکنجه صبر ندارم بریز خونم و رَستی
بیا که ما سرِ هستی و کبریا و رُعونت
به زیر پای نهادیم و پای بر سر هستی
گرَت به گوشهٔ چشمی نظر بُود به اسیران
دوای درد من اول که بیگناه بخستی
هر آن کَست که ببیند روا بود که بگوید
که من بهشت بدیدم به راستی و درستی
گرت کسی بپرستد ملامتش نکنم من
تو هم در آینه بنگر که خویشتن بپرستی
عجب مدار که سعدی به یاد دوست بنالد
که عشق موجب شوق است و خَمر علت مستی
#سعدی
هر پاییز در جنگل قدم میزنم
تا چهرهام را با باران بشویم،
برگی زرد
برگی سرخ
برگی شعلهور چون آتش،
از خودم میپرسم:
به راستی اینها برگاند یا اندیشههای درختان؟!
آیا جنگل هم اندوهگین میشود
و گریه میکند؟
آیا جنگل هم خاطرهها را درک میکند
آیا درد میکشد
آیا ناله میکند؟!
آیا درختان گذشتهشان را به خاطر میآورند؟
سعاد الصباح
اینکه میگم بهش فکر کن اتفاق میفته رو مولانا قشنگ تر میگه:
اندیشهات جایی رَوَد، وآنگه تو را آن جا کِشَد
#مولانا
دم به دم تنگ كنم دايرهی خلوت خويش
تا بدانجا كه دهم دل به دل صحبت خويش
دوری و دوستی و حرف كم و رنجش كم
با چنين شيوه توان داشت نگه عزّت خويش!
ُ#معینی_کرمانشاهی
دوست من یک شعری که خیلی دوست داری ما رو مهمون کن 🙏♥️
Читать полностью…
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
در قلب شیراز، نام شاعری جاودانه است که عشق را به زبان فارسی پیوند زد.
۲۰ مهر، روز بزرگداشت لسانالغیب، حافظ شیرازی
In the heart of Shiraz,
The Legacy of One of Persia’s Greatest Poets Lives On
October 12 | Hafez Day
#Iran #ایران #Hafezieh #حافظیه
از بهرِ بوسهای ز لبش جان همیدهم
اینم همیسِتانَد و آنم نمیدهد
مُردم در این فِراق و در آن پرده راه نیست
یا هست و پرده دار نشانم نمیدهد
#حافظ
این چنین زیر و زبر عالم نمیماند مُدام
مینِشاند چرخ هر کس را به جای خویشتن
#صائب_تبریزی
.
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد؛
۵۰ سال پیش در چنین شبی استاد #شجریان به همراه استاد محمدرضا #لطفی و ناصر #فرهنگفر در حافظیهی شیراز، در حال اجرای اثری مهم و ماندگار بودند.
آن شب بود که شاگردان استاد برومند، کنسرت راست پنجگاه را اجرا کردند تا دستگاهی مهجور و فراموش شده، با هنرنمایی هنرمندان توانمند آن روزگار باز به گوش مردمان برسد.
#شجریان
امروز کسی محرم اسرار کسی نیست
ما تجربه کردیم، کسی یار کسی نیست
هر مرد شتر دار اویس قرنی نیست
هر شیشه ی گلرنگ عقیق یمنی نیست
هر سنگ و گلی گوهر نایاب نگردد
هر احمد و محمود رسول مدنی نیست
بر مرده دلان پند مده خویش نیازار
زیرا که ابوجهل مسلمان شدنی نیست
با مرد خدا پنجه میفکن چو نمرود
این جسم خلیل است که آتش زدنی نیست
خشنود نشو دشمن اگر کرد محبت
خندیدن جلاد ز شیرین سخنی نیست
#مولانا
زاهد زِ راهِ شرع کند منع ما زِ دوست
شرعی که رَہ به دوست ندارد ، ضلالت است
#وصال_شیرازی
پرده پرده آنقدر از هم دریدم خویش را
تا که تصویری ورای خویش دیدم خویش را
خویش،خویش من هم اینک از درصلح آمده است
بسکه گوش از خلق بستم تا شنیدم خویش را
برده داران زمانها چوب حراجم زدند
دست اول تا بر آمد خود خریدم خویش را
بزم سازان جهان مِی از سبوی پُر خورند
من تهی پیمانه بودم سر کشیدم خویش را
#معینی_کرمانشاهی
🟦نوزدهم امردادماه ۱۴۰۵
🟨درگذشت #هوشنگ_ابتهاج
💠#كانون_شاهنامه_فردوسي_توس
💠#بنیاد_فردوسی_توس
🆔 http://bonyadferdowsitous.ir/
🆔/channel/bonyadeferdowsitous
🆔https://www.instagram.com/bonyadeferdowsitous
🆔https://www.aparat.com/BonyadeFerdowsiMashad
🆔https://www.youtube.com/channel/UCP207h1pOJJQu4UTkUrUq1Q
.
✨غزل ۵۶۳
دلا نزد کسی بنشین، که او از دل، خبر دارد
به زیر آن درختی رو، که او، گلهای تر دارد
درین بازار عطاران، مرو هرسو، چو بیکاران
به دکّانِ کسی بنشین، که در دکّان، شکر دارد
ترازو گر نداری پس تو را زو، ره زند هرکس
یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد
تو را بر در نشاند او به طراری که میآید
تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد
به هر دیگی که میجوشد میاوَر کاسه وُ منشین
که هر دیگی که میجوشد، درون چیزی دگر دارد
نه هر کلکی شکر دارد، نه هر زیری زبر دارد
نه هر چشمی نظر دارد، نه هر بحری گهر دارد
بنال ای بلبل دستان ازیرا نالهٔ مستان
میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد
بنه سر گر نمیگنجی که اندر چشمهٔ سوزن
اگر رشته نمیگنجد از آن باشد که سر دارد
چراغ است این دل بیدار به زیر دامنش میدار
از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد
چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمهای گشتی
حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد
چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی
که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد
#مولانا
#غزلیات_شمس
#سروش_مولانا
@sorooshemewlana
قسمتی از آلبوم «در گلستانه»
آهنگساز: #هوشنگ_کامکار
آواز: #شهرام_ناظری
شعر: #سهراب_سپهری
دکلمه: #احمدرضا_احمدی