k1samani_channel | Неотсортированное

Telegram-канал k1samani_channel - دِرَنـــگ

-

از هرچه می‌بینیم به‌سادگی نگذریم؛ گاهی کمی دِرَنگ کنیم و به تماشا بنشینیم. راه ارتباط: @k1samani

Подписаться на канал

دِرَنـــگ

🔷 موانع اجتماعی گفت‌وگو در ایران

در مورد اهمیت، کارکرد و نقش گفت‌وگو در حل مسائل و مشکلات سخنان بسیاری گفته شده است و منابع متعددی هم در این زمینه یافت می‌شود؛ از کتاب و مقاله گرفته تا ویدئو و اینفوگرافی و دوره‌ٔ آموزشی و سخنرانی. در همین کانال هم چند پست به این موضوع اختصاص یافته است [7-2].

دکتر حسین قاضیان، جامعه‌شناس، در یک مجموعه ویدئو در مورد موانع اجتماعی گفت‌وگو در ایران صحبت کرده است. این مجموعه از هشت بخش تشکیل شده است به‌اضافه‌ٔ یک ویدئو به‌عنوان مقدمه و چهار جلسهٔ پرسش و پاسخ. مدت هر ویدئو حدود دوازده دقیقه است و مدت جلسات پرسش و پاسخ حدود نیم ساعت (در مجموع سیزده ویدئو). دیدن این ویدئوها را به همهٔ‌ کسانی که به «گفت‌وگو» علاقه‌مند اند توصیه می‌کنم. دکتر حسین قاضیان این مجموعه را با بیانی روشن و شیوا و ساختاری منظم ارائه کرده است.

این مجموعه در سایت بالاویزیون در دسترس است [1].

@k1samani_channel


[1] https://www.balavision.com/programs/5ahawve
[2] /channel/k1samani_channel/27
[3] /channel/k1samani_channel/87
[4] /channel/k1samani_channel/165
[5] /channel/k1samani_channel/166
[6] /channel/k1samani_channel/189
[7] /channel/k1samani_channel/195

Читать полностью…

دِرَنـــگ

🔷 ۵۱ام تا ۱۰۰ام

نزدیک به دو سال دیگر هم گذشت و تعداد پست‌ها به صد رسید. از همه‌ی همراهان صمیمانه سپاسگزارم.

فهرست پنجاه پست دوم:

۵۱. یک‌ سالگی (فهرست پنجاه پست اول)
۵۲. قصه‌های خوب، بچه‌های خوب
۵۳. دو گوش و یک زبان
۵۴. قوی سیاه
۵۵. تکرار
۵۶. ویروس، باکتری، سلول
۵۷. ریاضیات و بیماری‌های واگیردار
۵۸. اثر جمعیت در پخش بیماری
۵۹. روز عدد π
۶۰. سال نو مبارک
۶۱. زاویهٔ دید و ضریب بازتاب
۶۲. خطا
۶۳. ویروس‌ها و آدم‌ها
۶۴. شمارش
۶۵. دانشگاه و جامعه
۶۶. میانگین
67. Tensegrity
۶۸. جلال صمیمی (۱۳۱۹ - ۱۳۹۹)
۶۹. کرونا، اطلاعات نادرست، اخبار جعلی
۷۰. پرسیدن مهم‌تر از پاسخ دادن است.
۷۱. رتبه‌بندی دانشگاه‌ها
۷۲. قانون کمپبل
۷۳. قانون کمپبل، دو مثال
۷۴. جایزهٔ نوبل فیزیک ۲۰۲۰
۷۵. ریاضیات و واقعیت فیزیکی
۷۶. ما و «بیلی باد»هایمان
۷۷. علم ادیان، علم ابدان
۷۸. این روزها
۷۹. عالم بر مثال کوه است
۸۰. ده قاعدهٔ ساده
۸۱. هوش مصنوعی
۸۲. یک شعر، دو وزن، یک آواز
۸۳. در ردّ دوگانه‌انگاری؛ راهنمای عملی
۸۴. «فوروارد» کنیم یا نکنیم؟
۸۵. افتخار
۸۶. ایدهٔ دانشگاه
۸۷. هزار و چهارصد
۸۸. کارگاه شبکه‌های پیچیده
۸۹. تخت پروکروستس
۹۰. در هوای حق و عدالت
۹۱. هنر همیشه برحق بودن
۹۲. مردان بزرگ، خطاهای بزرگ
۹۳. گام‌های کوچک توسعه
۹۴. آفرین؛ خیلی چیزا بلدی
۹۵. لذت ناشناخته‌ها
۹۶. فرآیندهای دینامیکی در شبکه‌های پیچیده
۹۷. نقطه‌ها
۹۸. جایزه‌ی نوبل فیزیک ۲۰۲۱
۹۹. دام هوش
۱۰۰. یک سؤال ساده

@k1samani_channel

Читать полностью…

دِرَنـــگ

🔷 جایزه‌ی نوبل فیزیک ۲۰۲۱

جایزه‌ی نوبل فیزیک سال ۲۰۲۱ به دو اقلیم‌شناس و یک فیزیک‌دان رسید. وجه مشترک این سه نفر را می‌توان سهم مؤثر و پیشگامانه‌ی آن‌ها در تحول درک ما از فیزیک سامانه‌های پیچیده دانست.

برای توضیحات بیشتر روی دکمه‌ی INSTANT VIEW بزنید.

@k1samani_channel

Читать полностью…

دِرَنـــگ

🔷 علم ادیان، علم ابدان

▪️برخی معتقدند که معنی «العِلمُ عِلمان، عِلم‌ُ الأدیان و عِلم‌ُ الأبدان»(*) این است که فقط علوم دینی و علوم پزشکی علم اند و بقیهٔ رشته‌ها علم محسوب نمی‌شوند و حداکثر از مقولهٔ فضل اند. ترکیب «عُلَما و فُضَلا» هم از همین‌جا آمده است. فردی را می‌شناختم که رشتهٔ ریاضی را به همین دلیل رها کرد، مبادا کاری خلاف امر دین انجام داده باشد. این عبارت را در ابتدای بعضی کتاب‌‌های پزشکی هم دیده‌ام.

▪️مولوی در کتاب فیه ما فیه تعبیر متفاوتی از این حدیث دارد:

هر علمی که آن به‌ تحصیل و کسب در دنیا حاصل شود، آن علمِ ابدان است و آن علم که بعد از مرگ حاصل شود، آن علمِ ادیان است. دانستنِ علمِ «اَنَاالحق» علمِ ابدان است، «اَنَاالحق» شدن علمِ ادیان است. نورِ چراغ و آتش را دیدن علمِ ابدان است، سوختن در آتش یا در نورِ چراغ علمِ ادیان است. هر چه آن دید است علمِ ادیان است، هر چه دانش است علمِ ابدان است [۱].

(*) علم بر دو نوع است: علم ادیان و علم ابدان.

[۱] مقالات مولانا (فیه ما فیه)، مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، ویرایش متن: جعفر مدرس صادقی، نشر مرکز، ۱۳۷۴.

@k1samani_channel

Читать полностью…

دِرَنـــگ

🔷 ریاضیات و واقعیت فیزیکی

دو روز پیش راجر پنروزِ ریاضی‌دان، برندهٔ جایزهٔ نوبل فیزیک شد. بیش از پنجاه سال پیش پنروز نشان داد که وجود سیاهچاله‌ها نتیجه‌ٔ مستقیمی از نظریهٔ نسبیت عام اینشتین است و سیاهچاله‌ها می‌توانند در عالم واقع وجود داشته باشند. این اولین باری نیست که یک واقعیت فیزیکی که به‌طور نظری (یعنی با ابزار و محاسبات ریاضی) پیش‌بینی شده است، پس از مدتی در آزمایشگاه یا طبیعت مشاهده می‌شود. فاصلهٔ زمانی پیش‌بینی نظری و مشاهدهٔ تجربی گاه ده‌ها سال بوده است. نمونه‌های آن کم نیستند: پیش‌بینی انحنای مسیر نور هنگام عبور از نزدیکی یک ستارهٔ پرجرم (اینشتین)، پیش‌بینی وجود پوزیترون (دیراک) یا ذرهٔ‌ هیگز (هیگز) و بسیاری موارد دیگر.

رابطه‌ٔ ریاضیات با علوم دیگر، به‌ویژه فیزیک، همیشه منشأ بحث‌های فراوانی بوده است. مثلاً این که علت کارآیی نامعقول ریاضیات در علوم طبیعی [1] چیست؟ رابطه‌ٔ ریاضیات با واقعیت فیزیکی چیست؟ آیا ریاضیات اختراع ذهن انسان است یا خود وجود مستقلی است که ذهن انسان فقط آن را کشف می‌کند؟ در این وبگاه¹ گفت‌وگوهای رابرت کیون با چند ریاضی‌دان و فیزیک‌دان برجسته را می‌بینید [2]. گفت‌وگوی او با راجر پنروز و استیون واینبرگ بسیار شنیدنی است، به‌خصوص که دیدگاه‌های این دو دانشمند برجسته عمدتاً در تقابل با هم قرار می‌گیرد.

1. از دکتر سیدنادر رسولی برای معرفی این وبگاه سپاس‌گزارم.

[1] Eugene Wigner, "The Unreasonable Effectiveness of Mathematics in the Natural Sciences", Communications in Pure and Applied Mathematics, 13, 1-14 (1960).
[2] https://www.closertotruth.com/series/mathematics-invented-or-discovered

@k1samani_channel

Читать полностью…

دِرَنـــگ

🔷 قانون کمپبل، دو مثال

دوستانی پیام دادند که قانون کمپبل در پست قبلی نیاز به توضیح یا مثال دارد. از این دوستان سپاس‌گزارم و امیدوارم مثال‌های زیر روشنگر باشد.

▪️مثال اول: یکی از روش‌های نشر و به اشتراک گذاشتن نتایج پژوهش‌های علمی نوشتن مقالهٔ پژوهشی است. تعداد مقاله‌های یک پژوهشگر می‌تواند نشان‌گری برای میزان و اهمیت کارهای او باشد. ممکن است از این نشان‌گر کمّی برای بعضی تصمیم‌گیری‌ها استفاده شود. مثلاً در ارتقای مرتبه‌ٔ اعضای هیأت علمی مؤثر باشد یا یکی از ملزومات دفاع از تز دانشجویان دکتری باشد. در سال‌های اخیر مبلغی هم به‌عنوان تشویق به نویسندهٔ‌ مقاله پرداخت می‌شود. به‌مرور چاپ مقاله به‌جای این‌که روشی برای انتشار دستاوردهای پژوهشی باشد، کارکردهای دیگری پیدا می‌کند و خود تبدیل به هدف می‌شود. تعداد مقاله‌های بی‌کیفیت و بی‌محتوا زیاد می‌شود و حتی افراد و مؤسساتی پیدا می‌شوند که با دریافت پول از متقاضیان برای آن‌ها مقاله می‌نویسند. توصیفی خواندنی از این ماجرا را در این یادداشت ببینید.

▪️ مثال دوم را از کتاب استبداد سنجه‌ها¹ نقل می‌کنم: مطالعات زیادی انجام شده است که نشان می‌دهد وقتی جراحان بر اساس میزان عمل‌های موفق‌شان رده‌بندی می‌شوند یا پاداش داده می‌شوند، برخی از آن‌ها از انجام عمل‌های جراحی‌‌ پیچیده‌ای که احتمال موفقیت‌شان کم است امتناع می‌کنند تا موقعیت‌شان در رده‌بندی و اعتبار و پاداش ناشی از آن را از دست ندهند؛ و این البته به بهای جان بیمارانی تمام می‌شود که به همین دلیل عمل جراحی مناسبی روی آن‌ها انجام نمی‌شود یا به‌کلی نادیده گرفته می‌شوند.

▪️در کتاب استبداد سنجه‌ها مثال‌های متعدد دیگری هم می‌توان یافت. در اطراف خودمان هم با کمی دقت نمونه‌های زیادی از قانون کمپبل پیدا می‌کنیم.

1. Jerry Z. Muller, "The Tyranny of Metrics", (Princeton University Press 2018).

@k1samani_channel

Читать полностью…

دِرَنـــگ

🔷 رتبه‌بندی دانشگاه‌ها

▪️سدریک ویلانی، ریاضی‌دان شهیر فرانسوی و برنده‌ٔ نشان فیلدز، در کتاب تولد یک قضیه ماجرای دیدار و گفت‌وگوی خود با آلیس چانگ، ریاضی‌دان چینی، را نقل می‌کند. در میان گفت‌وگو موضوع رتبه‌بندی شانگهای (یکی از معروف‌ترین رتبه‌بندی‌های دانشگاه‌ها) مطرح‌ می‌شود. ویلانی می‌گوید: فکر می‌کردم چون او چینی است حتماً از این رتبه‌بندی احساس غرور می‌کند، ولی اشتباه می‌کردم. او گفت: سدریک، رتبه‌بندی شانگهای دیگر چیست؟! وقتی برایش توضیح دادم، طوری نگاه‌ام کرد که انگار دست‌اش انداخته‌ام. گفت: نمی‌فهمم؛ چرا این رتبه‌بندی چینی این‌قدر در فرانسه مهم شده است؟!

▪️نهادها و سازمان‌های متعددی هستند که کار رتبه‌بندی دانشگاه‌ها را انجام می‌دهند. از معروف‌ترین آن‌ها می‌توان به رتبه‌بند‌های شانگهای و تایمز اشاره کرد. روش کار آن‌ها این است که معیارهایی تعریف می‌کنند و امتیاز هر دانشگاه را بر اساس هر کدام از معیارها حساب می‌کنند و دانشگاه‌ها را بر حسب مجموع امتیازهایشان مرتب می‌کنند. همهٔ‌ رتبه‌بندی‌ها از معیارهای یکسانی استفاده نمی‌کنند ولی به‌عنوان مثال می‌توان به برخی از آن‌ها که عام‌ترند اشاره کرد: تعداد مقالات چاپ شده و ارجاعات به آن‌ها، نسبت تعداد استاد به دانشجو، و حتی تعداد برندگان جایزهٔ نوبل در یک دانشگاه.

▪️رتبه‌بندی‌ می‌تواند به دانشگاه‌ها کمک کند تخمینی از جایگاه خود به‌دست آورند و در ارتقای عملکرد خود بکوشند. برای تبلیغات و جلب امکانات و حمایت‌های مالی و جذب دانشجویان هم مؤثر است. همچنین می‌تواند به دانشجویان در انتخاب محل تحصیل‌شان کمک کند.

▪️از طرفی، اهمیت‌دادن بیش از حد به این رتبه‌بندی‌ها موجب می‌شود دانشگاه‌ها به‌جای دنبال کردن اهداف اساسی، واقعی و سودمند برای جامعه و علم، در پی اهدافی باشند که جایگاه آن‌ها را در رتبه‌بندی ارتقا می‌دهد که نتیجه‌اش جز توهم پیشرفت نیست؛ زیرا دانشگاه‌ها از پرداختن به مواردی که برای توسعهٔ همه‌جانبهٔ دانشگاه لازم است غافل می‌شوند و بیشتر به جنبه‌هایی توجه می‌کنند که رتبه‌ٔ دانشگاه را ارتقا می‌دهد.
جالب است که بعضی مسئولان دانشگاهی در همان حال که رتبه‌ٔ دانشگاه‌شان را به رخ دیگران می‌کشند و در تبلیغات رسانه‌ای برجسته‌اش می‌کنند، به‌ فلان دانشگاه کوچک که رتبه‌ٔ بالایی دارد طعنه می‌زنند که رتبه‌شان نشان‌دهنده‌ٔ کیفیت آن‌ها نیست.

▪️رتبه‌بندی دانشگاه‌ها اگر در حد بازی‌های رسانه‌ای و یا ابزاری برای خودنمایی مدیران و اصحاب قدرت و سیاست باشد، ایرادی ندارد. فاجعه آن‌جاست که دانشگاهیان هم ناخودآگاه گرفتار این بازی شوند و به‌جای توجه به رشد دانشگاه و رفع آفت‌های آن، ارتقا در رتبه‌بندی را هدف خود قرار دهند و آفتی بر آفت‌ها بیفزایند.

@k1samani_channel

Читать полностью…

دِرَنـــگ

🔷 کرونا، اطلاعات نادرست، اخبار جعلی

آیا استفاده از بعضی روغن‌های گیاهی یا نوشیدن مواد ضد‌عفونی‌کننده در درمان کرونا مؤثر است؟ آیا حبس ده‌ثانیه‌ای نفس راهی برای تشخیص کرونا ست؟ آیا حقیقت دارد که پوتین ۵۰۰ شیر در خیابان‌های مسکو رها کرد تا مردم را وادار کند در خانه بمانند؟

خبرهای جعلی، درمان‌های من‌درآوردی، افسانه‌ها و ادعاهای عجیب در مورد ویروس کرونا با چنان سرعتی در میان مردم و به‌ویژه در فضای مجازی پخش می‌شود که سازمان بهداشت جهانی آن را یک اینفودمی گسترده¹ نامیده است. یکی از علل انتشار گسترده‌ٔ اطلاعات نادرست، ناشناخته بودن این بیماری و تقاضای فراوان برای به‌دست آوردن اطلاعات بیش‌تر در مورد آن است. گاهی اطلاعات نادرست می‌تواند جان انسان‌های زیادی را به خطر اندازد. متخصصان، دانش‌پیشگان و رسانه‌ها نقش مهمی در تولید و انتشار اخبار و گزارش‌های درست و موثق دارند.

مجله‌ٔ نیچر در یادداشتی به نقش دانش‌پیشگان و متخصصان در مقابله با اخبار نادرست پرداخته است و در پایان هشت محک برای تشخیص اخبار و اطلاعات درست از نادرست ارائه کرده است.

۱. منبع نامشخص. اخباری که منبع موثقی ندارند را باید همیشه با دیده‌ٔ تردید نگاه کرد. مثلاً اخباری از این دست: «دوست دوستم که پزشک است می‌گوید ...» یا «دانشمندان می‌گویند...»

۲. زبان نادقیق و غیرعلمی. بیشتر منابع معتبر خبرها و اطلاعات خود را با زبان و اصطلاحات درست و دقیق بیان می‌کنند. بنابراین اخباری که در آن‌ها غلط‌های نگارشی زیادی دیده می‌شود را نباید بدون تحقیق پذیرفت.

۳. تحریک احساسات. همیشه مراقب خبرهایی که شما را شدیداً عصبانی یا خوشحال می‌کنند باشید. انتشاردهندگان چنین خبرهایی می‌دانند که تحریک احساسات راهی برای پخش بیشتر خبرهای آن‌هاست.

۴. منبع خاص. اخباری که فقط از یک منبع گزارش شده است نیاز به دقت بیشتر دارد، به‌ویژه آن‌هایی که ادعا می‌کنند در مورد چیزی صحبت می‌کنند که از شما پنهان شده است.

۵. شناسه‌های جعلی. اخباری که شناسه‌ٔ منبع آن‌ها جعلی است؛ مثلاً
 @BBCNewsTonight
گاهی نیز از تصویرهای گمراه‌کننده و نشانی‌های وب جعلی استفاده می‌شود.

۶. به‌اشتراک‌گذاری افراطی. کسانی که شما را ترغیب می‌کنند اخبار هیجان‌انگیزشان را با دیگران به اشتراک بگذارید، ممکن است هدفی غیر از اطلاع‌رسانی داشته باشند؛ مثلاً رسیدن به سهمی از درآمد تبلیغات.

۷. ردّ پول را بگیرید. به این فکر کنید که چه کسی یا کسانی از این که شما بعضی ادعاهای عجیب‌وغریب را باور کنید منتفع می‌شوند.

۸. بررسی واقعیت. سابقهٔ خبرها را به‌دقت بررسی کنید و سر و ته داستان را در آورید. وب‌سایت‌ها و مراجعی هستند که کارشان همین است (fact-checking) و با مراجعه به آن‌ها می‌توانید از درستی برخی اخبار مطلع شوید.

1. massive infodemic

منبع:
https://www.nature.com/articles/d41586-020-01834-3

@k1samani_channel

Читать полностью…

دِرَنـــگ

🔷 Tensegrity

کلمهٔ Tensegrity از ترکیب tension و integrity ساخته شده است. اگر از تعریف دقیق آن بگذریم، این کلمه به مجموعه‌ٔ اصول و روش‌های ساختن سازه‌هایی خاص اطلاق می‌شود که با ترکیبی از کشش و فشار، به شکلی عجیب و در نگاه اول باورناپذیر در تعادل اند.

واژهٔ Tensegrity را نخستین بار دانشمند و معمار مشهور آمریکایی، باکمینستر فولر¹، در دههٔ ‌۱۹۶۰ به‌کار برد و این‌گونه تعریف‌اش کرد: جزیره‌هایی از فشار در دریایی از کشش². (فولر همان کسی است که مولکول معروف C₆₀ که از ۶۰ اتم کربن تشکیل شده و شبیه توپ فوتبال است، به نام او فولرین³ یا باکی‌بال⁴ نام‌گذاری شده است).

در سازه‌ای که می‌بینید، وزن صفحهٔ بالایی را ریسمان وسطی تحمل می‌کند و تعادل آن را ریسمان‌های کناری به عهده دارند. چنین سازه‌هایی را در زبان فارسی سازه‌های کش‌بستی هم می‌نامند.

1. Richard Buckminster Fuller (1895 - 1983).
2. Islands of compression in a sea of tension.
3. Fullerene
4. buckyball

@k1samani_channel

Читать полностью…

دِرَنـــگ

🔷 قدرت بی‌قدرتان

«قدرت بی‌قدرتان» کتابی است از واتسلاف هاول، نمایش‌نامه نویس و سیاست‌مدار اهل جمهوری چک. این کتاب را انتشارات فرهنگ نشر نو با ترجمهٔ احسان کیانی‌خواه منتشر کرده است. کتاب در سال ۱۹۷۸ در قالب یک جستار بلند نوشته شده است.

موضوع کتاب زیستن در نظام‌هایی است که هاول آن‌ها را «پساتوتالیتر» می‌نامد: نظام‌هایی که در آن‌‌ها میان اهداف نظام و اهداف زندگی مغاکی عمیق وجود دارد و ایدئولوژی با پلی از توجیه‌ها که بین نظام و فرد می‌زند شکاف میان این اهداف را پر می‌کند. نظامی که همیشه و در هر قدم مردم را لمس می‌کند اما همیشه با دستانی پوشیده در دستکش‌های ایدئولوژیک. در چنین نظامی هر فردی به شیوهٔ خودش هم قربانی نظام است هم پشتیبان آن.

در این کتاب ایدهٔ‌ اساسی هاول برای مقابله با نظام پساتوتالیتر زیستن در دایرهٔ حقیقت است: اگر زیستن در چنبرهٔ دروغ ستون اصلی نظام باشد، پس جای شگفتی ندارد که مهم‌ترین تهدید برای آن زیستن در دایرهٔ حقیقت و واقعیت باشد.

با وجود شرایط خاص زمانی و مکانی نوشتن کتاب و با وجود گذشت بیش از ۴۰ سال از نگارش آن، نگرش ژرف و دید روشن هاول هنوز تازه، آموزنده و الهام‌بخش است.
پست‌های زیر را هم، دربارهٔ‌ همین کتاب، ببینید (به‌ویژه آخری):

/channel/nashrenow/2168
/channel/bahmanbookz/2346
/channel/bahmanbookz/2347
/channel/kaleme/29026

@k1samani_channel

Читать полностью…

دِرَنـــگ

🔷 دام هوش

▪️چرا آدم‌های باهوش گاهی مرتکب خطاهای وحشتناک و اشتباهات احمقانه‌ای می‌شوند؟
▪️چگونه می‌توان تصمیم‌های خردمندانه‌تری گرفت؟
▪️آی‌کیو و تحصیلات چه‌قدر می‌توانند از ما در برابر اشتباهات محافظت کنند؟

این یادداشت مرور کوتاهی است بر کتاب «دام هوش» نوشته‌ی دیوید رابسون.

The Intelligence Trap
David Robson
(Hodder & Stoughton, London 2019)

نوشته‌های مرتبط:
/channel/k1samani_channel/21
/channel/k1samani_channel/73

@k1samani_channel

Читать полностью…

دِرَنـــگ

🔷 این روزها

▪️تلقین

این روزها که می‌گذرد
شادم
این روزها که می‌گذرد
شادم
که می‌گذرد
این روزها
شادم که می‌گذرد... [۱]

[۱] قیصر امین‌پور، دستور زبان عشق، انتشارات مروارید، ۱۳۸۶.

@k1samani_channel

Читать полностью…

دِرَنـــگ

🔷 ما و «بیلی باد»هایمان

▪️بیست و هفت-هشت سال پیش بود. برنامه‌ٔ هنر هفتم زنده‌یاد اکبر عالمی. فیلم بیلی باد.

▪️سال ۱۷۹۷ میلادی است. بیلی باد جوانی خوش‌سیما، پاک‌طینت، مهربان و قوی است که در یک کشتی تجاری کار می‌کند. در شرایط جنگی، کشتی‌های جنگی مجازند ملوان‌های کشتی‌های تجاری را به‌ خدمت بگیرند. بیلی باد به یک کشتی جنگی بریتانیایی منتقل می‌شود و خیلی زود در میان ملوانان دیگر محبوبیت می‌یابد. سرملوان کشتی شرارت و زعارتی دارد که آدم را یاد بوسهل زوزنی می‌اندازد. مدام در پی چزاندن ملوان‌ها و مجازات آن‌ها با شلاق است. یک بار یکی از ملوان‌ها را که سخت بیمار است بالای دکل می‌فرستد؛ ملوان از آن بالا سقوط می‌کند و کشته می‌شود.

بیلی باد به‌دلیل شایستگی ارتقا می‌یابد و مسئول دکل جلوی کشتی می‌شود. تحمل این محبوبیت و ارتقای بیلی باد برای سرملوان سخت است. به‌دروغ به ناخدای کشتی می‌گوید که بیلی باد و چند ملوان دیگر قصد شورش دارند. ناخدا از او می‌خواهد که همان حرف‌ها را جلوی بیلی باد تکرار کند. چنین می‌کند. ناخدا به بیلی باد می‌گوید که از خود دفاع کند. بیلی باد روحیه‌ای حساس و لطیف دارد و هر وقت متأثر می‌شود یا تحت فشار عصبی قرار می‌گیرد زبانش می‌گیرد و نمی‌تواند صحبت کند. در همان حال که سرملوان مشغول تکرار دروغ‌هایش است، بیلی‌باد که زبانش بند آمده و قادر به دفاع از خود نیست، با مشت ضربه‌ای به شقیقهٔ سرملوان وارد می‌کند. سرملوان می‌افتد و جان می‌دهد.

ناخدا و افسران کشتی دادگاه نظامی تشکیل می‌دهند و علیرغم میل‌شان مجبور می‌شوند برای رعایت قانون بیلی باد را به اعدام محکوم کنند. مراسم اعدام در میان اعتراض ملوان‌ها برگزار می‌شود و بیلی باد به دار آویخته می‌شود. افسران از ملوان‌ها می‌خواهند که سر کارشان برگردند. ملوان‌ها خشم‌گین اند و چیزی نمانده که شورش آغاز شود. در همین حال یک کشتی جنگی فرانسوی به آن‌ها حمله می‌کند. ملوان‌ها بیلی باد را فراموش می‌کنند و مشغول دفاع از کشتی می‌شوند.

صدای راوی فیلم به‌گوش می‌رسد که می‌گوید: بقیه‌ٔ داستان جزء تاریخ دریانوردی است ولی اگر مرگ بیلی باد باعث بیدار شدن احساس عدالت‌خواهی در انسان‌ها شده باشد، مرگش مرگی پرثمر بوده.

▫️همه در یک کشتی نشسته‌ایم. بیلی باد هم کم نداشته‌ایم؛ ولی هوا سرد است و حواسمان پرت است؛ و همچنان و هنوز آب می‌ریزد پایین اسب‌ها می‌نوشند.

@k1samani_channel

Читать полностью…

دِرَنـــگ

🔷 جایزه‌ٔ نوبل فیزیک ۲۰۲۰

آکادمی علوم سوئد امروز اسامی برندگان جایزه‌ٔ نوبل فیزیک در سال ۲۰۲۰ را اعلام کرد. نیمی از این جایزه به راجر پنروز¹ ریاضی‌دان انگلیسی تعلق گرفت و نیم دیگر به‌طور مشترک به راینهارد گنتزل² اخترفیزیک‌دان آلمانی و آندره‌آ گز³ اخترفیزیک‌دان آمریکایی رسید [1].

▪️پنروز نشان داد که وجود سیاهچاله‌ها نتیجه‌ٔ مستقیمی از نظریهٔ نسبیت عام اینشتن است. اولین نتایج پنروز در این زمینه حدود ۵۵ سال پیش منتشر شد.

▪️گنتزل و گز هر کدام با گروه پژوهشی خود با رصد‌هایی که از اوایل دههٔ ۱۹۹۰ آغاز شد و سال‌ها به‌طول انجامید نشان دادند که یک شیٔ بسیار سنگین در مرکز کهکشان راه‌شیری وجود دارد که تنها توضیحی که در حال حاضر برای آن وجود دارد یک سیاهچالهٔ ابرسنگین است.

▪️جوران هانسن⁴، دبیرکل آکادمی علوم سوئد خبر برنده شدن این سه نفر را به پنج زبان سوئدی، انگلیسی، آلمانی، فرانسه و اسپانیولی خواند!

▪️اولف دانیلسون⁵ فیزیک‌دان سوئدی و عضو کمیته‌ٔ نوبل فیزیک در یک سخنرانی بی‌نظیر پنج دقیقه‌ای مبانی نظری سیاهچاله‌ها و رصدهایی را که گنتزل و گز و همکارانشان انجام داده بودند شرح داد، طوری که برای مخاطب غیرمتخصص هم قابل فهم باشد.

▪️پنروز یکی از داوران تز دکتری استیون هاؤکینگ⁶ فیزیک‌دان انگلیسی بود. هاؤکینگ  اگر در سال ۲۰۱۸ از دنیا نرفته بود احتمالاً یکی از برندگان جایزهٔ نوبل فیزیک امسال بود. پنروز معتقد است که هاؤکینگ کاملاً شایستگی دریافت این جایزه را داشته است [2].

▪️ آندره‌آ گز چهارمین زنی است که در تاریخ ۱۲۰ سالهٔ جایزه‌ٔ نوبل فیزیک این جایزه را دریافت می‌کند.

▫️ فیلم کامل مراسم اعلام اسامی برندگان جایزه‌ٔ نوبل فیزیک را می‌توانید در این‌جا ببینید.

‌‌‌‌1. Roger Penrose
2. Reinhard Genzel
3. Andrea Ghez
4. Göran K. Hansson
5. Ulf Danielsson
6. Stephen Hawking

[1] https://www.nobelprize.org/prizes/physics/2020/press-release/
[2] https://phys.org/news/2020-10-uk-nobel-physics-laureate-tribute.html

@k1samani_channel

Читать полностью…

دِرَنـــگ

🔷 قانون کمپبل

هر نشان‌گرِ کمّیِ اجتماعی، هرچه‌ بیشتر در تصمیم‌گیری‌ها مورد استفاده قرار گیرد، بیشتر در معرض فساد خواهد بود و بیشتر مستعد تحریف و فاسد کردن همان فرایند‌های اجتماعی‌ای خواهد بود که قرار بوده آن‌ها را رصد کند [1].

"The more any quantitative social indicator is used for social decision-making, the more subject it will be to corruption pressures and the more apt it will be to distort and corrupt the social processes it is intended to monitor.''

[1] Donald T. Campbell, "Assessing the impact of planned social change", Evaluation and Program Planning, 2 (1): 67–90 (1979).

@k1samani_channel

Читать полностью…

دِرَنـــگ

🔷 پرسیدن مهم‌تر از پاسخ دادن است.

▪️بخشی از درآمد کتاب:

وقتی کودک بودیم پرسش‌های کودکانه‌مان را با صراحت تمام می‌پرسیدیم: از کجا آمده‌ایم؟ هدف زندگی ما چیست؟ جهانی که در آن زندگی می‌کنیم چه‌ جور جهانی است؟ پس از مرگ چه بر سرمان می‌آید؟
... در دوران کودکی یکپارچه سؤال بودیم و جهان شگفتی ما را بر می‌انگیخت. بعد که بزرگ شدیم، تمام کنجکاوی کودکانه‌مان را دور ریختیم، و در زندان پاسخهایی گرفتار شدیم که پرسش‌های اساسی ما را سرکوب کرد. حالا دیگر این پرسش‌ها نمی‌توانند در ما انگیزه‌ای ایجاد کنند. ما پاسخها را یافتیم؛ اما در عوض راز را از دست دادیم. چطور این اتفاق افتاد؟

@k1samani_channel

Читать полностью…

دِرَنـــگ

🔷 جلال صمیمی (۱۳۱۹ - ۱۳۹۹)

استاد جلال صمیمی هم از میان ما رفت. معلم و دانشمندی فرهیخته‌، سخت‌کوش، فروتن، بی‌ادعا، صبور، عمیق و وسیع. هیچ‌وقت توفیق‌ نداشتم که شاگردش باشم ولی در دورهٔ کارشناسی ارشدم او را بسیار دیده بودم و در بعضی جلسات کلاس‌هایش شرکت کرده بودم. مردی با موهایی جو گندمی و عینکی خاص و نگاهی مهربان و پُرجلال و صمیمی.

رفتارش با دانشجویان بسیار محترمانه و محبت‌آمیز بود. یک‌بار که مدرس درس فیزیک ۱ بود، من هم یکی از دستیاران آموزشی‌اش بودم. درسی با حدود ۸۰۰ دانشجو که دکتر صمیمی تدریس‌اش را به‌عهده داشت و ما دستیاران هم برای دانشجویان که به گروه‌های کوچک‌تر تقسیم شده بودند، به‌عنوان کار دانشجویی تمرین حل می‌کردیم. برای تصحیح برگه‌های امتحانی، در اتاقی می‌نشستیم و هرکس مسئول تصحیح یک یا دو سؤال بود. دکتر صمیمی در روزهای تصحیح برگه‌، به خرج خودش ناهار مهمان‌مان می‌کرد. در پایان هم با مبلغی که در پاکت گذاشته بود و با احترام تمام به ما هدیه می‌کرد، از کارمان قدردانی می‌کرد. و چه‌قدر دلچسب‌تر از حق‌الزحمه‌ای بود که دانشگاه به ما می‌داد.

یکی از دوستان و همکلاسی‌های آن دوره‌‌ام از دکتر صمیمی نقل می‌کرد که در کلاسی گفته بود: شاید بتوان بزرگ‌ترین دستاورد بشر را «آموزش» دانست. بزرگ‌تر از برترین دستاوردهای علم و فناوری که زندگی بشر را دگرگون کرده است. نگاهی است عمیق از پژوهشگری درجه یک به مقوله‌ٔ آموزش.

یک‌بار هم که در سمینار کوتاهی در مورد یکی از کارهای فرعی‌اش صحبت می‌کرد، گفت: «کار پژوهشی مثل این است که شما فتح قله‌‌ای را هدف گرفته‌ باشید. گاه پیش می‌آید که در میانهٔ راه به‌سوی قله، گلی یا پروانه‌ای توجه شما را جلب می‌کند. کمی سرگرم آن گل یا پروانه می‌شوید و از زیبایی‌اش لذت می‌برید و باز به راه خود به سوی قله ادامه می‌دهید. این کار که امروز در موردش صحبت می کنم، یکی از آن گل‌ها و پروانه‌هاست.» چه‌گونه این همه صلابت و لطافت می‌تواند یک‌جا در وجود یک انسان جمع شود؟

این‌ها شمه‌ای بود از روش و منش او در آموزش و پژوهش و تعامل با دانشجویان.
او هم رفت و به قول رودکی:

از شمار دو چشم یک‌تن کم
وز شمار خرد هزاران بیش

@k1samani_channel

Читать полностью…
Подписаться на канал