10505
#بیندیش علوم انسانی یعنی همه چیز... 💬 تالار گفتگو https://t.me/+hKro7t8GyBRiMDQ0 ©️ احتراماً در صورتی که محتوای خاصی قانون مالکیت معنوی شما را نقض کرده است اطلاع دهید.
ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز
کان سوخته را جان شد و آواز نیامد
این مدعیان در طلبش بی خبرانند
کانرا که خبر شد خبری باز نیامد...
شیخ اجل
[اکنون] چقدر زنده بودن شرم آور است.
شاهرخ مسکوب
«از خون جوانان»
اثری ماندگار از عارف قزوینی، شاعر و موسیقیدان است که برای نخستینبار در سالهای پرآشوب پس از انقلاب مشروطه اجرا شد.
سرودی در ستایش شجاعت و اندوه از دستدادن فرزندان این سرزمین، که خونشان در راه آزادی بر خاک وطن نشست.
این تصنیف با صدای نسلهای گوناگون بازخوانی شد و هر بار، زخمی تازه از تاریخ بر دل داشت.
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
⭕️ اطلاعیه هیات مدیره انجمن جامعه شناسی ایران درباره اتفاقات دی ماه
در روزهای گذشته، کشور شاهد موجی گسترده از خشونت و کشتهشدن هزاران شهروند بوده است؛ رخدادهایی که ابعاد انسانی، اجتماعی و سیاسی آن، جامعه را در وضعیتی عمیقاً نگرانکننده قرار داده است. این شرایط، اگرچه برای بسیاری تکاندهنده و ناگهانی به نظر میرسد، اما در واقع بیسابقه و غیرقابلپیشبینی نبوده است. در سالهای گذشته، تحلیلگران حوزههای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بارها نسبت به انباشت بحرانها و پیامدهای تداوم مسیرهای نادرست هشدار داده و نسبت به رسیدن جامعه به نقطهای مشابه آنچه امروز شاهد آن هستیم، اخطار داده بودند؛ هشدارهایی که عمدتاً با بیتوجهی ساختاری مواجه شد.
در چنین وضعیتی، امکان مدیریت بحران صرفاً از طریق روایتسازی و کنترل گفتمانی، عملاً از میان رفته و جامعه وارد چرخهای از خشونت فزاینده شده است؛ چرخهای که نهتنها امنیت انسانی، بلکه چشمانداز آینده ایرانزمین را با ابهام و بیمی جدی مواجه کرده است. استمرار این روند، پیامدهایی فراتر از مقاطع کوتاهمدت داشته و بنیانهای همبستگی اجتماعی و اعتماد عمومی را بهشدت فرسوده میکند.
با توجه به این پیامدها، انجمن جامعهشناسی ایران، در مقام یک نهاد علمی و اجتماعی، وظیفه خود میداند نسبت به ابعاد انسانی و اجتماعی این وضعیت موضعگیری کرده و بر ضرورت توقف خشونت و بازاندیشی جدی در مسیرهای طیشده تأکید کند.
این انجمن با تأثر و نگرانی عمیق، تداوم خشونتهای گسترده و کشتهشدن چند هزار انسان را که بخش قابلتوجهی از آنان غیرنظامیان بیدفاع بودهاند، فاجعهای عمیقاً انسانی و نگرانکننده میداند. ابعاد این رویدادها، فراتر از آمار و ارقام، نشانه فروپاشی مکرر اصول بنیادین کرامت انسانی و تهدیدی جدی برای همبستگی اجتماعی و وجدان جمعی است.
از منظر جامعهشناختی، عادیشدن مرگ گسترده انسانها و تداوم چرخه خشونت، پیامدهایی بلندمدت و ویرانگر برای اعتماد اجتماعی، امنیت انسانی و امکان همزیستی مسالمتآمیز در آینده به همراه خواهد داشت. هیچ مصلحت سیاسی یا نظامی نمیتواند توجیهگر چنین سطحی از رنج و ویرانی انسانی باشد.
انجمن جامعهشناسی ایران، در چارچوب مسئولیت علمی و اجتماعی خود، بر ضرورت فوری توقف خشونتها، احترام مؤثر به جان غیرنظامیان، و پایبندی عملی به اصول شناختهشده حقوق بشر و حقوق بینالملل انسانی تأکید میکند. بیتفاوتی در برابر این حجم از رنج انسانی، نهتنها از منظر اخلاقی، بلکه از منظر علمی و اجتماعی نیز غیرقابلدفاع است.
ما همدردی عمیق خود را با قربانیان و بازماندگان این رویدادهای تلخ اعلام میکنیم و بر این باوریم که تنها از مسیر عقلانیت، مسئولیتپذیری و تلاش جدی برای یافتن راهحلهای غیرخشونتآمیز میتوان مانع تداوم این چرخه مخرب شد
کتابچه "حقوق متهم" به تالیف عبدالفتاح سلطانی و مهناز پراکند
🔻همچنین توصیه هایی برای ساعات اولیه بازداشت به حضورتان ارسال میگردد.
شایسته است که آنرا با دقت مطالعه و برای اطرافیان خود ارسال کنید.🔻
با سلام
در خیزش اخیر ایران که اکنون وارد هفتهٔ چهارم خود شده است، هزاران نفر در نقاط مختلف کشور بازداشت و به زندانها و بازداشتگاههای گوناگون منتقل شدهاند. بخش قابلتوجهی از این افراد شهروندانی هستند که پیش از این هیچگونه تجربهای از مواجهه با فضای بازداشت، بازجویی یا زندان نداشتهاند؛ حتی شماری از فعالان اجتماعی، فرهنگی و مدنی نیز نخستین بار است که با چنین شرایطی روبهرو میشوند. با توجه به تداوم روند بازداشتها در سراسر کشور، این راهنمای کوتاه بر پایهٔ تجربههای جمعی زندانیان سابق تدوین شده و میکوشد به برخی از مهمترین نکاتی بپردازد که میتواند به کاهش آسیبهای روانی و عملی این دوران کمک کند. خواهشمندیم این متن را با دقت و تا انتها مطالعه کنید.
پیوست
«آموزهی فردگرایی به ما میآموزد که جامعه تنها تا آنجا از فرد والاتر است که آزاد باشد. اما به محض آنکه جامعه تحت کنترل یا هدایت [متمرکز] درآید، توانمندیهای آن به مرزهای قدرت ذهنِ افرادی محدود میشود که آن را کنترل یا هدایت میکنند.»
— فریدریش هایک
🆔 @liberty_institute | انستیتو لیبرتی
رندان به چپاول سر این سفره نشستند
اینها همه از غفلت و بیحالی ما بود!
خوردند و شکستند و دریدند و تکاندند
هر چیز در این خانهٔ بیبرگ و نوا بود
منسوب به ایرجمیرزا
@kalamat_k
در کشور روسیه تازه انقلاب شده بود.
بلشویکها تمام خانوادهی تزار را قتلعام کرده بودند...
مردی در میدان سرخ مسکو اعلامیه پخش میکرد.
کاگب او را دستگیر کرد.
پس از بازرسی متوجه شدند که همهی اعلامیههایش سفید است.
به او گفتند: چرا برگه سفید پخش میکنی و چیزی رویش ننوشتهای؟
جواب داد: دیگر چیزی برای نوشتن نمانده،
همهچیز مثل روز روشن است...
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
هیچکس نمیتواند نجاتتان بدهد
جز خودتان.
بارها و بارها
در شرایط ناممکن قرارتان میدهند.
بارها و بارها
فریبتان میدهند
ظاهرسازی میکنند
خشونت به خرج میدهند،
تا تسلیم شوید
خسته شوید
یا از درون بمیرید.
هیچکس اما نمیتواند نجاتتان بدهد
جز خودتان.
هرچند به سادگی میشود شکست خورد
خیلی ساده،
اما شکست نخورید
شکست نخورید
شکست نخورید.
خوب رفتارشان را بپایید
خوب گفتارشان را رصد کنید.
آیا شما هم مثل آنهایید؟
آیا شما هم مثل آنها
بیهویت، بیفکر و بیاحساسید؟
آیا شما هم مثل آنها مردههایی متحرکید؟
هیچکس را یارای نجات شما نیست
جز خودتان.
و شما ارزش نجات یافتن را دارید...
چارلز بوکفسکی
برگردان مهیار مظلومی
@kalamat_k
📌 در تالار گفتگو به دیگران بپیوندید:
/channel/+hKro7t8GyBRiMDQ0
این متن صرفا برای تبریک کریسمس ارسال نشد...
ترجمه این اثر تاریخی بدان جهت ارسال شد تا تلنگری باشد برای بازاندیشی؛
#اندیشه ، رکن اصلی تحول است
و #خرد ، رکن اصلی آزادگی.
همه چیز میتواند بهانه ای باشد
برای اندیشیدن،
برای تغییر،
برای آنچه که باید...
پس #بیندیش
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
بنده اطلاعی در این زمینه ندارم اما با توجه به مطالبی که داره بازنشر میشه، بهتره که در استفاده از پروکسی های این چنل محتاط باشید.
تا حد ممکن از پروکسی استفاده نکنید
این جماعت دیگر جماعت قبل نخواهند شد...
سالها باید بار سنگین این ترومای تحمیلی را به دوش بکشیم
بالاخص خانواده هایی که از نزدیک شاهد مرگ عزیزانشون بودن و ساعتها به جسد ها خیره شوند تا شاید جسد عزیزشان را پیدا کنند. قابل توصیف نیست که با هر بار تماشای جسد، یافتن وجه شباهت، و ناکام ماندن، و ادامه دادن برای یافتن جسد مورد نظرشان، در یک سالن پر از جنازه، آن هم با شرایط نامساعد، سالن به سالن، در کنار هیاهوی سایر خانواده های داغ دیده چه حجم عظیمی از تنش را هر بار در تن یک پدر، یک مادر، یک خواهر یا یک برادر وارد میکند.
حال زندگی کردن هم نیست
اما باید با این حقیقت دردناک پنجه در پنجه شد، فرار از واقعیت چیزی جز بردگی در پی نخواهد داشت.
فقط میدانم که این کینه هوس هوس خالی نخواهد شد و سالهای باقی عمر هر خانواده را به گند خواهد کشید.
البته توقعی هم نمیشد از جانی های در راس کار داشت
بوی خون، گرگ را وحشی تر میکند
باز می گویند: فردای دگر...
صبر کن تا دیگری پیدا شود...
کاوه ای پیدا نخواهد شد، امیّد
کاشکی اسکندری پیدا شود...
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
شایان توجه است که در سالهای پیشین، زمانی که فرصت برای تعمق در مسائل سیاسی فراهم بود، چنانکه باید و شاید در باب مسائل مذکور تفکر و تأمل نکردیم. از همین رو، دیروز و امروز نیز هنوز نتوانستهایم میان آزادی و امنیت به تعادلی معقول دست یابیم.
"گویی در ذهن ما، دستیابی به امنیت در گرو نفی آزادی ممکن میشود و به همان قیاس، آزادی نیز در نسبت با نفی امنیت معنا مییابد. بدین معنا که آنکس که آزادی را غایت خود قرار میدهد، مسیر تحقق آن را در واکنشهایی کموبیش رادیکال جستوجو میکند و در ذهن او، آزادی از مسیر فروریختن امنیت ممکن میگردد. در مقابل، آنکس که خود را مسئول امنیت میداند، چنین میپندارد که راه تأمین امنیت، ناگزیر به نفی آزادی میانجامد."
"این دوگانهسازیِ ناصواب، در سالهای اخیر به مجموعهای از عوامل فرسایشی انجامیده است. به نظر میرسد همین فقدان نسبت و پیوند، به شکلی مشابه، در اذهان ما میان فقه و عرفان نیز جریان دارد؛ آنجا که فقه بیشتر در مقام امری یونیورسال و جهانشمول فهم میشود و عرفان به مثابه امری پارتیکولار، شخصمحور و تجربهزیسته تلقی میگردد."
این عوامل و برخی از عوامل دیگر در کنار یک دوام و صبر زیادی که جوامع ما دارند، با اندکی چاشنی تقدیر گرایی موجب میشود که هوس هوس دیدگاه منتقدانه ای نسبت به جریان غالب صورت نگیرد
به نقل از میلاد دخانچی
آشنایی با حقوق متهم در هنگام بازداشت
✅ قبل از دستگیری احتمالی در جریان تظاهرات و اعتراضات روزهای اخیر، بهتر است از حقوق قانونی متهمان و بازداشتشدگان آگاه شوید و از آن استفاده کنید. موارد زیر حقوق متهم طبق نص صریح قانون است که معمولا در جریان دستگیریهای فلهای و در بازداشتگاهها رعایت نمیشود اما آگاهی از آن کمکتان میکند در جریان بازجویی و بازداشت تسلط بیشتری بر شرایط داشته باشید و دست بازجوها برای تهدید و ترساندنتان بستهتر باشد.
✅ تفهیم اتهام: باید بلافاصله پس از بازداشت و طی ۲۴ ساعت باید به صورت کتبی تفهیم اتهام شوید، یعنی به شما گفته شود که به چه اتهامی دستگیر و بازداشت شدهاید تا بتوانید از خودتان دفاع کنید. باید بدانید حتی متهمانی که در صحنه جرم، به عنوان مثال موقع دزدی، دستگیر میشوند باید به صورت کتبی مورد تفهیم اتهام قرار بگیرند. سعی کنید تا حد امکان هیچ اتهامی را قبول نکنید و در برگه تفهیم اتهام بنویسید که اتهام وارده را قبول ندارید و نمیپذیرید.
اگر تا ۴۸ساعت بعد از دستگیری تفهیم اتهام نشدید، خودتان به صورت جدی پیگیر شوید. به بازجو بگویید که تفهیم اتهام نشدهاید. مسلما با توجه به شرایط دستگیری، و تهدید و ضربوشتم احتمالی کار چندان آسانی نیست. اما آگاه باشید که این حق قانونی را دارید که پیش از پاسخگویی به هر سوالی باید ابتدا تفهیم اتهام شوید.
✅ حق اطلاع دادن به خانواده و ملاقات: شما حق دارید که بلافاصله پس از بازداشت، خانوادهتان را نسبت به دستگیری و محل نگهداریتان مطلع کنید. ملاقات با خانواده از حقوق قانونی شماست که میتوانید درخواست کنید، هرچند به آن پاسخی داده نشود.
✅ رعايت حرمت و كرامت متهم: نگهداری دستگیرشدگان و متهمان در سلول انفرادی و تحقيق و بازجويی در شرايط فشار و غيرعادی مثل بازجویی با چشمبند يا دست وپای بسته، و بازجويی در شب آن هم برای مدت طولانی به نحوی كه مانع خواب متهم شود، خلاف مقررات است. هرچند اکثریت کسانی که تجربه بازداشت دارند، میدانند که این مقررات در بازداشتگاهها رعایت نمیشود و بازجوییهای طولانی با چشمبند، و نگهداری متهمان در سلول انفرادی یکی از روشهای بازجویان برای درهم شکستن مقاومت متهمان است. با این وجود، آگاهی و پافشاری بر حقوقتان باعث میشود بازجوها در برخورد با شما کمی محتاطتر باشند.
✅ حقِ سكوت: به عنوان متهم حق دارید به سوالهایی كه در بازجويی يا بازپرسی و يا دادگاه از شما پرسیده میشود، جواب ندهید. البته سکوت کردن در بازجویی و پاسخ ندادن به سوالات اصلا کار راحتی نیست و حتی گاهی با توجه به حجم فشارهایی که توسط بازجو وارد میشود، غیرممکن به نظر میرسد. مرجع قضايی هم حق ندارد متهم را وادار به پاسخگویی كند، بلكه مكلف است سكوت متهم را در صورتجلسه مکتوب كند.
توجه کنید که سوالها باید در چارچوب اتهاماتتان باشد و بازجو نمیتواند سوالات القایی و تلقینی از شما بپرسد. برای مثال از متهمی كه منکر حضور در اعتراضات است، نمیتوانند درباره سازماندهی و یا هماهنگی اعتراضات بپرسند. اگر سوالاتی در چارچوب اتهام شما نیست، میتوانید در برگه بازجویی بنویسید که به چه دلیل به این سوال پاسخ نمیدهید.
✅ تهدید و شکنجه ممنوع: هرگونه تهديد يا شكنجه متهم و اجبار او به پاسخ دادن ممنوع است. اگر شکنجه شدید، چه در جریان بازداشت و چه بازجویی، در صورتی که برایتان مقدور است، ماجرا را روی برگه بازجویی مکتوب کنید یا در حضور قاضی و هر مقام قضایی دیگری بگویید که شکنجه شدهاید.
برای اطلاع بیشتر در مورد حقوق متهمان در هنگام بازداشت، این کتابچه کوتاه را که سالها پیش عبدالفتاح سلطانی و مهناز پراکند تهیه و تدوین کردهاند، مطالعه کنید.
خواندن کتابچه
لطفا این توصیهها را برای گروه ها و اطرافیانتان ارسال کنید.
توصیههایی برای گذران دوران بازداشت و بازجویی
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
این تصویر، فراتر از یک عکس یا صحنه خبری است؛ خنثیسازی روایت حکومتی «اغتشاش و غارتگر».
با ریختن برنج به خیابان و عدم جمعآوری فردی آن، معترضان خود را نه «گرسنگانی حریص»، بلکه کنشگرانی سیاسی با انضباط جمعی معرفی میکنند که هدفشان نه رفع گرسنگی فردی، بلکه افشا و خلع سلاح اقتصادی نهاد سرکوبگر است.
این تصویر،لحظهای را ثبت میکند که در آن، اعتراض از چارچوب خواستههای معیشتی فراتر رفته و مستقیما معماری سیاسیاقتصادی حاکمیت را هدف قرار میدهد. ایستادن معترضان بر روی این برنج، نه یک «ایستادن فیزیکی»، بلکه یک ایستادن نمادین بر فراز منطق حکمرانی حاکم است. وقتی منطق سرکوب با منطق اخلاق روبرو میشود، برنج بر زمین میماند و پیروزی این تصویر دقیقا در همین نقطه است؛ برنج، تنها یک کالا نیست؛ زیربنای زیست روزمره، نماد امنیت غذایی و قلب فرهنگ سفرهی میلیونها خانوادهست
این تصویر در تاریخ اعتراضات مدنی جهان، تصویریست از آنچه یک ایرانی را، ایرانی نگه میدارد. و این زیباست، زیباییاش در پارهشدن کیسهها نیست، در خمنشدن مردمیست که حتی در گرسنگی، بلندتر از همیشه میایستند.
━━━━━━━━━
شهیا_مفرح
داغ جوون دیده ی پرپر منم مسلخ سروای تناور منم
باغ گل بی بر و بی برگ من حرمت آهوی جوون مرگ من
ناجی باغ گل بی برگ کو ضامن آهوی جوون مرگ کو
شب شد و پیک تب و غم سر رسید عطر گلاب از خود فمصر رسید
جنگو جلو جهل و جنون آوردن دختر شاه پریونو بردن
حال من از رفته و مونده بد شد قالی کرمون تو دبی لگد شد
غیرت من خار بیابون شده بی تو کفن خواب خیابون شده
بغض من از سنگ و سفاله ولی این من و این گریه بگو یا علی
هق هق ابرای جهان در توئه آخ نگو بغض اخوان در توئه
رحم به ابرای بهارم کنین شاخه گلی خرج مزارم کنین
جهلو جلو جرم و جنون آوردن دختر شاه پریونو بردن
دست عجم خار رطب میخوره شیره نخلارو عرب میخوره
تا میری آتیش بکشی غماتو پیرهن عثمون میکنم صداتو
از من و از غیرتم ای هم نفس گریه به خاک پدری موند و بس
تا میری آتیش بکشی غماتو پیرهن عثمون میکنم صداتو
متن آهنگ "مسلخ" از محسن چاوشی
شعر: علی اکبر یاغی تبار
«فرد همواره ناگزیر بوده است مبارزه کند تا زیرِ پایِ قبیله پایمال نشود. اگر شما نیز چنین کنید، غالباً تنها خواهید ماند و گاه خواهید ترسید؛ اما بدانید که هیچ بهایی برای برخورداری از امتیازِ "مالکِ خویشتن بودن" گزاف نیست.»
— فردریش نیچه
📍@ravantahlil | گروه آموزشی روان تحلیل 📚
#مهریاد_کیارسی
از نوابغ امروز در ایران است که در سکوتی پر تلاطم به کارش ادامه میدهد
مهریاد سالهاست که وظیفه خود را آسان تر کردن هضم تلخی های زندگی برای هموطنانش دانسته
مهریاد کیارسی، نقاش، پیانیست و آهنگساز است
او آخرین آلبوم خود را با عنوان «آیه تنهایی» پس از سه سال تلاش برای همگان منتشر کرد.
قدر مهریاد (ها) را بدانیم.
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
میان ما چه افتاده؟ شادی را دیگران کُشتند. ما چرا انتقام از خود میگیریم؟
شب هزار و یکم، بهرام بیضاییЧитать полностью…
📌 سه رخداد در اعتراضات زمستان ۱۴۰۴، منحصر به فرد است که میتوان از آنها به نتیجه مهمی دست یافت:
۱) بازاریان شروع کننده اعتراضات بودند. بازار، به طور سنتی یک نهاد محافظه کار و سوداگر است که عموما از اعتراضات دوری میکند. چنانکه در اعتراضات پیشین نیز، در اواسط اعتراضات به صورت محدود حضور پیدا کردند، که آن نیز به شکل اعتصاب بود نه اعتراض و حضور میدانی!
۲) برای اولین بار، دولت اعتراضات و مطالبات ملی را به رسمیت شناخت. که سخنگوی دولت نیز اعلام کرد حاضر به ایجاد فضا برای گفتگو است.
۳) برای اولین بار، رسانه های دولتی اعتراضات را پوشش داد. اگرچه این پوشش، با تلاش برای مصادره به رای بود تا فضا را تلطیف کند.
🔸نتیجه: جمهوری اسلامی در ضعیف ترین و بحرانی ترین شرایط خود قرار دارد، که رفتار محتاطانه حاکمیت نیز نشان از ترس فراوان حاکمان از این شرایط دارد. حالا پرسش این است که جمهوری اسلامی چرا میترسد. یا پرسش دقیق تر اینکه، چرا به مردم نیاز دارد؟
علل این رخداد ها را باید در متون «اقتصاد سیاسی» و «امنیت رژیم» جست و جو کرد؛ در متون توسعه، چون «کتاب دولت و نفت» جناب “امیر محمد حاجی یوسفی”، منابع خام به خصوص نفت را، عامل اصلی اقتدارگرایی دولت معرفی میشود. چرا که این منابع عموما دولتی میشوند و چنانچه دولت بودجه را بر پایه این منابع تنظیم میکند، از اتصال و نیاز به مردم مبرا میشود. از این رو بی آنکه خود را ملزم به پاسخگویی کند، رفتار خودکامه گونه خود را پیش میگیرد. همچنین از آنجایی که دیگر نیازی به مردم ندارد - چرا که منابع خود را دارد، در صورت بروز اعتراضات - بی مهابا ملت را سرکوب میکند.
حال نیز جمهوری اسلامی، با کاهش فروش نفت به ۲.۵ میلیون بشکه نفت در روز، درحالی که حداقل به ۵ میلیون فروش بشکه نفت نیاز دارد تا بقا خود را حفظ کند، در شرایط کنونی «آچمز» شده است.
جمهوری اسلامی با آگاهی از بحران مشروعیت خود، درحالی که هم به حمایت معنوی مردم ایران علیه اسرائیل نیاز دارد و هم به پول مردم ایران - به عنوان مالیات در سال ۱۴۰۵ - تا بتواند «باقی» بماند، اینگونه درحال رقاصی برای ملت است.
مجسمه شاپورشاه دوم در میدان انقلاب، عدم برخورد مستقیم و سنگین با معترضین در این اعتراضات، بسط گفتمان یک دولت - یک ملت؛ همگی در ذیل همین دو مولفه کلان است، یعنی مسئله امنیت رژیم در مقابل اسرائیل و نیاز دولت به مالیات مردم برای تضمین بقا خود.
🔻پی نوشت (۱):
آگاه باشید که نفت سرمایه ملت است، نه دولت. نفت و منابع خام ایران زمین، برای مردم ایران است نه دولت؛ و تا زمانی که دولت بر این منابع سیطره دارد، مردم نباید مالیات بدهند.
🔻پی نوشت (۲):
جمهوری اسلامی با وجود اعمال تخفیف بر روی نفت، به علت تعدد تحریم ها، نمیتواند فروش نفت لازم را داشته باشد. آگاه باشید این تخفیف ها، دزدی از جیب ملت ایران است، زیرا ذکر کردیم نفت ثروت ملی است.
🔻پی نوشت (۳):
آچمز یک شرایط شطرنجی است. چنانچه مهره ای جلوی شاه قرار بگیرد، تا زمانی که شاه تهدید میشود، آن مهره محافظ حق حرکت ندارد. در واقع آن مهره توانایی حرکت رو به جلو یا عقب را ندارد.
منبع : رسانه آوند
«در نظام های دیکتاتوری، همه چیز تا پانزده دقیقه قبل از سقوط عادی به نظر میرسد.»
#هانا_آرنت
متن انگلیسی (Peter J. Wilhousky – 1936):
Hark! how the bells, sweet silver bells
All seem to say, “Throw cares away”
Christmas is here, bringing good cheer
To young and old, meek and the bold.
Ding dong ding dong, that is their song
With joyful ring, all caroling.
One seems to hear words of good cheer
From everywhere filling the air.
Oh how they pound, raising the sound,
O’er hill and dale, telling their tale.
Gaily they ring while people sing
Songs of good cheer, Christmas is here!
ترجمهٔ فارسی:
بشنو! چگونه ناقوسها، ناقوسهای نقرهفام،
گویی میگویند: «غمها را رها کن»
کریسمس از راه رسیده، شادی به همراه آورده،
برای پیر و جوان، فروتن و دلیر.
دینگدانگ، دینگدانگ، این است آوازشان،
با طنین شاد، در حال سرودخوانی.
گویی از هر سو،
واژههای شادمانی فضا را پر میکند.
چهگونه میکوبند و صدا را میافزایند،
از تپه تا دره، حکایت خود را میگویند.
شادمانه مینوازند، مردم میخوانند،
سرودهای شادمانی؛ کریسمس از راه رسیده است.
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
موسیقی «Carol of the Bells در اصل آواز آیینیِ اوکراینیِ Shchedryk (۱۹۱۴) است؛ سرودی دربارهٔ برکت، زایش و فراوانی. غرب آن را با ناقوسها و کریسمس بازخوانی کرد و جان ویلیامز، با تنظیم سینمایی، به آن اضطرابی لطیف و روایی بخشید.»
«این قطعه، با ریشهای فولکلوریک در اوکراین، در غرب با متن مذهبی بازتعریف شد و در تنظیم جان ویلیامز، به تمی روایی میان شادی و تعلیق بدل گشت.»
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش