2595
کانال تخصصی موفقیت درشغل وکسب وکار به همراه #ایده_های_پولساز برای راه اندازی کسب وکار
تلگرام 13 ساله شد.
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
📌افراد در شغل خود به دنبال چه ارزش هایی هستند؟
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
🌕مدل سرزندگی جک ولش:
براساس مدل جک ولش، مدیر عامل سابق شرکت جنرال الکتریک مدیران باید هر سال کارکنان خود را ارزیابی و به سه گروه تقسیم کنند:
1⃣ کارکنان نمونه که ۲۰ درصد جمعیت سازمان را تشکیل میدهند😊
2⃣کارکنان متوسط که ۷۰ درصد جمعیت سازمان را تشکیل میدهند.
3⃣ کارکنان ضعیف که تنها ۱۰درصد از جمعیت کارکنان هستند.😔
۲۰ درصد اول، باید از هرگونه پاداش و امتیازات ویژه بهطور سخاوتمندانه بهرهمند شوند و تا جایی که ممکن است از آنها قدردانی شود. به اعتقاد آقای «ولش»، از آنجایی که منابع مالی محدود هستند، تمام کارکنان سازمان نباید به یک اندازه پاداش دریافت کنند. او اعطای پاداش مالی بهطور یکسان به همه کارکنان را به آبیاری گیاهان با «آبپاش» تشبیه میکند و معتقد است که این کار، هدر دادن منابع مالی است.
افراد متوسط یا طبقه میانه باید زیر نظر مربیان آموزش ببینند و اهداف آنها کاملا مشخص شود. باید برای این افراد فرصتهایی فراهم شود تا بتوانند به کارکنان نمونه نزدیک شوند. به باور آقای «ولش»، سختترین مسوولیت مدیران در برابر این افراد، ایجاد انگیزه در آنها است.
او در کتاب خود تحت عنوان «آیین پیروزی» در این رابطه میگوید: «بخش اعظمی از جمعیت کارکنان شما در این گروه قرار دارند پس مراقب باشید آنها را از دست ندهید. باید کمک کنید تا پیشرفت کنند».
«ولش» معتقد است که جمعیت ۱۰ درصدی یا همان افراد ضعیف، اساسا اصلاح شدنی نیستند و باید اخراج شوند.
البته منتقدان این روش معتقدند که رتبهبندی اجباری، جایگاه کار گروهی را زیر سوال میبرد و باعث میشود کار تیمی تاثیر خود را از دست بدهد. در چنین شرایطی، کارکنان ناخودآگاه وارد بازیهای مخربی میشوند که توسط مدیران طراحی شده تا دغدغه هر کارمندی کسب اعتبار برای خودش باشد و به دیگران اجازه پیشرفت ندهد.
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
📌۱۴مدل مختلف برندینگ در جهان
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
اجزای پازل سلامت ذهن و جسم
💢 برای رسیدن به موفقیت و داشتن یک زندگی سالم ضروری است که بتوانیم از موهبتهایی که در اختیار ما گذاشته شده است به درستی محافظت و نگهداری کنیم. ذهن و جسم ما از جمله این موهبتها هستند. داشتن ذهن و جسم سالم برای داشتن یک زندگی شاد و موفق ضروری است. اما چگونه میتوان از آنها به درستی نگهداری کرد؟ در تصویر چهار مولفه اصلی سلامت ذهن و جسم نشان داده شده است.
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
📌مدل اثربخشی تیم کاری
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
📌۱۰ تکنیک فروش دیوانه وار
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
پرفروشترین خودروسازها در آمریکا
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
📌قیمت گذاری به روش استار باکس
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
📊 بازار
1405/05/15
پنج شنبه
دلار = 187,800 تومان
تتر = 187,980 تومان
درهم 51,680
اونس جهانی طلا = 4,263.67 دلار
طلا 18 عیار = 18,561,600 تومان
طلا 24 عیار = 24,748,800 تومان
سکه امامی = 185,600,000 تومان
سکه تمام بهار آزادی = 182,500,000 تومان
نیم سکه = 94,500,000 تومان
ربع سکه = 53,000,000 تومان
نقره(عیار 999) = 394,150 تومان
@Seebe_Sabz 🍏سیبسبز🍏
🌕بزرگترین اشتباه افراد بااستعداد در سازمانها
تقریباً همه ما فردی را دیدهایم که از نظر دانش، تخصص و توانایی فوقالعاده است، اما در محیط کار به اندازهای که انتظار میرود پیشرفت نمیکند. در مقابل، افرادی را هم دیدهایم که شاید از نظر فنی بهترین نباشند، اما تأثیرگذاری و نفوذ بیشتری دارند.
دلیل این تفاوت چیست؟
یکی از پاسخها را میتوان در یک اشتباه رایج پیدا کرد: تصور اینکه موفقیت فقط به درست بودن وابسته است.
در بسیاری از سازمانها افراد بااستعداد به سرعت یاد میگیرند چگونه مسائل را تحلیل کنند، مشکلات را تشخیص دهند و راهحل ارائه دهند. اما چیزی که کمتر یاد میگیرند این است که چگونه دیگران را با خود همراه کنند.
واقعیت این است که داشتن بهترین ایده لزوماً به معنای پذیرفته شدن آن ایده نیست.
وقتی فردی به موقعیت جدیدی ارتقا پیدا میکند، معمولاً تصور میکند ارزش او به تواناییهای فنی و تخصصیاش بستگی دارد. در حالی که با افزایش سطح مسئولیت، مهارتهای ارتباطی و سیاسی اهمیت بیشتری پیدا میکنند. منظور از سیاسی بودن، بازیهای پشت پرده نیست؛ بلکه توانایی درک افراد، شناخت روابط و ایجاد حمایت برای ایدههاست.
بسیاری از کارکنان حرفهای وقتی با مدیر خود اختلاف نظر پیدا میکنند، تمام تمرکز خود را روی اثبات اشتباه بودن طرف مقابل میگذارند. اما این رویکرد معمولاً نتیجه مطلوبی ایجاد نمیکند. زمانی که افراد احساس کنند اعتبار یا جایگاهشان تهدید شده است، به جای شنیدن استدلالها، از موضع خود دفاع میکنند.
به همین دلیل رهبران موفق قبل از تلاش برای تغییر نظر دیگران، روی ایجاد اعتماد سرمایهگذاری میکنند. آنها میدانند که نفوذ واقعی از رابطه میآید، نه صرفاً از منطق.
در محیط کار، افراد مؤثر معمولاً چند ویژگی مشترک دارند:
✔ قبل از انتقاد، سعی میکنند شرایط و محدودیتهای مدیر خود را درک کنند.
✔ اختلاف نظرها را به شکل حرفهای و سازنده مطرح میکنند.
✔ به جای غافلگیر کردن مدیر، او را در جریان موضوعات مهم قرار میدهند.
✔ برای ایدههای خود حامی و پشتیبان ایجاد میکنند.
✔ بین «درست بودن» و «مؤثر بودن» تفاوت قائل میشوند.
یکی از واقعیتهای مهم زندگی حرفهای این است که سازمانها فقط بر اساس داده، تحلیل و منطق اداره نمیشوند. اعتماد، اعتبار، روابط انسانی و نحوه تعامل افراد با یکدیگر نیز نقش تعیینکنندهای دارند.
گاهی یک ایده عالی شکست میخورد چون زمان مناسبی برای مطرح شدن نداشته است. گاهی یک پیشنهاد درست رد میشود چون فرد نتوانسته اعتماد تصمیمگیرندگان را جلب کند. و گاهی افراد بسیار توانمند به دلیل ضعف در روابط کاری، فرصتهای بزرگی را از دست میدهند.
شاید یکی از مهمترین درسهای رهبری این باشد که موفقیت حرفهای فقط به این بستگی ندارد که چه میدانیم؛ بلکه به این بستگی دارد که چگونه دانش، ایدهها و دیدگاههای خود را به شکلی ارائه کنیم که دیگران حاضر باشند به آنها گوش دهند.
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
ذهن خود را چگونه پرورش دهید؟
💢 ذهن همه ما نیاز به پرورش دارد. چون اگر غیر از این باشد، راکد میشویم و ذهنمان فرسوده میشود. بنابراین باید راههای پرورش ذهن خود را به درستی بشناسیم. در تصویر به مهمترین این موارد اشاره شده است.
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
💢وقتی مدیرعامل، حق تصمیمگیری را به کارکنان سپرد! مروری بر تجربه شرکت Morning Star
🔴بیشتر سازمانها بر این باورند که برای حفظ نظم، به مدیران متعدد و سلسلهمراتب روشن نیاز است. اما شرکت آمریکایی Morning Star، بزرگترین تولیدکننده فرآوردههای گوجهفرنگی در جهان، بیش از سه دهه است که بدون ساختار سنتی مدیریت فعالیت میکند و سالانه میلیونها تن محصول فرآوری میکند.
🟢در این شرکت، هیچکس رئیس مستقیم دیگری نیست. بهجای شرح وظایف که از بالا ابلاغ شود، هر کارمند در ابتدای سال با افرادی که بیشترین تعامل کاری را با او دارند، سندی به نام Colleague Letter of Understanding تنظیم میکند. در این سند، دو طرف توافق میکنند که هر کدام چه تعهداتی دارند، چه خدماتی به یکدیگر ارائه میدهند و موفقیت آنها چگونه سنجیده خواهد شد.
🔵اگر یکی از کارکنان به تعهدات خود عمل نکند، ابتدا همکارانش مستقیماً با او گفتوگو میکنند. اگر اختلاف ادامه پیدا کند، موضوع به گروهی از همکاران ارجاع میشود تا نقش میانجی را ایفا کنند. تنها در موارد بسیار نادر، موضوع به بنیانگذاران یا هیئتی منتخب ارجاع داده میشود. به این ترتیب، حل مسئله از دل تیم شکل میگیرد، نه با دستور یک مدیر.
🟤یکی دیگر از ویژگیهای جالب این مدل، اختیار تصمیمگیری برای سرمایهگذاری است. اگر کارمندی بخواهد ماشینآلات جدیدی خریداری کند یا پروژهای را آغاز کند، نیازی به امضای چند مدیر ندارد. او باید ابتدا با همه افرادی که تصمیمش بر کار آنها اثر میگذارد مشورت کند، نظر متخصصان را بگیرد و سپس مسئولیت کامل تصمیم خود را بپذیرد. مشورت الزامی است، اما اجازه گرفتن الزامی نیست.
🟠نتیجه این مدل، افزایش حس مالکیت در میان کارکنان است. افراد خود را مجری دستورهای مدیر نمیدانند، بلکه خود را مسئول موفقیت کسبوکار میبینند. به همین دلیل، بسیاری از تصمیمها سریعتر گرفته میشود و انگیزه افراد برای حل مسائل افزایش مییابد.
🟡البته این شیوه برای هر سازمانی مناسب نیست. اجرای آن نیازمند کارکنانی توانمند، فرهنگ اعتماد، شفافیت اطلاعات و مسئولیتپذیری بالاست. اما تجربه Morning Star نشان میدهد که کنترل بیشتر، همیشه به عملکرد بهتر منجر نمیشود. گاهی حذف لایههای مدیریتی و واگذاری مسئولیت به خود کارکنان، نتایج بهتری ایجاد میکند.
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
📌چطور وظایف و اهداف رو به سرانجام برسونیم؟
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
🌕ما مدیر فروش نمیخواستیم؛ استعدادیاب رقیب را میخواستیم.
Poach the Recruiter
🔹جلسه استخدام، بعد از سه ماه، دوباره به همان نقطه رسیده بود. مدیرعامل پرسید: «پس مدیر فروش منطقه غرب چه شد؟»
🔸مدیر منابع انسانی چند ثانیه مکث کرد: «اجازه بدهید یک پیشنهاد عجیب بدهم. ما فعلاً مدیر فروش نمیخواهیم؛ کسی را میخواهیم که در شرکت رقیب، مدیر فروش پیدا میکند.»
🔹اتاق ساکت شد. گفت: «آنها هم در همین بازار کار میکنند؛ با همین محدودیتها. اما وقتی دنبال مدیر فروش، مهندس یا مدیر پروژه میافتند، خیلی زود به چند گزینه جدی میرسند. شاید مزیتشان فقط آدمهایی که استخدام کردهاند نباشد؛ شاید مزیت اصلی، کسی باشد که بلد است آن آدمها را پیدا کند.»
🔹اسمش نادر بود. عنوانش مدیر کارمندیابی بود؛ اما ارزشش فقط در عنوان شغلیاش نبود. بازار صنعت را میشناخت. نه فقط کسانی را که رزومه فرستاده بودند؛ آدمهایی را هم میشناخت که هنوز در شرکت فعلیشان کار میکردند، اما به تغییر فکر میکردند.
🔸میدانست چه کسی دنبال پول بیشتر است، چه کسی دنبال اختیار، چه کسی دنبال مسیر شغلی و چه کسی فقط از مدیرش خسته شده است. مهمتر از همه، بلد بود گفتوگو را از کجا شروع کند.
🔹شرکت، نادر را جذب کرد. او نه فهرست رزومهای محرمانه آورد، نه بانک اطلاعاتی و نه پرونده گزینههای استخدامی شرکت قبلی را. و نباید هم میآورد.
🔸شبکه حرفهای، تجربه و شناخت بازار، بخشی از سرمایه فردی او بود؛ اما اطلاعات محرمانه، دارایی سازمان قبلی.
🔹سه ماه بعد، مدیرعامل دوباره همان سؤال را پرسید: «پس مدیر فروش چه شد؟»
🔸نادر گفت: «پنج گزینه جدی دارم. اما ما در مرحله بعد میبازیم: مدیر استخدامکننده دو هفته برای مصاحبه وقت ندارد؛ دامنه حقوق روشن نیست؛ درباره مسیر شغلی جواب مشخصی نداریم؛ و بعد از جلسه، آدمها سه هفته در سکوت میمانند.»
🔹همانجا مسئله روشن شد. مشکل فقط پیدا نکردن آدم خوب نبود. مشکل این بود که سازمان، بعد از پیدا شدن آدم خوب، چیزی روشن و قابلدفاع برای عرضهکردن نداشت.
🔸آرمین تروست از این ایده با عنوان Poach the Recruiter یاد میکند. گاهی مزیت رقیب، مدیر فروش یا مهندسهایش نیستند؛ مزیتش کسی است که بازار استعداد را میفهمد، آدمهای مناسب را پیدا میکند، اعتمادشان را جلب میکند و گفتوگو را تا نقطه تصمیم نگه میدارد.
🔹اما این ایده، یک هشدار هم دارد. کارمندیاب حرفهای میتواند موتور قدرتمندی باشد؛ اما موتور خوب، روی خودرویی که فرمان، ترمز و مسیر ندارد، معجزه نمیکند.
🔸اگر تصمیمگیری مدیران کند است، پیشنهاد همکاری مبهم است، فرایند انتخاب فرسایشی است و تجربه گزینه استخدامی ضعیف است، بهترین کارمندیاب بازار هم فقط سریعتر ضعفهای سازمان را آشکار میکند.
🔹شاید پیش از انتشار آگهی بعدی، باید یک سؤال سختتر بپرسیم: در سازمان ما، کارمندیابی فقط مدیریت رزومههاست؛ یا توانایی فهم بازار استعداد، شروع گفتوگو و نگهداشتن آن تا تصمیم؟!
👤دکتر حسن بودلایی
مشاور و مجری پروژههای مدیریت
• روایت بازسازیشده و برگرفته از ایده «Poach the Recruiter» در کتاب Talent Relationship Management اثر آرمین تروست.
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
توقیف اموال از طریق اجرای اسناد رسمی
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
🌕عدالت سازمانی؛ آنچه کارکنان واقعا قضاوت می کنند
در رفتار سازمانی، یکی از شناخته شده ترین نظریه ها، نظریه عدالت آدامز (Equity Theory) است. جان استیسی آدامز معتقد بود افراد صرفا به میزان دریافتی خود نگاه نمی کنند، بلکه آن را با دیگران مقایسه می کنند. اگر احساس کنند نسبت بین تلاش، مسئولیت و پاداش منصفانه نیست، انگیزه و تعهد آن ها کاهش پیدا می کند. این داستان حتی درباره نسبت حقوق میان کارمندان نیز به طور جدی مشاهده می شود.
نکته مهم این نظریه آن است که کارکنان الزاما خواهان برابری کامل نیستند. آن ها می پذیرند که مدیرعامل مسئولیت، ریسک و فشار بیشتری را تحمل می کند و بنابراین باید درآمد بیشتری داشته باشد. مسئله زمانی آغاز می شود که سازمان نتواند توضیح دهد چرا این فاصله تا این اندازه زیاد است.
به همین دلیل، پژوهش های متعدد در حوزه رفتار سازمانی نشان داده اند که کارکنان هرگز انتظار ندارند به اندازه مدیرعامل درآمد داشته باشند، اما انتظار دارند سازمان بتواند درباره این فاصله، توضیحی منطقی، شفاف و قابل دفاع ارائه کند.
در واقع، آنچه اعتماد سازمانی را از بین می برد، صرفا اختلاف درآمد نیست، بلکه نبود شفافیت در منطق تصمیم گیری است.
نظریه نمایندگی؛ چرا هیات مدیره چنین تصمیمی می گیرد؟
از منظر نظریه نمایندگی (Agency Theory)، هیات مدیره نماینده سهامداران است و وظیفه دارد بهترین مدیرعامل ممکن را برای افزایش ارزش شرکت جذب و حفظ کند.
بر همین اساس، اعضای هیات مدیره تصور می کنند اگر مدیرعامل بتواند میلیاردها دلار ارزش برای سهامداران ایجاد کند، پرداخت چند میلیون دلار حقوق تصمیمی منطقی است.
این استدلال از منظر اقتصادی قابل دفاع است، اما یک ضعف اساسی دارد، زیرا تقریبا تمام توجه خود را بر منافع سهامداران متمرکز می کند و اثر تصمیم بر فرهنگ سازمان، انگیزش کارکنان و سرمایه اجتماعی شرکت را نادیده می گیرد.
در سال های اخیر، نظریه ذی نفعان (Stakeholder Theory) این نگاه را به چالش کشیده است. بر اساس این دیدگاه، شرکت تنها در برابر سهامداران مسئول نیست، بلکه باید منافع کارکنان، مشتریان، جامعه و سایر ذی نفعان را نیز در تصمیم های مدیریتی لحاظ کند.
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
💢ایلان ماسک:
پول تو سال 2036(ده سال بعد) دیگه مهم نیست!
اصلاً پول رو واسه چی میخواید؟ برای خرید کالا و خدمات؛ مثل غذا، خونه، حملونقل و تفریح.
🌕شکافی که کسی آن را طراحی نکرد؛ اما همه در ایجاد آن نقش دارند
یکی از نکات مهم این موضوع آن است که تقریبا هیچ هیات مدیره ای هنگام تعیین حقوق مدیرعامل، نسبت حقوق مدیرعامل به کارکنان را معیار تصمیم گیری قرار نمی دهد. آن ها معمولا از روشی به نام Benchmarking یا الگوبرداری از بازار استفاده می کنند.
در این فرایند، اعضای هیات مدیره بررسی می کنند که شرکت های مشابه به مدیرعامل خود چه میزان پرداخت می کنند و سپس تلاش می کنند حقوق مدیرعامل خود را نزدیک به میانگین بازار تعیین کنند. از دیدگاه آن ها، پرداخت کمتر از سطح بازار ممکن است به معنای از دست دادن مدیران توانمند باشد.
مشکل دقیقا از همین نقطه آغاز می شود، زیرا معیار مقایسه فقط مدیرعامل با مدیرعامل است، نه مدیرعامل با کارکنان سازمان. در نتیجه، هر شرکت صرفا از دیگر شرکت ها الگوبرداری می کند و به مرور زمان، سطح پرداخت مدیران بدون آنکه کسی عمدا قصد افزایش شکاف را داشته باشد، به صورت تجمعی افزایش پیدا می کند.
این پدیده نمونه ای از آن چیزی است که در مدیریت با عنوان وابستگی به مسیر (Path Dependency) شناخته می شود؛ یعنی تصمیم های کوچک و منطقی که در طول زمان، ساختاری بزرگ و گاه نامطلوب ایجاد می کنند.
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
درآمد واقعی مشاغل در ایران| مردادماه 1405
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
🌕یک سوال که هر مدیرعامل باید از خود بپرسد!
شاید مهم ترین پیشنهاد این بحث، ساده ترین آن باشد.
آیا حاضرید نسبت حقوق مدیرعامل به پایین ترین سطح حقوق در سازمان خود را با نام و امضای خود برای همه کارکنان توضیح دهید؟
اگر پاسخ منفی است، احتمالا مسئله تنها میزان پرداخت نیست، بلکه مشروعیت و قابلیت دفاع از نظام جبران خدمات است.
در دنیای امروز، سرمایه انسانی مهم ترین مزیت رقابتی سازمان ها محسوب می شود. اعتماد کارکنان نیز یکی از مهم ترین دارایی های نامشهود هر شرکت است. هر تصمیمی که این اعتماد را تضعیف کند، در بلندمدت می تواند هزینه ای بسیار بیشتر از صرفه جویی های کوتاه مدت یا حتی جذب مدیران گران قیمت ایجاد کند.
شکاف میان حقوق مدیرعامل و کارکنان، صرفا یک عدد در گزارش های مالی نیست، بلکه شاخصی از نحوه طراحی نظام جبران خدمات، فرهنگ سازمانی و فلسفه رهبری شرکت است. تجربه شرکت های آمریکایی نشان می دهد که تکیه صرف بر الگوبرداری از بازار می تواند به افزایش تدریجی این شکاف منجر شود، در حالی که نمونه هایی مانند Mondragon ثابت می کنند گزینه های دیگری نیز وجود دارد.
از منظر مدیریت کسب و کار، پرسش اصلی این نیست که مدیرعامل چقدر باید حقوق بگیرد، بلکه این است که آیا سازمان می تواند منطق این فاصله را به شکلی شفاف، منصفانه و قابل دفاع برای کارکنان توضیح دهد یا خیر. سازمان هایی که پاسخ روشنی برای این سوال دارند، نه تنها در جبران خدمات، بلکه در ایجاد اعتماد، تعهد و سرمایه اجتماعی نیز موفق تر خواهند بود.
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
چی رو قسطی بخرید، چی رو نخرید؟
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket