2595
کانال تخصصی موفقیت درشغل وکسب وکار به همراه #ایده_های_پولساز برای راه اندازی کسب وکار
💢 دنیای آینده، دنیای ارتباط ذهنی با فناوری است...
محققان آزمایشگاه رسانه MIT فناوریای تحولآفرین به نام AlterEgo را توسعه دادهاند؛ یک رابط عصبی پوشیدنی که فرصتی بینظیر برای ارتقای تعاملات انسانی و هوش مصنوعی فراهم میکند. این نوآوری به کاربران این امکان را میدهد که بدون نیاز به صحبت کردن یا حرکت دادن لبها، تنها با «بیان درونی کلمات»، ارتباطی عمیق و کارآمد با رایانه و هوش مصنوعی برقرار کنند. 👌
این دستاورد در ترازوی اولویتهای ما برای آیندهای پویا و نوآورانه قرار دارد و نشاندهنده تعهد ما به رشد و توسعه فناوریهای پیشرفته است.
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
فکر میکنی چون چک رو ثبت نکردی، دیگه هیچ مسئولیتی نداری؟
اشتباه میکنی… و این اشتباه ممکنه خیلی گرون برات تموم بشه...
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
📌فرق شکست خوردن و بازنده بودن در چیست؟
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
بعضی ها واقعا خلاقیت دارن کارهای جالبی برای پول دراوردن میکنن هیچ مشاوری تو خوابشم نمیتونه به این مشاوره بیزنسی بده
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
📌نکات مهم قانون کار
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
📌مدل مدیریت زمان
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
💢روزی که کداک با ۱۴۵,۰۰۰ کارمند ورشکست شد
📸 مهندس جوان شرکت کداک، وارد اتاق جلسه شد و یک دستگاه عجیب روی میز گذاشت. گفت: «این اولین دوربین دیجیتال دنیاست. فیلم نمیخواهد.» مدیران کداک ۲۳ دقیقه نگاهش کردند. بعد یکی گفت: «جالبه. ولی این رو جایی نبر.» چرا؟ چون کداک سالانه ۷۰۰ میلیون دلار از فروش فیلم عکاسی درمیآورد. محصول جدید، دقیقاً همان پول را نابود میکرد. سی سال بعد، ژانویه ۲۰۱۲، کداک با ۱۴۵,۰۰۰ کارمند اعلام ورشکستگی کرد.
━━━━━━━━━━━━━━━
اینجاست که اکثر مردم اشتباه میکنند. فکر میکنند کداک «نوآوری» را ندید. اما کداک نهتنها دید — بلکه خودش اختراع کرد. مشکل کداک «دیدن» نبود. مشکل، نداشتن چیزی بود که پیتر دراکر آن را «رها کردن خلاقانه» مینامید: توانایی کنار گذاشتن چیزی که امروز درآمد میدهد، برای چیزی که فردا بقا میآورد.
🔍 این پرسش را از خودت بپرس: در سازمان تو، کدام «فیلم عکاسی» وجود دارد؟ کدام محصول، فرآیند، یا مدل درآمدی آنقدر سودآور است که هیچکس جرأت زیر سوال بردنش را ندارد؟ آن چیز، احتمالاً دقیقاً همان چیزی است که ده سال دیگر از بین میرود.
#ویدئو را ببینید
ایده و نوآوری + جسارت و پشتکار + اقدام =
یک شگفتانه کسب و کار
🔸 داستان جالب راه اندازی شرکت Airbnb
به هر کسی که میگوید نمیتوانی ، بی اعتنایی کن ،
او اندازه توان خودش را می بیند ،
اما تو با باور و اراده به ایده نوآورانه ات
خواهی رسید
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
لیست ثروتمندترینهای دنیا:
۱. ثروتمندترین آدم دنیا: ایلان ماسک
۲. ثروتمندترین یوتیوبر: مستربیست
۳. ثروتمندترین فوتبالیست: کریستیانو رونالدو
۴. ثروتمندترین کریکتر: ساچین تندولکار
۵. ثروتمندترین نویسنده: جی.کی. رولینگ
۶. ثروتمندترین کشور به ازای هر نفر: لوکزامبورگ
۷. ثروتمندترین قاره: آسیا
۸. ثروتمندترین شرکت: انویدیا
۹. ثروتمندترین شهر: توکیو
۱۰. ثروتمندترین کشور از نظر منابع طبیعی: روسیه
۱۱. ثروتمندترین کشور از نظر ذخایر نفت: ونزوئلا
۱۲. ثروتمندترین آدم تاریخ: مانسا موسی
۱۳. باارزشترین پول دنیا: دینار کویت
۱۴. ثروتمندترین لیگ ورزشی: انافال
۱۵. ثروتمندترین باشگاه فوتبال: رئال مادرید
۱۶. ثروتمندترین هیئت کریکت: بیسیسیآی
۱۷. ثروتمندترین کشور از نظر ذخایر طلا: آمریکا
۱۸. ثروتمندترین آدم آسیا: موکش آمبانی
۱۹. ثروتمندترین بچه دنیا: پرنس شالوت انگلیس
۲۰. ثروتمندترین کشور مسلمان: قطر
۲۱. غنیترین منبع انرژی زمین: نور خورشید
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
چطور یک شرکت با اپلیکیشن رایگان پولدار شد
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
📌طیف های مختلف رهبری
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
خلاق باش و مجانی تبلیغ کن
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
💢تکنیک شش كلاه فكري
🖊دکتر علی محمد مصدق راد
■تکنیک شش کلاه فکری[تفکر] Six thinking hats توسط ادوارد دبونو Edward De Bono پزشك و نويسنده اهل مالتا در سال ۱۹۷۱ میلادی معرفی شد. تکنیک شش کلاه فکری روشی است که به ما کمک میکند تا از زوایای مختلف به یک مسأله نگاه کنیم و تصمیمات بهتری بگیریم. هر کلاه نشاندهنده یک سبک تفکر خاص است. این تکنیک یک فرايند منظم براي توسعه راهكارهاي كاربردي بيشتر است و هدف اصلی آن توسعه و تقويت تفکر موازی است. به عبارتی، احساسات و منطق براي توسعه راهكارها، ارائه ايدهها و راهكارهاي بيشتر، تركيب میشوند.
□در این تکنیک شش سبك فكري تعیین شد و يك كلاه رنگي خاص به عنوان سمبل برای هر کدام از این شش سبک فکری در نظر گرفته شد.
⚪تمرکز کلاه سفید بر حقایق، اعداد و اطلاعات موجود است. در این حالت، ما به دنبال جمعآوری دادهها و اطلاعات مرتبط با موضوع هستیم.
🔴کلاه قرمز بیان احساسات، شهود و عواطف است. در این حالت، ما به احساسات خود و دیگران در مورد موضوع توجه میکنیم.
⚫تمرکز کلاه سیاه بر جنبههای منفی، مشکلات و موانع است. در این حالت، ما به دنبال شناسایی خطرات و مشکلات احتمالی هستیم.
🟡تمرکز کلاه زرد بر جنبههای مثبت، مزایا و فرصتها است. در این حالت، ما به دنبال یافتن نقاط قوت و فرصتهای موجود هستیم.
🟢تمرکز کلاه سبز بر خلاقیت، ایدههای جدید و راه حلهای نوآورانه است. در این حالت، ما به دنبال تولید ایدههای جدید و متفاوت هستیم.
🔵کلاه آبی کنترل فرآیند تفکر است. در این حالت، ما به سازماندهی تفکر، جمعبندی و تصمیمگیری میپردازیم.
●از تکنیک شش کلاه فکری در سازمان و مدیریت میتوان در حل مسأله، تصمیمگیری، برنامهریزی، ارتباطات و نوآوری استفاده کرد. این تکنیک به تیمها کمک میکند تا به صورت جامع و همه جانبه به مشکلات نگاه کنند و راه حلهای خلاقانه پیدا کنند. با استفاده از این تکنیک میتوانیم از زوایای مختلف به یک تصمیم نگاه کنیم و بهترین گزینه را انتخاب کنیم. این تکنیک به ما کمک میکند تا برنامههای جامع و واقعبینانهای تدوین کنیم.
○با استفاده از این تکنیک میتوانیم بهتر با همکاران و مشتریان ارتباط برقرار کنیم و درک متقابلی از دیدگاههای مختلف ایجاد کنیم. این تکنیک به مدیران کمک میکند تا خلاقیت و نوآوری را در سازمان تقویت کنند. فرض کنید میخواهیم محصول جدیدی را به بازار عرضه کنیم. با استفاده از شش کلاه فکری میتوانیم به این صورت به مسأله نگاه کنیم:
⚪کلاه سفید: چه اطلاعاتی در مورد بازار هدف داریم؟ چه محصولات مشابه در بازار وجود دارد؟
🔴کلاه قرمز: چه احساسی نسبت به این محصول داریم؟ مشتریان چه احساسی خواهند داشت؟
⚫کلاه سیاه: چه مشکلاتی ممکن است با این محصول مواجه شویم؟ رقبای ما چه واکنشی نشان خواهند داد؟
🟡کلاه زرد: چه مزایایی برای مشتریان دارد؟ چه فرصتهای جدیدی ایجاد خواهد کرد؟
🟢کلاه سبز: چه ایدههای جدیدی برای بهبود محصول میتوانیم داشته باشیم؟ چه ویژگیهای منحصر به فردی میتوانیم به محصول اضافه کنیم؟
🔵کلاه آبی: کدام ایدهها عملیتر هستند؟ چه تصمیماتی باید بگیریم؟
■تکنیک شش کلاه فکری یک ابزار قدرتمند برای تفکر و تصمیمگیری است که میتواند در سازمانها و زندگی شخصی ما کاربرد فراوانی داشته باشد.
□برای اینکه از تکنیک شش کلاه فکری به درستی در سازمان استفاده کنید، باید:
۱. تك بعدي به مسأله فكر نكنيد.
۲. بدون تعصب و پیشداوری درباره موضوعات مختلف فکر کنید.
۳. افرادی با تخصصهای مختلف را در فرایند تصمیمگیری و حل مسأله شرکت دهید.
۴. از جنبههاي مختلف به مساله و راهكار پيشنهادي نگاه كنيد از هر شش تفکر برای توسعه ایدهها استفاده کنید.
●مطالعه کتاب "شش کلاه تفکر" نوشته ادوارد دبونو را به اساتید، دانشجویان، مدیران و کارکنان پیشنهاد میکنم.
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
📌قیمت گذاری به روش استار باکس
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
تغییرات ظاهری و کیفیت خودرو برندهای بزرگ دنیا از گذشته تا امروز👌
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
💢مدیران حرفهای فقط خبر را نمیخوانند، بلکه آن را به سیگنال مدیریتی تبدیل میکنند.
تغییرات رویکردهای بازاریابی در سال های اخیر در واقع تغییر در رفتار مصرفکننده را نشان میدهد که میتواند بسیاری از صنایع را تحت تأثیر قرار دهد.
چند برداشت مدیریتی مهم از تغییرات برندینگ و بازاریابی در سال های اخیر:
۱. ارزش برند بهتنهایی دیگر مزیت رقابتی نیست.
سالها بسیاری از کسبوکارها تصور میکردند اگر برند شناختهشدهای بسازند، مشتری بهطور طبیعی وفادار خواهد ماند.
اما اکنون رفتار نسل جدید نشان میدهد که برند تنها زمانی ارزشمند است که تجربه واقعی مشتری را بهبود دهد.
اعتبار برند دیگر از تبلیغات ساخته نمیشود. از عملکرد ساخته میشود.
۲. تجربه مشتری مهمتر از تصویر برند شده است.
اگر محصول یا خدمت شما واقعاً مسئلهای را حل نکند، کمپینهای تبلیغاتی نمیتوانند این ضعف را برای مدت طولانی پنهان کنند.
امروز مشتریان سریعتر از گذشته تجربههای خود را در شبکههای اجتماعی منتشر میکنند و اعتبار یک برند را میتوانند در مدت کوتاهی تقویت یا تضعیف کنند.
۳. باید از فروش محصول به خلق ارزش حرکت کنید.
مشتری دیگر محصول نمیخرد.
او نتیجه میخرد.
او زمان کمتر، دردسر کمتر، کیفیت بیشتر، سرعت بیشتر، آسودگی بیشتر و تجربه بهتر میخرد.
هر مدیری باید از خود بپرسد:
«مشتری واقعاً چه مسئلهای را با خرید از ما حل میکند؟»
۴. وفاداری مشتری باید هر روز دوباره به دست آید.
مدل قدیمی این بود که مشتری را جذب کنیم و سپس او سالها کنار ما بماند.
اما اکنون هر خرید، یک ارزیابی جدید است.
هر تماس با مشتری، هر تحویل، هر پشتیبانی و هر تجربه استفاده، دوباره درباره ماندن یا رفتن او تصمیمگیری میکند.
وفاداری دیگر قرارداد دائمی نیست.
۵. دادههای رفتاری از تحقیقات سنتی ارزشمندتر شدهاند.
مدیران نباید فقط به نظرسنجیها تکیه کنند.
رفتار واقعی مشتری اهمیت بیشتری دارد.
✅بررسی کنید:
• مشتری کدام قابلیت را بیشتر استفاده میکند؟
• در چه مرحلهای خرید را رها میکند؟
• چه چیزی باعث بازگشت او میشود؟
• چرا خرید تکرار نمیشود؟
این دادهها جهت آینده کسبوکار را مشخص میکنند.
۶. نسل Z تنها یک گروه سنی نیست.
آنها معمولاً آغازگر تغییر هستند.
نسلهای دیگر نیز بهتدریج بسیاری از رفتارهای آنها را میپذیرند.
به همین دلیل مدیران نباید بگویند:«مشتری ما نسل Z نیست.»
بلکه باید بپرسند:«آیا این تغییر رفتاری در بازار ما نیز در حال شکلگیری است؟»
۷. تبلیغات پرهزینه جایگزین محصول عالی نمیشود.
وقتی کیفیت تجربه بالا باشد، مشتری خود به رسانه تبدیل میشود.
در مقابل، اگر تجربه ضعیف باشد، حتی بزرگترین بودجههای بازاریابی نیز بازدهی مطلوب نخواهند داشت.
۸. هر خبر را به یک پرسش مدیریتی تبدیل کنید.
به جای خواندن خبر، این سؤالات را از خود بپرسید:
• اگر این روند ادامه پیدا کند، چه بخشی از مدل کسبوکار ما آسیب میبیند؟
• کدام محصول یا خدمت ما نیاز به بازطراحی دارد؟
• چه تغییری باید امروز آغاز شود تا سه سال آینده غافلگیر نشویم؟
• آیا معیارهای موفقیت ما هنوز با رفتار واقعی مشتری هماهنگ هستند؟
مدیران موفق آینده، کسانی نیستند که بیشترین اخبار را دنبال میکنند.
آنها کسانی هستند که هر خبر معتبر را به یک تصمیم مدیریتی تبدیل میکنند.
خبرهای اینچنینی را نباید صرفاً اطلاعات جالب تلقی کرد.
⚠️اینها نشانههای تغییر بازار هستند.
بازاری که در آن مزیت رقابتی بهتدریج از «شناخته شدن» به سمت «ارزش واقعی ایجاد کردن» حرکت میکند.
کسبوکارهایی که این تغییر را زودتر درک کنند، سریعتر با انتظارات جدید مشتریان همسو میشوند و شانس بیشتری برای حفظ رشد و سهم بازار خواهند داشت.
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
راز عجیب اسکناسهای استرالیا!
این اسکناسها رو حتی بشوری هم خراب نمیشه
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
🌕 ظهور و سقوط خودکار بیک:
نام فامیلشان تحریریان بود و اصالتا اصفهانی بودند ولی ساکن تهران.
شغل پدرش هم فروش لوازم التحریر در بازار بود.
او فرزند چهارم خانواده تحریریان بود و نور چشمی پدر.
همین که دبستان را تمام کرد به حجره پدرش رفت و مشغول کار شد؛
شبانه درس میخواند و روزها کار میکرد. عاشق مکالمه به زبان انگلیسی بود و ول کن هم نبود.
کلاس زبان میرفت و جوری شده بود که مثل بلبل انگلیسی حرف میزد.
از سربازی که آمد، زن گرفت و باز به حجره پدرش برگشت.
فامیلشان را از تحریریان به رفوگران تغییر دادند.
اولین درخشش او زمانی بود که یک محموله مداد از ژاپن به ایران رسید و او کولاک کرد! چون همسرش برای مدادها منگوله های رنگی میساخت و ایده میداد تا فروش بهتر شود و با این کار سودشان چند برابر شده بود!
این بود که علی اکبر به فکر تجارت افتاد. چون خانواده ای مذهبی بودند و به حقشان قانع بودند، پدرش محافظه کار بود و بلند پروازی علی اکبر را که میدید میگفت آخر تو، کار دست من میدهی!
علی اکبر گوشش بدهکار این حرفها نبود. کم کم کارخانه علی اکبر رفوگران و برادران را تاسیس کرد و عکس برگردان و برچسب آیه های قرآن را چاپ زدند و دعای "وان یکاد" و طرح "فالله خیرحافظا و هو ارحم الرحمین" در ایران غوغا کرد.
از ماشین عروس تا ویترین مغازه ها جایی نبود که برچسب ها نباشد!
این شد که سرمایه ای دست و پا کرد.
کم کم به فکر تولید قلم خودنویس افتاد ولی هرچه تلاش کرد موفق نشد.
تا اینکه در يك روز تابستانی، آقايی به نام بهنام، به مغازه شان آمد و لای كاغذی كه در دست داشت، سه عدد قلم بود. علی اکبر شروع به نوشتن کرد و ديد چه چيز خوبی است!
پدرش آمد و علی اکبر گفت آقای بهنام اين قلم ها را آورده.
پدر نگاه كرد و نوشت و گفت علی اكبر اينها چطوری جوهر ميخورند؟
گفتم اينها جوهر نميخورد، "خودكار" است!
اين كلمه "خودكار" را او اولین بار در ایران به کار برد و رویش ماند.
یک روز نماینده همان شرکت خودکار فرانسوی به نام آقای لوک به ایران آمده بود و توی بازار با علی اکبر میگشتند تا بازار را نشانش بدهد.
آقای لوک به علی اکبر گفت اگر نماینده این خودکار بودید چقدر میفروختید؟ علی اکبر گفت سالی ۲ میلیون خودکار!!! این عدد ۴ برابر فروش لوازم التحریر مغازه بود.
فردای آن روز تلگرافی از فرانسه رسید و او "نماینده فروش خودکار بیک" شد!!! قول ۲ میلیون فروش خودکار داده بود ولی ۵ میلیون خودکار فروخت!!
کم کم فکری به ذهنش رسید.
به پدرش گفت بيا برويم كارخانه خودکار بیک را خودمان راه بيندازيم!!
پدرش گفت: باز به كله ات زده يك كار ديگر بكنی؟
جواب داد ما اگر توليد كنيم هم به مملكت خودمان خدمت می كنيم و هم يك عده شاغل می شوند و نان می خورند و با این حرف ها پدرش قبول کرد.
حالا راضی کردن آقای بیک دردسر بود. آقای بیک گفت بشرطی اجازه میدهم که بتوانی خودکاری مثل این خودکار تولید کنی و یک نمونه داد.
رفوگران خودکار را تولید کرد و به فرانسه فرستاد!
خودکار آنقدر خوب بود که تلگراف از فرانسه رسید که شما سريعاً به پاريس بيا.
رفت.
مدیر بیک به او گفت من به تو اجازه ساخت ميدهم، فقط يك شرط دارد.
به من بگو با چه موادی، اين خودکار را توليد كردی؟!
اینطور شد که شروع كردند و موفق شدند به طوری كه در سال دويست ميليون عدد خودکار فروخت و اين عااالی بود.
با کمک پدرش یک قطعه زمین ۱۱ هزار متری در تهران نو خریدند و کارخانه ای بنا کردند و ماشین آلات را از فرانسه به تهران آوردند.
تعداد پرسنل در آغاز کار ۹۶ نفر بود اما کم کم بیشتر و بیشتر شدد.
مداد سوسماری هم آن زمان رو به ورشکستگی بود.
کارخانه زیان ده مدادِ سوسماری را از فرمانفرمایان خریدند و در فروش مداد سوسماری هم رکورد زدند.
بعد در سال ۱۳۷۵ عطر بیک (عطر جوانی) را به خط تولیدشان اضافه کردند و باز رکورد زدند!
تا اینجا خیلی خوب بود
اما کمی بعد ماجرایی در سازمان تعزیرات حکومتی، پای برادران رفوگران را به زندان باز کرد تا در نهایت با پادرمیانی آقای ناطق نوری، نامه تظلم خواهی برادران کارآفرین را مورد پیگیری قرار داده بودند، قائله پس از دشواری فراوان ختم شد.
پس از آن ماجرا رفوگران هرگز آن آدم سابق نشد.
کم کم، کار کارخانه بیک خوابید!
خود رفوگران میگوید وداع تلخی با خودکار بیک و کارخانه ای که خودم سنگ بنایش را گذاشته بودم، داشتم
و الان، حس پدری را که فرزندش را از دست داده باشد، دارم.
آن روزها خودکار بیک حرف اول را در ایران می زد؛ اما حالا خودکارهای چینی جای یک تولید ملی را گرفته اند.
رفوگران این روزها با بیش از ۸۴ سال سن و با وجود بیماری در لواسان به دور از هیاهوی شهر، شعر می نویسد
شاید با همان خودکار بیک
مهزیار ۱۳۹۷
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
چطور خلاقانه تبلیغ کنیم
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
آنچه شروع یک مسیر را از ادامه آن متمایز میکند
💢 بسیاری از ما در ذهن خود انقدر «اما و اگر» داریم که ما را از شروع کارهایمان باز میدارد. این در حالی است که اگر اقدام کنیم و کار مورد نظرمان را شروع کنیم، به رغم پیچیدگیهای ابتدای راه، به تدریج با طی مسیر راه خود را به ما نشان میدهد و چگونگی طی مسیر را به ما مینمایاند. گر چه شکست و اشتباه همیشه یک احتمال است، اما همیشه احتمال موفقیت هم وجود دارد. و این فقط زمانی مشخص میشود که شما کار را شروع کرده باشید.
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
✅معجزه باور
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
📌۶ دلیلی که چرا پولدارها ، پولدار میمانند!
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
💢آیا افراد می توانند تغییر کنند؟
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
📌۱۰ درس مهم از کتاب اثر مرکب
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
💢 مدیریت رو به بالا (Managing Up)
بسیاری از افراد تصور میکنند موفقیت در سازمان فقط به توانایی مدیریت زیردستان یا انجام خوب وظایف شغلی بستگی دارد. اما یکی از مهمترین مهارتهای حرفهای که معمولاً کمتر مورد توجه قرار میگیرد، «مدیریت رو به بالا» یا Managing Up است.
مدیریت رو به بالا به معنای چاپلوسی، سیاستبازی یا جلب رضایت مدیر به هر قیمتی نیست. این مفهوم به ایجاد یک رابطه کاری مؤثر و حرفهای با مدیر مستقیم اشاره دارد؛ رابطهای که در آن هر دو طرف برای رسیدن به اهداف سازمانی با یکدیگر همکاری میکنند.
مقاله کلاسیک Managing Your Boss در Harvard Business Review تأکید میکند که رابطه بین مدیر و کارمند، یک رابطه وابستگی متقابل است. مدیر برای موفقیت به اطلاعات، همکاری، صداقت و قضاوت حرفهای کارکنان نیاز دارد و کارکنان نیز برای دریافت منابع، حمایت و تصمیمگیری به مدیر خود وابسته هستند. به همین دلیل، مسئولیت موفقیت این رابطه فقط بر عهده مدیر نیست.
یکی از اشتباهات رایج این است که افراد تصور میکنند مدیر باید از تمام مشکلات، نیازها و اولویتهای آنها آگاه باشد. در حالی که مدیران نیز با محدودیت زمان، فشار کاری و مسئولیتهای متعدد مواجه هستند و همیشه تصویر کاملی از آنچه در حال وقوع است ندارند.
کارمندان یا مدیران میانی موفق معمولاً چند رفتار مشترک دارند:
✅ اهداف و اولویتهای مدیر رده بالای خود را درک میکنند و میدانند چه چیزهایی برای او اهمیت بیشتری دارد.
✅ از فشارها، محدودیتها و دغدغههایی که مدیر با آنها روبهرو است آگاه هستند.
✅ سبک کاری مدیر خود را میشناسند؛ برای مثال میدانند آیا گزارش کتبی را ترجیح میدهد یا گفتوگوی حضوری، آیا در جزئیات درگیر میشود یا بیشتر بر نتایج تمرکز دارد.
✅ مدیر خود را بهموقع از ریسکها، مشکلات و پیشرفتها مطلع میکنند و اجازه نمیدهند مسائل مهم به غافلگیری تبدیل شوند.
✅ فقط خبرهای خوب را منتقل نمیکنند و از بیان مشکلات نیز اجتناب نمیکنند. آنها میدانند پنهان کردن مشکلات معمولاً هزینه بیشتری برای سازمان ایجاد میکند.
✅ رابطه خود را بر پایه اعتماد، صداقت و قابلیت اتکا بنا میکنند تا مدیر بتواند روی اطلاعات و تعهدات آنها حساب کند.
✅ از زمان و نفوذ مدیر خود برای موضوعات مهم استفاده میکنند و مسائل جزئی را به بحران مدیریتی تبدیل نمیکنند.
نکته مهم دیگر این است که مدیریت رو به بالا به معنای موافقت همیشگی با مدیر نیست. گاهی بهترین کمک به مدیر، ارائه دیدگاه متفاوت، مطرح کردن یک ریسک مهم یا ارائه اطلاعاتی است که او در اختیار ندارد. البته این کار باید با احترام، شواهد کافی و تمرکز بر حل مسئله انجام شود.
در نهایت، افراد حرفهای منتظر نمیمانند تا مدیر همه چیز را کشف کند یا همه مشکلات را ببیند. آنها فعالانه ارتباط برقرار میکنند، اطلاعات لازم را منتقل میکنند و به مدیر کمک میکنند تصمیمات بهتری بگیرد. در واقع، مدیریت رو به بالا هنر کمک کردن به مدیر برای موفقتر شدن است؛ زیرا زمانی که مدیر و تیم در یک مسیر مشترک حرکت کنند، احتمال موفقیت همه افراد سازمان افزایش پیدا میکند.
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
دیجی کالا چطور جنس هاش رو قالب میکنه_شماره ۲
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
ری برندینگ کوکا کولا
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket
📌فرایند واقعی رسیدن به هدف
💰#ایده و آموزش کسب وکار پول ساز
🆔 @iteraket