2541
──═ঊঈ ﷽ ঊঈ═── تنها کانال سیاسی استراتژیستی تلگرام تاسیس: 17March, 2016 با حضور مسئولان، دیپلماتها، سیاسیون، خبرنگاران، اساتید و سلبریتی های مطرح کشور مفسر و تحلیل گر: کتر احسان جعفری فر -علاقمند به همکاری علمی 09142052930 Instgram:dr.ehsan_jafari_far
#استراتژی_سیاسی
💢۵ عامل شکست آمریکا در جنگ با ایران از نگاه فارنافرز
✍️ فارن افرز
مجله فارن افرز در گزارشی با بررسی جنگ آمریکا علیه ایران از منظر «دکترین پاول» مینویسد تصمیم دونالد ترامپ برای آغاز جنگ، برخلاف اصولی بود که برای تعیین زمان و چگونگی ورود آمریکا به جنگ طراحی شدهاند.
1️⃣ دکترین پاول چیست؟
این دکترین ریشه در تجربه جنگ ویتنام و عملیات آمریکا در لبنان دارد و بر این اصل استوار است که آمریکا نباید بدون ضرورت و هدف روشن وارد جنگ شود.
بر اساس این دکترین، پیش از استفاده از نیروی نظامی باید منافع حیاتی آمریکا مشخص باشد، اهداف سیاسی و نظامی بهروشنی تعریف شوند، منابع کافی برای پیروزی اختصاص یابد، حمایت کنگره و افکار عمومی جلب شود، حمایت بینالمللی وجود داشته باشد و مهمتر از همه،راه خروج از جنگ از ابتدا مشخص باشد. هیچکدام از اینها در جنگ علیه ایران رعایت نشدند.
2️⃣ اهداف مبهم
نخستین عامل شکست ترامپ این است که او اهداف متعددی از نابودی موشکهای ایران تا تغییر حکومت را مطرح کرد، حال آنکه بسیاری از این اهداف با منابع اختصاصیافته به جنگ قابل دستیابی نبودند.
3️⃣نبود راهبرد خروج
عامل دوم این بود که دولت ترامپ پیش از آغاز جنگ مشخص نکرد که چگونه و تحت چه شرایطی جنگ پایان خواهد یافت. فارنافرز معتقد است اکنون نیز تنها راه خروجی که برای ترامپ باقی مانده، امید به فروپاشی حکومت ایران است؛ سناریویی که بعید به نظر میرسد.
4️⃣جنگ پیش از دیپلماسی
عامل سوم این بود که حملات در حالی آغاز شد که مذاکرات آمریکا و ایران همچنان ادامه داشت و همه ابزارهای فشار اقتصادی نیز به کار گرفته نشده بود. از نگاه فارنافرز، استفاده از نیروی نظامی بهعنوان آخرین راهحل، یکی از اصول اصلی دکترین پاول، رعایت نشد.
5️⃣نادیده گرفتن متحدان
چهارمین دلیل شکست این است که ترامپ بدون مشورت کافی با متحدان آمریکا وارد جنگ شد؛ در حالی که کشورهای منطقه بیشترین هزینه حملات ایران را متحمل شدند. نتیجه آن بود که حمایت کشورهای عربی خلیج فارس از جنگ کاهش یافت و حتی برخی از آنها از همکاری برای بازگشایی تنگه هرمز خودداری کردند.
6️⃣ نبود تعریف روشنی از پیروزی
به نوشته فارنافرز، دولت ترامپ نتوانست مشخص کند «پیروزی» دقیقاً به چه معناست. اهداف اولیه بهسرعت تغییر کردند و ترامپ از نابودی توان موشکی ایران به دفاع از حق ایران برای حفظ موشکهای دوربرد رسید. همین تغییرات، معیار مشخصی برای پایان جنگ باقی نگذاشته است.
7️⃣ جمعبندی
فارن افرز نتیجه میگیرد ترامپ با کنار گذاشتن اصول دکترین پاول، نه یک الگوی جدید جنگ، بلکه مسیری برای فرسایش قدرت آمریکا ایجاد کرده است.
@irdiplomat
╔═🍃🌺🍃 ══ ══ ══════╗
🆔 انتشارات رجال (ناشر رجال علمی و سیاسی)
https://eitaa.com/pub_rejal_article
@pub_rejal_article
👉09142052930
╚══════🍃🌺🍃═╝
فراخوان مقاله
▪️فصلنامه سیاسی، حقوقی و میان رشته ای آماده دریافت مقالات شما اساتید و فرهیختگان ارجمند است.
🌱تقویت رزومه و کسب نمرات مصاحبه ای
♨️انتشار رایگان مقالات تک اسم اساتید با رتبه استادی
👈تخفیف ویژه به دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری
09142052930
دکترجعفری فر
ارتباط در ایتا، روبیکا
#استراتژی_سیاسی
💢بازدارندگی فعال چیست؟
◾️تصور کنید در کلبه چوبی تان نشسته اید و دشمن به آرامی در حال آماده شدن برای آتش زدن کلبه تان است! شما در حال تماشای او هستید و دشمن در حال بریدنچوب و آوردن هیزم اطراف منزلتان است؛ چون استدلال میکنید فعلا کبریتی کشیده نشده است پس نظاره گر اویید و بس! اما بعد از آتش افروختن چه خواهید کرد؟ اعتراض، فرار یا تسلیم؟!
◾️حالا اگر شرایط را عوض کنیم یعنی در زمانی که دشمن در حال آوردن هیزم است با تفنگ قدیمی تان تیری هوایی شلیک کنید یا حتی به دشمن حمله کنید تا زخمی یا نابود شود شما در وضعیت فعال دفاعی قرار گرفته اید، یعنی پیش از جمع شدن انبوه هیزم ها شما اجازه آورده شدن هیزم های کوچک را نمیدهید.
◾️اینک در وضعیت جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، یک آتش بسی شده و دشمن در حال آوردن تجهیزات به سمت منطقه و اطراف ما است؛ پیچیده ترین تجهیزات تکنولوزیکی در حال انتقال هستند و نیروها تا چند هفته بعد خواهند رسید، مستقر خواهند شد و آماده اجرای فرمان؛ آنوقت چه نوع دفاعی خواهیم داشت؟
◾️مساله بازدارندگی فعال دو ریزه کاری بسیار حساس دارد نخست اینکه چگونه دشمنی که قوی است را پیش از تکمیل پازل سناریو و آرایش جنگی مهار کنیم و واکنش و خسارات را حداقل کنیم دوم اینکه مبادا دشمن اصلا فکر حمله نیست و این لشکرکشی ها یک بازی روانی و دیپلماسی فشار است؟!
◾️حال باید چه کرد؟ سه کار؛ نخست حد فاصل هشدار است اینکه به دشمن خط اولتیماتومحد نزدیک بودن را بدهیم؛ در آتش بس اشتباه دیپلماسی ما این بود که فاصله نزدیک بودن ناو دشمن را بالا نبردیم! دوم دیپلماسی هشدار مبنی بر تهدید به اینکه هر سیگنال تهدیدی به مثابه اعلام جنگ است یعنی آقای ترامپ توییت بزند ایران را میزنم یا تجهیزات بیاورد برای ما یعنی اعلام جنگ آغاز شده و اینگونه او را و لفاظی و اقدامتش را باید جمع کرد تا حداقل نیت دیپلماسی فشار خنثی نیز شود؛ سوم اینکه دشمن باید غافلگیر شود از اینکه هزینه کارهایش بیش از منافعش است!
@irdiplomat
بسم الله الرّحمن الرّحیم
وَ لا تَحْسَبَنَّ الّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبّهِمْ یُرْزَقُونَ
شهادت رهبر حکیم، فرزانه و مقتدای شیعیان جهان حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای را به محضر ملت بزرگ ایران و همه شیعیان جهان، دوستداران و عاشقان آن حضرت تسلیت میگوییم.
@irdiplomat
#استراتژی_سیاسی
💢جنگ ایران چگونه خاورمیانه را تغییر خواهد داد؟
✍️مؤسسه بروکینگز (Brookings Institution)
جنگ ۲۰۲۶ ایران نه تنها اهداف اعلام شدهٔ دونالد ترامپ را محقق نکرد، بلکه الگوی جنگهای پیشین آمریکا برای تغییر رژیم در خاورمیانه را تکرار و منطقه را وارد مرحلهٔ جدیدی از بیثباتی و واگرایی کرد. این گزارش سه پیامد اصلی این جنگ را بررسی میکند.
◾️کاهش اتکای کشورهای عربی خلیج فارس به آمریکا
کشورهای عربی خلیج فارس پیش از جنگ با وجود تهدیدات امنیتی، تمایلی به رویارویی با ایران نداشتند. حملات گسترده و بسته شدن تنگه هرمز، اقتصاد متکی به صادرات انرژی آنها را به شدت آسیبرساند و نشان داد که تضمینهای امنیتی آمریکا نمیتواند از آنها در برابر پیامدهای تصمیمهای شتابزدهٔ واشنگتن محافظت کند. در نتیجه، این کشورها به دنبال کاهش وابستگی به آمریکا، افزایش هزینههای دفاعی و تنوعبخشی به شرکای بینالمللی خود (از جمله اروپا، کرهٔ جنوبی و استرالیا) خواهند بود. همچنین سرمایهگذاری در مسیرهای صادراتی جایگزین (مانند خطوط لوله) برای کاهش اتکا به تنگه هرمز در دستور کار قرار خواهد گرفت.
◾️تشدید واگرایی در شورای همکاری خلیج فارس
این جنگ وحدت منطقهای در برابر یک دشمن مشترک را تضعیف کرد و رقابتهای درونبلوکی را آشکار ساخت. امارات متحده عربی که بیش از ۳۰۰۰ موشک و پهپاد را تجربه کرده، خواستار تضعیف دائمی توان نظامی ایران است و همکاری نظامی و اطلاعاتی خود را با اسرائیل تعمیق میبخشد. در مقابل، عربستان سعودی با میانجیگری برای پایان جنگ، فاصلهگیری از اسرائیل و تمرکز بر تنوعبخشی اقتصادی را در پیش گرفته است. خروج امارات از اوپک در آوریل ۲۰۲۶، حاصل اختلافات دیرینه با ریاض بر سر سیاستهای تولید و قیمت نفت بود که جنگ آن را تسریع کرد. بهرهمندی مالی عربستان و عمان از قیمتهای بالای نفت (برخلاف امارات، قطر، کویت و بحرین) نیز به تشدید این شکافها دامن زده است.
◾️ انزوای اسرائیل در آمریکا و جهان عرب
اسرائیل در مقایسه با گذشته، جایگاه بسیار شکنندهتری در افکار عمومی آمریکا یافته است. بر اساس نظرسنجی پیو (آوریل ۲۰۲۶)، ۶۰ درصد آمریکاییها دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند. جوانان آمریکایی نیز بیش از پیش با فلسطینیان همدلی میکنند. در کنگره، ۳۶ سناتور دموکرات به قطع کمک تسلیحاتی به اسرائیل رأی دادند. عادیسازی روابط اعراب با اسرائیل نیز عملاً متوقف شده است. حتی امارات که روابط نزدیکی با اسرائیل دارد، در سایر کشورهای عربی متحدی برای گسترش این روابط نیافته و چشمانداز پیوستن عربستان به توافقهای ابراهیم، با توجه به خشم عمومی از اسرائیل، تقریباً منتفی است.
◾️ این جنگ روابط آمریکا با متحدان منطقهای را به شدت تخریب کرده و اعتماد به واشنگتن را فرسوده است. با وجود تداوم نقش آمریکا به عنوان شریک اصلی کشورهای منطقه، بازسازی اعتماد ازدسترفته نیازمند سالها تلاش دیپلماتیک و نظامی است. توصیهٔ اصلی بروکینگز به دولت آمریکا پایان سریع جنگ با حداقل امتیازات هستهای و مالی، بازسازی بازدارندگی در قبال ایران و اتخاذ رویکردی چندجانبه و واقعبینانه در منطقه است. تأکید میشود که هرگونه سیاست یکجانبه و مبتنی بر غرور، پیامدهای منفی غیرقابل کنترلی به دنبال خواهد داشت.
@IRDIPLOMAT
💢 نقطه عطف تاریخی؛ وقتی کشورها رسماً بمبدار شدند
در تاریخ نظام بینالملل، لحظاتی کلیدی وجود دارد که قواعد بازی تغییر میکند؛ یکی از مهمترین آنها، زمانی است که کشوری رسماً به سلاح هستهای دست مییابد. این اعلامها هرگز غافلگیرکننده نیستند، بلکه در بستر نقاط عطف تاریخی رخ میدهند و جامعه جهانی در برابر یک واقعیت انجامشده قرار میگیرد و چارهای جز پذیرش ندارد. هر کشور هستهایشده، در مقطعی به این هدف رسیده که شرایط نظام بینالملل به گونهای بوده که امکان توقف یا بازگشت وجود نداشته است.
در ابتدای عصر اتم، هیچ قاعدهای برای منع اشاعه وجود نداشت. جنگ سرد و رقابت ابرقدرتها، دستیابی به بمب را برای قدرتهای بزرگ به یک ضرورت امنیتی تبدیل کرده بود. شوروی (۱۹۴۹) در واکنش به انحصار آمریکا، بریتانیا (۱۹۵۲) برای حفظ جایگاه خود، فرانسه (۱۹۶۰) برای استقلال از ناتو، و چین (۱۹۶۴) در پاسخ به تهدید شوروی، یکی پس از دیگری هستهای شدند. این پنج کشور تا پیش از معاهده NPT در ۱۹۶۸، هیچ محدودیتی بر سر راه خود ندیدند و جنگ سرد بهانهای موجه برای عضویت در باشگاه هستهای بود.
با امضای معاهده NPT در سال ۱۹۶۸، نظم جدیدی در عرصه منع اشاعه حاکم شد. با این حال، نقطه عطف تاریخی بعدی، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ بود. در این دوره، نظم دوقطبی جای خود را به نظم تکقطبی داد و آمریکا به عنوان تنها ابرقدرت جهان، درگیر مدیریت بحرانهای ناشی از فروپاشی شد. این خلأ راهبردی و تغییر موازنه قدرت، فرصتی بینظیر برای هند، پاکستان و کره شمالی فراهم کرد تا به طور آشکار هستهای شوند.
هند در ۱۹۷۴ آزمایش هستهای کرد اما رسماً هستهای نشد. نقطه عطف در مه ۱۹۹۸ رخ داد، زمانی که هند مجموعهای از آزمایشهای علنی را انجام داد. دلیل اصلی این تصمیم، تهدید فزاینده چین بود که از ۱۹۶۴ هستهای شده و در دهه ۱۹۹۰ با رشد اقتصادی و نظامی خود، به خطری جدی برای هند تبدیل شده بود. از سوی دیگر، پایان جنگ سرد و کاهش توجه آمریکا به جنوب آسیا، به هند این اطمینان را داد که میتواند با هزینه سیاسی کمتری این اقدام را انجام دهد. پاکستان نیز به سرعت در واکنش به هند، تنها چند هفته بعد، آزمایشهای خود را انجام داد. جامعه جهانی که در آن زمان مشغول مذاکرات منع جامع آزمایشهای هستهای بود، در برابر عمل انجامشده قرار گرفت و چارهای جز پذیرش واقعیت نداشت.
کره شمالی اما رویکردی متفاوت داشت. فروپاشی شوروی، بزرگترین حامی این کشور، ضربه سنگینی به پیونگیانگ وارد کرد. کره شمالی که تا پیش از آن، امنیت خود را در سایه حمایت شوروی تضمین میکرد، ناگهان خود را در انزوای کامل یافت. از سوی دیگر، تمرکز آمریکا بر سایر نقاط جهان و درگیری در جنگهای عراق و افغانستان، غفلت راهبردی واشنگتن را به همراه داشت. کره شمالی در ۹ اکتبر ۲۰۰۶ اولین آزمایش هستهای خود را انجام داد و به نقطه بیبازگشت رسید.
اسرائیل در مذاکره نیکسون-مایر (۱۹۶۹) با آمریکا به توافق رسید: اسرائیل سلاح خود را آشکارا آزمایش نمیکند و آن را به رسمیت نمیشناسد، و آمریکا بازرسی از دیمونا را متوقف میکند. دلیل: نیاز آمریکا به اسرائیل به عنوان متحد استراتژیک در برابر شوروی در اوج جنگ سرد. اینگونه «سیاست ابهام» به اسرائیل اجازه داد بدون چالش، هستهای بماند.
بررسی سیر تاریخی هستهایشدن کشورها نشان میدهد که نقطهعطف ورود به عرصه هستهای، بیش از آنکه یک عمل فنی، یک اقدام سیاسی-تاریخی است که در بستر شرایط خاص نظام بینالملل رخ میدهد. جنگ سرد و رقابت ابرقدرتها، به قدرتهای بزرگ اجازه داد تا با هزینه کم هستهای شوند. فروپاشی شوروی و خلأ قدرت ناشی از آن، پنجره فرصتی برای هند، پاکستان و کره شمالی گشود. سیاستهای آمریکا و محاسبات ژئوپلیتیکی، چه در قالب حمایت از اسرائیل و چه در قالب غفلت از کره شمالی، نقش تعیینکنندهای داشت. در تمامی موارد، یک نقطه مشترک وجود دارد: زمانی که جامعه بینالملل در مقابل یک عمل انجامشده قرار میگیرد و به دلیل ناتوانی در ارائه راهحلی قانعکننده، عملاً حضور آن کشور در باشگاه هستهای را به عنوان یک واقعیت جدید میپذیرد. این تاریخ نشان میدهد که در لحظاتی خاص که شرایط نظام بینالملل دستخوش تغییرات بنیادین میشود، «مصلحت» بر «قاعده» غلبه میکند و کشورها با بهرهگیری از پنجرههای فرصت تاریخی، به اهداف خود دست مییابند.
@IRDIPLOMAT
#استراتژی_سیاسی
💢چرا امریکا در حمله به ایران تعلل میکند؟
◾️بررسی رفتار امریکا را باید در قالب بازی چیک استراتژی تحلیل کرد؛ اینک شرایط طوری است که دو سوار ایرانی و امریکایی در حال گاز دادن به اتومبیل های خود هستند تا به سمت هم با یک تلنگر آغاز حرکت کنند و بالاخره یک نفر میبازد اما نکته این است که چرا آمریکا این بازی را آغاز نمیکند؟
◾️بیایید برگردیم به کیفیت بازی اگر تصور این باشد که امریکا یک ماشین ضد ضربه است و ایران ماشین ضربه پذیر پس بازی باید آغاز شود چون کیفیت ماشین ها فرق دارد!این دقیقا همان نقطه مقایسه سلاح های پیشرفته امریکا با ایران است؛ با این حال اگر امریکا یک ماشین ضد ضربه ولی آسیب پذیر داشته باشد مهم نیست که ماشین ایران چیست مهم این است که میتواند به اندازه ای برای امریکا ضرر و آسیب برساند که امریکا ترجیح میدهد آن نقاط را تقویت کند یا فعلا از آغاز حمله خودداری کند؛ اما نکته مبهم حفظ این وضعیت از نظر استراتژیکی چیست؟
◾️نقطه مبهم این است که هیچ برآورد خاصی نداریم که بدانیم آستانه درد امریکا چقدر است؟ یعنی ما هنوز نمیدانید اگر جنگی رخ دهد واقعا امریکا تا چه اندازه خسارت را قابل قبول میداند ؟! در مقابل بنظر میرسد آستانه ایران هم برای امریکا مشخص نیست! یعنی واقعا نمیداند چکار باید کرد که آن آستانه درد رد شود تا طرف مقابل تسلیم شود برای همین هم هست که امریکا هنوز از مقاومت ایرانی ها علی رغم اینهمه فشارها در حیرت است!
◾️در راهبرد بزرگترین ریسک این نیست که یک طرف آسیب میبیند بلکه این است تا چه اندازه آسیب موجه است! یعنی برای دولت امریکایی تا چه اندازه سرباز کشته قابل قبول است! تا چه اندازه تخریب و آسیب پذیری؟! اگر جواب تقریبی این سوال بدست آید راهبرد فشار ایران برای عقب راندن آمریکا هم کشف میشود در غیر اینصورت گاهی در حال مانورهایی هستیم که هیچ تاثیری بر ممانعت از حمله نخواهد گذاشت؛ با این ابهام تنها چیزی که امروز در ادبیات ایران باب شده است اینست که همه پایگاه های امریکا را خواهیم زد! اما اگر برآورد هزینه میشد بجای همه مثلا پنج پایگاه همزده میشد کافی بود؛ مول این میماند که میتونستی با خواندن دوکتاب بیست شوی ولی دویست کتاب خوانده ای و بیست شده ای!
◾️اما بررسی های ما چه میگوید؟
1️⃣ رفتار آمریکا در قبال ایران شبیه بازی «چیکن» است؛ هر دو طرف تهدید میکنند اما از برخورد مستقیم پرهیز دارند.
2️⃣ تجربه Vietnam War نشان داد تلفات بالا (حدود 58هزار کشته) حمایت داخلی را فرو میریزد.
3️⃣ در Iraq War با حدود ۴۵۰۰ کشته، حمایت افکار عمومی بهشدت کاهش یافت.
4️⃣ در War in Afghanistan نیز با حدود ۲۴۰۰ کشته، فرسایش سیاسی رخ داد.
5️⃣ برآورد احتمالی: اگر تلفات اولیه از چند صد نفر فراتر رود، احتمال فشار داخلی برای توقف جنگ بالای ۶۰٪ میشود.
6️⃣ هزینه مالی جنگ گسترده با ایران میتواند سالانه ۳۰۰–۵۰۰ میلیارد دلار باشد؛ احتمال مخالفت کنگره در این سطح حدود ۶۵٪ است.
7️⃣ اختلال در تنگه هرمز و جهش قیمت نفت میتواند فشار متحدان آمریکا را با احتمال حدود ۷۰٪ افزایش دهد.
8️⃣ بنابراین احتمال آغاز جنگ تمامعیار از سوی آمریکا حدود ۲۰ تا ۳۵٪ برآورد میشود.
9️⃣ آستانه «درد قابل قبول» آمریکا ثابت نیست و به انتخابات، اقتصاد و اجماع داخلی وابسته است.
🔟 نتیجه: تعلل آمریکا بیشتر ناشی از عدمقطعیت هزینههاست تا ناتوانی نظامی.
@irdiplomat
#استراتژی_سیاسی
💢چرا باید در مذاکره با آمریکا مقاومت کرد؟
◾️هنگامی که بخواهیم به این پرسش پاسخ بدهیم که حال که آمریکا وایران بر سر میز مذاکره نشسته اند آیا باید سریع همه چیز را توافق کنیم و ماجرا تمام بشود یا باید عجله نکرد؟
◾️بگذارید برگردیم به مذاکره قذافی… او برای جلوگیری از حمله تلاش کرد تا آنجا که میتواند و حتی بیشتر انعطاف از خود نشان بدهد اما دست آخر متوجه شد که همه اینها یک بازی برای خالی کردن دست طرف مقابل بود و در نهایت حمله رخ داد؛ در واقع بحث غرب توانمندی لیبی نبود تفکر لیبی بود که آزار دهنده بود و به هر نحو قذافی حذف شد
◾️ داستان مذاکره با غرب همیشه پیچیده است چون واقعا نمیدانید او با چه نیتی به سر میز آمده است؟! فرض کنید ایران تمام برنامه هسته ای خود را تعطیل کند و برد موشکها را کاهش دهد و فعالیت منطقه ای را هم به صفر برساند بنظرتان اسرائیل حتی یک موجودیت ضعیف شده از ایران را می تواند بپذیرد؟ ولو اینکه آمریکا آن را پذیرفته باشد!
◾️تجربه غزه و سوریه نشان داد که معادلات امنیتی هرگز آنگونه که باید به شیوه عادی بازنگشته است بلکه همه چیز در حال مدیریت شدن است؛ منظور از مدیریت یعنی حتی با رفتن بساز اسد یا حتی جنایات اسراییل در غزه همچنان ماجرا تمام نشده است؛ ماجرا تمام نشده است چون بخشی از یک پروسه است نه فقط یک پروژه مقطعی .
◾️حال برگردیم به مذاکره… اگرتوافق سریع شکل بگیرد هیچ تضمینی برای امنیت نیست ، عقب نشینی بعد از مذاکره یک بلوف بازی است و اگر امروز مذاکره میشود چون یک توانمندی وجود دارد که هنوز آزاردهنده در معادلات حمله است؛ اگر ایران سریعا به توافق دست یابد به منزله نوعی سازش وتسلیم شدن است و پیامد آن عقب نشینی طرف مقابل نیست اما اگر عزتمندانه و بتواند با اقتدار حاضر شود میتواند حرکت بعدی طرف مقابل را تا حدودی تحت تاثیر معادلات جدید قرار بدهد امریکا باید بداند از سر فشار یا میل خود به پای میز آمدن با از سر ضعف فرق دارد!
◾️اگرچه همه موافق حل و فصل مساله با شیوه مذاکره هستیم اما مساله این جعبه سیاه این است که وقتی گشوده شود تازه ابعاد پیچیده و جدید اینکه چگونه باید مذاکره و بر سر چه چیزی و تا چه حد پیش می آید. شگرد اول غرب این بود تا ابتدا از حداکثرترین خواسته ها شروع کند تا کم کم با چانه زنی به یک نقطه ای برسد که بالاتر از نرخ واقعی مورد انتظار است؛ این روش کاسبی است نه دیپلماسی!به عبارت بهتر آمریکا برای دیپلماسی نیامده است که دیپلماتیک گونه بده بستان راه بیفتد بلکه منطق مذاکره و مذاکره کننده آمریکایی بازاری است! جایی که قرار نیست عدالت باشد بلکه همه چیز فن و ارایه است یا حالا یا هیچوقت!. اگر به هوای اینکه سریع خطر را از کشور دور کنیم به سراغ توافق سریع برویم یعنی به خواسته بالاتر از حد واقعی تن داده ایم که پایان بازی نیست اگر بازی مذاکره از منطق دیپلماتیک تبعید کند بده بستان منطقی هم رخ میدهد؛ البته به صورت مطلق نمیشود گفت ادبیات دیپلمات از عهده زبان دلال گونه بر نمی آید اما منطق مذاکره خود را میطلبد.
◾️تنها نگرانی این بازی مذاکره چیزی است که به نام زمان حوصله بر نامیده میشود زمانی که ممکن است صرف شدنش معادل با نزدیک شدن به جنگ باشد از همین رو باید گفت جلسات مذاکره مثل این باید باشد که هر چند جلسه عادی بشود یه جلسه فوق العاده … یعنی مذاکره ما باید بداند زمان و چگالی مذاکره محدود تر از آن است که مثل برجام دو سال طول بکشد! بلکه اینبار موضوعات چنان پیچیده و در هم تنیده خواهد بود که شاید معادل چندین دور باشد. ورود با یک دستور العمل وقت کشی خواهد بود!
◾️به نظر میرسد دیپلماسی فشار آمریکا هر روز حلقه زمان و رسیدن به توافق را میخواهد تنگ تر کند ما در پاسخ چه داریم ؟! اگرچه دیپلماسی فشار راه رسیدن به توافق برای بازیگر قلدر است اما تنها راه موفقیت آن نیست چراکه منطق استراتژیک نظامی و دیپلماسی طرفین میتواند تعیین کننده و جهت دهنده باشد. در منطق بازدارندگی گاهی زخم های کوچک میتواند پیامدهای مناسبی داشته باشد مثلا هنگامی که آمریکا پهپاد ایرانی را زد مشخص است که کسی برای یک پهپاد جنگ آغاز نمیکند اما سوال این است که آیا ایران هم میتواند اینچنین میدان ضربه ای بیابد که به طرف هشدار دهنده باشد اما آغازگر جنگ نباشد؟! سوال اینکه آیا باید ناظر آرایش نظامی باشیم یا میتوان آن را هم دچار خلل کرد؟!
@irdiplomat
💢رقابت عربستان و امارات
✍️دانش تفسیر سیاسی
◼️حضور امارات در یمن ابتدا در چارچوب ائتلاف عربی و با هدف حمایت از دولت مستعفی در برابر حوثیها آغاز شد و این کشور نقش مهمی در آزادسازی مناطقی مانند عدن و برخی بنادر ایفا کرد، اما بهتدریج و تحت فشارهای داخلی و منطقهای، استراتژی خود را تغییر داد. نقطه عطف این تغییر، حمایت امارات از شورای انتقالی جنوب بود؛ جریانی که بهدنبال گسترش نفوذ در جنوب یمن و تقویت گرایشهای جداییطلبانه بود و امارات از آن بهعنوان ابزاری برای تأمین منافع خود، بهویژه در مناطق راهبردی حضرموت و سواحل دریای سرخ، استفاده میکرد.
این رویکرد باعث بروز شکاف جدی با عربستان شد، زیرا ریاض حفظ یکپارچگی یمن را برای ثبات منطقه ضروری میدانست و سیاستهای امارات را تهدیدی علیه این هدف تلقی میکرد. بمباران بندر مکلا توسط جنگندههای عربستان نشانهای از اوجگیری این تنشها و پیام آشکار ریاض به ابوظبی بود که با پروژههای تجزیهطلبانه در یمن همراه نخواهد شد. در ادامه، عربستان خواستار خروج نیروهای امارات و توقف حمایت آن از گروههای محلی شد و امارات نیز با اعلام پایان مشارکت نظامی مستقیم، عملاً مسیر خود را از حضور آشکار نظامی به حفظ نفوذ غیرمستقیم از طریق نیروهای محلی و شورای انتقالی جنوب تغییر داد.
◼️درباره چرایی این رقابت ها باید گفت رقابت عربستان و امارات در یمن ریشه در تفاوت عمیق نگاه راهبردی دو کشور به نظم منطقهای دارد. عربستان یمن را بخشی از عمق امنیتی خود میداند و حفظ یکپارچگی سرزمینی آن را شرط ثبات داخلی و منطقهای تلقی میکند. از نگاه ریاض، وجود یک دولت مرکزی حتی ضعیف بهتر از شکلگیری ساختارهای محلی مستقل است که میتوانند به کانون ناامنی یا نفوذ بازیگران رقیب تبدیل شوند. در مقابل، امارات نگاه دولتمحور ندارد و بیشتر به نظم شبکهای متکی است؛ نظمی که در آن کنترل بنادر، سواحل، مسیرهای دریایی و بازیگران محلی اهمیت بیشتری از حاکمیت یک دولت مرکزی دارد.
◾️تفاوت در تعریف تهدید نیز این شکاف را تشدید کرده است. برای عربستان، تهدید اصلی گسترش نفوذ حوثیها و پیوند آنها با ایران است، زیرا این امر امنیت مرزهای جنوبی این کشور را مستقیماً هدف قرار میدهد. اما امارات بیش از هر چیز اخوانالمسلمین، بیثباتی مسیرهای تجارت دریایی و از دست رفتن کنترل بنادر راهبردی را تهدید میبیند. همین تفاوت باعث شد امارات بهتدریج از دولت مستعفی یمن فاصله بگیرد و به نیروهای محلی و شورای انتقالی جنوب تکیه کند؛ رویکردی که از نگاه عربستان به معنای تضعیف دولت مرکزی و زمینهسازی برای تجزیه عملی یمن بود.
◾️یمن برای امارات صرفاً یک میدان نبرد نظامی نیست، بلکه گرهای ژئواقتصادی و ژئودریایی محسوب میشود. سواحل حضرموت، بندر مکلا، عدن و اتصال آنها به بابالمندب و دریای سرخ، مستقیماً با منافع تجاری، لجستیکی و امنیت دریایی امارات پیوند دارد. این منافع با نگاه عربستان که یمن را حیاطخلوت امنیتی خود میداند، بهطور طبیعی وارد تعارض شد و شکاف در ائتلاف عربی را آشکار کرد.
◾️در سطحی عمیقتر، این رقابت بازتابی از اختلاف بر سر رهبری در جهان عرب است. عربستان بهدنبال تثبیت نقش سنتی خود بهعنوان رهبر سیاسی و امنیتی منطقه است، در حالی که امارات مسیر نفوذ غیرسنتی را برگزیده؛ اتکا به اقتصاد، بنادر، پایگاههای فرامرزی، نیروهای نیابتی و اتحادهای جدید منطقهای. جنگ یمن نخستین صحنهای بود که این دو الگوی متفاوت بهطور عینی با یکدیگر برخورد کردند.
◾️اعلام خروج نظامی امارات از یمن بهمعنای عقبنشینی واقعی نبود، بلکه تغییر روش حضور بود. امارات هزینههای حضور مستقیم را کاهش داد، اما نفوذ خود را از طریق نیروهای محلی و ساختارهای غیررسمی حفظ کرد. همین امر نگرانی عربستان را افزایش داد، زیرا نفوذ غیرمستقیم امارات میتواند در بلندمدت انسجام یمن را تضعیف کند، حتی اگر در کوتاهمدت از شدت درگیریها بکاهد.
در مجموع، رقابت عربستان و امارات در یمن نه حاصل اختلافی مقطعی، بلکه نتیجه تضاد دو تصور متفاوت از امنیت، نفوذ و نظم منطقهای است. یمن تنها میدان بروز این رقابت است، رقابتی که تا زمانی که یکی بر یکپارچگی سرزمینی و دیگری بر شبکه نفوذ و کنترل گلوگاهها تأکید دارد، به اشکال مختلف ادامه خواهد یافت.
─═ঊঈ @irdiplomat ঊঈ═──
#استراتژی_سیاسی
💢چگونه اسراییل در برابر ترکیه بازدارندگی ایجاد میکند؟
◾️ در چند هفته اخیر بحث حضور احتمالی نیروهای ترکیه در نوار غزه بهویژه در قالب یک نیروی بینالمللی تثبیتکننده یا حافظ صلح مطرح شده است، و همین مسئله باعث شده که اسرائیل بهشدت نگران باشد و مخالفت خود را علناً اعلام کند. اما چرا اسراییل نگران است؟ به چهار دلیل، نخست ترکیه را بی طرف نمیداند زیرا ترکیه حامی فلسطینیان است؛ دوم ترکیه حوزه کنش اسراییل را محدود میکند؛ سوم ترکیه از نظر اسراییل توسعه طلب است و چهارم ترکیه مهره ای نیست که بتوان براحتی با آن بازی یا جابجا کرد
◾️حالا اسراییل چه ملاحظاتی برای مقابله با ترکیه دارد؟ نخست اینکه ترکیه کشور قدرتمند نظامی است، عضو ناتو است و در نتیجه درگیری با ترکیه براحتی نیست. به علاوه ترکیه به دلایلی که پیشتر گفته شد برای اسراییل تهدید محسوب میشود پس با این شرایط اسراییل چه کند؟
◾️کاری که اسراییل کرد نه بازی با کارت بزرگ امریکا برای فشار به ترکیه بود نه قدرتتان اروپایی؛ اسراییل سراغ دو اهرم یونان و قبرس رفت؛ حالا چرا این دو کشور؟ دلیل اول این است که این اهرم کمهزینه، مؤثر و هدفمند هستند و به علاوه چون رقابت و تنش تاریخی با ترکیه دارند آنها هم بی میل به بازی اسراییل نیستند؛ دلیل دوم این است که این دو کشور میتوانند رویای ترکیه در ترانژزیت انرژی را به هم بزنند و تنش افرین منطقه باشند و سوم اسراییل خود کنار این بازی تنش ها در مقابل ترکیه قرار میگیرد. دلیل سوم این است که اسراییل میداند اروپا و امریکا هم به ترکیه حساس شده اند بنابراین میخواهد با برجسته سازی نقش آفرینی ترکیه در حوزه دریای اژه و مدیترانه ترکیه را تحت فشار دیپلماتیک هم قرار بدهد؛ اسراییل میخواهد به ترکیه بفهماند حضور در غزه هزینه دارد و هزینه را در میدان دیگر باید بدهد پس بهتر است بیش از این پیشروی نکند.
در خاتمه باید گفت اسراییل بازی بازدارندگی غیر مستقیم را بکار برده است که ترکیبی از فشار و انتخاب هدفمند مهره است.
@irdiplomat
#استراتژی_سیاسی
💢آیا اوکراین به دنبال موازنه سخت بود یا دنباله روی سخت که مورد تهاجم روسیه قرار گرفت؟
◾️دو واژه موازنه سخت و دنباله روی سخت مفاهیم جداگانه ای هستند که در تحلیل و تفسیر سیاسی بسیار مهم اند.
◾️موازنه سخت به معنای تلاش برای تقویت قدرت نظامی یا پیوستن به ائتلافهای نظامی مانند ناتو برای مقابله با تهدیدات است اما دنباله روی سخت به معنای پیروی از قدرتهای دیگر به طور مستقیم و وابستگی به آنها برای حفظ امنیت است.
◾️وقتی یک کشور به دنبال دنبالهروی سخت میرود، در واقع موازنه سخت هم به طور غیرمستقیم ایجاد میشود. اما فرق آن این است که تاکید بر هدف و نیت کشور متفاوت هست. در
دنباله روی سخت یک کشور بیشتر به دنبال استفاده از قدرت و منابع کشور قدرتمند هست تا اینکه بخواهد خودش را تقویت کند. در این حالت، بیشتر در سایه قدرت یک کشور دیگر حرکت میکنه و تمام تلاشش اینه که از حمایت و توان آن کشور بهرهبرداری کند مثال بارز دنباله روی سخت کره جنوبی در زمان جنگ سرد است که برای در امان ماندن از کره شمالی به آمریکا پیوست یا آلبانی یکی از کشورهای عضو جدید ناتو است که به عنوان یک مثال مناسب از دنبالهروی سخت در دوران پس از جنگ سرد میتواند مورد بررسی قرار گیرد.
◾️اگر هدف اوکراین صرفاً دنبالهروی سخت از ناتو بود، ممکن بود از یک کشور واحد مانند ایالات متحده به طور مستقیم حمایت بگیرد، اما در واقع، اوکراین به دنبال ایجاد تعادل و استقلال در سیاست خارجی خود بود. اوکراین با تقویت ارتش خود و اصلاحات ساختاری در درون کشور، نشان داد که به دنبال تقویت استقلال امنیتی خود است. او میخواست همزمان با استفاده از حمایت ناتو، توان نظامی خود را هم بالا ببرد و در تصمیمات ناتو نقش فعال داشته باشد پس اقدام او دنباله روی سخت نبود موازنه سخت بود.
◾️مثال واضح دیگر ترکیه است. اگر ترکیه به دنبال دنبالهروی سخت از ایالات متحده یا ناتو میبود، به معنای این بود که ترکیه از قدرتهای بزرگ (مثل آمریکا) پیروی میکرد و صرفاً برای حفظ امنیت خود و جلوگیری از تهدیدات، خود را به این قدرتها میسپرد، بدون اینکه به دنبال تقویت قدرت نظامی مستقل خود باشد.وقتی ترکیه تصمیم به خرید سیستم دفاع موشکی S-400 از روسیه گرفت، نشان داد که این کشور دیگر نمیخواهد فقط به ناتو و آمریکا وابسته باشد.در اینجا، ترکیه در واقع از موازنه سخت استفاده میکند چون میخواهد قدرت نظامی خودش را تقویت کند و به دنبال تنوع در شرکای نظامی خود است همانطور که اوکراین، به ویژه بعد از بحران کریمه در ۲۰۱۴ و جنگ با روسها، به شدت به سمت موازنه سخت حرکت کرده است. در این مسیر، اوکراین هدفش فقط اتکای به ناتو یا قدرتهای خارجی برای حفظ امنیت خود نبوده، بلکه تلاش کرده قدرت نظامی خود را تقویت کند و در عین حال به طور فعال در ساختارهای امنیتی جهانی، مانند ناتو، وارد شود.
──═ঊঈ @irdiplomat ঊঈ═──
#اخبار_استراتژیک
💢 اکونومیست: پایان جنگ اوکراین آغاز فروپاشی اروپا خواهد بود
◾️ در گزارش اکونومیست آمده است: «آیا پس از ۱۳۷۲ روز جنگی که قرار بود تنها سه روز طول بکشد، اکنون چشماندازی برای صلح در اوکراین وجود دارد؟ هیچکس نمیداند. موجی از دیپلماسی شتابزده میان آمریکا و روسیه طی یک هفته گذشته، سر و صدای زیادی ایجاد کرده—بهویژه از سوی اروپاییهایی که از کنار گذاشته شدن در گفتوگوهای صلح خشمگین شدهاند.
◾️ با این حال، هنوز هیچ نشانی از آتشبس دیده نمیشود. شاید اوکراین کار درستی کرده که از توافق مشکوکی که میان کرملین و کاخ سفید پخته شده بود کنار کشیده است. در هر حال، روزی و امید است که بهزودی توافقی پیدا شود که هم اوکراین و هم روسیه بتوانند بپذیرند. آن لحظه موجی از آسودگی را به همراه خواهد داشت، اما همزمان پیامدهای دشواری برای همسایگان اروپایی اوکراین در پی خواهد داشت. جنگ اروپا را متحد کرده است؛ اما پایان جنگ، آغاز «فروپاشی این اتحاد» خواهد بود.
@irdiplomat
اگر کتاب برای انتشار دارید بهترین انتشارات برای رجال سیاسی و علمی است
شرایط کاملا ویژه برای اعضای کانال دانش تفسیر سیاسی
09142052930
مدیر: دکتر احسان جعفری فر
#استراتژی_سیاسی
💢💢 بلومبرگ: اتحادیه اروپا به دنبال بازنویسی طرح صلح ترامپ برای اوکراین است
🔻 بلومبرگ و به نقل از منابع مطلع گزارش داد که حامیان کییف در اتحادیه اروپا بهدنبال بازنویسی بخش عمدهای از طرح صلح رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، برای اوکراین هستند.
🔻 ایالات متحده آمریکا این هفته چارچوب جدید خود برای پایان دادن به جنگ در اروپا را به اوکراین ارائه کرده و اکنون بر کییف فشار میآورد تا آن را تا روز پنجشنبه بپذیرد.
این طرح ۲۸ بندی شامل مفادی است که اوکراین و حامیان اروپای غربی آن مدتهاست با آنها مخالفت میکنند. اوکراین باید نیروهای خود را از بخشهایی از منطقه دونباس که هنوز تحت کنترل دارد خارج کند، ارتش خود را کوچکتر کند و از آرمان ناتو دست بکشد.
تفسیر_خبر✍️
◾️ اتحادیه اروپا با طرح صلح ترامپ اختلاف دارد، زیرا این طرح از اوکراین میخواهد از بخشهایی از دونباس خارج شود، ارتش خود را کوچک کند و از آرمان ناتو صرفنظر کند؛ چیزی که اروپا آن را امتیازدهی یکطرفه به روسیه میداند. اروپا جنگ اوکراین را موضوع امنیتی بلندمدت خود میبیند، در حالی که ترامپ به دنبال پایان سریع و کمهزینه جنگ برای آمریکا است. بروکسل نگران است که توافق پیشنهادی واشنگتن پایدار نباشد و به روسیه فرصت بازسازی قدرت و حمله دوباره بدهد. حذف چشمانداز عضویت اوکراین در ناتو نیز با سیاست امنیتی اروپا ناسازگار است. در این اختلاف، آمریکا دنبال «معامله سریع» و اروپا دنبال «معماری امنیتی پایدار» است. همین تفاوت نگاه باعث شده اتحادیه اروپا خواستار بازنویسی بخشهای عمده طرح شود.
◾️اینکه ترامپ واقعا چرا برای پایان دادن به جنگ عجله دارد میتواند دلایل مختلفی داشته باشد از جمله مدیریت هزینه های امریکا یا ژست پایان دادن به جنگ یا خود را مرد معامله و میدان نشان دادن باشد. البته عادت ترامپ است که
ریسک بلند مدت را به دستاورد کوتاه مدت ترجیح بدهد.
بهرحال اوکراین برای امریکا فقط یک کارت بازی برد است ولی برای اروپا میتواند یک کارت شکست تلقی شود
@irdiplomat
#استراتژی_سیاسی
💢واکنش رسمی یمن به توافقنامه سه جانبه عربستان، ترکیه و پاکستان
مهدی المشاط، رئیس شورای عالی سیاسی یمندر واکنش به امضای توافقنامه دفاعی سه جانبه میان پاکستان، ترکیه و عربستان تأکید کرد که چنین توافقنامههایی هیچ تأثیری نخواهد داشت و معادله «محاصره در برابر محاصره» تا تحقق اهدافش پابرجا خواهد ماند.
محمد الفرح، عضو دفتر سیاسی جنبش انصارالله نیز با اشاره به این توافقنامه هشدار داد که هر قدر ائتلافهایی علیه یمن شکل بگیرد، این کشور به درهم شکستن محاصره ادامه خواهد داد. وی تأکید کرد که ترکیه، پاکستان و دیگر کشورهای اسلامی نباید به پوشش سیاسی برای تجاوزگری، محاصره یا نقض حاکمیت یک کشور اسلامی تبدیل شوند و بهتر است به جای تشکیل ائتلاف برای حمایت از متجاوز، بر او فشار وارد کنند.
✍️ تفسیر_ خبر
1️⃣نظم قدیم خاورمیانه که در آن آمریکا نقش پلیس منطقه را داشت و ایران و عربستان دو رقیب اصلی محسوب میشدند، پس از جنگ ۲۰۲۶ میان ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر، برای همیشه فروپاشید. در این جنگ، امارات که پایگاه نظامی آمریکا محسوب میشد، هدف حملات سنگین موشکی و پهپادی ایران قرار گرفت و به خوبی دریافت که چتر امنیتی آمریکا دیگر قابل اعتماد نیست . این نقطه عطفی شد برای شکلگیری یک نظم جدید و چندقطبی که در آن کشورهای منطقه به دنبال متحدانی برای تضمین امنیت خود هستند.
2️⃣در این نظم جدید، دو محور اصلی در برابر هم صفآرایی کردهاند. محور اول، ائتلافی است میان امارات، اسرائیل و آمریکا که با تکیه بر فناوری نظامی اسرائیل و پشتیبانی واشنگتن، به دنبال تسلط بر معادلات امنیتی و تجاری منطقه، به ویژه در دریای سرخ و تنگه بابالمندب است. در مقابل، عربستان که احساس میکند امارات در حال گرفتن جایگاه رهبری جهان عرب از اوست و با فشار افکار عمومی و مسئله فلسطین نیز مواجه است، ترجیح میدهد به جای پیوستن به اسرائیل، ائتلافی مستقل و قدرتمند با ترکیه، پاکستان و مصر تشکیل دهد تا بتواند در برابر این محور ایستادگی کند و نقش خود را به عنوان یک وزنه تعیینکننده حفظ نماید. پیمان مکه دقیقاً در همین چارچوب شکل گرفته است.
3️⃣هدف اصلی پیمان مکه، ایجاد یک بلوک دفاعی از قدرتها برای مقابله با تهدیدات مشترک است. این تهدید در درجه اول، جنگ اخیر ایران با آمریکا و اسرائیل و نفوذ منطقهای ایران از طریق گروههای نیابتی مانند انصارالله در یمن عنوان شده است. این پیمان عملاً یک کمربند امنیتی در شرق و غرب ایران ایجاد میکند.
4️⃣ هرچند این پیمان جایگزین آمریکا نیست، اما لایههای جدید امنیتی را برای عربستان فراهم میکند.
5️⃣آمریکا به دلیل درگیری در بحرانهای متعدد نمیخواهد یا نمیتواند بین دو متحد راهبردی خود یعنی امارات و عربستان یکی را انتخاب کند. از طرفی، ترکیه و پاکستان نیز صرفاً به عنوان همپیمان عربستان وارد این بازی نشدهاند؛ ترکیه از این فرصت برای افزایش نفوذ منطقهای خود و فشار بر رقیب دیرینهاش یعنی امارات و همچنین اسرائیل استفاده میکند و پاکستان نیز با حضور در این ائتلاف، ضمن دریافت حمایت مالی عربستان بیشتر بازیگر باردارنده است تا عملیاتی! بنظر میرسد بیشتر از پیام نظامی که هیچ کدام از این کشورها برای عربستان کوپن نخواهند سوزاند عربستان دنبال پیام سیاسی است! هم به داخل و هم خارج از عربستان! با این حال بنظر میرسد وزن سیاسی امارات قوی تر است و عربستان فعلا در نمایش بازی قدرت و شرکای امنیتی است! نه دست کم کریدورها!
6️⃣تمام این رقابتها به کنترل مسیرهای حیاتی تجاری و کریدورهای انرژی نیز بازمیگردد، جایی که عربستان در خط مقدم تهدیدات حوثیهای یمن (متحد ایران) قرار دارد و امارات با خیال راحتتر و پشت جبههای امن که توسط اسرائیل و آمریکا ایجاد شده، در حال پیشروی اقتصادی و امنیتی است. عربستان با آگاهی از این که مماشات یا عادیسازی با اسرائیل بدون حل مسئله فلسطین، او را به یک پیرو تنزل میدهد، مسیر پرهزینهتر تشکیل یک ائتلاف بزرگ منطقهای را انتخاب کرده و بدین ترتیب، خاورمیانه امروز بیش از هر زمان دیگری پیچیده، چندقطبی و سرشار از رقابتهای راهبردی تمامعیار شده است. معلوم نیست سهم بازیگران دیگر واقعا چقدر از این بازی در نظر گرفته خواهد شد؟ اما قطعا آینده نشان خواهد داد.
@irdiplomat
https://eitaa.com/filebooks
بزرگترین مرجع دانلود فایل کتاب
#استراتژی_سیاسی
💢اولین قدم اصلاح اقتصاد، اصلاح بانک هاست
◾️ریشه مشکلات اقتصادی ایران، نه در تحریمهای خارجی است و نه در ناتوانی مدیران داخلی؛ ریشه اصلی در «ساختار معیوب نظام بانکی» نهفته است. نظام بانکی ایران به گونهای طراحی شده که ناگزیر از تولید تورم و ناکارآمدی است، فارغ از اینکه چه کسی مدیر باشد یا تحریمها وجود داشته باشد یا خیر.
◾️وقتی بانکها به جای نقش اصلی خود یعنی واسطهگری مالی بین پساندازکننده و تولیدکننده، به بنگاهداری و سرمایهگذاری در پروژههای غیرمولد روی میآورند، عملاً پول سپردهگذاران را در داراییهای منجمد قفل میکنند. این موضوع ربطی به تحریم ندارد؛ بلکه نتیجه قوانین داخلی و ساختار مالکیت دولتی است که بیش از ۸۰ درصد بانکها را در اختیار دارد. نرخ سود دستوری و تکلیفی باعث میشود اعتبارات ارزان به جای طرحهای مولد، به سمت گروههای خاص و شبکههای نزدیک به قدرت هدایت شود و انبوهی از مطالبات معوق ایجاد کند. نسبت مطالبات معوق به ۱۱.۵ درصد رسیده و کفایت سرمایه نظام بانکی به ۳.۹۲ درصد سقوط کرده است، در حالی که استاندارد جهانی ۸ درصد است. وقتی بانکی مانند بانک آینده با ۵ میلیارد دلار زیان ورشکست میشود، این نتیجه تحریم نیست، نتیجه انباشت داراییهای بیارزش در ترازنامه است. این ناکارآمدی یک چرخه معیوب ایجاد کرده است: بانک ناتراز برای پرداخت بدهیهای خود از بانک مرکزی اضافهبرداشت میکند و پول بیپشتوانه چاپ میشود، پایه پولی افزایش مییابد، تورم افسارگسیخته میشود، ارزش پول ملی سقوط میکند، و بانکها برای جذب سپرده به رقابت ناسالم و سرمایهگذاری در سفتهبازی روی میآورند. هر یک درصد افزایش اعتبارات بانکی، تورم را ۰.۵ درصد بالا میبرد. این مکانیسم، یک نقص فنی در طراحی سیستم است، نه نتیجه تصمیمات فردی یا فشار خارجی. اصلاح این ساختار یعنی تعویض موتور ماشین، نه عوض کردن راننده یا صاف کردن جاده. اگر نظام بانکی اصلاح شود - یعنی بانکها از بنگاهداری خارج شوند، ترازنامهها شفاف شوند، نرخ سود واقعی شود، و بانک مرکزی استقلال یابد - آنگاه حتی با همان مدیران فعلی و حتی با تحریمهای سنگینتر، سیستم به سمت تعادل حرکت میکند. چون قواعد بازی عوض میشود. بانکها ناچار میشوند پول را فقط به طرحهای مولد و با نرخ سود واقعی بدهند، مطالبات معوق کاهش مییابد، خلق پول بیپشتوانه متوقف میشود، تورم مهار میشود، و اعتماد به نظام پولی برمیگردد. رشد اقتصادی نیز افزایش مییابد، چون پول به جای سفتهبازی در طلا و مسکن، به تولید واقعی میرسد. تحریم فقط این نقص را بزرگنمایی میکند، اما ریشهاش نیست. یک سیستم خوب، حتی با مدیران متوسط هم کار میکند، اما یک سیستم بد، حتی نابغهها را هم زمین میزند. پس مشکل اصلی، ساختار معیوب است و راه حل، اصلاح ریشهای آن، نه تغییر افراد یا انتظار برای رفع تحریم.
@irdiplomat
╔═🍃🌺🍃 ══ ══ ══════╗
🆔 انتشارات رجال (ناشر رجال علمی و سیاسی)
https://eitaa.com/pub_rejal_article
@pub_rejal_article
👉09142052930
╚══════🍃🌺🍃═╝
برای انتشار آثار ارزشمند علمی خود در قالب مقاله و کتاب با ما در ارتباط باشید:
09142052930 دکتر جعفری فر
تماس بگیرید لطفا
#استراتژی_سیاسی
💢آموزه های جنگ آمریکا علیه ایران برای چین
✍️اندیشکده #شورای_روابط_خارجی_آمریکا
◾️جنگ ایران و آمریکا از منظر راهبردی نشان داد که در محیط امنیتی قرن بیستویکم، پیروزی نظامی لزوماً به معنای تحقق اهداف سیاسی و راهبردی نیست. اگرچه ایالات متحده از نظر قدرت نظامی برتری قاطع خود را حفظ کرده است، اما تجربه این جنگ آشکار ساخت که یک بازیگر ضعیفتر نیز میتواند با افزایش هزینههای اقتصادی، طولانی کردن بحران و ایجاد اختلال در نظم منطقهای، قدرت تصمیمگیری رقیب را تحت تأثیر قرار دهد. از این منظر، بقا، فرسایش و تحمیل هزینه میتواند به اندازه پیروزی نظامی اهمیت راهبردی داشته باشد.
◾️یکی از مهمترین درسهای این جنگ، برجسته شدن نقش اقتصاد به عنوان میدان اصلی رقابت ژئوپلیتیکی بود. ایران نشان داد که تأثیرگذاری بر بازار انرژی، مسیرهای انتقال کالا، بیمه دریایی و زنجیرههای تأمین جهانی میتواند پیامدهایی فراتر از میدان نبرد ایجاد کند. در چنین شرایطی، قدرت یک بازیگر صرفاً با تعداد جنگندهها، موشکها یا ناوهای جنگی سنجیده نمیشود، بلکه توانایی او در تأثیرگذاری بر اقتصاد جهانی و ایجاد هزینه برای رقبا نیز به یکی از مؤلفههای اصلی قدرت تبدیل شده است.
◾️این جنگ همچنین اهمیت جنگ چندبعدی را آشکار کرد؛ جنگی که در آن حوزههای نظامی، اقتصادی، سایبری، اطلاعاتی و روانی به صورت همزمان به کار گرفته میشوند. تجربه اخیر نشان داد که درگیریهای آینده احتمالاً کمتر بر اشغال سرزمین و نابودی نیروهای نظامی متمرکز خواهند بود و بیشتر بر فلج کردن شبکههای اقتصادی، زیرساختهای حیاتی و اراده سیاسی رقبا استوار خواهند شد. در چنین الگویی، موفقیت راهبردی به توانایی مدیریت بحران در چندین حوزه به صورت همزمان وابسته است.
◾️از منظر قدرتهای بزرگ، به ویژه چین، این جنگ یک مطالعه عملی درباره محدودیتهای قدرت آمریکا نیز محسوب میشود. پکن میتواند مشاهده کند که حتی قدرتمندترین ارتش جهان نیز در صورت درگیری همزمان در چند جبهه با محدودیت منابع، مهمات، ظرفیت لجستیکی و فشارهای سیاسی داخلی روبهرو میشود. این مسئله میتواند در محاسبات راهبردی چین درباره تایوان و نحوه مواجهه با ایالات متحده تأثیرگذار باشد، زیرا نشان میدهد که فرسایش تدریجی ظرفیتهای آمریکا ممکن است مؤثرتر از تلاش برای کسب یک پیروزی سریع و قاطع باشد.
◾️در سطحی کلانتر، جنگ ایران این واقعیت را برجسته کرد که زمان خود به یک متغیر راهبردی تبدیل شده است. هرچه یک بحران طولانیتر شود، آثار اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آن گستردهتر خواهد شد و فشار بیشتری بر تصمیمگیران وارد میکند. از این رو، در محیط راهبردی جدید، مدیریت زمان، کنترل روند تشدید بحران و توانایی تحمل هزینههای بلندمدت، به اندازه توان نظامی اهمیت یافته است. به همین دلیل، بسیاری از قدرتهای جهانی اکنون بیش از آنکه بر پیروزی در نبردهای کوتاه تمرکز کنند، در حال مطالعه شیوههای مدیریت جنگهای فرسایشی و چندحوزهای هستند؛ جنگهایی که نتیجه نهایی آنها بیش از میدان نبرد، در عرصه اقتصاد، سیاست و تابآوری ملی تعیین میشود.
@IRDIPLOMAT
#استراتژی_سیاسی
💢روابط هند و اسرائیل و تاثیر آن بر ایران
روابط رسمی میان هند و اسرائیل در سال ۱۹۹۲ برقرار شد، اما جهش راهبردی روابط از دهه ۲۰۰۰ به بعد شکل گرفت و در دوره نخستوزیری نارندرا مودی (از ۲۰۱۴) علنی و ساختاری شد. نقطه عطف نمادین، سفر مودی به اسرائیل در سال ۲۰۱۷ بود؛ نخستین سفر یک نخستوزیر هند به تلآویو. از نظر امنیتی و تجهیزاتی، همکاریها مشخص و مستند هستند:
قرارداد سامانه پدافندی باراک-۸ (Barak-8) میان صنایع هوافضای اسرائیل و سازمان پژوهش و توسعه دفاعی هند از حدود ۲۰۰۶ آغاز شد و در سالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ قراردادهای تکمیلی چند میلیارد دلاری برای نیروی دریایی و هوایی هند امضا شد. خرید و توسعه پهپادهای شناسایی و رزمی مانند هارون و هارپ در دهه ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰. قرارداد خرید سامانههای راداری فالکون در سال ۲۰۰۴ که یکی از بزرگترین قراردادهای دفاعی دوجانبه بود.
در حوزه ژئواکونومیک نیز پروژه مهم کریدور هند–خاورمیانه–اروپا در سال ۲۰۲۳ مطرح شد که هند، اسرائیل، امارات، عربستان، اتحادیه اروپا و آمریکا را به هم متصل میکند و هدف آن ایجاد مسیر تجاری جایگزین میان اقیانوس هند و مدیترانه است.
▪️در مقابل، هند روابط راهبردی مهمی با ایران دارد از جمله سرمایهگذاری و توسعه بندر چابهار از سال ۲۰۱۶ با قرارداد سهجانبه هند–ایران–افغانستان.واردات نفت ایران (تا پیش از تحریمهای ثانویه آمریکا در ۲۰۱۹، ایران یکی از تأمینکنندگان مهم نفت هند بود) و در نهایت اهمیت ژئوپلیتیکی ایران برای دسترسی هند به آسیای مرکزی بدون عبور از خاک پاکستان.
▪️آیا هند بهدلیل نزدیکی به اسرائیل، به سمت تنش با ایران خواهد رفت؟
از منظر راهبردی، پاسخ کوتاه «خیر، مگر در شرایط فشار ساختاری شدید» است. سیاست خارجی هند مبتنی بر «چندهمپیمانی انعطافپذیر» است، نه همپیمانی انحصاری. هند همزمان عضو چارچوبهایی با آمریکا است، از اسرائیل تسلیحات میگیرد، با روسیه همکاری نظامی دارد و با ایران پروژه بندری اجرا میکند. این نشان میدهد که دهلی نو به دنبال حداکثرسازی منافع و حداقلسازی تعهدات ائتلافی است.
برای هند، اسرائیل شریک فناوری-امنیتی است؛ اما ایران یک گره ژئوپلیتیکی حیاتی در اتصال منطقهای است. بنابراین منطق راهبردی هند ایجاب میکند که میان این دو حوزه تفکیک قائل شود. تنش مستقیم با ایران، منافع انرژی و دسترسی ترانزیتی هند را تضعیف میکند و دهلی نو معمولاً از ورود به تقابلهای ایدئولوژیک منطقهای پرهیز میکند.
با این حال، اگر رقابتهای منطقهای در قالب یک بلوکبندی گستردهتر (مثلاً پیوند امنیتی عمیقتر اسرائیل با برخی کشورهای عربی و حمایت فعال آمریکا) شکل بگیرد، هند ممکن است در برخی موضوعات امنیتی به اسرائیل نزدیکتر بایستد؛ اما حتی در این حالت نیز احتمال قطع یا تخریب کامل روابط با ایران پایین است، زیرا منافع ساختاری هند در حفظ کانال با تهران پابرجاست.
▪️روابط هند و اسرائیل از ۱۹۹۲ تاکنون به یک شراکت امنیتی-فناورانه عمیق تبدیل شده و با پروژههای مشخص دفاعی و کریدوری تثبیت شده است. اما این همگرایی به معنای حرکت خودکار هند به سمت تنش با ایران نیست. هند بازیگر موازنهگر است و تا زمانی که منافع انرژی، ترانزیت و ژئوپلیتیکش اقتضا کند، از ورود به تقابل مستقیم با ایران اجتناب خواهد کرد.
▪️ایران نمیتواند هند را وادار کند روابطش با اسرائیل را کاهش دهد، چون دهلینو سیاست موازنهگر و مستقل دارد. اما میتواند با تقویت جایگاه خود در بندر چابهار و کریدورهای ترانزیتی، وابستگی ژئوپلیتیکی هند را افزایش دهد. ارائه مزیتهای انرژی (نفت و گاز رقابتی) نیز ابزار فشار غیرمستقیم محسوب میشود. هرچه منافع ساختاری هند در ایران بیشتر شود، فاصله گرفتن کامل از تهران برایش پرهزینهتر خواهد بود. بنابراین اهرم مؤثر برای ایران «افزایش ارزش راهبردی» است، نه تهدید یا تنش مستقیم. نکته اینجاست بنظر میر سد هند وارد بازی صفر و یکی ایران هرگز نمیشود و سیاست موازنهگر و مستقل خود را حفظ میکند. اگر منافع اقتصادی و ترانزیتی داشته باشد، رابطه با ایران را نگه میدارد، اما همکاری امنیتی با اسرائیل را هم ادامه میدهد. دهلینو بهدنبال بیشینهسازی منافع است، نه انتخاب یک طرف علیه طرف دیگر.
@IRDIPLOMAT
#استراتژی_سیاسی
💢آمریکا میداند چه میکند یا نه؟
◾️پاسخ این سوال میتواند پیچیده و چندبعدی باشد. تحولات اخیر نشان میدهند که رفتار آمریکا نسبت به ایران و منطقه، برخلاف تصور، نه تنها گیجکننده و پر از تناقضات است، بلکه ممکن است حتی خود ایالات متحده نیز در برخی موارد از مسیر دقیق استراتژیک خود مطمئن نباشد.
1️⃣آرایش نظامی: آمادگی برای دیپلماسی یا جنگ؟
حرکات نظامی آمریکا نشان از آمادگی برای یک استراتژی چندجبههای دارد که همزمان با این تحرکات، این کشور به مذاکره و گفتگو با ایران نیز تمایل نشان میدهد. این رفتار را میتوان در سه سناریو تحلیل کرد:
سناریو اول : آمریکا در حال آمادهسازی برای تکمیل آرایش نظامی خود است و مذاکره تنها یک کارت فریب یا ابزاری برای کسب زمان است. در این حالت، هدف اصلی آمریکا احتمالاً تقویت موقعیت خود پیش از تصمیمگیریهای نظامی است.
سناریو دوم:آرایش نظامی آمریکا در پاسخ به روند مذاکرات و نتایج آن ممکن است تغییر کند. به عبارت دیگر، وضعیت نظامی میتواند تهاجمی، تدافعی یا حتی به عقبنشینی منتهی شود و این بستگی به تصمیمات سیاسی در سطح مذاکرات دارد.
سناریو سوم:آمریکا از آرایش نظامی به عنوان ابزاری برای تضمین اجرایی شدن هرگونه توافق احتمالی استفاده میکند. در این صورت، هدف این است که ایران در مذاکرات به اندازه کافی منعطف باشد تا از آمریکا در این راستا حمایت کند.
در مجموع، در هر یک از این سناریوها، استراتژی آمریکا به وضوح بر پایه دیپلماسی فشار شکل گرفته است. سوال اصلی که پیش میآید این است که آمریکا به دنبال چه نوع موفقیتی است؟
2️⃣اهداف کلان آمریکا: درس به
قدرتهای جهانی و مهار منطقهای
آمریکا در پی دو هدف کلان است که هیچ یک از آنها مستقیماً از هم مستقل نیستند:
هدف جهانی: آمریکا قصد دارد به بازیگران بزرگتر از ایران در جهان یک درس عبرت بدهد. این درس میتواند از طریق نشان دادن قدرت نظامی یا فشار دیپلماتیک باشد. در این راستا، آمریکا میخواهد به قدرتهای دیگر سیگنال بدهد که سیاستهای ضدآمریکایی و برهمزننده نظم جهانی، به هزینههای سنگینی منتهی خواهد شد.
هدف منطقهای:هدف دیگر آمریکا در منطقه، ایجاد نقش ژاندارمی برای اسرائی است. آمریکا به دنبال یک اسرائیل قدرتمند و کشورهای تحت تایید خود است تا قادر به کنترل منطقه باشد. مساله سود و هزینه است در صورتی که آمریکا اقدام نظامی کند، باید هزینهها و تبعات این عملیات را به دقت ارزیابی کند؛ زیرا حتی اگر موفق شود، ممکن است خسارات جبرانناپذیری را متحمل شود.
3️⃣سناریوی نظامی: تهدید یا اهرم فشار؟
اگر آمریکا به سمت گزینه نظامی پیش برود در صورت عدم موفقیت در تحمیل تسلیم به ایران، ممکن است شاهد تقویت روحیه قدرتهای مخالف خود در منطقه و جهان باشد فراتر از داستان امریکا و افغانستان ، امریکا و عراق و حتی اوکراین و روسیه . حتی در صورت موفقیت محدود، این مسئله میتواند اعتماد به نفس بازیگران دیگر قدرتمند در سطح جهانی را افزایش دهد بنابراین حمله محدود خواهد بود مگر سناریوی دیگری!
بدترین سناریو در جنگ محدود پاسخ ایران است که میتواند به عنوان یک چالش جدی برای آمریکا و اسرائیل مطرح شود و با استفاده از ابزارهایی چون گروگانگیری انتقام از اسرائیل به دنبال تقویت موقعیت خود باشد.
این بازی پیچیده و چندوجهی است که هر اقدام از سوی آمریکا یا ایران، ممکن است نتایج کاملاً متفاوتی در سطح جهانی و منطقهای به دنبال داشته باشد.
@irdiplomat
#استراتژی_سیاسی
💢 ایران تونل های هستهای خود در اصفهان را زیر لایه های جدیدی از خاک دفن کرد
✍️ آسوشتیدپرس
🔻 ورودی مرکزی کاملاً مهر و موم شده است و ورودی جنوبی با خاک اضافی برای محافظت از ۴۰۸ کیلوگرم اورانیوم غنیشده با غنای بالا نزدیک به سطح تسلیحاتی تقویت شد.
🔻 مهندسان از بتن فوق مقاوم برای تقویت تونل های عمیق بیش از ۱۰۰ متر که از جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵ جان سالم به در بردند، استفاده میکنند.
🔻 یک سازه روی زمین برای سانتریفیوژها دوباره فعال شد. سایت کوه کلنگ در نزدیکی نطنز همچنان به گسترش مخفیانه خود ادامه میدهد، عمیقتر و بزرگتر از فردو.
✍️تفسیر_خبر
1️⃣ایران در حال تقویت قدرت پدافند غیر عامل خود است و از هدف مهم در این زمینه بی اثر کردن حمله است؛ به عبارتی اگر در مرحله خنثی سازی حمله یا ساقط کردن جنگنده قبل از اصالت موشک موفق نشد خود اصابت موشک نباید بتواند موفقیتی داشته باشد
2️⃣اقدام ایران اگرچه بسیار مثبت تلقی میشود اما شگرد حمله هوایی ضربات پی در پی موشکی ممکن است این بازدارندگی را بشکند. ایران دست کم باید متناسب با اطلاعات دقیق از قدرتمندترین موشکهایی که دشمن برای اینگونه حملات دارد بدست آورد و نکته دوم آمادگی مقاومت در برابر حمله مکرر را در نظر بگیرد
3️⃣ مهمترین اقدامات ایران تقویت پدافند و جلوگیری از رسیدن موشک ها به زمین است با توجه به قدرت جنگنده های دشمن ممکن است رهگیری و انهدام آنها کار دشواری باشد بنابراین تمرکز بازدارندگی به قبل و بعد از اصابت موشک تقسیم میشود.
4️⃣ادبیات و تفکر بازدارندگی اکثر بازیگران مثل ایران عمدتا روی پاسخ حمله متقابل متمرکز است این در حالی است که شاید کم هزینه ترین راه بازدارندگی شکست موفقیت حمله باشد؛ ایده ای که اسراییل با گنبد آهنین سالها میخواست بدان دست یابد یا اینک ترکیه دنبال آن است! با این حال چنین تدابیری بهتر از هشدار به پاسخ حمله متقابل است چون هم صرفه جویی در هزینه تحمیل ضربه دارد هم پاسخ متقابل؛ باید سطح دیگر بازدارندگی که نیاز به تقویت لایه های دفع حمله در هنگام وقوع آن است بیشتر مورد توجه واقع شود امری که شاید به چندین لایه پوشش پدافند هوایی در هم تنیده با تجربه جنگ دوازده روزه اشاره کند.
5️⃣در صورتی که دشمن نتواند از حملات خارجی موفقیت کسب کند خطر اینست که راهی از درون سایت هسته ای بیابد یا میدان فشار را تغییر دهد مثلا با زدن نقاط حساس غیر مرتبط هسته ای مثل مراکز اقتصادی دنبال گرفتن امتیاز هسته ای برود این شرایط بسیار پیچیده تر خواهد شد و عملا ایده بازدارندگی را دوباره به بعد پاسخ متقابل سنگین تر خواهد کرد.
@irdiplomat
#استراتژی_سیاسی
💢در معضل بازی بازدارندگی
◾️بازدارندگی برای عده ای که معادله با پاسخ خطرناک است که تا نامش می آید از قدرت طرف مقابل به لرزه می افتند و برای عده ای دیگر معادله قابل که میتوان در درون این واژه غلتید و آن را لوله کرد!
◾️ آنانی که معادله با پاسخ خطرناک بر میشمارند تصورشان از چهار چیز است: اگر اتفاقی افتد طرف مقابل در سرعت، شدت، قدرت و تکرار دارای چنان ضرب شستی است که بهتر است دنبال ماجراجویی نرویم؛ در مقابل برای کسانی که معادله قابل حل است بازدارندگی طرف مقابل آنچنان هم نگران کننده نیست چراکه آن چهار مولفه ذکر شده نه تنها نگرانی ایجاد نمیکنند بلکه بحث وارد سطح عملیات و مدیریت میشود که می تواند هر حریفی را میخکوب کند.
◾️فرض کنید بازیگر الف در حال تنبیه بازیگر ب است تمام ابزارهای تنبیه را دارد اما ب هرگز نگران تنبیه شدن نیست چراکه میداند هیچ یک از ابزارها علیه او استفاده نخواهد شد یا برای آن منظوری که ساخته شده رسما استفاده نخواهد شد.
◾️به عبارت ساده تر مهم نیست چه دارید مهم اینست چگونه استفاده خواهید کرد؛ هنگامی که بازدارندگی معضل امنیت شود یعنی قابلیت بازدارندگی قابل محاسبه است چه زمانی بزنم، با چه شدت، با چه قدرتی و تا کی؟! و بعد یک جواب این پرسش ها اینست که میدانم طرف مقابل چه خواهد کرد! در چه سطحی! تا کجا و چقدر! در واقع رسما چارچوب بازی ساخته شده است.
◾️معضل بد امنیت اینست که بازدارندگی گاهی به معنای داشتن و نتوانستن، خواستن و ملاحظه کردن قرار میگیرد. میخواهم ضربه بزنم اما میترسم! میتوانم حرکتی کنم ولی شاید ارزشش را نداشته باشد! پیش میخواهم بروم ولی نمیدانم بعدها چه خواهد شد!
◾️بازدارندگی تا قبل از رویارویی یک بلوف روانی دارد اما این حباب بعد از رویارویی میترکد تا نشان بدهد اگر حالا که اتفاق افتاد پس چه؟
◾️ در شرایط کنونی بازدارندگی یک گریزگاه استراتژیکی در مواقع وقوع جنگ است به طوری که باید به شیوه نه محاسباتی بلکه غیر محاسباتی، نه روشن بلکه پر ابهام سناریو سازی شود. اگر بازی غیرمحاسباتی شود حتی بازیگر. دست برتر کوتاه خواهد آمد اما اگر همه چیز با منطق دو دو تا چهارتا باشد میدان برای بازیگر توانمند هموار و پیش بینی پذیر است. نکته اصلی این است ابهام چگونه باید بکمک امنیت و بازدارندگی بیاید
@irdiplomat
#اخبار_استراتژیکی_هفتگی
💢از 30 آذر تا 5 دی
✍️دانش تفسیر سیاسی
برای تحلیل و بررسی دقیق تحولات استراتژیک جهانی و منطقهای، بخش #اخبار_استراتژیکی_هفتگی به کانال «دانش تفسیر سیاسی» اضافه شده است.
▪️در هفته اخیر، تحولات خاورمیانه و صحنه بینالملل نشاندهنده تشدید همزمان فشارهای سخت و نرم علیه ایران و بازآرایی موازنههای قدرت در غرب آسیا بود. آمریکا با قرارداد نظامی ۳۵ میلیون دلاری با ارتش لبنان و قرارداد تسلیحاتی ۲.۳ میلیارد دلاری با امارات، به دنبال تقویت متحدان و مهار نفوذ ایران است، در حالی که نگرانیهای داخلی اسرائیل درباره تضعیف «برتری کیفی نظامی» این رژیم همچنان ادامه دارد. اظهارات مقامهای امنیتی اسرائیل درباره جلوگیری از احیای برنامه هستهای ایران و محدودیت راهحلهای دیپلماتیک، نشاندهنده تمرکز بر فشار امنیتی، عملیات پنهان و جنگ روانی است. در مقابل، ایران با ترکیب دیپلماسی هوشمند و آمادگی برای همه سناریوها، بازدارندگی موشکی و توان نظامی خود را تقویت کرده و تجربه جنگ ۱۲ روزه را به عنوان نمونهای از قدرت بازدارندگی عملیاتی نشان داده است؛ طبق گزارشها، موشکهای بالستیک ایران ضربات و خسارات قابل توجهی به اسرائیل وارد کردهاند که همه آنها منتشر نشدند و بیش از ۱۰ هزار نیروی ذخیره اسرائیل برای مقابله با تهدید آماده شدهاند.
▪️در سطح منطقهای، جنوب یمن شاهد حملات هوایی عربستان و رقابت نفوذ شورای انتقالی جنوب بود. در خلیج فارس، توقیف یک نفتکش حامل ۴ میلیون لیتر سوخت قاچاق با ارزش حدود ۷۰۰ میلیارد تومان و بازداشت ۱۶ خدمه غیرایرانی، نشاندهنده تقویت امنیت انرژی و ضربه مالی به شبکههای قاچاق است. کره شمالی نیز با دستور کیم جونگ اون برای افزایش تولید موشک و مهمات، ظرفیت کارخانههای تسلیحاتی خود را گسترش داده و تمرکز خود را بر بازدارندگی استراتژیک افزایش داده است.
▪️در سطح جهانی، تحلیل جان مرشایمر درباره فروپاشی درونی آمریکا و کاهش اثرگذاری آن نشان میدهد بحران اقتصادی و سیاسی این کشور فرصتهای جدیدی برای بازیگران منطقهای ایجاد کرده است. در اروپا، اقدامات دفاعی گسترده شامل خرید سامانههای پدافندی ۶.۵ میلیارد دلاری آلمان و افزایش بودجه دفاعی اتحادیه اروپا با ۹۰ میلیارد یورو و اختصاص ۵۰ میلیارد یورو برای تجهیز نیروها، نشاندهنده نگرانی از تهدیدات روسیه و تأکید بر تقویت توان دفاعی است. اوکراین با کمبود حداقل ۴۰ میلیارد یورو برای تولید پهپاد مواجه است و آمریکا نیز ۸۰۰ میلیون دلار برای کمک امنیتی به اوکراین در بودجه ۹۰۱ میلیارد دلاری دفاعی ۲۰۲۶ اختصاص داده است.
▪️در حوزه انسانی و امنیت داخلی، انفجارهای مساجد سوریه دستکم ۱۰ کشته و ۴۲ زخمی برجای گذاشت، هزاران نفر در یمن و غزه تحت تاثیر بحرانهای انسانی هستند، و جمعیت زندانیان فرانسه با تراکم ۱۳۶ درصد، نشاندهنده فشارهای اجتماعی است. ایران با توقیف نفتکش حامل ۴ میلیون لیتر سوخت قاچاق و دستگیری بیش از ۲ هزار عامل جاسوسی، توان امنیت داخلی و بازدارندگی خود را اثبات کرده است. همچنین موشکهای ایران آزمایش شده در خرمآباد، مهاباد، اصفهان، تهران و مشهد، قادر به اشباع سامانه گنبد آهنین اسرائیل هستند.
▪️مجموع این تحولات نشان میدهد ایران و کره شمالی در حال تقویت توان بازدارندگی خود هستند، در حالی که قدرتهای سنتی جهانی، به ویژه آمریکا، با بحران داخلی و محدودیت منابع مواجهاند. ترکیب فشارهای نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی، رقابت ژئوپلیتیکی را در سطح جهانی تشدید کرده و توازن قدرت منطقهای و بینالمللی را پیچیدهتر ساخته است.
برای بررسی تحولات استراتژیکی #اخبار_استراتژیکی_هفتگی را در کانال دانش تفسیر سیاسی دنبال کنید.
──═ঊঈ @irdiplomat ঊঈ═──
#استراتژی_سیاسی
💢 نقشه کمکهای جهانی به اوکراین تا ۳۱ آگوست ۲۰۲۵: سلطه بیچون و چرای آمریکا با ۱۱۵ میلیارد یورو
◾️بر اساس جدیدترین دادههای «ردیاب حمایت از اوکراین» که توسط موسسه اقتصاد جهانی کیل (IfW Kiel) گردآوری شده، ایالات متحده تا به امروز بزرگترین حامی اوکراین بوده است. پس از آمریکا، نهادهای اتحادیه اروپا (شامل کمیسیون و شورای اروپا)، و سپس آلمان و بریتانیا، بزرگترین کمککنندگان به این کشور محسوب میشوند.
◾️این آمار شامل کمکهای مالی (مانند وامها و کمکهای بلاعوض)، کمکهای بشردوستانه (مانند مواد غذایی و دارویی) و ارزش تسلیحات و تجهیزات تحویل داده شده است. این ارقام شامل کمکهای غیرنقدی به ارتش اوکراین و حمایتهای مالی مرتبط با اهداف نظامی میشود.
◾️در زمینه کمکهای نظامی به تنهایی، آلمان با حدود ۱۷.۷ میلیارد یورو کمک، در رتبه دوم قرار میگیرد. با این حال، ایالات متحده همچنان بزرگترین حامی نظامی باقی مانده و بین ۲۴ ژانویه ۲۰۲۲ تا ۳۱ اوت ۲۰۲۵، مجموعاً حدود ۱۱۵ میلیارد یورو سلاح و بودجه نظامی به این کشور تحویل داده است. در اوایل مارس ۲۰۲۵، کمکهای نظامی آمریکا به طور موقت متوقف شد، اما پس از آنکه اوکراین آمادگی خود را برای احتمال آتشبس اعلام کرد، این کمکها در ۱۱ مارس از سر گرفته شد. اکنون آمریکا در چارچوب ابتکار عمل جدید ناتو موسوم به PURL، به عنوان تأمینکننده تسلیحات و هماهنگکننده عمل میکند. این ابتکار عمل شامل آن است که کشورهای ناتو تسلیحات را از آمریکا خریداری کرده و سپس در اختیار اوکراین قرار دهند.
◾️«ردیاب حمایت از اوکراین» که توسط موسسه IfW Kiel نگهداری میشود، به صورت منظم حمایتهای اعلامشده عمومی دولتهای ۳۱ کشور غربی را از زمان آغاز تهاجم روسیه به اوکراین در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ ثبت میکند. این ردیاب کمکهای نظامی، مالی و بشردوستانه را رصد کرده و هدف آن ارائه مبنایی واقعی و مستند برای بحثهای جاری در مورد میزان و نحوه کمکهای بینالمللی به اوکراین است.
@irdiplomat
#استراتژی_سیاسی
✍️💢 آمریکا هم از پهپادهای ایرانی کپی کرد
✍️روزنامه معاریو
این روزنامه در گزارشی در این رابطه اعلام کرد، وزارت جنگ آمریکا امروز چهارشنبه از تشکیل یک گروه کاری تحت عنوان اسکاربین ستینگ خبر داد که اولین یگان نظامی آمریکا در خاورمیانه برای هدایت و بکارگیری هواپیماهای بدون سرنشینی است که از طریق مهندسی معکوس از نمونههای ایرانی آن کپی برداری شده است.
◾️ به اعتراف این رسانه عبری زبان، پنتاگون بعد از مهندسی معکوس شماری از پهپادهای ایرانی، بکارگیری این هواپیماهای بدون سرنشین انتحاری را در خاورمیانه آغاز کرده است.
◾️ معاریو با ستایش از عملکرد این پهپادها نوشت، آمریکاییها تلاش دارند تا فن آوری به کار رفته توسط دشمن که یک سلاح ساده اما بسیار کارآمد است را در اختیار بگیرند.
💢 مصر پهپاد ایرانی را کپی کرد
✍ مجله آنلاین Army Recognition نوشت:
◾️ مصر پهپاد تهاجمی یکطرفه «جبار-۱۵۰» را در نمایشگاه EDEX 2025 قاهره معرفی کرد. طرح کلی آن شباهت آشکاری به شاهد-۱۳۶ ایران دارد. مصر قصد دارد جایگزینی بومی با برند مصری برای سامانههای ایرانی، چینی و غربی ارائه دهد.
◾️ جبار-۱۵۰ یک پهپاد تهاجمی یکطرفه با برد حدود هزار کیلومتر، کلاهک انفجاری متوسط و هدایت ساده GPS است.
@irdiplomat
#استراتژی_سیاسی
💢چگونه واژه ها تفسیر میسازند و استراتژی را جهت میدهند
◾️نگاهی به واژه ها و عباراتی که کشورها خود را با آن شرایط توصیف میکنند موجب میشود که استراتژی ها جهت یابند و ما را به ادراک سازه انگاران نزدیک سازند که واقعیت آنگونه ساخته میشود که درک میشود.
◾️اخیرا یکی از مقامات روسیه از تعابیری درباره جنگ اوکراین صحبت کرد که باعث شد تفسیر ها استراتژی هایی را که ساخته اند بر ملا کند.
◾️او با اشاره به اینکه ما در دو جبهه هستیم یک طرف روسیه و یک طرف غرب و البته ناتو پشت اوکراین است. سپس او افزود ما اکنون در جنگ جهانی سوم هستیم و تلویحا بیان میداشت که روسیه یک تنه دنیا را به حیرت فروبرده است.
◾️باید بازگشت به واژه ها: جنگ جهانی سوم اصلا واژه ای نیست که روسیه بخواهد آن را به صراحت بیان کند. به سه دلیل : دلیل اول اینست که بین حمایت و ورود در جنگ تفاوت است اگر روسیه در جنگ جهانی سوم است آنوقت هیچ نیازی به حمایت ناتو از اوکراین نبود خود ناتو حمله میکرد؛ دوم اینکه این جنگ جهانی نشده است و چگونه ممکن است روسیه خود را در برابر یک جهان در حال جنگ با خود خطاب می کند و سوم اینکه روسیه تلویحا دارد به کشورهای دیگر اعلام میکند که بببینبد جنگ جهانی رخ داده است بیایید با هم علیه جبهه غرب متحد شویم
◾️دومین واژه کلید سازی که مقام روسی بکار برد این بود که ما اگر پیروز نشویم روسیه تجزیه خواهد شد؛ از نگاه این کارشناس جنگ الزاماتی دارد که مهمترین الزامش حفظ تمامیت ارضی است؛ چرا این واژه منحرف کننده است زیرا گزینه جنگ ها همیشه برد یا باخت نیست؛ هنگامی که تفسیر این است یا میکشیم یا کشته میشویم یعنی حداقل انواع جوابهای دیگری که برای پایان جنگ میتواند باشد غیر ممکن میشود.
◾️سومین واژه جالب تر از دو تای قبلی بود و به نوعی نشان میداد که انگار بر خلاف تصورها که بیان میشد غربی ها با کمک به اوکراین جنگ را فرسایشی کرده اند بلکه بالعکس این روسیه است که جنگ را فرسایشی و طولانی کرده است! این نتیجه از این جمله مقام روسی برمیخیزد که بیان میکند ما فقط هفت درصد از بودجه خودمان را صرف جنگ اوکراین کرده ایم و قصد حمله بیشتر و تصرف یک هفته ای اوکراین را نداریم. تعبیر بکار برده شده یعنی روسیه از عواقب مدیریت اوکراین شکست خورده و تحمل هزینه زیاد بر خود دارد جلوگیری میکند و ترجیح میدهد با همان نرخ هفت درصد با اوکراین نه جنگ بلکه بازی کند! تازه در این فاصله کشورهای اروپایی هم دست به جیب میشوند تا از اوکراین حمایت کنند و یک صدمه مالی به آنها زده میشود! این تعبیر نوعی از استراتژی را بیان میکند که روسیه گویی بازیگردان صحنه است نه بازیگری به کارگردانی دیگران! بهرحال آنچه مشهود است این مساله میباشد که واژه ها هستند که تفسیر میسازند و جهت استراتژی ها را مشخص میکنند
اما سوال اینست واقعیت میدان با نتایج غیرقابل پیش بینی چگونه تفسیرها و استراتژی ها را میتواند دگرگون سازد.
@irdiplomat
#استراتژی_سیاسی
💢 روسیه نباید به سامانههای هوش مصنوعی پیشرفته خارجی وابسته باشد
✍️پوتین
◾️ رئیس جمهور روسیه در اظهاراتی با بیان اینکه این کشور نمیتواند به سامانههای هوش مصنوعی پیشرفته خارجی وابسته شود، تاکید کرد: این موضوع به حاکمیت ملی روسیه مرتبط است.
◾️ ولادیمیر پوتین در جریان کنفرانس سالانه «سفر به جهان هوش مصنوعی» (۲۰۲۵) در مسکو گفت: ما نمیتوانیم وابستگی حیاتی به سیستمهایی که توسط دیگران کنترل میشوند را مجاز تلقی کنیم چرا که این امر، برای روسیه یک موضوع حاکمیت دولتی و فناوری است.
◾️ وی همچنین با اشاره به اینکه روسیه برای مدیریت صنعت هوش مصنوعی به یک ستاد مرکزی نیاز دارد، تاکید کرد: توسعه سامانههای هوش مصنوعی مسکو باید کاملاً تحت کنترل متخصصان روسی باقی بماند.
◾️ پوتین در ادامه با بیان اینکه روسیه باید مجموعه کاملی از فناوریهای خود را در زمینه هوش مصنوعی مولد توسعه دهد، افزود: فناوریهای هوش مصنوعی مولد برای آینده روسیه جنبهای راهبردی دارند.
◾️ پوتین در جای دیگری بیان داشته است که سهم کل هوش مصنوعی در تولید ناخالص داخلی روسیه تا سال ۲٠۳٠ باید از ۱۱ تریلیون روبل فراتر رود
◾️ برای پیشبرد این هدف، رئیس جمهور به دولت و رهبران منطقهای دستور داد تا یک طرح ملی برای اجرای هوش مصنوعی در سطوح ملی، صنعتی و منطقهای تدوین کنند. پوتین همچنین به آنها دستور داد تا ایجاد یک ستاد برای رهبری فعالیتهای مرتبط با هوش مصنوعی را در نظر بگیرند.
◾️ اگر میخواهیم این کار با اطمینان و جدیت در تمام بخشها - صنایع، مناطق، وزارتخانهها و سازمانها - پیش برود، به یک ستاد نیاز داریم که بتواند اهداف واقعبینانه را تعیین کرده، اجرا را تضمین و نتایج را نظارت کند
✍️تفسیر_خبر
روسیه با تأکید بر عدم وابستگی به AI خارجی، در حال حرکت به سمت مدل استقلال فناورانه مشابه چین، اما با ظرفیت صنعتی و دیجیتال کمتر است.
در مقایسه با آمریکا که بر نوآوری شرکتهای خصوصی و رقابت آزاد تکیه دارد، مسکو مسیر امنیتمحور و دولتیسازی کامل
را انتخاب کرده است.
در مجموع، راهبرد روسیه ترکیبی از الگوی امنیتی چین و اقتصاد محدود روسیه است و در رقابت جهانی با آمریکا و چین به دنبال تثبیت جایگاه مستقل اما کوچکتر است.
@irdiplomat