1190
کتابخانه اصلی: https://t.me/ketabkhaFFRF
قسمت دوم
شاهنشاهی اشکانی: قیام پارتها
اشک دوم در آرزوی آزادی ایران
#اشکانیان
/channel/sayeroshanetarikh
.
🔴 جاویدان خرد ؛ نمونهای از صدها کتاب ایرانی ِ پیش از اسلام که در صدر اسلام توسط اندیشمندان ایرانی ؛ از پهلوی به عربی ترجمه شده است
🔺 جاویدان خرد ؛ کتابی در زمینه « پند و اندرزهای بزرگان ایرانی » مربوط به پیش از اسلام است که در صدر اسلام به دستور « حسن بن سهل بن زادان فرخ سرخسی » وزیر خلفای عباسی در سده ۲ - ۳ قمری و توسط « خضر بن علی » ( مترجم آثار پهلوی به عربی ) سیبرگ از این کتاب به عربی ترجمه شد.
🔷 ابنمسکویه رازی اندیشمند بزرگ ایرانی ِ سده ۴ - ۵ قمری، نسخهای از این ترجمه را نزد موبدان موبد پارس یافته و پند و اندرزهای ملل دیگر ( عرب، هند، روم ) را به آن افزوده و خود همان نام « جاویدان خرد » را برآن نهاده ( در کتاب اشاره میکند ). هرچند به آن « آداب العرب و الفرس » نیز گفته میشود
🔺 این متن به زبان پهلوی بوده و مسکویه سرگذشت کشف متن پهلوی را در کتاب خود به روایت جاحظ، و او از واقدی، آورده است. بنا بر این روایت، مردی به نام ذوبان، از حکمای ایرانی، که از وجود این کتاب در خزاین ایوان مدائن مطّلع بوده است، از مأمون خواسته بود که آن را به او ببخشند. به دستور خلیفه و به راهنمایی ذوبان، کتاب را که صدبرگ داشته و در جعبهای زیر خاک مدفون بوده است، بیرون آوردند. ذوبان آن را مجموعهای از حکمت باستان وصف کرده که «گنجور وزیر ایران شهر» از حکمت باستان گردآورده بوده است. سپس بخشی از کتاب را توانستند به عربی ترجمه کنند
🔷 متن عربی دوباره در چندین دوره و توسط افراد مختلف به « فارسی نو » ترجمه شد. کهنترین ترجمه فارسی این کتاب مربوط به سده ۶ ق در کتابخانه نافذپاشا است. از متن عربی نیز نسخههای خطی بسیاری وجود دارد که یکی از آنها مربوط به ۵۲۸ قمری است و کاتب آن نجیبالدینکَرْخی است.
در لینک زیر نسخه خطی عربی ِ جاویدان خرد در کتابخانه « بودلیان آکسفورد » را مطالعه کنید
https://digital.bodleian.ox.ac.uk/objects/4c0d1ea0-c0cf-45f2-9eae-9806f235f0ac/surfaces/baecb259-a034-4fbf-80f4-db54b927c753/
بارگیری کتاب جاویدان خرد👇
/channel/sayeroshanetarikh/5088
از کانال خوب ایران زمین
@iranzamin777
#کوییز شماره ۴۴
داستانهای شاهنامه
این قسمت:نبرد رستم و پولادوند
#شاهنامه_فردوسی
/channel/sayeroshanetarikh
شاهنشاهی اشکانیان: قیام پارتها
ارشک یکم
تاسیس شاهنشاهی اشکانی
#اشکانیان
/channel/sayeroshanetarikh
پاسخ صحیح، گزینه ۱
اندرزنامه ها یا متون تعلیمی
اندرزنامه ها یا ادبیات تعلیمی بسیار فراوانند و معمولا برفرزانگان[حکمای]خردمند یا مراجع قدرتمند دین زرتشت نسبت داده می شوند.با وجود این اندرزنامه های بی نامی نیز وجود دارند که در کتاب ششم دینکرد درج شده اند(۱)
این متون دستورهای آموزنده ای درباره دین،سامان اجتماعی،رفتار نیک و بد، و آداب شایسته می دهند.موبدان،شاهان،شخصیت های برجسته. و خردمندان همگی پشتوانه اعتبار این《اندرزها》هستند.
اهمیت این گونه ادبی به زبان پهلوی در آن است که به فراوانی مورد استفاده قرار گرفته و تقریبا همگی به زبان های عربی و فارسی ترجمه شده اند.
بنابراین بخش اعظم متون اندرزی به زبان عربی در واقع ترجمه های این آثار از دوره ساسانی هستند.
کتاب ابن مسکویه به نام جاویدان خرد،که نامش هم نمایانگر منشا پهلوی آن است، بهترین نمونه به شمار می رود.
/channel/sayeroshanetarikh/5087
مولف خود تبارنامه متن را ذکر می کند و می گوید مسلمانان مشهور دیگری به نام جاحظ متن اصلی را به زبان فارسی میانه در فارس نزد موبدان زرتشتی یافته و به ترجمه آن پرداخته است.
/channel/sayeroshanetarikh/6065
نگاهی به کتاب التاج جاحظ
/channel/sayeroshanetarikh/6068
متون دیگری نیز از《اندرزهای》شاهان ساسانی مانند اردشیر یکم،قباد،خسرو یکم و خسرو دوم وجود دارند.
این متون به بحث درباره بهترین شیوه های فرمانروایی بر رعایا و چگونگی حفظ نظم در امپراتوری می پردازند.از این رو این گونه ادبی بسیار مورد علاقه خلفای بغداد در دوره اسلامی بوده و از آنها برای حفظ نظم و رفاه در خلافت خود سرمشق گرفته اند.
بنابراین اندرزنامه ها اهمیت دارند و در جهان ایرانی و عربی و ترکی به عنوان گونه ادبی مهم دوره اسلامی دوام آورده اند(۲)
منبع:
۱-shaked,wisdom of the sasanian sages,caravan press,Boulder,colorado,1979.
۲-کتاب شاهنشاهی ساسانی_تورج دریایی_صفحه ۲۰۰
اهمیت گفتارهای اندرزی ساسانی به روایت منابع دوره ی اسلامی👇
/channel/sayeroshanetarikh/8122
انعکاس اندرزهای اخلاقی زرتشتی(دوره ساسانی)در متون اسلامی:👇
/channel/sayeroshanetarikh/8123
#کوییز شماره ۷۱
📚درس گفتارهایی پیرامون فلسفه تاریخ
🖊داریوش رحمانیان
#کتاب
#فلسفه_تاریخ
/channel/sayeroshanetarikh
سپاه اسلام به خاطر يک قسم، هفتاد هزار نفر را كشتند و رود خون به راه انداختند.
⚡️طبري در تاريخ خود، ابن اثير جزري در كتاب الكامل في التاريخ و نويري در نهاية الأرب و ابن كثير دمشقي در البداية والنهاية و ابن خلدون در مقدمه خودش اين مطلب را نقل كرده اند كه خالد فرمانده مسلمین قسم خورد كه اگر به مشركين دست يابد، جوي خون راه بيندازد، به خاطر قسم خالد هفتاد هزار نفر را كشتند .
👇ما متن اين روايت را از زبان ابن اثير نقل مي كنيم:
واقتتلوا قتالا شديدا والمشركون يزيدهم كلبا وثبوتا توقعهم قدوم بهمن جاذويه فصابروا المسلمين فقال خالد اللهم إن هزمتهم فعلي أن لا أستبقي منهم من أقدر عليه حتي أجري من دمائهم نهرهم فانهزمت فارس فنادي منادي خالد الأسراء الأسراء إلا من امتنع فاقتلوه فأقبل بهم المسلمون أسراء ووكل بهم من يضرب أعناقهم يوما وليلة.
فقال له القعقاع وغيره لو قتلت أهل الأرض لم تجر دماؤهم فأرسل عليها الماء تبر يمينك ففعل وسمي نهر الدم ... وبلغ عدد القتلي سبعين ألفا.
ترجمه : جنگ شديدي درگرفت، مشركين ايستادگي و پايداري مي كردند و منتظر آمدن بهمن جاذويه بودند، مسلمانان نيز مقاومت كردند؛ پس خالد گفت: خدايا اگر آن ها را شكست دادم، سوگند ياد مي كنم هيچ يك از كساني را كه به آن ها دست يافتم باقي نگذارم؛ مگر اينكه رود خون به راه بيندازم .
اهالي فارس شكست خوردند، شخصي از مأموران خالد فرياد مي زد: اسراء را بگيريد و هركس مقاومت كرد، بكشيد؛ پس مسلمانان آن ها را اسير كردند و افرادي را مأمور كردند كه شبانه روز گردن آن ها را بزنند.
قعقاع و ديگران به خالد گفتند: اگر تمام مردم روي زمين را نيز بكشي، جوي خون راه نخواهد افتاد، آب را بر خون ها جاري كنيد، تا از دست سوگندي كه ياد كرده ايد، آزاد شويد؛ خالد همين كار را كرد و نام آن رود را «رود خون» گذاشت. در اين روز تعداد كشته شدگان به هفتاد هزار نفر مي رسيد.
الجزري، عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد (متوفاي630هـ) الكامل في التاريخ، ج2 ، ص242، تحقيق عبد الله القاضي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة الثانية، 1415هـ؛
الطبري، أبو جعفر محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب (متوفاي310)، تاريخ الطبري، ج2 ، ص313، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت؛
النويري، شهاب الدين أحمد بن عبد الوهاب (متوفاي733هـ)، نهاية الأرب في فنون الأدب، ج19 ، ص68، تحقيق مفيد قمحية وجماعة، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولي، 1424هـ - 2004م؛
ابن كثير الدمشقي، ابوالفداء إسماعيل بن عمر القرشي (متوفاي774هـ)، البداية والنهاية، ج6 ، ص346، ناشر: مكتبة المعارف - بيروت؛
إبن خلدون الحضرمي، عبد الرحمن بن محمد (متوفاي808 هـ)، مقدمة ابن خلدون، ج2 ، ص509، ناشر: دار القلم - بيروت - 1984، الطبعة: الخامسة
#کوییز_شماره ۳۳
پاسخ صحیح:گزینه ۱
در حمله تازيان مسلمان به الیس، جنگی سخت بین سپاهیان تازي و ایران در کنار رودی که به سبب همین جنگ، بعد ها به «رود خون» معروف گردید، در گرفت. در برابر مقاومت و پایداری سرسختانه ی ایرانیان، خالد ابن ولید نذر کرد که اگر سپاهیان اسلام بر ایرانیان پیروز گردند، دست به غذا نبرد مگر چندان از پارسیان بکد که خون هایشان را در رودشان روان شود و چون پارسیان مغلوب شدند، به دستور خالد، گروه گروه از ایرانیان را که به اسارت گرفته بودند، می آوردند و در رود گردن می زدند.
مغیره گوید که بر رود، آسیاب ها بود و سه روز پیاپی با آب خون آلود، قوت (نان) سپاه اسلام را که هیجده هزار کس یا بیشتر بودند، آرد کردند. کشتگان (پارسیان) در الیس هفتاد هزار تن بود.
کتاب تاریخ ده هزار ساله ایران - جلد دوم، رویه ۱۲۳
#کوییز شماره ۳۳
کور کردن چشم سپاه ساسانی در فتح انبار (عکس از کتاب طبری جلد چهارم ص 1511)
چشم هزار سرباز پارسی توسط لشکر خالد بن ولید کور می شود نام این جنگ را ذات العیون نامیدند
#کوییز شماره ۳۲
بررسی سرزمین کَشّن در هزاره سوم پیش از میلاد
@Kheradgan_Official
✍️ مجید خالقیان
نام کَشّن (Kaš-še-in) در کتیبهای مربوط به پوزور-اینشوشیناک، فرمانروای ایلام آمده است.
این نام یادآور واژه کَشّو (Kaššû) در اکدی است که با کاسیان پیوند دارد.
اگر نامهای کَشّن، کاسیان و کاسپیان را با «کاس/کس» مرتبط بدانیم، پیشنهاد ریشهای هندوایرانی برای این نام میتواند یکی از گزینههای مهم و شایان بررسی باشد.
شواهد دیگری نیز از پیوند کاسیان و کاسپیان با عناصر هندوایرانی حکایت دارند.
نوشته را بخوانید:
https://kheradgan.ir/p/23692
مقایسه ادبیات ایران و عرب جاحظ
ترجمه فارسی
#جاحظ
#کتاب
/channel/sayeroshanetarikh
پاسخ صحیح:گزینه ۳
اصلاحات عبدالملک بن مروان و پایان یافتن تدریجی ضرب درهم های عرب-ساسانی
پس از شروع اصلاحات عبدالملک بن مروان، در سال 76 ه.ق. تصمیم بر جایگزینی سکه های عرب- ساسانی و عرب-بیزانسی با فرمی کاملا اسلامی شد (الطبری،1885 ج8 :939 )
اولین دینار طلا با خطوط کوفی به سال77 ه.ق. ضرب شد و از سال78ه.ق. ضرب اولین درهم های تراز اسلامی آغاز گردید.(Grierson, 1960: 247) .
امویان از سال77ه.ق. که ضرب سکه ها را با طرح جدید اسلامی آغاز کردند، روی دینارهای طلا فقط تاریخ ضرب آن را به کار بردند و نام خلیفه و حاکم بر آنها نقر نشد. بر درهم های نقره جدید نیز تاریخ و محل ضرب سکه، بدون نام خلیفه یا حاکم، نقش گردید؛
این امر تا پایان دوره امویان به همین شیوه ادامه پیدا کرد.(Shams Eshragh, 2010: 4)
تصویر شماره ۱👇
/channel/sayeroshanetarikh/11755
رفته رفته درهم های عرب-ساسانی میبایست جای خود را به سکه های تراز جدید میداد. اما این روند در شهرهای شرقی به کندی پیش می رفت و تا سال 86 ه.ق. به صورت رسمی ادامه یافت.
در این هشت سال حکمرانانی نظیر حجاج بن یوسف( 75-82 ه.ق.)
در شهرهای اردشیرخوره، بیشاپور، اصطخر، توج، و یزد؛ مسیببن شهرء(79ه.ق.)
در مرو؛ یزیدبن مهلب(78-84ه.ق.)
در انبیر؛ عبدالرحمن بن عبد الله( 79ه.ق.)
در کوفه؛ عبید الله ابی بکره (79-80 ه.ق.)
در ایالت سیستان؛ عبدالله بن عامر مجاشعی( 80 ه .ق).
در ایالت سیستان؛ عبدالرحمن بن محمدبن اشعث (80-84ه.ق.)
در اصطخر، بیشاپور، دارابگرد، و ایالتهای کرمان و سیستان؛ عبدالله بن بسطام(82ه.ق.)
ایالت کرمان؛ عمربن لقیط عبدی( 82-83ه.ق.)
در ایالت کرمان؛ خالدبنابی خالد (83ه.ق.)
در جی؛ عبیدالله بن عبد الرحمن( 83-84.هق.)
در بصره و کرمان؛ عماره بن تمیم( 84-85ه.ق.)
در ایالت سیستان؛ مسمع بن مالک( 85-86ه.ق.)
در ایالت سیستان آخرین درهم های عرب-ساسانی را به ضرب رسانیدند.
تصویر شماره ۲👇
/channel/sayeroshanetarikh/11756
مقاله پیشنهادی:
پژوهش بر سیر تحول ضرب درهم های عرب_ساسانی، نخستین سکه های جهان اسلام👇
/channel/sayeroshanetarikh/11759
#کوییز_شماره ۶۶
بازتاب هخامنشیان در شاهنامه و پیوند با کیانیان
@Kheradgan_Official
✍️ مجید خالقیان
شباهت نامها و داستانهای کیانیان در شاهنامه با هخامنشیان قابل توجه است.
کیانیان در شاهنامه بر قلمرویی گسترده فرمان میرانند، نشستگاه آنان در پارس قرار دارد و رفتار و تشکیلات فرمانرواییشان نیز شباهتهایی با هخامنشیان دارد.
حتی نام برخی از پادشاهانی که کیانی خوانده شدهاند، در اوستا نیامده است؛ از جمله داراب، بهمناردشیر و دارا.
این موضوع از آمیختگی روایت کیانیان با تاریخ هخامنشیان حکایت دارد. این آمیختگی میتوانسته بر روایتهای مربوط به دیگر شاهان کیانی، حتی آنهایی که نامشان در اوستا آمده است، نیز تاثیر بگذارد.
آمیختگی روایت کیانیان با تاریخ هخامنشیان قطعا پدیدهای پساباستانی نیست؛ زیرا اسناد معتبری از دوران ساسانیان وجود دارند که در آنها از اردشیر کیانی نام برده شده است: «پادشاهی از اردشیر کیانی که بهمن اسفندیاران خوانده شود، که دیو را از مردمان جدا کند و همه جهان را بپیراید و دین را رو کند»
شباهت برخی از نامها صرفا آوایی هستند، اما برخی دیگر شباهت ریشهای دارند. برخی از این شباهتها عبارتند از:
شباهتهای ریشهای:
▪️ گشتاسپ: ویشتاسپ (Vištāspa)
▪️ داراب/دارا: داریوش (Dārayavauš)
▪️ بهمناردشیر: اردشیر (Artaxšaçā)
شباهتهای آوایی:
▪️کاووس (پهلوی: Kay Us): کمبوجیه (یونانی: Kambýsēs)
▪️کیخسرو (پهلوی: Kay Husrōy): کوروش (یونانی: Kŷros)
باید توجه داشت که حتی اگر شباهتها صرفا آوایی بودند و نامها ریشه مشترکی نداشتند، مردمان باستان با دانش زبانشناسی به معنای امروزی آن آشنایی نداشتند و همان شباهت ظاهری هم به آمیختگی روایات منجر میشد. برای نمونه، هنگامی که ایرانیان سالیان سال پس از هخامنشیان در منابع یونانی و رومی با نام کوروش (Kŷros) روبهرو میشدند، ممکن بود به دلیل شباهت نام و داستانها، او را با کیخسرو (Kay Husrōy) یکی بدانند. چنین برداشتی نیز میتوانست به آمیختگی بیشتر روایتها بینجامد. از این روی علاوه بر حافظه جمعی ایرانیان، روایتهای یونانیان هم در آمیختگیها دیده میشود.
نقطه مهم: شباهت نام کَویویشتاسْپَ و ویشتاسپ هخامنشی
این شباهت نقطهای مهم به شمار میآید. شباهت آشکار میان نام کَویویشتاسْپَ در اوستا و ویشتاسپ هخامنشی، زمینهای مهم برای درهمآمیختن کیانیان و هخامنشیان فراهم کرده است.
بر همین اساس، خاطرات تاریخی مربوط به پیش از گشتاسپ، از جمله کیخسرو، با خاطرات مربوط به کوروش بزرگ درآمیخته و پادشاهان پس از گشتاسپ با شخصیتهایی با نامهای داریوش و اردشیر پیوند یافتهاند.
داستانهای مشابه کیانیان و هخامنشیان
این شباهتها و آمیختگیها به معنای یکسان بودن شخصیتهای اساطیری و تاریخی نیست؛ بلکه هنگام سخن گفتن از آمیختگی، وجود جابهجاییها، تفاوتها و اغراقها کاملا طبیعی است.
بهطور خلاصه، این آمیختگیها را در روایتهای مربوط به چند پادشاه کیانی میتوان ردیابی کرد:
▪️ کیخسرو: آمیختگیهایی با کوروش بزرگ دارد.
▪️داراب: آمیختگیهایی با داریوش بزرگ دارد.
▪️بهمناردشیر: آمیختگیهایی با اردشیر یکم و اردشیر دوم دارد
▪️دارا: آمیختگیهایی با داریوش سوم دارد.
دلایل آمیختگی روایتها در شاهنامه چیست؟
دلیل اصلی را باید در یورشها و سلطه بیگانگان بر ایران جستوجو کرد. به نظر میرسد در این دورهها، بسیاری از منابع تاریخی ایرانیان نابود شدهاند. این نابودیها تنها هنگام یورشها رخ ندادهاند، بلکه دوران سلطه بیگانگان نیز تاثیرات قابل توجهی گذاشته است.
نوشته کامل را بخوانید: https://kheradgan.ir/p/13919
تعدادی از سکههای عرب ساسانی که از محوطه باستانی استخر و بیستون کشف و امروزه در مؤسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو نگهداری میشوند.
Читать полностью…
پاسخ صحیح: گزینه ۳
سکههای عرب-ساسانی یا سکههای عربی-ساسانی
یک اصطلاح مربوط به سکهشناسی است که در ارتباط با سکههای مسی و نقرهای ضربشده به سبک سکههای ساسانی توسط اعراب مسلمان در زمان ورود اسلام به ایران و چند دهه بعد از آن کاربرد دارد. تصاویر روی سکهها بیشتر شامل نقشهایی از خسرو دوم، یزدگرد سوم و گاه به ندرت هرمز چهارم میشدند.
اخذ الگوی سکههای این سرزمینها توسط اعراب مسلمان دلایل متفاوتی ذکر شدهاست. از جمله اینکه به دلیل نیاز به حفظ ثبات اقتصادی، اعراب در ابتدا تمایل چندانی به عوض کردن سکههای رایج نداشتند و در ابتدا تنها سعی میکردند نوشتههای عربی را به خط کوفی بر سکهها بیفزایند یا نشانهای دینی امپراتوریهای پیشین را از سکهها بزدایند. منطقه پارس (شامل شهرهای بیشاپور، دارابگرد، اصطخر) درکنار آذربایجان ازجمله مهمترین مکانهای ضرب سکههای عرب ساسانی بودند.
تاکنون انبوهی از این گونه سکهها یافت شدهاند. نخستین بار که از سکههای مسی عرب ساسانی نام برده شده در کاتالوگ موزه سلطنتی برلین در سال ۱۸۹۸ میلادی است. در سال ۱۹۲۸ و ۱۹۳۷ نیز شماری از سکههای مسی از حفاری در شوش به دست آمد که نخستین مدرک جدی در این زمینه بود. در سالهای گذشته نیز شماری سکه از روستای دوکوهک شهرستان ارسنجان به دست آمده است.
به تصاویر زیر دقت کنید👇
مقاله ایمان و عقل از الیزابت جکسون
❓ ایمان چیست؟
❓ ایمان چه تفاوتی با باور داشتن و امید دارد؟
❓آیا ایمان غیرعقلانی است؟
❓ در غیر این صورت، چگونه میتواند فراتر از از شواهد برود؟
این فصل خواننده را با پرسشهای فلسفی شامل ایمان و عقل آشنا میکند. ابتدا تعریفی چهار بخشی از ایمان را بررسی میکنیم. در مرحله بعد، این پرسش را بررسی خواهیم کرد که
❓ایمان چگونه میتواند عقلانی باشد اما فراتر از شواهد برود.
#کتاب
#فلسفه
#پیشنهاد_ادمین
/channel/sayeroshanetarikh
پاسخ صحیح:گزینه ۳
جاویدان خرد ؛ نمونهای از صدها کتاب ایرانی ِ پیش از اسلام که از تندباد حوادث جان سالم بهدر برده است ؛
@iranzamin777
آیا مرگ کوروش بزرگ با کشته شدن کوروش یکم آمیخته شده است؟
@Kheradgan_Official
✍️ اشکان دهقان
به نظر میرسد مرگ طبیعی کوروش بزرگ در دوران سالخوردگی، در مقایسه با سایر گزارشها، منطقیتر باشد و احتمال دارد این کوروش یکم (پدربزرگ کوروش بزرگ) بوده که در جنگ کشته شده است و بعدها، روایت پایان زندگی او با پایان زندگی کوروش بزرگ آمیخته شده است.
شواهدی وجود دارد که در برخی منابع، روایتهای مربوط به کوروش یکم و کوروش بزرگ (کوروش دوم) با یکدیگر آمیخته شدهاند.
نوشته را بخوانید:
آیا مرگ کوروش بزرگ با کشته شدن کوروش یکم آمیخته شده است؟
تصور مرد از اینکه شیطان چه شکلی است
VS
اما توصیف کتاب مقدس از آنها
[۱۴] و این عجیب نیست، زیرا شیطان نیز خود را به شکل فرشته نور در میآورد.
۲قرنتیان ۱۴:۱۱ nmv
[۱۳]در دل خود میگفتی:به آسمان صعود خواهم کرد، و تخت تود را فراتر از ستارگان خدا خواهم افراشت؛ بر کوه اجتماع جلوس خواهم کرد، بر بلندترین نقطه کوه مقدس؛
اشعیا ۱۳:۱۴ nmv
[۱۷]دلت از زیباییات مغرور گشت، و به سبب فر و شکوهت، حکمت خویش را فاسد گردانیدی. پس تو را بر زمین افکندم و در معرض تماشای پادشاهان نهادم.
حزقیال ۱۷:۲۸ nmv
[۱۳]تو در عدن بودی، در باغ خدا، و هرگونه سنگ گرانبها زینت تو بود: لعل و یاقوت زرد و الماس، زبرجد و عقیق و یشم، یاقوت کبود و فیروزه و زمرد. نگین آنها و کنده کاریهایت از صنعت طلا بود؛اینها همه، در روز آفرینشت مهیا شده بود.
حزقیال: ۱۳:۲۸
[۱۴]تو کروبی مسح شده سایه گستر بودی، و من تو را برقرار داشته بودم؛ تو بر کوه مقدس خدا بودی، و در میان سنگهای آتشین میخرامیدی.
حزقیال : ۱۴:۲۸
[۸] اما حتی اگر ما یا فرشتهای از آسمان، انجیلی غیر از آنچه ما به شما بشارت دادیم موعظه کند، ملعون باد!
غلاطیان ۸:۱ nmv
#کتاب_مقدس
/channel/sayeroshanetarikh
تصور مردم از فرشتگان
VS
اما جوری که حزقیال آنان را توصیف میکند
۹ آنگاه نگریستم، و اینک چهار چرخ در کنار کروبیان بود، یعنی یک چرخ در کنار هر یک از آنها؛ و نمود چرخها مانند زبرجد درخشان بود.
۱۰ و اما ظاهر آنها چنین بود که همانند یکدیگر بودند، چنانکه گویی در میان چرخ دیگر بود.
۱۱ و چون حرکت می کردند، به هر چهار سو می رفتند بی آنکه در حین رفتن، به جانبی روی بگردانند؛ و به هر سو که چرخ پیشین روی می نهاد، بقیه نیز از پی اش می رفتند، بی آنکه در حین رفتن، به جانبی روی بگردانند.
۱۲ تمامی پیکر آنها، از جمله پشت ک دست و بال کروبیان و نیز چرخها، یعنی چرخهایی که به آن چهار تعلق داشت، از هر طرف آکنده از چشم بود.
حزقیال باب ۱۰
#کتاب_مقدس
/channel/sayeroshanetarikh
چیزی که مردم فکر میکنند یوحنای رسول در مکاشفه دید
VS
و اما چیزهایی که واقعا دید
آنگاه نشانی دیگر در آسمان پدیدار شد:
اژدهایی سرخفام و عظیم که هفت سر داشت و ده شاخ، و هفت تاج بر سرهایش بود.
مکاشفه ۱۲:۳
و در دست راستش هفت ستاره داشت و از دهانش شمشیری بران و دو دم بیرون میآمد، و چهرهاش چونان خورشید بود و درخشش کاملش.
مکاشفه ۱:۱۶
آنگاه دیدم وحشی از دریا بیرون میآید. دوشاخ داشت و هفت سر، با ده تاج بر شاخهایش؛ و بر هر سرش نامی کفر آمیز نوشته شده بود.
مکاشفه ۱۳:۱
آنگاه نشانی عظیم و شگرف در آسمان پدیدار شد:
زنی که خورشید به تن داشت و ماه زیر پا داشت و تاجی از دوازده ستاره بر سر داشت.
مکاشفه ۱۲:۱
#کتاب_مقدس
/channel/sayeroshanetarikh
اسناد جنایات اعراب مسلمان در جنگ با ایرانیان
در جنگ أُلَّيْس فرمانده اعراب مسلمان (خالد بن ولید) نذر می کند چنانچه به ایرانیان دست یافت آنقدر از ایشان بکشد تا جوی خون راه بیفتد!
در این جنگ هفتاد هزار ایرانی قتل و عام می شوند.
منبع: تاریخ طبری - ج۴ - ص۱۴۹۴ ۱۴۹۳٫
#کوییز_شماره ۳۳
چیزی که بلعام میدید
VS
اما واقعیت...آنچه که الاغش دید
چون الاغ، فرشته خداوند را دید که شمشیر برهنه به دست بر سر راه ایستاده است از راه منحرف شده، به مزرعه ای در آمد. اما بلعام الاغ را زد تا او را به راه باز گرداند.
آنگاه خداوند چشمان بلعام را گشود و او فرشته خداوند را دید که شمشیر برهنه به دست، بر سر راه موضع گرفته بود. پس بلعام خم شده روی بر زمین نهاد.
فرشته خداوند به وی گفت: 《چرا الاغ خود را این سه بار زدی؟ اینک به مقابله با تو بیرون آمدم، زیرا راه تو را نزد خویش فاسد یافتم.
الاغ مرا دید و این سه بار از حضور من راه خود را کج کرد اگر راه خود را از حضور من نکرده بود، به یقین هم اکنون تو را کشته و او را زنده گذاشته بودم》
اعداد باب ۲۲
#کتاب_مقدس
/channel/sayeroshanetarikh
پاسخ صحیح: گزینه۳
فتح انبار
اسلامگرایان در یک روز هزار نفر را کور کردند که به عنوان ذات العیون یاد میشود
کامل فی التاریخ-بن اثیر-جلد دوم-ص ۲۴۵
#کوییز شماره ۳۲
متاسفانه دکتر یوسف مجیدزاده، باستانشناس بزرگ کشور و پژوهشگر برجستهی حوزههای باستان شناسی ایلام، میانرودان و پیش از تاریخ ایران، درگذشت.
آثار ایشان در پرورش دانشجویان و پژوهشگران علاقهمند به باستانشناسی و تاریخ حوزههای یادشده در دهههای اخیر، نقشی انکارناشدنی ایفا کردند.
@IranianDDBastan
درآمدی بر فلسفه تاریخ
مایکل استنفورد
ترجمه احمد گل محمدی
معرفی کتاب:
🔍 تاریخ فقط روایت گذشته نیست؛ پرسشی است دربارهٔ چراییِ آنچه رخ داده و معنایی که به آن میبخشیم.
آیا تاریخ مسیری از پیش تعیینشده دارد؟ آیا انسان سازندهٔ تاریخ است یا خود، محصول شرایط و تحولات تاریخی؟
📖 «فلسفهٔ تاریخ» از دانشنامهٔ فلسفهٔ استنفورد دریچهای است به تأملی عمیق دربارهٔ گذشته، شناخت تاریخی و چگونگی فهم جهان امروز.
✨ برای کسانی که میخواهند فراتر از دانستنِ رویدادها بروند و به چرایی و معنای آنها بیندیشند.
گاهی برای فهم تاریخ، باید از خودِ تاریخ سؤال کرد.
#فلسفه_تاریخ
#کتاب
/channel/sayeroshanetarikh
📣نشست ویژه
نشست درباره دلیل تغییر نام و اعلان تغییرات در رویکردها و اهداف نوین گروه و تبیین و تشریح دلایل آن از نظر مدیران
👤با حضور جناب هادس و جناب کاوه
⏰ساعت دوم:
مشارکت عمومی و پاسخ به پرسشهای اعضا
زمان:
۲۷ مهر_ساعت ۲۱
/channel/Islie_Group
یک سکه عرب ساسانی از دوره عثمان بن عفان که به آن عبارت «بسم الله» اضافه شدهاست
#کوییز شماره ۶۵
یک درهم عرب ساسانی متأخر ضرب بیشاپور از دوره فرمانداری حجاج بن یوسف. نام فرماندار به خط کوفی روبهروی چهره خسرو دوم قرار دارد و دور سکه با متن شهادتین منقوش است.
Читать полностью…
■ تاریخ جنگهای صلیبی: پادشاهی اورشلیم (۲)
• بالدوین یکم
در آغاز، اجرای این سیاست نیز آسان نبود. مسلمانان بالدوین را ماجراجویی موقتی میپنداشتند که میشد از او بهره برد. در جنوب غربی شهر، میان ادسا و فرات، شهر مسلماننشین سروج قرار داشت. این شهر خراجگزار یکی از شاهزادگان اُرتقی به نام بلک بن بهرام (بلک غازی) بود، اما به تازگی شورش کرده بود. بلک اکنون نامهای به بالدوین نوشت و از او خواست نیروهایش را برای بازپسگیری شهر در اختیارش بگذارد. بالدوین که از فرصتی که بدینترتیب برایش فراهم شده بود خشنود بود، پذیرفت این مأموریت را انجام دهد.
در پی این ماجرا، اهالی سروج پنهانی به بالدوک پیام فرستادند و از او خواستند برای نجاتشان بیاید. بالدوک و نیروهایش مخفیانه از ادسا بیرون رفتند و به سروج راه یافتند. اما بالدوین در تعقیب او به راه افتاد. بالدوک و مردان سروج روحیه خود را از دست دادند. اهالی شهر بیدرنگ پیشنهاد کردند شهر را به بالدوین تسلیم کنند و به او خراج بپردازند. بالدوک نیز برای دیدار با بالدوین از شهر بیرون آمد و ادعا کرد که صرفاً برای تصرف شهر به نیابت از او، پیشاپیش حرکت کرده است.
بالدوین فریب نخورد. عذرخواهی بالدوک را پذیرفت و ظاهراً دوباره او را مورد لطف خود قرار داد؛ اما چند روز بعد، خواستار آن شد که همسر و فرزندان امیر را به عنوان گروگان به او تحویل دهند. وقتی بالدوک مخالفت کرد، بالدوین او را بازداشت کرد و سرش را برید. در همین حال، پادگانی فرانکها در سروج مستقر شد.
این ماجرا به بالدوین آموخت که نمیتوان به مسلمانان اعتماد کرد. از آن پس، او اطمینان حاصل میکرد که مسلمانانی که در قلمرو او زندگی میکنند، فاقد رهبری باشند؛ بااینحال، آزادی عبادت را برایشان حفظ کرد. اگر میخواست شهری مانند سروج را که جمعیتش تقریباً به طور کامل عرب و مسلمان بود در اختیار داشته باشد، چاره دیگری نداشت. اما تساهل او افکار عمومی غرب را شوکه کرد.
تصرف سروج، که چند ماه بعد با تصرف بیرهجک و گذرگاه آن بر رود فرات دنبال شد، راههای میان ادسا و دژهای بالدوین در توربسل را پاکسازی کرد؛ در نتیجه، کنتنشین او تحکیم شد و ارتباطاتش با سپاه اصلی جنگ صلیبی تضمین گردید. در عین حال، این پیروزی به مسلمانان فهماند که کنت ادسا قدرتی است که باید او را جدی گرفت؛ ازاینرو، آنان تلاشهای خود را بر نابودی او متمرکز کردند.
عزم آنان و اهمیت ادسای فرانکها برای جنگهای صلیبی در ماه مه آشکار شد؛ زمانی که کِربُغا، در راه حرکت بهسوی انطاکیه برای رفع محاصره آن، توقف کرد تا نخست کار بالدوین را یکسره کند. او سه هفته بیهوده با دیوارهای ادسا جنگید و سرانجام از محاصره دست کشید. شکست او اعتبار بالدوین را افزایش داد و زمانی که کربغا از دست داده بود، به نجات جنگ صلیبی انجامید.