352
«آبــی رنگِ حسرتِ دور دست هاییست که هیچ وقت به آن نمیرسی؛ حسرتِ دنیای آبی» پیج اینستاگرام: https://www.instagram.com/imavois?igsh=aTUxaHlrNXNxMmtm ____
برای او کتابی گرفتم
و در نخستین برگِ آن نوشتم:
«برای آن چشمها که در آنها هم رستگاری بود و هم سقوط،
و من هر دو را انتخاب کردم.»
اصلیه اونیه که یه مدت هم نباشه اصلیهست، چه چرت پرتیه راه انداختید؟ اصلیه اونیه که هست، اونیه که با چشم میبینیش، نمیذاره قهر یا ناراحت بمونید، نمیذاره فاصله بینتون بیفته، با اصلیه هر چقدر هم دعوا کنی میدونی تهش تو بغل همدیگهاید، مسخره بازیها چیه بره دورهاش رو بزنه تو بری دورهات رو بزنی بعد اصلیه هم باشید؟
Читать полностью…
به زندگیم که فکر میکنم میبینم کتابها همیشه نجاتم دادن؛ فیلمها، سریالها، سینما نجاتم دادن؛
آدمها؟ نه، هیچوقت.
چیزی که تکلیفش مشخص نباشد امن نیست.
چه اعتقاد باشد، چه رابطه باشد، چه کشور باشد.
من واقعا تنها بودن رو دوست دارم، پس اگه بخوام تو کنارم باشی یعنی انرژی تو رو دوست دارم.
Читать полностью…
در جامعه ی ما،
سیگار ریههای مرد را خراب می کند،
و آبروی زن را نابود
نمی دانم منظورشان این است که
زن ریه ندارد یا مرد آبرو ندارد...
- داستایوفسکی
بعد از کرونا، بعد از اعتراضات، بعد از جنگ، بعد از رفتن اینا، همهش داشتیم زندگی رو به بعد موکول میکردیم.
Читать полностью…
«مینویسی که جنگ لهت کرده، که دلت میخواهد بمیری... نامهات را میخوانم و درکت میکنم...ما هرگز پیش از این، چنین یکپارچه به دست نابودی سپرده نشده بودیم.»
•آلبر کامو / نامه به یک دوست
نصف ۴۰۴ رو دنبال یه راهی بودم به این اینترنت زهرماری وصل شم.
Читать полностью…
این قضیهی ونگوگ که میگفت غم برای همیشه باقی خواهد ماند داره خیلی جدی میشه.
Читать полностью…
آدم توی اعصاب خوردیهاش، چهار تا داد میزنه، در اتاق رو محکم به هم میکوبه، ولی باز هم گوشش به دره، که یکی بیاد در بزنه ببینه چی شده، آدم همیشه نیاز داره یکی از بیرون نگاهش کنه، که بفهمه درون دلش چه خبره، اگر این نبود که در رو محکم نمیبست. میبست؟
Читать полностью…
02:50
-
در آخر سهم مردی میشم که وایب این آهنگو بهم بده(:
-
@iMangataaaЧитать полностью…
من دیگه کسی نیستم که بتونی از
همون جایی که گمش کردی، پیداش کنی.
من پذیرفته ام که گاهی ممکن است
ما برای آدمها فقط پناهگاهی باشیم
تا زمانی که یک خانه امن پیدا کنند و بروند...
من اونقدری از وقت گذروندن با خودم و خلوتم لذت میبرم که از ترسِ تنها بودن با آدما معاشرت نمیکنم، اگه من باهات وقت میگذرونم علتش اینه که واقعا از حضورت لذت میبرم، نه اینکه صرفا تنها باشم.
Читать полностью…
حرف بعضی وقتا از گلوله هم سنگین تره، چون ردش روی تن آدم نمیمونه، میره یه جای عمیقتر توی ذهن، توی دل، توی همون بخشی که شبها موقع خواب یهو بیدار میشه و همه چیزو دوباره مرور میکنه آدم شاید خیلی چیزا رو فراموش کنه ولی لحن بعضی جملهها سالها توی گوشش میمونه، مخصوصاً وقتی از کسی شنیده باشه که انتظارش رو نداشته و عجیب اینجاست که گاهی یه حرف ساده میتونه آدمو نجات بده و گاهی هم همون یه جمله آروم آروم از درون خالیش کنه
-دیوانه مینوشت؛
در آخرین نامهام برایش نوشتم:
«خداحافظ،
به تو که اندوهِ مرا نفهمیدی،
و نگرانیها و ترسهایم را به تمسخر گرفتی…»
ما به این دنیا نیومدیم که نماد مقاومت باشیم؛
ما اومده بودیم که عاشق بشیم، سفر بریم و شبها راحت بخوابیم.
بهار دارد تلاشش را میکند، اما ما هنوز در زمستان مانده ایم…
Читать полностью…
«اینجا مردم تلاش میکنند زندگی را ادامه بدهند امّا کار سادهای نیست.»
- شکستن طلسم وحشت
اگه همونقدر که تو این چندروز پروکسی و کانفیگ تست زدم، قبل کنکور تست زده بودم، الان تو اروپایی جایی بورسیه درسی شده بودم.
Читать полностью…
«از ته دل میخواستم و آرزو میکردم که خودم را تسلیم خواب فراموشی کنم.»
_صادق هدایت.
وی به علت کم خوابی، استرس، نگرانی، فشار درس، خانواده، جامعه و سایر از، اعصاب و رفتار درستی برخوردار نمیباشد، از توقعات خود بکاهید.
Читать полностью…
تو هیچوقت نمیتونی آدمی رو نابود کنی که توی همه چیز زیبایی میبینه؛
حتی درد.