53
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﺍے ﻏﺮﺑﺖ ﺗﻮ ﺟﺎﻥ ﺩﻫﻢ ﺣﺴﯿﻦ ﮔﺮ ﺻﺒﺢ ﻭ ﺷﺎﻡ ﮔﺮیہ ڪنم ﺑﺮ ﻏﻤﺖ ڪﻢ ﺍﺳﺖ ارتباط: @Heydar18moh
دوستان
از جان و دل باید مایه بذاریم و افراد رو متقاعد کنیم تا خدای نکرده فردا روز، تاریخ ما رو ملامت نکنه به اینکه کسی رو پیروز کردین که جلوی چشمتون هر بی ادبی که خواست انجام داد، هر دروغی که اراده کرد گفت، با شعور انسانها بازی کرد و جز حرفهای عوامفریبانه و سرو صدا کردن هیچ برنامه ای ارائه نکرد.
نگذاریم عیار جایگاه ریاست جمهوری، عیار انتخاب در کشور ما به این حد از قهقرا و بی کیفیتی محض برسه.
نذاریم بدعتی تهوع آور بنا نهاده بشه. اینکه میشه تنها با حجم بزرگی از نمایشهای سخیف و این حد از بیسوادی آبروبر پیروز شد.
حداقل برای حفظ آبروی خودمون و اعتبار و عیار رأیمون نباید چنین بدعتی پایه گذاری بشه.
خدایا از تو میخواهیم در این آزمون بزرگ، خودت از آبروی این کشور و آبروی جایگاه مسئولیت عظیم اجرایی کشور حفاظت کن.
نه به دولت سوم روحانی
زینب چو دید پیکر آن شه به روی خاک
از دل کشید ناله به صد آه سوزناک
ای خفته خوش به بستر خون! دیده باز کن
احوال ما ببین و سپس خوابِ ناز کن
ای وارثِ سریرِ امامت! به پای خیز
بر کشتگان بیکفنِ خود، نماز کن
طفلانِ خود به ورطهی بحر بلا نگر
دستی به دستگیری ایشان، دراز کن
برخیز، صبح شام شد، ای میر کاروان!
ما را سوار، بر شترِ بیجهاز کن
یا دستِ ما بگیر و از این دشتِ پُر هراس
بار دگر روانه به سوی حجاز کن
#نیر_تبریزی
صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین
ای خفته در مزار، سر از خاک کن برون
احوال چاکران تو، بعد از تو در هم است
از دجله و فرات گذر کن به ملک پارس
کاینجا برآن جناب، رفاهی فراهم است
بنشین به ذوالجناح و عنان بر عنان بیا
با اکبرت که حاصل اولاد آدم است
ور خود نبود میل شریفت به ملک پارس
هرجا کنی جلوس همانجا مکرم است
لیکن نمان به ملک عراق و مکان مگیر
جایی که دختران تو را غم روی غم است
بر دیده رعیت مسکین قدم گذار
کین رود بر فرات هماره مقدم است
مقصود از این مکالمه عرض نیاز بود
ور نه همیشه رای تو بر قوم، اقدم است
اما حدیث تنگدلی را کجا برم
تا وصل رخ نماید، قتلم مُسَلّم است
#محمد_سهرابی
#معنی_زنجانی
تا قبر بردنم را همسایه هم نفهمید
از بس که مُردن من چون شمع، بی صدا بود
#فاطمیه
#علی_اکبر_لطیفیان
🔹یک نیستان ناله🔹
آنچه از من خواستی با کاروان آوردهام
یک گلستان گل به رسم ارمغان آوردهام
از در و دیوار عالم فتنه میبارید و من
بیپناهان را بدین دارالامان آوردهام
اندر این ره از جرس هم بانگ یاری برنخاست
کاروان را تا بدینجا با فغان آوردهام
تا نگویی زین سفر با دست خالی آمدم
یک جهان درد و غم و سوز نهان آوردهام
قصهٔ ویرانه شام ار نپرسی خوشتر است
چون از آن گلزار، پیغام خزان آوردهام
دیده بودم تشنگی از دل قرارت برده بود
از برایت دامنی اشک روان آوردهام
تا به دشت نینوا بهرت عزاداری کنم
یک نیستان ناله و آه و فغان آوردهام
تا نثارت سازم و گردم بلاگردان تو
در کف خود از برایت نقد جان آوردهام
تا دل مهرآفرینت را نرنجانم ز درد
گوشهای از درد دل را بر زبان آوردهام
#اربعین
#محمدعلی_مجاهدی
خبر آمد که ز معشوق خبر می آید
ره گشایید که یارم ز سفر می آید
کاش می شد که ببافند کمی مویم را
آب و آیینه بیارید پدر می آید
نه تو از عهده ی این سوخته بر می آیی
نه دگر موی سرم تا به کمر می آید
جگرت بودم و درد تو گرفتارم کرد
غالبا درد به دنبال جگر می آید
راستی گم شده سنجاق سرم، پیش تو نیست؟
سر که آشفته شود حوصله سر می آید
هست پیراهنی از غارت آن شب به تنم
نیم عمامه از آن بهر تو در می آید
به کسی ربط ندارد که تو را می بوسم
غیر من از پس کار تو که برمی آید؟
راستی!هیچ خبر دار شدی تب کردم؟
راستی! لاغری من به نظر می آید؟
راستی!هست به یادت دم چادر گفتی
دختر من!به تو چادر چقدر می آید
سرمه ای را که تو از مکه خریدی، بردند
جای آن لخته خونی که ز سر می آید
#محمد_سهرابی
اگر عاشق نشدم خشك و ترم را بشكن
پس گرفتم جگرم را كمرم را بشكن
اگر از چشمه يِ اين خانه نخوردم آبي
بعد از آن سبز شدم برگ و برم را بشكن
اگر از كوچه ی معشوق عبورم دادند
من اگركه نشِكستم تو سرم را بشكن
چند وقتيست كه در پيش تو سرسنگينم
با دوتا قطره غرور جگرم را بشكن
آنقدر گريه نكردم دلِ من قفل شده
يك شب جمعه بيا قفل حرم را بشكن
دستِ من آبرويم را به در ِ خلق تو برد
به تلافيش تو دست دگرم را بشكن
تو كه تا پشتِ در ِ قلعه ی من آمده اي
لطف كن دست بينداز درم را بشكن
نامه دادم به تو ديروز جوابش نرسيد
آه كمتر دل اين نامه برم را بشكن
من نشان ميدهمت بيشتر از آينه ات
تو فقط سنگ بزن بيشترم را بشكن
پاي بيرون بنه پيشاني من سجده کند
بعد از آن مهر نماز سحرم را بشكن
اگر از بام تو پرواز كنم ميميرم
پس بيا زود بزن بال و پرم را بشكن
ماه هم بعد اباالفضل ندارد لطفي
پس شبِ چهاردهم هم قمرم را بشكن
#علی_اکبر_لطیفیان
🌸دوستان و همراهان عزیز
کانالی در پیامرسان #ایتا تأسیس کرده ایم به اسم " #شکوفه_های_خیال" .هدف از تأسیس این کانال نشر اشعار شاعران نامدار معاصر یا کهن #نیست بلکه برآنیم تا #شاعران #جوان و #مستعدی که اشعار زیبا و #فاخری دارند در حوزه ی شعر #آیینی و #عاشقانه بیشتر شناخته شده و با #آثارشان آشنا بشویم.
خوشحال میشیم اگر تشریف بیارین:
eitaa.com/shokofeha_ye_kheal