1351
ساقیا باده بیاور که برانیم همه که بجز عشق تو از خویش برانیم همه #مولانا https://t.me/goolfs
.
اگر دانی که دنیا غم نیرزد
به روی دوستان خوش باش و خرم
غنیمت دان اگر دانی که هر روز
ز عمر مانده روزی میشود کم
برو شادی کن ای یار دل افروز
چو خاکت میخورد چندین مخور غم
#شیخ اجل سعدی از غزل ۳۵۳
خواهی که دلت نشکند از سنگ مکافات
مشکن دل کس را که در این خانه کسی هست
از دیدهٔ دلسوختگان چهره مپوشان
ای آینه هشدار که صاحب نفسی هست
فروغی_بسطامی
دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت
ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت
ما بیخبر شدیم که دیدیم حسن او
او خود ز حال بیخبر ما خبر نداشت
ما را به چشم کرد که تا صید او شدیم
زان پس به چشم رحمت بر ما نظر نداشت
گفتا جفا نجویم زین خود گذر نکرد
گفتا وفا نمایم زان خود اثر نداشت
وصلش ز دست رفت که کیسه وفا نکرد
زخمش به دل رسید که سینه سپر نداشت
گفتند خرم است شبستان وصل او
رفتم که بار خواهم دیدم که در نداشت
گفتم که بر پرم سوی بام سرای او
چه سود مرغ همت من بال و پر نداشت
خاقانی ارچه نرد وفا باخت با غمش
در ششدر اوفتاد که مهره گذر نداشت
خاقانی
هر چه هست از قامت
ناساز بی اندام ماست
ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست
حضرت_حافظ
.
#چـــ✰ـــشم وا ڪردم
#سڪوتم آب شد ،،،،،
#چشم بستم....
بسترم #آتش ڪَرفت
#در زدم ،،،،،
#ڪس این قفس را #وا نڪرد
#پر زدم، بال و پرم #آتش
#ڪَرفت ...!!!!
قیصر_امینپور
.
بیدار شو اے دل کہ جہان مےگذرد
وین مایهٔ عمر رایگان میگذرد ،
در منزل تن مخسب و غافل منشین
کز منزل عمر کاروان میگذرد •
مولانا
اونجا که شهریار میگه:
نقاش غزل تا به چشمان تو پرداخت
دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت.
.
صبح خیزان کآستین بر آسمان افشاندهاند
پای کوبان دست همت بر جهان افشاندهاند
پیش از آن کز پر فشاندن مرغ صبح آید به رقص
بر سماع بلبلان عشق جان افشاندهاند
#خاقانی
تب دوشین در آن بت چون اثر کرد
مرا فرمود و هم در شب خبر کرد
برفتم دست و لب خایان که یارب
چه تب بود اینکه در جانان اثر کرد
خاقانی
این چه خورشیدست یارب از افق تابان شده؟
کز تماشایش فلک یک دیده حیران شده
می شود خورشید تابان را گلاب پیرهن
هر که را دل آب چون شبنم درین بستان شده
می دود گوی سعادت در رکاب دولتش
قامت هر کس ز بار درد چون چوگان شده
شکوه از پست و بلند دهر کافرنعمتی است
سیل در کهسار از سختی سبک جولان شده
می برد دل بس که شیرین کاری فرهاد من
خانه آیینه بر شیرین لبان زندان شده
گرد خواری پیش خیز کاروان عزت است
حسن یوسف خوش قماش از سیلی اخوان شده
روزن خورشید را کرده است دود دل سیاه
بس که دل بر آتش رخسار او بریان شده
از شکوه خود سبک کرده است کوه قاف را
هر که چون عنقا ز چشم مردمان پنهان شده
چرب نرمی را نباشد چوبکاری در قفا
از خلال آسوده است آن کس که بی دندان شده
می تواند شهپر اقبال چون شاهین گشود
پیش هر کس چون ترازو سنگ و زر یکسان شده
در دل صافم غبار کینه نتوان یافتن
مهره گل در محیطم گوهر غلطان شده
ماه عیدم در غبار از چشم پنهان گشته است
تا به ساحل کشتیم زین بحر بی پایان شده
گشتم از اشک ندامت مخزن گنج گهر
خانه من چون صدف معمور ازین باران شده
هر که را آیینه گشت از خودنمایی سد راه
چون سکندر ناامید از چشمه حیوان شده
از کمان آسمان صائب گشاد دل مجو
خنده سوفار اینجا غنچه چون پیکان شده
#صائب_تبریزی
گر شکر بیزهر خواهی خار بی خرما مباش
صدق بوبکریت باید خیمه اندر غار زن
مار فقر و خار جهلت گر زره یکسو نهد
سر بکوب آنمار را و آتش اندر خار زن
#سنایی_غزنوی
چون در معشوق کوبی حلقه عاشقوار زن
چون در بتخانه جویی چنگ در زنار زن
مستی و دیوانگی و عاشقی را جمع کن
هر سه را بر دار کن وز کوی معنی دار زن
#سنایی_غزنوی
۱۵ شهریور زادروز خسرو حمزوی
(زاده ۱۵ شهریور ۱۳۰۸) نویسنده و شاعر
تحصیلاتش در رشته اقتصاد بود، اما از آغاز جوانی به نویسندگی و شاعری روی آورد. وی با رمان شهری که زیر درختان سدر مرد (۱۳۷۹) برنده دوره دوم جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی و همچنین نامزد دریافت جایزه مهرگان در سال ۱۳۸۰ شد. بهگفته خودش، سه کارش، یعنی افسانه مامیران و در بیشههای آسوریک و در هرم نیمروز، در انتظار دریافت مجوز نشر مانده است.
آثار:
خیزران ۱۳۳۵
پادزهر ۱۳۳۶
مقدمهای بر دلار اروپایی ۱۳۵۱
وقتی سموم بر تن یک ساق میوزید ۱۳۷۱
شهری که زیر درختان سدر مرد ۱۳۷۹
خشخش تن برهنه خاک ۱۳۸۱
آسیابان سور ۱۳۸۲
خانهای در کالسوسن، از من مپرس که شب چیست ۱۳۸۳
از رگ هر تاک دشت سایهها ۱۳۸۳
به رنگ برگهای سپیدار ۱۳۸۶
چنگال سیمرغ ۱۴۰۰.
۱۵ شهریور زادروز کریم رجبزاده
(زاده ۱۵ شهریور ۱۳۲۶ لاهیجان) شاعر
از دوران تحصیل به سرودن شعر پرداخت و خیلیها وی را با مجموعه «قرارمان پای همین شعر» میشناسند؛ کتابی که انتشارش در سال ۷۶ فصل تازهای از تجربههای شاعری خلاق را به نمایش گذاشت. وی در قالبهای شعری مختلف اعم از کلاسیک مانند غزل، رباعی، دوبیتی، مثنوی و نیمایی و سپید به سرودن پرداخته است. او پس از اقامت در تهران به استخدام بانک مسکن درآمد و پس از سه دهه کار، اینک بازنشسته شدهاست.
وی هماکنون نیز در قلمرو ادب فعال است و همواره پشتیبان و مشوق شاعران جوان در جلسات کانونهای ادبی است.
کتاب «صف عاشقان تمامی ندارد» سروده او در سال ۱۳۸۸ از برگزیدگان جایزه کتاب فصل ۸۷ در بخش شعر بود.
در اینجا یکی از شعرهای سپید و معروف او را که قرار بعدی نام دارد، میآوریم:
قرار بعدی
تالار مردگان
اولین پنج شنبهای که نیستم
نه گل
نه گلاب
نه خیرات
تو را میخواهم
که پای هیچیک از قرارها نیامدی.
کتابها:
از شرق خون (۱۳۵۷)
آوازخوانی بیزبان (۱۳۶۹)
از زخم زیتون (۱۳۷۶)
قرارمان پای همین شعر (۱۳۷۶)
گزیده ادبیات معاصر (۱۳۷۹)
راز غریب ارغوان (۱۳۸۱)
صف عاشقان تمامی ندارد (۱۳۸۸)
اردیبهشت و اینهمه برف؟ (۱۳۸۸)
گزیده ادبیات بیدل (۱۳۸۹)
این یک سلام عاشقانه است (۱۳۹۲)
خلاصه جنون (۱۳۹۴)
سواد انگور (۱۳۹۴)
خلاصه جنون (۱۳۹۶)
صبح را خنده صواب آید صواب
کو درون سینه دارد آفتاب
گرچه من خورشید دارم در میان
بر طبق ننهادهام چون آسمان
آفتابی هر که را در جان بود
گر بخندد همچو صبح آسان بود
من که روزم آمد و شب در گذشت
یارم آمد رب و یارب درگذشت
#حضرت_عطار
به مهر تو دل من وام دار صحبت تست
لب تو باز به سه بوسه وامدار من ست
جفا نمودن بی جرم کار تست مدام
وفا نمودن و اندیشه تو کارمنست
اگر تو ماهی، گردون تو سرای من ست
اگر تو سروی بستان تو کنار من ست
#فرخی_سیستانی
.
شراب شوق می نوشم به گرد یار می گردم
سخن مستانه می گویم ولی هوشیار می گردم
گهی خندم گهی گریم گهی افتم گهی خیزم
مسیحا در دلم پیدا و من بیمار می گردم
#مولانای_جان
.
به می عمارت دل کن
که این جهان خراب
بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت
حضرت_حافظ
ماییم و شبِ تار و غم یار و دگرهیچ
صبرِ کم و بیتابیِ بسیار و دگر هیچ
در حَشر چو پرسند که سرمایه چه داری؟
گویم که غم یار و غم یار و دگر هیچ
عرفی_شیرازی
فسانهٔ شب غم را چراغ می فهمد
زبان آه مرا گوش داغ می فهمد
به وصل در غم هجران نشسته بلبل ما
فریب عشوه فروشان باغ می فهمد
به بوی گل نکنم التبماس بوی تو را
نسیم پیرهنت را دماغ می فهمد
ز دور، دل به تپیدن دهد چه حال است این
غریب، کوی تو را بی سراغ می فهمد
قدح به لب چو گرفتم، شراب سوخت حزین
حرارت جگرم را ایاغ می فهمد ...
حزین_لاهیجی
*ای که دل بردی ز دلدار من آزارش مکن
آنچه او در کار من کردست در کارش مکن
هندوی چشم تو شد میبین خریدارانهاش
اعتمادی لیک بر ترکان خونخوارش مکن
گرچه تو سلطان حسنی دارد او هم کشوری
شوکت حسنش مبر بیقدر و مقدارش مکن
انتقام از من کشد مپسند بر من اینستم
رخصت نظارهاش ده منع دیدارش مکن
جای دیگر دارد او شهباز اوج جان ماست
هم قفس با خیل مرغان گرفتارش مکن
این چه گستاخیست وحشی تا چه باشد حکم ناز
التماس لطف با او کردن از یارش مکن*
#وحشی_بافقی
غرق تمنای توام موجی ز دریای توام
من نخل سرکش نیستم
تا خانه در ساحل کنم
#رهی_معیری
🍂🍃
تو کافردل نمیبندی نقاب زلف و میترسم
که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو
#حافظ
#شجریان
.
خزان هم با سرودِ برگ ریزان عالمی دارد
چه جای من که از سردی و خاموشی زمستانم!
سه تارِ مطرب شوقم؛ گسسته سیم جانسوزم
شبانِ وادیِ عشقم؛ شکسته نای نالانم...!
شهریار
عشقست و عاشقست که باقیست تا ابد
دل بر جز این منه که به جز مستعار نیست
تا کی کنار گیری معشوق مرده را
جان را کنار گیر که او را کنار نیست
#مولانای_جان
گوهر بیضات باید خدمت دریا گزین
ور عقیق و لعل خواهی تکیه بر کهسار زن
شاهراه شرع را بر آسمان علم جوی
مرکب گفتار پی کن چنگ در کردار زن
#سنایی_غزنوی
۱۵ شهریور زادروز محمدهادی کریمی
(زاده ۱۵ شهریور ۱۳۵۳ تهران) پزشک، شاعر، نویسنده و فیلمساز
مدیر مسئول و صاحب امتیاز نشریات «تصویر روز» و «سینما جهان» و مدرس فیلمنامهنویسی و عضو شورای داوری و هیئت انتخاب جشنوارههای فیلم فجر، کودک، مقاومت، یاس، سلامت و جشنوارههای موضوعی دیگر بوده است. کتاب شعر او با نام «برف و شیروانی داغ» در سال ۱۳۹۳ توسط نشر معتبر نگاه عرضه شد و در کمتر از یک سال به چاپ چهارم رسید. وی در سومین دوره جشنواره مطبوعات به عنوان منتقد هنری برتر انتخاب شد و برای فیلمنامههایش جوایز داخلی و خارجی متعددی را کسب کرد.
کارگردانی:
پسرکشی ۱۳۹۸ شرکت در بخش سودای سیمرغ سی و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر.
کمدی انسانی ۱۳۹۵ برنده جایزه بهترین فیلم از جشنواره تامیل نروژ/شرکت در بخش مسابقه سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر.
بشارت به یک شهروند هزاره سوم ۱۳۹۱ شرکت در بخش مسابقه سی و یکمین جشنواره فیلم فجر.
برف روی شیروانی داغ ۱۳۸۹ شرکت در بخش مسابقه بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر و کاندیدای دریافت سه سیمرغ بلورین.
امشب شب مهتابه ۱۳۸۷ شرکت در بخش مسابقه بیست و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر.
غیرمنتظره ۱۳۸۵.
نویسندگی:
پسرکشی ۱۳۹۸.
کمدی انسانی ۱۳۹۵.
ایران برگر ۱۳۹۳.
ساکن طبقه وسط ۱۳۹۳.
برف روی شیروانی داغ ۱۳۸۹.
آدمکش ۱۳۸۸ جایزه بهترین فیلمنامه چهارمین دوره فستیوال فیلمهای ایرانی تورنتو برای فیلمنامه «آدمکش».
امشب شب مهتابه ۱۳۸۷.
انعکاس ۱۳۸۶.
غیرمنتظره ۱۳۸۵.
رستگاری در هشت و بیست دقیقه ۱۳۸۳.
الهه زیگورات ۱۳۸۲.
شمعی در باد ۱۳۸۲.
چشمان سیاه ۱۳۸۱.
اتانازی ۱۳۸۰.
رخساره ۱۳۸۰.
شهرت ۱۳۷۹.
مارال ۱۳۷۹ بهترین فیلمنامه در ششمین دوره جشنواره فیلم کرالا.
دختران انتظار ۱۳۷۸.
سیب سرخ حوا ۱۳۷۷.
ساغر ۱۳۷۶.
بازیگری:
ساکن طبقه وسط، شهاب حسینی ۱۳۹۳.
مشاور فیلمنامه:
زیر سقف دودی پوران درخشنده ۱۳۹۵.
بچههای ابدی پوران درخشنده ۱۳۸۵.
۱۵ شهریور زادروز عبدالجبار کاکایی
(زاده ۱۵ شهریور ۱۳۴۲ ایلام) شاعر و ترانهسرا
تحصیلاتش را تا مقطع کاردانی زبان و ادبیات فارسی در دانشسرای تربیت معلم ادامه داد. در سال ۱۳۶۴ وارد دانشگاه شهید بهشتی تهران شد و در سال ۱۳۶۸ به دریافت مدرک کارشناسی زبان و ادبیات فارسی نایل آمد. سپس به منظور ادامه تحصیل در سال ۱۳۷۱ به دانشگاه آزاد مرکز تهران رفت و در سال ۱۳۷۳ مدرک کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دریافت کرد.
فعالیتها:
وی چندین سال است که در تهران سکونت دارد و کارمند رسمی وزارت آموزش و پرورش است، اما فعالیتهایش را بیشتر در زمینه سرودن شعر، نقد و بررسی، اجرای برنامههای ادبی در صداوسیما و فعالیت در مطبوعات متمرکز کردهاست. علاقه وی بیشتر معطوف به قالبهای غزل و مثنوی است و از وی مقالات و نقدهایی پیرامون شعر در مطبوعات درج شدهاست. او تاکنون در برخی از همایشهای سراسری شعر که در سطح کشور برگزار شده بهعنوان دبیر، مدیر اجرایی و عضو هیئت علمی، مسئولیت داشتهاست. همچنین مدرس و مدیر خانه شعر بنیاد نویسندگان و هنرمندان و ۹ ماه عضو شورای ترانه وزارت ارشاد بودهاست اما پس از آن، بهدلیل «مراقبت و احتیاطکاریهای بیش از اندازه وزارت ارشاد» تا زمان «ایجاد زمینه مطلوب همکاری» استعفا داد.
او اکنون مدیر دفتر ادبیات مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی است و همچنین با خوانندگان علیرضا افتخاری، سالار عقیلی، حسامالدین سراج، محمد اصفهانی، علی تفرشی، فرزاد فرزین، حمید هیراد، فریدون اسرایی، محسن یگانه، مجید اخشابی، رضا صادقی و محمد علیزاده، در مقام شاعر همکاری کردهاست.
آثار:
آوازهای واپسین، مجموعه شعر ۱۳۶۹
مرثیه روح، مجموعه شعر، حوزه هنری ۱۳۶۹
سالهای تاکنون، مجموعه شعر، محراب اندیشه ۱۳۷۲
حتی اگر آیینه باشی، مجموعه شعر، اهل قلم ۱۳۷۵
نگاهی بهشعر معاصر ایران، نقد و بررسی، عروج ۱۳۷۶
گزیده ادبیات معاصر، شماره ۷ انتشارات نیستان ۱۳۷۸
بررسی تطبیقی ادبیات پایداری جهان، نشر پالیزان ۱۳۸۰
زنبیلی از ترانه، منتخب غزل، لوح زرین ۱۳۸۱
فرصت نایاب، مجموعه شعر، انجمن شاعران ایران ۱۳۸۵
با سکوت حرف میزنم نشرعلم ۱۳۸۹
هرچه هستم از تو دورم رسانه طلایی ۱۳۸۶
باغ خیالی نشر لوح زرین ۱۳۸۸
با تو این ترانهها شنیدنیست نشر فصل پنجم ۱۳۹۰
بی چتر و بارانی نشرشانی ۱۳۹۱
حق با صدای توست نشرتکا ۱۳۸۷
بر شانههای باران "سیدی" ۱۳۸۶
بانوی آب آلبوم آثار ۱۳۹۱
از تو دورم آلبوم آثار ۱۳۸۷
دنیای بی آواز نشر فصل پنجم ۱۳۹۲
حبس سکوت نشر فصل پنجم ۱۳۹۱
تاوان کلمات نیستان ۱۳۹۴
عذاب دوست داشتن نیستان ۱۳۹۵
لاو هات نیستان ۱۳۹۵
حال من دست خودم نیست فصل پنجم ۱۳۹۶
و شاعر بسیاری از تیتراژهای سریالهای تلویزیونی است.
۱۵ شهریور زادروز خلیل جوادی
(زاده ۱۵ شهریور ۱۳۴۳ زنجان) شاعر، ترانهسرا و طنزپرداز
از سال ۱۳۷۷ تا سال ۱۳۸۲ کارشناس شورای شعر مرکز موسیقی سازمان صداوسیما بود. همچنین داوری بعضی از جشنوارههای ادبی را بر عهده داشت و کارشناس و مجری چند برنامه رادیویی و تلویزیونی نیز بود.
اشعار او ابتدا در سال ۱۳۷۶ در مجموعهای بهنام «در سایه غزل» در کنار آثاری از ده غزلسرای دیگر منتشر شد. در سالهای بعد اشعار طنز او در جنگهای متعددی به چاپ رسید که از آن میان، دو کتاب «طنز امروز ایران» (به گردآوری ابراهیم نبوی) و «در حلقه رندان» (به اهتمام حوزه هنری) است.
محکمه الهی و محبوبیت
با انتشار کلیپ صوتی شعر محکمه الهی و چرخش دست به دست آن از طریق موبایل و اینترنت، او به اوج محبوبیت خود رسید. وی در این شعر با به چالش کشیدن شخصیتهای دو رو و ریاکار به وضعیت ناموزون جامعه اعتراض میکند.
نگارش کتاب درباره آثار جوادی:
کتابی به نام زیر ذرهبین منتشر شده است که در آن ۲۱ نویسنده سرشناس از جمله ابوالفضل زرویی نصرآباد، پوران فرخزاد، دکتر محمدرضا روزبه، رسول یونان و نیز اعضای هیئت علمی دانشگاههای گوناگون کشور به نقد و بررسی آثار وی پرداختهاند. این کتاب که گردآورنده آن سالار عبدی است، توسط انتشارات سیب سرخ منتشر شده است.
آثار:
خیابانخوابها (اشعار کلاسیک- غزل- مثنوی و رباعی)
سمفونی جیرجیرکها (ترانهها)
محکمه الهی (مجموعه شعر طنز)
بهشت بیامکانات (مجموعه شعر طنز)
برای تو (رباعیهای عاشقانه)
با تو (غزلهای عاشقانه)
بازار وطن فروشها (طنز نثر)
اشک تاک مجموعه رباعی
مصاحبه:
مصاحبههای مختلفی با او در رادیوها و نشریات و خبرگزاریها صورت گرفته است که مهمترین آنها عبارتاند از:
مصاحبه رادیو زمانه در آذر ۱۳۸۷
مصاحبه ایسنا در اردیبهشت ۱۳۸۷
مصاحبه مجله شعر در ۱۳۸۶.