1351
ساقیا باده بیاور که برانیم همه که بجز عشق تو از خویش برانیم همه #مولانا https://t.me/goolfs
و گفت: از کسانی باش که اندوه از دل برگیری
و از کسانی مباش که اندوه به دلی هو نهی
و از کسانی باش که مشغول دلی را فارغ کنی
از کسانی مباش که فارغ دلی را مشغول کنی.
ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی "رحمة الله علیه"
🤍࿐
🎤استاد #محمدرضا_شجریان
🪕دوتار : حاج #قربان
عشق را نیمی نیاز و نیم دیگر بینیاز
این اجابت یافته و آن خود دعا آموخته
#مولانا
.
من نه دلنگران سنّتم، نه دلنگران تجدّد، نه دلنگران تمدّن، نه دلنگران فرهنگ و نه دلنگران هیچ امر انتزاعی از این قبیل.
من دل نگران انسانهای گوشتوخونداری هستم که میآیند، رنج میبرند و میروند.
سعی کنیم که اولاً: انسانها هرچه بیشتر با حقیقت مواجهه یابند، به حقایق هرچه بیشتری دست یابند؛
ثانیاً هرچه کمتر درد بکشند و رنج ببرند و ثالثاً هرچه بیشتر به نیکی و نیکوکاری بگرایند.
و برای تحقّق این سه هدف از هرچه سودمند میتواند بود بهرهمند گردند، از دین گرفته تا علم، فلسفه، موسیقی، هنر، ادبیات و همه دستاوردهای بشری دیگر...
استاد #مصطفی_ملکیان
.
به چاه سیصد باز اندرم من از غم او
عطای میر رسن ساختم ز سیصد باز
شاکر بخارایی
"راد مردی و مرد دانی چیست
باهنرتر ز خلق گویم کیست
آنکه با دوستان بداند ساخت
و آنکه با دشمنان بداند زیست"
ترکی کشی
زندگانی بی شراب تلـخ باشد ناگوار
تا لب گور از لب پیمانه لب را برمدار
#صائباصفهانی
طبع دون از ره تقلید به نیکان نرسد
پای اگر خوابکند چشم نخوانند او را
#بیدلدهلوی
🦋 سلام شبتون بخیر
با گوش جان بشنویم کلام سعدی و آواز استاد عشق و معرفت شجریان
چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن
تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی
نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به
که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی
دل دردمند ما را که اسیر توست یارا
به وصال مرهمی نه چو به انتظار خستی
نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هیجا
تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی
برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را
تو و زهد و پارسایی من و عاشقی و مستی
«سعدی»
.
عاقلان نقطهی پرگار وجودند ولی
عشق داند که در این دایره سرگردانند...
#حضرت_حافظ
#استاد_شجریان
من آنم که چون جام گیرم به دست
ببینم در آن آینه هر چه هست
به مستی دَمِ پادشاهی زنم
دَمِ خُسروی در گدایی زنم
به مستی توان دُرِّ اسرار سُفت
که در بیخودی راز نتوان نَهفت
#حافظ
غافل از خود شو اگر فرزانه ئی
گر ز خود غافل نه ئی دیوانه ئی
چشم بند و گوش بند و لب به بند
تا رسد فکر تو بر چرخ بلند
این علفزار جهان هیچ است هیچ
تو برین موهوم ای نادان مپیچ
#اقبال_لاهوری
ما ڪه از سوز دل و
درد جدایی سوختیم...
سوز دل را مرهم از
مژگان دیده ساختیم...!
#عراقی
.
حاشا که به عالم از تو خوشتر یاریست
یا خوبتر از دیدن رویت کاریست
اندر دو جهان دلبر و یارم تو بسی
هم پرتو توست ، هر کجا دلداریست ...!
#مولانا
باری
امید خویش
به دلداری ام فرست
دانی که
آرزوی تو تنهاست در دل
#هوشنگ_ابتهاج
ای دل مبتلای من شیفته هوای تو
دیده دلم بسی بلا آن همه از برای تو
پرده ز روی برفکن زانکه بماند تا ابد
جمله جان عاشقان مست می لقای تو
گر ببری به دلبری از سر زلف جان من
زنده شوم به یک نفس از لب جانفزای تو
#عطار
چرا ز غیر شکایت کنم که همچو حباب
همیشه خانه خرابِ هوای خویشتنم
ز بند خصم به تدبیر می توان جستن
مرا چه چاره که زنجیر پای خویشتنم...
#صائب_تبریزی
فرعونها نمیتوانند برده رﺍ به وجود آورند؛ زیرا بردهها هم تعدادشاﻥ زیاد است هم قدرتشان؛ ﺩر نتیجه این خود بردهها هستند که فرعونها رﺍ میسازند.
#مارتین_لوترکینگ
انسانها را
براساس مدرکشان وزن نکنیم
بی شمارند...
آنانی که
بدون هیچ سندی
سرشار از درک
شعور و انسانیت هستند...!
عمرِ مفید ما روزهایی است که عشق ورزیده ایم ؛ دوست داشتیم و دوست داشته شدیم . لحظه هایی که به پشتوانه ی عشق از تمامِ ناملایمت های زندگی عبور کرده ایم ؛
عشق ، بزرگ ترین نعمتی است که قسمتِ هر قلبی نمی شود ؛ چه بسیارند کسانی که از کنارتان عبور می کنند ، زنده اند ، گاهی زندگی هم می کنند اما هرگز ، عشق ، معجزه اش را به آنها نشان نداده است .
مهم نیست فقیر باشی یا غنی ، درک داشته باشی یا مدرک ؛ عشق ، تو را در هر سنّی که باشی تازه می کند و به تو قدرتی می دهد که هیچ نیرویی در این جهان نمی تواند به کسی بدهد !
اگر عاشق هستید به خودتان ببالید که زیبایی های زندگی را چندین برابر می بینید !
وَ هرگز ، هرگز به غرورتان اجازه ندهید شما را از این نعمت ، محروم کند !
تنها مقصود ما در زندگی
عشق ورزيدن به يكديگر است.
اگر از عهده اين مهم بر نمی آييم،
دست كم بكوشيم تا يكديگر را
نيازاريم.
🌺🌺🌺
یار مهربانم
درود
بامداد پنج شنبه ات نیکو
🌺🌺🌺
روزت سرشار از عشق الهی
آرزویم، دیدن اوج غرورت درصبح ورسیدن به همه رؤیاهایت است
من دعاخواهم کرد:
امروزت پرنور،
دلت صادق و صاف رنگ باران باشد…
🌺🌺🌺
شاد باشی
همه واذیج پرانگور و همهجای عصیر
رنج ورزید و کنون بربخورد برزگرا
شاکر بخارایی
جز به زلف تو ندارد
دل عاشق میلی
آه از این دل که به
صد بند نمیگیرد پند
#حافظ
باید زبان #سعدی را بوسید از برای چنین سخنانش:
مبخشای بر هر کجا ظالمیست
که رحمت بر او جور بر عالمیست
جهان سوز را کشته بهتر چراغ
یکی به در آتش که خلقی به داغ
هر آنکس که بر دزد رحمت کند
به بازوی خود کاروان میزند
جفا پیشگان را بده سر به باد
ستم بر ستمپیشه عدلست و داد
#سعـدی
در شرایط سخت موسیقی ستون اصلی خیمهی زندگیام بود….
#کیهان_کلهر اسطوره کمانچه در مصاحبه تصویری با دانشگاه پرینستون
.
شناخت این قوم، مشکلتر از شناخت حق است،
آن را به استدلال نتوان دانستن، اما آن قوم که ایشان را همچو خود میبینی به صورت و ظاهر،
ایشان را معنی دیگر دور از تصور تو و اندیشه تو...
#مقالات_شمس
.
.
مگذر ای یار و درین واقعه مگذار مرا
چون شدم صید تو بر گیر و نگهدار مرا
اگرم زار کشی میکش و بیزار مشو
زاریم بین و ازین بیش میازار مرا
چون در افتادهام از پای و ندارم سر خویش
دست من گیر و دل خسته بدست آر مرا
#خواجوی_کرمانی
.
به زخم کهنه شور از زخمهای تازه می افتد
خمارآلود از خمیازه در خمیازه می افتد
محیطی را حبابی چون تواند در گره بستن؟
نگنجد در نظر حسنی که بی اندازه می افتد
به دلتنگی قناعت کن که چون افتاد دل نازک
به شکر خنده ای چون غنچه از شیرازه می افتد
زخط و خال دل برداشتن دشواریی دارد
سیاهی بعد ایامی زداغ تازه می افتد
زما نتوان به خودداری نهفتن میکشیها را
به روی کار زود این بخیه از خمیازه می افتد
نه هر کس مصرعی موزون کند مشهور می گردد
زصد بلبل یکی صائب بلند آوازه می افتد
صائب_تبریزی
ای که همه نگاه من، خورده گره به روی تو
تا نرود نفس ز تن، پا نکشم ز کوی تو
گر چه به شعله میکشی، قلب مرا به عشوه ات
بر دو جهان نمی دهم، یک سر تار موی تو
مستی هر نگاه تو، به ز شراب و جام می
کی ز سرم برون شود، یک نفس آرزوی تو ...
در قفس خیال تو تکیه زنم به انتظار
تا که تو بشکنی قفس پر بکشم به سوی تو
کمال_جعفری_امامزاده
چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم
رخ زرین من منگر که پای آهنین دارم
بدان شه که مرا آورد کلی روی آوردم
وزان کو آفریدستم هزاران آفرین دارم
گهی خورشید را مانم گهی دریای گوهر را
درون عز فلک دارم برون ذل زمین دارم
درون خمره عالم چو زنبوری همیگردم
مبین تو نالهام تنها که خانه انگبین دارم
دلا گر طالب مایی برآ بر چرخ خضرایی
چنان قصری است حصن من که امن الؤمنین دارم
چه باهول است آن آبی که این چرخ است از او گردان
چو من دولاب آن آبم چنین شیرین حنین دارم
چو دیو و آدمی و جن همیبینی به فرمانم
نمیدانی سلیمانم که در خاتم نگین دارم
چرا پژمرده باشم من که بشکفتهست هر جزوم
چرا خربنده باشم من براقی زیر زین دارم
چرا از ماه وامانم نه عقرب کوفت بر پایم
چرا زین چاه برنایم چون من حبل متین دارم
کبوترخانهای کردم کبوترهای جانها را
بپر ای مرغ جان این سو که صد برج حصین دارم
شعاع آفتابم من اگر در خانهها گردم
عقیق و زر و یاقوتم ولادت ز آب و طین دارم
تو هر گوهر که می بینی بجو دری دگر در روی
که هر ذره همیگوید که در باطن دفین دارم
تو را هر گوهری گوید مشو قانع به حسن من
که از شمع ضمیر است آن که نوری در جبین دارم
خمش کردم که آن هوشی که دریابد نداری تو
مجنبان گوش و مفریبان که چشمی هوش بین دارم
#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
.
من همان روز که روی تو بدیدم گفتم
هیچ شک نیست که از روی چنین ناز آید
هر چه در صورت عقل آید و در وهم و قیاس
آن که محبوب من است از همه ممتاز آید
#حضرت_سعدی
.
من اسیرم ، عاشقم عاشق تر از افسانه ها
با خیال روی تو من ماندم و ویرانه ها
سر خوش هستم من اگر با من بمانی تا ابد
گر نمانی وایِ من از طعنۀ بیگانه ها...
#مولانا