1351
ساقیا باده بیاور که برانیم همه که بجز عشق تو از خویش برانیم همه #مولانا https://t.me/goolfs
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است
اکسیر من نه این که مرا شعر تازه نیست
من از تو مینویسم و این کیمیا کم است
سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست
درشعر من حقیقت یک ماجرا کم است
تا این غزل شبیه غزلهای من شود
چیزی شبیه عطر حضور شما کم است
گاهی تو را کنار خود احساس میکنم
اما چقدر دل خوشی خوابها کم است
خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است؟
#محمدعلی_بهمنی
خموش و گوشه نشینم
مگر نگاه توأم
لطیف و دور گریزی
مگر خیال منی
چو آرزو به دلم خفته ای
همیشه و حیف
که آرزوی فریبندهٔ محال منی
#سیمین_بهبهانی
.
در عشق باش مست که عشقست هر چه هست
بی کار و بار عشق بر دوست بار نیست
گویند عشق چیست بگو ترک اختیار
هر کو ز اختیار نرست اختیار نیست
عاشق شهنشهیست دو عالم بر او نثار
هیچ التفات شاه به سوی نثار نیست
✨️عشقست و عاشقست که باقیست تا ابد
دل بر جز این منه که به جز مستعار نیست✨️
✨️اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمام✨️
چون روی آینه که به نقش و نگار نیست
چون ساده شد ز نقش همه نقشها در اوست
آن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیست
گویم چه یابد او؟ نه، نگویم، خَمُش به است
تا دلستان نگوید کو رازدار نیست
#حضرت_عشق_مولانا
اي خسرو خوبان نظري سوي گدا کن
رحمي به من سوخته ي بي سر و پا کن
در دل درويش و تمـــــــــناي نگاهــــي
زان چشم سيه مست به يک غمزه دوا کن
شمع و گل و پروانه و بلبل همه جمعند
اي دوست بيا رحم به تنهـــــــايي ما کن
با دلشدگان جور و جفا تا به کـــــي آخر
آهنگ وفا ترک جفـــــــــا بهـــر خدا کن
مشنو سخــــــــــن دشمن بدگوي خدا را
با حافظ مسکين خود اي دوست وفا کن
حضرت حافظ
.
روزتون شاد وپر انرژی
آهنگ بلوچی تقدیم دوستان
چو شادی بکاهی، بکاهد روان؛
. خـرد گردد اندرمیان ناتـوان!
. #فردوسی
گفتم این گوش تو خفته زیر زبان
حرف ناگفته را از خفا میکشد
گفت از آن پیشتر این مشام نهان
بوی اندیشه را در هوا میکشد
هوشنگ_ابتهاج
اگر عالمی منکر ما شود
غمی نیست ما را که ما را توی
مرو زیر و ما را ز بالا مگیر
به پستی بمنشین که بالا توی
مولانا
اگه گنج نهان درون رو پیدا نکنی مصرف و دساوردهات مسکن موقتی هستند و خوشحالیت زود گذره......
Читать полностью…
صد جفا میبینم و بر خود گوارا میکنم
برنمی آیم، چه سازم با وفای خویشتن
بخت اگر در نارسایی ها رسا افتاده است
نیستم نومید از آه رسای خویشتن
این چُنین زیر و زبر عالم نمیماند مدام
مینشاند چرخ هر کس را به جای خویشتن
#صائب_تبریزی
غافل ز سیر عالم انوار مانده ای
در عقده بزرگی دستار مانده ای
گم کرده ای چو شعله ره بازگشت خویش
در زیر دست و پای خس و خار مانده ای
شبنم به آفتاب رسانید خویش را
در دام رنگ و بو چه گرفتار مانده ای
#صائب_تبريزى
🍃🍂
ای در سر زلف تو پریشانیها
واندر لب لعلت شکرافشانیها
گفتی ز فراق ما پشیمان گشتی
ای جان چه پشیمان که پشیمانیها
~ مولانای_جان
.
دریاب که
ایام گـل و صبح جوانی
چون برق کند
جلوه و چون باد گریزد
شادی کـن اگر
طالب آسایش خویشی
آسودگی از خاطر ناشاد گریزد ...
#رهی_معیری
دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم
نقشی به یاد خط تو بر آب میزدم
ابروی یار در نظر و خرقه سوخته
جامی به یاد گوشه محراب میزدم
هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجست
بازش ز طره تو به مضراب میزدم
روی نگار در نظرم جلوه مینمود
وز دور بوسه بر رخ مهتاب میزدم
چشمم به روی ساقی و گوشم به قول چنگ
فالی به چشم و گوش در این باب میزدم
نقش خیال روی تو تا وقت صبحدم
بر کارگاه دیده بیخواب میزدم
ساقی به صوت این غزلم کاسه میگرفت
میگفتم این سرود و می ناب میزدم
خوش بود وقت حافظ و فال مراد و کام
بر نام عمر و دولت احباب میزدم
#حضرت_حافظ 🍂🍃┄
.
من ساڪن ڪوی تو...
شدم حضرت دلبر...
خوش تر ز چنین...
جای جهان نباشد به جهانم...
#امیر_عباس_خالق_وردی
آن چه او ریخت به پیمانه ی ما نوشیدیم
اگر از خمر بهشت است و گر باده ی مست
#حافظ
.
ستاره سحر عشق چشم بیدارست
غبار لشکر غم ناله شرربارست
دلی که نیست در او شور عشق، ناقوس است
رگی که نیست در او پیچ تاب، زنارست
قدم ز دایره خود برون منه صائب
که حصن عافیت نقطه خط پرگارست
#صائب_تبریزی
هیچ در عمقِ دو چشمِ خامُشم
رازِ این دیوانگی را خوندهای؟
هیچ میدانی
که من در قلبِ خویش
نقشی از عشقِ تو پنهان داشتم...؟
هیچ میدانی
کَز این عشقِ نهان
آتشی سوزنده بر جان داشتم؟
#فروغ_فرخزاد
.
در دلِ بیخبران جز غم عالم غم نیست
در غم عشق تو ما را خبر از عالم نیست
خاک آدم که سرشتند غرض عشق تو بود
هر که خاکِ رهِ عشق تو نشد آدم نیست
از جنونِ من و حُسنِ تو سخن بسیار است
قصّهٔ ما و تو از لیلی و مجنون کم نیست
گر طبیبان ز پیِ داغِ تو مرهم سازند
کی گذاریم؟ که آن داغ، کم از مرهم نیست
بس که سودای تو دارم غم خود نیست مرا
گر ازین پیش غمی بود کنون آن هم نیست
من که امروز هلاکِ دمِ جانبخشِ توام
دمِ عیسی چه کنم؟ چون دمِ او این دم نیست
غنچهٔ خرّمی از خاک ِ هلالی مَطَلب
که سرِ روضهٔ او جای دل خرّم نیست
#هلالی_جغتایی
همچو فرهاد بود كوه كني پيشه ما
كوه ما سينه ما ، ناخن ما، تيشه ما
بهر يك جرعه مي ، منت ساقي نكشيم
اشك ما ، باده ما ، ديده ما ، شيشه ما
ماه من ، شاه من ،
بیا دمی به برم
بيا اي تاج سرم
دل به يار بي وفاي خويشتن
دادم و ديدم سزاي خويشتن
زخم فرهادو من از يك تيشه بود
او به سر زد ، من به پاي خويشتن
هرکه ننشیند به جای خویشتن
افتد و بیند حبیبم سزای خویشتن
اگر دل مي بري جانا، روا باشد كه دلداري
ميان دلبران الحق ، به دل داری سزاواري
دلا ديشب چه ميكردي تو در كوي حبيب من
الهي خون شوي اي دل ، تو هم گشتي رقيب من
ادیب نیشابوری
.
هیچ قلبی نیست
که در پی آرزوهایش باشد
ولی رنج نبرد
#پائولو کوئیلو ( کیمیا گر)
مقصد اهل نظر خاک در تست، بلی
چون تو مقصود شوی کوی تو مقصد باشد
موی ژولیده من بین و وفا کن، ور نه
سبزه بینی که مرا بر سر مرقد باشد
#هلالی_جغتایی
آگاهی ، همون رنجیه که به گنج درونت میرسه.........لازمه آن اقدامات عملی موثر هست
Читать полностью…
تکنیک استاد معبد شائولین برای رهایی از نشخارهای ذهنی حاکم بر ما
Читать полностью…
ای فصل با باران ما بر ریز بر یاران ما
چون اشک غمخواران ما در هجر دلداران ما
ای چشم ابر این اشکها میریز همچون مشکها
زیرا که داری رشکها بر ماه رخساران ما
بر خاک و دشت بینوا گوهرفشان کرد آسمان
زین بینوایی میکشند از عشق طراران ما
#مولانا
من آغلارکَن گولویورسون نَدن؟💔😔
گوز یاشیمی سیلمیورسون نَدن؟
تو را صد خوبی و بر هر یکی صد دیده حیرانت
مرا یک جان و میخواهم شوم صد بار قربانت
#اهلی_شیرازی
🍃🌺🍂
هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
یاد تو میرفت و ما عاشق و بیدل بُدیم
پرده برانداختی، کار به اتمام رفت
ماه نتابد به روز، چیست که در خانه تافت؟
سرو نروید به بام، کیست که بر بام رفت؟
مشعلهای برفروخت پرتو خورشید عشق
خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
حاصل عمر آن دمست باقیِ ایام رفت
ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان
راه به جایی نَبُرد هر که به اَقدام رفت
#سعدی
در نگاه من بهارانی هنوز
پاک تر از چشمه سارانی هنوز
روشنایی بخش چـشم آرزو
خنده صبح بهارانی هنوز
در مشام جان به دشت یادها
یاد صبح و بوی بارانی هنوز
~ شفیعی کدکنی
نشد از یاد برم خاطرهی دوری را
گرچه امروز رسیدیم به هم، دلتنگم....
#فاضل_نظری🍃
.
خوش آن ساعت که یار از در در آیو
شو هجرون و روز غم سر آیو
ز دل بیرون کنم جون را به صد شوق
همین واجم که جایش دلبر آیو
#باباطاهر
#استادشجریان