goolfs | Unsorted

Telegram-канал goolfs - گلها

1351

ساقیا باده بیاور که برانیم همه که بجز عشق تو از خویش برانیم همه #مولانا https://t.me/goolfs

Subscribe to a channel

گلها

در گوش هــر آنکه این صدا بنشیند

مشکل که در ایـن طلب ز پا بنشیند

از بـــوی گلی مرغ دلم از جا شد

اکنــون حیــــرانست کجا بنشیند

رضی_الدین_آرتیمانی

Читать полностью…

گلها

ترانه جدید
گل های باران خورده

از علیرضا قربانی

Читать полностью…

گلها

.
زندگی کردن آنگونه که دوست دارید خودخواهی نیست،خودخواهی آن است که از دیگران بخواهید آن گونه که شما دوست دارید زندگی کنند.

#اسکاروایلد

Читать полностью…

گلها

از شرح دیوان، حکماء گفته اند: هر چه موجود است، خیر محض است یا خیر او غالب است بر شر او. و ترک خیر کثیر برای شر قلیل، شر کثیر است.

گاه باشد که انگشت مارگزیده باید برید تا باقی اعضا سالم ماند، و در این صورت سلامت مراد است و مرضی - و قطع انگشت مراد است و غیر مرضی. و اگر گوئیم شر قلیل برای خیر کثیر، خیر کثیر است هم راست باشد.

در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست
بر صراط المستقیم ای دل کسی گمراه نیست

و تحقیق مقام آنکه خدای حکیم است، پس میداند که احسن نظام و اصلح اوضاع در آفریدن عالم چیست. و قادر است، پس میتواند که بر طبق علم خود عالم را خلق کند. و فیاض مطلق است، و هیچ بخل در او نیست.

کشکول شیخ بهایی

Читать полностью…

گلها

در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است
خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی ..

• آواز : محمدرضا شجریان

Читать полностью…

گلها

شیخ ما بود در حرم محرم
قطب وقت و یگانهٔ عالم

از دمش زنده می شدی مرده
نفسش همچو عیسی مریم

به صفات قدیم حق موصوف
هفت دریا به نزد او شبنم

شرح اسما به ذوق خوش خوانده
عارف اسم اعظم آن اعظم

بود سلطان اولیای زمان
بود روح القدس ورا همدم

سینه اش بود مخزن اسرار
در دلش بود گنج حق مدغم

نعمت الله مرید حضرت اوست
شیخ عبدالله است او فافهم


شاه_نعمت_الله_ولی

Читать полностью…

گلها

حق تعالی اگرچه وعده داده است که جزاهای نیک و بد در قیامت خواهد بودن،اما اگر مردمان دیده ی عبرت بگشایند، هر نفس، نشان رستاخیز بر ایشان روی نماید.
اگر آدمی را شادی ای در دل می آید،
جزای آن است که کسی را شاد کرده است و اگر غمگین می شود،کسی را غمگین کرده است.

این ارمغان های آن عالم است و نمودار روز جزاست، تا بدین اندک آن بسیار را فهم کنند.!!

فیه_ما_فیه

Читать полностью…

گلها

در خور حمد و ثنا بار خدایی است کریم
که زخوان کَرَمش بهره بَرد دیو رجیم

نیک و بد را ننمود از در احسان محروم
سلطنت داد به فرعون و نبوت به کلیم

آیت بخشش او نقد روان است و خرد
چشم بیننده و گوش شنوا قلب سلیم

احد است و صمد و لم یلد و لم یولد
حاکم منتقم و عادل و علّام و حکیم

#محیط_قمی

Читать полностью…

گلها

به‌رغم مدرک دانشگاهی
و چهار کتاب
و صدها مقاله
هم‌چنان در خواندن اشتباه می‌کنم
تو برایم «صبح به‌خیر» می‌نویسی
و من
«دوست‌ات دارم» می‌خوانمش

#محمود_درویش
برگردان: #احمد_دریس

محمود درویش (زادهٔ ۱۳ مارس ۱۹۴۱ – ۹ اوت ۲۰۰۸) شاعر و نویسنده فلسطینی بود. او بیش از سی دفتر شعر منتشر کرد و شعرهای او که بیشتر به مسئله فلسطین مربوط می‌شد در بین خوانندگان عرب و غیر عرب شهرت و محبوبیت داشت. برخی از شعرهای او به فارسی ترجمه و منتشر شده است.

Читать полностью…

گلها

بند کفش‌ها را محکم بسته‌ام و با همه هوش و حواسم می‌روم، تا یاد بگیرم و یاد بدهم...
بی‌هیچ چشم‌داشتی از کسی!
مردان همه برادرانم، زن‌ها همه خواهرانم
و پیرترها مادران و نیاکان با اعتمادم، 
و کوچک‌ترها بزرگان فرداهای روشن وطنم ایران! 
ایرانی که از همه به خدا نزدیکتر است...
ایران تهمینه و اوستا 
و وفادارترین یاران همیشگی عدالت و ایثار... 
در هر هیئت و ساکن در هر جغرافیایی...

#حسین_پناهی
#سالهاست‌که‌مرده‌ام

Читать полностью…

گلها

يكى از راههاى خداشناسى مولانا و بعضى از عرفا، اثبات خدا از نفى غيرخدا هست. در اين شيوه برخلاف شيوه سابق كه سلب الصفات بود، اثبات همه صفات و انحصار آن در خدا نقش اساسى دارد. مسأله فناء عرفانى كه در جاى جاى عرفان و ادبيات اسلامى مطرح است، بيانگر اين حقيقت است كه همه هيچ‌اند و جز او هيچ نيست.

استخوان و باد روپوش است و بس
  در دو عالم غير يزدان نيست كس

نفى غير و اثبات حضرت حق، نفى موجود نيست بلكه نفى موجوديت استقلالى هست.

نمى‌خواهند بگويند، آسمان و زمين، انسان و حيوان، ملك و فلك و... نيستند، بلكه مى‌گويند:
همه اينها هستند ولى هستيشان متعلق به خدا بوده و عاريتى است. تنها اوست كه هستى‌اش ذاتى و استقلالى و حقيقى است.

هيچ موجودى در موجوديت‌اش با او شريك نيست. تنها او، وَحْدَهُ‌ لاشَريكَ‌ لَه - است غير او دست سؤال و تمنا و فقرشان به سوى او دراز است. جز او بى‌نيازى وجود ندارد كه:

اَنْتُمُ‌ الْفُقَراءُ الَى اللّهِ‌ وَاللّهُ‌ هُوَ الْغَنِىُّ‌ الْحَميد.
همۀ شما نيازمندان به خدائيد. تنها خداست كه غنى ستوده است.

آن گروهى كز فقيرى بى‌سرند
  صد جهت ز آن مردگان فانى‌ترند

  مرده از يك روست فانى در گزند
صوفيان از صد جهت فانى شدند

  مرگ يك قتل است و اين سيصدهزار
هر يكى را خونبها انبارها

انسان موحد كسى است كه به مقام فنا برسد. معراج واقعى درك اين نيستى و اسناد هستى مطلق به حضرت بارى‌تعالى است. 

هیچ کس را تا نگردد او فنا
نیست ره در بارگاه کبریا

چیست معراج فلک این نیستی
عاشقان را مذهب و دین نیستی


مولوى يكى از اسرار اناالحق گوئى حلاج را فناى او مى‌داند. از نظر وى حلاج چون خود را فانى در حق ديده و جز حق چيزى نمى‌ديد، از اينرو مى‌گفت: در من جز او نيست و او حق محض است. پس من نيز حقم. اين من، من اوئى است نه من خودى. چون منيّت فردى فنا شده و بعد از فناء خود، جز خدا چيزى باقى نمى‌ماند.

چون انا الحق گفت شیخ و پیش برد
پس گلوی جمله کوران را فشرد

چون انای بنده لا شد از وجود
پس چه ماند تو بیندیش ای جحود

گر ترا چشمیست بگشا در نگر
بعد لا آخر چه می‌ماند دگر

خدا و انسان در مثنوی

Читать полностью…

گلها

مدیران بزرگوار لطفا
9 تا 22
NO post 🔰

Читать полностью…

گلها

همه شب راه دلم
بر خم گیسوی تو بود

آه از این راه که
باریکتر از موی تو بود!


 #فروغی_بسطامی

‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌ ‌╲\╭┓
╭🧡♡᭄
┗╯\╲

Читать полностью…

گلها

بندهٔ سید سرمستانیم
همه عالم به جوی نستانیم

نقطه ای در الفی می یابیم
در کتبخانه کتب می خوانیم

باطنا گنج فراوان داریم
ظاهراً گرچه بسی ویرانیم

دُرد دردش به دوا می جوئیم
دردمندانه پی درمانیم

از در شاه گدائی کردیم
لاجرم در دو جهان سلطانیم

آنکه گویند و همانش خوانند
گر تو آن می طلبی ما آنیم

نعمت الله به همه بنمودیم
سر پیدا و نهان می دانیم

حضرت شاه نعمت‌الله ولی

Читать полностью…

گلها

غافل مباش ار عاقلی دریاب اگر صاحب دلی

باشد که نتوان یافتن دیگر چنین ایام را

جایی که سرو بوستان با پای چوبین می‌چمد

ما نیز در رقص آوریم آن سرو سیم اندام را

#حضرت_سعدی

Читать полностью…

گلها

خدای‌دان باشيد!
و اگر خدای‌دان نه‌ايد،
خوددان نیز مباشيد
از برای آن که چون خوددان نباشيد
خدای‌دان باشيد

خدای‌بين باشيد!
و اگر خدای‌بين نباشید،
خودبين مباشيد
از برای آن که اگر خودبين نباشيد
خدای‌بين باشيد.

خدای باشيد!
و اگر خدای نباشيد،
خود مباشيد!
که اگر خود نباشيد،
خدای باشيد




#نفحات_الانس
#جامی

Читать полностью…

گلها

کاملا طبیعیه بعضی روزها حس خوبی نداشته باشیم

Читать полностью…

گلها

همه غرقیم و سرگردان درین دریای بی پایان
ولیکن هر یکی از ما نکو دُردانه ای داریم

چنین جائی که ما داریم به نزد او چه خواهد بود
برای شمع عشق او عجب پروانه ای داریم


#شاه_نعمت_الله_ولی

Читать полностью…

گلها

جانی و جهانی و جهان با تو خوش است
ور زخم زنی زخم سنان با تو خوش است

خود معدن کیمیاست خاک از کف تو
هرچند که ناخوشست آن با تو خوش است


#حضرت_مولانا

Читать полностью…

گلها

نردیست جهان که بردنش باختنست
نـــرّادی او به نقش کم ساختنست

دنیـــا به مثــل چو کعبتین نردست
بـــرداشتنش بـــــرای انداختنست

ابوسعید_ابوالخیر

Читать полностью…

گلها

وجودی دارم از مهـــــرت گدازان
وجودم رفت و مهــــرت همچنان هست

مبر ظن کز سرم ســــودای عشقت
رود تا بر زمینم استخـــــوان هست

حضرت_سعـــدی

Читать полностью…

گلها

اسماء الحسنی

حَکیم

«حکیم»، از صفات خداوند است و اطلاق آن بر پروردگار به دلیل علم او به حقایق اشیا و پدیدآوردن آنها در کمال استوارى است.
حکیم را به معنای «عالم»، «مدبّر» و «دارای افعال و اعمال مُتقَن» دانسته‌اند.

اگر حکیم به معنای عالِم باشد، با نام دیگر، خداوند یعنی عالِم، اشتراک معنایی می‌یابد و اگر به‌معنای دارای افعال و اعمال متقن (مُحکِم) باشد، معنای آن با فعلی که به اتقان وصف شده است مرتبط می‌شود.
علاوه بر این، حکیم به معنای حاکم و قاضی نیز دانسته شده است.

از نظر کلامی، اگر حکیم به‌ معنای عالِم گرفته شود، از صفات ذات محسوب می‌شود و اگر درباره افعال و اعمال خدا باشد به این معنی که افعال و اعمال وی متقن و از روی حکمت است، از صفات فعل وی به شمار می‌آید.

حکیم مشتق از "حکم" که در اصل به معنای منع و بازداشتن است برای اصلاح؛ حکمت نیز به حق رسیدن با علم و عقل است.

Читать полностью…

گلها

سوغاتی
#هایده
آهنگ ساز: #محمد_حیدری
ترانه سرا: #اردلان_سرفراز
تنظیم کننده: #ناصر_چشم_آذر
درمایه ی بیات اصفهان
ضبط: سال ۱۳۵۵
آلبوم خداحافظ

Читать полностью…

گلها

دل در طلب خندهٔ شیرین تو خون شد
جان در طمع لعل شکرخای تو افتاد

یک طایفه هر صبح به امید تو برخاست
یک سلسله هر شام به سودای تو افتاد


#فروغی_بسطامی

Читать полностью…

گلها

هوشم به نگاهی برد، جانانه چنین باید
یک جرعه خرابم کرد، پیمانه چنین باید

تا کرد بنا عشقت، افسانه‌ی هجران را
در خواب فنا رفتم، افسانه چنین باید

می‌بینم و می‌جویم، می‌چینم و می‌ریزم
می‌خندم و می‌گریم، دیوانه چنین باید


#عرفی_شیرازی

Читать полностью…

گلها

💎🔮🔮🔮🔮🔮🔮💎
🎆🧬🎊🎈کلی کانال بینظیر و کمیاب پراز آهنگ📌💞🔊 ‌،متن،گیف🧸🎸🎭،شعر،فانتزی،علمی،فرهنگی،هنری،...!!!!🎻☔️💥☄

࿐⊰💌 𝐋𝐈𝐍𝐊 💌⊱࿐‌‌‌‌‌‌
•┈┈┈┈┅━┈🫟🪁┈━┅┈┈┈┈•

/channel/addlist/TKlxJJ1k_QpjMWZk



مدیریت تبادلات🔥💫❤️
#ناب
بدو سریع دکمه ها رو بزن و لذت ببر قشنگم😍😍👇👇

Читать полностью…

گلها

اگر جناب بسطامی فرمودند :

همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بود ،


بنده عرض می‌کنم :

همه #عمر ، راه دلم بر خم گیسوی تو بود ،

Читать полностью…

گلها

تقدیم با عشق :

در داستانِ زیر عطار حکایت می‌کند که روزی جبرئیل بر سِدره ( سدره درخت کُنار است بالای آسمانِ هفتم که منتهای اعمالِ مردم است و آن را سدرةالمنتهی گویند و حد رسیدن جبرئیل همانجا است ) نشسته بود که خطابی از حق بر خود شنید که می‌گفت : بنده‌ای در حالِ خواندنِ من است اما او را نمی‌شناسم . فقط همین اندازه معلوم است که یک بندهٔ عالی‌مقام است که نفسش مُرده است و دلش زنده و بیدار ، جبرئیل خواست تا آن بنده را بشناسد ، پس همه جا را در زمین و دریا و هفت آسمان گشت و او را نیافت . پس رو ، به حق کرد و از او خواست تا جای آن بندهٔ عالی‌مقام را به او بنماید . خدا به او فرمود که : به سوی روم برو ، او را در دیری خواهی یافت . جبرئیل به روم رفت و آن مرد را در دیری یافت که در مقابلِ بُتی نشسته و زارزار می‌گرید . پس به سوی خدا باز آمد و از او پرسید که : رازِ این را بر من بگشای . چگونه تو خطابِ مردی که در برابرِ بُتی نشسته است و پرستش می‌کند را لبیک می‌گویی؟ حق پاسخ داد که : آن مرد به دلیلِ بودنِ حجاب بر دلش است که نادان است و در ظاهر راه را اشتباه رفته ، و من چون بر ناآگاهیِ ظاهریِ او آگاهم ، راه را بر او نمی‌بندم و او را بر درگاهِ خود راه می‌دهم . من چون بر نیّتِ پاکش آگاهم ، اکنون آن حجاب را از دلش برمی‌دارم تا جانش روشن‌بین گردد و حقیقت را ببیند و جای بُت ، من را خطاب کند . تا تو نیز بدانی آنچه نزدِ ما ملت و مذهبِ حقیقی است از رنگ و نشان و علت خالی است . اگر هیچ چیزی (منظور عبادات و زهد و هر آنچه هست که نشانه‌های دینداری محسوب می‌شود) در چنته‌اَت برای عرضه به درگاهِ الهی نداری ، نگران نباش ، که حق تعالی خریدارِ همان هیچِ تو است .


#حکایت_مرد_بت‌پرستی_که_بت_را_خطاب_می‌کرد_و_خدا_خطابش_را_لبیک_گفت :



یک شبی ، روح‌الامین در سِدره بود ،

بانگِ لبیکی ، ز حضرت می‌شنود ،



بنده‌ای ، گفت این زمان می‌خوانَدَش ،

می‌ندانم ، تا کسی می‌دانَدَش ،



این قَدَر دانم ، که عالی‌بنده‌ایست ،

نفسِ او مُرده‌است ، او دل‌زنده‌ایست ،



خواست تا بشناسد او را ، آن زمان ،

زو نگشت آگاه ، در هفت آسمان ،



در زمین گردید و ، در دریا بگشت ،

بارِ دیگر گِردِ عالَم‌در ، بگشت ،



هم ندید آن بنده را ، گفت : ای خدای ،

سویِ او ، آخِر مرا راهی نمای ،



حق تعالی گفت : عزمِ روم کن ،

در میانِ دیر شو ، معلوم کن ،



رفت جبریل و ، بدیدش آشکار ،

کآن زمان ، می‌خواند بُت را ، زارزار ،



جبرئیل آمد از آن حالت بجوش ،

سویِ حضرت ، بازآمد در خروش ،



پس زبان بگشاد ، گفت : ای بی‌نیاز ،

پرده کن در پیشِ من ، زین راز ، باز ،



آن‌که در دیری کند بُت را خطاب ،

تو ، به لطفِ خود دهی او را جواب؟ ،



حق تعالی گفت : هست او دل‌سیاه ،

می‌نداند ،،، زان ، غلط کرده‌ست راه ،



گر ، ز غفلت ، رَه غلط کرد آن سقط ،

من چو می‌دانم ، نکردم رَه غلط ،



هم ، کنون راهش دِهم تا پیشگاه ،

لطفِ ما ، خواهد شد او را عذرخواه ،



این بگفت و راهِ جانش برگشاد ،

در خدا گفتن ،،، زبانش برگشاد ،



تا بدانی تو ، که این آن ملّت است ،

کآنچه اینجا می‌رود ، بی‌علّت است ،



گر برین درگه نداری هیچ ، تو ،

هیچ نیست افکنده ، کمتر پیچ ، تو ،



نه همه زهدِ مسلَّم می‌خَرَند ،

هیچ ، بر درگاهِ او ، هم می‌خَرَند ،



بنابراین فقط دلِ پاک است که در درگاهِ حق خریدار دارد و اگر انسان هیچ نداشته باشد مگر دلی پاک و سوخته از عشقِ حق ، همان برای ورود به بارگاهِ الهی کافی است :

#حکایت_صوفی_و_انگبین‌فروش



صوفیی می‌رفت در بغداد ، زود ،

در میانِ راه ، آوازی شنود ،



کآن‌یکی گفت : انگبین دارم بسی ،

می‌فروشم سخت ارزان ،،، کو کسی؟ ،



شیخِ صوفی گفت : ای مردِ صبور ،

می‌دهی هیچی به هیچی؟ ،،، گفت : دور ،
#دور = دور شو



تو مگر دیوانه‌ای ای بوالهوس؟ ،

کس ، به هیچی ،،، کِی دهد چیزی به کس؟ ،



هاتفی گفتش : که‌ای صوفی درآی ،

یک دکان زینجا که هستی ، برترآی ،



تا ، به هیچی ،،، ما همه چیزت دهیم ،

ور دگر خواهی ، بسی نیزت دهیم ،



هست رحمت ، آفتابی تافته ،

جملهٔ ذرات را ، دریافته ،




#شیخ_عطار_نیشابوری

Читать полностью…

گلها

کجا باشد دورویان را میانِ عاشقان جایی؟
که با صد رو طمع دارد ز روزِ عشق فردایی

طمع دارند و نَبْوَدشان، که شاهِ جان کند ردْشان
ز آهن سازد او سدشان، چو ذوالقَرنین‌آسایی

دورویی با چنان رویی، پلیدی در چنان جویی
چه گُنجد پیشِ صدّیقان؟ نفاقی کارفرمایی

که بیخِ بیشۀ جان را، همه رگ‌هایِ شیران را
بداند یک‌به‌یک آن را، به‌دیده‌یْ نوراَفزایی

بداند عاقبت‌ها را، فرستد راتِبَت‌ها را
ببخشد عافیت‌ها را، به هر صدّیق و یکتایی

براندازد نقابی را، نماید آفتابی را
دهد نوری خرابی را، کنَد او تازه اِنشایی

اگر این شه دورو باشد، نه آنَش خُلق‌‌وخو باشد
برای جست‌وجو باشد، ز فکرِ نفْسِ کژپایی

دوروییْ اوست بی‌کینه، ازیرا اوست آیینه
ز عکسِ تو در آن سینه نماید کین و بَدرایی

مزن پهلو به آن نوری، که مانی تا ابد کوری
تو با شیران مکن زوری، که روباهی به سودایی

که با شیران مِری کردن، سگان را بشکند گَردن
نه مکری مانَد و نی فن، نه دورویی، نه صدتایی

دیوان شمس

Читать полностью…

گلها

درویش را احتراز می باید کردن و لقمه ی هرکسی را نباید خوردن، که درویش لطیف است، در او اثر می کند چیزها و بر او ظاهر می شود.

همچنانکه در جامه ی پاک سپید، اندکی سیاهی ظاهر می شود.
اما بر جامه ی سیاه که چندین سال از چرک سیاه شده و رنگ سپیدی از او گردیده، اگر هزار گونه چرک و چربی بچکد، بر خلق و بر او ظاهر نگردد.

پس چون چنین است، درویش را لقمه ی ظالمان و حرام خواران و جسمانیان نباید خوردن. که در درویش، لقمه ی آن کس اثر کند، و اندیشه های فاسد آن از تأثیر آن لقمه ی بیگانه ظاهر شود...

فیه ما فیه

Читать полностью…
Subscribe to a channel