1351
ساقیا باده بیاور که برانیم همه که بجز عشق تو از خویش برانیم همه #مولانا https://t.me/goolfs
🌻🍂
مرا عشق نگارینم چو آتش در جگر بندد
به مژگان در همی دانم مرا عقد درر بندد
بیاید هر شبی هجران به بالینم فرو کوبد
بدان آید همی هر شب که چشمم بر سهر بندد
به یارم گفت وی را من که خواب من نبد ای جان
یقین دانم که گر گویم به رغم من تبر بندد
سحرگه صعبتر باشد مرا هجران آن دلبر
که جادو بندهای سخت در وقت سحر بندد
همی دانم من ای دلبر که هستم من غریب ایدر
ببینی محملم فردا شتربان بر شتر بندد
✍سنایی
📙دیوان اشعار
📖غزلیات
📜 غزل شمارهٔ ۹۴
🌻🍂
درودها ،
روزتــــــــــــون به فروغمهـرو
فـروه لبخند ،آراسته باد به هر پـــگاه
و هرلحظه
شاد باشی
💫🕊
درآ که در دلِ خسته توان درآید باز
بیا که در تنِ مُرده رَوان درآید باز
بیا که فُرقَتِ تو چشمِ من چُنان در بست
که فتحِ بابِ وصالت مگر گشاید باز
غمی که چون سپهِ زنگ، مُلکِ دل بگرفت
ز خیلِ شادیِ رومِ رُخَت زُدایَد باز
به پیشِ آینهٔ دل هر آن چه میدارم
بجز خیالِ جمالت نمینماید باز
بدان مَثَل که شب آبستن است روز از تو
ستاره میشِمُرَم تا که شب چه زاید باز
بیا که بلبلِ مطبوعِ خاطرِ حافظ
به بویِ گُلبَنِ وصلِ تو میسُراید باز
#حافظ
هزار دیده به روی تو ناظرند و تو خود
نظر به روی کسی بر نمیکنی از ناز
اگر بسوزدت، ای دل، ز درد ناله مکن
دم از محبت او میزنی، بسوز و بساز
#اوحدی_مراغهای
جز عشق نبود هیچ دمساز مرا
نی اول و نی آخر و آغاز مرا
جان میدهد از درونه آواز مرا
کی کاهل راه #عشق درباز مرا
#مولانا
آتش به جگر زان رخ افروخته دارم
وین گریهٔ تلخ از جگرسوخته دارم
گفتی تو چه اندوختهای ز آتش دوری
این داغ که بر جان غم اندوخته دارم
انداختهام صید مراد از نظر خویش
یعنی صفت باز نظر دوخته دارم
در دام غمت تازه فتادم نگهم دار
من عادت مرغان نو آموخته دارم
وحشی به دل این آتش سوزنده چو فانوس
از پرتو آن شمع بر افروخته دارم
# وحشی بافقی
جان فدای گوشهٔ آن چشم مخمورانه باد
کز قفای هر نگاهش ناز محبوبانه ایست
بادهای کاین هفت خم در خود نیابد ظرف آن
پیش دست ساقی ما در ته پیمانه ایست
داستان محتشم بشنو دم از مجنون مزن
کاین حدیث تازه است و آن کهن افسانه ایست
محتشم کاشانی
درآ که در دلِ خسته توان درآید باز
بیا که در تنِ مُرده رَوان درآید باز
بیا که فُرقَتِ تو چشمِ من چُنان در بست
که فتحِ بابِ وصالت مگر گشاید باز
غمی که چون سپهِ زنگ، مُلکِ دل بگرفت
ز خیلِ شادیِ رومِ رُخَت زُدایَد باز
به پیشِ آینهٔ دل هر آن چه میدارم
بجز خیالِ جمالت نمینماید باز
بدان مَثَل که شب آبستن است روز از تو
ستاره میشِمُرَم تا که شب چه زاید باز
بیا که بلبلِ مطبوعِ خاطرِ حافظ
به بویِ گُلبَنِ وصلِ تو میسُراید باز
#حافظ
موجیم و وصل ما از خود بریدن است
ساحل بهانهایست رفتن رسیدن است
تا شعله در سریم، پروانه اخگریم
شمعیم و اشک ما در خود چکیدن است
ما مرغ بی پریم، از فوج دیگریم
پرواز بال ما در خون تپیدن است
پر میکشیم و بال، بر پردهی خیال
اعجاز ذوق ما در پر کشیدن است
ما هیچ نیستیم جز سایه ای ز خویش
آیینِ آینه خود را ندیدن است
گفتی مرا بخوان، خواندیم و خامُشی
پاسخ همین تو را تنها شنیدن است
بیدرد و بیغم است چیدن رسیده را
خامیم و درد ما از کال چیدن است ...!
#قیصر_امین_پور
❣️🌿
خوشا دردی که درمانش تو باشی
خوشا راهی که پایانش تو باشی
خوشا آن دل که دلدارش تو باشی
خوشا جانی که جانانش تو باشی
خوشی و خرمی و کامرانی
کسی دارد که خواهانش تو باشی
چه خوش باشد دل امیدواری
که امید دل و جانش تو باشی
❣️🌿
#عراقی
خزان_دیده
با منِ بی کسِ تنها شده یارا تو بمان
همه رفتند از این خانه خدا را تو بمان
من بی برگ خزان دیده دگر رفتنی ام
تو همه بار و بری ، تازه بهارا تو بمان
داغ و درد است همه نقش و نگار دل من
بنگر این نقشِ به خون شسته ، نگارا تو بمان
زین بیابان گذری نیست سواران را لیک
دل ما خوش به فریبی است غبارا تو بمان
هر دم از حلقه ی عشاق پریشانی رفت
به سرِ زلف بتان سلسله دارا تو بمان
شهریارا تو بمان بر سر این خیلِ یتیم
پدرا ، یارا ، اندوهگسارا تو بمان
سایه در پای تو چون موج چه خوش زار گریست
که سرِ سبزِ تو خوش باد ، کنارا تو بمان
#هوشنگ_ابتهاج
😍نکات مشاورهای رایگان کنکور دکتری و ارشد
👇👇👇
Https://t.me/Ravantajj
✅هر دانشجویی به یه همچین فولدری احتیاج داره که پر باشه از فیلمهای آموزشی، مقاله و ابزارهای مورد نیاز.
✅این فولدر کلی ویدئو و فایلهای آموزشی در حوزههای مختلف روانشناسی؛زبان؛ادبیات،کنکوری داره و کلی اطلاعات مفید و فرصتهای شغلی بهتون میده
😍فقط کافیه دکمهی ADD رو بزنید و این فولدر تخصصی رو در تلگرام خود ذخیره کنی 👇👇👇
#ظرفیت_محدود
/channel/addlist/tnhl8A4PnNQyMTNk
جَهاندار بر چرخْ چونین نوشت
به فرمان او بر دهد هرچه کشت
بیا تا به شادی دهیم و خوریم
چو گاهِ گذشتن بوَد بگذریم
چه بندی دل اندر سرای سپنج
چه یازی به رنج و چه نازی به گنج
کزان رنجْ دیگر کسی برخورَد
جهاندارْ دشمن چرا پرورد
#فردوسی
جایگاه هیچچیز همیشگی نیست،
نه ابرها، نه زندهها و نه مردهها...
#همایون_شجریان
#سهراب_پورناظری
عاشق چست و چالاک است گاه در نوازش است و گاه چون شمع در گدازش.
او زنده به عشق جانان است و بی او مرده.
لیلی پیش از مجنون مرد.خبر به مجنون رساندند.نعره زنان خاک ها را می بویید و شتابان می دوید تا به بوی لیلی گور او را یافت. ساعتی بر خاک او بی خود شد و سرانجام جان بداد.
زنده او از عشق جانان بود و بس
لاجرم بی او فرو رفتش نفس
#عطار_نیشابوری
کاش ما آدمها قدر با هم بودن مون رو میدونستیم
کاش دل نمیشکستیم و به خاطر این دنیای مکاره قلبها رو زیر پا نمیذاشتیم
نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویههای غریبانه قصه پردازم
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب
مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم
خدای را مددی ای رفیق ره تا من
به کوی میکده دیگر علم برافرازم
خرد ز پیری من کی حساب برگیرد
که باز با صنمی طفل عشق میبازم
بجز صبا و شمالم نمیشناسد کس
عزیز من که به جز باد نیست دمسازم
هوای منزل یار آب زندگانی ماست
صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم
سرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی
شکایت از که کنم خانگیست غمازم
ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم میگفت
غلام حافظ خوش لهجه خوش آوازم
#حافظ
ای خوش آنان که قدم در ره میخانهٔ زدند
بوسه دادند لب شاهد و پیمانه زدند
به حقارت منگر بادهکشان را کاین قوم
پشت پا بر فلک از همت مردانه زدند
خون من باد حلال لب شیرین دهنان
که به کام دل ما خندهٔ مستانه زدند
جانم آمد به لب امروز مگر یاران دوش
قدح باده به یاد لب جانانه زدند
فروغی بسطامی
بر آستان تو دل پایمال صد درد است
ببین که دست غمت بر سرم چه آوردهست
هوای باغ گل سرخ داشتیم و دریغ
که بلبلان همه زارند و برگها زرد است
شب است و آینه خواب سپیده میبیند
بیا که روز خوش ما خیالپرورد است
دهان غنچه فروبسته ماند در شب باغ
که صبح خندهگشا روی از او نهان کردهست
چهها که بر سر ما رفت و کس نزد آهی
بهمردمی، که جهان سخت ناجوانمرد است
به سوز دل نفسی آتشین برآر ای عشق
که سینهها سیه از روزگار دمسرد است
#هوشنگ_ابتهاج
.
به درون توست مصری
که تویی شِکرسِتانش
چه غم است اگر ز بیرون
مددِ شِکر نداری
شده ای غلام صورت
به مثال بتپرستان
تو چو یوسفی ولیکن
به درون نظر نداری،،،🍃
ㅤ
#مولانا
غزل شماره ۲۸۲۸
شد یار به اغیار دل آزار مصاحب
دیدی که چشد با چه کسان یار مصاحب
رنگین شدن بزم من از یار محال است
زین گونه که گردیده به اغیار مصاحب
من رند گدا پیشه و او پادشه حسن
با همچو منی کی شود از عار مصاحب
یکباره چرا قطع نظر میکنی از ما
بودیم نه آخر به تو یکبار مصاحب
وحشی شده دمساز سگان سرکویت
گردیده به یاران وفادار مصاحب
#وحشیبافقی
از سياهى چرا هراسيدن؟
شب پر از قطره هاى الماس است
آنچه از شب به جاى ميماند
عطر خواب آور گـل ياس است
#فروغ_فرخزاد
.
چون نهالی سُست می لرزد
روحم از سرمای تنهایی
می خزد در ظلمت قلبم
وحشت دنیای تنهایی
دیگرم گرمی نمیبخشی
"عشق"، ای خورشید یخ بسته
سینه ام صحرای نومیدیست
خسته ام، از "عشق" هم خسته..!
#فروغ_فرخزاد
🌻🌿
حاجت نبود مستی ما را به شراب
یا مجلس ما را طرب از چنگ و رباب
بی ساقی و بی شاهد و بی مطرب و نی
شوریده و مستیم چون مستان خراب
🌻🌿
#مولانا
گر چه افتاد ز زلــفش گِـــــرهی در کارم
همچنان چشــــم، گشاد از کرمش میدارم
به طرب حمل مکن سرخی رویم که چو جام
خـون دل عکس بـرون میدهـد از رخسارم
حافظ
ای آنکه نتیجهٔ چهار و هفتی؛
وز هفت و چهار دایم اندر تَفْتی..
مِی خور که هزار باره بیشت گفتم:
باز آمدنت نیست، چو رفتی، رفتی..
#خیام
تلنگر
میگویند آقامحمدخان قاجار علاقه خاصی به شکار روباه داشته. تمام روز را در پی یک روباه میتاخته، بعد آن بیچاره را میگرفته و دور گردنش، زنگولهای آویزان کرده و آخر رهایش میکرده.
تا اینجا ظاهراً مشکلی نیست. البته که روباه بسیار دویده، وحشت کرده اما زنده است؛ هم جانش را دارد، هم دُمش و هم پوستش. میماند آن زنگوله.
از این به بعد روباه هرجا که برود زنگوله در گردنش صدا میکند. دیگر نمیتواند شکار کند چون صدای زنگوله، شکار را فراری میدهد. بنابراین گرسنه میماند. صدای زنگوله، جفتش را هم فراری میدهد پس تنها میماند. از همه بدتر، صدای زنگوله، خود روباه را آشفته میکند و آرامش را از او میگیرد.
این همان بلایی است که انسان امروزی سر ذهن پر تَنشِ خود میآورد و فکر و خیال رهایش نمیکند.
زنگوله ای از عادت ها ؛ خلقیات و افکار منفی ؛ دور گردنش قلاده میکند بعد خودش را گول میزند و فکر میکند که آزاد است ولی نیست .برده افکار و رفتار خودش شده و هرچه برود آنها را با خودش میبرد.ان هم با چه سرو صدایی درست مثل سرو صدای یک زنگوله
راستی هر یک از ما چقدر اسیر این زنگوله هستیم؟
.
ای یار قمرسیما ای مطرب شکرخا
آواز تو جان افزا تا روز مشین از پا
سودی همگی سودی بر جمله برافزودی
تا بود چنین بودی تا روز مشین از پا
#مولانای_جان