1351
ساقیا باده بیاور که برانیم همه که بجز عشق تو از خویش برانیم همه #مولانا https://t.me/goolfs
چشمت ، به تیرم میزند ،
زلفت ، اسیرم میکند ،
هجرت ، ز بیخم میکَنَد ،
ای جان و ای جانانِ من ،
#فیض_کاشانی
گفتم چه چاره سازم با عشق چاره سوزت
گفتا که چاره آورد این کارها بروزت
گفتم که سوخت جانم در آتش فراقت
گفتا که کار خامست باید جفا هنوزت
#فیض_کاشانی
.
نہ تخت جم
نہ ملڪ سلیمانم آرزوست !
راهے بہ خلوت دل جانانم آرزوست ...🕊♥️
صائب تبریزی
.
همه آفاق گرفتهست صدای سخنم
تو از این طرف نبندی که ببندی دهنم
راست در قصدِ سر و چشمِ کجاندازان است
نه عجب گر بهراسند ز تیغ سخنم
آستینی نگرفتم که ببوسم دستی
بوسه گر دست دهد بر قدمِ دوست زنم
باش تا یوسفم از چاه برآید بر گاه
کآوَرَد روشنی دیده ازآن پیرهنم
نتوان عاشق فرزانه به افسانه فریفت
من به هیچ آیه و افسون دل از او بر نکنم
نه چراغی است دل من که به بادی میرد
دم به دم تازه شود آتش عشقِ کهنم
برس ای موکبِ نوروز خوشآوازه که باز
زحمتِ زاغِ زمستان ببری از چمنم
سایه! شعرم به دل دوست نشستهست و خوش است
کاروان برده به منزل، چه غم از راهزنم؟
#هوشنگ_ابتهاج
.
از تو با مصلحت خویش نمیپردازم
همچو پروانه که میسوزم و در پروازم
گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی
ور نه بسیار بجویی و نیابی بازم
نه چنان معتقدم کم نظری سیر کند
یا چنان تشنه که جیحون بنشاند آزم
همچو چنگم سر تسلیم و ارادت در پیش
تو به هر ضرب که خواهی بزن و بنوازم
گر به آتش بریم صد ره و بیرون آری
زر نابم که همان باشم اگر بگدازم
گر تو آن جور پسندی که به سنگم بزنی
از من این جرم نیاید که خلاف آغازم
خدمتی لایقم از دست نیاید چه کنم
سر نه چیزیست که در پای عزیزان بازم
من خراباتیم و عاشق و دیوانه و مست
بیشتر زین چه حکایت بکند غمازم
ماجرای دل دیوانه بگفتم به طبیب
که همه شب در چشمست به فکرت بازم
گفت از این نوع شکایت که تو داری سعدی
درد عشقست ندانم که چه درمان سازم
سعدی
.
چڪَونه بِسرایمت
ڪه از این دردِ دلتنڪَی
و از این دل آشوبی
جان به در بَرَم ؟
تمام فڪر و ذهنم در تسخیر توست
به هرچه مینڪَرم تداعی میشوی
هرچه مینویسم مسیر واژهها
به تو میرسد
ڪه تهِ تهِ قلبم نشستهای ؛
ای ڪه ڪلید دروازههای بهشت
در دست توست
بڪَشای قفل دلتنڪَی لحظهها را
رد پایت را بڪَیر و بیا
اینجا هوا هوای عاشقیست
من به هوای تو زندهام
فقط باش و بمان
دور هم باشی .. فقط باش ....!!
#باران_قیصری
فیه ما فیه.
در اصالت معنی
روی به معنی آوردن اگرچه اول چندان نغز ننماید، الا هر چند که رود شیرین تر نماید، به خلاف صورت: اول نغز نماید، الا هرچند که با وی بیشتر نشینی، سرد شوی. کو صورت قرآن و کجا معنی قرآن! در آدمی نظر کن: کو صورت او و کو معنی او! که اگر معنی آن صورت آدمی میرود، لحظه ای در خانه اش رها نمی کنند.
هنوز ، خیره شدن در چشمانِ تو
شبیهِ لذت بردن
از شمردنِ ستاره
در یک شبِ صحراییست
غاده السمان
جان به لب آمد و لب بر لبِ جانان نرسید
دل به جان آمد و او بر سرِ ناز است هنوز
#عماد_خراسانی
🍂🦋
بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید
از یار آشنا سخن آشنا شنید
یا رب کجاست محرم رازی که یک زمان
دل شرح آن دهد که چه گفت و چهها شنید
محروم اگر شدم ز سر کوی او چه شد
از گلشن زمانه که بوی وفا شنید
#حافظ
.
ما به داغ عشقبازیها نشستیم و هنوز
چشم پروین همچنان چشمکپرانی میکند
نای ما خاموش ولی این زهرهی شیطان هنوز
با همان شور و نوا دارد شبانی میکند
با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
خاطرم با خاطرات خود تبانی میکند
طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند
آنچه گردون میکند با ما نهانی میکند
میرسد قرنی به پایان و سپهر بایگان
دفتر دوران ما هم بایگانی میکند.....
شهریار
عشق از چه سبب بی خبران را باشد
کاری است که صاحب نظران را باشد
تو شهوت خویش را لقب عشق نهی
شهوت همه گاوان و خران را باشد
#اوحدالدین_کرمانی
رواست، نرگسِ مست ار فکند سر در پیش
که شد ز شیوهی آن چشم پر عتاب، خجل!
#حضرت_حافظ
در سینۀ هر که ذرّهیی دل باشد
بیعشقِ تو زندگیش مُشکل باشد
با زُلفِ چو زنجیر گِره بر گِرهت
دیوانه کسی بُوَد که عاقل باشد
- مولانا
💎🔮🔮🔮🔮🔮🔮💎
🏳️📊📌هرچی کانال داری بریز دور....
اینجا بهترین کانالارو برات پیشنهاد میکنم☔️☄🪐🎸🎆📥
Link ⤵️⤵️⤵️
/channel/addlist/cfPn4jfXGPMyYmNk
@Asalliiiiiim
@rogi_57
هر چه کردم به ره عشق وفا بود، وفا
وانچه دیدم به مکافات جفا بود ، جفا
شربت من ز کف یار الم بود، الم
قسمت من ز در دوست بلا بود، بلا
سکه عشق زدن محض غلط بود ، غلط
عاشق ترک شدن عين خطا بود، خطا
یار خوبان ستم پيشه گران بود ، گران
کار عشاق جگر خسته دعا بود، دعا
همه شب حاصل احباب فغان بود، فغان
همه جا شاهد احوال خدا بود، خدا
اشک ما نسخهٔ صد رشته گهر بود، گهر
درد ما مایهٔ صد گونه دوا بود، دوا
نفس ما از مدد عشق قوی بود، قوی
سر ما در ره معشوق فدا بود، فدا
دعوی پير خرابات به حق بود، به حق
عمل شيخ مناجات ریا بود، ریا
هر که جز مهر تو اندوخت هوس بود، هوس
آن که جز عشق تو ورزید هوا بود، هوا
هر ستم کز تو کشيدیم کرم بود،کرم
هر خطا کز تو به ما رفت عطا بود، عطا
زخم کاری زفراق تو به جان بود، به جان
جان سپاری به وصال تو به جا بود، بجا
در همه عمر فروغی به طلب بود، طلب
در همه حال وجودش به رجا بود، رجا
فروغی_بسطامی
روزی که نماند دگری بر سر کویت
دانی که ز اغیار وفادارترم من
بر بی کسی من نگر و چارهٔ من کن
زان کز همه کس بی کس و بییارترم من
وحشی به طبیب من بیچاره که گوید
کامروز ز دیروز بسی زارترم من
✍ #وحشی_بافقی
.
هیچ میدانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته میکاهم ؟
زانکه بر این پرده تاریک
این خاموشی نزدیک
آنچه می خواهم نمی بینم
و آنچه می بینم نمی خواهم
- محمدرضا شفیعی کدکنی
گر یک نظر به گوشهٔ چشم ارادتی
با ما کنی و گر نکنی حکم از آن توست
بسیار در دل آمد از اندیشهها و رفت
نقشی که آن نمیرود از دل نشان توست
#سعدی
.
شرابِ ارغوانی چارۂ رُخسارِ زردم نیست
بنازم سیلیِ ڪَردون ڪه چهرهم ارغوانی ڪرد
#استادشھریار
.
غمخوارِ من ،
به خانهےِ
غمها خوش آمدے....
با من به جمع مردم تنها خوش آمدے
بین جماعتی ڪه مرا سنڪَـ میزنند
میبینمت ، برای تماشا خوش آمدے....!!
#فاضل_نظری
دل به مُردن نِه "غنی" چون قامتت گردید خَم
بهرِ این خاتم نگینی نیست جز سنگِ مزار
#غنی_کشمیری
از پیر هرات پرسیدند عبادت چیست ؟
فرمود : عبادت خدمت کردن به خلق است
پرسیدند چگونه؟
گفت اگر هر پیشه ای که به آن اشتغال
داری رضای خدا که بالطبع رضای
مردم را هم همراه دارد در نظر داشته
باشی نامش عبادت است.
پرسیدند: پس نماز و روزه و خمس و
این ها چه هستند؟!
گفت : اینها اطاعت هستند که باید بنده
برای نزدیک شدن به خدا انجام
دهد تا انوار حق بگیرد.
عبادت به جز خدمت به خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست
خواجه عبدالله انصاری
ای دل به طریق عاشقی راه یکیست
در کشور عشق بنده و شاه یکیست
تا ترک دو رنگی نکنی در ره عشق
واقف نشوی که نعمت الله یکیست
#شاهنعمتالله_ولی
.
جانیّ و صد کرشمهٔ مژگان، چه میکنم
این تیرها تمام اگر بر نشان خورند.!؟
#نظیری_نیشابوری
خواننده : #جمال_وفایی
مناجات ...
ابوعطا
ویولن #اسدالله_ملک
شعر #مهدی_سهیلی
خدایا بنده ای درد آشنایم
به سر افتاده ای بی دست و پایم
"در دل مؤمن بگنجم ای عجب
گر مرا جویی در آن دلها طلب"
#مثنوی_مولانا
میگوید من در آسمان و زمین جا نمیشوم، اما در دل انسان مؤمن جای میگیرم و این شگفتانگیز است!
اگر دنبال من میگردی، به دلهای صاحبدل رجوع کن؛
من در دل آنها هستم.
شما باید یک صاحبدل پیدا کنید که دل خود را به خدا داده و خدا در دل او جای گرفته است، شما هم به دل او نزدیک شوید
چون خدا آنجاست.
پس پاسخ این سؤال که خدا را کجا پیدا کنیم این است که باید خدا را در قلب خود بیابیم.
اگر قلبتان تاریک است، آن را پاک کنید.
هر دمی فکری چو مهمان عزیز
آید اندر سینهات هر روز نیز
فکر را ای جان به جای شخص دان
زانک شخص از فکر دارد قدر و جان
فکر غم گر راه شادی میزند
کارسازیهای شادی میکند
خانه میروبد به تندی او ز غیر
تا در آید شادی نو ز اصل خیر
میفشاند برگ زرد از شاخ دل
تا بروید برگ سبز متصل
میکند بیخ سرور کهنه را
تا خرامد ذوق نو از ما ورا
#مولانا مثنوی
ما زِ یاران چَشمِ یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم
تا درختِ دوستی بَر کِی دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
گفتوگو آیینِ درویشی نبود
ور نه با تو ماجراها داشتیم
شیوهٔ چَشمت فریبِ جنگ داشت
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم
گُلبُنِ حُسنَت نه خود شد دلفُروز
ما دَمِ همت بر او بگماشتیم
نکتهها رفت و شکایت کس نکرد
جانبِ حُرمَت فرو نگذاشتیم
گفت خود دادی به ما دل حافظا
ما مُحَصِّل بر کسی نَگماشتیم
#حافظ_شیرازی
🍃