-
📝حریر🍀 در حریم نا امن زمانه زیباتر از مستی احساس و قلبی که سراسر معجزه است مرواریدی نمییابی...✍️گلپر
🖥 این فولدر رو به تلگرامتون اضافه کنید و دیگه دنبال روانشناس، فیلم آموزشی، کتاب،فیلتر شکن و جزوه که هر روز بهش نیاز داری نگرد!🔽🙏🏻🌹
/channel/addlist/hxIRgxa18NI0YmI0
زمان ⏳️ محدوده زودتر عضو بشید
کجای پاییز قرار بگذاریم؟
جایی میان طعم باران و
خشخش برگها
خوب است؟
جایی که زمین
یادش برود
ما بر پوستش زاده شدهایم!
تو باشی و
من و
دو فنجان قهوهی داغ و
کافهای که صندلیهایش هم
عاشق شدهاند!
نه حرفهای بزرگ بزنیم
نه قولهای دور بدهیم
نه مثنوی هفتاد من کاغذ
در گوش هم پچپچ کنیم!
قدم بزنیم عرض خیابانی را
که از طول کهکشان
بلندتر است!
و کمی شهپر لبخند باشد و
دلواژهی سکوت!
گفته بودم
تو سکوت را
زیباتر از تمام زبانهای زندهی دنیا
هجی میکنی؟
دلم غروبی پاییزی میخواهد
که وقتی ته کشید
نفهمیم ساعتها را دستکاری کردهاند
یا در زمان سفر کردهایم!
فقط در گوشات نجوا کنم:
کاش پاییز
بیشتر دوام میآورد!
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
🎤#لیلا
کاش در زندگی بعدی
نه زن باشم نه مرد
نه شروع نه پایان
نه درپیِ پاسخی
نه آغازگر پرسشی
بیاعتماد به زمان
به مکان
به حافظه
در زندگی بعدی
در بیکرانهای که کسی مالکش نیست
سایهی نرگسی مست خواهم بود
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
🎤#زیبا_صادقی
گاهی به لطافت باران
گاهی به صلابت صخره
بارها خم میشود اما نمیشکند
زن اگر شیشه بود
تاریخ اینهمه بر شانههایش دوام نمیآورد!
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
🎤#زیبا_صادقی
کجای پاییز قرار بگذاریم؟
جایی میان طعم باران و
خشخش برگها
خوب است؟
جایی که زمین
یادش برود
ما بر پوستش زاده شدهایم!
تو باشی و
من و
دو فنجان قهوهی داغ و
کافهای که صندلیهایش هم
عاشق شدهاند!
نه حرفهای بزرگ بزنیم
نه قولهای دور بدهیم
نه مثنوی هفتاد من کاغذ
در گوش هم پچپچ کنیم!
قدم بزنیم عرض خیابانی را
که از طول کهکشان
بلندتر است!
و کمی شهپر لبخند باشد و
دلواژهی سکوت!
گفته بودم
تو سکوت را
زیباتر از تمام زبانهای زندهی دنیا
هجی میکنی؟
دلم غروبی پاییزی میخواهد
که وقتی ته کشید
نفهمیم ساعتها را دستکاری کردهاند
یا در زمان سفر کردهایم!
فقط در گوشات نجوا کنم:
کاش پاییز
بیشتر دوام میآورد!
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
🎤#دزیره
پاییز
انار را شکافت
یاقوتهای زهراگین
از گلوی زخمهایم چکیدند!
به درختی تکیه دادم
که بهجای برگ
خاطره میریخت!
من اینجایم
تو کجایی؟
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
📚#خوشه_خوشه
در من زنیست
آرام اما بیاعتنا
خشنودی بیخشونت و
سرکشی شاکی
که لبهای هر سکوتش را
میگزد
در من زنیست
که شبها
در چاه آینه
عریضههای اعتراضی میاندازد
و در سطرهای مستورش
طوفانی
مثل خطایی عمدی
در یک معادله
واژهها را واژگون میکند
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
🎙#مژگان_برنده
شب را دوست دارم
اشکها در دلِ تاریکی دیده نمیشوند
تنها صدای سقوطشان
گوشِ آسمان را کر میکند
بیا و خستگی ماه را در کن
از گفتگوهای ناتمامِ من و سایهها
حوصلهاش سر رفته
شب را دوست دارم
کسی نامم را فریاد نمیزند
تنها تو زمزمهاش میکنی
در گوش من
و خسوفی که موهای ریخته بر صورتت ساخته است
🖋️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
🎙️#شاهین_شاهدوست
کجای پاییز قرار بگذاریم؟
جایی میان طعم باران و
خشخش برگها
خوب است؟
جایی که زمین
یادش برود
ما بر پوستش زاده شدهایم!
تو باشی و
من و
دو فنجان قهوهی داغ و
کافهای که صندلیهایش هم
عاشق شدهاند!
نه حرفهای بزرگ بزنیم
نه قولهای دور بدهیم
نه مثنوی هفتاد من کاغذ
در گوش هم پچپچ کنیم!
قدم بزنیم عرض خیابانی را
که از طول کهکشان
بلندتر است!
و کمی شهپر لبخند باشد و
دلواژهی سکوت!
گفته بودم
تو سکوت را
زیباتر از تمام زبانهای زندهی دنیا
هجی میکنی؟
دلم غروبی پاییزی میخواهد
که وقتی ته کشید
نفهمیم ساعتها را دستکاری کردهاند
یا در زمان سفر کردهایم!
فقط در گوشات نجوا کنم:
کاش پاییز
بیشتر دوام میآورد!
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
نقابم را
از صورت جهان کندم!
حالا نه بازیگرم
نه تماشاگر!
یک جای خالیام
که جز باران و
شعر و
عشق
کسی جرأت نکرده
بگوید:
صاحب این تن
کجاست؟
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
🎙#ستاره_سهیل
📚#خوشه_خوشه
غروب شده
تا دلدادگی
فاصله ای نیست
بیا و زمزمه کن: «گلپر»!
ارمغانِ عاشقانهها
شوق تو را دارد
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
🎙️#شاهرخ_صفرنژاد
صبح
از منجنیق خستگیهایم
پرتاب میشود
نور
فنجان نیمهخالی چای را
پر میکند
از رویایی که دیشب
بیصدا و منگ
رهایش کرده بود
صبح دعوتی بیپیرایه است
به قلبی که هنوز
دوست داشتن را
تاب میآورد
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
🎙#مژگانبرنده
نقابم را
از صورت جهان کندم!
حالا نه بازیگرم
نه تماشاگر!
یک جای خالیام
که جز باران و
شعر و
عشق
کسی جرأت نکرده
بگوید:
صاحب این تن
کجاست؟
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
📚#خوشه_خوشه
══ 💜 ══ ❥
🟣 افـســانــه اعــداد
◉ Afsa@neAda@d
▪️▪️
🧨✔️دسترسی ویژه به خبرهای داغ✔️🧨
☑️برای داشتن این مجموعه در مدت ☑️محدود،
با انتخاب کلید های زیر وارد شوید🔻
جهت هماهنگی در لیست🫱🏼🫲🏼
@HHo_bb
غروب شده
تا دلدادگی
فاصله ای نیست
بیا و زمزمه کن: «گلپر»!
ارمغانِ عاشقانهها
شوق تو را دارد
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
📌برترین کانالهای Vip درتلگرام
👈🏻 ادبیات 👉🏻
👈🏻 قانون جذب 👉🏻
👈🏻 آموزش زبان👉🏻
👈🏻علمی👉🏻
👈🏻 موسیقی👉🏻
👈🏻 حقوقی 👉🏻
👈🏻 روانشناسی 👉🏻
👈🏻 درمانی 👉🏻
👈🏻موفقیت👉🏻
پیشنهاد ویژه امشب😍👇🏻
کدهای کیهانی 🔮
🔷مسیرموفقیترابا ما طیکنید🔷
فال لبهایت
بر فنجان خالیام را
در سینهام کاشتم
یک گیاه قهوه
ریشه داد!
شاخههایش
در اندوهم قد کشیدند!
ساقهاش
از استخوانم گذشت!
و اگر روزی جهان
تورا از من بگیرد
هیچ پاییزی
به گرد پای من نخواهد رسید
که تو
در من
نمرده باشی!
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
در تپش ناهمگون مهتاب
میان پچپچ ستارهها
دنبال خودم گشتم!
باران آمد و
طناب رخت خاطرهها را
خیس کرد!
ناگهان
نبض شب را
رعد گرفت و
نبض مرا
برق چشمانت!
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
🎤#زیبا_صادقی
در تپش ناهمگون مهتاب
میان پچپچ ستارهها
دنبال خودم گشتم!
باران آمد و
طناب رخت خاطرهها را
خیس کرد!
ناگهان
نبض شب را
رعد گرفت و
نبض مرا
برق چشمانت!
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
شب خوب است
پریشانی را استتار میکنی...
پشت سکوتی
که رمزگشاییاش
از عهدهی آدمی
خارج است!
شب
آخرین شاهدیست
که میداند
آدمها
گاهی تمام فروپاشیشان را
با یک «خوبم خوب»
قابلِ باور میکنند!
شب خوب است
چشمهی خوبیهاست
کسی نمیپرسد
چطور اینهمه بیخوابی را
بیصدا حمل میکنی
و تو نمیگویی
ماهرانه
خودت را از شب
شبت را از آدمها
و آدمها را
دوباره از خودت
پنهان کردهای!
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
🎤#ارزوحبیبی
و اما وطنم...
در قصهها مانند ندارد!
در اساطیر لانه کرده!
در تپشِ پر التهابِ ثانیهها
در دل روزهایِ تاریک و غمپرور
آوازش
همانتد نسیمی در بیایانی تاریک
از رویِ زخم صبرم
در عبور است!
سویِ چشمهایش
در دلِ طوفانِ باروت
به خموشی بوسه نداده!
وطنم!
ای فانوسِ تا ابد تابان!
در مردمکهایِ خستهات
یا رب گویان
رویایِ باران موج میزند!
تورا در لالاییهای شبانهام
در سکوتِ صخرهها
در نبضِ خستهیِ این خاک
گریستم
شنیدم
شکستم
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
🎙️#زیبا_صادقی
قصهگو هستم
راوی رویا و قهرمانهای بیفصل!
حرفهای نگفته را
واگویه میکنم
دردها را
در کلبهی واژهها
آب و دانه میدهم
و از دل تاریکی
روایت روشن فردا را
بیرون میکشم!
و روزی اگر تو
در کمرکش قصهای
از راه برسی
راویانم را آرام میکنم
مبادا ترانهی دوست داشتنت
میان سطرها جا بماند!
و من قصهگوی بودن تو میشوم
تو ناقل ماندم شو!
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
رنجها
اغلب
در تاریکی شب
طلوع میکنند
و تو
با اولین اشعهی آفتاب
غروب میکنی!
دیگر نه تو مثل قبلی
نه صبح
نه پنجره!
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
ما
«وارثانِ» دردی کهن هستیم. دردی که همجوار میشود. چشم و دهان باز میکند.
دندان نشان میدهد.
و بیصدا، نجوا و زمزمه و فریاد میپاشد بر شریان زمان.
که آی آدمها!
اعتماد، پوستهی طبل نازکیست!
که دنیا، هرگاه آهنگ آن کند، مندرس و فرسوده و ریشریشاش میکند...
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
🎙️#مژگان_برنده
بعضی گمانهها
بعضی قیلوقالها
و بعضی نجواها
تنها یک شاهد عینی دارند!
دستی که آنها را نوشته...
خوشا بحال آنها
که نوشتن میدانند
میتوانند اثبات کنند
رقصی در روح و
جانی در درونشان دارند!
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
🎙️#زیبا_صادقی
قهوه رسید
باران آمد
رهگذران اما
شبیه تو نبودند...
هرچه از دلتنگی
چکه میکند
بیرحمیست!
و هرچه خیابان خیستر میشد
صندلیهای خالی کافه
خالیتر میشدند!
تو که نباشی
شاید قهوه به موقع برسد
اما قطارهای خیالم
میان عقربههای مست ساعت
گم میشوند!
✍🏼 #مرضیه_بازرگانی_گلپر
🎙️#مهدی_مومن
چشم گذاشتم که قایم شود
پیدایش کنم!
ولی شهر
تمام کوچهها را نشانم داد
جز آن کوچهای
که او
پنجرههایش را نگاه میکرد!
که شاید
شمعدانی ببیند...
چشم گشودم و
شهر هنوز بیدار بود و
من دنبال کسی میگشتم
که سالها
از خودش هم گریخته و
پنهان شده...
شب که شد
فهمیدم
او
خود تاریکی بود
و من هر شب
به خیال پیدا کردنش
آسمان را میگشتم!
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
🎙️#زیباصادقی
بعضی گمانهها
بعضی قیلوقالها
و بعضی نجواها
تنها یک شاهد عینی دارند!
دستی که آنها را نوشته...
خوشا بحال آنها
که نوشتن میدانند
میتوانند اثبات کنند
رقصی در روح و
جانی در درونشان دارند!
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
قهوه رسید
باران آمد
رهگذران اما
شبیه تو نبودند...
هرچه از دلتنگی
چکه میکند
بیرحمیست!
و هرچه خیابان خیستر میشد
صندلیهای خالی کافه
خالیتر میشدند!
تو که نباشی
شاید قهوه به موقع برسد
اما قطارهای خیالم
میان عقربههای مست ساعت
گم میشوند!
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
گفت:
میدونی آدما چند دستهن؟!
گفتم:
همیشه میگن سه دستهن!
گفت:
گول روانشناسی زرد رو نخور! آدما هفت دسته و نیماَن!
گفتم:
بشمر برام، بعد بفهمم چرا یه دسته، یک نیستن و نیمان!
گفت:
اونایی که رد میشن!
اونایی که رد میشن و ردپا میذارن!
اونایی که اتراق میکنن!
اونایی که با اتراقشون تیرگیهای میزبان رو جلا میدن!
اونایی که عاشقت میشن!
اونایی که عاشقت میشن اما طریق عشقورزی رو بلد نیستن!
اونایی که خداحافظیتو میبینن!
اما دسته آخر، اونایی که نیمه گمشدهت هستن و با نیم تو میشن یک! کمال مطلق!
و بدبختی اینه که خیلی از آدما اونقدر خوشبخت نیستن دسته آخر رو لمس کنن!
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر