-
در رویاهایت فروبرو زیرا گر رویاها بمیرند زندگی همچون پرندهیِ شکستهبالی است که توان پروازش نخواهد بود در خیالات سبک فرو شو... زیرا زمانی که رویاها میروند زندگی چونان سرزمینی است پوشیده از برف ریزه های یخزده.
.
من غریب دریا
نشسته اینجا
به انتظارت و بیقرارت
که باز آیی و رخ نمایی
بگو کجایی…
تو بهانه من
موهای خیست
رو شانه ی من!
دو دست گرمت
تو دستای من
تو آسمونا ستاره ی من…
من سنگ صبور غمهاتم
من دل ناگرون چشمهاتم…
من یه عابر و یه کوچه گردم!
بهانه من
با وجود میوههای نورسام
که میدرخشند ...
با وجود جادهای که
به من ختم میشود ...
پرندگان کودنِ تو
نان خشک را دوست دارند..!
مرام_المصری
(سوریه / ۱۹۶۲ )
نقاشی: ویکتور_پانچنکو
(هنرمند روس)
@gandomzaran
هر آنچه که ما را
مجذوب می کند...
ریشه اش...در قلبمان است...
فرانسیس_پونژ
@gandomzaran
براي خاطر ماه
و خشنودي ستاره ها
و به پاس چشمهاي عاشقانه اش
پنجره ها را نمي بندم
بگذار
شب ها
جاده ها
و
روزها
او را
ادامه دهند
بگذار آمدنش خاطره شود
روانگرد
شبتون به مهر
@gandomzaran
از ایمانم دو سه ذره بیش نمانده، ولی هنوز هم کلمهی "از خدا رسیده" را دوست دارم. حس خوبی میدهد شنیدنش. حس دیده شدن. به حساب آمدن. جایی در یادی بودن...
و من هروقت جایی این کلمه را میشنوم یاد آهنگ "مرهم"ِ گوگوش میفتم. یادِ "رفتم برای گریه. رفتم برای فریاد/ مرهم، مراد من بود، کعبه تو رو به من داد"... گمانم "از خدا رسیده" چنین چیزی باشد. اینکه برای چیز دیگری رفته باشی ولی یکی بهترش را بدهند...
با آخرین ذرههای ایمانم، برایتان "از خدا رسیده" آرزو میکنم...
حمید باقرلو
@gandomzaran
.
اگر تو زندگی چیزی یا کسی رو از دست دادی، اما در عوض خودتو پیدا کردی؛ تو یه برنده ای...
•پائولو کوئیلو
@gandomzaran
«ما آنقدر غمگینیم که دیگر واژهای
برای توصیفش پیدا نمیکنیم...»
بیایید با هم قراری بگذاریم؛ جایی، همه با
هم بنشینیم و گریه کنیم. ما نیاز داریم به
گریستن؛ به فریاد زدن، به واکنش نشان
دادن، به سوگواری کردن...
گاهی انسان آنقدر از رنج، حسرت و
ناتوانی لبریز میشود که تمام وجودش
در غم فرو میرود.
حالِ ما، حالِ داغدیدگان خاموشیست
که سالها بغضها و فریادهایشان را در
سکوت نگه داشتهاند؛ دلهایی پر از
حرفهای ناگفته و زخمهایی که هنوز
فرصت التیام نیافتهاند.
گاهی گریه، فقط جاری شدن چند قطره
اشک نیست؛ راهیست برای بیرون ریختن
تمام تلخیهایی که در سکوت تحمل
کردهایم و سبک شدن از سنگینیِ دردهایی
که بیصدا بر دوش کشیدهایم.
.
اما در میان این همه تاریکی، هنوز کسانی
هستند که به آفتاب ایمان دارند؛ به نوری
که میتواند پس از طولانیترین شبها
دوباره راه را نشانمان دهد.
شاید تمام جستوجوی انسان، یافتن همان
آفتابی باشد که بتوان دوباره به آن تکیه کرد؛
نوری که آرام در گوشمان زمزمه میکند:
«تا وقتی امیدی به روشنایی باقی مانده،
هیچ تاریکی ابدی نیست.»
@gandomzaran
.
تابستان
● ارام باش
به اندازه کافی جهان از خشم پر است
من برایت لیوانی خنک از باران دارم
عزیز دلم غم زمین را نخور...
@gandomzaran
.
فراسوی نیک و بد
آسمانی است
آبی.
ترانه _ پایانی _ شب
عباس_کیارستمی
@gandomzaran
.
بیایید با هم دعا کنیم…
برای دلهایی که خستهاند، برای آدمهایی که بیصدا میجنگند، برای جهانی که کمی بیشتر مهربانی میخواهد… »
"با هم بیا دعا کنیم
برایم خبرهای خوب بیاورید،
از صلحهای جهانی بگویید
بگویید سیاره تازه ای کشف شده
که امید زندگی در آن هست
بگویید واکسنها و درمان های تازه ای آمده اند که حال جهان را بهتر می کنند
بگویید سران کشورها
باهم آشتی کردند.
بگویید همه چیز خوب شده،
ارزش اسکناسها برابر است،
دارو به وفور یافت میشود،
گرانی نیست،
کمبود نیست،
بیانصافی نیست،
ظلم نیست،
دزدی نیست...
دیگر حوصله و جانی
برای خبرهای بد ندارم،
برایم خبرهای خوب بیاورید...
عصرتون _ بخیر
✍نرگس_صرافیان_طوفان
@gandomzaran
.
آدم های جالبی هستیم
آه را میکشیم...انتظار را میکشیم
فریاد را میکشیم...درد را میکشیم
اما بعد این همه سال هنوز آنقدر نقاش ماهری نشده ایم
که بتوانیم دست بکشیم؛
دست بکشیم از هر آنچه آزارمان میدهد...!
شاملو
@gandomzaran
.
گفتم
«اگر نیامدم،
به باد نگاه کن...
شاید
برگی از من
هنوز
در حیاطت میرقصد.»
مینو_پناهپور
@gandomzaran
.
والایار
بازنده 🎼
اگر در عالم کسی نمیبود
که دوست بِدارد،
خورشید خاموش میشد ...
ویکتور_هوگو
ترانه _ پایانی _ شب
@gandomzaran
من، آرزویی یخ زده
در دست تابستان بودم
بیهوده تابستان بود
و من بیهوده گرمِ خاطرات خودم بودم
ظاهرا همه چیز خوب بود
آفتاب معشوقه من بود
اما من
هر لحظه کوچک تر می شدم
بکتاش _ آبتین
@gandomzaran
قلبم اندازهی قلب پرنده بود…
منی که تو را
به وسعت آسمان دوست داشتم.
ایلهان_برک
@gandomzaran
.
نامم سپیده دمِ است
همان لحظه های زیبای
پیش از طلوع خورشید ...
از شب های زیادی
گذشته ام
شب هایی که به من
زیباترین حس زندگی،
ماناترین عشق و خوب ترین
حال را بخشیده اند ...
من سپیده دمم
نیمی تاریک ...
نیمی روشن ...
پیش از برآمدن افتاب
گل ها را بیدار می کنم
و درختان را در آغوش می گیرم و
حال خوبم را
با ان ها قسمت می کنم ...
فریده_یوسفی
درود ها
آدینه روزتون به کاااااام
@gandomzaran
حالی از همدیگر بپرسید
هرچند تکراری با پاسخهای تکراری...
من به هیچ وجه چیزی را مسخره نمی کنم. این قدرت را دارم که به چیزی که نمی توانم درک کنم احترام بگذارم.
📕 عقاید_یک_دلقک
✍ هاینریش_بل
آدینه عصرتان نیکووووووو
@gandomzaran
.
امیدوارم روزی اینجا بنویسم اوضاع طوری آرام است که جهنم را فراموش کردهایم.
@gandomzaran
.
"آنچه انسانی را والا میسازد نه شدّتِ احساسهایِ والا، که مدّتِ آنهاست."
نیچه
@gandomzaran
.
صبح که از خواب بیدار میشیم، نور خورشید همونطور میتابه که همیشه. پرندهها همون آواز و میخونند. اما در سایهسار این لحظه، چیزی عوض شده:
تو میدونی. که این آخرین طلوعی ست که چشمات خواهند دید، آخرین نسیمی که بر پوستت خواهد وزید، آخرین باریه که زمین و زیر پات احساس خواهی کرد. و در این آگاهیِ سنگین، سبکترین کار ممکن و انتخاب میکنی...
راستش من بارها به این سوال فکر کردم هر بار که ذهنمو به این بازی دعوت کردم، جوابم عوض شده.
اما در میون این همه پاسخ، یک نخ قرمز همیشه ثابت مونده.
گفتن "دوستت دارم" به آدمهای دوستداشتنی زندگیم.
نه تشریفاتی، نه با مقدمهچینی.
همونطور که مامانم چای میریزه،
همون طور که به چشمهای کسی که دوستش دارم نگاه میکنم، آروم بگم دوستتون دارم.
نه برای اینکه آخرین حرفم باشد،
برای اینکه تنها حرفیه که همیشه باید گفت ...
شاید گفتن اخرین حرف به همین سادگی باشه.
شاید آخرین روز، روزی نیست برای کارهای بزرگ. روزیه برای گفتن چیزهایی که همیشه در گلو مونده،
چون اخرهمه چیز بلاخره فرا میرسه وما به پایان می رسیم وچه خوبه خاطره ای خوش در ذهن ها به جا بزاریم
شاید امروز آخرین روز نباشه، اما چه فرقی میکنه؟
دوست داشتنمونو همین امروزبگیم
که اگر فردا نشد امروز گفته باشیم.
آرام✍
.
به آفتاب سلام
که باز می شود آهسته...
بر دریچه صبح...
امروز هم چشمهایم را
با عشق گشودم
تا . . .
زمین را در حیرت
پروانه را در رقص
گل ها را در عشوه گری و
زندگی را در شکوهی عاشقانه بنگرد . . .
صبحتون شروع خوببها
درود ها
آدینه روزتون به کاااااام
@gandomzaran
..
زخمهایمان را
با خاطرهها میبندیم
و هر شب
کنارِ ویرانههای گذشته
به خواب میرویم.
به رفتن عادت میکنیم،
به نبودن،
به صندلیِ خالیِ آدمهایی
که روزی
تمامِ خانه بودند.
زندگی را
آنقدر آرام
از دست میدهیم
که مرگ
شبیه اتفاقی معمولی
از کنارمان میگذرد.
مینـــــو_پنــــاهپـــور
شب _ بخیر
@gandomzaran
من
از میان واژههای زلال
« دوستی » را برگزیدهام،
آن جا که
برف های تنهایی
آب می شوند
در صدای تابستانی یک دوست…
.
یاد ها
فراموش نخواهد شد
حتی به اجبار
و دوستی ها ماندنی اند
حتی با سکوت...
30 جولای روز جهانی دوستی مبارک ❤️
@gandomzaran
بی_کلام
بیداری جنگل
فلوت و پيانو
همراه باصدای پرندگان
حرف دل♥️
بیشترِ آدمها زندانیِ چیزی هستند که حتی وجود خارجی ندارد:
قضاوتِ دیگران.
خودت را سانسور میکنی،
لبخندت را تنظیم میکنی،
حرفت را میخوری،
خواستههایت را دفن میکنی،
فقط برای اینکه مبادا کسی دربارهات بد فکر کند.
غافل از اینکه
آدمها آنقدر گرفتارِ جنگهای پنهانِ خودشان هستند
که فرصت چندانی برای تماشای زندگیِ تو ندارند.
پس چرا اینهمه برای تماشاگرانی بازی میکنی
که حتی بلیتِ نمایش تو را هم نخریدهاند؟
یکبار برای همیشه
از نقشِ «آدمِ خوبِ موردِ پسندِ همه» بیرون بیا.
بگذار بعضیها ناراحت شوند.
بگذار بعضیها نفهمند.
بگذار بعضیها حتی دوستت نداشته باشند.
تو نیامدهای
تا موردِ تأییدِ جهان باشی؛
آمدهای تا
خودت باشی.
نقابت را بردار.
اگر کسی بعد از دیدنِ چهرهٔ واقعیات ماند،
آن ماندن ارزش دارد.
و اگر رفت،
شاید چیزی را از دست ندادهای؛
فقط یک تماشاگر را
از صندلیِ نمایش زندگیات پیاده کردهای.
آزادی، از جایی شروع میشود
که دیگر برای خوب دیدهشدن،
بد زندگی نکنی.
مینـــــو_پنــــاهپـــور
@gandomzaran
.
به آفتاب سلام
که باز می شود آهسته بر دریچه صبح
به شیر آب سلام
که چکه چکه سخن می گوید
و حوض می شنود
به التهاب سلام
که صبح زود مرا مست می کند
به بوی تازه نان...
عمران_صلاحی
درود دوستان
روزتون پر فروغ
@gandomzaran
.
.
همدیگرو با حرفامون ..
رفتارمون یا حتی نگاهمون نرنجونیم..
دنیا به اندازه ی کافی همه رو آزار میده
اگر آدمها غم رو با هم تقسیم نکنند، غم آدمهارو تقسیم خواهد کرد
«در تمنای یک دمی بیغم
همه شب تا به روز بیدارم..»
و شب بخیر