-
در رویاهایت فروبرو زیرا گر رویاها بمیرند زندگی همچون پرندهیِ شکستهبالی است که توان پروازش نخواهد بود در خیالات سبک فرو شو... زیرا زمانی که رویاها میروند زندگی چونان سرزمینی است پوشیده از برف ریزه های یخزده.
21 فوریه روز جهانی زبان مادری گرامی باد
و ما, جهان وطن هستیم؛
کیش ما, مهر و عشق و خرد.
در هر کجای این کره ی خاکی که باشیم, با هر زبان و آیین و سبک و سیاقی, باز هم دوست خواهیم داشت انسان ها را با هر تفاوت باور و فرهنگ و زبان.
زبان_مادری
@gandomzaran
عجب نسلی بودیم؛
به ما که رسید جنگلا سوخت،
دریاچهها خشک شد،
بیماری اومد،
ماشین ده تومنی شد پونصد میلیون،
از داخل تحریم شدیم و از بیرون تهدید،
جنگ داخلی و خارجی دیدیم،
پرپر شدن همسنامونو دیدیم.!
شدیم نسلی پر از دیدن و نداشتن، دویدن و نرسیدن و رفتن و موندن و انتخاب بین سخت و سختتر...”
@gandomzaran
نوشته بود: از اینکه در نهایت میتوانم با رنجم زندگی کنم،
شگفتزده میشوم.
اجرای بی نظیر لارا فابین – آداجیو (به آهستگی) صدایی که مثل نسیم آهسته میآید، اما قلبت را با تمام قدرت تکان میدهد...ترانهای درباره عشق،
دلتنگی و غمی که در عمق جان مینشیند.
🎙 لارا_فابیان
√●به همراهِ زیرنویس فارسی
@gandomzaran
نخست ثانیهها
کمی بعد
دقیقهها
ساعتها
روزها . . .
به خودت که میآیی
میبینی
سالهاست درد میکشی
و چیزی حس نمی کنی . . .
سیدمحمد_مرکبیان
@gandomzaran
محمد_اصفهانی
رفتن
جدید
و ما روزی خواهیم رقصید، روی همان زمینی که به ما درد را یاد داد.
@gandomzaran
.
و ما همان
دلتنگ های هميشه خواهيم ماند.
نسلی كه عمری همنشين اندوه و
حسرت و فراق ماند...
با اين همه،
اگر روزهای خوب آمدند
و من نبودم،
اگر عشق پادشاه دنيا شد،
“اگر پيامبران براي يادآوری
مذهب مهربانی از غارها برگشتند،
به يادم بوسه ای به باد هدیه كنيد.”
✍ حمید_سلیمی
@gandomzaran
.
سلام به امیدی که نمیدونیم از کجا میاد،
ولی هر صبح پیدامون میکنه.
@gandomzaran
من
قلب قرمز کوچکی
آخر نامه
نامه
در دستهای لرزان پستچی پیری
افتاده ام در جوی آب...
جوهر آخر نامه پریشان!
من و نشانی ات
هر دو پاک شدیم.....
معصومه_صابر
@gandomzaran
.
"شهرِ غم"
🎙 بابک_بیات
کاش می شد تمامِ آدمهای غمگین و
تنهایِ جهان را در آغوش کشید،
کنارشان نشست و با چند کلامِ ساده،
به لحظاتشان رنگِ آرامش پاشید و
حالشان را خوب کرد.
کاش میشد این را قاطعانه و آرام
در گوشِ تمامِ آدمها گفت؛
که غم و اندوه، رفتنی است
و روزهایِ خوب در راهاند،
که حالِ همهمان خوب خواهد شد...
✍️نرگس_صرافیان_طوفان
@gandomzaran
.
آرام باش عزیز من
آرام باش
حڪایت دریاست زندگی
گاهے درخشش آفتاب،
برق و بوے نمک، ترشح شادمانی
گاهے هم فرو میرویم،
چشمهایمان را میبندیم،
همهجا تاریڪے است
آرام باش عزیز من
آرام باش
دوباره سر از آب بیرون میآوریم
و تلالو آفتاب را میبینیم
زیر بوتهاے از برف
ڪه این دفعه
درست از جایے ڪه تو دوست دارے،
طالع میشود
آرام باش عزیز من
آرام باش...
✍ شمس_لنگرودی
@gandomzaran
هوا
غمگین است
و دلگیر؛
گویی عاشقی
معشوقهاش را
زیرِ آوار
گم کرده است…
باد هم
با هیاهویی بیقرار
زیرِ هر آجر
نامی را
زمزمه میکند
و پاسخی
برنمیگردد.
باران نیز
از پشتِ پنجرههای بیشیشه
خیره مانده است
و قطرهقطره
بر شانههای شهر
اشک میریزد…
✍ آرام
.
فروغ شعرِ ایران،
زنی که با کلماتش آفتاب را
در دل تاریکیها روشن کرد.
فروغ، تنها ۳۲ سال نفس کشید،
اما شعرهایش هنوز زندهاند، سبز و جاری.
او ساختارشکن بود، جسور بود، و به جهان
آموخت که زن میتواند عاشق باشد، شاعر
و آزاد باشد، بدون آنکه هویت مستقل اش
نادیده گرفته شود.
نام و یاد فروغ فرخزاد، و همهی عشقی
که در کلماتش جریان دارد، تا همیشه در
قلبهای ما جاری خواهد بود. ....
@gandomzaran
.
و من خودم را با خستگی تمام، از میان این فصل عبور می دهم.
فقط به امید نور کم سویی که در دوردست ها می درخشد.
👤اولگا کنیپر
@gandomzaran
ﺑﻴﺎ ﺩﺭ ﻻﺑﻼی ﻭﺭﻗﻪ ﻫﺎی ﺍﻳﻦ ﻛﺘﺎﺏ
ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﺒﻮﺳﻴﻢ
ﻧﮕﺮﺍﻥِ ﺁﺑﺮﻭ ﻫﻢ ﻧﺒﺎﺵ؛
ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻫﻴﭻ ﻛﺲﻛﺘﺎﺏ نمیﺧﻮﺍﻧﺪ...
👤 احمد_شاملو
@gandomzaran
فکر میکنی همهچیز همینطور ادامه پیدا میکند، آدمها، گفتگوها، نفسهایی که بیصدا از کنار هم میگذرند...
اما زندگی هیچوقت قول نمیدهد چیزی ماندنی باشد، یک روز بیدار میشوی و میبینی آنچه عادی بود تبدیل شده به یک خاطرهی دور، پایانها اعلام نمیشوند فقط اتفاق میافتند، و تو می مانی با لحظههایی که دوست داشتی بیشتر نگهشان داری، اما عمرشان از مشت بسته هم کوتاهتر بود...
🔷لیست های طبقه بندی شده⚡️
✅لایف استایل و تغذیه سالم🔥
✅گنجینه کتاب صوتی🔥
✅توسعه فردی🔥
✅روانشناسی وخودشناسی🔥
✅ادبیات و شعر🔥
✅فلسفه و حقوق🔥
✅زبان انگلیسی و ترکی وعربی🔥
✅ اقتصاد🔥
✅ماساژ و یوگا🔥
همه این موارد👇👇
/channel/addlist/IacpmOeJwXBjMGM0
♦️پیشنهاد ویژه🧣🎁
تنهاباتو حرفهایی که آهسته گفته میشن
@tanhabato_ir👈
گاهی سکوت،
بلندترین سوال و جوابی است
که میشود درمقابل بقیه
برای اثبات خود داشت...
وسکوت می کنم و
دردلم فریادیست
بی کلام از عمق احساس...
✍آرام
شب_بخیر
چه کسی باور میکند که
عمرِ خاطره بیشتر از عمرِ زخم است
غادة_السمان
امن باشید و قابل اعتماد، که اگر روزی تمام جهان برای آدمی سیاه شد و امیدی اگر نبود، تنها قسمت روشن جهانش شما باشید.
و روزنهی نور و امیدی شوید، در بینهایت تاریکی.......
سیاوش در شاهنامه فردوسی شاهزادهای
پاکنهاد و نجیب، فرزند کیکاووس و
پرورشیافته رستم است که به خرد،
شجاعت و پایبندی به اخلاق شناخته
میشود.
او وقتی عشق ناپاکِ سودابه را نپدیرفت
به ناروا متهم شد و برای اثبات بیگناهی
اش از دل آتش گذشت و آتش به احترام
پاکی اش راه بر او گشود، با این همه، هوای
مسموم دربار؛جایی ماندن برایش نگذاشت.
به توران رفت و مورد احترام
افراسیاب قرار گرفت.
سیاوش صلح میخواست،
آبادانی میآفرید،
شهری بنا کرد بر پایهی مهربانی و پیمان.
اما دسیسهها دوباره سایه انداختند،
و سرانجام، به فرمان افراسیاب،
خونِ پاکش بر خاک ریخت.
و به یکی از مظلومترین و تراژیکترین
قهرمانان شاهنامه بدل شد ؛ شخصیتی که
نماد پاکی، وفاداری و بیگناهی در فرهنگ
ایرانی است و هنوز،قرنهاست که بر دلِ
تاریخ داغِ سیاوش تازه است.
شب _ بخیر
@gandomzaran
.
پدرم گفته بود که عشق شریف است و شگفتانگیز و معجزهگر !
اما نگفته بود که عشق چقدر نَمَکین است و نگفته بود او که نوش دارو دارد . دستهایش این همه از نمک عشق پُر است و نگفته بود او هر که را دوستتر بدارد، بر زخمش از نمک عشق بیشتر میپاشد !
زخمی بر پهلویم است و خون میچکد و خدا نمک میپاشد. من پیچ میخورم و تاب میخورم و دیگران گمانشان که میرقصم !
من این زخم خونین را دوست دارم، زیرا به یادم میآورد که سنگ نیستم، چوب نیستم، خشت و خاک نیستم، که انسانم !
پدرم وصیت کرده و گفته است : از جانت دست بردار، از زخمت اما نه، زیرا اگر زخمی نباشد، دردی نیست و اگر دردی نباشد در پی نوش دارو نخواهی بود و اگر در پی نوش دارو نباشی عاشق نخواهی شد و اگر عاشق نباشی خدایی نخواهی داشت !
دست بر زخمم میگذارم و گرامیاش میدارم که این زخم عشق است و عشق میراث پدرم است ...
عرفان_نظرآهاری
📙 من هشتمین آن هفت نفرم
@gandomzaran
ای تو امانِ هر بلا
ما همه در امانِ تو ...
مولانا
@gandomzaran
.
شبهای هجر را
گذراندیم و زندهایم
مارا به سخت جانیِ خود،
این گمان نبود!
شکیبی_اصفهانی
شب _ بخیر
@gandomzaran
.
گاهی خستگی فقط
از کار یا بیخوابی نیست…
از «نشدنها» خستهای، از «نرسیدنها»؛
از اینکه هرچقدر انرژی،
عشق و وقت میگذاری،
باز هم چیزی سرِ جای خودش قرار نمیگیرد.
در روانشناسی به این حالت
«فرسودگی عاطفی» میگویند
زمانی که ذهن و بدن،
زیر بارِ تلاشهای طولانی و فرساینده،
آرامآرام دچار خاموشی درونی میشوند.
در این شرایط، آدم هنوز درد دارد،
اما دیگر توانِ جنگیدنِ بیوقفه را ندارد.
نه میتواند همانطور ادامه دهد،
نه میتواند همهچیز را رها کند.
در این نقطه، ذهن دنبال معنا میگردد،
واقعیت این است:
ما خستهایم،
چون مدتها با تمامِ قوا تلاش کردهایم.
اما در دلِ همین تلاش، بذرِ بازسازی هم
پنهان است.آنجاست که کمکم یاد میگیری
پیش از نجاتِ دنیا،خودت را از زیرِ این همه
فشار روانی بیرون بکشی.
این تسلیم شدن نیست؛
انتخابی آگاهانه برای سالم ماندن است.
و درست همانجا
میان خستگی و ادامه دادنِ آگاهانه
آرامشی کوچک متولد میشود…
آرامشی که نامش «آشتی با خود» است؛
و همین، شکلِ تازهای از قدرت است.
@gandomzaran
معین
ایران
جدید
ای شراب تلخ من !
ترک تو تسکینم نداد
بی تو بودن هم
شبیه
با تو بودن
مشکل است ...!
فروغ_فرخزاد
@gandomzaran
.
بدتر از مرگ میدانی چیست؟
اینکه شور زندگی را از تو بگیرند.
ندا_ملائی
@gandomzaran
،
و صبر
نور
و امید
عادت ماست...
درودها
روز وروزگاران به صلح و دوستی
@gandomzaran