gandomzaran | Unsorted

Telegram-канал gandomzaran - گندم زار

-

در رویاهایت فروبرو زیرا گر رویاها بمیرند زندگی هم‌چون پرنده‌یِ شکسته‌بالی است که توان پروازش نخواهد بود در خیالات سبک فرو شو... زیرا زمانی که رویاها می‌روند زندگی چونان سرزمینی است پوشیده از برف ریزه های یخ‌زده.

Subscribe to a channel

گندم زار

.

کسی آمار کشته‌ها را نداشت!
زخمی‌ها درد را فریاد می‌زدنند.
و من در گوشه سنگری تاریک،
آنجا که کسی صدایم را نمی‌شنید،
تو را با تمام درد‌هایم
دوست داشتم...!


مهران_رمضانیان

@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

،
یادتان باشد
تا زمانی که نفس می‌کشید
برای آغاز دوباره
هرگز دیر نیست ...

روزتون _ بخیر

@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

طاهر_قریشی
🎧🎵

@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

.

وقتی سهم من
از تمام روزهایی که دوستت دارم
نگاه کردن به عکسی‌ست
که نمی‌خندد
نمی‌بوسد
و در آغوشش
شانه‌هایم آرام نمی‌گیرد…
کجای زندگی
زیباست!

فرشته_رضایی

@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

.
آفتابا بار دیگر
خانه را پُر نور کن...

چه بی‌چراغ و به ناروا
راه را بر‌ عبور علاقه می‌بندند!
بگو
بگو به باد که ما
با آفتاب زاده شدیم
و با آفتاب طلوع خواهیم کرد...


سیدعلی_صالحی

@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

علی_زند_وکیلی
بخواب_آروم
جدید

@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

"همخونه"


         ما را نیز
         لبخندی خواهد بود
         شاید در راه است 

         شاید...



   ✍ محمود_درویش

@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

.
پناه باشید ؛

برای تمام کسانی که از دور ؛
قوی و بی‌نیاز به نظر می‌رسند ...


نوشته بود:
کی میدونه چندتا کوه رو شونه کی سواره؟!
باهم مداراکنیم...

@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

دکلمه
@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

.

تو که نمی دانی
یک روز که آسمان این شهر دوباره آبی شود
دوباره مردمان را خواهی دید
که آفتاب ریخته اند در سبدهاشان
دوباره زندگی می نشیند روی پرچین احساس
نسیم دوباره می رود لابلای موهای شهر
سبز می شود خیال
برگی دیگر سرگردان جوی نخواهد شد
زندگی دیگر
خواب شیرینی نخواهد بود
بیدار خواهند شد
همه ی خوابهای زیر بالش خیال.
شاید پیرزنی که شال می بافت
چادرش را ببند بر کمر
و بیاید زیر فواره های میدان شهر
چرخی بزند و خنده هایش بریزد در رگ های شهر.

تو که نمی دانی
ولی پدرم می گفت
که این آسمان تا ابد خاکستری نمی ماند
آسمان این شهر آبی می شود ...
تو باور کن
یقینن آبی می شود.


ای_لیا
@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

زندگی
"باید" همین باشد ،
یڪ فریب
ساده‌ۍ ڪوچڪ ...!!!


اخوان_ثالث

@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

.


هر گلوله فقط یک پرنده را می‌کشد
اما هزاران پرنده را به پرواز در می‌آورد .


گفتم خواب در چشمانت بود،اما تو بیدار نشسته بودی !! چرا ؟
گفت من سعی میکردم بخوابم اما
هی یادم افتاد
یادم افتاد
یادم افتاد.....

علیرضا روشن


شب _ بخیر

@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

.
کمانچه می نالد 💔
و باد نام تو را می برد تا دورترین تنهایی ها .....

✍محمد مهدی شوهانی

کیهان کلهر


@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

.
دلم می خواهد...
خودم را از تنم در بیاورم!
بشورم
بچلانم
و روی طناب حیاطمان پهن کنم
فردا بیایم و ببینم که مرا
باد با خود برده است!
شیرکوبیکس

@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

.
گوشه ی قلب تمام آدم ها؛
یک صندلی خالی ست !
و باد
همیشه از همان سمت
آدم ها را می برد ....
سمتی که کسی باید باشد و
نیست ....

معصومه_صابر

شب _ بخیر

@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

.
@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

شب بخیر


‏یک شب گفت: هلنا
گفتم: چیه.
گفت: همه‌اش دارم می‌بازم،
گیج شده بودم. گفتم: به کی؟
گفت به خودم....

📓وردی_که_‌بره_‌ها‌_می‌_خوانند
✍ رضا_قاسمی


@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

ارغوان،
شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابی‌ست هوا؟
یا گرفته‌است هنوز؟
من در این گوشه که از دنیا بیرون است
آسمانی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
آنچه می‌بینم دیوار است
آه این سخت سیاه
آن چنان نزدیک است
که چو بر می‌کشم از سینه نفس
نفسم را بر می‌گرداند
ره چنان بسته که پرواز نگه
در همین یک قدمی می‌ماند
کورسویی ز چراغی رنجور
قصه پرداز شب ظلمانی‌ست
نفسم می‌گیرد
که هوا هم اینجا زندانی‌ست
هر چه با من اینجاست
رنگ رخ باخته است
آفتابی هرگز
گوشه چشمی هم
بر فراموشی این دخمه نینداخته است.
اندر این گوشه خاموش فراموش شده
کز دم سردش هر شمعی خاموش شده
یاد رنگینی در خاطر من
گریه می‌انگیزد
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد می‌گرید
چون دل من که چنین خون آلود
هر دم از دیده فرو می‌ریزد
ارغوان
این چه رازی‌ست که هر بار بهار
با عزای دل ما می‌آید؟


هوشنگ_ابتهاج

@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

.
وجود "عشق" برای آن نیست تا ما را خوشحال کند ؛
من اعتقاد دارم "عشق" وجود دارد تا به ما نشان دهد چقدر میتوانیم "تحمل" کنیم !

هرمان_هسه

@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

باز خواهیم خندید
دست در دست هم،
خواهیم رقصید.
کبوتران سپید
با لاله‌ های سرخ
به تماشا خواهند آمد
و ما، درمیان عطرلاله ها
زیر این رنگین‌کمان
غرق در آرامش،
خواهیم چرخید.

✍آرام


شب _ بخیر

@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

.
امیدوارم یه روزی اگه همه چی درست شد
هنوز درونمون شوق و ذوقی واسه
زندگی کردن مونده باشه....

@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

آیا شما که صورتتان را در سایه نقاب غم انگیز زندگی مخفی نموده اید؛
گاهی به این حقیقت یأس آور اندیشه میکنید که زنده های امروزی چیزی بجز تفاله یک زنده نیستند؟
گویی که کودکی در اولین تبسم خود پیر گشته است …

فروغ_فرخزاد

@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار


سلام
بر مادری
که میانِ سوگِ فرزند
می‌سوزد
وچون شعله‌‌های خاموش
و می‌رقصد و تلوتلو
می خورد

سلام
بر پدری
که تابوتِ رؤیا را
به آغوش کشید
و قامتش
شکست
اما فرو نریخت

سلام
بر آن دل‌ها
که جهان
تابِ فهمیدن‌شان را ندارد…

مینـــــو_پنــــاهپـــور

@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

.
اینجـا،
لبریزِ شب است،
خـورشیـدی بیـاور ... 

👤 سعید_فلاحی

شب _ بخیر

@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

.

رنج و محنت تو را
چه کسی درک خواهد کرد؟
ای نجات یافته از طوفان‌ها با طوفان
ای پاکیزه‌‌سرشت، در منجلاب تناقض‌ها...


محمود_درویش
ترجمه: سعید_هلیچی

@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

.
اما تو،
راوی نور باش،
در وادی خاموش دلان.

@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

.
شب‌تاب
داریوش

روزی
برفِ سنگینِ دلتنگی
آب خواهد شد
در آغوشِ آفتابی بی‌بهانه.

و آن روز
دل، دوباره پرنده می‌شود
و جهان
از نو
شروع خواهد شد.

نسیم_دادستان

@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

.
آیا دوباره، باغچه ها را بنفشه خواهم کاشت ؟
و شمعدانی ها را
پُشتِ پنجره، خواهم گذاشت ؟

فروغ فرخزاد

@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

مراباخودببر
تاروشنی......
در این روزهای اندوهبار،
دلگرمی ما
همان آغوش گرم دوستانمان بود

@gandomzaran

Читать полностью…

گندم زار

KojaDimeta.mp3


شعر -زنده یاد بانوی غزل سرای مهتاب بازوند .
از دیار مردمان مهربان وساده ونیک اندیش لرستان..

زبان_مادری

فصلی ست میان  پاییز و زمستان
که من آن را فصل گریه نام نهاده‌ام
فصلی که از همیشه به آسمان نزدیک‌تری..

پیشکش به همراهی سبزتان❣

@gandomzaran
┄*┄ C᭄‌‎‌‌ ‎‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄*┄

Читать полностью…
Subscribe to a channel