8158
کانال نوشتههای #فرشته_رضایی Admin: @FereshtehRezayi وبسایت رسمی: https://fereshteh-rezayi.com ️ instagram: https://instagram.com/fereshteh_rezayi_ 👉 @boyehbaran🌧️
هر روز تو زیباتر اتفاق میافتی!
ومن دوست داشتنت را
از نو شروع میکنم…🕊
#فرشته_رضایی
@fereshteh_rezayi
زندگی بهم یاد داد
راجع به هیچ مسئلهای
اظهار نظر قطعی نکنم،
چون همه چیز به مرور زمان عوض میشه،
آدمها، نظراتشون، شخصیتهاشون
و برخوردهاشون.
@fereshteh_rezayi
تو رو از دور دلم دید اما
نمیدونست چه سرابی دیده :)
🎧 @fereshteh_rezayi 🎶
اگر بدونی که فقط خودتی و خودت
زندگی کردن آسون میشه
نه انتظاری از کسی داری نه توقعی
یک گوشهی دنج جهان
فقط به خودت میپردازی!
نه اومدن کسی خوشحالت میکنه
نه رفتن کسی ناراحتت...
تو خودت یک جهان میشی
دردت برای خودت، صبرت برای خودت
موفق شدی، نوشِ جان خودت...
شکست خوردی، فدای سرت...
برای خودتون باشید
برای خودتون زندگی کنید
برای خودتون تلاش کنید
خودتون، خودتون، خودتون...
@fereshteh_rezayi
ایمان
یعنی در ندانستنها
باز هم آرام بمانی
زیرا به کسی اعتماد داری
که همه چیز را میداند...
@fereshteh_rezayi
حتی در مورد بهترین چیزها هم
آدم باید بتواند به موقع دست نگه دارد...
#رومن_گاری
@fereshteh_rezayi
برای هر کسی
زمستان از جایی شروع میشود
برای یک نفر از خیابان
برای یک نفر از خانه
برای یک نفر از شیشههای بخارگرفته
و دانههای برف
برای من اما...
زمستان از جیبهایم آغاز میشود
هر بار
که به دستهایت فکر میکنم!
#فرشته_رضایی
@fereshteh_rezayi
بزرگی میگفت همیشه دعام اینه که:
خدایا کمکم کن که درهایی رو که بستی
نخوام به زور باز کنم
و درهایی که باز کردی رو اشتباهی نبندم...
@fereshteh_rezayi
‹ خلوتی خواهم که من باشم و من! ›
@fereshteh_rezayi
همهی عمرت رو
صرف راضی نگهداشتن دیگران نکن
بعضی رویاها فقط زمانی به دست میان
که جرأت «نه گفتن» داشته باشی...
@fereshteh_rezayi
از آذر شروع کن
از چهل سالگی شروع کن
از جمعه شروع کن
از ساعت پنج عصر شروع کن
سی و یکم شروع کن
دیر شروع کن
ولی شروع کن...
@fereshteh_rezayi
شاید به چیزی که میخواستی نرسیدی،
چون جهان میدونست تو لایق بیشترشی...
@fereshteh_rezayi
میگوید از عشق بگو!
میگویم حس جذابی که برای ورود به جایی
از کسی اجازه نمیگیرد...
آزاد است و سرکش!
هر بار به آن فکر میکنم
یاد دستهای از اسبهای وحشی میافتم
که رها و مست و شیههکشان
در راهی بیانتها میتازند
و هیچکس جلودارشان نیست،
یاد گیاهان خودرویی میافتم
که نه دست باغبان بذرشان را کاشته
و نه به آنها رسیدگی کرده
اما یک روز فهمیده
گوشهای از باغش را احاطه کردهاند...
یاد طوفانی میافتم که ویرانگر آمده،
درهم کوبیده و پیش رفته
یا رودخانهای که طغیان کرده
و سدها را شکسته...
میگوید از عشق بگو!
میگویم چیزی که با خودش پشیمانی ندارد، چون آدم هیچوقت نمیتواند یقهی خودش را بابت احساسی بگیرد که به اختیارش نیست...
حسی که به تنفر نمیانجامد،
احساسی که شعلهاش زیاد و کم نمیشود
از همان اول با بالاترین حرارت میآید
و میسوزاند...
احساسی که مشتاق به تجربهاش هستی
اما از عاقبتش میترسی
تلفیقِ نیاز و پرهیز!
دوستداشتنی و دردسر ساز!
حسی که امید میبخشد و مأیوس میکند
حسی که آرامش میدهد
و آشوب به پا میکند
ضعیف میکند و قدرت میبخشد!
میگوید از عشق بگو!
میگویم تا آخرِ دنیا بخواه
تا برایت از عشق بگویم
اما برای دوست داشتنت دلیل نخواه،
چون نمیتوانم برایش دلیل بیاورم
از دوست نداشتن نگو؛
چون نمیتوانم از خواستنت دست بکشم
و از فراموش کردن؛
چون نمیتوانم از حافظهام بیرونت کنم...
و راستش من فکر میکنم
عشق...
مجموعهی همین نتوانستنهای آدم است!
#فرشته_رضایی
@fereshteh_rezayi
سراسر خیر است،
وقتی همه چیز دست خداست :)🤍
@fereshteh_rezayi
مادرم
هر شب یلدا
انار دانه میکند
و قصهای عاشقانه برایمان میگوید
او نمیداند که من خودم یلدای جهانم!
با این همه عاشقانه که در سینهام دارم
و هیچ چیز طولانیتر از دلتنگی من نیست
و از قشنگی تو...
و هیچ چیز طولانیتر از انتظار من نیست
و از نبودن تو...
#فرشته_رضایی
@fereshteh_rezayi
قلب من، آنقدر از تو پر است
که به سختی
میتوانم آن را مالِ خودم بنامم...
🎧 @fereshteh_rezayi 🎶
جمعه بهانه است
دلم تمام روزها
برای تو شعر می شود
جمعه بهانه است …
تو اگر نباشی
خیالت اگر نباشد
و دستت را بر سر روزها نکشی
تمام هفته
هیچ چراغی روشن نمی شود!
#فرشته_رضایی
@fereshteh_rezayi
اگه جسمتون همون جاییه که دلتون هست
خوشبختین...
@fereshteh_rezayi
عشق نیازِ دو تن نیست
نیاز دو روح است،
نیازِ صادقانهی دو قلب است به یکدیگر
برای داشتن شوقِ ادامهی حیات...
#فرشته_رضایی
@fereshteh_rezayi
کی میدونه چند تا کوه
رو شونههای کی سواره؟!
باهم مدارا کنیم♡:)
@fereshteh_rezayi
آدم وقتی لبریز است از یادِ کسی
که هر روز هر جا میرود
یادش را با خودش میبرد
که در عصرهای بارانی
یا غروبهای پاییزی
یا شبهای دلتنگ
با یادش قدم میزند
که در کافهها، در عطر قهوهها
در شعرها و آوازها
دست یادش را میگیرد
که با یادش غمگین یا خوشحال میشود میخندد یا گریه میکند...
آدم وقتی با یاد یک نفر
در مغزش یا در کنج سینهاش زندگی میکند، تنهاست؟
نمیدانم، اتفاق خوبیست
یا اتفاق بدی
اما این روزها هیچکس تنها نیست…
هر کسی یادِ خودش را دارد!
#فرشته_رضایی
@fereshteh_rezayi
قشنگترین جمله رمان
«بامداد خمار » این جملهست:
آدمهای بیاصل و نسب اصیل نمیشن،
نه با زمان نه با تلاش نه با عشق.
@fereshteh_rezayi
اگه احساسات دوطرفه باشه،
تلاشها همیشه با هم برابرن.
@fereshteh_rezayi
تا وقتی زندگی ادامه دارد
همه چیز از نو می تواند شروع شود...
#فیلیپ_فورست
@fereshteh_rezayi
ترکها یه ضربالمثلی دارن میگن:
«جایی که قرار نیست شکمت رو سیر کنن، گرسنگیت رو بیان نکن.»
منم بههمون شکل میگم:
جایی که قرار نیست قلبت سیر بشه،
احساساتت رو بازگو نکن
و زخمهات رو به اونی که نمیخواد
یا نمیتونه که مرهم باشه، نشون نده.
@fereshteh_rezayi
حتی اگه پناهِ یک جهان باشم
در لحظههای بیپناهی
دلم تو رو میخواد مادر...
اصلا من پناه بودن رو
از تو یاد گرفتم در تمام روزهایی
که پشت من ایستادی
تکیهگاهم شدی
و قلبت برای من تپید...
چه آرامشی داره حتی فکر کردن به تو
چه خوبه بودنت
چقدر تسکینی
چقدر ترمیم کنندهی
تکههای شکستهی وجود منی...
تا آخر دنیا
هر جا که باشم
دلم برای تو پر میکشه
و تنم اندازهی آغوشِ توعه...
دوستت دارم.♥️
#فرشته_رضایی
@fereshteh_rezayi