1209
غزل غزل غزال من ! ترنمم از آن تو… https://t.me/joinchat/AAAAAFOZpxllrvRDrae5NA
دوش این دل خونچکیده پهلوی تو بود
وین دیدهی حیرتزده بر روی تو بود
آوارهسری که این زمان دربهدر است
روزی دو از این پیش، به زانوی تو بود
#بیدل_دهلوی
#نای_و_نوا
🎼🎵🎶🎤🎼🎵🎶
ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما
جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما
ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما
آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما
ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما
پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما
در گل بمانده پای دل جان میدهم چه جای دل
وز آتش سودای دل ای وای دل ای وای ما
#مولانا
🔹کاریکلماتور
✍علیرضا جمشیدی:
🔹گوسفندی که دُم در آورد، زودتر از همه قربانی شد.
🔹پای قرارمان هستم، اما با پای بی قرارم چه کنم.
🔹فردوسی از تورم هم گفته بود، گرز گران را می گویم.
🔹خط فقر در ایستگاه فلاکت، مسافرینش را پیاده می کند.
🔹درخت با دیدن تابلوی ایستادن ممنوع، برگ هایش ریخت.
🔹کفن، هیچ وقت از مد نمی افتد.
🔹چشمِ شوهر روزگار روشن، هر روز آبستنِ حوادث است،
🔹دماغِ بزرگ که عیب نیست، مشکل از گوش های دراز است
🔹کلماتِ پاورقی را به جرم حاشیه نشینی، اخراج کردند
»»»»»»
✍محمد بابایی:
🔹دروازه بان، بوی گُل می دهد.
🔹مسافرخانه دار، خوب جاخالی می دهد.
🔹جوراب هم عرق خور قّهّاریست.
»»»»»»
✍علیرضا معصومی:
🔹زن، با دل ِ پُر وارد زایشگاه میشود.
🔹بیرون بودن تار ِ مو، صدای قانون را در می آوزَد
🔹شعرهای وحشی را با ترس و لرز میخوانم.
»»»»»»
✍رضا وارسته:
🔹چک ها بیشتر از کتاب ها " نقد " میشوند !!!
»»»»»»
✍فریده اسماعیلی:
🔹چشم سفید هم گاهی چشمانش سیاهی می رود.
🔹سلاح سرد، آدمها را به زمین گرم میزند.
🔹زور مداد فشاری به کلمات نمی رسد.
»»»»»»
✍سعید دهفولی :
🔹عروس دریایی سر همه ی خواستگار ها را زیر آب می کند.
غمی بود رستم بیازید چنگ
گرفت آن بر و یال جنگی پلنگ
خم آورد پشت دلیر جوان
زمانه بیامد نبودش توان
زدش بر زمین بر به کردار شیر
بدانست کاو هم نماند به زیر
سبک تیغ تیز از میان برکشید
بر شیر بیدار دل بردرید
بپیچید زان پس یکی آه کرد
ز نیک و بد اندیشه کوتاه کرد
نشان داد مادر مرا از پدر
ز مهر اندر آمد روانم به سر
کنون گر تو در آب ماهی شوی
و گر چون شب اندر سیاهی شوی
بخواهد هم از تو پدر کین من
چو بیند که خاکست بالین من
ازین نامداران گردنکشان
کسی هم برد سوی رستم نشان
چو بشنید رستم سرش خیره گشت جهان پیش چشم اندرش تیره گشت
بپرسید زان پس که آمد به هوش
بدو گفت با ناله و با خروش
که اکنون چه داری ز رستم نشان
که کم باد نامش ز گردنکشان
بدو گفت ار ایدونکه رستم تویی
بکشتی مرا خیره از بدخویی
چو برخاست آواز کوس از درم
بیامد پر از خون دو رخ مادرم
همی جانش از رفتن من بخست
یکی مهره بر بازوی من ببست
مرا گفت کاین از پدر یادگار
بدار و ببین تا کی آید به کار
چو بگشاد خفتان و آن مهره دید
همه جامه بر خویشتن بردرید
همی ریخت خون و همی کند موی
سرش پر ز خاک و پر از آب روی
📙 #شاهنامه
کلام تلخ ولی صادقانه را بپذیر
بهانه است؟ چه بهتر! بهانه را بپذیر
چو برده ای که امیدش به روز آزادی است
صبور باش و به تن تازیانه را بپذیر
پرنده بودن خود را مبر ز یاد ولی
کنون که در قفسی، آب و دانه را بپذیر
نشاط عشق به رنجِ وجود می ارزید
ملالِ این سفرِ جاودانه را بپذیر
کسی برای ابد با کسی نمی ماند
زمانه است رفیقا، زمانه را بپذیر ...
#نای_و_نوا
🎼🎵🎶🎤🎼🎵🎶
سایهام را میتوان چون زلفِ خوبان شانه کرد
بس که طبعِ من به صد فکرِ پریشان آشناست
#بیدل_دهلوی
هر شب ستارهای به زمین میکشند و باز
این آسمان غمزده غرق ستارههاست
#سیاوش_کسرايي
#شبتون آرام 🌙⭐️
حکایت
Читать полностью…
مردی به بودا دشنام داد.
بودا لبخند زد.
شاگردانش پرسیدند: «چرا ناراحت نشدی؟»
بودا گفت: «اگر کسی هدیهای به تو بدهد و تو نپذیری، آن هدیه نزد چه کسی میماند؟»
گفتند: «نزد همان که آورده.»
بودا گفت: «من دشنام را نپذیرفتم، پس نزد او ماند.»
سوگند به تاكستان
كه پیش از تولدِ انگور
شراب بودم من
#بیژن_نجدی
تا مگر یک نفسم بویِ تو آرد دم صبح
همه شب منتظرِ مرغِ سحرخوان بودم
#سعدی
درود بر یاران جان
پگاهتان پدرام
دلتان به یاد دوست آرام 🌺
در ماضی بسیار بعیدی
هستم
ای کاش
به حال ساده ای
برگردم
#ایرج_خواجوی
#نورباعی
هر چیزی که متقابل باشه تا ابد ادامه داره.
درک، ادب، احترام، عشق.
✍️ هیچ بحران انرژی، بحران غذا یا بحران محیط زیستی در کار نیست!
بحران، "بحران نادانی" است!
👤 ریچارد فولر
.
برای همدیگه دعا کنید؛
و مطمئن باشید جایی در این جهان برای شما خیری فرستاده میشه.
🍃🪴
بعد از این دستِ من و دامنِ آن سروِ بلند
که به بالای چَمان از بُن و بیخَم بَرکَنْد
حاجتِ مطرب و مِی نیست تو بُرقَع بِگُشا
که به رقص آوَرَدَم آتشِ رویت چو سپند
هیچ رویی نشود آینهٔ حجلهٔ بخت
مگر آن روی که مالَند در آن سُمِّ سمند
گفتم اسرارِ غمت هر چه بُوَد گو میباش
صبر از این بیش ندارم چه کنم تا کی و چند؟
مَکُش آن آهویِ مُشکینِ مرا ای صیّاد
شرم از آن چشمِ سیه دار و مَبَندَش به کمند
منِ خاکی که از این در نَتَوانَم برخاست
از کجا بوسه زنم بر لبِ آن قصرِ بلند؟
بازمَستان دل از آن گیسویِ مُشکین حافظ
زان که دیوانه همان به که بُوَد اندر بند
میان این همه آشفتگی ذهنی ، زیبایی ببینیم 😍😍
.
صبح از پرده به در میآید
اثر آه سحر میآید
یا کسی مشک ختن میبیزد
یا نسیم گل تر میآید
خیز ای ساقی و میده به صبوح
که حریف چو شکر میآید
#عطار
درود بر یاران جان
پگاهتان پدرام
دلتان به یاد دوست آرام 🌺
👈 زنی بنگالی که یک تاجر بریتانیایی را بر پشت خود حمل میکند❗️
این عکس در سال ۱۹۰۳ میلادی ( ۱۲۸۲ خورشیدی ) ، در اوج سلطه استعمار بریتانیا بر شبهقاره هند ثبت شده است.
این تنها یک عکس نیست؛ روایتی تکاندهنده از مناسبات نابرابر قدرت در دوران استعمار است. تصویری که نشان میدهد چگونه کرامت و نیروی انسانهای تحت سلطه، در خدمت رفاه و برتری استعمارگران قرار میگرفت.
استعمار فقط تصرف سرزمینها نیست، بلکه یک سیستم نظام مندی که بر پایه بهرهکشی، تحقیر و نابرابری بنا شده است از همین رو، این تصویر را نمیتوان صرفا یک قاب تاریخی دانست، بلکه سندی از رنج میلیونها انسانی است که هزینه قدرت و ثروت امپراتوریها را پرداختند، همان گونه که اکنون هم میپردازند.
تاریخ را باید با همه ابعادش دید، نه آنگونه که قدرتها روایت میکنند، بلکه آنگونه که قربانیانش تجربه کردهاند.
صائب:
زنهار! مکن خوار، عزیزان جهان راЧитать полностью…
تا چرخ، عزیزان تو را خوار نسازد.
به زندگي ات نمي توانی روزهای بيشتری اضافه كنیدرود بر یاران جان
اما به روزهایت مي توانی زندگی بيشتری ببخشی...
زندگیتان پربار و شاد
با سرعت برق و باد از اینجا بگذر
حتی نکن از دور تماشا بگذر
ای عشق اگر دوباره ما را دیدی
لطفا سر خر کج کن و از ما بگذر
#واران
«من راهروندهای آهستهام،Читать полностью…
اما هرگز به عقب برنمیگردم.»
به خودت یاد بده که
بدون مورد توجه قرار گرفتن،
بدون تایید شدن،
بدون دعوت شدن به جمعی
و بدون حمایت شدن هم
حالت خوب باشه و بتونی از زندگیت لذت ببری!
#نای_و_نوا
🎼🎵🎶🎤🎼🎵🎶
من در اندیشه ی آنم که روان بر تو فشانم
نه در اندیشه که خود را ز کمندت برهانم
سعدی
🎧
نیلوفر نمیدانست
سهمش از دنیا مرداب است،
اما بازهم گُل شد،
امید داشتن، بزرگترین بخش زندگیست.
✨شبتون آرام 🌙⭐️
«کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیشЧитать полностью…
کی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟»