1209
غزل غزل غزال من ! ترنمم از آن تو… https://t.me/joinchat/AAAAAFOZpxllrvRDrae5NA
"تو را
همانند بوییدن یک کتاب دوست دارم.
زیرا که من
برای پیدا کردن تو
صفحههای زیادی را گشتهام"
#گوئَن_آکگون
🪴
.
سری که تاج بر آن است، آرام نمیخوابد.
شکسپیر
تاج توخالی
شکوهِ تاجِ سلطانی که بیمِ جان در او دَرج است
کلاهی دلکش است اما به تَرکِ سر نمیارزد
#حافظ
روزیِ عصر آسمانِ شما،
قاصدکهای خوشخبر باشد ...🧚
عصرتون دلنشین🌺
.
باشد که روزگار
بچرخد به کام دل
باشد که غم
خجل شود از صبر قلب ما
امروز 22 August
روز جهانی فرشتههاست
#نای_و_نوا
🎼🎵🎶🎤🎼🎵🎶
شبنم به آفتاب رسید از فتادگی#صائب_تبریزی
بنگر که از کجا به کجا می توان شدن!
یکی از بهترین روزهای زندگی هر انسانی روزیست که میگوید «دیگر کافیست»
و به پا میخیزد تا برای چیزی که آن را
واقعا میخواهد با تمام وجود بجنگد...
#مولانا
که چراغ دزد باشد شب و خواب پاسبانان
به دمی چراغشان را ز چه رو نمینشانی
بگذار کاهلی را چو ستاره شبروی کن
ز زمینیان چه ترسی که سوار آسمانی
نداند بجز ذات پروردگار
که فردا چه بازی کند روزگار
گاهی احساس میکنم تو را بسیار دوست میدارم،Читать полностью…
و گاهی حس میکنم این بسیار، کفایت نمیکند.
با خلق همنشین و از ایشان رمیده باششفقت هوشیارانه به خود Читать полностью…
مضمون دلنشینِ ز خاطر پریده باش
تازه کن مشق شب و خط بزن ابرویت راЧитать полностью…
که من از بر شده ام مثنوی مویت را...
#حافظ
چه مستیست ندانم که رو به ما آوردЧитать полностью…
که بود ساقی و این باده از کجا آورد
دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن
که باد صبح نسیم گره گشا آورد
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد
وقتی آفتاب هر روز آنقدر درخشان میتابه
که انگار هرگز شبی نبوده!
میشه هنوز هم امیدوار بود
زخمها تاریکیهای آدمند اما،
میشه هر روز طوری طلوع کرد
که انگار
هرگز شبی نبوده
در طلوعی دوباره
آرزو میکنیم پنجره دلتون
امروز رو به شادی و
خوشوقتی باز بشه
تمام داستان روان در رابطهها(والد و فرزند، زن و شوهر، دولت و مردم، دوست و دشمن...) یک جمله است:
«اندازه نگهدار که اندازه نکوست
هم لایق دشمن است و هم لایق دوست»
سعدی
🔺در ویدیوی فوق «اندازهها»(شکل زیر) تعیین میکنند که جوجه اردک چه چیزی را از رفتار مادرش برداشت میکند.Читать полностью…
جسم زیبایی خود را میجست
رگ بگشوده ي خود را یافت!
«لورکا»
به مناسبت سالروز درگذشت لورکا
نظامی گنجوی- شاعر قرن ششم
⚠️ غافل منشین، نه وقت بازی است!
آن روز که هفت ساله بودی
چون گل به چمن حواله بودی
و اکنون که به چارده رسیدی
چون سرو بر اوج سر کشیدی
غافل منشین، نه وقت بازی است!
وقت هنر است و سرفرازی است
دانش طلب و بزرگی آموز
تا به نگرند روزت از روز
جایی که بزرگ بایدت بود
فرزندی کس نداردت سود
چون شیر به خود سپهشکن باش
«فرزند خصال خویشتن» باش
در جدول این خطِ قیاسی
میکوش به «خویشتنشناسی»
میباش طبیب عیسوی هُش
اما نه طبیب آدمیکش!
میباش فقیه طاعتاندوز
اما نه فقیه حیلتآموز!
میکوش به هر ورق که خوانی
کان دانش را تمام دانی
با این که سخن به لطف آب است
کم گفتن هر سخن صواب است
آب ار چه همه زَلال خیزد
از خوردن ِ پر، مَلال خیزد
کم گوی و گزیده گوی چون دُر
تا ز اندک تو جهان شود پُر
در این خاک در این خاک در این مزرعه پاکЧитать полностью…
به جز مهر به جز عشق دگر تخم نکاریم
کارما میگه:
تو دل کسی رو میشکونی که برات مهم نیست. اما تاوانشو سر کسی میدی که برات مهمهЧитать полностью…
به اعتقاد من صبح ها به خودی خود صبح نیستند.
باید دلیلی برای آغاز باشد، باید انگیزه و هدفی، این ثانیههای مبهم را به سمت صبح شدن، هل بدهد.
صبح، دلیل میخواهد جانم.
گاهی یک هدف میشود دلیل تو، گاهی یک اتفاق مبارک، و گاهی هم یک آدم خوب.
و من هر سه را برای ثانیههای ارزشمندتان آرزو میکنم.
هر لحظه تان، به زیبایی صبح.
صبحی که از همان ابتدایش، با هزاران امید و انرژی و انگیزه آغاز شود، که روزتان را ضمانت کند، که واقعاً صبح باشد.
روزتان سرشار از آرامش و طراوتِ برگها، در رقص باد
آنجا
که تویی
چه جای امثال من است؟
میکردی
کاش
جان ما را خالی
#محمدعلی_شیوا
در دلم آرزوی آمدنت می میرد
رفته ای اینک ، اما
باز بر می گردی؟
چه تمنای محالی دارم
خنده ام می گیرد...
#حمید_مصدق
مردم شهرم همیشه عجول بودهاند
همیشه همهی کارهایشان را با عجله انجام دادهاند، چای را داغ سر کشیدند، پشت ترافیک بوق را یکسره کردند، شب را با استرس خوابیدند و صبح را با عجله سمت کار دویدند
در پیاده رو به هم خوردند و بَد و بیراه گفتند...
زود ازدواج کردند و زود هم پشیمان شدند،
آنقدر عجله کردند که وقتی رسیدند نفسی برایشان نمانده بود...
باور کنید انتهایش چیزی نیست،
وقتی به خودتان میرسید، درون آینه فقط یک مرد، یک زن با موهای جوگندمی نگاهتان میکند، عمر به قدر کافی تند میدود، شما آهسته راه بروید و به آرزوهایتان برسید...
به خودتان هر روز نگاه کنید و آدمها را یواش یواش دوست بدارید،
چای را پای حرفهای معشوقهی دوست داشتنیِ تان سرد کنید،
خیابان را باعشق قدم بزنید، شما هرگز به سن و سالِ الانتان برنمی گردید...
.
#نای_و_نوا
🎼🎵🎶🎤🎼🎵🎶
خورشید گر از بام فلک عشق فشاند#مولانا
خورشید شما، عشق شما، بام شمایید ...
سلام بر دلی که قلبم را، بی هیچ دیداری سرشار از عشق کرد.....Читать полностью…
همهچیز لازم نیست امروز معنا داشته باشد؛ بعضی معناها را فقط آینده آشکار میکند.
نازنینم اگر امروز را خستهای
امشب پیش از خواب،
کمی با خودت مهربانتر باش.
تو قرار نیست تمامِ ناتمامهای زندگی را
امشب به پایان برسانی.
شبت آرام،Читать полностью…
و فردایت روشنتر.
بذر دوستی را میباید با فروتنی کاشت،Читать полностью…
با عشق آبیاری کرد و علف های هرزِ داوری ها را
که مانع رستنِ نهال هستند، چید
من دوستانم را داوری نمیکنم و در پی به دست آوردن امتیازی بر آنها نیستم، در باور من «دوستی» تقسیم کردنِ امتیازهاست .......!
#حافظ 📖
ز دلبری نتوان لاف زد به آسانی
هزار نکته در این کار هست تا دانی
بجز شکردهنی مایههاست خوبی را
به خاتمی نتوان زد دم سلیمانی
هزار سلطنت دلبری بدان نرسد
که در دلی به هنر خویش را بگنجانی!
الدن نولان
رشدِ انسان را در سهمرحله ترسیم میکند ؛ و بهنظرم بسیار ظریف است چون میان فهم، بخشش، و خرد تفاوت میگذارد .Читать полностью…
"بچه روزی که بفهمد بزرگسالان کامل نیستند، بالغ میشود."
این لحظه همان نقطهٔ فروپاشی اسطوره است. کودک تا پیش از آن، والدین و بزرگسالان را موجوداتی بینقص میبیند . وقتی میفهمد آنها هم خطا دارند ، وارد جهان واقعیت میشود ؛ این همان آغاز بلوغ است.
"روزی که آنها را ببخشد، بزرگسال میشود."
فهمِ نقص کافی نیست ؛ اگر در همان مرحله بمانیم ، فقط سرشار از خشم و سرزنش میشویم . بزرگسالی یعنی تواناییِ پذیرش محدودیتها و بخشیدن کسانی که ما را ناامید کردهاند . این بخشش ، نشانهٔ مسئولیتپذیری و رهایی از نگاه کودکانه است.
"و روزی که خودش را ببخشد ، فردی خردمند میشود ."
این شاید سختترین مرحله باشد . چون انسان معمولاً خودش را سختتر از دیگران قضاوت میکند . خردمندی یعنی تواناییِ آشتی با خود ، دیدنِ خطاها و محدودیتهای شخصی ، و در عین حال پذیرفتنِ ارزش و امکانِ ادامهٔ زندگی .