42073
خرید دورههای آموزشی در خارج از کشور: imanfani.thinkific.com خرید دورههای آموزشی در ایران: https://b2n.ir/a19688 منبع برخی دوبلههای رایگان: theschooloflife.com
مرور و بحث کتاب «نسل وحشت» نوشته بریت ری-
یافتن هدف در عصر بحران اقلیمی
بخش اول
Generation Dread
Britt Wray
@dr_iman_fani
تریپ TRIPP ترامپ
آرامش پس یا پیش از طوفان؟
اخبار منتشر شده در ساعات اخیر نشان از دیدار نزدیک ترامپ و پوتین درباره صلح اوکراین دارند. بر خلاف دفعات قبل که اخبار بیشتر بصورت شایعه و صرفا از جانب رسانه های غربی بود، این دفعه روسیه نیز وقوع این دیدار را تایید کرده و اعلام داشته پیشنهادات «مثبت و واقع بینانهای» دریافت کرده و صلح در دسترس است.
فراموش نکنیم این خبر بدنبال موج جدیدی ای از حملات موثر و جدی اوکراین به تاسیسات مرزی و عمق خاک روسیه اتفاق میافتد. همزمان اعمال تعرفه (جریمه های سنگین) بر هند برای توقف خرید نفت روسیه باعث شده پالایشگاههای دولتی هند منتظر تصمیم سخت سیاستمداران هند باشند. همه این تحولات در زمینه پیشروی آهسته و پیوسته روسیه در خاک اوکراین در ماههای اخیر اتفاق میافتد که اروپا در واکنش به آن خرید صدها میلیارد دلار تسلیحات آمریکایی را قطعی کرده بود.
به نظر می رسد روسیه شرایط حال حاضر را بعنوان حد نهایی پیشروی و چانهزنی در نظر گرفته و ادامه جنگ را به نفع خود نمیبیند. هر چند هر صلحی در این شرایط درست مانند سال ۲۰۱۴ به تسلیح بی سابقه طرف مقابل و خریدن وقت خواهد انجامید، روسیه پس از افتادن در تله جنگ فرسایشی شاید فعلا چارهای جز صلح تحمیلی نداشته باشد.
به عنوان تحول موازی، تحقق کوریدور زنگه زور آن هم با کارسازی مستقیم آمریکا و ناتو و با نام جاده صلح و رفاه ترامپ TRIPP اجتناب ناپذیر به نظر میآید. در آخرین مرحله از مذاکرات، ترکیه به نحو جالبی از تحولات کنار گذاشته شد؛ شبیه آنچه در سوریه اتفاق افتاد. (ترکیه با افتخار سعی داشت سقوط سوریه را بنام و بکام خود ثبت کند که توسط اسرائیل تحقیر و بیاثر شد). روسیه نیز در این تحول عظیم عملا موضع منفعل اختیار کرد؛ حتی در مقاله ای در نشریه آر تی -پیوسته به دولت- با عنوان «عصای زیر بغلی در کار نیست: همسایگان روسیه باید روی پای خود بایستند»، با اشاره به بحران اقلیمی و استرس آبی آسیای مرکزی، عملا سیاست انفعال روسیه در قبال منطقه نفوذ خود را یک نوع سیاست کلان جدید معرفی میکند که در آن روسیه خود را از دخالت فعال در قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی کنار میکشد!
دشوار است این لحن روسیه را نوعی تاکتیک فعالانه تصور کنیم و احتمالا باید آن را نوعی واقع بینی از موضع ضعف درباره امکانات روسیه پس از جنگ به حساب آورد. فراموش نکنیم کوریدور زنگه زور زیر نظر ناتو نه تنها یک پیشروی بزرگ در حوزه نفوذ روسیه بلکه قدمی مهم برای تکمیل محاصره ایران و در مرحله بعد آرایشی جنگی در جهت اخلال در پروژه کمربند و جاده چین است.
در جهانی زندگی می کنیم که همه ملتها در آن بسرعت در حال آخرین اقدامات برای مهرهچینی و تسلیح همه جانبه هستند. یا با تشویق و فشار امپراطوری دریایی (نظیر تایوان، ژاپن، کره جنوبی، فیلیپین، اروپای غربی و آذربایجان) و یا در پاسخ ناگزیر به این آرایش جنگی.
هیچ کس قواعد و طرفهای اصلی جنگ بعدی را بروشنی نمیداند. آنچه روشن است فتح سرزمینی و تسلط بر منابع اقتصاد جدید نظیر آب، فلزات کمیاب و انرژی مد نظر است. این یعنی جنگ جهانی اصلی بر خلاف نظر عدهای از تحلیلگران هنوز آغاز نشده و ما درست در آستانه آن ایستادهایم. (به تخمین ناتو حداکثر سه سال با جنگ فراگیر فاصله داریم)
در نبرد اصلی قطعا آمریکا بصورت مستقیم وارد خواهد شد. این رویارویی بیرحمانه و فراگیر خواهد بود. ناامیدی تمدنی و پیشبینی انقراض اقلیمی، استفاده از سلاح اتمی را بعنوان آخرین چاره بسیار محتمل میکند. متاسفانه این نکته از نظر تحلیلگران زیادی دور مانده است. بنابرین برای بقای ملتها اقدام حداکثری و تغییر بنیادی دکترینهای نظامی پسا جنگ سرد ضروری بنظر میرسد.
@dr_iman_fani
مرور و بحث کتاب «راه کمگذر» نوشته دکتر اسکات پک -بخش سوم و پایانی
شاهکاری در خودشناسی و توسعه فردی
@dr_iman_fani
مرور و بحث کتاب «راه کمگذر» نوشته دکتر اسکات پک -بخش اول
شاهکاری در خودشناسی و توسعه فردی
@dr_iman_fani
اتحادیه اروپا نهایتا دربرابر فشار آمریکا تسلیم شد و این یعنی قبول کالای آمریکایی با تعرفه صفر و پذیرش و هضم ۱۵ درصد تعرفه بر تقریبا همه صادرات اروپایی به آمریکا.
همانطور که پیشتر در پادکستی بیان کردم، روند تحمیل تعرفه مدتها پیش از روی کار آمدن دونالد ترامپ آغاز شده بود که در این دوره شکلی خشن و بی رنگ و لعاب دوستی به خود گرفته است. اروپا این را می داند و امیدی به تغییر روند در دوران پس از ترامپ (اگر این دوران وجود داشته باشد) نخواهد داشت. همانطور که بایدن تعرفه های دوره اول ترامپ را حذف نکرد و حتی تعرفه های جدیدی به آن افزود!
بنابراین اصطلاحا «متحدان آمریکا» برای در امان ماندن از تعرفه چاره ای ندارند جز آن که صنایعی نظیر خودروسازی و صنایع مادر خود را به خاک آمریکا منتقل کنند. این روند (همزمان با کوبیدن بر طبل غرور ملی) بصورت ناگفته و زیر پوستی در کانادا آغاز شده است و بسیاری از کانادایی ها از آن خبر ندارند؛ شرکتهای کانادایی دارند بیصدا به آن سوی مرز مهاجرت می کنند.
تعطیلی یک کارخانه و بیکاری کارگرانش روندی سریع و احداث کارخانه جدید و جذب و پرورش نیرو پروسه ای کند است. بنابراین صنعت زدایی De-industrialisation در اروپا، ژاپن، کانادا و سایرین با روندی نسبتا سریع اتفاق خواهد افتاد. در مورد اروپا به ویژه، الزام واردات انرژی گرانقیمت از آمریکا مزید بر علت خواهد شد. در مقابل، صنعتی شدن مجدد آمریکا Re-industrialization اگر اتفاق بیافتد، برای این کشور روندی کند و پیچیده خواهد بود.
پرسش اینجاست که آیا با این سیاست آمریکا «متحدان» خود را ضعیف نمی کند و در جنگ جهانی بعدی در معرض خطر قرار نمی دهد؟ دو پاسخ وجود دارد؛
۱-بر خلاف باور بسیاری از تماشاگران و تحلیلگران سیاست، آمریکا از نارضایتی اقتصادی و حتی موج مهاجرتی به اروپا در اثر ویرانی غرب آسیا سود برده و می برد! بی ثباتی و حتی تجزیه و انحلال اتحادیه اروپا، دولت-ملتهای مغرور، افراطی و یتیمی را خلق می کند که همگی مانند آلمان نازی آماده جنگ با روسیه و حتی با یکدیگرند و دست بر قضا جنگهای جهانی جز برکت و نعمت برای تمدن دریایی چیز دیگری نداشته است. مهم نیست چه کسی در اوراسیا برنده شود چون این پیروزی یک پیروزی «پایریک-پر خسارت برای اوراسیا» خواهد بود و برنده نمی تواند دربرابر محاصره دریایی انگلوساکسون ها قد راست کند. حتی همین حالا پس از جنگ اوکراین و تعرفه های آمریکا، اتحادیه اروپا دیگر رمقی برای مذاکره از موضع قدرت در مقابل انگلستان درباره برگزیت ندارد. (اساسا برگزیت را کسی یادش هست؟)
۲-فرض کنیم سناریوی بالا زیادی بدبینانه باشد و آمریکا حقیقتا در برابر «متحدانش» مسوولیت احساس می کند. در این صورت چرا آمریکا با زور گیری اقتصادی «متحدانش» را به دامن چین می اندازد؟ پاسخ را باید در تمثیلی از پزشکی جستجو کرد؛
در قحطی های طولانی و یا بی اشتهایی شدید مثلا در سرطان، بدن شروع می کند به «خود خواری» یا اتوفاژی؛ یعنی بدن ذره ذره از منابع کم اهمیت تر مانند چربی کبد و صفاق می سوزاند و بعد اگر قحطی ادامه یابد نوبت می رسد به عضلات. عضلات به فرد در یافتن غذا کمک می کنند و تنها استیصال شدید باعث می شود انسان عضله اش را به عنوان غذا بسوزاند. اما حتی میان عضلات هم تقدم و تاخر وجود دارد؛
آخرین عضلاتی که بدن با آنها خداحافظی می کند، عضلات فک و دو طرف گیجگاه هستند که کار جویدن را انجام می دهند. این وقتی اتفاق می افتد که بدن کاملا امیدش را برای یافتن چیزی برای جویدن از دست داده است.(چهره اسکلت مانند قحطی زدگان و مراحل آخر سرطان را بیاد بیاورید.)
و این گونه است که یک امپراطوری یا هژمون «متحدانش» را یک به یک و بر اساس تقدم و تاخری دقیق مصرف می کند.
@dr_iman_fani
مستندهای عجیب و غریب | اپیزود ۱۴ :
جادوی واقعی قارچها - قلمروی سوم، درونگرایان طبیعت
@dr_iman_fani
انگار همین دیروز بود که الجولانی از ترک موتور سیکلت پیاده شد، کت و شلوار پوشید و کراوات زد، با هاکان فیدان در بالای تپهای مشرف به دمشق قهوه ترکی صرف کرد و به آینده روشن و صلحآمیز سوریه اندیشید.
در آن زمان افکار عمومی در غرب آسیا و شاید به طور خاص عده زیادی از ما ایرانیها خوشبین بودیم که سوریه گرفتاریها و تحریمهایش تمام شده و «جامعه جهانی» برایش آغوش باز کرده است.
در قابلیت تحقق این چشمانداز روشن چند مشکل کوچک وجود داشت:
۱-ذات واقعی فاتحان سوریه: احتمالا حتی خود الجولانی با آن چشمان رمیده، باور نکرده بود که میتواند یک رییس جمهور عادی برای سوریه باشد. حتی وقتی شیوخ خلیج فارس در پایتختهای تمیزشان به او نوید عادی سازی روابط میدادند، الجولانی میدانست که اختیاراتش چون گذشته صرفا در حد قلع و قمع مردم و اقوام غیر مسلح است نه چیزی بیشتر. نه میتواند از بالا دست رودخانههای ترکیه آب بگیرد و نه دشمن جنوبی را از مرزها براند. او از بمبهای کنار جاده ای، شورش درون فرقه خود و حمله به خوابگاهش چندان دور نشده بود.
۲-«جامعه جهانی» به مفهوم پسا جنگ دوم جهانی، اساسا دیگر وجود خارجی ندارد تا برای کسی آغوش باز کند. در یادداشتی مفهوم «اکوفاشیسم» را توضیح دادم: قرار نیست ملتها یا دولتهای جدیدی زاده شوند. باریکههایی از سرزمین که در آن میدانهای نفت و گاز یا معادن قرار دارند با چندصد مزدور تامین امنیت شده و باقی سرزمین به مفهوم امروزی «سوریه سازی» میگردد: مردان نقابدار موتورسیکلت سوار کلاشنیکف بدست، لبریز از غریزه جنسی، جای دولت-ملتهای شکست خورده اوراسیا را خواهند گرفت. تحریمها صرفا برای همان میدانهای نفتی برداشته میشود نه برای مردم.
۳-تضمینکنندگان منطقهای فراوانی و امنیت سوریه جدید (ترکیه و شیخنشینهای خلیج فارس) خود در بانک اهداف و لیست انتظار قرار دارند. کلاپس اقلیمی و قطع مسیرهای تجاری در اثر ناامنی و جنگ سرد به این ویرانی کمک میکند. اینها هویتهایی هستند که فروپاشی سوریه را به اشتباه به حساب پیروزی خود بر ایران نوشتند. یک سرخوشی چند ماهه با عواقب وخیم. مطالعه مفهوم «دومینو» در جغرافیای سیاسی میتوانست به این کنشگران کمک کند، البته اگر حاکمیت ملی و اختیارات حکمرانیشان اجازه میداد: از سال ۱۱۰۰ پیش از میلاد، تقریبا بدون استثنا هر آشفتگی و فروپاشی در اوراسیا به همسایگان و مجاوران شرقی و غربیاش سرایت کرده است.
۴-حتی پروژه فرضی «اسراییل بزرگ» که بسیار از آن میشنویم، هرگز تحقق نخواهد یافت. اسراییل برای فتح سرزمینی، امن سازی و استقرار فیزیکی ساختار حکمرانی، به اندازه کافی نفر، انگیزه، منابع مالی و حمایت بین المللی در اختیار ندارد و صرفا میتواند به عنوان یک بولدوزر عمل کند. حتی عدهای ممکن است استدلال کنند اساسا هدف همین بوده است: یک باغ عدن محصور در سیمخاردار در میان دشتی از ملتهای اخته و لهیده
شایسته است ملتهای موجود و هنوز سرپای اوراسیا در این چشمانداز و مسیری که طی شد تا به آن رسیدیم، اندیشه کنند. هر گونه تلقی استثناگرایانه که بر اساس آن خود را از این سرنوشت معاف بدانیم، هزینه تمدنی غیرقابل پرداخت خواهد داشت و حاصل سادهاندیشی مدیریت شده و عمدی است.
@dr_iman_fani
همراهان گرامی، محتوای وبسایت مدرسه زندگی فارسی به همت دوستان تا آخرین نوشته و پادکست بروزرسانی شد.
به این منظور مطالب بیش از دوسال در مدتی کوتاه آماده و آپلود شد. امیدواریم وبسایت بتواند دسترسی نسبتا پایدارتری برای داخل کشور فراهم کند.
علاوه بر آن امکان جستجوی موضوعی، واژگانی و بر اساس نوع رسانه (نوشته، ویدیو، پادکست) در وبسایت وجود دارد.
به امید شادی و روشنایی
https://imanfani.com
پهنههای وسیعی از سرزمینهای قارهای (در موقعیت کشورهای آباد سابق ) را تصور کنید که در آن گلههای انسانی بی نام و نشان، بدون هیچ سازماندهی سیاسی اجتماعی برای زنده ماندن در ابتداییترین سطح تقلا میکنند. سایههایی تکیده و آفتاب سوخته در کوچ دایمی بدنبال آب و غذا و در فرار از طوفان خاک و موج گرما.
گاه همین گرسنگی و تشنگی باعث می شود به تله بیافتند: مانند سگهای ولگرد با بستههای اهدایی غذا مسموم یا به رگبار بسته می شوند تا جمعیتشان زیاد نشود. خطری نیستند اما بهتر است «مهار» شوند.
باریکه های کوچکی از همین کشورهای سابق با دیوار و سیم خاردار و برج مراقبت محصور شده و در آن چند صد سرباز و چند صد تکنیسین/کارگر، داشتههای باارزش این سرزمینها نظیر نفت و گاز و فلزات کمیاب را از «مسیر امن» به لب ساحل میرسانند تا به قطبهای صنعتی در کشورهای «هنوز سقوط نکرده» منتقل کنند.
به این ترتیب برای کنترل موثر یک کشور متمدن سابق به وسعت میلیونها کیلومتر مربع، بیشتر از چند هزار سرباز مزدور و تکنیسین نیاز نیست.
آنچه خواندید فیلمنامه علمی تخیلی نیست. دوران امپراطوری هاو هژمونیها و نظمهای جهانی همین چند سال پیش تمام شد…
این سناریو «اکوفاشیسم» نام دارد و نقشه راهی کاملا علمی و راهبردی است برای دنیای پس از ویرانی اقلیمی. پژوهشگر اقلیمی بریت ری در کتاب «نسل وحشت» برنامه را شرح میدهد. این دنیا اکنون اینجاست و در مقیاس های کوچک دارد آزموده و با مدلهای هوش مصنوعی رفع اشکال میشود. سوالاتی از این قبیل که:
-فروپاشی سیاسی یک کشور چقدر زمان میبرد؟
-آیا فروپاشی به کمک نیاز دارد یا «انتظار کنترل شده» کفایت میکند؟
-رسانه تا کی میتواند تودهها را در حماقت نگه دارد؟
-چقدر طول میکشد تا جمعیت بومی به سطح «بی خطر» کاهش پیدا کند یا حداقل از باریکههای صنعتی بیرون رانده شود؟ برای رماندن جمعیت چه تدابیری نیاز است؟ جنگ، قحطی، شایعات..
-امنیت واهههای صنعتی یا همان «باریکههای ارزشمند» را چطور باید تضمین کرد و رقبا چه کسانی هستند؟
اکوفاشیسم نقشه راه پنهان برخی از قدرتهای غربی است و بر پایه این پیشبینیهای علمی کار می کند:
-ویرانی اقلیمی حتمی، سریع، وسیع و بازگشت ناپذیر خواهد بود. «این موضوع را پنهان نگه دارید!»
-اکثر دولت ملتهای جهان دوام نمیآورند.
-تلاش برای کند کردن فاجعه اقلیمی، اقتصادی نیست و ما را در رقابت برای انحصار قدرت و انطباق با شرایط جدید عقب میاندازد.
-سیاست بهتر این است که فرصت یابی شود: «ملتهای نیمهجان ما را برای کشور گشایی صدا میکنند.»
-دیگر تمدنسازی در این سرزمینها پس از سقوط اجتماعی سیاسی ضرورتی ندارد. به قول هراری آب و غذا و منابع را نباید مصروف «طبقه بی مصرف» کرد. تنها کافی است چاههای نفت، معادن و پالایشگاهها حفاظت و کارسازی شوند.
-تظاهر به حقوق بشر و انسانیت دیگر ضرورتی ندارد. فقط لطفا خبرنگارها را از صحنههای دلخراش دور کنید. بقای داروینی تنها اصل محترم و مقدس است.
اجرای این سناریو در کشورهای با استرس اقلیمی شدیدتر (نظیر سوریه و لیبی) آغاز شده و به مرور تکمیل میشود. وقتی در یک کشور پسا فروپاشی از «برداشته شدن تحریمها» صحبت میشود، باید بیاد داشته باشیم در زبان ویرانشهرانه جرج اورول، این یعنی دسترسی کامل به واهههای معدنی-صنعتی در آن سرزمین، که با بهرهمند سازی جمعیت بومی تفاوت بسیار دارد زیرا حق شهروندی و حاکمیت ملی اساسا بیمعنا خواهد شد. رسانهها قرار است سلاخی کشورهای جلوی صف را از چشم کشورهای ته صف پنهان کنند تا نظم کشتارگاه حفظ شود. هیچ کس شهروند هیچ کجا نیست:
این حقیقت را مقایسه کنید با تصور خوشخیالانی که اظهار نظر میکنند «بمباران شدن برایمان مفید است و ما لیبی نخواهیم شد»:
«برای استحمام از شما تقاضا داریم منظم در صف بایستید و همه لباسهایتان را در بیاورید. لطفا به بچهها کمک کنید…نترسید اتاق گاز شایعه است.»
@dr_iman_fani
زائران جیحون: شعری از ایمان فانی
از مجموعه «ضد نور»
سال انتشار: ۱۳۹۸
تیرگان و روز آرش فرخنده باد
بر همه آنها که دیو حقارت را میرمانند
از مرز اندیشه
به آب یا آتش
@dr_iman_fani
بررسیهای میانرشتهای:
ریشههای دلمشغولی وسواسگونه با مصر باستان و اهرام ثلاثه!
Egyptomania
@dr_iman_fani
مفهوم وجودی و تمدنی جنگ تعرفهها
جهان به تعیین تکلیف ژئوپولتیک بسیار نزدیک است
بازنشر از یوتیوب
@dr_iman_fani
اوج ادبی
(بررسی ماهیت روانگردان روایتهای بزرگ)
اپیزود سوم: مجنون-کوره راهی بسوی عقل اول و نور سیاه
@dr_iman_fani
☘️40 درصد تخفیف نوروزی کارگاههای مدرسه زندگی فارسی
☘️کد تخفیف: 1404
قابل استفاده بدفعات تا نوروز 1404
کارگاه اساس بیوشیمیایی خیر و شر
https://eseminar.tv/wb16868
کارگاه مدیریت روابط با شخصیت خودشیفته
https://eseminar.tv/wb21588
کارگاه مدیریت خواب نوزاد و کودک
https://eseminar.tv/wb40452
کارگاه نوروساینس خنده و کمدی
https://eseminar.tv/wb47604
مستندهای عجیب و غریب
اپیزود دوازدهم: مست از زندگیِ زیادی
نگاهی متفاوت به تشخیص روانپزشکی مانیا و اختلال دوقطبی
@dr_iman_fani
https://youtu.be/Oqh6hGLqAG8?si=QLzvXVj86kMD9mYj
اسراییل: نابغه مدیریت آب!
این مستند با نام «مرگ دریای مرده» محصول شبکه ABC استرالیا چهار سال پیش ساخته و منتشر شده ( دو سال قبل از درگیری فعلی) و به وضعیت ذخایر و سیاستهای مدیریت آب در اسراییل و فلسطین می پردازد و نکات ذیل از آن استفاده می شود:
۱-سبک زندگی مهاجران اروپایی (بعنوان مثال اصرار برای داشتن استخر در هر ویلای شهرک نشینان) و بهره کشی افراطی از آب کشاورزی تمام منطقه را به ورشکستگی آبی شدید کشیده که از مصادیق آن کیلومترها پس روی بحرالمیت(مرگ دریای مرده!)، تبدیل رود اردن به یک باتلاق متعفن و صدها نقطه فرونشست زمین در سراسر اسراییل است.
۲-پیشرفتهای نقطه ای فناورانه نظیر آب شیرین کنها حلال این مشکل نبوده و اسراییل از همان زمان به دنبال دست اندازی به منابع آب همسایگان بوده است.
در یاددشتهای قبلی به مفهوم اکوفاشیسم پرداختم (بهره برداری شکارچیانه از تنش اقلیمی در دیگر کشورها برای تحمیل فروپاشی و سپس تاراج بی دردسر منابع و جلوگیری از ترمیم و بازسازی دولت-ملت با حربه تحریم و جنگهای ابدی).
جالب است بدانیم اسراییل قبل از آنکه به تنش آبی ایران علاقمند شود، با سرمایه گذاری سنگین و پیشبرد سدسازی در بالادست رودخانه نیل در اتیوپی تلاش کرده است مصر را تا ورطه فروپاشی تحت فشار قرار دهد و رابطه مصر و اتیوپی را تا سر حد درگیری نظامی خدشه دار کند.
@dr_iman_fani
مطالعات میانرشتهای
شش نظریه اصلی
درباره ماهیت «رابطه ویژه» آمریکا و اسرائیل
@dr_iman_fani
مرور و بحث کتاب «راه کمگذر» نوشته دکتر اسکات پک -بخش دوم
شاهکاری در خودشناسی و توسعه فردی
@dr_iman_fani
جهان در بحران بیسابقه اقلیمی است که قطعا بصورت تصاعدی شدت میگیرد. این بحران در یک کشور و یک زمان بصورت آتشسوزی جنگلها، در کشور یا زمان دیگری بصورت سیل ویرانگر یا خشکسالی، موج گرما و سرمای بیسابقه یا توفند نمود پیدا کرده و میکند.
ادامه ذهنیت زندگی قبلی و روشهای زندگی سابق هرگز ممکن نیست. آن روزگار تمام شده است. هیچ ملت و قدرتی در جهان بدون تغییر رفتار جمعی نمیتواند دوام بیاورد.
به وقایعی مانند بحران آب بعنوان فرصتی برای پیگیری مقاصد سیاسی نگاه نکنیم!
به جای منفیبافی در این سلسله ویدیوها و اینفوگرافیها با راهکارهای انطباق و سازگاری با این بحران جهانی آشنا شویم و با دیگران به اشتراک بگذاریم. قطعا کاستیها و اشتباهات جمعی و فردی وجود دارد که رفع آنها شرایط را بهتر می کند.
مسوولیت فردی حس کنیم و حتما اقدام عملی در حد امکاناتمان انجام دهیم. در همه حال ثبات عاطفی هیجانی خود را حفظ کنیم.
https://www.aparat.com/iranwatercrisis
@dr_iman_fani
مرور کتاب «مالکان ذهن» - نوشته ساندرا ماتز:
پیشبینی و تغییر رفتار انسان با دانش دادههای بزرگ
@dr_iman_fani
مستندهای عجیب و غریب | اپیزود ۱۳:
آفرینش - ویراست دوم: گرگ وحشت و رستاخیز با بیوتکنولوژی
@dr_iman_fani
دیدگاه غالب این است که ما آنچه را نمی دانیم، نمی فهمیم.
گوته شاعر بزرگ آلمان باور داشت ما آنچه را نمی دانیم، اصلا نمی بینیم چه رسد که بفهمیم!
به زبان امروزی: مغز اطلاعاتی را که نتواند در نظام روایی خود وارد کند، دور می ریزد و حذف می کند.
مثال: ذهن غیر متخصص آدمی را می بیند، او را «چهارشانه و هیکلی» تصور می کند و بلافاصله از یاد می برد در حالی که در واقع مبتلا به اختلال مزمن هورمون رشد است.
در ماهها و هفته های اخیر شاهد بودیم تهدیدات دونالد ترامپ از اخراج کارگران فصلی غیر قانونی (آنها که بدون اجازه اقامت در مزارع جنوب غرب با یک پنجم حقوق توت فرنگی می چیدند) ، کشیده شد به تهدید اخراج و دیپورت الون ماسک ثروتمندترین کارآفرین فناوری امریکا و تهدید اخراج زهران ممدانی سیاستمدار و نامزد شهرداری نیویورک!
مجددا ذهن غیر متخصص ممکن است این روند را حاصل خلق تند و تیز ترامپ تصور کند. اما ذهنی که می داند، مثلا پیتر تورچین آینده شناس و استاد علوم اجتماعی در سال ۲۰۲۰ در کتاب آخرالزمان این پدیده را شرح داده و بر اساس داده های بزرگ چند هزار ساله پیش بینی کرده است:
به این پدیده Elite overproduction یا «بیش تولید طبقه بانفوذ» گفته می شود.
از دید او بر خلاف تصور عمومی، آشوب و انقلاب صرفا حاصل به ستوه آمدن توده ها نیست. چرخه زندگی تمدنها در مقطعی باعث تولید مازاد بر مصرف در میان اشراف و افراد متنفذ می شود. این اشرافیت یا برتری و نفوذ، می تواند در پول، تحصیلات، دسترسی به رسانه، یا ارتباطات با نخبگان نظامی باشد. اصل موضوع این است که دیگر «غذای کافی» برای همه این خیل بانفوذها نیست!
بنابراین به جان هم می افتند و عده ای از آنها به بانفوذان ناراضی « کانتر الیت» تبدیل می شوند. این رابین هودها و زوروها، بچه های بی خبر مردم معمولی را به خط می کنند و جنگ داخلی، آشوب و انقلاب شکل می گیرد تا تعداد الیت به نحو شایسته از راه تبعید، یا قتل عام یا صدور بحران کاهش پیدا کند. خونریزی تنها زمانی متوقف می شود که تعداد باقی مانده بانفوذها با رزق و روزی مورد انتظارشان تطبیق پیدا کند.
در دیدگاه مارکس انقلاب را توده هایی رقم می زنند که «دیگر جز زنجیرهایشان» چیزی برای از دست دادن ندارند.
مطالعات وسیع تورچین اما ادعا می کنند آشوب و جنگ داخلی « واژه ای کمتر رمانتیک برای همان انقلاب» را طبقه بانفوذی رقم می زنند که همه جور چیزی برای از دست دادن دارند: همان دو پادشاه سعدی که در یک اقلیم نگنجند…
این پروسه بارها در تاریخ تکرار شده، در یونان زمان سقراط، در رم زمان سیسرون و در ایتالیای زمان دانته و ماکیاول.
اعلام جهاد دونالد ترامپ علیه دانشگاه هاروارد، علیه برخی رسانه های دموکرات و علیه کارآفرین هایی چون ماسک و اعلام موجودیت حزبی ماسک را باید در این نور ببینید.
آن آدم «چهار شانه و هیکلی» یادتان هست؟ او بزودی یا کور می شود یا در اثر فشار مهره ها بر نخاع فلج می شود یا حتی شاید از بزرگی زبانش خفه شود.
اوضاع آمریکا بزودی جالب خواهد شد، نه بخاطر توده های زنجیری،
بلکه بخاطر متنفذان تکفیری…
@dr_iman_fani
ما ایرانیها معتقدیم حرف راست را باید از دهان بچه شنید…
دقت به گفتههای دونالد ترامپ بعنوان یک «پیر-کودک» از این نظر میتواند مفید باشد.
به ویژه گفته اخیر رییس جمهور آمریکا:
«اگر جایگاه دلار را به عنوان یک ارز جهانی از دست بدهیم، مانند این است که در یک جنگ، یک جنگ جهانی بزرگ، شکست خوردهایم. ما اجازه نخواهیم داد که این اتفاق بیفتد.»
احتمالا در دهه اخیر هیچ دولتمردی در جهان صادقانهتر از این ابراز عقیده نکرده است تا بدانیم کجای کار تاریخ ایستادهایم. شاید کتابها و مقالات مفصل لازم بود که توضیح دهیم:
۱- چرا تازگی سلاحها و روشهای قدرت دریایی هر گونه ملاحظه انسانی را کنار گذاشته است؟
۲-چرا ناگهان به کانادا و گرینلند بند میکنند و حق حاکمیت سرزمینیشان را زیرسوال میبرند؟
۳-چرا حتی به اصطلاح متحدانی نظیر ژاپن، کره جنوبی و اتحادیه اروپا زیر تیغ تعرفه میروند؟
۴-چرا ترامپ نیاز دارد با توییت و ذکر مثال عملی، تکرار کند که اسلحه آمریکایی هنوز «بهترترین» است؟
شاید بسیاری از عقلای آمریکا تا اکنون تلاش میکردند اهمیت دلارزدایی را کم جلوه دهند اما ترامپ به نمایندگی از آمریکا دیگر نمیتواند!
قضاوتی دقیقتر از این استیصال و اضطرار نیست که بدون مرجعیت دلار همه اتحادهای سابق آمریکا بی اعتبار است. همه نظمها از هم پاشیده و همه حقها و سهمها و برندگان و بازندگان باید از نو باید تعریف شوند. اروپا بخاطر سفیدپوست بودن یا مسیحی بودن یا ارزشهای عصر روشنگری کنار آمریکا نمانده است. آنها فتح شده بودند و منتظر فاتح بعدی هستند.
این مقطعی از تاریخ است که در آن ابرقدرت سابق همه بضاعتش را به صحنه میآورد تا بماند و ابدا نگران نخواهد بود که «چهرهاش» نزد ضعفا تخریب شود. منحل کردن همه ابزارهای قدرت نرم آمریکا توسط ترامپ (نظیر صدای آمریکا و کمکهای مالی به نهادهای بینالمللی و حتی تعدیل نیروی اطلاعاتی) را باید در این نور ببینید:
وقتی هسته مرکزی قدرت سخت اینچنین آشکارا به چالش کشیده شده، قدرت نرم به چند خواهد ارزید؟
قدرت نرم پس از تعیین تکلیف قدرت سخت به نفع برنده بازتعریف خواهد شد و مردم بار دیگر به دین ملوکشان در خواهند آمد.
@dr_iman_fani
هممیهنان گرامی همانطور که میدانید دسترسی به اینترنت در این روزها دشوارتر و پایداری آن کمتر شده.
در این شرایط وبسایت ما از داخل کشور و بدون نیاز به وی پی ان در دسترس است و محتوای قدیمیتر را میتوان دریافت کرد. در تلاش هستیم هر چه سریعتر تمام مطالب سایت را بروزرسانی کنیم.
Https://imanfani.com
@dr_iman_fani
یادداشت:
رفتار کنونی قدرت دریایی هیچ دلیلی جز فرار رو به جلو در شرایط تنگنای وجودی ندارد. ناکامیهای رییس جمهور آمریکا در دفاع از موقعیت منحصر بفرد دلار، این ابرقدرت را به سوی خودویرانگری و باختی سریعتر از انتظار سوق میدهد. ناکامی در تحمیل یکجانبه تعرفهها به جهان، ناکامی در نیل به اهداف تعیین شده در تله اوکراین (تجزیه روسیه با محاصره اقتصادی) و وحشت قابل درک از شکست در صورت «فعال کردن جبهه چین و تایوان»، باعث شد ایران را بعنوان ضعیفترین حلقه در اوراسیا ببینند و به آن حمله کنند. متاسفانه این قابل پیشبینی بود.
اما دو تصویر غلط، دو خاطره مخدوش و دو خوانش اشتباهِ غرب از تاریخ، این محاسبه را شکل داد: «صلح از طریق قدرت» و «پل پیروزی»
۱-عملا ویرانسازی با سلاح منحصربفرد اتمی در «ناگازاکی و هیروشیما»، دلار آمریکا را به ارز مرجع تبدیل کرد. اکنون دیگر سلاح اتمی در انحصار یک کشور نیست. حتی اگر ایران آن را نداشته باشد، بالا بردن سطح توحش، ناگزیر دیگران را به معرکه خواهد کشاند. نه بخاطر دفاع از ایران، بلکه چون دارندگان این سلاح، انحصار یک کشور بر «اراده اتمی» را هرگز بر نمی تابند. مقایسه ایران با ژاپن، اشتباه و صرفا حاصل نوستالژی بود؛
«صلح از طریق قدرت» آنطور که ادعا شد، رخ نخواهد داد. زیرا اکنون قدرت قاهر و بی رقیبی وجود ندارد (نه روی زمین و نه در روایت).
۲-حتی اگر قدرت تهاجمی و بازدارندگی موثر ایران را در درگیری اخیر نپذیریم، برخلاف جنگ جهانی قبلی، ایران «پل پیروزی» و وسیله در هم شکستن اوراسیا و تحمیل محاصره دریایی (هدف نهایی تئوری مکیندر) نخواهد شد، زیرا تهاجم به ایران نه در پایان که تازه در آغاز کار رخ داده است. این بار بر خلاف جنگ دوم جهانی، اوراسیا فرسوده و محاصره کننده، تازهنفس نیست. برعکس، محاصره کننده فرسوده و هسته مرکزی تمدن اوراسیایی آماده تمام کردن کار است.
این خوانش به آن معنی نیست که ایران آسیب نمی بیند، (غرب ممکن است برای اعاده حیثیت یا ارعاب عربها یا باز کردن راه تجزیه آسیای مرکزی و اخلال در پروژه کمربند و جاده، مخاصمه را ادامه دهد). این خوانش به این معنی است که حتی آسیب ایران و نیل به همه دستاوردهای فوق نمیتواند آمریکا را نجات دهد. برتری قاطع فناوری، نظامی و روایتیِ تمدن دریایی از دست رفته است، ناترازی تجاری عظیم قابل جبران نیست و درگیری فراگیر داخلی در میان الیت آمریکا (به گواهی آیندهشناسان علوم اجتماعی نظیر تورچین) قریبالوقوع است.
به پیشبینی آلفرد مککوی تاریخدان آمریکایی، پانصد سال استیلای نظم تمدنهای دریایی با سرعتی عجیب به پایان خود نزدیک میشود. این پایان تنها در صورت واقعبینی و عقلانیت تمدن دریایی در درک جایگاه جدید خود میتواند صلحآمیز باشد.
@dr_iman_fani
نکاتی درباره طیف چپ و راست سیاسی در شرایط فعلی غرب
@dr_iman_fani
تئوری ذهن و مساله ذهنیت در جهان طبیعت
بحثی بر اساس اندیشههای دانیل دنت، ادوارد ویلسون و سان زو
این پادکست بر اساس مقاله ویدیویی دکتر ایمان فانی در سال 2021 تهیه شده است:
https://youtu.be/YMIK9fJkU8k
@dr_iman_fani
سخنی با دوستان
لینک کانال یوتیوب «ورد ولکان»
WordVulcanPress" rel="nofollow">https://www.youtube.com/@WordVulcanPress
@dr_iman_fani
نگاهی دقیقتر به مفهوم تعرفههای امریکا از منظر تاریخ و اقتصاد سیاسی
Geo-economics
@dr_iman_fani
مستندهای عجیب و غریب
اپیزود یازدهم: داستان ناگفته آدمهای حساس
بررسی روانشناختی شخصیت با توصیف
Hypersensitive Person
@dr_iman_fani