2252
•دکتر محمدعلی اسلامی نُدوشن| شاعر، مترجم و نویسنده فرهنگ و ادبیات فارسی• •دکتر شیرین بیانی| محقق،مورخ و مترجم ایرانی• نشانی صفحه رسمی اینستاگرام : https://instagram.com/eslaminodoushan?igshid=1fffur964l1un
🔰 زندهیاد دکتر خلعتبری دربارهٔ دکتر شیرین بیانی چه گفت؟
متن زیر، خلاصهای از مطالب و یادداشتهای مرحوم دکتر خلعتبری دربارهٔ دکتر شیرین بیانی است:
✅ بیانی جزو دو سه تن از بانوان رشته تاریخ در دانشگاه است و با توجه به ارتباط و همکاری که بنده در رسالههای ارشد و دکترای دانشجویان در دانشگاههای مختلف با وی داشتم، خود را به عنوان یکی از شاگردان وی به شمار میآورم.
✅ شیرین بیانی یکی از باشخصیتترین استادان رشتۀ تاریخ در چهارپنج دهۀ اخیر است. ما معدود بانوانی داشتیم که به تدریس پرداختند و به درجۀ استادتمامی رسیدند.
باید بگویم وی از معدود استادان زن مهربان، دانشجوپرور و مسلط به دو دورۀ تاریخ ایران است. بیانی علاوه بر تاریخ مغول به تدریس تاریخ ایران قبل از اسلام نیز پرداخته است.
✅ شیرین بیانی برجستهتر از آن است که به زبان بیاید و همسر وی (دکتر اسلامی ندوشن) نیز از ادبای برجستۀ ایران است و از نثر فخیمی برخوردار است. این زوج به نظر من هر کدام مکمل یکدیگرند و در امور فرهنگی بسیار موفق هستند.
✅ دکتر شیرین بیانی یک مورخ متعهد است که در کتابهایی که به تاریخ مغول پرداخته به تحلیل مسائل آن دوره بسیار اهمیت داده است.
@dr_eslaminodousan
سحرهای آن روزها
تفاوتی که در رمضان از این حیث(غذا) پدید میآمد آن بود که لااقل در سحر یک غذای پختنی بود. آخر شب، دیگ را میگذاشتند که برای سحر آماده بشود. ما نیز مانند کسان دیگری که در دِه ساعت داشتند (و تعداد آنها در تمام کبوده بیش از پانزده نبود.) ساعت خانه را کوک میکردیم. مادرم و معصومه، سحر بلند از خواب برمیخاستند. من نیز با آنکه خوابآلوده بودم دوست میداشتم که بیدار شوم. صدای مناجات از گلدستۀ دِه بلند بود. بعضی کسان دیگر نیز تک و توک از پشتبامهای خود چیزهایی به صدای بلند میخواندند. آب جوش و چای بود و آنگاه سحری، که من در خوردن سحری شرکت مختصری داشتم.
مادرم باز قسمت عمدۀ وقت خود را به دعا میگذراند. درست برخلاف آن زاهدی که در گلستان وصفش آمده، نماز و دعا را طولانی میکرد و خوردن را کوتاه.
صدای تیر اوّل که میآمد میبایست در خوردن عجله کرد و با شنیدن صدای تیر دوّم متوقّف ماند. این همّت دو سه جوان داشمشدی دِه بود که ساعت بغلی داشتند و ساعات شامگاه و صبحگاه را که آغاز افطار و پایان سحری بود با صدای تیر اعلام میکردند؛ از آن سر پرهایی که کهنه و باروت توی آن میانباشتند و فقط صدا داشت.
هر چند برای بچّه، بیدار شدن کار آسانی نبود ولی سحر روحانیتی داشت. مادرم پس از اتمام مراسم سحری برای نماز صبح به مسجد میرفت. میل داشت که مرا هم با خود ببرد و من نیز گاهبهگاه او را همراهی میکردم.
«جلد اول و دوم کتاب روزها، دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، نشر سرو سخنگو»
@dr_eslaminodoushan
مسیرِ سرو سخنگو
در آغاز، سراغ صدایی رفتیم که همچنان زنده است؛ دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، نویسندهای که اندیشهاش از مرز زمان گذشته، و این نه واپسین، که نخستین گام ما خواهد بود.
نشانی صفحه اینستاگرام
https://www.instagram.com/sarvesokhangou
نشانی سایت
Sarvesokhangou.ir
#سرو_سخنگو
@sarvpub
بخشی از روزها
خودِ رمضان، سیمای دِه را تا اندازهای تغییر میداد و در زندگی ما نیز تأثیر مینهاد.
کار کُندتر می شد. افراد بیکار و منتظر، منتظر گذشتنِ وقت، بیشتر در کوچهها دیده میشدند. نماز جماعتها رونق بیشتری به خود میگرفت بخصوص در شب.
و کمکم چند روزی که از ماه میگذشت، رنگها پریدهتر، لبها خشکتر، و دهنها بویآلودهتر میگشت.
میتوان گفت که همۀ افراد بالغ و سالم دِه روزه میگرفتند و کم و بیش، جوّ روحانیای حاکم میگشت، نه از آن جهت که مردم بیشتر از ماههای پیش خداشناس میشدند؛ بلکه از آن جهت که امساک در خوردن، قدری از تب و تاب دِه میکاست و بِدو بِدوها را فرو مینشاند.
خودِ کاهش جسم، خداشناسی را افزون میکند و به همین سبب است که عرفای ما در گذشته به عسرت و ریاضت پناه میبردند.
«دکتر اسلامی نُدوشن، روزها، جلد اول و دوم»
ایران از پای نمیاُفتد، میتپد و چون قُقنوس از خاکستر خود برمیخیزد.
هزاران هزار صدا در خرابههایِ تو پیچید که: «دیوان آمد، دیوان آمد!» این صدا در خرابههایِ دیگر نیز پیچیده است و گوشِ روزگار با آن آشناست؛ ولی دیوان میآیند و میروند، غولان میآیند و میروند، دوالپایان پاورچین پاورچین میگذرند، و آن روندهٔ بزرگ که ایران نام دارد، میمانَد.
ــــ
[ضرب و صدای زندهیاد مُرشد مرادی]
-----------
✅کانال دکتر اسلامی نُدوشن
@dr_eslaminodoushan
🔰 ۲۶ بهمن سالروز تولد استاد زندهیاد محمد بهمنبیگی
«تفاوت کارهای پژوهشی استاد اسلامی ندوشن با دیگر پژوهشگران در این است که ایشان مطلبِ تحقیقی را با چاشنیِ ذوق به هم میآمیزند و خواننده را به خواندن ترغیب میکنند. »
کتاب یاد بعضی نفرات، صمد مهماندوست / کانال سرو سخنگو (اسلامی ندوشن)
-----------
کانال دکتر اسلامی نُدوشن
@dr_eslaminodoushan
افسانه ققنوس و سرگذشت ایران
📝 مهرداد حجتی
قسمت اول
زندهیاد دکترمحمدعلی اسلامی ندوشن از مهمترین چهرههای معاصر فرهنگی کشور است که همین سه سال پیش - اردیبهشت ۱۴۰۱ - درگذشت. او حقوق خوانده بود. دوست و همکار دکترمصطفی رحیمی، متفکر برجسته سالهای نه چندان دور در دهههای پنجاه و شصت بود. با دکتر ناصرکاتوزیان هم همکار بود.
متعلق به نسلی طلایی که به دانش دانشگاهی خود بسنده نمیکرد و همواره در پی بسط و توسعه دانش خود بود. اساسا سالهایی که در آن چنین چهرههایی در عرصه فرهنگ ظهور میکردند، سالهایی درخشان بود. دانشگاه، از استادانی پرفروغ برخوردار بود و دانشجویانی که به آن وارد میشدند عمدتا از آن با کولهباری از دانش و فن خارج میشدند. به همین دلیل است که اغلب چهرههای برجسته عرصه فرهنگ، فارغالتحصیلان همان سالها هستند. دوران درخشانی که البته هرگز تکرار نشد.
دکتر ندوشن پس از فارغالتحصیلی از دانشکده حقوق دانشگاه تهران، برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و از دانشگاه سوربن دکترای حقوق بینالملل گرفت. او اما فراتر از یک حقوقدان، یک ادیب و یک پژوهشگر برجسته نیز بود. مقاله مینوشت، شعر میگفت و در مجلات و نشریات معتبر آثاری منتشر میکرد. نشریات معتبری همچون سخن، یغما و نگین. او در طول ۷۰ سال، بیش از ۷۰ کتاب منتشر کرد. او ۹۷ سال عمر کرد. در وصیتنامهاش خواست عواید حاصل از کتابهایش به عنوان حقالتألیف، صرف گلکاری و زیباسازی محوطه آرامگاه و جاده مشهد به توس شود. همچنین این بیت حافظ را برای درج روی سنگ قبرش انتخاب کرد: «اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن/ شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند.»
دکتر ندوشن بهشدت به ایران علاقهمند بود. او در آثارش، از ویژگیهای مردم و این ملک نوشته است. گاه دولتها را نکوهش کرده است و گاه تاریخ را که به این سرزمین روی خوش نشان نداده است. با این حال همواره از امیدواری سخن گفته است. از اینکه روزی «ایران بارِ دیگر یکی از آن دورانهای زایندگی در مرگ را میگذراند و در میانِ درد، [همچون ققنوس]میشکفد.» او نوشته بود: «بین افسانه قُقنوس وسرگذشت ایران، تشابهی میتوان دید. ایران نیز چون آن مرغِ شگفتِ بیهمتا، بارها در آتشِ خود سوخته است و باز از خاکسترِ خویش زاییده شده.»
یادداشت این هفته را با فرازهایی از نوشتههای او تکمیل میکنم. نکتههایی بسیار قابل تأمل که باید به آنها توجه کرد و از آنها درس گرفت. او نوشته است:
«از صد سال پیش به اینسو، ایران میانِ دو جریان کشیده شده است؛ یکی سنّتگرایی و دیگری نـوخواهی. نه از آن میتوانسته است دست بردارد و نه از این. و این، عوارض و آثاری داشته که تاریخِ واقعی آن محتاجِ نوشتن است. ایرانی برای آنکه بتواند پایداری ورزد و ادامه زندگی شایستهای را در پیش داشته باشد، باید خود را با نیازهای دنیا تطبیق دهد. جز این هیچ راه دیگری در برابر نیست. منظور نیازهای معقولِ دنیای امروز است، و نه الگوبرداری کورکورانه از روشِ زندگی غرب. متأسفانه وضعِ سیاسی- اجتماعی این صدساله به گونهای بوده که جوانبِ سطحی تمدنِ غرب مورد استقبال بماند، و در برابر جوانبِ عمقی، چون نظمِ فکری، برنامهریزی، وقتشناسی و... مقاومت به خرج داده شود، برای مثال ما در مواردی علمِ جدید چون فیزیک و شیمی و ریاضی آموختهایم ولی آن منطقِ لازم در زندگی عملی و اجتماعی را با آن همراه نکردهایم. نتیجه آنکه در عین آنکه بسیار علاقه به کاربردِ علم داریم، علاقه کافی نشان ندادهایم که در پیشبرد آن مشارکتی داشته باشیم. هنوز بعد از صد سال و با داشتنِ آن همه دانشکده، در «مسافرخانه علم »زندگی میکنیم، نه در خانه علم. ... بعضی خصوصیات بود که ما تصور میکردیم بیشتر خاصِ مشرق زمین است، ولی تجربه نشان داد که هرجا پای فرد پرستی و دُگْم اندیشی در میان باشد، آسمان همان رنگ میشود، چه شرق باشد و چه غرب، و نمونههای آن، هم در آلمان نازی در مورد هیتلر دیده شد و هم در مورد استالین در روسیه، هم در چین مائو تسه تونگ. در فرانسه نیز که قاعدتاً باید نسبت به ملتهای دیگر شکاکتر باشد -زیرا آنهمه اندیشهوران ضد دیکتاتوری به دنیا عرضه کرده است- آنگونه نبود که نایاب باشد.بار دیگر تاریخ نشان داد که بارِ کژ به منزل نمیرسد، ولی گاهی دیر، پس از آنکه خُسرانهای بزرگی متوجه یک قوم گشت. این چه حکمت است که یک فرد که در نزد گروهی محبوبترین است، پس از چندی تبدیل به منفورترین میشود؟ روزگار اگر حاکمِ نابکار را دیرتر یا زودتر بسزای اعمالش میرساند، در عین حال قومِ ستمکش را هم در تحملی که کرده است، بیمجازات نمیگذارد.» (روزها - جلدسوم)
@dr_eslaminodoushan
سلبِ آزادی نشانهی عدمِ اعتماد به کلّ بشریّت است، از مقولهی عدمِ اعتمادی که بعضی از مردانِ قدیمِ فرانسه به زنان خود داشتند، و به هنگام دوری، آنها را با «کمربندِ عصمت» قفل میکردند!
تا این مسئلهی "آزادی" چنانکه باید حل نشده، هیچیک از مسائلِ اساسیِ بشر، روی حل شدنِ اساسی نخواهد دید.
#کارنامهی_سفر_چین
💎کانال دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
🆔 @sarv_e_sokhangoo
ایران به نهاد خود معما دارد
صد معرکه نهان و پیدا دارد
-----
دکتر اسلامی نُدوشن
@dr_eslaminodoushan
🔰 چه بگوییم؟
(گرامیداشت یاد قربانیان هواپیمای اوکراینی)
✅ چه پیکرهای جوانی که بیهوده، بر این خاک افتاده است. چه دستهای پینه بسته، چشمهای خوابنکرده، چشمهای به راه، که آن که میبایست بیاید هرگز نیامد...
✅ گمان میکنم زیاد نیست در جهان پاره خاکی به اندازهٔ ایران که حوادث به چشم دیده، از بوی گُلِ سرخ تا بوی خون...
✅ چه بگوییم؟ آزموده است آنچه را که کورهٔ آزمایش، چرخشتِ زمان، در طی دورانی دراز از دستش برآمده و آن را بر سر یک قومِ سرسخت با صبرِ ایّوب بتوان آزمود!
📚 ایران را از یاد نبریم، و به دنبال سایهٔ همای، چاپ نشر سرو سخنگو
------------------
کانال دکتر اسلامی نُدوشن
@dr_eslaminodoushan
🔰 آینده و آینده ما
با توجه به تجربیاتی که کسانی چون محمدعلی اسلامی ندوشن پشت سر نهادهاند، نخستین سؤالی که در باب آینده قابل طرح است این است که او آینده را در مقیاس جهانی چگونه میبیند؟ به عبارت دیگر با چشماندازی که شما دارید فکر میکنید آینده چه نوعی خواهد بود؟
-جواب حاضری که به صورت فوری میتوانم بدهم این است که من آینده را برای ایران در ابهام میبینم.
یعنی بینابین میبینید؟
-بله. یعنی پنجاهپنجاه. به طور کلی من ذاتاً انسان بدبینی نیستم و به همین دلیل آینده ایران را خوب دیدهام و نسبت به آینده خوشبینم و بارها هم این خوشبینی را ابراز کردهام.
شاید از نظر مردم عادی این طرز فکر مبالغهآمیز باشد، اما من بارها گفتهام که به آینده ایران با کل سوابقی که دارد و با کل چارهجوییهای تاریخیاش، خوشبین هستم، اما از طرف دیگر برای ایران مسائلی پیش آمده است که خوشبینی را تا حدودی تعدیل میکند.
مسائلی که میگویید شامل چه چیزی میشود؟
-به طور کلی، موضوع این است که حکومتها اگر شایستگی نداشته باشند و درست عمل نکنند موضوع قابل حل است، زیرا حکومتها عوض میشوند. امری بدیهی است که حکومتها در معرض تغییرند، هر چند که ممکن است این تغییر، دیر یا زود داشته باشد، اما اگر چنانچه رشتههای اخلاقی مردم سست شود به این صورت که تزلزل اخلاقی پیدا کنند و تحت شرایطی قرار بگیرند که معتقدات مدنی و اجتماعی برای آنها معنای زیادی نداشته باشد، کار به مراتب مشکلتر خواهد بود.
آیا صرفاً به این دلیل که موضوع در مردم غیر از حکومتهاست؟
-بله، مردم را به آسانی نمیتوان تغییر داد. عوضکردن مردم کار مشکلی است؛ همچنانکه ساختن آنها دشوار است.
📚زندگی، عشق و دیگر هیچ (١٣٨٩)، ص ٤٨٥
--------
✅کانال دکتر اسلامی نُدوشن
@dr_eslaminodoushan
🔰 آمریکا و جهان
حدود شصت سال قبل دربارهٔ آمریکا:
میبینیم که آمریکا به خود اجازه میدهد که در هر نقطۀ دنیا بینظمی احساس شد، فوراً دستبهکار شود. و اما این «نظم» چیست؟ بر وفق چه مبادی و اصولی سنجیده میشود؟ البته، حکم نظم و بینظمی و لزوم مداخله و عدم مداخله با خود آمریکاست و نمونههایی که از بعد از جنگ دوم در برابر ما قرار دارد، نشان میدهد که موضوع رابطۀ مستقیم با منافع آمریکا داشته: هر جا منافع و مصالح او با مانعی روبهرو شده، نظم به هم خورده است!
مشکل بزرگ این است که آمریکا مصالح دنیا را با مصالح خود مشتبه کرده است؛ یعنی هر جا منافع او در خطر افتاده، وانمود کرده است که منافع دنیا در خطر افتاده؛ و حال آنکه در اکثر موارد قضیه درست عکس بوده است؛ آنچه ما تاکنون دیدهایم، بهخصوص مصلحت ملتهای ضعیف و فقیر، درست در جهت مخالف منافع آمریکا سیْر کرده.*
حدود بیست سال قبل پس از کشتن صدام توسط آمریکا:
صدام حسین قربانی سیاستِ وقتپرستی کشورهای جهانمدار شد. یعنی نفع، برتر از هر چیز. سیاست بازگذاردن دست هر نظام؛ به شرط آنکه سود را تأمین کند.
#اسلامی_ندوشن
* آزادی مجسمه، چاپ جدید ۱۴۰۴
-----
@dr_eslaminodoushan
«باید طوری بشود که بگوییم به هر قیمتی که شده، ما اینجا زندگی میکنیم و کاری میکنیم که قابل زیست باشد.»
#اسلامی_ندوشن
-----
@dr_eslaminodoushan
دکتر اللهیار خلعتبری درگذشت
دکتر خلعتبری در سال ۱۳۲۶ در قزوین به دنیا آمد، در تنکابن به مدرسه رفت. لیسانس را در دانشگاه تهران اخذ کرد و ارشد و دکتری را در دانشگاه سوربن فرانسه گذراند. و سپس استاد تاریخ دانشگاه شهید بهشتی شد.
وی امروز هشتم اسفند ۱۴۰۴ بر اثر سکته قلبی در تهران درگذشت.
@dr_eslaminodoushan
فهرست آثار دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن، منتشرشده در انتشارات سرو سخنگو
🌲🌲🌲🌲🌲
نشر سرو سخنگو به عنوان ناشرِ تخصّصی آثار دکتر اسلامی نُدوشن، تمام آثار این نویسنده را با ویرایش جدید و اضافاتی منتشر کرده است. شایان ذکر آنکه چاپ جدید این آثار به تأیید شورای نظارت بر نشر آثار دکتر اسلامی نُدوشن و دکتر شیرین بیانی رسیده است. سایر آثار دکتر اسلامی نُدوشن نیز بهمرور چاپ خواهد شد. فهرست آثار چاپشده به شرح زیر است:
زندگینامه
۱- دورهی کامل چهارجلدی «روزها» (در دو جلد)،
۲- «شور زندگی»، رمانی بر اساس زندگی ونسان ونگوگ، اثر ایروین استون، بدون هیچگونه سانسور،
سفرنامه
۳- آزادی مجسمه، یادداشتهای سفر به آمریکا و کانادا،
۴- در کشور شوراها، یادداشتهای سفر به روسیهی شوروی، تاجیکستان، قزاقستان و...،
۵- صفیر سیمرغ، یادداشتهای سفر به چند کشور خارجی و چند شهر داخل ایران،
۶- کارنامهی سفر چین، یادداشتهای چند سفر به چین،
(سفرنامههای پراکنده در سایر کتابها _بهخصوص کتابِ بازتابها_ در کتابهای بالا آمده است)،
داستان
۷- ابر زمانه و ابر زلف (کتاب سال ایران)
ادبیات
۸- ماجرای پایانناپذیرِ حافظ،
۹- چهار سخنگوی وجدان ایران (فردوسی، مولوی، سعدی و حافظ)،
- سعدی، خاک شیراز و بوی عشق، اثر دکتر شیرین بیانی،
ایران و تاریخ
۱۰- ایران را از یاد نبریم و به دنبال سایهی همای
- تاریخ مُهر، اثر ملکزاده بیانی
تعدادی از آثار نیز در انتظار مجوز هستند که انتظار میرود با صدور مجوز و پیگیری ناشر، تا پایان سال بیش از ۱۵ اثر از دکتر اسلامی نُدوشن به چاپ برسد.
.............................
📌 نشانی سایت
https://sarvesokhangou.ir
📌نشانی صفحه اینستاگرام
https://www.instagram.com/sarvesokhangou
#سرو_سخنگو 🌿
🆔 @sarvpub
..............................
محمدعلی اسلامی نُدوشن درباره ایران چه میگفت؟
(بازخوانی ایرانِ فرهنگی در روزگار آشوب)
📝 حمید شاکری
(دکتری جامعهشناسی، عضو موسسۀ ایرانشناسی بریتانیا)
-————
محمدعلی اسلامی نُدوشن از آن چهرههایی بود که ایران را نه موضوع تحقیق، بلکه تجربه زیسته میدانست. حقوق خوانده بود، ادبیات تدریس کرده بود، و جهان را دیده بود، اما ریشهاش همیشه در خاک ایران مانده بود. او نه خطیب سیاسی بود و نه روشنفکری پرهیاهو؛ بیشتر شبیه راوی آرام یک خانه قدیمی. در روزگاری که بسیاری یا شیفته غرب شدند یا خشمگین از آن، اسلامی نُدوشن راه سومی را برگزید: فهمیدن ایران. نه با شعار، نه با نفی، بلکه با تأمل. شاید به همین دلیل است که نوشتههایش هنوز حس گفتوگویی صمیمی با یک نسل را دارند.
اسلامی نُدوشن جملهای دارد که کلید فهم اندیشهاش است: «ایران یک مسأله نیست، یک عاطفه است.» او ایران را نه پروژهای سیاسی، بلکه یک خاطره جمعی میدید؛ مجموعهای از زبان، شعر، تاریخ و زیست مشترک. برای او، ایران در فردوسی و حافظ زنده بود، در کوچههای خاکی و در حافظه مردم.
ادامه متن را در تصاویر بخوانید.
------
کانال دکتر محمد علی اسلامی نُدوشن
@dr_eslaminodoushan
چرا حافظ گریه میکرده؟
حافظ بیش از هر شاعرِ بزرگِ دیگرِ فارسی، از "گریه" و "اشک" یاد کرده. دورانِ حافظ، دُردِ تاریخ است؛ عصرِ اختلال، انحطاط و فاجعه؛ این موضوع، گریهٔ حافظ را از یک امرِ خصوصی و فردی خارج میکند و بُعدی کلّی به آن میبخشد.
حافظ به عنوان کسی که سخنگوی وجدانِ آگاه و ناآگاهِ قومیِ ایرانی در دورانی از تاریخش میشود، باید گریهٔ او را نموداری از گریهٔ تاریخِ ایران دانست.
بُغضی که در گلوی قومِ ایرانی گِرِه خورده، در دیوانِ او میترکد، مانند اشکِ تاک است که بریدگی پیدا کرده. گریهٔ حافظ، گریهٔ جامعهای است که از عزّت به ذلّت افتاده.
ماجرای پایانناپذیر حافظ، نشر سرو سخنگو
------------
کانال دکتر اسلامی نُدوشن
@dr_eslaminodoushan
سیمرغ در سفر
گزارش کامل خبرگزاری ایبنا خبرگزاری تخصصی حوزه کتاب را از تجدید چاپ سفرنامههای محمدعلی اسلامی ندوشن؛ در اینجا بخوانید:
ibna.ir/x6FSG
#سرو_سخنگو 🌿
@sarvpub
بازخوانی بخشی از خاطرات دکتر اسلامی ندوشن به مناسبت بهمن ۵۷ در خبرگزاری ایبنا
«روزها» عنوان مجموعهای چندجلدی است که سرگذشت یکی از چهرههای مهم ادبی کشور، دکتر محمدعلی اسلامی نُدوشن را به قلم شیوای خودش در بردارد.
ندوشن در کتاب «روزها» با پرداختن به دشواریهای کوچکی که خواندن آن گهگاه بسیار دلپذیر است، نکات فرعی و حاشیهای را به میدان اصلی تشریح آورده است. محتوای این چهار جلد کتاب متفاوت است.
زندگینامه دکتر ندوشن تاریخچه کاملی از زادگاه ایشان یزد، تهران، فرانسه و انگلستان آن زمان را شامل میشود و حاوی بیان عقاید شخصی، وقایع و اتفاقات صنعتی، امنیتی، نظامی، جرقههای ترقی و همچنین مطالبی پیرامون نظام ارباب رعیتی است. علاوه بر آن مطالبی از جنگ جهانی دوم و پس از آن و همچنین نگرش او نسبت به برترین نویسندگان و شاعران در بازه سالهای ۱۳۰۴ تا ۱۳۵۷ را در بردارد و میتوان گفت که شرح حال او، شاید یک حسبحال کلی و جامع باشد. در گزیدهای از حسب حال او در جلد چهارم «روزها» به بخشی از خاطرات او پرداختیم که در بحبوبجه انقلاب اسلامی روی میدهد.
ادامه مطلب در ایبنا
ibna.ir/x6FPD
-----
@dr_eslaminodoushan
افسانه ققنوس و سرگذشت ایران
📝 مهرداد حجتی
قسمت دوم و پایانی
دکتر ندوشن در جایی دیگر نوشته است:
«از نامداران تاریخ که بگذریم هزاران کس بودند که حتی نامی از آنان برجای نمانده، مردانی که به مشقت و گمنامی در کنج عزلت خود یا به دربهدری، یا در سیاهچالها عمر به پایان بردند لیکن در برابر نارواییها زانو خم نکردند.در تاریخ هر کشور بزرگی فراوانند از این شکست خوردگان فیروزمند... هیچ روزگاری از این مردمان تهی نیست، مردان تنهارو و سرسخت، به منزل نرسیده، کام نیافته، که خوشبختیها و بلندپروازیها و تنپروریهای دیگران را به چشم تحقیر مینگرند و درون خود را از شعلهای مرموز و ناگفتنی روشن میدارند. از بزرگان واقعی هر قوم که بگذریم به لطف این گمنامان است که زیباییهای روح انسانیت زنده میماند و از دورانی به دوران دیگر انتقال مییابد. کسانی که از دایره خور و خواب پای فراتر نمینهند یا از فرط درماندگی بر مقام تکیه میکنند و در پول سعادت میجویند هیچگاه به این موهبت نمیرسند که دریابند با گردن افراخته و دل بارور زندگی کردن چه لذتی دارد»
دکتر ندوشن از احساس خود به ایران میگوید: «من در قعر ضمیر خود احساسی دارم چون گواهی گوارا و مبهمی که گاهبهگاه بر دل میگذرد و آن، این است که رسالت ایران به پایان نرسیده است و شکوه و خرمی او به ما بازخواهد گشت. من یقین دارم که ایران میتواند قد راست کند.کشوری نامآور و زیبا و سعادتمند گردد و آنگونه که درخور تمدن و فرهنگ و سالخوردگی اوست نکتههای بسیاری به جهان بیاموزد.این ادعا بیشک کسانی را به لبخند خواهد آورد، لیکن آنان که ایران را میشناسند هیچگاه از او امید برنخواهند گرفت... بین افسانه قُقنوس و سرگذشت ایران، تشابهی میتوان دید. ایران نیز چون آن مرغِ شگفتِ بیهمتا، بارها در آتشِ خود سوخته است و باز از خاکسترِ خویش زاییده شده. در این چند سال، همواره من این احساس را داشتهام که ایران بارِ دیگر یکی از آن دورانهای زایندگی در مرگ را میگذراند و در میانِ درد، میشکفد.»
زندهیاد دکتر ندوشن اما در جایی غمگنانه میگوید: «از خصایص و شگفتیهای این عهد است که هرکس خواست از روی صداقت و شجاعت به حال این مردم و این کشور دلسوزی کند، زندگیاش بر باد رفت؛ یا دربهدر و دقمرگ شد. در این دوران، زبانی نخواست به راست بگردد مگر آنکه بریده شد، کسی نخواست اصیل زندگی کند، مگر آنکه بوفکوروار به کنج نکبت خزید؛ سری نخواست اندیشهای بلند بپروراند مگر آنکه به سنگ خورد»
بازخوانی آثار بزرگان - خصوصا بزرگان معاصر به ما یادآوری میکند که تاریخ این سرزمین انباشته از تجربههای درس آموز است. کسانی که چکیده آموزهها و تجربههای خود را در قالب کتاب و مقاله در اختیار ما قرار دادهاند تا ما را از هرگونه خطای تکراری برحذر دارند.
دکترندوشن در شمار همان چهرههای فرهنگی برجستهای بود که از نیش زهرآگین برنامه تلویزیونی «هویت » در امان نماند و او نیز از سوی «کژاندیشان هویتساز » گزیده شد. همانطور که جواهری همچون عبدالحسین زرینکوب گزیده شد. پیشتر نیز انقلاب فرهنگی هم با او خوب تا نکرده بود. همانطور که با دکتر پرویزناتل خانلری، یا دکتر ناصر کاتوزیان یا بسیار چهرههای برجسته دیگر . دکتر ندوشن اما هرگز از عشق و علاقه به این سرزمین دست برنداشت. همانطور زلال و روان عاشق این ملک ماند تا روزی که از دنیا رفت.
او در یکی از اشعارش نوشته بود:
تو را بینم که چون یک خرمن صبح
به بالا میروی آرام و آرام
من اینجا دیر ماندم، دور ماندم
به زنجیر امید ناسرانجام
تو بودی، من نبودم
٭پینوشت: تیتر برگرفته از متون دکتر ندوشن
منبع: روزنامه اعتماد، ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
@dr_eslaminodoushan
🌱
مجموعه سفرنامههای دکتر اسلامی نُدوشن
🌱 کارنامهٔ سفر چین
🌱 در کشور شوراها
🌱 آزادی مجسمه
🌱 صفیر سیمرغ
زیر نظر شورای نظارت بر نشر آثار دکتر اسلامی نُدوشن
کتاب «کارنامهٔ سفر چین» آخرین کتاب از سفرنامههای دکتر اسلامی نُدوشن است و شامل شرح سفر به چین در سه دورهٔ مختلف است. با چاپ این کتاب، تمامی سفرنامههای دکتر اسلامی ندوشن -ولو به صورت پراکنده در کتابهای دیگر بود- در این مجموعه چاپ شدند.
این کتابها درمجموع سفرنامه به ۲۱ کشور و ۱۱ استان ایران را دربرمیگیرد.
📌 نشانی سایت
https://sarvesokhangou.ir
📌نشانی صفحه اینستاگرام
https://www.instagram.com/sarvesokhangou
#سرو_سخنگو 🌿
@sarvpub
ایران به هزار جلوه در کار آید
گه دل به نشاط و گاه بیمار آید
-----
دکتر اسلامی نُدوشن
@dr_eslaminodoushan
🔰 باید اعتراف کنم که در کتابی که راجع به اتّحاد جماهیر شوروی نوشتم،هیچ لحظه کشور خود را از نظر دور نداشتم. ایران چون شبح وطیفی در کُنه آن میخزید.زیرا از زمانی که نسل من به یاد داشت، به خصوص بعد از شهریور بیست، این کشور بلادیده دندههایش در زیر فشار دو نیروی شرق و غرب میشکست. کنایه های متعدد در این کتاب و صراحتهای بیشتر در کتاب «آزادی مجسمه» که راجع به آمریکاست، از همین سرچشمه آب میخورد. از طریق آنها خواستهام بگویم که این سرزمین، در معرض چه فشار دوگانه آب زیرکاه و ویرانگری است.
✅ آنان در لباس دوستی، تهدید، جشنها، رفت و آمدها، بزن و بکوبها، از طرفی در فكر آن بودند که فاتح نهایی این بدن علیل باشند که ایران نام داشت، و ما ناظران خشم آلود این آزمندی دردانگیز بودیم که سرنوشتمان آن بوده است که در این آب و خاک به دنیا آییم و چشمانمان شب و روز، نه از شرابزدگی، بلکه از بیخوابی سرخ باشد، بر راه باشد.
📚در کشور شوراها
✅ دکتر محمدعلی اسلامی نُدوشن
___
کانال دکتراسلامی نُدوشن
@dr_eslaminodoushan
وقتی نگاه بر این صد ساله میافکنیم و میبینیم که چه تعداد مردم، گمنام و بانام، جان یا هستی خود را بر سر نوعی آرمان، بر سر نام ایران، بر سر آیین و شرف انسانی گذاردند، به این نتیجه میرسیم که این مردم هیچگاه از ابراز علائم زنده بودن، بازنایستادند.
📝 اسلامی ندوشن، روزها، نشر سروسخنگو، ۱۴۰۴
📌 نشانی سایت
https://sarvesokhangou.ir
📌نشانی صفحه اینستاگرام
https://www.instagram.com/sarvesokhangou
#سرو_سخنگو 🌿
@sarvpub
وظیفه حکومت را همه میدانند چیست. در کنار وظیفههای بدیهی، این یکی هم هست که برای آبرو و حیثیت مردم تا آنجا که در حیطه اختیار اوست، ارزش قائل باشد؛ بدین معنی که آنها را برای دفع نیازهای روزمره خود به گردن کجکردن و تضرع وادار نسازد. وقتی این عمل به صورت مکرر و همه جاگیر در آمد، رسم و قاعده میشود و در نتیجه غرور یک ملت را میشکند. ملتی که خود را پیوسته در حال گدایی و قبول «صدقه» ببیند به چه درد میخورد؟ و این در حالی است که در ازای همۀ جنسها پول میدهد. در هر نقطه کم و بیش این احساس گدایی هست: در برابر کاسب، اداری، برای سهميه كاغذ از «ارشاد» (که این دیگر در رأس همۀ گداییهاست)، شب پشت دیوار خوابیدن برای سهمیه لاستیک (و زمانی برای خرید بلیط هواپیما).
📚سخنها را بشنویم، ص ۱۰۹
--------
✅کانال دکتر اسلامی نُدوشن
@dr_eslaminodoushan
پدرم باریک و استخوانی، بدون هیچ ذره گوشت زائد با موهای جوگندمی احترامانگیز، با لباس تیره و پیراهن سفید؛ چنان مؤدب و منظم مینشست که گویی همیشه منتظر مهمان عالیمقامی بود.
پدر که نزدیک به تمام عمر، بیمارگونه بود در آسوده نگاهداشتن زندگی ما تأثیری نداشت. بی او هم چرخ زندگی به همان صورت پیشین میتوانست بچرخد ولی حضور او و همان حضور ساده که در گوشهای نشسته بود، فرزانگیای که بر اثر شکیبایی و تحمل درد در او پدید آمده حالت تسلیم و مظلومیت ناشی از رنج جسمانی مداومش، وجود او را خیلی بیشتر از وجود یک سرپرست برای ما معنیدار میکرد. وجود کسی بود که پالودهشدهی سرگرانی طبیعت بود و در همین گوشه که مینشست، در شعاعی از گرداگرد او هر چه بنیاد جسم سستتر بود استواری روح انسان بهتر نموده میشد. هرگز ندیده بودم که شِکوه کند. ما اطرافیانش خیلی بیشتر بیقراری داشتیم. با این درد خو گرفتهبود و آن را جزو سرنوشت خود میانگاشت. به همین سبب همیشه از لحاظ جسمی پاکیزه و از لحاظ روانی روشنضمیر بود. باریک و استخوانی، بدون هیچ ذره گوشت زائد با موهای جوگندمی احترامانگیز، در عبای سرکهای نازک (اگر تابستان بود) و شتری ضخیم (اگر زمستان بود) لباس تیره و پیراهن سفید؛ چنان مؤدب و منظم مینشست که گویی همیشه منتظر مهمان عالیمقامی بود.
کتاب روزها، جلد اول و دوم
--------
کانال دکتر اسلامی نُدوشن
@dr_eslaminodoushan
روزی چشمم به صفحهی تلویزیون افتاد و گوشم شنید که با یکی از دوستان کتابشناس مصاحبه میکنند. قصه این بود که مردم میگویند: «کتاب گران است و چون گران است و امکان خریدن نیست، لاجرم سطح کتابخوانی و میزان مطالعه پایین است.» آن دوست، پاسخ شایان توجهی داد: جعبهی دستمالکاغذی را برداشت و خطاب به پرسنده گفت: «تا ۲۰-۳۰ سال پیش این دستمال جزء کالاهای اساسی نبود و با آنکه قیمتش بسیار نازل بود کسی نمیخرید. در بعضی از خانوادهها به عنوان کالایی تجملی تهیه میشد و ماهها هم یک جعبهی آن در مهمانخانه میماند اما اکنون با آنکه قیمتش گران است تقریباً تمام خانوادهها میخرند و مصرف میکنند. چرا؟ چون پذیرفتهاند که دستمال کاغذی جزء کالاهای اساسی زندگی است... تا وقتی نپذیریم که کتاب جزء کالاهای اساسی زندگی است و تا نپذیریم که کتابخوانی امری است که در زندگی نقش بنیادی دارد کار به سامان نمیشود.»
(استاد محمدعلی اسلامی ندوشن)
انتخاب متن: کانال محبوب من
--------
کانال دکتر اسلامی نُدوشن
@dr_eslaminodoushan