669
اگر می خواهی بهتر بنویسی، خلاق تر فکر کنی و نوشته هات تأثیر گذار باشن، اینجا جای توست. فاطمه داداشی ✔️ پایگاهی برای محتوا نویسی ✔️ تلفن تماس جهت مشاوره 0922 711 0189 ↙️نویسنده چهار جلد کتاب ارتباط : @ensane20 🌍 وب سایت : www.ensan20.ir
از لابلای خطوط کتاب ها
چرا تی.اس.الیوت هنوز حرفی برای انسان امروزی دارد؟
در سراسر کتاب «سرزمین هرز»، صداها، آدمها، خاطرهها و روایتهای مختلف کنار هم قرار میگیرند؛ اما ارتباط واقعی میان انسانها دشوار است.
شاعر کار خود را از «سرزمین هرز» آغاز کرد؛ از جهانی خشک و بیحاصل که در آن انسانها حرف میزنند، اما نمیتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؛ عشق دارند، اما نمیتوانند دوست بدارند؛ زندگی میکنند، اما معنای زندگی را نمیدانند.
و سرانجام به جایی رسید که در آن، پاسخ را نه در گریز از رنج، بلکه در پذیرفتن آن جستوجو کرد.
✨شاید راز ماندگاری الیوت نیز همین باشد. او به ما وعده نجات آسان نمیدهد. نمیگوید جهان را میتوان با چند پاسخ ساده فهمید. برعکس، ما را به قلب تاریکی میبرد و وادارمان میکند با پرسشهایی روبهرو شویم که ترجیح میدهیم از آنها فرار کنیم. اما در انتهای این مسیر، چیزی باقی میماند: ایمان به اینکه رنج، اگر فهم شود، میتواند به معنا بدل شود؛ و زندگی، حتی اگر ناقص باشد، میتواند به سوی سادگی کامل حرکت کند.
شاید برای همین است که الیوت، پس از گذشت دههها، هنوز شاعر زمانه ماست؛ شاعر انسانهایی که در جهانی پر از صدا، همچنان در جستوجوی معنایی برای سکوت خود هستند.
✍حالا نوبت شماست.
اگر قرار باشد از میان حرفهای تی.اس. الیوت فقط یک جمله یا یک مفهوم را با خودتان به زندگی ببرید، چه چیزی را انتخاب میکنید؟
در کامنت برایم بنویسید؛
شاید نگاه شما، چیزی به نگاه یک نویسنده دیگر اضافه کند. 🌱
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
اگر بارها تصمیم گرفتهای بنویسی، اما نوشتن را به فردا موکول کردهای؟ ✍🏻
ایده داری، اما شروع کردن سخت است؟
در این پادکست کوتاه درباره اهمالکاری نویسنده صحبت میکنم و با هم میبینیم چرا گاهی با وجود علاقه، نمینویسیم و چطور میتوانیم از این چرخه خارج شویم.
🎙️ #پادکست:
✍🏻 دلیل پنهان اهمالکاری در نوشتن و ارائه
یک راهکار ساده و عملی برای شروع.
✍🏻 یک اقدام کوچک که میتوانید همین امروز انجام دهید
🎧 بعد از گوش دادن برایم بنویسید:
چه چیزی باعث میشود نوشتن را به فردا موکول کنید؟
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
«اگر همهجا تاریک بود،
دوباره بنگر
شاید نور، خودِ تو باشی…»
این جمله را که خواندم، به یاد بسیاری از آدمهایی افتادم که سالهاست در دلشان یک کتاب دارند؛
اما هنوز منتظرند کسی آنها را کشف کند،
مثلا یک ناشر به سراغشان بیاید،
شرایط برایشان بهتر شود
یا کسی راه درآمدشان را هموار کند.
اما شاید یکبار باید دوباره نگاه کنیم.
شاید آن نوری که منتظرش هستیم،
همان کتابی باشد که هنوز ننوشتهایم.
شاید تجربهای که سالها با خودمان حمل کردهایم، بتواند به یک کتاب تبدیل شود.
کتابی که هم به دیگران کمک کند و هم برای ما فرصتی برای دیدهشدن و درآمدزایی بسازد.
کتابنویسی فقط چاپ کردن چند صد صفحه نیست؛ گاهی کتاب میتواند آغاز یک مسیر تازه باشد:
🌱مسیر برندسازی شخصی،
🌱برگزاری دوره و کارگاه،
🌱مشاوره و آموزش،
🌱دعوت به همکاری
و حتی خلق محصولات و خدمات جدید.
شاید وقت آن رسیده به جای اینکه منتظر فرصتی برای دیدهشدن باشیم،چیزی راخلق کنیم که خودش برای ما فرصت بسازد.
شاید نور مسیر حرفهای تو،
همان کتابی باشد که هنوز جرئت نکردهای شروع به نوشتنش کنی. ✍️✨
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
بزرگترین مهارتی که میتوانی یاد بگیری، این است که در حالت روحی خوبی بمانی؛ حتی وقتی صدها دلیل برای بدحال بودن وجود دارد.
این یعنی قرار نیست همیشه حالمان خوب باشد. یعنی یاد بگیریم حال خوبمان را تماماً به شرایط بیرونی گره نزنیم.
گاهی حال خوب، یک انتخاب کوچک است؛ یک نفس عمیق، یک مکث، یک فنجان چای در سکوت یا حتی ادامه دادنِ روز، با وجود همهی سختیها.
*امروز چه چیزی میتواند فقط کمی حالت را بهتر کند؟*
🔘سکوت و خلوت
🔘 حرف زدن با یک نفر
🔘 نوشتن
🔘 یک کار دوستداشتنی
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
دو مهارت مهم برای رشد یک نویسنده ✍️
۱. از بازخورد فرار نکن
وقتی کسی نوشتهات را نقد میکند، اولین واکنش ممکن است دفاع کردن باشد؛
«منظورم این نبود.»
«این قسمت را عمداً اینطور نوشتم.»
اما گاهی یک نگاه بیرونی، چیزی را به ما نشان میدهد که خودمان در متن نمیبینیم.
البته هر نقدی قرار نیست درست باشد؛
نویسنده حرفهای یاد میگیرد بازخورد را بشنود، بررسی کند و بعد تصمیم بگیرد چه چیزی را تغییر دهد.
زمان بخر
قرار نیست اولین نوشتهات شبیه نوشته یک نویسنده باتجربه باشد.
نوشتن هم مثل هر مهارت دیگری، با تمرین شکل میگیرد.
با نوشتن و بازخورد گرفتن. باز نویسی سبک نوشتنت کمکم شکل خواهد گرفت.
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
دورهمعجزه نوشتن قرار است کاری کند بالاخره بنویسی.
خیلیها سالهاست ایده دارند.
حرف برای گفتن دارند.
حتی گاهی میدانند دقیقاً چه چیزی میخواهند بنویسند.
اما وقتی صفحه سفید را باز می کنند، نمیدانند از کجا شروع کنند.
یکی از مهمترین نتایج دوره ۲۱ روزه «معجزه نوشتن» همین است:
تبدیل کردن آدمی که فقط ایده دارد، به کسی که واقعاً مینویسد.
در این ۲۱ روز، قرار نیست فقط درباره نوشتن حرف بزنیم.
قرار است بنویسی، تمرین کنی، بازخورد بگیری، اشتباه کنی، دوباره بنویسی و کمکم به جایی برسی که نوشتن برایت سخت و مبهم نباشد.
نتیجهاش میتواند خیلی ملموس باشد:
✍️ ایدههایت دیگر گوشه ذهنت خاک نمیخورند.
✍️ شروع کردن برایت راحتتر میشود.
✍️ میفهمی چطور یک متن را از ایده خام به محتوای قابلارائه تبدیل کنی.
✍️ لحن و سبک شخصی خودت را بهتر پیدا میکنی.
✍️ بهجای ساعتها خیره شدن به صفحه سفید، مسیر نوشتن را میشناسی.
✍️ و مهمتر از همه، اعتمادبهنفست برای نوشتن بیشتر میشود.
اما شاید مهمترین نتیجه این باشد:
بعد از ۲۱ روز، دیگر فقط نمیگویی «من میخواهم بنویسم».
میتوانی بگویی: «من مینویسم.»
و این فاصله، دقیقاً همان جایی است که «معجزه نوشتن» اتفاق میافتد.
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
«یادداشتهای روزانه، همان جرقههای خلاقانهای هستند که اگر جدی گرفته شوند، میتوانند روزی به یک اثر هنری تبدیل شوند.» ✨
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
🔳🔺واقعیت مشترک نویسندگان
سالها پیش، نویسندهای هر روز پشت میز مینشست و هشت ساعت مینوشت.
بعضی روزها حاصلش چند صفحهی افتضاح بود. بعضی روزها فقط یک پاراگراف می نوشت. سالها بعد، وقتی از او پرسیدند چطور اینهمه کتاب نوشتهای، جوابش عجیب ساده بود: «من منتظر حس خاصی نماندم.»
اما بیشتر آدمها نوشتن را رها میکنند چون فکر میکنند نوشتن باید حالِ خاص یا همراه با الهام باشد.
قهرمان این داستان زندگی نامه ی نویسندگانی است که بارها زندگی نامه شان را خوانده ام. می توانم بگویم قهرمان این داستان کسی نیست که خوب مینویسد؛
کسی است که مینشیند و مینویسد.
✍مثلا استیون کینگ میگوید:
او هر روز مینشیند و مینویسد، چه حالش خوب باشد چه نه. منتظر الهام هم نمیماند، دنبال حال خاصی نیست.
جملهی معروفش این است که: «الهام برای آماتورهاست.»
✍ری بردبری هم سالها هر روز مینوشت؛
حتی وقتی میدانست حاصل این نوشتن چیز خوبی نیست. او معتقد بود نوشتنِ بد، بخشی از مسیر نوشتنِ خوب است.
✍ آیزاک آسیموف، تقریباً هر روز پشت میز بود؛ برای او نوشتن چیزی جز نوشتن با کیفیت و متعهد انه نبود.
این مطلب واقعیت مشترکِ نویسندههایی است که بر تعهد رسالت خود ماندند.
فاطمه داداشی
🆔 @donyaye_nevisandegi
۵۰ نفر شدیم 🌱
امروز «باشگاه دنیای نویسندگی» به ۵۰ نفر رسید.
اما چیزی که برای من خوشحالکنندهتر از عدد ۵۰ است، این است که اینجا فقط یک جمع از خوانندهها نیست.
اینجا آدمهایی هستند که مینویسند، تجربههایشان را به اشتراک میگذارند، درباره نوشتهها حرف میزنند و به هم بازخورد میدهند.
شاید ۵۰ نفر، عدد بزرگی نباشد؛
اما برای من یعنی ۵۰ نفر که تصمیم گرفتهاند نوشتن را جدیتر دنبال کنند.
ممنونم که «دنیای نویسندگی» را فقط تماشا نمیکنید؛🌿✨❤️
در ساختنش شریکید. 🤍✍️
فاطمه داداشی
/channel/donyaye_nevisandegi_group
لینک باشگاه دنیای نویسندگی 👆
🤔وقتی تصمیم میگیری بنویسی، بیشتر کدام اتفاق برایت میافتد؟
۱. کلی ایده دارم، اما نمیدانم از کدام شروع کنم.
۲. شروع میکنم، اما خیلی زود رهایش میکنم.
۳. مینویسم، اما نوشتهام را دوست ندارم.
۴. حرف زیاد دارم، اما نمیتوانم آنها را به نوشته تبدیل کنم.
۵. مدتهاست میخواهم بنویسم، اما هنوز شروع نکردهام.
فقط شماره گزینه ات را بفرست.👇
@ensane20
شاید جواب این سؤال، همان جایی را نشانت بدهد که باید نوشتن را شروع کنی. ✍️
گاهی هنگام نوشتن، از خودمان مینویسیم؛ نه برای اینکه خودمان را قهرمان نشان بدهیم، بلکه برای اینکه نشان دهیم مسیر رشد، همیشه بدون چالش نبوده است.
دوستی برایم نوشته بود: «من چون درس میخوانم، کار کردن با آن جور درنمیآید؛ باید یکی را انتخاب کنیم.»
این بار تصمیم گرفتم از خودم بنویسم.
از روزهایی که هم درس بوده، هم کار؛ اما همیشه حال خوب و انگیزه کافی نبوده است. روزهایی که خستگی، نگرانی و اتفاقات زندگی باعث شدهاند ادامه دادن برایم سخت و دشوار باشد.
واقعیت این است که ما در زمانی زندگی میکنیم که خبرهای جنگ، مشکلات اقتصادی و نگرانیهای روزمره میتوانند حال و انرژی مان را تحت تاثیر قرار بدهند.
اما شاید نوشتن درباره همین روزها مهم باشد.
لازم نیست در نوشتههایمان همیشه قهرمان باشیم. گاهی کافی است صادقانه بگوییم:
«من هم خسته شدم، من هم انگیزه نداشتم؛ اما متوقف نشدم.»
شاید یکی از زیباترین چیزهایی که میتوانیم از زندگی خودمان بنویسیم، همین لحظههای واقعی باشد که گذرانیده ایم؛ لحظههایی که با وجود سختیها، یک قدم دیگر برداشتیم.
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
#نوشتن_های_روزانه
#تجربه_نگاری
دوستان عزیز، سلام 🌱
صبح پنجشنبه ۲۲ مرداد است و من این نوشته را در یکی از همان صبحهایی مینویسم که بارها دربارهشان با شما صحبت کردهام: نوشتن صبحگاهی.
نوشتن روزانه فقط پر کردن چند صفحه کاغذ نیست؛ تمرینی است برای بهتر دیدن، بهتر فکر کردن و البته روانتر نوشتن.
در تاریخ ادبیات، نویسندگان بسیاری درباره اهمیت نوشتن روزانه گفته و نوشتهاند. به همین دلیل، در ادامه چند نمونه از نگاه نویسندگان ایرانی و غیرایرانی به روزانهنویسی را با شما به اشتراک میگذارم.
اما یک نکته مهمتر وجود دارد:
ایده داشتن با توانایی تبدیل ایده به نوشته، یکی نیست.
ایدهپردازی، گسترش یک ایده، ساختن روایت و پیدا کردن کلمات مناسب، همگی مهارتهایی هستند که میتوان آنها را یاد گرفت و تمرین کرد.
در سالهایی که با هنرجویان نویسندگی کار کردهام، بارها با این صحنه روبهرو شدهام:
هنرجو با انگیزه شروع میکند، چند خط مینویسد و ناگهان نمیداند ادامه را از کجا بگیرد.
گاهی مشکل، نداشتن ایده نیست؛ ابزارهای لازم برای پرورش ایده و تبدیل آن به کلمه و جمله هنوز شکل نگرفتهاند.
اینجاست که هوش کلامی اهمیت پیدا میکند.
همانطور که هنگام صحبت کردن ممکن است کلمه کم بیاوریم، هنگام نوشتن هم ممکن است نتوانیم آنچه را در ذهن داریم به زبان نوشته تبدیل کنیم.
در این کانال، نویسندگان و علاقهمندان به نوشتن در مراحل مختلف کنار هم هستند؛
🌱کسی که تازه شروع کرده،
🌱کسی که گاهی مینویسد،
🌱کسی که مینویسد اما هنوز با رواننویسی فاصله دارد،
🌱 نویسندهای که سالهاست مینویسد.
به همین دلیل است که گاهی از شما نظرسنجی میکنم؛
میخواهم بدانم در کدام نقطه از مسیر نوشتن ایستادهاید تا محتوایی متناسب با نیازتان ارائه کنم.
محتوایی که در این کانال میبینید، حاصل مطالعه، تجربه آموزش و کار مستقیم با هنرجویان نویسندگی است؛ برای همین برای چیدمان و انتخاب موضوعات آن زمان و انرژی زیادی میگذارم.
اگر این محتوا برای کسی که دوست دارد بهتر بنویسد یا نویسنده شود مفید است، خوشحال میشوم کانال را به او معرفی کنید.
و یک نکته را همیشه به خاطر داشته باشید:
برای نوشتن، باید نوشت.
بسیار نوشت.
و آگاهانه نوشت.
فاطمه داداشی
آموزش نویسندگی و مهارتهای کلامی
@donyaye_nevisandegi
خوبتر از خوبم....
امروز میخواهم یک تمرین متفاوت انجام بدهیم.
تصور کنید میخواهید برای یکی از عزیزانتان نامه بنویسید؛ کسی که دوستش دارید و شاید مدتهاست حرفهایی را به او نگفتهاید.
نامهتان را با این جمله شروع کنید:
«خوبتر از خوبم...»
بعد هرچه به ذهنتان میرسد، بنویسید؛ از حالتان، از روزهایی که گذشت، از دلتنگیها، قدردانیها یا حتی حرفهایی که مدتها در دلتان مانده است.
فقط یک نکته را فراموش نکنید:
ساده و روان بنویسید.
طوری بنویسید که اگر کسی نامه شما را خواند، همان بار اول منظور شما را بفهمد و مجبور نباشد برای فهمیدن جملهها دوباره به آنها برگردد.
رواننویسی یعنی نوشته را برای فهمیدهشدن بنویسیم، نه برای پیچیده به نظر رسیدن.
حالا نوبت شماست:
«خوبتر از خوبم...»
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
«من به هر نوشتهای صرفاً برای تشویق بازخورد نمیدهم؛ بازخورد من برای کمک به بهتر شدن و حرکت کردن است.»
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
#هر_نوشته_یک_قدم
یادمه یه شب چند بار این آهنگ رو گوش دادم.
یه موسیقی بیکلام از "پدرخوانده"
برای من، از اون آهنگهاست که وقتی شروع میشه، آدم ناخودآگاه میره سمت فکرهایش؛ سمت خاطراتش، آدمها و چیزهایی که شاید هیچوقت نتونه به زبون بیاره.
بعضی وقتها برای نوشتن، فقط یه موسیقی خوب لازمه.
بقیهش رو خودِ سکوت مینویسه.
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
اگر میخواهی بهتر بنویسی، بیشتر بخوان.
رضا بابایی چه زیبا میگوید:
«نوشتن، بزرگترین انگیزه برای خواندن است.»
اگر میخواهی بیشتر بخوانی، نوشتن را شروع کن.
وقتی مینویسی، نگاهت به خواندن نیز تغییر میکند. میخوانی تا بفهمی چطور بهتر بنویسی.
اینجاست که خواندن برای نویسنده یک اجبار نیست؛ به یک نیاز تبدیل می شود.
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
همسفران عزیز «دنیای نویسندگی» ✍🏻🌱
پادکستی با موضوع «اهمالکاری نویسنده» برایتان در حال آمادهسازی است. 🎙️
اگر شما هم بارها تصمیم گرفتهاید بنویسید، اما نوشتن را به فردا موکول کردهاید
اگر ایده دارید، اما شروع کردن برایتان سخت است.
یا مدام نوشتههایتان را عقب میاندازید،
این پادکست برای شماست.
بهزودی با هم درباره یکی از مهمترین موانع مسیر نویسندگی صحبت خواهیم کرد.
منتظر باشید.✍🏻🎙️
💥«شوق، همیشه جرقه شروع نیست؛ گاهی پاداشِ حرکت کردن است.»
از روزی که بهعنوان یک کوچ شروع به فعالیت کردم، یک نکته همیشه به من کمک کرده تا بتوانم همراه بهتری برای افرادی باشم که واقعاً به دنبال تغییر هستند.
اینکه علاقه داشتن بهتنهایی کافی نیست.
تجربه به من نشان داده هزاران نفر ممکن است به یادگیری یک مهارت علاقه داشته باشند؛ اما وقتی زمان عمل کردن میرسد، مدام امروز و فردا میکنند، منتظر شرایط ایدهآل میمانند یا با خودشان میگویند: «از هفته آینده شروع میکنم.»
اما واقعیت این است که برای یادگیری هر مهارتی، علاوه بر علاقه، باید وقت و انرژی گذاشت.
برای من که بخشی از مسیر زندگی و دوران میانسالی را تجربه کردهام، این موضوع بیش از گذشته روشن شده است که فقط خواندن، دیدن یا شنیدن، ما را تغییر نمیدهد.
آنچه تغییر ایجاد میکند، اقدام و عمل کردن است.
گاهی لازم نیست از همان ابتدا عالی باشیم؛ کافی است دست به کار شویم و اولین قدم را برداریم.
جالب اینجاست که بسیاری از ما منتظر میمانیم تا اول شوق و انگیزه پیدا کنیم و بعد شروع کنیم؛ درحالیکه گاهی دقیقاً برعکس است.
وقتی شروع میکنیم، شوق در مسیر ساخته میشود.
در «دنیای نویسندگی» هم نظرسنجیها و سؤالهایی که مطرح میکنم، برای مشارکت بیشتر شما همسفران عزیز است. دوست دارم محتواهایی که در کانال قرار میدهم، تا حد ممکن به نیازها، دغدغهها و علاقههای واقعی شما نزدیک باشد.
برای آخرین پستی که گذاشتم، فقط دو نفر در نظرسنجی شرکت کردند. 😊
هرچه تعامل شما بیشتر باشد، من بهتر میتوانم بفهمم چه موضوعاتی برایتان مهمتر است و محتواهایی تهیه کنم که واقعاً برایتان کاربردی و مفید باشند.
پس اگر همراه «دنیای نویسندگی» هستید، خوشحال میشوم بیشتر صدایتان را بشنوم. 🌱
گاهی یک کلیک، یک پاسخ کوتاه یا چند کلمه نظر شما میتواند مسیر تولید محتوای بعدی این کانال را تغییر دهد.
منتظر مشارکت و همراهی شما هستم. ✍️🌿
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
#نوشتن_های_روزانه
#دنیای_نویسندگی
📚 لابلای خطوط کتاب ها
این یک واقعیت است که بازیگران بازی قاعدهمند زندگی کسانیاند که سوال میپرسند. دیگران داد و بیداد میکنند، وحشت میکنند، سوءتعبیر میکنند، فرض میکنند، کنترل خود را از دست میدهند و رفتار نادرست از خود نشان میدهند.
دائماً از خود سوال بپرسید. بپرسید چرا فکر میکنید حق با شماست یا نه. از خود بپرسید چرا دارید فلان کار را انجام میدهید، چیزهای دیگری میخواهید و از روش خاصی پیروی میکنید.
محکم و جدی از خود سوال بپرسید، چون شاید کس دیگری نباشد که این کار را بکند. شما به این کار نیاز دارید. همه ما نیاز داریم. با این سوالات میتوانیم از وضعیتمان آگاه شویم.
📗 یک صد قاعده زندگی
(اصول زندگی بهتر، شادتر و موفقتر)
✍🏼 ریچارد تمپلر
@donyaye_nevisandegi
سلام به رفقای جدید و قدیم 🌱
بهتون افتخار میکنم که نوشتن رو جزئی از اولویتهای زندگیتون قرار دادید؛
چون گاهی نوشتن فقط برای ثبت کلمات نیست.
برای اینه که ذهنمون کمی خلوتتر بشه، احساساتمون رو بهتر بفهمیم
و با خودمون صمیمیتر بشیم. ✍️🤍
خوشحالم که این مسیر رو کنار هم ادامه میدیم.
به امید روزهایی که هر کدوممون، بخشی از آرامشمون رو لابهلای همین کلمات پیدا کنیم. 🌿
✍️ گاهی آدم در نوشتن هم سردرگم میشود.
میداند حرفی برای گفتن دارد،
اما نمیداند از کجا شروع کند.
مینویسد و پاک میکند، شک میکند، دوباره مینویسد و گاهی حتی فکر میکند شاید اصلاً نویسنده نیست.
در چنین وقتهایی، داشتن یک آدم باتجربه میتواند خیلی کمککننده باشد؛
کسی که نوشتهات را ببیند، یک نکته به تو بگوید و از زاویهای نگاه کند که خودت ندیدهای.
گاهی یک جمله از یک نویسنده، یک استاد یا حتی یک دوست، میتواند مسیر یک نوشته را عوض کند.
🕯️ شاید هر نویسندهای، یک جایی از مسیرش به چنین نوری نیاز داشته باشد.
تا حالا کسی را داشتهای که در مسیر نوشتن، راه را برایت روشنتر کند؟ 🌱
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
سلام دوستان
ادینه بخیر ☀️🌿
شاید همین امروز، یکی از همان روزهایی باشد که مدتهاست منتظری از راه برسد.
روزی که بالاخره بنویسی.
همان ایدهای را که مدتهاست در ذهنت میچرخد را روی کاغذ بیاوری.
چند صفحه از کتابت را شروع کنی.
یا حتی فقط چند خط بنویسی، بدون اینکه مدام نگران خوب بودنش باشی.
ما خیلی وقتها منتظر زمان مناسب میمانیم؛
منتظر حال خوب، فرصت بیشتر، خیال راحت و حتی یک ایده بینقص تر.
اما نوشتن معمولاً از یک روز کاملاً مناسب شروع نمیشود.گاهی از همین امروز شروع میشود؛
با یک صفحه سفید،
یک جمله،
و تصمیمی ساده:
«امروز مینویسم؛ حتی اگر نوشته ام کامل نباشد.»
شاید بعدها که به نوشتههایت نگاه کردی، یادت نیاید اولین جمله ات چی بود یا چقدر خوب بود،و
اما یادت میماند که یک روز بالاخره شروع کردی. ✍️
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
#دنیای_نویسندگی #نوشتن #نویسندگی #نویسنده #تمرین_نوشتن #نوشتن_روزانه
«ذهنهای خلاق همیشه راهی برای جان سالم به در بردن از هر نوع آموزش نادرست پیدا کردهاند.»
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
«هر روز یک شعر بنویس. اگر هر روز یک شعر بنویسی، بعد از یک سال ۳۶۵ شعر خواهی داشت.»
✍ری برد بری
کار کوچک اما مداوم، در طول زمان نتیجه بزرگی میسازد.
«اگر نویسندهای واقعاً میخواهد بنویسد، باید هر روز بنویسد.»
✍️ویلیام فاکنر
بر ایدهی تمرین آزاد نویسی و مداوم نوشتن منتظر جملهی کامل یا حالوهوای مناسب نمانیم و دست را به نوشتن عادت بدهیم.
✍ناتالی گلدبرگ
در کتاب پرنده پرنده درباره اهمیت شروع کردن و کنار گذاشتن کمالگرایی در نوشتن صحبت میکند. ایده مشهور او این است که کار بزرگ را قدمبهقدم انجام بدهیم.
✍آن لاموت
در دورهی ۲۱ روزه معجزه نوشتن،
« قرار است هر روز کمی بنویسیم تا بعد از مدتی ببینیم چقدر نوشتهایم.»
۲۱ روز، هر روز یک قدم کوچک برای ساختن عادت نوشتن.
۲۱ روز برای اینکه ایدههایت را روی کاغذ بیاوری و نوشتن را از «کاش یک روز شروع کنم» به «امروز مینویسم» تبدیل کنی.
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
گاهی نوشتن را دوست داریم، اما نویسنده نیستیم مثلا یک روز با شوق چند صفحه مینویسیم، چند روز بعد هیچ.
یک روز چند ایده پشت ایده داریم، اما وقتی میخواهیم بنویسیم، نمیدانیم از کجا شروع کنیم.
گاهی هم چیزی مینویسیم و بعد با خودمان میگوییم:
«این که نوشته خوبی نشد.»
اگر این تجربه برایت آشناست، شاید مشکل تو نداشتن استعداد نوشتن نیست؛
شاید فقط تمرین منظم، ایده و کسی را لازم داری که نوشتههایت را ببیند و به تو بازخورد بدهد.
«معجزه نوشتن» را برای همین طراحی کردم.
یک مسیر ۲۱ روزه برای کسانی که مبتدیاند و میخواهند نوشتن را از حالت «گاهی مینویسم» بیرون بیاورند و به یک عادت تبدیل کنند.
در این ۲۱ روز:
✍️ هر روز ایدهای برای نوشتن داری.
✍️ تمرین میکنی و قدمبهقدم پیش میروی.
✍️ با اصول درستنویسی آشنا میشوی.
✍️ و مهمتر از همه، نوشتههایت را برای من میفرستی و از خودم بازخورد میگیری.
قرار نیست در ۲۱ روز نویسنده بزرگی شوی.
قرار است بالاخره نوشتن را شروع کنی و ادامه بدهی.
اگر مدتهاست به خودت میگویی:
«باید بیشتر بنویسم»، شاید وقتش رسیده این «باید» را به یک عمل واقعی تبدیل کنی.
اگر درباره دوره سؤال داری، برایم بنویس: معجزه نوشتن
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
شبهایی برای ساختن فردا
شاید آن روزی که آقاجانم برایم تختهسیاهی کوچکی با چند خط سبزرنگ خرید تا در کنار درس خواندن، مسئولیت کمک درسی به دو برادر و خواهرم را بر عهده داشته باشم، نقطه شروعی بود برای اینکه نگاهم به معلمی تغییر کند.
این کار در ابتدا به خواست پدرم بود. همیشه میگفت: «تو درست خوبه و بزرگتری؛ بعدازظهرها هر وقت فرصت داشتی، با بچهها درسهاشون رو کار کن.» روزهای اول، این مسئولیت برایم چندان خوشایند نبود؛ اما کمکم متوجه شدم که وقتی چیزی را به دیگران آموزش میدهم، خودم بیشتر یاد میگیرم. همین تجربه باعث شد احساس توانمندی بیشتری کنم؛ احساسی که امروز نام آن را «اعتمادبهنفس» میگذارند.
دبیرستان را به پایان رساندم و به معلمی روی آوردم؛ مسیری که رسیدن به آن آسان نبود. باید از هفتخوان آزمون، گزینش و مصاحبه عبور میکردم، چندین جلد کتاب میخواندم و حتی بعضی از سؤالهایی را که ظاهراً برای پذیرش ضروری بود، حفظ میکردم. سرانجام پذیرفته شدم؛ اما چالش اصلی تازه آغاز شده بود.
ادامه تحصیل در کنار شغل و داشتن فرزند، کار بسیار سختی بود. اما من سالها آرزوی رفتن به دانشگاه را داشتم و حالا نمیخواستم به خاطر شغلم این آرزو را از دست بدهم. برای کسی که سه مرحله آزمون پذیرش معلمی را پشت سر گذاشته بود، دوباره نشستن بر سر کتابهای کنکور شاید کمی قابل تحمل تر شده بود.
برنامهریزی، شببیداری، یاداشت برداری از مطالب و تستزدن برایم دیگر ناآشنا نبود؛ اما آنچه بیشتر از هر چیز مرا جلو میبرد، اشتیاقم به ادامه تحصیل بود.
انگار با سختیها خو گرفته بودم. شبها بیدار میماندم و درس میخواندم، غذای فردا را آماده میکردم و برای تدریس در کلاس، طرح درس مینوشتم تا بتوانم از عهده مسئولیت کلاس برآیم.
گاهی خسته می شدم، اما هر بار به یاد میآوردم که این راه را خودم انتخاب کردهام و برای رسیدن به هدفم باید ادامه بدهم.
امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم همان تختهسیاه کوچک، همان مسئولیت ساده آموزش به خواهر و برادرهایم و همان اصرار پدرم، جرقهای شد برای مسیری که بعدها به معلمی و ادامه تحصیل در من انجامید. فهمیدم گاهی مسئولیتهایی که در ابتدا برایمان سخت و ناخوشایند هستند، میتوانند زمینهساز کشف تواناییهایی شوند که خودمان از وجودشان بیخبر بودهایم.
برای من، کار کردن در کنار تحصیل فقط یک انتخاب شغلی نبود؛ تجربهای بود برای یاد گرفتنِ تلاش، مدیریت زمان، مسئولیتپذیری و مهمتر از همه، باور کردن خودم. شاید مهمترین چیزی که در این مسیر به دست آوردم، شغل و مدرک تحصیلی نبود، بلکه این باور بود که حتی با وجود مشکلات پی در پی، خستگی اگر هدفی برایم ارزشمند باشد، میتوانم برای رسیدن به آن ادامه بدهم.
ادامه دارد.....
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
/channel/donyaye_nevisandegi_group
عضویت در باشگاه دنیای نویسندگی ☝️
هر نوشتهای قابل خواندن نیست! ✍️
یکی از مهمترین مهارتهای نویسندگی، رواننویسی است؛ یعنی خواننده برای فهم جملهها مجبور نباشد دوباره برگردد و جمله ها را بخواند.
برای روانتر نوشتن:
۱. جملهها را کوتاهتر بنویس.
یک جمله را با چندین «و»، «که» و «اما» شلوغ نکن.
۲. کلمات سادهتر را انتخاب کن.
پیچیده نوشتن، نشانهی حرفهای بودن نیست.
۳. هر جمله یک پیام داشته باشد.
اگر چند مفهوم را در یک جمله ریختی، آن را تقسیم کن.
۴. نوشته را با صدای بلند بخوان.
هرجا زبانت گیر کرد، احتمالاً خواننده هم
همانجا مکث میکند.
قانون دنیای نویسندگی:
خوب نوشتن یعنی طوری بنویسی که خواننده پیامت را دریافت کند.
✍️ اینجا قرار نیست فقط بنویسیم؛ قرار است خواندنی بنویسیم.
نوشتهی خوب، راه خودش را به دست خواننده پیدا میکند.
اگر کسی را میشناسی که باید این را بداند، راهش را به او نشان بده. ✍️
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
✍نوشتن، اندیشیدن با دست است.»
محمدرضا شفیعی کدکنی
نوشتن فقط ثبت واژههانیست، بلکه راهی برای عمیقتر فکر کردن، شناختن خود و ساختن جهانی تازه است
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
صمیمیت، پیشفرضِ هیچ رابطهای نیست.
در فضای نویسندگی، گاهی مخاطبی برای نخستینبار با نویسندهای وارد گفتوگو میشود و خیلی زود، فاصلهی میان «مخاطب و نویسنده» را با خطابهایی صمیمانه از میان برمیدارد؛
مثلاً با یک «جون»، «عزیزم» یا خطاب کردن با اسم کوچک.
ممکن است پشت این کلمات، نیت کاملاً محترمانه و محبتآمیزی وجود داشته باشد.
اما نیت خوب، همیشه به معنای تناسبِ شیوهی بیان نیست.
رابطه، پیش از صمیمیت، به شناخت نیاز دارد.
در ارتباط حرفهای، ما فقط به «چه گفتن» فکر نمیکنیم؛ به این هم فکر میکنیم که چگونه، با چه فاصلهای و با چه نسبتی با طرف مقابل حرف بزنیم.
صدا زدن اسم کوچک، لزوماً نشانهی صمیمیت نیست.
«جان گفتن» هم لزوماً نشانهی محبت نیست.
گاهی یک کلمه، اگر زودتر از شکلگیری رابطه به کار برود، به جای نزدیک کردن آدمها، مرز میانشان را نادیده میگیرد.
من فکر میکنم احترام فقط در واژههای مؤدبانه خلاصه نمیشود؛
احترام یعنی فاصلهای را که هنوز میان ما وجود دارد، به رسمیت بشناسیم.
صمیمیت اگر قرار باشد شکل بگیرد،
به مرور شکل میگیرد؛
با شناخت، گفتوگو و تجربهی متقابل.
نه با یک کلمه.
و شاید یکی از ظریفترین مهارتهای ارتباطی همین باشد:
بدانیم کِی میتوانیم نزدیکتر حرف بزنیم،
و کِی هنوز باید فاصله را محترم بشماریم.
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
#مرزهای_شخصی
#مهارتهای_ارتباطی
#دنیای_قلم
#دنیای_نویسندگی
#رشد_فردی