312
بِخوان آواز تَلخت را وَلیکَن دِل به غَم مَسپار... برای سخنانتون : https://t.me/HarfChatBot?start=4045aaf050da
یار دل بلا داره؛
کلی برو و بیا داره💃
طاقچه بالا میزاره و
حالا که یه مبتلا داره✨
تویی نامهربان یا من؟
نکن جور و جفا با من🤌🏻
رَوَم در کوه و صحرا
بلکه بین سبزه ها🌱
ای نوگل دیر آشنا
یابم تو را، یابم تو را✨
بیا که نوبت صلح است و دوستی و عنایت
به شرط آن که نگوییم از آن چه رفت حکایت…
_سعدی
اینجوریه که میگن اشعار دوران مشروطه رو داریم زندگی میکنیمЧитать полностью…
نه درس به کار آید و نه علم ریاضی
نه قاعده مشق و نه مستقبل و ماضی
نه هندسه و رسم و مساحات اراضی
خواهی که شوی مجتهد و مقنی و قاضی
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
حال دل دیوانه ما چند بپرسی
در سلسله حلقه زلف تو به بند است
جلال عضدیЧитать полностью…
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت…
اینکه پسرا با یک سرماخوردگی احساس میکنن مرگشون نزدیکه با مثال عینی بهم ثابت شد ✅
یه جور حرف میزنن انگار سرطان دارن :)))
به کدام مذهب است این؟ به کدام ملت است این؟
که کشند عاشقی را، که تو عاشقم چرایی؟
عراقیЧитать полностью…
✨ در قسمت پنجاه و یکم «اکنون...»
صحبت از «سلامت روان کودکان و نوجوانان» و نقش والدین، از «به رسمیت شناختن رنج» و راههای مواجهه با آن تا کمالگرایی و اثراتش همراه با دکتر آذرخش مکری
قسمت دوم هم دکتر کاکاوند🍓
حتما حتما پیشنهاد میشه
اگر وقت ندارید هم قسمت اولش رو ببینید
امشب حتی ماه هم قشنگ تره 🌚
آدم دلش میخواست بشینه زیر نور مهتاب
ساعت ها و ساعت ها
و اگر صبر کردن
حاصلش ( تو ) باشد
من در این دنیا که هیچ
در تمام جهان های پس از اینجا
برای داشتن تو صبر میکنم…
در وصف این روز ها :
کس نیست که تا بر وطن خود گرید
بر حال تباه مردم بد گرید
دی بر سر مردهای دو صد شیون بود
امروز یکی نیست که بر صد گرید...
به راحت نفسی، رنج پایدار مجوی
شب شراب نیارزد به بامداد خمار🤌🏻
صبر كن آرام جانم، صبر كن!
بعد از این تهران گلستان مى شود
در دكان ها نان فراوان مى شود
گوشت هاى شیشك ارزان مى شود
مشكلات از صبر آسان مى شود
صبر كن آرام جانم، صبركن!
غم مخور، سال دگر نان مى خورى
میوه ى شیرین به شمران مى خورى
گوسفند و مرغ بریان مى خورى
در سر سفره فسنجان مى خورى
صبر كن آرام جانم، صبركن!
نسیم شمالЧитать полностью…
صد سال اگر درس بخوانی همه هیچ است
در مدرسه یک عمر بمانی همه هیچ است
خود را به حقیقت برسانی همه هیچ است
جز مسخرگی هر چه بدانی همه هیچ است
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
خواهی که شود بخت تو فرخنده و پیروز
خواهی که شود عید سعیدت همه نوروز
خواهی که شود طالع تو شمع شب افروز
خواهی که رسد خلعت و انعام به هر روز
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
امروز به جز مسخره رندان نپسندند
علم و هنر و فضل بزرگان نپسندند
ادراک و کمالات به تهران نپسندند
جز مسخره در مجلس اعیان نپسندند
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
نسیم شمال | این شعر برای زمان مشروطه استЧитать полностью…
اوست نشسته در نظر
من به کجا نظر کنم؟!
اوست گرفته شهر دل
من به کجا سفر برم؟!
مَنع آن مردمان بسیار کردم
گمان روز بَد بر خود ندیدم…
انقدر که با فکرت قدم زدم اینجا
حتی خیابون هم از قدم هام خستست…
اگر بدانید مردم هزار بار بیشتر
به یک سردرد معمولى خود
اهمیت مى دهند تا
به خبر مرگ من و شما
دیگر نگران نخواهید شد که
درباره شما چه فکرى میکنند ...
دیل کارنگیЧитать полностью…
بتا بِستان زِ مَستان می، زمستان
به تابستان زِ مستان می تو، مَستان
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا
ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند
_مولانا
مگر
چمدانت چهقدر بود
که تمام زندگیام را
با خود بردی؟
#گروس_عبدالملکیان
نیمشب ها هاتفی از گوشهی دل گویدم
هین! چه میجویی در این ظلمت؟
خود گم کردهای؟
چه کسی میداند؟؟؟
که تو در پیله ی تنهایی خود، تنهــــایی؟
چه کسی می داند
که تو در حسرت یک روزنه در فردایــی؟
پیله ات را بگشا،
تو به اندازه ی پروانه شدن زیبایی!
سهراب سپهریЧитать полностью…