3097
دزیره ؛ روایتی عاشقانه از تاریخِ یک فاتح ☕شعـر،موسیقی،کتاب،دکلمه باید جهان را بهتر از آنچه تحویل گرفته ای، تحویل بدهی خواه با فرزندی خوب یا باغچه ای سرسبز اگر فقط یک نفر با بودن تو ساده ترنفس کشیدیعنی تو موفق شده ای
از خودم میگریزم، از خودم که همیشه مایهی آزار خودم بودهام، از خودم که نمیدانم چه میکنم و چه میخواهم.
#فروغ_فرخزاد
چون قشنگه یکبار دیگه به اشتراک گزاشتم
مصطفی مستور توی اکنون میگفت، عاشق آهنگایام که نمیفهمم چی میگن ولی عمق دارن... مام همینطور جناب مستور.
🎶
سهم من
گردش حزن آلودی
در باغ خاطره هاست...
#فروغ_فرخزاد
بلد نبود کمک بخواد؛
غیب میشد،
حالش بهتر میشد برمی گشت....
و این برای قلبش خوب نبود!
| هیچ شک نیست که روزی اثری خواهد کرد
تیر آهی که به وقت سحر انداختهایم
- اوحدی
.ܥِزیܝܘ🫧 ⃝🌱࿐
🌳
من مدام از درخت یاد میکنم
تا تابستان بمانَد
تا ما تمام تابستان را
زیر سایهاش گمانِ زندگی داشتهباشیم
📝 #احمدرضا_احمدی
فکر میکنی چطور گذشت؟
مگه کسی بود؟
مگه کسی موند؟
اصلا کسی واسش مهم بود؟
خودمو با چنگ و دندون نگه داشتم
میدونی این یعنی چی؟
یعنی با من از تنهایی حرف نزن!
💌🕊
تابستان
روی پای تر باران
به بلندی محبت برویم
در به رویِ
بشر و نور و گیاه و حشره
باز کنیم
کارِ ما شاید این است
که میان گل نیلوفر و قرن
پی آوازِ حقیقت بدویم...
#سهراب_سپهری
.
"همه میخواهند بشریت را عوض کنند، اما هیچکس به فکرِ عوض کردنِ خودش نیست"
ما همیشه منتظریم یک نفر بیاید و حالمان را خوب کند، یک نفر بیاید و ما را از این وضعیت نجات دهد. اما حقیقتِ تلخ این است که منجی، در آینه است.
تا وقتی یاد نگیری که چطور با تنهاییِ خودت رفیق باشی، هر رابطهای برایت فقط یک "مُسکن" موقتی است، نه درمان. برایِ پرواز، اول باید تمامِ چیزهایی که به زمین میدوزندت را رها کنی....…
#لئو تولستوی
سلامٌ للصباحات التی تستقبلنا بکل حب.
«سلام بر صبحگاهان!
که با تمامِ عشق،
به استقبالمان میآیند...»
جبران خلیل جبران
#بیکلام
·صدای بچها از دقیقه دو به بعد...
2:00
آخرش میفهمی، زندگی بیشتر از هر چیز، از همین لحظههای معمولی ساخته شده.
🌤
.
قهوه اش را تمام کرد و گفت:
چطور دیگران را
اینقدر خوب دلداری میدهی؟
خندیدم و گفتم:
حرف هایی را میزنم
که دوست داشتم ، به من بگویند… 🤍🕊
#عباس_معروفی
❣Читать полностью…
"سلام بر قلب آزردهات
و بر نفس تنگت
و بر اندوهی که تا صبح
استخوان دلت را
هزار بار شکست"...
ولی امیدت را هرگز از دست ندادی
صبـ🌱ـح بخیـر…
تنها ماندن با خود مزخرفم، بهتر از بودن با یک نفر دیگر بود. هر کس که باشد. همهشان آن بیرون دارند حقههای حقیر سر همدیگر سوار میکنند و کله معلق میزنند...
📒 عامه پسند
#چارلز_بوکوفسکی
◾️خبر تلخ در دنیای روانشناسی:
عمیقترین زخمهای آدمها همیشه آنهایی
نیستند که دیده میشوند.
خبر درگذشت ویکتور یالوم، پسر اروین
یالوم، برای خیلیها تلخ بود؛ نه فقط به
خاطر فقدان یک انسان، بلکه چون دوباره
یادمان آورد رنجهای روانی همیشه چهرهای
آشکار ندارند.
بعضی آدمها سالها لبخند میزنند،کار
میکنند، موفق به نظر میرسند و حتی
به دیگران امید میدهند؛اما در سکوت،
با دردهایی زندگی میکنند که هیچکس از
آنها خبر ندارد.
شاید لازم نباشد
همیشه راهحل داشته باشیم؛گاهی فقط
باید بیشتر ببینیم، بیشتر گوش بدهیم و
بیشتر بپرسیم:
«واقعاً حالت خوب است؟»
و اگر روزی خودمان احساس کردیم بار
زندگی سنگین شده، سکوت نکنیم؛
کمک خواستن نشانه ضعف نیست،
نشانه ارزش گذاشتن به زندگی است.
بنجامین برادر ویکتور، پس از انتشار
خبر درگذشت، تنها یک جمله نوشت:
«لطفاً عزیزانتان را محکم در آغوش بگیرید.»
شاید تمام پیام همین باشد؛
قدر حضور آدمهایی را که دوستشان
داریم، تا وقتی کنارمان هستند، بدانیم.
گاهی یک آغوش، یک تماس، یا یک
گفتوگوی ساده، بیش از چیزی که
فکر میکنیم نجاتبخش است. 🤍
.ܥِزیܝܘ🫧 ⃝🌱࿐
🌤
.
یک جام با تو خوردن
یک عُمر مِی پرستـی...
یک روز با تو بودن ؛
یک روزڪَار مَستـی..!
#فروغی_بسطامی
❣Читать полностью…
در لبخندت پیامبری نهفته
که مرا، به زندگی فرا می خواند!
تو می خندی
زمان می ایستد
و چای سرد می شود… 🤍🕊
#رضا_صادقی
صبـح شد، خیر است… 🌱
به كسى كه برايت نمىنويسد، مزاحم روزهايت نمىشود، دربارهات نمىپرسد، مهمترين تاريخهاى تو را به ياد ندارد و زندگىات را پر از كارهاى شگفتانگيز نمىكند وابسته نشو.
آدمها با حرفهايشان در زندگى ما نمىمانند، با توجهشان مىمانند…با يادآوردنِ جزئياتى كه براى ديگران بىاهميت است، با پرسيدنِ حالى كه كسى سراغش را نمىگيرد و با تلاشى كه براى ماندن مىكنند. به كسى وابسته شو كه حضورت را انتخاب مىكند، نه كسى كه فقط گاهى يادت مىافتد.
.ܥِزیܝܘ🫧 ⃝🌱࿐
꙳────࿚🎻࿙────꙳
لعنـت بـه تـو، لعنـت بـه مـن،
لعنـت بـه همـهی مـا، بخاطـر همـهی بوسـههایـی کـه از هـم دریـغ کردیـم. اگـر زنـده مانـدی، از طـرف مـن بـه تمـام مـردم دنیـا بگـو تـا میتوانیـد همدیگـر را ببـوسـید.
ִֶָعشـق سـالهـای وبـا𖥨
بله آقای بهرام بیضایی، حق با شما بود؛
اشکالی در کار دنیاست که گریه رفعش نمیکند.
.
دلگیرم از صدای باران 🌧️ و موسیقی پناه میبردم، ☕ چای مینوشیدم و کتاب میخواندم، 📚 غروب خورشید 🌅 و طلوع ماه را خیره میشدم، 🌙 تا اینکه با صدای تو آشنا شدم... صدایی که آرامش تمام اینها در آن خلاصه شده است ✨
صدایی از اعماق بهشت، صدایی برای پرستیده شدن.
.ܥِزیܝܘ🫧 ⃝🌱࿐
برای دومین بار کتاب"دزیره"رو برای خوندن انتخاب کردم⋆🎠˚.
Читать полностью…
🔅
ناتانائیل!
با تو از انتظار سخن خواهم گفت.
من دشت را به هنگام تابستان دیدهام
که انتظار میکشید، انتظار اندکی باران...
ناتانائیل، ای کاش هیچ انتظاری در وجودت
حتی رنگ هوس هم به خود نگیرد.
بلکه تنها آمادگی برای پذیرش باشد.
منتظر هر آنچه به سویت میآید باش
و جز آنچه به سویت میآید را آرزو مکن.
جز آنچه داری آرزو مکن.
بدان که در لحظهلحظه میتوانی
خدا را بهتمامی در درون خود داشته باشی.
کاش آرزویت از سر عشق باشد
و تصاحب عاشقانه.
زیرا آرزوی ناکارآمد به چه کار میآید؟
عجبا! ناتانائیل، تو خدا را در تملک داری
و خود از آن بیخبر بودهای!
تملّک خدا یعنی دیدن او ،
اما کسی به او نمینگرد...
ندیدهای، چون او را در پیش خود
به گونهای دیگر مجسم میکردی!
ناتانائیل، تنها خداست
که نمیتوان در انتظارش بود.
در انتظار خدا بودن، ناتانائیل،
یعنی در نیافتنِ این که
او را هم اکنون در وجودِ خود داری.
تمایزی میان خدا و خوشبختی قائل مشو
و همه خوشبختی خود را
در همین دم قرار ده...
در کوتاهترین لحظههای زندگی،
توانستهام هر آنچه را دارم
در وجود خود حس کنم.
من همواره تمام داراییهای زندگیام
را در اختیار داشتهام.
به شامگاه چنان بنگر
که گویی روز بایستی در آن بمیرد.
و به بامداد زیبا چنان بنگر
که گویی همه چیز از نو زاده میشود.
نگرش تو باید در هر لحظه نو شود.
✍#آندره_ژید
📖مائدههای زمینی
🔄 ترجمهی سیروس ذکاء
شيعودني على غيابك؟
ﭼـي منو به نبودت عادت بده؟
وانا بكل ساعة اگول تعود
ومن تو هرساعتي ميگم برميگردي
ولااصدگ رحت مني
باورنميكنم از ﭘيشم رفتي
وياي بكل كل وكت موجود
درهمه وقت بامن هستي
خيالك تفصيلك
خيال تو وجزئياتت
ماٲعرف شسويلك
نميدونم براتﭼـهكنم
هم مثلي صعب ليلك
شب براتوهم مثلمن سخته
لو مرتاح من دوني
يا بدون من راحتي
هم تشتاگلي بگدي؟
اندازه من دلت تنگ ميشه؟
لو هي ازمة وتعدي
يا فقط يه سختي و ميگذره
الدمع والله حفر خدي
به خدا اشك گونهامو حَفر كرد
وتارك حرگة بعيوني
وداغي رو دلم گذاشته
ٲنا اتمنى أجي يمك
من آرزو ميكنم بيام ﭘيشت
وأسولفلك على احوالي
واز احوالم برات بگم
واحط بيدك وجع گلبي
ودرددلمو بزارم كف دستت
واگلك ياهو كتالي...
وبهت بگم كي منو كشت ..
بعدني ٲتنفس هدومك
هنوزم لباسات رو نفس ميكشم
والوم الروح التلومك
وسرزنش ميكنم جاني روكه تورو سرزنش كنه
وٲعرف ماخلص يومك
ميدونم روزت تموم نميشه
وٲني بعيد عن عينك
ومن از ﭼشمات دورم
بكلشي وياي الك ذكرى
تو همه ﭼـيز بامن خاطره داري
مامكتوبة على الشجرة
فقط رو درخت نوشته نشده
حبيتك على الفطرة
فطرتا عاشقت شدم
طفت سنيني سنينك
سالهاي زندگي منو تو خاموش شد
.ܥِزیܝܘ🫧 ⃝🌱🌸࿐✨