dejnepesht4000 | Unsorted

Telegram-канал dejnepesht4000 - دژنپشت

6557

دژنپشت، کتاب‌خانه کهن سرزمین پارس به روزگار پارت‌ها دهلیز نوشته‌های تاریخی #محمود_فاضلی_بیرجندی نشانی در اینستاگرام: mahmudfazelibirjandi

Subscribe to a channel

دژنپشت

.

که گردون نگردد مگر بر بهی
به مـا بازگـــردد کلاه مــــهی.
- شاهنامه فردوسی. داستان فریدون.



بزرگ باد هفتم آبان،
روز کوروش بزرگ.




هفتم آبان ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی

/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.
توقیف کتاب

حسین پسر منصور، مردی پنبه‌زن یا حلاج، از اسپیدان ـ بیضا - در استان فارس سرگذشتی دارد شگفت و دریغ‌ناک! پیرایه‌هایی بر او بستند که سراسر چیزی نبود مگر اختلاف رای او با رای قدرت و خلافت عباسیان. اختلاف رای را جرم شناختند. پس به فرمان خلیفه مسلمانان، و البته با پشتوانه فتوای فقیهان اسلام بر دارش کشیدند، در نشستگاه خلافت.
سرگذشت حلاج کناره‌ای هم داشت که بدان نگریسته نشده:
همان که دستور دادند او را بکشند، دستوری دیگر هم داده شد که کتاب‌های حلاج توقیف شده و خریدوفروش آن ممنوع است!
این شاید که از قدیم‌تر دستورهایی شناخته شود در توقیف کتاب، در تاریخ ما. 
- خبر از: صوره‌الارض ابن حوقل. برگ ۲۶۹.


ششم آبان ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی

/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.
چاپ دوم
«تاریخ‌نامه جان مالالاس»


معرفی کوتاه در نوشتار زیر ⬇️

/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

چند عکس از تئاتر آرش

/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.
گزارشی از بغداد

از میانه سده سوم هجری دستگاه خلافت اسلامی نیرومندیش و استواریش را از دست داد. دستگاه خلافت که سست شد در بغداد، نشستگاه خلیفه، از خلیفه نامی بیش بنمانده بود. آن شهر بزرگ ناامن شد و باشندگانش به دیگر شهرها و کشورها کوچیدند. جریان‌های واگرا نیرو گرفت. جریان ابوطاهر جنابی از اهم آن بود که به سراغ برانداختن بنیاد دین خلافت رفت و نزدیک بود همه آنچه را به باد بدهد که از روز بنیادگذاری دین شده بود!
اما چیزی نظرگیر که در آن واویلای زمانه شد آن که تندروهای متدین پیدا شدند. گویی نیرویی از اندرون دستگاه فرمانروایی برجوشید که می‌خواست از اصل خود جلوتر افتد تا مگر راه فروپاشی را بربندد که در افق سیاست نمایان شده بود.
رفتارهای تندروهای مذهبی الگویی داشت. الگویی که تاریخ بارها در دیگر حکومت‌ها هم آن را به معرض دید آورده.
تندروهای خودسر به سراهای بزرگان می‌ریختند، خم‌های شراب را می‌شکستند، ابزارهای خنیاگری را خرد می‌کردند و خواننده و نوازنده را می‌زدند و می‌بستند و می‌بردند، و پس سراها را می‌غارتیدند. سخن ایشان این بود که با فساد می‌نبردند تا خلافت پاکیزه شود و عمرش دراز گردد.
سررشته کارها از دست خلیفه به در رفته بود. سران لشکری، گرم همچشمی‌ها و زدوخوردها بر سر پول و قدرت بودند. در آن میان، تندروهای مذهبی هر چه می‌خواستند می‌کردند، راه خود می‌رفتند و کس جلودارشان نبود.
در بغداد میانه سده سوم هجری.



سی مهر ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی

/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.
بازگشت به خبر بالا در باره فرمان رضاشاه:

پارسال به مناسبت یکصدمین سال رسمیت گاهشماری خورشیدی در ایران آیینی در دانشگاه تهران گرفته بودند.



/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.
به یاد و به ارج استاد پیروز مجتهدزاده

باورش دشوار است که دکتر پیروز مجتهدزاده از جهان گذشت.
گاه در تهران به حضورشان رسیده و از چیرگی ایشان در جغرافیا بهره برده بودم. جهان را به روش خودش می‌دید و قدرت سیاسی را با پیچیدگی‌های آن می‌شناخت. شناختنی که یاور جغرافیا بود.
ایران را سخت دوست می‌داشت. بر سر ایران کوتاه نمی‌آمد. برای ایران می‌گریست. گریه‌هایش از رنج و داغ دل بود، نه از ریزش عاطفه.
دو کتاب در جغرافیای تاریخی قاینات نوشته بود که منبع مطالعات آن سرزمین شده. برخی دوستان خراسانی به ایشان نوید داده بودند به پاس نگارش آن کتاب ها آیینی برگزار کنند و ایشان را شهروند افتخاری بیرجند بخوانند. اما «هزار وعده خوبان یکی وفا نکند». به نزد من بر زبان آورد که چنین گفتند، و دیگر یادشان نماند از گفته خویش. من چه پاسخی داشتم، جز خموشی از سر شرم!
باورش سخت است که نباشد.
یادش با نام پاک ایران بماناد.


۲۴ مهر ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی

/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.
پرستیدن مهرگان دین اوست
که آبادی خاک آیین اوست
.
شاهنامه. داستان فریدون.



آباد کردن خاک یکی دیگر از بنیادهای فرهنگ ایران است. کار و کوششی که بر روی خاک شود مایه آبادانی است و آبادانی جانمایه زندگی، و جانمایه اندیشه ایرانی است.
زنده‌داشتن این اندیشه، زنده‌ماندن کار است و آبادانی؛ و پایندگی ایران. سرزمینی که اندیشمندانش از روزگاران کهن آبادانی خاک را ارج نهاده‌اند، و پادشاهانش به شهرسازی ستوده شده‌اند. چنین، تا تمدنی را پی افکنده‌اند.
از یاد نرود که ما را با ویرانگری میانه‌ای نیست. خاک، گرامی است، و از گران‌‌بهاتر دارایی‌های ماست.


۲۱ مهر ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی

/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.

گردانیده فارسی متن سخنان مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا، در آتن
در این نشانی:
Source: U.S. Department of State (.gov) https://share.google/aPRfc024nu2nYYip8

روبیو این سخنان را با نگاه به یونان باستان و در پای آکروپولیس بیان کرد که کهندژ بزرگ تمدن غرب است. این سخنان در سالگرد نبرد بزرگ و تمدنی پواتیه ایراد شده و بنا به ارج تاریخی آن در دژنپشت انتشار می‌یابد.



۱۷ مهر ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی

/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.

آیین کشورداری ایرانی


۱۳ مهر ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی


«از چند سال پیش به این راز بزرگ تاریخی پی بردم که بیشترین پایه آیین‌های کشورداری در خلافت اسلامی، به ویژه آنچه در روزگار عباسیان به کار می‌رفته و برای آن در کتاب‌های گوناگون پایه درنهاده‌اند، همانا آیین‌ها و سنت‌هایی بوده که در ایران پیش از اسلام روان بوده است. ایرانیان که از زمان باستان به والاترین شیوه‌های شهریاری در جهان دست یافته بودند هزاران سال آن شیوه‌ها را در این سرزمین به کار بسته و ایرانیان بودند که پایه‌های کشورداری را در حکومت اسلامی نهاده و برای هر یک از آیین‌ها و دیوان‌ها بنیادی فقهی یافته‌اند
.»


ـ تاریخ شهریاری در شاهنشاهی ایران
سید محمدعلی امام شوشتری.
انتشارات وزارت فرهنگ و هنر. مهر ۱۳۵۰.



/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.
جشن مهرگان در مشهد
هشتاد سال پیش

۱۲ مهر ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی

خبر زیر از جشن مهرگان در مشهد در حدود  هشتاد سال پیش است. خبر برای آگاهی مخاطبان گرامی دژنپشت انتشار داده می‌شود تا دانسته شود که جشن کهن مهرگان در سده پیش با چه راه و روش گرفته می‌شد، و  اداره فرهنگ هم بانی جشن بود:


به‌موجب دعوتی که از طرف اداره فرهنگ بعمل آمده بود از ساعت چهار بعدازظهر جمعه جناب آقای بدر و تیمسار فرمانده لشگر و کلیه روسای ادارات و سایر مدعوین با بانوان خود به دبیرستان فردوسی حضور یافته و تا ساعت چهار و نیم در کریدورهای عمارت از طرف فرهنگیان پذیرایی شدند. سپس به سالن دبیرستان هدایت شده و برنامه جشن به شرح زیر:
- اجرای سرود ملی
- اجرای سرود فرهنگ
- اجرای نقالی پدر و پیر و آموزگار (از فردوسی) بوسیله دوشیزه فروزنده اللهوردی‌زاده
- اجرای ترانه بوسیله دانش‌آموزان دبیرستان فروغ
- قرائت خطابه جشن مهرگان بوسیله دوشیزه رحیمی
- اجرای سرود مهرگان بوسیله دانش‌آموزان دبیرستان فروغ
- گزارش فرهنگ خراسان بوسیله آقای رئیس فرهنگ
- اهدای جوائز به ۲۴ نفر دانش‌آموزان رتبه اول امتحانات نهایی آموزشگاه‌ها بوسیله جناب آقای بدر
- کنسرت تحت سرپرستی آقای امیر حسین مهرپور فارغ التحصیل دانشسرای پسران.
- سپاسگزاری یکی از دانش‌آموزان از اولیا آموزشگاه‌ها
- خطابه «وظیفه اجتماعی ما» بوسیله دوشیزه ملکی دانش‌آموز دبیرستان فروغ
- اهدای نشان سپاس بوسیله جناب آقای بدر به شش نفر از مقامات اداره فرهنگ
- اجرای تئاتر زنان دانشمند در یک پرده به شرکت دوشیزگان دانش‌آموز آموزشگاه‌های مشهد به قلم و رژیسوری آقای احمد مهرپور

این محفل فرهنگی ساعت هفت و نیم بعدازظهر خاتمه یافت.

آفتاب شرق. ۲۸ مهر ۱۳۲۷.

/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.

ایران

دهم مهر ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی


ایران در زبان اوستایی، اَئیریه، در فارسی باستان اَریَه، و در سنسکریت آریه است. معنی آن نیک‌سرشت، پاک‌گهر، راد و بزرگوار است.
واژه اوستایی اَئیریه در زبان پارتی آریان و در پهلوی ساسانی ایران شده.
این واژه دو پاره دارد: ایر + پسوند ان، که نشان نسبت است و ایران یعنی منسوب به قوم نیک‌سرشت و پاک‌گهر است. یا به معنی نیک‌سرشتان، پاک‌گوهران، بزرگواران.
واژه ایران چون پیشوند ان بر سرش بنشیند، انیران شده و معنی ناایرانی یا غیر ایرانی دهد.
سرزمین ایران در زمان ساسانیان به نام ایرانشهر نامبردار شده بود، و ایرانشهری یعنی ایرانی.
همین نام را در واژه آمیخته ایرانویج بازمی‌یابیم که سرزمین نخستین، و خاستگاه ایرانیان است.
نام ایران در نام‌هایی جغرافیایی چون اران، آلان و آلبان دیده می‌شود و نام جمهوری اُسِتی در روسیه هم هست، در شمال کوه‌های قفقاز.
این نام به ریخت ایر + ستان بوده به معنی جایگاه ایرها، سرزمین ایرانیان.


- ایرانویج
دکتر بهرام فره‌وشی.
انتشارات دانشگاه تهران.
چاپ هشتم. ۱۳۹۷.

(این نوشتار پیش‌تر هم در دهلیز دژنپشت انتشار یافته بود.)
/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.

یادی از امیر اسدالله علم
از زبان دکتر مظاهر مصفا


به مناسبت سال نو تحصیلی


۵ مهر ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی


از فضیلت‌های امیر اسدالله علم آن بود که به مانند پدرش امیر شوکت‌الملک علم همواره هوای درس و مدرسه و دانشگاه و اهل علم را داشت. دکتر مظاهر مصفا، آن استاد بی‌نیاز از ستایش، در دیباچه یکی از کتاب‌هایش از همین فضیلت خاندانی امیر سخن گفته و امیر را یگانه مردی خوانده که در هیچ حال حرمت و ادب را از دکتر مصفا دریغ نداشته. نوشتار استاد مصفا به نقل از برگه تلگرامی آورده می‌شود که با نام «مظاهر مصفا» دایر است. عکس نوشتار در بالا آورده شد:


«این مجموعه را که حدیث مردان است و حکایت حال اهل دردان به صدیق‌ترین خدمتگزار شاه و مردم، امیراسداللّه علم، هدیه می‌کنم که یگانهٔ مروّت است و یکّه‌مرد فتوّت؛ به شادی و شکر و به حکم حق‌گزاری و دلالت دل بی‌هیچ چشم‌داشتی که آن مردمک دیدهٔ مردمی در هیچ حال حرمت و ادب خویش از من دریغ نداشت.
خالی از همه حاجتی و دور از هر بیمی، صحبت او برای من در خارخار حیرت و گرماگرم پراکنده‌دلی فرج بعد از شدّت بود و هم تدوین و طبع این وجیزه حاصل فرصت و فراغت و امیدی‌ست که در سایهٔ حمایت او فراهم آمد.
بدین مایه فضیلت و همّت که دارد و با این پایه مردم‌نوازی و غیرت در پاس‌داری خزانه‌های فخر و شرف و معرفت و فرهنگ این سرزمین مستدام باد به آرام دل و امن خاطر.

بمنّه و عمیم فضله
شهریور ۴۷
مظاهر مصفا»

/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

پاییز، پاییز، پاییز!

نگارگری چهره و آوای پاییز
با پیانو
اثر فریبرز لاچینی



چهارم مهر ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی

/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.
آغاز و انجام آسمان در ایران



«دو فروند از طیارات کمپانی یونکرس صبح جمعه با سه نفر مسافر وارد و مدتی در آسمان مشهد مشغول طیران و نمایش بود و ضمناً اعلاناتی مبنی بر قبول مسافر از هوا انداخته، در خارج دروازه فرود آمد. چهار بعدازظهر چندین مرتبه صعود نموده جمع کثیری از اهالی متوالیاً سوار شده در اطراف شهر گردش نمودند.»

این خبر روزنامه آفتاب شرق چاپ مشهد است که در شماره هشتم آبان ۱۳۰۶ منتشر شده. به آبان امسال که برسیم ۹۹ سال از روزی و روزهایی برخواهد آمد که بر آن می‌کوشیدند تا ایرانی را با تمدن نو و دستاوردهای تمدنی آشنا و از آن برخوردار کنند.
امروز خبرها حاکی بود که طیاره‌های ایران دیگر پروانه پرواز بر آسمان‌های دنیا ندارند! و بر همین قرار خواهد بود پرواز طیاره‌های دیگران به ایران!




سی شهریور ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی

/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.
معرفی کتاب‌های معتبر در باره کوروش و هخامنشیان

کتاب‌هایی که در باره زندگانی کوروش، شاهنشاه ایران، و تاریخ هخامنشی تا سال ۱۴۰۵ در ایران منتشر شده در نشانی‌های زیر معرفی شده است:

http://iranchehr.com/?p=895
http://iranchehr.com/?p=1251
http://iranchehr.com/?p=1299
http://iranchehr.com/?p=14358

این سیاهه را دهلیز تلگرامی ایران‌چهر گردآوری و منتشر کرده است:

@iranchehr_ir


با بزرگداشت روز کوروش بزرگ
هفتم آبان ماه ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی

/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.

چاپ دوم
تاریخ‌نامه جان مالالاس


چهارم مهر ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی


چاپ دوم گردانیده فارسی کتاب پر ارج تاریخ‌نامه جان مالالاس به بازار کتاب آمد.

تاریخ‌نامه جان مالالاس در هجده بخش یا هجده کتاب، گزارش رخدادهای جهان است، از آغاز آفرینش تا سال ۵۶۵ ترسایی. بدین روی، در رده تاریخ‌های عمومی جای گیرد.

جان مالالاس در بخش­‌های نخست تا نهم کتاب از تاریخ ملت‌ها یا قوم‌هایی سخن رانده که تا بدان روزگار در دنیا می‌بودند. از آن میان، پارس­‌ها - ایرانیان- که سخن از ایشان، سخن از بود و نبود همه ماست! هم پاره­‌ای آگاهی­‌ها از آیین مانوی و مانویان داده که در شاهنشاهی ساسانی در سرزمین پارس سر برآورد. این‌ها ارج ویژه این کتاب است که کمابیش یک هزار و پانصد سالی به زندان زبان‌های دیگر مانده بود، تا اکنون به قلم این نگارنده به زبان پارسی درآورده شده.

جان مالالاس پیرامون سال ۴۹۰ ترسایی زاده شد. در انتاکیه درس خواند که تا بدان روزگار نشیم امپراتوران روم بود و هم پایگاهی بود که نبردهای رومیان با پارس­‌ها - ایرانیان - از آن­جا سامان داده می­‌شد.
مالالاس تا انجام زندگی­‌اش در دهه ۵۷۰ ترسایی، در  کنستانتینوپل بماند و کار دیوانی کرد. 

#نشر_سنگلج دومین چاپ تاریخ‌نامه جان مالالاس را منتشر کرده و در بازار کتاب تهران در دسترس است.


/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.
خواجه رشیدالدین فضل­‌الله


چهارم آبان ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی

پدرش پزشک یهودی بود و پدربزرگش عطار. پزشک شد و به پشتوانه پزشکی­ پا به دیوان مغولان نهاد. پزشک اباقا خان شد. غازان خان بر جایگاه وزارتش نشاند و هم بدو سپرد تا تاریخ بنویسد. از پس نگارش دوره تاریخی برآمد، که از بخت­‌یاری ما بر جای بمانده.
پس از غازان، در فرمانروایی الجایتو هم وزیر ماند. اما روزگارش از بلندا برگشت. دودستگی در حکومت افتاد و گروهی از در دشمنایگی او درآمدند که وزارت را بهر خواجه تاج­‌الدین گیلانی می­‌خواستند. آن دودستگی به بهای جان او، فرزند و شماری از بستگانش تمام شد، و هم غارت هر چه از مال و خواسته که به نامش بود.
تا بود بدنامی یهودیت را هم با خود می­‌کشید و آن بدتر اتهام­‌ها بود در سرزمینی که جز مسلمان، حق بودوباش نداشت. گو زرتشتی باشد که کهن­‌تر باشندگان این سرزمین بود، و هست. بدنامی یهودیت پس از مرگ هم دست از او برنداشت، تا یک سده بعد تیمورلنگ که فرمانروا شد دستور داد بازمانده­ پیکرش را از خاک به در آورند و به خاک گورستان یهودیان بسپارند.
 
از خواجه رشید آنچه باید گفت، و بازگفت، پشتکار اوست در نگارش تاریخ. چندین سده برآمده بود که محمد جریر طبری دوره تاریخ جهان را نوشته بود. پس از او ایرانیان تاریخی بدان فراگیری ننوشتند. خواجه رشید کتابش را «جامع­‌التواریخ» نامید. دلی داشت در گرو مهر ایران. کتابش را به زبان پارسی سخته­‌ای نوشت. زبانی که با کاربست زبانزدها و واژگان یگانه، ویژه اوست، و باید اندر آن باریک شد، خواند و آموخت. نام پاک «ایران» و گزاره «مُلک ایران­‌زمین» را بارها آورده.
دانیم چند سده بود نگارش پارسی برافتاده بود. مورخان به تازی می­‌نوشتند و از مردم و میهن خویش به نام عجم یاد می­‌کردند. شاعران نام ایران را در کار نمی­‌آوردند. خواجه آن تاریکای زبان پارسی را درید تا بامداد دیگری در تاریخ زبان پارسی سر زد. گفته شده هر بامداد بر سر کار تاریخش می­‌شد و پس به دیوان می­‌رفت.
 
«جامع­‌التواریخ» جایگاهی دیگر در سنت تاریخ­‌نگاری پساساسانی دارد. در آن هفت سده که از انجام ساسانیان برآمد جز تاریخ­نگارانی که داستان­‌نگار یا خیال­‌نگار تازیان بودند، مورخان ایرانی­‌تبار، کمتر کار نو کردند. یکی چون حمزه در «سنی ملوک­‌الارض» راه خودش را در تاریخ رفت، یا بوالفضل بیهقی که تاریخ­نگاری ایران را به بالستی رساند. چنان که شود او را در میان تاریخ­نگاران بلندقامت دنیا برنشاند. جز آن نادرگان، بیشتر تاریخ­نگاران خبر یا سخنی تازه نداشته­‌اند.
خواجه رشید با «جامع­‌التواریخ» راه و آیینی در نگارش تاریخ باز کرد. در تاریخ­نگاری او جهان به روش کهنه دین­‌ورزان، به دو بخش دارالکفر و دارالایمان نشده. او دنیا را بر پایه جغرافیا دیده و شناسانده. جغرافیایی که تا دوردست­‌ها را می­‌بیند و نشان می­‌دهد. آن هم در سده­‌های میانه در سرزمین بلازده ایران که کمتر آگاهی از دنیا در دست بود. در یک مجلد هم تاریخ یهود یا بنی­‌اسراییل را نوشت که پاره شگرف کار اوست، در دنیایی که سخن از یهود برابر با همراهی با دشمنان دین مبین شمرده می­‌شد.
خواجه رشید تاریخ ملت­‌های دیگر دنیا را با افسانه­‌ها، آداب و سنت­‌ها، و تاریخ پادشاهان و پیامبران هر ملت نوشت. آنچه از تاریخ و آداب مغولان آورد هم ویژگی تاریخ اوست.

خواجه رشیدالدین فضل­‌الله، سال ۶۲۹  خورشیدی در همدان بزاد. سال ۶۹۶ خورشیدی او را بکشتند. در دوره وزارتش جز گشادوبست کار دولت و مملکت در سرزمین­‌های پهناوری که مغول در چنگال گرفته بود، آبادانی هم کرد. رَبع رشیدی که در تبریز ساخت، به زبان امروز شهرک علم و فناوری بود. کتابخانه بزرگی در تبریز بنهاد با کتاب­‌های نفیس و نقشه­‌ها. مسجد ساخت و بیمارستان ساخت. روزی که آماج کینه و تندخویی شد و جانش را بستاندند آبادی­‌ها که کرده بود را ویرانه کردند.
 
دوره «جامع­‌التواریخ» را چند سال پیش انتشارات میراث مکتوب در هفده مجلد چاپ و منتشر کرد. مجلد تاریخ بنی­‌اسراییل را هم از قلم نینداخت!
کتاب بزرگ خواجه در دست ماست، با آن نگاه فراگیر به جهان سده هفتم، و آگاهی­‌هایی که از هر سرزمین دارد. یاد آوریم که او از بام تا شام گرفتار حکمرانی بود، به روزگار مغولان که بر کرانه رفتن از رای ایشان سزاوار مرگ بود. چیزی که در انجام گریبانش را گرفت. با آن فرمانبرداری و تیمارداری که کرده بود.

خواجه رشیدالدین فضل­‌الله رویش بود، روشنایی بود، و هوای تازه بود در پارگینی که از زمان خلافت بغداد تا عصر مغولان، دل دنیا را گرفته داشت. ایران را.


/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.

چند کلمه در باره
تئاتر موسیقایی آرش



از آرش چندان که دانیم چیزی در شاهنامه نیامده و دیگر متن‌های کهن هم گزارشی فراگیر از زندگانی و سرگذشت او ندارد. پس، نگارش گزارشی از او کاری است نیازمند مطالعات گسترده در  منابع تاریخ باستان ایران گرامی، تا نکته‌های پراکنده از او به دست آید.
نمایش تئاتری موسیقایی آرش ۴۵ شب در تالار هتل اسپیناس برپا بود. با چیرگی محض صدا و نور بر متن، تا چنان که روایت زندگانی آرش و تیرانداختن او که مرز ایران و توران را بازنماید، در بیشتر نمایش گم شده و جا به تنوع استادانه رنگ و نور و صدا باخته بود. آرش در این تئاتر یکی مرد کمانساز معرفی شد. بارها می‌گفت، و می‌گفتند که کارش همین است که کمان بسازد، و به کلی تیرانداختن نمی‌داند. برخی شخصیت‌های بزرگ و گرامی روزگار حماسه چون کشواد هم به این نمایش آورده شده بودند. دانسته نشد که چرا؟
در جایی از نمایش افراسیاب را بینیم که گردن برادرش گرسیوز را می‌بُرد. چیزی از رده فیلم‌های هیجانی که شاید فقط کشش نمایش را به چشم بیننده عادی بیشتر کند. اما نه ارزش نمایشی دارد، نه چیزی را از اصل داستان آرش بازمی‌نماید.
در این نمایش داستان زندگی آرش در دو خط پی گرفته می‌شد. یکی کودکی او و دوستش، و دوم همان دو در بزرگسالی که به دلدادگی هم کشیده بود. روشی که در فیلم‌های سینمایی به کار بسته می‌شود. اما این روش در این نمایش رونوشت‌برداریی بود پاره‌پاره از شگردی سینمایی که ممکن بود کار را دارای کششی کند که باید!
نمایش آرش بر صحنه‌ای بزرگ‌تر از معمول با ده‌ها بازیگر اجرا شد. پیدا بود صدها تن هم دست در دست یکدیگر داده‌اند تا این کار اجرا شود. کاری که اگر در زمانی دیگر و با مطالعه لازم در منابع قدیم می‌شد ممکن بود کاری شود ماندگار. از رده نمایش‌هایی که بر دست اهلش اجرا می‌شد و چندان می‌گرفت که هنوز در یادها مانده. نمونه‌اش نمایش‌های استاد زنده نام بهرام بیضایی، که همانندی موضوعی هم با این تئاتر دارد.
اکنون نمایش این تئاتر به سر رسیده و دیگر بر صحنه نخواهد آمد که من این نوشتار را منتشر می‌کنم. زمانی که دیگر آسیبی به استقبال مردم از نمایش نخواهد زد. امیدوارم این نوشته به دست نویسنده و کارگردانش برسد و از من نگارنده به ایشان دل بدهد تا باز هم از این دست کارهای بزرگ بکنند. اما بدانند که تاریخ به قول بیهقی بزرگ بر راه خود می‌رود و آن راه، راهی است سخت دشوار که بایدش با خون دل شناخت و پویید.
در این روزگار ایران و ایرانی به یادآوری آرش و جستارهای ناب ایراندوستی نیاز بسیار دارد. اما نمایش آرش با آن غوغای فریبای نور و صدا و قطعه‌های پرملاط دیداری، کاری بود تهی از آنچه نیازمندش هستیم. هم‌میهنان گرامی ما که این نمایش را اجرا کردند نشان دادند سررشته این رسته از کارها را خوب به دست آورده‌اند. زهازه! اما کار را اندیشه باید تا وزنی بگیرد. اندیشه در تئاتر آرش، بی‌رمق بود، و آشفته بود.
نمایش آرش کالایی کم وزن بود با عیار روشن تبلیغات دستوری! چیزی که بد نیست. اما چون در زمانی که باید اجرا نشود، هدر می‌رود. گمانم همین بود که با آن هیمنه‌اش چندان که شاید بازتابیده نشد!
عامه ممکن است آرش را نشناسد، از افسانه و از تاریخ چیزی نداند. اما شمی دارد که بوی جنس ناب را از دیگر جنس‌ها بازمی‌شناسد! بی‌گمان.


یکم آبان ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی

/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.
پاره‌ای حکمت کهن
ارج پیغام (دیپلماسی)، و پرهیز از خون‌ریختن


۲۸ مهر ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی

- بدان که به روزگار پیشین کارها به مناظره و پیغام و افزونی دانش و حکمت بود.
جنگ و خونریزش نطلبیدندی، کارها به علم و حکمت کردندی، و اهل عالم و ممالک در آن متفق بودندی.


- آداب‌الحرب والشجاعه. ص ۱۶۹.


/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.
الغای تاریخ قمری


«چون تاریخ شمسی، تاریخ رسمی مملکت شناخته شده و تاریخ قمری لغو گردیده است از طرف اداره ثبت احوال کل کشور به ادارات ثبت احوال ایالات و ولایات متحدالمال فرستاده و گوشزد شده که در کلیه اسناد و نوشتجاتی که به ثبت می‌رسد از ذکر تاریخ قمری خودداری کنند».
به تاریخ ۲۲ مهر ۱۳۱۴.


از اقدامات رضاشاه.






۲۵ مهر ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی

.
/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.
فقر، فرهنگ و دین را بر باد می‌دهد!

۲۳ مهر ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی

شاهنشاهی ساسانی دوره رواج انواع دین‌ها در ایران بود. از وقتی عرب به ایران تاخت، به وارون آنچه گمان می‌رود، آیین اسلام زود سرتاسر ایران را نگرفت. تا نزدیک پنج سده گذشته تا بیشتر ایرانیان به جهات مختلف به اسلام بگروند.
اهم آن جهات فرار از پرداختن جزیه به عرب بود. در خلافت اموی یرانیانی که اسلام نپذیرفته بودند می‌بایست به عناوین مختلف به دستگاه خلافت و نمایندگان آن در هر محل خراج بپردازند.
چون سال‌ها و دهه‌ها برآمد که ایرانیان جزیه و خراج به خلافت عربی پرداختند، بنیه مالی بیشتر آنان بر باد رفت. بسیاری از دارایان هم به فقر کشیده شدند. از سال‌های میانه خلافت اموی، ایرانیان رفته رفته بهتر دیدند دین‌های قدیم را رها کنند و به ظاهر هم که شده اسلام آورند تا از ستم مالی امویان رها شوند.
این هم بود که برخی از خلفای اموی با اسلام آوردن ایرانیان مخالف بودند. چرا که عایدات دستگاه خلافت کم می‌شد. اما چیزی که شد برای ایرانیان راهی نماند مگر اسلام آورند تا از فقر و گرسنگی امان بیابند.
چنین تا ناداری، و درماندگی ناشی از آن به دیگردیسی فرهنگی و دینی ایرانیان کشید و تن به خواسته فرمانروایان دادند.

از آرای دکتر ذبیح‌الله صفا
تاریخ ادبیات در ایران. مجلد یکم. صفحه ۴۱.



/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.
پيرى شش هزار ساله

این شعر دلنشین  را یکی از سخن‌سرایان خراسانی سال ۱۲۹۹ به زمانی سروده است که درهای زندگی و امید بر ایران بسته شده بود. شاعر در این شعر نوید روزگار بهی و خرمی و سربلندی ایران را داده و بر آن است که این پیر شش هزار ساله به تندبادها از پای نخواهد افتاد.
ایدون باد.



ايران، گمان مدار بهارش خزان شود
روزى شود كه عبرت باغ جنان شود
اين شش هزار ساله كه پیريست سالخورد
ديرى نپايد آنكه به زودى جوان شود
گيرد حيات تازه ز سر، از فروغ علم
بی‌شك دوباره كشور امن و امان شود
تن‌هاى مختلف همه گردند موتلف
دل‌ها به‌هم، به فضل خدا مهربان شود
دوران عذر را گه آخر زمان رسد
رخسار جهل در چه ظلمت نهان شود
بر آسمان ز علم ببالد زمين او
وز نور معرفت زمينش آسمان شود
بر بام عام تا كه نشيمن كند سيهر
در زير پاى مردم او نردبان شود
كهترش از ميامن علم و توانكَرى
در شهرهاى خارجه بازارگان شود
صنعت‌گرش که چرخ قمر را کشد به زير
سر تا به سر مسخر او بحر و کان شود
در بوستان علم و هنر تا كه بشمرد
سوسن به‌وصف مردم ايران زبان شود
هر كهترى به اسب سعادت شود سوار
هر مهترى به كار و عمل كامران شود
آن خانمان بداد ز کف بعد ديرباز
باز آيد از ره و به سر خانمان شود
ايران ما دو مرتبه ايران شود ولى،
آنگه شود كه علم در او حكمران شود
رشك بهشت نيز شود كشور كيان
آنگه شود كه جهل از او بر كران شود
ای زاده كيان و ز جمشيد يادكَار!
خواهى روان به كالبدت كو روان شود
رسم نفاق و شيوه بخل از ميان ببر
تا هرچه بر مراد تو بايد چنان شود
آزادوار وارهى از قيد بندگى
هم زندگيت در دو جهان جاودان شود
ايران از آن توست تویى نيز از آن او
غمگين مباش از آن كه چنين يا چنان شود
تا شير پاسبانى اين گله مى‌كند
باور مكن كه گرگ بر او گله‌بان شود
اى مدعى چه زحمت بيهوده می‌برى
بينم درين طلب، همه سودت زيان شود
بركش عنان خويش و برين ره مپاى تند
بنديش از آن كه روز بدت هم‌عنان شود
ناديده گير كشور ما را و درگذر
بو تا كه از تو شاد، روان كيان شود
- تجلى سبزوارى

روزنامه تازه بهار
چاپ مشهد
۲۲ امرداد ۱۲۹۹.



#محمود_فاضلی_بیرجندی
۱۸ مهر۱۴۰۵

/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.
دادگری، و فرمانبرداری از پادشاه

به مناسبت روز جشن "مهرگان بزرگ"


۱۶ مهر ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی


بر هر ایرانی است تا گفتنی­‌ها و نوشتنی­‌ها از جشن‌های ایرانی و از فرهنگ ایران را تا می‌تواند به میان آورد. این راهی است که فردوسی پیموده و درس اوست به ما.
با فرهنگ ایرانی خود را بازمی‌یابیم. تاریکی و اندوه از ایران زمین سترده می‌شود و غم، و ستایش غم از میان برمی‌خیزد.

در این نوشتار کوتاه یادآور شویم که در ماه مهر دو پادشاه بر تخت شاهنشهی ایران نشسته­‌اند، و یکی پهلوان هم بر جای پدر بر تخت جهان­‌پهلوانی ایران نشسته است.

نخستین آن دو پادشاه فریدون است که بر ضحاک ماردوش پیروز شده و بر تخت شاهنشهی می­‌نشیند. پادشاه دویم لهراسپ است که بر جای شاه­‌کیخسرو بر تخت می­‌نشیند.
آن پهلوان، زال است که در ماه مهر بر جای پدر به جهان­‌پهلوانی می­‌نشیند.

گزارش فردوسی اندرین باره چنین است:
ســر ماه نو هــرمز مــهر ماه
بر آن تخت فیروزه بگزید راه.

زال تنها کس است، جز پادشاهان، که فردوسی خبر بر تخت نشستن او را داده. این شاید که از ارج و ورجاوندی زال باشد. با او دوران حماسه درمی‌گیرد و امارت سیستان جایگاه دوم پس از استخر، نشستگاه شاهی، می‌شود.

زال فرزند سام است و چون سام جایگاه پهلوانی به این فرزند می­‌دهد، اندرزهایی هم بدو می­‌دهد:
چنـین گفت مر زال را ای پسر
نگر تا نبــاشی جــز از دادگر
به فرمان شــاهان دل آراسـته
خرد را گزین کرده بر خواسته.
 
سر اندرزهای سام به زال آن است که دادگر باشد.
دویم آن که دل خویش به فرمانبرداری از شاه ایران آراسته بدارد.
و سیم آن که خرد را برتر بدارد بر مال و خواسته.
 
در این اندرزها، فرمانبرداری از پادشاه خویشکاریی چندان والا و شایاست که سام آن را مایه آراستگی دل دانسته و در جایگاه پس از دادگری، به زال سفارش کرده است.

این است آیین سام، و این است آیینی که فرا راه زال می­‌کشد تا دلش را در زندگانی بدان آراسته بدارد. او پیروی از خرد را در جایگاه پس از فرمانبرداری از شاه نشانده است.
 
خداوند ایران، ایزدان و امشاسپندان را می‌خوانیم تا شادی را بهره ایرانیان گردانند. بشود که غم‌ها به سوی دوستداران و ستایشگران غم برود.
شانزدهم مهر ماه، روز "مهرگان بزرگ" فرخنده باد.

/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

سیاه‌پوشا
ابی
سروده ایرج جنتی عطایی


ماه مهر است. 
ماه جشن و شادی.
سالگرد برافتادن ستم در ایران.
اما شنیدن این ترانه هم بد نیست، که هر چند بکوشیم شادی کنیم، غم‌ها امان نمی‌دهد!

!



با این که دارن سیاه‌پوشا
از توی شط کوچه‌ها
جمع می‌کنن
ستاره‌های پر پرو
با این که دارن عزادارا
از زیر آوار و جنون
در میارن کفترای خاکسترو
با این که بوی تفتیش و خون
پیچیده توی قصه‌ها
با این که صدای انفجار، مرثیه‌خونه
همه جا، همه جا، همه جا
هنوزم می‌شه قربانی این وحشت منحوس نشد
هنوزم می‌شه تسلیم شب و اسیر کابوس نشد
می‌شه باز سنگر از ترانه ساخت و به قرق سر نسپرد
هنوزم می‌شه عاشق شد و از ستاره مایوس نشد
با این که داس دلهره
گردن این دقیقه‌ها رو می‌شمره
با این که آینه از شب و گریه پره
با این که تو ماهتاب و آب
صدای کوچ است و شتاب
با این که تو پستوی ذهن همه کس
رد گریزه و قفس، قفس، قفس
هنوزم می‌شه قربانی این وحشت منحوس نشد
هنوزم می‌شه تسلیم شب و اسیر کابوس نشد
می‌شه باز سنگر از ترانه ساخت و به قرق سر نسپرد
هنوزم می‌شه عاشق شد و از ستاره مایوس نشد.





13 مهر ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی


/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.
مهرگان
جشن آزادی سرمایه و بخش خصوصی
از چنگال مرام اشتراکی
 

یازدهم مهر ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی


مهرگان در طبیعت، جشن برداشت محصول است و شادمانی و پایکوبی در انجام سالی کشت‌وکار.
مهرگان در حکومت، جشن برافتادن ستم ضحاکی است، و آغاز آزادی فریدونی.
مهرگان رویی دیگر هم دارد و آن آزادی سرمایه و بخش خصوصی است. سخن از این باره گفته نشده تا به پر قبای ستایندگان استبداد اشتراکی برنخورد.
دانیم که بازار ایران خاستگاه آن خیزشی بود که ایران را از چنگ حکومت ضحاک برهانید. ضحاک، بنیادگزار آیین اشتراکی در ایران بود، سده‌ها پیش از مزدک؛ و خیزش کاوه که به پادشاهی فریدون انجامید، برافتادن آن رژیم اشتراکی کهن بود.
زان پس جهان ایرانی از نو به آزادی رسید. شاهنامه خبر داده که فریدون چون بر تخت شاهنشاهی نشست پیش از هر کار، بزرگان سرمایه و ارباب بازار را به حضور پذیرفت. آنان را بنواخت و دلگرمی داد تا هر کس به سر کار و کسب خویش شوند. گفت که دیگر نگران استبدادی نباشند که در آن کس اجازه کار آزاد نداشت.
ارج نهادن فریدون به سرمایه­‌داران بزرگ یعنی دادن آزادی به بخش خصوصی و بازار.
بزرگداشت بخش خصوصی و آزادکردن سرمایه، نیرومندشدن پیکره جامعه­‌ای بود که در دوره ضحاکی با تحمیل مرام اشتراکی نزار شده بود.
شاه فریدون پیشتاز احترام به سرمایه و سرمایه‌دار، و آزادگذاشتن سرمایه است. آزادی سرمایه و گردش آزاد آن، محرک بزرگ هر جامعه و بنیاد کار و کوشش و سرزندگی است.
این ارجمندتر جنبه­‌های شاهنشاهی فریدون است، که نگذاشته‌اند بدان درنگریم. ارجمندتر جنبه‌های جشن مهرگان است که شناختن آن امروز ما را بیش از دیگر جنبه‌هایش به کار آید. یکصدسالی یا بیشتر شده که مرام بیگانه اشتراکی، بر پروپای فکر و عمل ایرانی پیچیده. تا ایرانی نیندیشیم و ایرانی عمل نکنیم تکلیف ما غوطه‌وری در تاریکای یکصدساله خواهد بود.
ارج مهرگان تنها با شادباش‌گویی به جا آورده نمی‌شود. بر ماست در چنین مناسبت‌ها ایران را و فرهنگ و سنت‌های ایران را بشناسیم و بر اساس آن به راه آینده برویم.
سرمایه گرامی است. بازار و بخش خصوصی محترم است. این معنای راستین جشن مهرگان است.


/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.
زادروز فرخنده حسن تقی‌زاده

پنجم مهر ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی


می‌خواهم حسن تقی‌زاده را یاد آورم که از مردان نامی معاصر بود. مردی که نامش از روزگار خودش گذشته و هنوز هم قدوقامت بلندش از پشت چرخ زمان به چشم می‌آید.
تقی‌زاده بسیار آثار بر جا گذاشت، و هم آثار بسیار بر روزگار خود و بر همروزگارانش گذاشت. خستو شوم که من خود هنوز درست نمی‌شناسمش، و ندیده‌ام که کس در پی شناختن او و شناساندنش برآمده باشد.
پنجم ماه مهر زادروز اوست، به سال ۱۲۵۶ در تبریز.
حسن تقی‌زاده در زادگاهش درس خواند. جوانسال بود که به مشروطه‌خواهان پیوست. به خارج رفت. در داخل، مصدر کارهای بزرگ از استانداری تا وزارت و سفارت و نمایندگی مجلس شورا و سناتوری شد. در عمر خود که آن را در کتاب خاطراتش  "زندگی توفانی"  خوانده بسیار فرازها و فرودها دید. در هر فرود به کتاب و علم رو کرد و زایاتر شد. آنچه را درمی‌یافت، ابراز می‌کرد و همان بود که جنجال‌هایی در پیرامونش درمی‌گرفت. جنجال‌هایی که امروز دیگر نشاید بدان نگاه کنیم، و حال و آینده خود را با تعقیب هیجان و دشنام، بیش از این برآشوبیم. 
من در باره تقی‌زاده سخنی تازه ندارم. اما بر آنم که یکی چون تقی‌زاده را بایستی که دور از کوردلی‌های چپ و راست دید که چنین نگاهی به او، و همه اشخاص و رخدادها، به خیر و نیکی نخواهد انجامید.
می‌خواهم یاد آورم که تقی‌زاده از آنان بود که کمتر کسی در روزگار ما به پایه او در علوم و حتی در فنون رسیده. شاید برجسته‌تر وجه او تجددخواهی بود. شاید که از همین وجه بیشترین چوب را خورده باشد.
یاد محسن باقرزاده، مدیر انتشارات توس، گرامی باد که از خدمت‌های زیبنده و ارزنده‌اش به فرهنگ و تاریخ ایران، گردآوردن مجموعه آثار تقی‌زاده و چاپ و نشر همه آن در چندین مجلد کتاب بود. امروز به همت باقرزاده دست کم، دوره آثار تقی‌زاده را یک جا در دست داریم و توان که با خواندن آن راهی به اندرون و به اندیشه آن مرد اثرگذار روزگار باز کرد و از او آموخت.
تقی‌زاده را علامه خوانده‌اند. دو جریان عمده سیاسی معاصر ایران، عبارت از چپ‌ها و مذهبیون هر دو بر او تاخته‌اند. حاکمیت گذشته را هم با او چندان مهر و میانه‌ای نبود.
کوردلی و دلبستگی به انتقام‌کشی، نگذاشته که تاریخ خود را درست ببینیم تا آن مایه از نیرویی را از آدم‌ها و رویدادها برگیریم که لازمه حرکت به آینده است.
یاد تقی زاده در این زادروزش خجسته باد. همانندان او از مردان بزرگ، سپر بلا و  لازمه رهایی مملکت از گرفتاری‌ها بوده و خواهند بود. هیجان و کین‌توختن برای ما نان و آبی نشده است. چنان که مهرورزی‌های هیجانی و بت‌سازی و مقدس‌تراشی هم بهره‌ای جز ویرانگری نداده است. بت‌شکن در زندگانی ایرانی خود بت شده است! بشود که بت را از اندیشه خود بزداییم تا نسل نوین ایرانی با اندیشه رهاشده از آلودگی‌ها، درفش کوردلی را از بام ایران فروکشد.
با سخن‌ از تقی‌زاده، و دیگر نادرگان، شاید که بشود الگوهای پوسیده‌ آیین‌ها را از ذهن ایرانی زدود و این راستان دانا را بر جایی نشاند که باید می‌داشتند.
تقی‌زاده چراغ است. چراغ ایران دوستی است در تاریکایی که ما را اندر آن نگه داشته بودند. بشود که در پرتو جهان‌نگری او ایران را بازیابیم.
هشتم بهمن ۱۳۴۸ که تقی‌زاده از جهان گذشت گفتند و نوشتند که سلطان احمد قاجار از شنیدن صدای تقی‌زاده بیش از غرش توپ‌ها می‌ترسید! چنین بزرگی را نشاید فراموش کرد، و مقلدان بیگانه را الگو پنداشت.


/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

یادی از امیر اسدالله علم
از زبان دکتر مظاهر مصفا


به مناسبت سال نو تحصیلی
در نوشتار زیر ⬇️




۵ مهر ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی

/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.
نرخ مشروبات در مشهد


این آگهی در روزنامه آفتاب شرق به تاریخ شانزدهم فروردین ۱۳۲۶ چاپ شده است:

«به منظور اطلاع مشتریان و مصرف کنندگان بهای عمده فروشی انواع نوشابه محصول شرکت نوش در مغازه شرکت از دهم فروردین سال ۱۳۲۶ به شرح زیر تعیین می‌گردد:

ودکا بطر ۳۲ ریال. نیم بطر ۱۴/۵ ریال
کنیاک بطر ۷۲ ریال. نیم بطر ۳۷ ریال
عرق دیگی بطر ۳۲ ریال
الکل سفید بطر ۵۱ ریال
الکل صنعتی بطر ۳۰ ریال
شراب بطر ۲۰ ریال
بطر سفید و سبز ۵ ریال
بطر سیاه ۴ ریال

برای دانه‌فروشی به هر یک از انواع نوشابه بدون بطر دو ریال افزوده می‌شود.

از خریداران تقاضا می‌شود هنگام ابتیاع، برچسب روی شیشه و لاک مهر آن را کاملاً دقت نمایند.
شرکت سهامی نوش استان نهم»



یکم مهر ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی


/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

دژنپشت

.
سقوط بهشت
نگاهی به کتابی در باره رخدادهای ایران


۲۸ شهریور ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی


سقوط بهشت، کتابی که به سقوط شاه ایران پرداخته از چند سال پیش وارد ایران شد و در محافل خصوصی با استقبال روبه‌رو شد. اما چیزی از آن به محافل عمومی نیامد. در این ماه شهریور که سالگرد آغاز پادشاهی محمدرضاشاه است یادآوری این کتاب بی‌جا نیست.

اندرو اسکات کوپر، روزنامه نویس نیوزیلندی، نویسنده کتاب با ایرانیان آشنایی داشته و ویژگی کتاب همان آشنایی او با عالم وجودی ایرانیان است. کوپر کتابش را با ارجاعات به شاهنامه فردوسی نوشته که جو ایرانی دلپذیری به کار می‌دهد. او برای تهیه عمده مدارکش اسناد سفارتخانه‌های امریکا و انگلستان را دیده، و برخی اسناد روس‌ها و اسراییلی‌ها را. یعنی جای روایت رخدادهای ایران از منظر دیگر کشورها خالی است!

بر روی جلد کتاب، عکسی از شاه چاپ شده که با چشمانی پرملال و خشنود به شهبانو می‌نگرد. متن کتاب هم با گزارش حضور شهبانو و خانم جهان سادات بر سر قبرهای همسرانشان در قاهره آغاز می‌شود. اما متن کتاب چیزی از زن و زنانگی در رخدادها ندارد.
این کتاب نکته‌های زیاد دارد که مقوم درک رخدادهای منتهی به سال ۱۳۵۷ ایران است.
نوشته است که نگارنده در طول تحقیقات برای این کتاب به اندرون شبکه انقلابیون وارده شده و ناظر تکاپوهای آنان بوده است. کاری که امتیاز بزرگی است بهر آن کس که می‌خواهد در باره موضوعی تحقیق کند.
از ورود سولیوان سفیر جدید امریکا به ایران نوشته که مشهور به سفیر دگرگونی بود و همسر رییس جمهوری وقت فیلیپین هم به شهبانو تلفن زده و گفته بود از این سفیر بترسید!
می‌نویسد سفارت امریکا به این رسیده بود که آشوب‌های ایران دست‌ساز ساواک بوده تا جلوی آزادی‌هایی را بگیرد که شاه می‌خواست بدهد.
درباره چاپ نامه بر ضد آیت‌الله خمینی در روزنامه اطلاعات می‌نویسد که نامه از دل رقابت هویدا با دولت آموزگار درآمد، و اگر امیر اسدالله علم می‌بود، محال بود بگذارد چنان نامه‌ای منتشر شود! چند جای دیگر هم خبرهایی از خردمندی سیاسی علم آورده است.
رخدادهای ماورایی سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ چیزی است که این کتاب بدان پرداخته و دیگران نپرداخته‌اند. رخدادهایی که باورش سخت است و به اسطوره‌های کهن می‌ماند. اما واقع شد و به چشم دیدیم. امیر اسدالله علم هم یکجا در یادداشت‌های خود خبر داده که اشیای پرنده ناشناس بر آسمان ایران دیده شدند و جت‌های نیروی هوایی که برای مقابله آن پرواز کردند در آسمان از کار افتادند. کوپر چند نمونه از این خبرها آورده و نوشته که مومنان مخالف شاه، وقوع آن رخدادها را نشان پشتیبانی خدا از خود در راه سرنگون کردن حکومت پهلوی می‌شمردند!
می‌نویسد که دستگاه پهلوی سرگرم مذاکره با روحانیان میانه بود. اما سفارت امریکا با روحانیان تندرو مذاکره می‌کرد، و این جریان مخالف حکومت را نیرومندتر کرد. در ضمن، مخالفت‌های گسترده را کار طبقه متوسط می‌داند و می‌نویسد که فرودستان، از سویی دیگر، تا انجام کار همچنان با شاه همدل بودند.
ویژگی دیگر کتاب آن است که کنش‌های مخالفان را در بسیاری از شهرها وارسیده. کاری که در کتاب‌های دیگر نشانی از آن نیست. آنچه این کتاب و دیگران مکرر نوشته‌اند بی‌عملی حکومت و شخص پادشاه است. می‌نویسد که گروهی آن را حمل بر دستور امریکا می‌کردند و عده‌ای هم بر آن بودند که پادشاه عامدا خموش مانده تا در زمان مناسب زخمی کاری فرود آورد.

گرداننده کتاب، باشنده لندن و از آنانی بوده که فارسی را آموخته نیاموخته دست به ترجمه می‌شوند. کتاب غلط‌های اسفناک دارد. وزارت دربار (COURT) را وزارت دادگستری نوشته و علم را معاون وزیر دادگستری، سازمان آزادی‌بخش فلسطین را اتحادیه لیبرال فلسطین، کمیته مشترک ضد خرابکاری را ضدتروریستی نوشته، نام‌های بسیاری کسان و جاها را نادرست نوشته. مثلا صور لبنان را طیر نوشته!
برخی زبانزدهای عوام را هم به کار بسته: قطعی برق، تولد ۵۷ سالگی، اولویت اول و ... .
این کتاب به خاطر اغلاط زیادش مانند کتاب «شاه» دکتر میلانی است.
با این همه کسی که کتاب‌های دیگر را در این باره خوانده، از کتاب ویلیام شوکراس تا کتاب‌های دکتر میرفطروس، غلامرضا افخمی، دکتر نهاوندی، پرویز ثابتی، و دکتر میلانی، باید این کتاب را هم بخواند. کمتر فایده این مطالعات، دورشدن از نگاه قدسی به تاریخ و نزدیک‌تر شدن خواننده به واقعات دنیا و دنیوی‌دیدن کار جهان است.
سقوط بهشت، گزارشی است خواندنی، با شاکله روزنامه‌نگاری، که ماهیت تاریخی بر آن چیره است. کتابی که به بیش از یک‌بار خواندن می‌ارزد.

از دوستانم جناب آقای قائم مقامی تبریزی و خانم افسانه زندیه سپاسگزارم که زمینه دادند تا بهری از یادداشت‌هایم در باره این کتاب را این‌جا عرضه کنم.


/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…
Subscribe to a channel