1956
برای بینایی، به روشنایی نیاز است. 💡 • • • انجمن دوستداران فرهنگ و هنر و دانش! 📚 • • • 📻 CastBox | Podbean: پادکست دانشور • • • 📷 Instagram: DaneshvarSchool • • • 📺 Youtube: Youtube.com/@DaneshvarSchool
خورشید، یک ستاره کوتوله زرد 🪐
▪️ستارههای کوتوله زرد، در واقع آنقدر هم کوچک نیستند و متوسط محسوب میشوند. همچنین رنگ آنها معمولا سفید است، مانند خورشید، ولی از زمین زرد به نظر میرسند.
▪️دمای این ستارگان بین ۵۳۰۰ تا ۶۰۰۰ درجه کلوین است و جرمی بین ۰/۹ تا ۱/۱ جرم خورشید دارند.
▪️ این ستارگان عمری در حدود ۱۰ میلیارد سال دارند.
▪️ وقتی به پایان عمر خود نزدیک شوند، به یک ستاره غولپیکر قرمز تبدیل میشوند و اندازه ستاره گسترش مییابد.
▪️ خورشید در این مرحله به اندازهای بزرگ میشود که سیارههای تیر، ناهید و احتمالا زمین را در برمیگیرد. این اتفاق در حدود ۵ میلیارد سال دیگر رخ میدهد.
▪️ پس از آن ستاره کوچک میشود. کوچکتر و کم نورتر و چگالتر از زمانی که کوتوله زرد بود، که به آن کوتوله سفید میگویند.
▪️ کوتوله سفید تا تریلیونها سال باقی میماند ولی در نهایت به مرور زمان سرد میشود و به ستاره کوتوله سیاه تبدیل میشود. (یا ابرنواختر در صورت وجود ستاره همسایه)
https://en.wikipedia.org/wiki/G-type_main-sequence_starЧитать полностью…
https://science.nasa.gov/exoplanets/stars/
⚖️ ایران از چه زمانی وارد فاز بقا شد؟ | ۳. آیا ایران در طول تاریخ خود «نظام حقوقی مستقل» ساخته است؟
یکی از پرسشهای مهم تاریخ ایران این است:
آیا ایران، مانند روم و چین توانسته یک نظام حقوقی مستقل، پایدار و قابل بازتولید ایجاد کند؟
پاسخ غالب به این پرسش، منفی است.
در دوره هخامنشی، برخلاف تصور رایج، امپراتوری ایران دارای یک «کد حقوقی سراسری» مانند قوانین روم یا حمورابی نبود.
بابلیها با قوانین بابلی زندگی میکردند.
مصریها با قوانین مصری.
یونانیها با قوانین یونانی.
شاهنشاه ایران مرجع نهایی قدرت بود، اما یک نظام حقوقی مرکزی و مدون ایرانی وجود نداشت.
در دوره ساسانی، برای نخستین بار نوعی حقوق ایرانی شکل گرفت، اما:
قانون عملاً با دین زرتشتی یکی بود.
قضات، موبدان بودند.
دانشگاه حقوق، فلسفه حقوق و نهاد قضایی مستقل وجود نداشت.
به همین دلیل، با سقوط ساسانیان در سال ۶۵۱ میلادی، تقریباً کل این نظام حقوقی نیز از میان رفت.
پس از فتح ایران:
حقوق ساسانی بازسازی نشد.
فقه اسلامی جایگزین نظام حقوقی پیشین شد.
قضات، فقها شدند.
زبان حقوق، عربی شد.
دانش حقوق در قالب فقه اسلامی ادامه یافت.
حتی حکومتهای ایرانی مانند سامانیان، صفویان و قاجار نیز هرگز به احیای حقوق باستانی ایران نپرداختند.
صفویان ایران را شیعه کردند، اما:
❌ نظام حقوقی جدید ایرانی نساختند.
تنها فقه سنی را با فقه شیعی جایگزین کردند و همچنان:
قانون = شریعت
قاضی = فقیه
باقی ماند.
در دوره پهلوی، برای نخستین بار:
قانون مدنی،
دادگستری مدرن،
دانشکده حقوق،
و نظام قضایی جدید
در ایران شکل گرفت.
اما این نظام نیز عمدتاً بر اساس الگوهای فرانسه، بلژیک و اروپا ساخته شد، نه بر پایه یک سنت حقوقی بومی تاریخی.
پژوهشگران چند علت اصلی را مطرح میکنند:
🔸 وابستگی شدید قانون به دین
🔸 فقدان نهادهای مستقل از حکومت
🔸 فروپاشیهای مکرر تاریخی
🔸 نبود کدهای جامع حقوقی
🔸 جایگزینی کامل نظامهای پیشین بهجای بازسازی آنها
روم: حقوق خود را به اروپا و بخش بزرگی از جهان صادر کرد.
چین: بیش از دو هزار سال تداوم حقوقی داشت.
ایران: عمدتاً مصرفکننده و اقتباسکننده نظامهای حقوقی بود، نه صادرکننده آنها.
بر اساس دیدگاه غالب در مطالعات تطبیقی تاریخ حقوق:
ایران در طول تاریخ خود دولتهای قدرتمند، فرهنگ بزرگ، ادبیات عظیم و سنتهای فکری مهمی تولید کرده است، اما هرگز نتوانسته یک نظام حقوقی مستقل، پایدار و قابل بازتولید، مشابه روم یا چین ایجاد و حفظ کند.
ایدههای سید قطب
▪︎سید قطب (۱۹۰۶-۱۹۶۶) نویسنده و نظریهپرداز برجسته مصری و از تاثیرگذارترین چهرههای اسلامگرایی معاصر است. اندیشههای او که عمدتا در زندان و در کتاب معالم فی الطریق (نشانههای راه) شکل گرفت، تاثیری عمیق بر جنبشهای اسلامی پس از او داشته است.
🎓با دانشور همراه باشید تا آرای او را بررسی کنیم.
• • •
#️⃣ #دین #فلسفه
🔗 @daneshvar402
⚔️ ایران از چه زمانی وارد «فاز بقا» شد؟ | ۲. نهاد نظامی ایران؛ از امپراتوریهای جهانگشا تا دولتِ بقا
اگر بخواهیم تاریخ نظامی ایران را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت:
ایران در حدود ۷۵٪ تاریخ دو هزار سال اخیر خود، بیشتر برای بقا جنگیده تا برای فتح جهان.
البته این جمله یک ارزشگذاری نیست؛ بلکه نتیجهای است که پژوهشهای تاریخ نظامی، جامعهشناسی تاریخی و فلسفه تاریخ به آن میرسد.
در دو دوره از تاریخ ایران، ما با یک ارتش حرفهای، مستقل و امپراتوریساز روبهرو هستیم:
🔹 هخامنشیان
ساخت ارتش سازمانیافته و چندملیتی
ایجاد شاهراهها و لجستیک نظامی پیشرفته
فتح سرزمینهایی از هند تا مصر و آناتولی
🔹 ساسانیان
ایجاد یکی از قدرتمندترین ارتشهای جهان باستان
رقابت چندصدساله با روم و بیزانس
فتح اورشلیم و رسیدن به دروازههای قسطنطنیه
در این دو دوره، ایران نه تنها از خود دفاع میکرد، بلکه توان گسترش و حفظ امپراتوری را نیز داشت.
پس از فروپاشی ساسانیان، یک تغییر بنیادین رخ داد:
• ارتش حرفهای ساسانی از بین رفت،
• نظام دیوانی نظامی فروپاشید،
• و ایران دیگر هرگز نتوانست یک نهاد نظامی پایدار و مستقل مانند گذشته بازسازی کند.
از اینجا به بعد، بخش بزرگی از تاریخ نظامی ایران وارد چیزی شد که آن را "حالت بقا" (Survival Mode) مینامیم.
در حدود ۸۰۰ سال پس از ساسانیان:
سامانیان به غلامان ترک متکی بودند،
غزنویان بر ارتشهای ترک تکیه داشتند،
سلجوقیان خود یک قدرت ترک بودند،
و مغولان و تیموریان نیز نیروهایی بیرون از سنت نظامی ایرانی محسوب میشدند.
به بیان دیگر، ایران دیگر کمتر دارای یک ارتش ملی و حرفهای مستقل بود و بیشتر بر شبکههای قومی، قبیلهای و نظامیان وابسته تکیه میکرد.
صفویان موفق شدند:
✅ هویت سیاسی ایران را تا حدی بازسازی کنند
✅ مرزهای نسبتاً پایداری ایجاد کنند
✅ ایران را دوباره به یک قدرت منطقهای تبدیل کنند
اما ارتش صفوی همچنان عمدتاً بر قزلباشهای قبیلهای استوار بود و در رقابت با قدرتهای بزرگ زمان، بهویژه عثمانی، محدودیتهای جدی داشت.
شاید بتوان گفت نادرشاه آخرین لحظهای بود که ایران دوباره توان تهاجم امپراتوری را نشان داد:
فتح هند،
فتح بخارا،
لشکرکشی به قفقاز،
و رقابت با عثمانی.
اما مشکل اینجا بود:
این قدرت، قدرتِ یک نهاد نبود؛ قدرتِ یک فرد بود. با مرگ نادر، تقریباً همه چیز فروپاشید.
در دوره قاجار:
ارتش عمدتاً قبیلهای بود،
فناوری نظامی عقبمانده بود،
و ایران بخشهای بزرگی از قلمرو تاریخی خود را از دست داد.
میتوان قاجار را ضعیفترین دوره نظامی تاریخ ایران دانست.
در دوره پهلوی:
ارتش مدرن ایجاد شد،
تجهیزات پیشرفته خریداری شد،
و ایران به یکی از قدرتهای نظامی منطقه تبدیل شد.
اما این قدرت بیش از آنکه بر نهادهای مستقل متکی باشد، به شخص شاه و حمایت خارجی وابسته بود.
پس از انقلاب، الگوی نظامی ایران تغییر کرد:
تمرکز بر موشک،
پهپاد،
جنگ نامتقارن،
و شبکههای منطقهای.
تا چند سال گذشته میشد ايران را نه یک قدرت تهاجمی کلاسیک، بلکه یک قدرت دفاعی-نامتقارن منطقهای توصیف کرد. اگرچه که اکنون پس از عملیات های پیچیدهی اسراییل و آمریکا توان موشکی، پهپادی و نیروهای نیابتی تا درصد بالایی فلج شده و خنثیسازی آن با شیب بالایی در حال پیشروی است...
اگر از منظر فلسفه تاریخ و جامعهشناسی تاریخی نگاه کنیم، شاید بتوان تاریخ نظامی ایران را اینگونه خلاصه کرد:
🏛 دوره اول: امپراتوریسازی
هخامنشیان و ساسانیان
ارتش حرفهای
قدرت تهاجمی
گسترش سرزمینی
⚔️ دوره دوم: بقا و بازسازی
از قرن هفتم میلادی تا امروز
وابستگی به نیروهای قومی یا ایدئولوژیک
کاهش توان تهاجم پایدار
تمرکز بر دفاع و حفظ بقا
❄️ هنر اسکیموها
▪︎در هنر اسکیموها (Inuit Art)، افق وجود ندارد. زیرا محل زندگی اسکیموها تقریبا همیشه دارای افق ۳۶۰ درجه است و چشمان هنرمندان اسکیمو مانند مردمان دیگر به افق حساس نیست. این پدیده یکی از تاثیرات زبان بصری محل زندگی بر شکلگیری سبک هنری است.
• • •
#⃣ #نقاشی
🔗 @daneshvar402
📋 بنخان: کتاب مبادی سواد بصری - دُنیس ای. داندیس
نقشه استعمارگری کشورهای جهان
• • •
#⃣ #تاریخ #جغرافی #سیاست
🔗 @daneshvar402
پرچمهای جهان، از ساده به پیچیده
• • •
#️⃣ #نمادشناسی
🔗 @daneshvar402
🎸 راک اند رول چگونه شکل گرفت؟
▪︎برای درک چگونگی شکلگیری سبک راک اند رول، گوش دادن به این دو آهنگ بهترین کلاس درس ممکنه.
▪︎قطعه بالا در سبک آر اند بی اولیه اجرا شده که ۲ سال بعدش توسط الویس پرسلی به سبک راک اند رول اجرا میشه.
▪︎با مقایسه این دو اجرا از یک قطعه، میشه به سادگی درک کرد که راک اند رول چگونه از دل آر اند بی اولیه به وجود اومد و مسیر تکاملی خودش رو پیش گرفت.
✍🏻اختصاصی دانشور
• • •
#️⃣ #موسیقی
🔗 @daneshvar402
خواننده: بیگ جو ترنر
ترانهسرا و آهنگساز: جسی استون
تاریخ انتشار: ۱۹۵۴
سبک: R&B
• • •
#️⃣ #موسیقی
🔗 @daneshvar402
خواننده: تونی برکستون
ترانهسرا و آهنگساز: داین وارن
تاریخ انتشار: ۱۹۹۶
سبک: Contemporary R&B
• • •
#️⃣ #موسیقی
🔗 @daneshvar402
ایشتار (اینانا) و گیلگمش ⚔❤️
▪️ایشتار به سراغ گیلگمش میرود و میخواهد که او را به عنوان همسر خود بپذیرد.▪️در این داستان هر دو جنبه ایشتار دیده میشود، قسمت عشق و روابط جنسی وقتی به گیلگمش پیشنهاد میدهد همسر او باشد، و قسمت جنگ و روابط سیاسی وقتی ایشتار انتقام بیاحترامی او را میگیرد.
▪️ ولی گیلگمش پیشنهاد او را رد میکند، و میگوید او با همسران قبلی خود بدرفتاری کرده است.
▪️ ایشتار که خشمگین شده است پیش پدر خود آنو میرود و از او میخواهد گاو نر آسمانی را برای کشتن گیلگمش بفرستد.
▪️ این گاو ابتدا ویرانی زیادی به بار میآورد، ولی گیلگمش به کمک انکیدو او را از پا درمیآورد.
▪️ خدایان برای مجازات گیلگمش که این گاو را کشته است، انکیدو را از بین میبرند.
https://en.wikipedia.org/wiki/Epic_of_GilgameshЧитать полностью…
ایشتار یا اینانا ⚔❤️
▪️اینانا نام این الهه در جنوب میانرودان و میان مردم سومری بود. در شمال و توسط آشوریها، اکدیها و همچنین بابلیها با نام ایشتار شناخته میشد. به نظر میرسد این دو خدای متفاوت بودهاند و به مرور زمان مخصوصا از دوران سارگان اکدی ترکیب شدهاند.در پستهای بعدی دو داستان معروف ایشتار یا اینانا را بررسی خواهیم کرد. داستان گیلگمش، و سفر او به دنیای زیرین.
▪️ این الهه با ستاره صبحگاهی و شامگاهی نیز نسبت داده شده. به همین خاطر یکی از نمادهایش ستاره هشتپر است. همچنین نماد قلاب نی به دلیل نشانهای از ارتباط او با باروری زمین و کشاورزی. همچنین نماد شیر، کبوتر و گل رز.
▪️ این الهه حافظ فاحشهگری نیز بوده است و بعضی اعتقاد دارند قسمتی از پرستش او در معبدش شامل فاحشهگری میشده است.
▪️ نام ایشتار دو معنی دارد. رهبر یا رئیس، که در نقش او به عنوان خدای جنگ نمایان میشود، و زندگیدهنده، که در نقش او به عنوان خدای عشق نمایان میشود.
▪️ زوج اولیه او دوموزی یا تموز بود که خدای کشاورزی و چوپانان بود.
▪️ برخی الهه افرودیته در استورههای یونان و ونوس در استورههای روم را برگرفته از ایشتار میدانند.
https://www.ebsco.com/research-starters/social-sciences-and-humanities/ishtar-deityЧитать полностью…
https://www.britannica.com/topic/Ishtar-Mesopotamian-goddess
این رویکرد در خودروهای خودران نیز کاربرد گستردهای دارد. برای مثال، اگر وقوع تصادف اجتنابناپذیر باشد، سیستم باید تصمیم بگیرد کدام انتخاب کمترین آسیب را به همراه خواهد داشت.• • •
آیندهای که فیلسوفها در آن نقش کلیدی دارند
با گسترش استفاده از هوش مصنوعی، پرسشهای اخلاقی نیز پیچیدهتر میشوند. آیا یک هوش مصنوعی باید جان یک کودک را به فرد سالمند ترجیح دهد؟ آیا رفاه حیوانات یا محیط زیست باید در تصمیمهای الگوریتمی لحاظ شود؟ چه زمانی میتوان قوانین اخلاقی را نادیده گرفت؟
اینها پرسشهایی هستند که پاسخ آنها صرفاً فنی نیست و به همین دلیل شرکتهای هوش مصنوعی بیش از گذشته به متخصصان فلسفه نیاز دارند.
در شرایطی که بسیاری از مشاغل سنتی تحت تأثیر هوش مصنوعی قرار گرفتهاند، به نظر میرسد فیلسوفها به یکی از ارزشمندترین نیروهای انسانی در عصر هوش مصنوعی تبدیل شدهاند.
چرا شرکتهای هوش مصنوعی به استخدام فیلسوفها روی آوردهاند؟
▪︎در حالی که تصور میشد آینده بازار کار در اختیار برنامهنویسان باشد، اکنون شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی بهدنبال جذب فیلسوفها هستند؛ افرادی که قرار است درباره اخلاق، تصمیمگیری و رفتار مدلهای هوش مصنوعی تصمیم بگیرند.
🎓با دانشور همراه باشید تا این موضوع را بررسی کنیم
• • •
#️⃣ #فناوری #فلسفه
🔗 @daneshvar402
🏛️ چرا هیچ سیستمی کامل نیست؟ هنرِ تحلیل بهجای قضاوت
در شش نوشتهی گذشته، ما جعبهابزار یک تحلیلگر سیاسی را ساختیم: از قدرت و مشروعیت تا ایدئولوژی، دموکراسی و نهادسازی. اما اکنون به مهمترین آموزه میرسیم؛ درسی که مرز میان یک «ناظرِ احساساتی» و یک «تحلیلگرِ حرفهای» را مشخص میکند.
کارل پوپر، فیلسوف علم، میگفت پرسش درست این نیست که «چه کسی باید حکومت کند؟» بلکه این است: «چگونه نهادهای سیاسی را چنان طراحی کنیم که حاکمانِ بد، کمترین آسیب را برسانند؟» این جابهجاییِ ظریف در پرسش، کل نگاه ما به سیاست را دگرگون میکند.
هیچ نظام سیاسی همهی ارزشهای مطلوب را همزمان به حداکثر نمیرساند. انتخاب یک ارزش، معمولاً به قیمت تضعیف ارزشی دیگر تمام میشود. این همان چیزی است که «هزینه سیاسی» مینامیم:
• کارآمدی در برابر مشارکت: تصمیمگیری متمرکز سریع است، اما مشارکت گسترده را کاهش میدهد. مشارکت گسترده دموکراتیک است، اما زمانبر است.
• آزادی در برابر برابری: آزادیِ مطلقِ اقتصادی نابرابری ایجاد میکند؛ برابریِ کامل آزادی فردی را محدود میکند.
• نظم در برابر تغییر: ثباتِ بیش از حد به رکود میانجامد؛ تغییرِ بیش از حد به بیثباتی.
📌 درست مثل مهندسیِ خودرو: نمیتوان همزمان سریعترین، کممصرفترین، ارزانترین و امنترین خودرو را ساخت. سیاست، طراحیِ آگاهانهٔ این ترکیب است.
تجربهی تاریخی نشان میدهد که موفقیتِ یک نظام، کمتر به «نیّتِ خوبِ حاکمان» و بیشتر به «طراحیِ نهادی» بستگی دارد:
• نهادهای فراگیر: قدرت و فرصت را توزیع میکنند، نوآوری را تشویق میکنند و قابلیتِ اصلاحِ خود را دارند.
• نهادهای بهرهکش: قدرت و ثروت را در دستِ اقلیت متمرکز کرده و در برابر هرگونه اصلاحی مقاومت میکنند.
• نکته کلیدی: حتی بهترین قانون اساسی روی کاغذ، بدون نهادهای زنده و کارآمد، فقط یک «سندِ موزهای» است. اجرای قاعده، همیشه مهمتر از وجودِ قاعده است.
تحلیلگرِ حرفهای، در دام این خطاهای رایج نمیافتد:
• تلهی سیستمِ آرمانی: مقایسهی یک سیستم واقعی با یک سیستم خیالیِ بینقص. مقایسه باید همیشه میان «گزینههای واقعاً ممکن» باشد.
• تلهی تکعلتی: تقلیلِ پدیدههای پیچیده (مثل انقلاب یا فروپاشی) به یک علتِ ساده.
• تلهی همذاتپنداری: قضاوتِ یک نظام صرفاً بر اساسِ اینکه چقدر با سلیقهٔ شخصیِ ما همخوان است.
در نظریه، میتوان نظامها را در دستهبندیهای تمیز جای داد. اما در واقعیت، هر نظام سیاسی موجودی زنده، ناخالص و در حال تغییر است؛ ترکیبی از موفقیتها و شکستها. وظیفهی تحلیلگر، نه صدور حکمِ نهاییِ «خوب» یا «بد»، بلکه فهمِ این است که چرا یک نظام به این شکل عمل میکند، چه هزینهای میپردازد و چه ظرفیتی برای اصلاح دارد. علم سیاست، هنرِ دیدنِ پیچیدگی است، بیآنکه در آن گم شویم.
📜 ایران از چه زمانی وارد فاز بقا شد؟ | ۴. فلسفهٔ تاریخ اقتصاد ایران: چرا هر بار از نو شروع کردیم؟
اگر از منظر فلسفهٔ تاریخ به اقتصاد ایران نگاه کنیم، پرسش اصلی این است:
چرا ایران بارها به اوج رسید، اما نتوانست آن اوج را به یک روند پایدار تبدیل کند؟
در دو دوره از تاریخ ایران، ما با چیزی نزدیک به یک «اقتصاد مولد تمدنی» مواجه هستیم:
✅ قنات
✅ شبکههای آبیاری
✅ تجارت گسترده
✅ پول نسبتاً پایدار
✅ دیوانسالاری پیچیده
✅ امنیت راهها
اما یک مشکل از همان ابتدا وجود داشت: چیزی به نام نهادهای مستقل اقتصادی وجود نداشت.
پس از فروپاشی ساسانیان، ایران وارد الگویی شد که آن را «چرخهٔ ایرانی» مینامم:
رونق -> تمرکز ثروت -> افزایش مالیات -> تضعیف تولیدکنندگان -> بحران سیاسی -> فروپاشی -> بازسازی -> تکرار دوباره
در این چرخه:
کشاورز سرمایهگذاری نمیکند.
تاجر ثروتش را پنهان میکند.
صنعتگر رشد نمیکند.
دولت منابع را استخراج میکند.
حملهٔ مغول صرفاً یک حملهٔ نظامی نبود.
بلکه از نگاه اقتصاد تاریخی:
آخرین امکان شکلگیری یک اقتصاد مولد بومی را نابود کرد.
نتایج:
❌ نابودی قناتها
❌ نابودی شهرها
❌ کاهش شدید جمعیت
❌ فرار سرمایه
❌ فروپاشی شبکههای تولید
از اینجا به بعد، اقتصاد ایران عمدتاً به اقتصاد «بازتولید بقا» تبدیل شد.
صفویان موفق شدند:
✅ امنیت ایجاد کنند
✅ تجارت ابریشم را توسعه دهند
✅ دولت مرکزی را بازسازی کنند
اما یک مشکل بزرگ باقی ماند:
ایران هنوز تولیدکنندهٔ فناوری نبود؛ صادرکنندهٔ مادهٔ خام بود.
در همان زمانی که:
اروپا بانک میساخت،
اروپا بورس ایجاد میکرد،
اروپا حقوق مالکیت را تثبیت میکرد،
ایران همچنان بر مالیات، زمین و تجارت واسطهای تکیه داشت.
قرن نوزدهم بزرگترین نقطهٔ عطف تاریخ اقتصاد جهان بود.
اروپا وارد چرخهٔ جدید شد:
نوآوری -> سرمایه -> صنعت -> تولید انبوه -> ثروت بیشتر -> نوآوری بیشتر
اما ایران در چرخهٔ قدیمی باقی ماند:
مالیات -> کشاورزی سنتی -> بحران -> فروپاشی -> بازسازی -> مالیات
به همین دلیل، از قرن نوزدهم به بعد، فاصلهٔ ایران با جهان صنعتی بهصورت انفجاری افزایش یافت.
برای نخستین بار در تاریخ ایران تلاش شد:
✅ بانک ملی ایجاد شود
✅ صنعت مدرن شکل بگیرد
✅ راهآهن ساخته شود
✅ دولت مدرن اقتصادی ایجاد شود
✅ آموزش فنی توسعه یابد
اما این پروژه تنها حدود ۵۰ سال فرصت داشت و هنوز نتوانسته بود نهادهای مولد را کاملاً تثبیت کند.
جمهوری اسلامی، آگاهانه یا ناآگاهانه، بسیاری از الگوهای تاریخی اقتصاد ایران را دوباره بازتولید کرد:
اقتصاد رانتی
وابستگی به درآمدهای غیرمولد
ضعف حقوق مالکیت
فرار سرمایه
اقتصاد شبهدولتی
تضعیف بخش خصوصی
بیثباتی پولی
به همین دلیل:
اقتصاد ایران به جای ورود به چرخهٔ «تولید و انباشت»، دوباره وارد چرخهٔ «بقا و مصرف» شد.
🔹 جاهلیت مدرن
سید قطب مفهوم «جاهلیت» را که پیش از او به دوران پیش از اسلام اطلاق میشد، به دوران معاصر تعمیم داد. از دید او، هر جامعهای که بر اساس شریعت اسلام اداره نشود، جامعهای «جاهلی» است. او معتقد بود جوامع مدرن، حتی بسیاری از کشورهای بهظاهر مسلمان، در نوعی جاهلیت مدرن به سر میبرند که بر پایه اومانیسم و حاکمیت انسان بر انسان استوار است.
در برابر حاکمیت انسانها، قطب بر حاکمیت الله (حاکمیت مطلق خداوند) تاکید میکرد. او بر این باور بود که قوانین و حاکمیت باید تنها در انحصار خداوند باشد و هرگونه قانونگذاری توسط انسان، شرک محسوب میشود. این ایده، هسته مرکزی اندیشه سیاسی او را تشکیل میدهد.
برای مبارزه با جاهلیت مدرن، قطب وجود یک گروه پیشتاز (طلیعه) را ضروری میدانست. این گروه شامل مسلمانانی متعهد و آگاه است که باید خود را از جامعه جاهلی جدا کرده و با تربیت مجدد، مقدمات برپایی حکومت اسلامی را فراهم کنند.-
در اندیشه قطب، جهاد تنها یک دفاع نیست، بلکه ابزاری برای رهایی بشریت از بردگی انسانها و اقامه حاکمیت خداوند است. به همین دلیل، او جهاد تهاجمی برای سرنگونی نظامهای جاهلی را توجیه میکرد.
تجربه سفر به آمریکا نقش مهمی در شکلگیری اندیشه او داشت و او را به منتقدی سرسخت برای سبک زندگی مادیگرایانه و اومانیسم غربی تبدیل کرد. با این حال، او با تکنولوژی و علوم غربی مخالف نبود، بلکه با نظام ارزشی و حقوقی آن به مخالفت برخاست.
کوالیا 🎨
▪️با دیدن رنگ قرمز، یا بوییدن یک گل، یا درد کشیدن، تجربهای میکنیم که قابل توضیح دادن نیست. چگونه میتوان تجربه دیدن رنگ قرمز را برای کسی که آن را ندیده است توضیح داد؟ این تجربه را کوالیا مینامند.
▪️فرض کنید دانشمندی تمام زندگیش را در اتاقی زندگی کرده که رنگ آبی در آن وجود نداشته. این دانشمند هر چیزی که در مورد رنگ آبی وجود دارد را میداند، ولی خود رنگ را ندیده. حال اگر از اتاق بیرون بیاید و رنگ آبی را ببیند، آیا چیزی به دانستههایش افزوده شده؟• • •
▪️ اختلاف در مورد تعریف کوالیا و خصوصیاتش زیاد است. ولی یکی از پرسشهایی که فیلسوفان مطرح میکنند این است که آیا کوالیا ثابت میکند که نمیشود همه چیز را با پدیدههای فیزیکی توصیف کرد؟
▪️ موافقین این نظر میگویند از آنجایی که نمیتوان تجربه دیدن رنگ قرمز را جایی خارج از تجربه شخصی بازسازی کرد، پس کوالیا ثابت میکند نمیتوان همه پدیدهها را با توضیحات فیزیکی توضیح داد.
▪️ مخالفین این نظریه میگویند که هر تجربه کوالیا از پدیدهای فیزیکی نشات میگیرد. بدون فرکانس خاص موج الکترومغناطیسی، نمیتوان قرمز را دید و بدون نورونها و مغز نمیتوان کوالیا را تصور کرد. پس همه چیز در نهایت به دنیای فیزیکی برمیگردد.
▪️ شما چه فکر میکنید؟
https://plato.stanford.edu/entries/qualia/Читать полностью…
📜 ایران از چه زمانی وارد «فاز بقا» شد؟ | ۱. نگاهی به تاریخ نهاد حکومت/دولت در ایران
اگر تاریخ ایران را نه بر اساس سلسلهها و جنگها، بلکه از منظر توانایی ساخت نهادهای پایدار نگاه کنیم، به یک پرسش مهم میرسیم:
ایران از چه زمانی دیگر در حال "ساختن" نبود و بیشتر به "بازسازی و بقا" روی آورد؟
بر اساس پژوهشهای جامعهشناسی تاریخی، نهادگرایی تاریخی و تاریخ تطبیقی امپراتوریها، به نظر میرسد تاریخ نهاد حکومت/دولت در ایران را میتوان به سه دوره بزرگ تقسیم کرد که در زیر خواهید خواند:
✍ بنگرید به: آشنایی با نهاد حکومت
در این دوره، ایران یکی از مهمترین سازندگان نهادهای سیاسی جهان بود.
🔹 هخامنشیان:
ساخت حکومت/دولت چندقومیتی،
دیوانسالاری پیچیده،
نظام مالیاتی گسترده،
ارتش حرفهای،
و نظام اداری فراسرزمینی.
🔹 ساسانیان:
تکامل دیوانسالاری،
ایجاد نظام حقوقی و مالیاتی پیچیده،
ارتش منظم،
و پیوند حکومت/دولت، دین و مشروعیت.
📌 هخامنشیان و ساسانیان، دو دورهٔ اصلی State-building یا «حکومتسازی عمیق» در تاریخ ایران بودهاند.
مهمترین نقطه عطف تاریخ نهادی ایران، نه حمله مغول، بلکه فروپاشی شاهنشاهی ساسانی در قرن هفتم میلادی است.
در این دوره، ایران بخشی از نهادهای بنیادین خود را از دست داد:
❌ دیوانسالاری ساسانی
❌ نظام مشروعیت شاهنشاهی
❌ ارتش مستقل
❌ زبان رسمی حکومتی
❌ بخش مهمی از طبقات اداری و سیاسی
📌 من این دوره را نقطهٔ گسست اصلی نهاد دولت ایرانی میدانم.
پس از آن، ایران هرگز کاملاً نابود نشد؛ اما پرسش مهم این است:
آیا ایران دوباره توانست نهادهایی در مقیاس ساسانیان ایجاد کند؟
نه، اما بارها تلاش کرد.
سامانیان
احیای زبان فارسی، بازسازی بخشی از دیوانسالاری، شکوفایی علمی و فرهنگی. اما نه بازسازی کامل دولت ساسانی.
سلجوقیان
قدرت نظامی بالا، اما وابستگی شدید به نخبگان قومی و نظامی.
مغولان
دومین گسست بزرگ تاریخی:
کاهش شدید جمعیت، نابودی زیرساختها، فروپاشی بخش دیگری از ظرفیت نهادی.
صفویه
بازسازی هویت سیاسی ایران، ایجاد مرزهای نسبتاً پایدار، رسمی شدن تشیع.
اما دربارهٔ ماهیت صفویه اختلاف نظر وجود دارد:
📌 صفویه بیش از آنکه یک پروژهٔ نهادسازی عمیق باشد، یک پروژهٔ بازسازی هویت سیاسی و مذهبی بود.
قاجار
این دوره را میتوان عملاً دوران بقا و حفظ حداقلی دولت دانست.
پهلوی
مدرنیزاسیون، ارتش مدرن، آموزش مدرن، دیوانسالاری جدید.
اما همچنان این پرسش مطرح است که:
آیا این نهادها مستقل و پایدار بودند، یا وابسته به قدرت سیاسی مرکزی؟
جمهوری اسلامی
این دوره را میتوان نوعی حکومتسازی ایدئولوژیک دانست؛ یعنی حفظ و بازتولید ساختار دولت، بیش از خلق نهادهای جدید و مستقل.
📌 البته خیلی زود دوباره وارد فاز بقا شد.
اگر این تحلیلها را کنار هم قرار دهیم، شاید بتوان چنین فرضیهای را مطرح کرد:
ایران از حدود قرن هفتم میلادی، به تدریج از فاز «خلق نهادهای تمدنی جدید» وارد فاز «بازسازی، بقا و جلوگیری از فروپاشی» شده است.
به عبارت دیگر، الگوی غالب تاریخ ایران چنین بوده:
فروپاشی، بازسازی، تثبیت موقت، فروپاشی، بازسازی...
و نکته این است که:
هر بازسازی، معمولاً در مقیاسی محدودتر و با ظرفیت نهادی کمتری نسبت به ساختارهای پیشین انجام شده است.
📜 البته باید تأکید کرد که این یک مدل تحلیلی در جامعهشناسی تاریخی و فلسفهٔ تاریخ است، نه یک حکم قطعی یا اجماع مطلق.
اما اگر این فرضیه درست باشد، شاید بتوان گفت:
مسئلهٔ اصلی تاریخ ایران در هزار و چهارصد سال گذشته، نه فقدان استعداد تمدنی، بلکه دشواریِ انباشت و انتقال پایدار نهادها بوده است.
📜 سه سدهی طوفانیِ پیش از صفویه؛ از فروپاشی سلجوقیان تا ظهور صفویان، چه بر سر ایران آمد؟
اگر سه قرن اخیر ایران را دوران بازسازی پس از بحران بدانیم، شاید بتوان گفت که سه تا چهار قرن پیش از ظهور صفویه، یکی از طوفانیترین و ویرانگرترین دورههای تاریخ ایران بوده است.
در واقع، برخی تاریخپژوهان معتقدند که از نظر شدت جنگ، کشتار، فروپاشی سیاسی و کاهش جمعیت، این دوره حتی از سه قرن اخیر نیز بحرانیتر بوده است.
🔹 فروپاشی سلجوقیان؛ آغاز عصر چندپارگی پس از افول سلجوقیان، ایران وارد دورهای از حکومتهای محلی، رقابتهای منطقهای و جنگهای پیدرپی شد. اقتدار مرکزی تضعیف شد و بسیاری از مناطق عملاً به صورت مستقل اداره میشدند.
🔹 یورش مغول؛ یکی از بزرگترین فجایع تاریخ ایران در سده هفتم هجری، حمله مغول نه تنها حکومتها، بلکه بسیاری از شهرها، مراکز علمی، زیرساختها و جمعیت ایران را نابود کرد. برخی شهرها بهطور کامل ویران شدند و آثار این فاجعه تا نسلها باقی ماند.
🔹 ایلخانان؛ بازسازی پس از ویرانی اگرچه ایلخانان بعدها به بازسازی بخشهایی از ایران پرداختند و حتی برخی از آنان مسلمان شدند، اما پس از فروپاشی حکومتشان، کشور دوباره وارد دورهای از جنگها و حکومتهای رقیب شد.
🔹 تیمور؛ بازگشت طوفان لشکرکشیهای تیمور بار دیگر بسیاری از مناطق ایران و همسایگانش را درگیر جنگ، ویرانی و کوچهای اجباری کرد. اگرچه حکومت تیموریان بعدها حامی هنر و فرهنگ شد، اما شکلگیری آن با خشونتهای گسترده همراه بود.
🔹 قراقویونلوها و آققویونلوها؛ رقابت بر سر سرزمینی ویران در قرنهای پایانی پیش از صفویه، ایران بار دیگر صحنه رقابت قدرتهای مختلف، جنگهای داخلی و تغییرات مکرر سیاسی شد.
🔹 صفویه؛ پایان چند قرن پراکندگی ظهور صفویان را میتوان از یک منظر، پایان چند قرن تجزیه سیاسی و آغاز شکلگیری دوباره یک دولت متمرکز ایرانی دانست؛ دولتی که توانست پس از قرنها، بخش بزرگی از ایران را زیر یک حکومت واحد گرد آورد.
📜 مشکل ایران در آن دوران چه بود؟ اگر به این چند قرن نگاه کنیم، چند الگوی تکرارشونده دیده میشود:
▫️ فقدان دولت مرکزی پایدار
▫️ جنگهای جانشینی و رقابتهای داخلی
▫️ یورشهای خارجی و مهاجرتهای گسترده
▫️ وابستگی شدید نظم سیاسی به شخص حاکم
▫️ فقدان سازوکارهای پایدار انتقال قدرت
❗شاید یکی از درسهای مهم تاریخ ایران این باشد که: ایران هرگاه فاقد نهادهای پایدار و وحدت سیاسی بوده، بیش از هر چیز هزینهی بیثباتی را پرداخته است.
و شاید به همین دلیل است که بازسازی ایران، چه در گذشته و چه امروز، همواره دشوارتر از ویران کردن آن بوده است. 🌱
سه سدهی طوفانی ایران؛ از صفویه تا امروز، چه بر سر ما آمد؟
اگر بخواهیم تاریخ ایران در حدود ۳۰۰ سال گذشته را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت:
ایران در سه قرن اخیر، بیش از آنکه فرصت ساختن داشته باشد، بارها مجبور به بازسازی پس از فروپاشی بوده است.
جالب است که این سه قرن پرآشوب، تقریباً همزمان با شکلگیری ایرانِ شیعی آغاز میشود. صفویان تشیع را به مذهب رسمی و هویت سیاسی کشور تبدیل کردند و برای نخستین بار، ایران را بهعنوان یک دولت شیعیِ متمرکز سازمان داد.
🔹 ۱۷۲۲؛ سقوط صفویان پس از حدود دو قرن حکومت صفوی، ایران با سقوط اصفهان وارد یکی از تاریکترین دورههای تاریخ خود شد؛ قحطی، جنگ داخلی، اشغال و فروپاشی سیاسی.
🔹 افشاریه؛ احیای قدرت، اما نه ثبات
نادرشاه توانست ایران را دوباره به یک قدرت جهانی تبدیل کند، اما خود او به دست نزدیکانش کشته شد و کشور بار دیگر به جنگ داخلی فرو رفت.
🔹 زندیه؛ آرامشی کوتاه
کریمخان زند توانست برای مدتی ثبات و آرامش ایجاد کند، اما پس از مرگ او، ایران دوباره گرفتار جنگهای جانشینی شد.
🔹 قاجار؛ شکست، تجزیه و نفوذ خارجی
در این دوره، ایران بخش بزرگی از سرزمینهای تاریخی خود را از دست داد، بارها تحت فشار قدرتهای خارجی قرار گرفت و با انقلاب و بحرانهای سیاسی روبهرو شد.
🔹 پهلوی؛ نوسازی و انقلاب پروژهی مدرنسازی، صنعتیسازی و دولتسازی آغاز شد، اما تنشهای سیاسی و اجتماعی در نهایت به انقلاب ۱۳۵۷ انجامید.
🔹 جمهوری اسلامی؛ جنگ، جنایت، تحریم و بحرانهای مداوم
در دهههای اخیر نیز ایران با جنگ، تحریم، تنشهای منطقهای، اعتراضات داخلی و بحرانهای سیاسی و اقتصادی متعدد روبهرو بوده است.
اگر به سرنوشت حاکمان ایران از اواخر صفویه تا امروز نگاه کنیم، نکتهای قابل تأمل دیده میشود:
بسیاری از آنان ترور شدند،
برخی در جنگ کشته شدند،
عدهای در زندان یا حصر جان دادند،
گروهی تبعید شدند و در غربت درگذشتند،
و تنها تعداد محدودی توانستند مرگ طبیعی و انتقال نسبتاً آرام قدرت را تجربه کنند.
این الگو، از دیدگاه علوم سیاسی، نشانهی یک مسئلهی عمیقتر است:
فقدان نهادهای پایدار برای انتقال قدرت و مدیریت بحرانهای سیاسی.
❗عوامل مهم دیگری نیز در لین مشکلات نقش داشتهاند، از جمله:
تمرکز شدید قدرت در دست یک فرد یا خاندان
نبود سازوکارهای پایدار انتقال قدرت
موقعیت ژئوپلیتیکی حساس ایران
مداخلات قدرتهای خارجی
جنگهای مکرر
و چرخهی تاریخی شبهانقلاب، سرکوب و انتقام.
🇧🇷 نام برزیل به چه معناست؟
▪︎هنگامی که کاوشگران پرتغالی درختان پائوبرازیلیا را در سواحل آمریکای جنوبی یافتند، آن را خویشاوند گونه آسیایی درخت ساپان دانستند که قبلا در اروپا برای تولید رنگ سرخ به کار میرفت. پرتغالیها این درختان را پائوبرازیلیا نامیدند، واژه پائو به معنی چوب، و برازیل به معنی شبیه خاکستر (سرخ). بعدها نام این سرزمین از روی همین درخت برگزیده شد.
• • •
#️⃣ #تاریخ #زبانشناسی
🔗 @daneshvar402
خواننده: الویس پرسلی
تاریخ انتشار: ۱۹۵۶
سبک: Rock and Roll
• • •
#️⃣ #موسیقی
🔗 @daneshvar402
معرفی سبک R&B
▪︎سبک R&B مخفف ریتم اند بلوز (Rhythm and Blues) است، ژانری از موسیقی عامهپسند که در دهه ۱۹۴۰ در میان جوامع آفریقایی-آمریکایی ایالات متحده شکل گرفت. این سبک از تلفیق موسیقیهای بلوز، جز و گاسپل (موسیقی کلیسایی سیاهپوستان) به وجود آمد.
🎸 سبک R&B اولیه (دهه ۴۰ تا ۷۰)
ریشهها: برگرفته از موسیقی غنی آفریقایی-آمریکایی. در ابتدا با نام توهینآمیز موسیقی نژادی شناخته میشد. اصطلاح ریتم اند بلوز در سال ۱۹۴۸ توسط جری وکسلر ابداع شد.-
صدا و سازبندی: سبکی پرانرژی و مبتنی بر بلوز. گروهها معمولا از پیانو، گیتار، کنترباس، درام و ساکسوفون تشکیل میشدند.
مضمون: اشعار عمدتا درباره تجربه درد، جستجوی آزادی، شادی و فرازونشیبهای روابط و اقتصاد بود.
این سبک که به عنوان آر اند بی معاصر (Contemporary R&B) شناخته میشود، در دهه ۱۹۹۰ شکل گرفت.
سبک R&B معاصر یک سبک کاملا جدید نبود، بلکه تکاملیافته R&B اولیه است. تفاوت اصلی در موارد زیر است:
سازبندی: به جای سازهای زنده، از سینتسایزر، کیبورد، گیتار بیس و درام الکترونیک لوپ شده استفاده میکند.
تاثیرپذیری: درحالیکه R&B اولیه با راک اند رول همپیمان بود، R&B معاصر بیشتر از هیپ هاپ تاثیر گرفته است.
در یک کلام، R&B معاصر، در ظاهر هیچ ارتباطی با R&B اولیه ندارد اما در ساختار، وارث و ادامهدهنده راه است، با زبانی مدرنتر و تاثیرپذیرفته از هیپهاپ.
داستان سفر اینانا (ایشتار) به دنیای زیرین ⚔❤️
▪️اینانا (ایشتار) تصمیم میگیرد که به دنیای زیرین مردگان سفر کند. پیش از سفر از دستیارش نینشوبور میخواهد که اگر پس از سه روز و سه شب بازنگشت از دیگر خدایان بازگشتش را درخواست کند.
▪️خواهرش ارشکیگال بر دنیای مردگان حکومت میکرد. و به تازگی همسرش گوگالانا، گاو نر آسمانی را از دست داده بود.
▪️اینانا هفت تکه لباس بر خود پوشاند که هفت قدرت به او میدادند و به سمت دروازههای دنیای زیرین حرکت کرد.
▪️پس از رسیدن به دروازه درخواست ورود میکند. بهانه حضورش را عزاداری به همراه خواهرش معرفی میکند.
▪️ارشکیگال موافقت میکند ولی به شرط اینکه در هر دروازه یکی از لباسها، و در نتیجه قدرتهایش را تحویل دهد.
▪️در نهایت اینانا به صورت برهنه به حضور خواهرش میرسد. ارشکیگال هفت داور جهان زیرین را فرامیخواند و آنها اینانا را به ماندن در جهان زیرین محکوم میکنند. سپس ارشکیگال اینانا را میکشد.
▪️نینشوبور مطابق نقشه به سراغ دیگر خدایان میرود. دو تن از آنها کمک را رد میکنند ولی خدای سوم انکی میپذیرد کمک کند. او دو فرستاده به جهان زیرین میفرستد که با خود غذای زندگی و نوشیدنی زندگی را حمل میکنند.
▪️آنها با ارشکیگال همدردی میکنند و او را راضی میکنند تا اینانا را با غذا و نوشیدنی زندگی برگردانند و او قبول میکند.
▪️ولی هفت داور میگویند کسی بدون آسیب از دنیای زیرین برنمیگردد و اینانا باید کسی را به جای خود به دنیای زیرین بفرستد. و هفت موجود شیطانی را به همراهش میفرستند تا جایگزینش را پیدا کنند.
▪️اینانا ابتدا به چند شهر مختلف میرود و همه برای رفتن او عزاداری کرده بودند و در نهایت به سراغ همسرش دوموزی میرود. وقتی میبیند دوموزی عزادار او نیست و راحت روی تختش نشسته او را معرفی میکند.
▪️دوموزی ابتدا فرار میکند و پیش خواهرش گشتاینانا مخفی میشود ولی در نهایت گیر میافتد. گشتاینانا، از ارشکیگال خواهش میکند که مجازاتش را تخفیف دهد. و او موافقت میکند که نیمی از سال دوموزی به زمین برگردد و گشتاینانا جایش را بگیرد.
https://en.wikipedia.org/wiki/Descent_of_Inanna_into_the_UnderworldЧитать полностью…
☀️اتحادیه تبادلاتی عصر ایران☀️
کســـــی کـــاو هوای فــــــریدون کند
دل از بـــند ضــــحاک بـــــــیرون کند
لیستی از چندین رسانه و کانال ملی گرایان تهیه کردیم تا به راحتی به آنها دسترسی داشته باشید.
🍷لیستی از بهترین کانال ها و رسانه های ملی گرایان
/channel/addlist/jsnDivSFThoxODM8
جهت عضویت در لیست به آیدی زیر پیام ارسال کنید.
🟡| @asriran_support
ایشتار یا اینانا ⚔❤️
▪️ایشتار یا اینانا الهه میانرودانی عشق، جنگ، رابطه جنسی، قدرت سیاسی و باروری بود. خصوصیتهای متضاد این الهه او را به یکی از پیچیدهترین خدایان تبدیل میکند.
در ادامه به بررسی این الهه میپردازیم.
• • •
#️⃣ #استوره
🔗 @daneshvar402
تا یک دهه پیش، دانشجویان علوم انسانی و فلسفه معمولاً با این توصیه روبهرو میشدند که برای افزایش شانس استخدام، برنامهنویسی یاد بگیرند. اما حالا شرایط تا حدی تغییر کرده است. با گسترش هوش مصنوعی، برخی برنامهنویسان نگران جایگزین شدن خود با فناوری هستند، در حالی که فارغالتحصیلان فلسفه بیش از گذشته مورد توجه شرکتهای فناوری قرار گرفتهاند.• • •
فهرست مطالب
بر اساس آمار منتشرشده از سوی بانک مرکزی فدرال رزرو نیویورک، نرخ بیکاری فارغالتحصیلان فلسفه در آمریکا در سال ۲۰۲۴ حدود ۵.۱ درصد بوده است؛ رقمی که از نرخ بیکاری ۷ درصدی فارغالتحصیلان علوم کامپیوتر کمتر است.
بخشی از این روند به افزایش تقاضای شرکتهای فعال در حوزه هوش مصنوعی برای جذب فیلسوفها بازمیگردد. «لوچیانو فلوریدی» (Luciano Floridi)، استاد فلسفه دانشگاه ییل، میگوید بسیاری از دانشجویان فلسفه حتی پیش از فارغالتحصیلی پیشنهاد شغلی دریافت میکنند و برخی دانشگاهها با موج خروج استادان فلسفه به سمت شرکتهای فناوری مواجه شدهاند.
چرا شرکتهای هوش مصنوعی به فیلسوفها نیاز دارند؟
یکی از دلایل اصلی این موضوع، پیچیدهتر شدن تصمیمگیریهای هوش مصنوعی است. بسیاری از چالشهایی که توسعهدهندگان مدلهای هوش مصنوعی با آن مواجه هستند، ماهیتی فلسفی دارند.
برای مثال، «روش سقراطی» که از آموزههای «افلاطون» (Plato) و «سقراط» (Socrates) سرچشمه میگیرد، بر پرسشگری مداوم، کشف تناقضها و رسیدن به درک عمیقتر از حقیقت تأکید دارد.
برخی متخصصان معتقدند آموزش مدلهای هوش مصنوعی بر اساس این روش میتواند آنها را از تمایل به تأیید بیچونوچرای نظرات کاربران دور کند و به سمت تحلیل منطقیتر سوق دهد.
«یورگ نولر» (Jörg Noller)، پژوهشگر حوزه فلسفه و هوش مصنوعی در دانشگاه مونیخ، معتقد است یکی از مشکلات فعلی هوش مصنوعی اعتمادبهنفس بیش از حد مدلهاست. به گفته او، مفهوم «نادانی سقراطی» که بر آگاهی از محدودیتهای دانستههای فرد تأکید دارد، میتواند به کاهش این مشکل کمک کند.
نقش فلسفه در کاهش خطاهای هوش مصنوعی
شرکتهای فعال در حوزه هوش مصنوعی میگویند استفاده از رویکردهای فلسفی به کاهش خطاها و «توهم» یا Hallucination در مدلها کمک کرده است.
«آیسون گابریل» (Iason Gabriel)، فیلسوف ارشد «گوگل دیپمایند» (Google DeepMind)، معتقد است آموزشهای برگرفته از فلسفه نقش مهمی در بهبود فرایندهای استدلالی مدلهای زبانی ایفا کردهاند.
علاوه بر این، فلسفه میتواند بر نحوه نگاه مدلها به جهان نیز اثر بگذارد. برای نمونه، اگر یک دستیار حقوقی هوش مصنوعی بر اساس دیدگاههای «جان لاک» (John Locke) آموزش ببیند، احتمالاً در پاسخهای خود بیشتر بر حقوق مالکیت فردی تأکید خواهد کرد.
شرکت «آیبیام» (IBM) حتی در برخی مدلهای خود امکان تنظیم خروجیها براساس رویکردهای فلسفی مختلف را برای مشتریان سازمانی فراهم کرده است تا کسبوکارها بتوانند ارزشها و اصول مورد نظر خود را در رفتار مدل اعمال کنند.
فلسفه و امنیت هوش مصنوعی
یکی دیگر از حوزههایی که حضور فیلسوفها در آن اهمیت پیدا کرده، ایمنی و کنترل رفتار هوش مصنوعی است.
پژوهشگران در سالهای اخیر رفتارهایی مانند تلاش برای دور زدن نظارت انسانی یا حتی باجخواهی از کاربران را در برخی مدلهای آزمایشی مشاهده کردهاند. برای کاهش چنین خطراتی، شرکتها به سراغ مفهومی به نام «قانون اساسی هوش مصنوعی» یا AI Constitutionalism رفتهاند.
در این روش، مدلها بر پایه مجموعهای از اصول اخلاقی و حقوقی آموزش داده میشوند. شرکت «آنتروپیک» (Anthropic) از جمله پیشگامان این رویکرد است. قانون اساسی مدل Claude این شرکت از منابعی مانند آثار «ایمانوئل کانت» (Immanuel Kant)، اعلامیه جهانی حقوق بشر و حتی شرایط استفاده اپل الهام گرفته است.
برخی کارکنان آنتروپیک به شوخی این سند ۷۸ صفحهای را «سند روح کلود» نامیدهاند.
کدام اخلاق برای هوش مصنوعی مناسبتر است؟
بحث اصلی در میان فیلسوفان و توسعهدهندگان هوش مصنوعی این است که چه اصول اخلاقی باید بر رفتار مدلها حاکم باشد.
یکی از رویکردهای مهم، وظیفهگرایی یا Deontology است که از فلسفه کانت الهام گرفته و بر رعایت اصولی مانند صداقت، عدم فریب و احترام به انسانها تأکید دارد؛ حتی اگر نتیجه نهایی همیشه بهترین پیامد را ایجاد نکند.
بسیاری از ویژگیهایی که کاربران در Claude مشاهده میکنند، مانند صداقت بیشتر و پایبندی به اصول اخلاقی، حاصل همین رویکرد است.
در مقابل، رویکرد پیامدگرایی یا Consequentialism قرار دارد که تصمیمها را براساس نتایج آنها ارزیابی میکند. مدلهایی مانند ChatGPT و Gemini تا حدی از این چارچوب بهره میبرند.
🏛 سیاست را از صفر بیاموزید
سیاست در دنیای امروز فقط «اخبارِ رویدادها» نیست؛ سیاست یعنی درکِ منطقِ حاکم بر زندگیِ جمعی. با در دست داشتنِ چند مفهوم پایه، هر کسی میتواند رویدادهای جهان را با دقتی متفاوت تحلیل کند.
ما در این سری ۷ پستی، بدونِ نیاز به هیچ دانشِ قبلی (سطح صفر)، شما را با «الفبایِ سیاست» آشنا میکنیم تا از این پس، مسائل سیاسی را نه بر اساس «احساس»، بلکه بر اساس «ابزارهای تحلیلی» ببینید.
۱. قدرت چیست؟ (تعریف قدرت، تفاوت آن با زور، و منابع قدرت)
۲. حکومت و مشروعیت (چرا مردم از قوانین اطاعت میکنند؟)
۳. ایدئولوژی در سیاست (عینکِ دیدنِ جهان و توجیه قدرت)
۴. چپ و راست (ریشههای تاریخی و تفاوت نگاههای اقتصادی)
۵. مربع قدرت (تحلیل نمودار دومحوری: آزادی در برابر اقتدار)
۶. ساختارهای نظم و نمایندگی (دموکراسی و نقش نهادها)
۷. سنتز و نقد ساختارها (چرا هیچ سیستمی کامل نیست؟)
در فلسفه اخلاق و اقتصاد سیاسی، به این پدیده سیستم برندههمهچیز (Winner-Take-All) میگویند. اندیشمندانی چون مایکل سندل از هاروارد معتقدند که این ساختار، ارزش ذاتی رقابت را فدای جذابیت نمایشی و فروش داستان میکند. وقتی اختلاف عملکرد دو تیم یا دو بازیگر به قدری ناچیز است که با چشم غیرمسلح قابل تشخیص نیست، اختصاص همه پاداش به یکی از آنها، نه یک تصمیم اخلاقی، که یک تصمیم بازاریابی است.نتیجهگیری و راهکار
نمونه بارز آن، فینال جام جهانی ۲۰۲۲ است. کیلیان امباپه با هتتریک، عملا تنهایی تیمش را در بازی نگه داشت. با این حال، روایت رسانهای بر تاجگذاری مسی متمرکز شد تا یک حماسه فروشنده بسازد. در جامجهانی ۲۰۱۸ نیز بلژیک که تنها با یک گل از فرانسه شکست خورد و در رتبهبندی کیفی، تفاوت آشکاری با قهرمان جام نداشت، محکوم به کسب عنوان سومی شد که هیچکس در تاریخ آن را به خاطر نمیآورد. انگار که یک تار مو، تمام سرنوشت غرور و درآمد یک تیم را تعیین میکند.
این ماجرا فقط به ورزش ختم نمیشود. در جوایز اسکار نیز وقتی دو بازیگر، نقشی را بینقص اجرا میکنند، اما فقط یکی تندیس میگیرد، یا در سالهای ضعیف، ناچارا به یک بازیگرِ معمولی جایزه میدهند تا مراسم تعطیل نشود، در واقع سیستم، معرفی لایقها را فدای بقای تشریفاتی خود کرده است.
چرا این سیستم ادامه دارد؟
دلیلش ساده است. داستان یک قهرمان برای اسپانسرها و تبلیغات بسیار سودآورتر از داستان دو قهرمان مساوی است. همچنین، ذهن عمومی راحتتر با یک برنده ارتباط برقرار میکند تا با دو مدعی برابر. به عبارت دیگر، این سیستم بر اساس دقت ریاضی نیست، بلکه بر اساس سادگی روایت و گردش مالی طراحی شده است.