هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است
عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر است
نه هر آن چشم که بینند سیاه است و سپید
یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است
هر که در آتش عشقش نبود طاقت سوز
گو به نزدیک مرو کآفت پروانه پر است
گر من از دوست بنالم نفسم صادق نیست
خبر از دوست ندارد که ز خود با خبر است
آدمی صورت اگر دفع کند شهوت نفس
آدمی خوی شود ور نه همان جانور است
شربت از دست دلارام چه شیرین و چه تلخ
بده ای دوست که مستسقی از آن تشنهتر است
من خود از عشق لبت فهم سخن مینکنم
هرچ از آن تلخترم گر تو بگویی شکر است
ور به تیغم بزنی با تو مرا خصمی نیست
خصم آنم که میان من و تیغت سپر است
من از این بند نخواهم به در آمد همه عمر
بند پایی که به دست تو بود تاج سر است
دست سعدی به جفا نگسلد از دامن دوست
ترک لؤلؤ نتوان گفت که دریا خطر است
#حضرت_سعدی
پس جهان زاید جهانی دیگری
این حشر را وا نماید محشری
بنابر این، جهان که از حقیقت انسان کامل، فیض می گیرد، یک جهانِ پر معنا و تابان دیگر پدید می آورد. و حقیقت حشر و قیامت برای مردم آشکار شود. حشر و رستاخیز در کُلّ جهان و در دل همه پدیده ها بوقوع می پیوندد و هر لحظه قیامتی برپاست.
تا قیامت گر بگویم بشمرم
من ز شرح این قیامت قاصرم
اگر تا قیامت بخواهم از این قیامت ها و حشرها سُخن بگویم، باز از عهده آن بر نخواهم آمد.
این سخنها خود بمعنی یا ربیست
حرفها دام دم شیرینلبیست
در اینجا از حضرت مولانا می پرسند که تو می فرمایی ما نمی توانیم از عهده شرح و بیان قیامت بر آییم پس چرا در این باره سخنانی بر زبان نمی آوری؟ و امّا جواب: این سخنان که ما می گوییم در واقع به منزله "یا ربّ گفتن"و تضرّع کردن است. زیرا این سخنان همانند دامی است که نَفَس های معشوق شیرین لب را صید می کند.
دم شیرین لب: کنایه از لبیک گفتن معشوق است.
چون کند تقصیر پس چون تن زند
چونک لبیکش به یارب میرسد
پس چرا شخص در مناجات کردن و یارب گفتن سستی و اهمال می کند؟ و از این کار امتناع می ورزد؟ در حالی که "لبّیک" خدا به "یارب" بنده می رسد.
هست لبیکی که نتوانی شنید
لیک سر تا پای بتوانی چشید
لیکن که حق تعالی می گوید، لبیکی نیست که بنده به وسیله حروف و الفاظ بشنود، بلکه لبیکی است که می توانی آن را با همه وجود خود بچشی و آن را دریابی.
شرح مثنوی شریف
گفت سنگی دیدم در راهی و بر وِی نبشته :
اقلب و اقرأ؛ (برگردان و بَرخوان)
برگردانیدم نوشته بود :
چون تو عمل نکنی بدانچه میدانی،
چُون میطلبی آنچه نمی دانی ؟
تذکره الاولیا
.
هنر این نیست که فقط دوستان مون رو
دوست داشته باشیم
کاش باور خداوند در مردمان
. برابر بود با مهربانی و بخشندگی
🥋 بروس لی؛ مردی که فقط مبارزه نکرد، جهان را تغییر داد.
بروس لی، با نام اصلی لی جونفان، چیزی فراتر از یک بازیگر یا رزمیکار بود؛ او یک انقلاب متحرک بود.
خیلی از بیماری های ما ریشه در عدم تعادل های درونی ما دارند
اکثر بیماری های جسمی ما ریشه در افکاری دارند که افسار احساساتمون دستشون هست ( آشفته گی های روحی ،ناخوشی روان) و ما بجای دنبال راه حل رفتن و رفع و رجوع کردن به درمانهای دارویی پناه میبریم و تداخل داروها یک عضو دیگه ای رو از کار می اندازه
۱۹ مهر زادروز محمدرضا شفیعیکدکنی
(زاده ۱۹ مهر ۱۳۱۸ نیشابور) نویسنده و شاعر، با تخلص م.سرشک
در کدکن از روستاهای قدیمی، بین نیشابور و تربتحیدریه زاده شد و از آغاز کودکی نزد پدرش و محمدتقی ادیب نیشابوری "ادیب نیشابوریدوم" به فراگیری زبان و ادبیات عرب پرداخت. "در هفتسالگی بخشهایی از الفیه ابنمالک را از حفظ بود و فقه، کلام و اصول را نزد شیخ هاشم قزوینی معروف به "فقیه آزادگان"و نزد محمدهادی میلانی فراگرفت.
وی به پیشنهاد دکتر علیاکبر فیاض، در دانشگاه فردوسی مشهد نامنویسی کرد و در کنکور آن سال نفر اول شد و به دانشکده ادبیات رفت و مدرک کارشناسی در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه فردوسی و مدرک دکتری را نیز در همین رشته از دانشگاه تهران گرفت.
او از سال ۱۳۴۸ استاد دانشگاه تهران است. بدیعالزمان فروزانفر زیر برگه پیشنهاد استخدام وی نوشته بود «احترامی است به فضیلت».
وی از جمله دوستان نزدیک مهدی اخوان ثالث، شاعر خراسانی، به شمار میرود و دلبستگیاش را به اشعار وی پنهان نمیکند.
او در شهریور ۱۳۸۸ به آمریکا رفت که این سفر بازتاب وسیعی در مطبوعات ایران داشت. وی برای استفاده از یک فرصت مطالعاتی در مؤسسه مطالعات پیشرفته پرینستون، در باب تاریخ و تطور فرقه کَرامیه به تحقیق پرداخت و پس از ۹ ماه به میهن بازگشت و در تدریس دانشگاه تهران حاضر شد.
وی سرودن شعر را از جوانی به شیوه قدمایی آغاز کرد و پس از چندی به سبکنو مشهور به نیمایوشیج روی آورد. با انتشار دفتر شعر در کوچه باغهای نشابور نامآور شد. آثار او را میتوان به سه گروه انتقادی و نظری و مجموعه اشعار خود وی تقسیم کرد. آثار انتقادی این نویسنده، شامل تصحیح آثار کلاسیک فارسی و نگارش مقالاتی در حوزه نظریه ادبی میشود که بخشی از آنها را در زیر میبینید. در میان آثار نظری وی، کتاب موسیقی شعر جایگاهی ویژه دارد و در میان مجموعه اشعارش در کوچه باغهای نشابور آوازه بیشتری دارد. زمزمهها، شبخوانی، از زبان برگ، بوی جوی مولیان، از بودن و سرودن، مثل درخت در شب باران، هزاره دوم آهوی کوهی، صور خیال در شعر فارسی، موسیقی شعر، با چراغ و آینه "در جستجوی ریشههای تحول شعر معاصر ایران" تصحیح اسرارالتوحید نوشته محمدبن منور، تصحیح تاریخ نیشابور نوشته حاکم نیشابوری، تصحیح آثار عطار نیشابوری، مختارنامه، مصیبتنامه، منطقالطیر، اسرارنامه، دیوان عطار و ترجمه آفرینش و تاریخ نیز از جمله آثار اوست.
آخرین کتاب او، این کیمیای هستی "درباره حافظ" است که نخستین چاپ آن در سال ۱۳۹۷ توسط انتشارات سخن متنشر شد.
فیلمی به نام "ستایشگر زیبایی"به وسیله جواد میرهاشمی؛ پژوهشگر و مستند ساز از سال ۱۳۹۱ در دست تهیه است که به احوال سجلی و تالیفات و تاثیرات وی بر ادبیات معاصر میپردازد. نام این فیلم وامدار گفتوگوی میرهاشمی با هوشنگ ابتهاج "ه. ا. سایه" است.
کتاب تذکرهالاولیای عطار که حاصل تلاش ۵۰ ساله دکتر شفیعیکدکنی است در اردیبهشت سال ۱۳۹۸ منتشر شد.
کتاب "نامهای به آسمان" از سوی نشر سخن در روزهای پایانی سال ۱۴۰۲ منتشر شد.
«رها در زنجیر» مجموعه اشعار کوتاه محمدرضا شفیعی کدکنی در خرداد ۱۴۰۵ توسط انتشارات سخن توزیع شد.
روز دختر مبارک، تویی که یه تنه برای رویاهات میجنگی، تو مملکتی که دختر بودن یکی از سخت ترین کاراست. اونقدر غرق کار و هدفاتی که فرصت هیچ حاشیهای رو نداری.
روز دختر مبارک، تویی که زیباترین صفات خداوند رو داری: مهربونی، صبوری، لطیفی، دلسوزی، کلی صفات دیگه که فقط به خودت میاد.
روزت مبارک دختر...🌹💐🌸🌺🍀
خوشبختی خود به خود به وجود نمی آید،
رسیدن به خوشبختی فرآیندی فعال است که نیازمند تلاش است.
افکار غلط را کنار بگذارید،
به اضطراب ها غلبه کنید،
علاقه ها را شناسایی کنید،
وارد یک رابطه معنادار با یک انسان دوست داشتنی شوید..
فراموش نکنیم انسانها خود به خود خوشبخت نمی شوند،
تلاش کنید
تلاش کنید
و باز هم تلاش کنید
🌺🌺🌺
یار مهربانم
درود
بامداد یک شنبه ات نیکو
🌺🌺🌺
بوم روزت رنگین
طرح زمینه اش مهربانی
لحظه هایت پر از اتفاقات قشنگ
خوشبختی در دسترس تو و
افکار بلندت سبز و دلت به پاکی آسمان
🌺🌺🌺
شاد باشی
.
از شیخ ابوالحسن خرقانی پرسیدند که:
هر که را هستی خدای بر دل غالب آمده باشد نشانی وی چه باشد؟
شیخ فرمودند :
از فرق تا قدم وی ، همه به هستی خدای اقرار کنند،
دستش و پایش، نشستن و رفتن و دیدن
تا آن بادی که از بینی وی بیرون آید گوید که: «الله»
چنانکه مجنون ، به هر که برسیدی گفتی : «لیلی»
اگر بر زمین رسیدی و اگر به دریا یا به دیوار،
به مردم و کاه و گوسپند،
به جائی که گفتی:
«أنا لیلی و لیلی أنا»
بهترین راه این است که،
فقط تسلیم جهان هستی باشی،
بگذاری هرکجاکه، میخواهدتورا ببرد؛
کائنات هرگزکسی را، به جایی خطانبرده است،
همیشه تورابه وطن حقیقی ات خواهدبرد ،
امابه شرط تسلیم بودنت...
اشو
استاد شجریان
غوغای عشقبازان
من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی
یا چه کردم که نگه باز به من می نکنی
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا نگویند رقیبان که تو منظور منی
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
پس جهان زاید جهانی دیگری
این حشر را وا نماید محشری
بنابر این، جهان که از حقیقت انسان کامل، فیض می گیرد، یک جهانِ پر معنا و تابان دیگر پدید می آورد. و حقیقت حشر و قیامت برای مردم آشکار شود. حشر و رستاخیز در کُلّ جهان و در دل همه پدیده ها بوقوع می پیوندد و هر لحظه قیامتی برپاست.
تا قیامت گر بگویم بشمرم
من ز شرح این قیامت قاصرم
اگر تا قیامت بخواهم از این قیامت ها و حشرها سُخن بگویم، باز از عهده آن بر نخواهم آمد.
این سخنها خود بمعنی یا ربیست
حرفها دام دم شیرینلبیست
در اینجا از حضرت مولانا می پرسند که تو می فرمایی ما نمی توانیم از عهده شرح و بیان قیامت بر آییم پس چرا در این باره سخنانی بر زبان نمی آوری؟ و امّا جواب: این سخنان که ما می گوییم در واقع به منزله "یا ربّ گفتن"و تضرّع کردن است. زیرا این سخنان همانند دامی است که نَفَس های معشوق شیرین لب را صید می کند.
دم شیرین لب: کنایه از لبیک گفتن معشوق است.
چون کند تقصیر پس چون تن زند
چونک لبیکش به یارب میرسد
پس چرا شخص در مناجات کردن و یارب گفتن سستی و اهمال می کند؟ و از این کار امتناع می ورزد؟ در حالی که "لبّیک" خدا به "یارب" بنده می رسد.
هست لبیکی که نتوانی شنید
لیک سر تا پای بتوانی چشید
لیکن که حق تعالی می گوید، لبیکی نیست که بنده به وسیله حروف و الفاظ بشنود، بلکه لبیکی است که می توانی آن را با همه وجود خود بچشی و آن را دریابی.
شرح مثنوی شریف
سخن ما همه نقد است و سخنهای دیگران نقلست، و این نقل فرعِ نقد است.
نقد همچون پای آدمیست و نقل همچنانست که قالب چوبین بشکل قدم آدمی.
اکنون آن قدم چوبین را از این قدم اصلی دزدیده اند و اندازه از این گرفته اند.
اگر در عالم پای نبودی ایشان این قالب را از کجا شناختندی؟!
پس بعضی سخنها نقد است و بعضی نقل است و بهمدیگر می مانند، ممیزی می باید که نقد را از نقل بشناسد.
و تمییز ایمان است و کفر بی تمیزی است.
نمی بینی که در زمان فرعون چون عصای موسی مار شد و چوبها و رسنهای ساحران مار شدند، انکه تمیز نداشت همه را یک گونه دید و فرق نگذاشت و آنکه تمییز داشت سِحر را از حق فهم کرد و مؤمن شد بواسطۀ تمییز؟!
پس دانستیم که ایمان تمییزست.
فیه ما فیه
وقتی این همه
اشتباهات جدید وجود دارد ،
که میتوان مرتکب شد...
چرا باید
همان قدیمیها را
تکرار کرد ؟
# برتراند راسل
بیپرده است جلوه ز طرف نقاب صبح
تاکی روی چو دیدهای انجم به خواب صبح
اهل صفا ز زخم گل فیض چیدهاند
بیرون چاک سینه مدان فتح باب صبح
پیری رسید مغفرت آماده شو که نیست
غیر از کف دعا ورقی در کتاب صبح
از وحشت نفس نتوان جز غبار چید
رنگ شکستهٔ تو بس است انتخاب صبح
جرم جوان به پیر ببخشند روز حشر
سپند نامهٔ سیه شب به آب صبح
این دشت یک قلم ز غبار نفس پُر است
حسرت کشیده است به هر سو طناب صبح
با چشم خشک چشم زفیض سحرمدار
اشک است روغنی که دهد شیر ناب صبح
نتوان گره زدن به سر رشتهٔ نفس
پیداست رنگ این مثل از پیچ و تاب صبح
کامی که داری از نفس واپسین طلب
فرصت درنگ بسته به دوش شتاب صبح
حاصل ز عمر یکدم آگاهی است و بس
چون پنبه شد زگوش نماند حجاب صبح
کو مشتریکه جنس خروشی برآوریم
داریم از قماش نفس جمله باب صبح
تا بویی از قلمرو تحقیق واکشیم
بیدل دواندهایم نفس در رکاب صبح
#بیدل_دهلوی
غزل شمارهٔ ۸۹۷
ترسم که بوی درد تو یابند قدسیان
امشب که بیتو نالهام از آسمان گذشت...
فردی اردبیلی
.
پرتو حقست آن
معشوق نیست
خالقست آن گوییا
مخلوق نیست
#مولانا
امروز بنویس: دختر
بخوان:مهر و مهرآفرین و مهرآور،
برای مادر و پدر و برادر...
روز جهانی دختر فرخ باد.
.
دلم گرفته به پاییز،
ابرِ باران خیز
به دلگشاییِ این باغ غم نشسته،
ببار...
#سیاوش_کسرایی
امروز که روز عشقه
روزِ گُل و بهشته
روز، روزِ دختراست
دنیا با دختر بهشته
روز دختر مبارک❤️❤️❤️😘😘
۱۹ مهر زادروز پوری بنایی
(زاده ۱۹ مهر ۱۳۱۹ اراک) بازیگر تئاتر، تلویزیون و سینما
فعالیت سینماییاش را در سال ۱۳۴۳ با بازی در فیلم «عروس فرنگی» به کارگردانی نصرتاله وحدت آغاز کرد. از بازیهای به یادماندنی و خاطرهانگیز او نقش «اعظم» در دو فیلم «قیصر» و «کوچه مردها» است. وی پس از انقلاب در هیچ فیلمی بازی نکرد و محمدعلی نجفی برای مجموعه تلویزیونی سربداران (۱۳۶۲) به او پیشنهاد همکاری داد که وی به دلیل بیماری پدر و مادرش نپذیرفت. همچنین در سالهای پس از انقلاب چند بار به خارج از کشور رفت و باوجود پیشنهادهایی که برای بازیگری به او شد به ایران بازگشت و حاضر به اقامت در خارج از کشور نبود.
آخرین کار سینمایی بنایی، بازی در فیلم «مریم و مانی» به کارگردانی کبری سعیدی است، البته در سال ۱۳۸۶ در فیلم «شیرین» به کارگردانی عباس کیارستمی بهعنوان یکی از صد بازیگر زنی که در این فیلم در نقش تماشاگران در حال تماشای یک فیلم دیده شدند شرکت داشت. او خواهر اکی بنایی، خواننده ایرانی ساکن آمریکا است.
فیلمشناسی:
شیرین (۱۳۸۷) مریم و مانی (۱۳۵۷)
پشت و خنجر (۱۳۵۶) تلافی (۱۳۵۶)
سرباز (۱۳۵۶) آتش جنوب (۱۳۵۵)
خانم دلش موتور میخواد (۱۳۵۵)
غزل (۱۳۵۵) میراث (۱۳۵۵)
زنبورک (۱۳۵۴) مهرگیاه (۱۳۵۴)
گلنسا در پاریس (۱۳۵۳) بیگانه (۱۳۵۲)
خوشگذران (۱۳۵۲) خیالاتی (۱۳۵۲)
عیالوار (۱۳۵۲) فرزند شمشیر (۱۳۵۲)
قربون زن ایرونی (۱۳۵۲) پدر که ناخلف افتد (۱۳۵۱)
تنها مرد محله (۱۳۵۱) جهنم + من (۱۳۵۱)
خوشگله (۱۳۵۱) سرزمین دلاوران (۱۳۵۱)
شیربها (۱۳۵۱) عاصی (۱۳۵۱)
علی سورچی (۱۳۵۱) قایقرانان (۱۳۵۱)
نانجیب (۱۳۵۱) یکجو غیرت (۱۳۵۱)
برای که قلبها میتپد (۱۳۵۰) دیوار شیشهای (۱۳۵۰)
زن یکشبه (۱۳۵۰) زیر بازارچه (۱۳۵۰)
قصاص (۱۳۵۰) مردان سحر (۱۳۵۰)
ملاممد جان (۱۳۵۰) آینه زمان (۱۳۴۹)
یکخوشگل و هزار مشکل (۱۳۵۰)
دور دنیا با جیبخالی (۱۳۴۹) رسوایی (۱۳۴۹)
شهر گناه (۱۳۴۹) کوچه مردها (۱۳۴۹)
جدایی (۱۳۴۸) دنیای آبی (۱۳۴۸)
قلبهای طلایی (۱۳۴۸) قیصر (۱۳۴۸)
جاده تبهکاران (۱۳۴۷) خشم کولی (۱۳۴۷)
دزد سیاهپوش (۱۳۴۷) رودخانه وحشی (۱۳۴۷)
گرداب گناه (۱۳۴۷) من هم گریه کردم (۱۳۴۷)
سرنوشت (۱۳۴۶) مردی از اصفهان (۱۳۴۶)
وسوسه شیطان (۱۳۴۶) حاتمطایی (۱۳۴۵)
خداحافظ تهران (۱۳۴۵) قفسطلایی (۱۳۴۵)
یک قدم تا بهشت (۱۳۴۵) زبونبسته (۱۳۴۴)
شانس بزرگ (۱۳۴۴) مرخصیاجباری (۱۳۴۴)
مردی در قفس (۱۳۴۴) مو طلایی شهرما (۱۳۴۴) دزد شهر (۱۳۴۳)
عروس فرنگی (۱۳۴۳)
۱۹ مهر روز جهانی دختره
و تو قشنگ ترین دخترِ دنیایی
روزت مبارک زیباترین ظرافتِ جهان
تحقیقات نشان می دهد:
داشتن دخترسبب می شود امیدبه
زندگی درپدران بیشترشود
همچنین دختر
سبب افزایش آرامش درپدران می شود
🎈🎉 11 اکتبر روز جهانی دختر
مبارک🎉🎈
مهمترین درسی که از مادربزرگم آموختم این بود:
اگر میخواهی چیزی را نابود کنی،
اگر میخواهی صدمه و آسیبی به چیزی برسانی،
کافی است آن را محدود کنی،
کافی است آن را محصور کنی.
آن وقت میبینی که خود به خود خشک میشود،
پژمرده میشود و میمیرد!
#ملت_عشق
#اليف_شافاک
ما هیچ، ما نگاه
در این عالم جهت نظاره آمده بودم
مقالات شمس_تبریزی
سودای عشق از زیرکی جهان، بهتر ارزد و دیوانگیِ عشق بر همه ی عقل ها افزون آید.هر که عشق ندارد مجنون و بی حاصل است.هر که عاشق نیست خودبین و پرکین باشد و خودرای بوَد.عاشقی، بی خودی و بیراهی باشد. دریغا همه ی جهان و جهانیان کاشکی عاشق بودندی تا همه زنده و با درد بودندی.
📒 تمهیدات عین القضات همدانی
ای سرافیل قیامتگاه عشق
ای تو عشق عشق و ای دلخواه عشق
من میان گفت و گریه می تنم
یا بگریم یا بگویم چون کنم
شهر هم همرنگ او شد اشک ریز
مرد و زن در هم شده چون رستخیز
آسمان می گفت آن دم با زمین
گر قیامت را ندیدستی ببین
عقل حیران که چه عشق است و چه حال
تا فراق او عجب تر یا وصال
با دو عالم عشق را بیگانگی
اندرو هفتاد و دو دیوانگی
سخت پنهانست و پیدا حیرتش
جان سلطانان جان در حسرتش...
مولانا_جلال_الدین
مثنوی_معنوی
دفتر سوم